باستانشناختی

 قلعه با شکوه داور دردالاهو مربوط به ساسانیان که در  ۲۶ اسفند سال ۱۳۸۶ به شماره ۲۱۸۰۳ در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده است در حال متلاشی شدن می باشد. این مجموعه با وسعت تقریبی چهل کیلومتر مربع از سمت شمال غرب با پرتگاه تندی به جلگه ذهاب و از طرف شمال و شرق به صخره های پلکانی دالاهو محدود می شود. بر اساس اولین تحقیقات و کاوش های باستان شناسی در این منطقه و بر طبق گچ بری های مکشوفه از بنای معروف به «گچ گمبد» زمان ساخت این مجموعه به دوره ساسانی نسبت داده شد. اما کاوش های بعدی در این منطقه نشان داد بسیاری از مجموعه بناهای این محوطه متعلق به به اواخر دوره اشکانی است. این مجموعه شامل چند محوطه است: دیوار گچ: خطی از استحکامات به طول دو و نیم کیلومتر و عرض دو تا چهار متر است و با قلوه و لاشه سنگ به همراه ملاط گچ ساخته شده است. سرتاسر نمای خارجی این دیوار با مجوعه ای از برج های نیم دایره ای شکل تقویت شده است. آشپزخانه: در انتهای پایین دیوار مجموعه ای از استحکامات قرار دارد و به احتمال زیاد محل استقرار سربازان بوده است. دروازه: دو برج منفرد در ابتدای دیوار دفاعی قرار گرفته است.


+ نگاشته شده در  شنبه 30 مهر1390ساعت 17:0  توسط وارنا  | 

افزایش نگرانی ها از تخریب و انهدام بناهای باستانی از یک سو و منع قانونی نداشتن خرید و فروش خانه های تاریخی که نماد و سمبل معماری بومی ایرانی هستند از سوی دیگر بر دلهره های دوستداران میراث افزوده است در خوشبینانه ترین حالت می توان گفت همه ما به میراث فرهنگی پشت کرده ایم.وقتی مدیرمیراث صراحتا گفت:با تخریب خانه پروین اعتصامی مخالفیم اما از نظر میراث فرهنگی خرید و فروش خانه تاریخی غیر قانونی نیست و مالکان بناهای تاریخی می‌توانند تغییر کاربری، مرمت و خرید و فروش در ملک شخصی خود داشته باشند. با خود اندیشیدم شاید ایشان مفهوم مرمت و کاربری را هم نمی دانند.آیا می توان بنای باستانی را تحت عنوان کاربری آغل گوسفندان  و محل انباشت کاه و یونجه کرد؟ شاید منظور ایشان این بود که ماسوله و ابیانه و خانه های کاشان را با لودر منهدم کنند و چون خرید و فروش آزاد است این آزادی به مفهوم نابودی بناهای تاریخی ایران صورت گیرد؟خنده دار اینکه  آنها می گویند: حفظ اثر تاریخی برای ما مهم است حتی اگر در بنای تاریخی کار اداری انجام شود نیز ما مشکلی نداریم.


+ نگاشته شده در  شنبه 30 مهر1390ساعت 10:28  توسط وارنا  | 
[تصویر: torang.jpg]

تورنگ ‌تپه حدود 17 کیلومتری شمال شرقی گرگان و 60 کیلومتری جنوب شرقی دریای خزر واقع شده است.این تپه از مجموعه‌ی چند تپه با برجستگی نزدیک به یکدیگر تشکیل شده است که بزرگ‌ترین آن‌ها 5/34 متر از سطح زمین‌های دشت اطراف بلندتر است. نخستین فصل حفاری در تورنگ‌تپه بهار 1310 هجری شمسی توسط «وولسین» انجام و در آن سه طبقه را شناسایی شد.  سی سال بعد (دهه‌ی 1340)، «ژان» حفاری را در این تپه آغاز کرد. وی 13 فصل کاوش انجام داد و نه دوره‌ی فرهنگی را در این مکان، باستان‌شناسی کرد که قدیمی‌ترین لایه‌ی آن با سفال‌های فرهنگی جیتون ترکمنستان و فرهنگ اسماعیل‌آباد مقایسه شده است و از نظر زمانی به هزاره‌ی پنجم پیش از میلاد تعلق دارد.در این تپه آثاری از دوره‌ی برنز، آهن و نیز آثاری از دوره‌های هخامنشی، لنیسی، اشکانی، ساسانی و اسلامی به‌دست آمده‌استد.


+ نگاشته شده در  شنبه 30 مهر1390ساعت 8:1  توسط وارنا  | 

یاند هاي مخوف بين المللي و قاچاقچيان بي رحم اشيا باستاني درسایه بی توجهی سردمداران میراث چند دهه است که بی زحمت و بی رنج میراث گرانبهای ملت را به غارت می برند.  قوانین پوسیده ودرکنار قهرمردم با تاریخ گذشتگانشان و نیز بی پناهای باستان شناسان کشور که از خانه اصلی خود یعنی میراث  رانده شده اند و به کنج خانه های خود پناه برده اند در حالیکه سقف آن از جنس میراث باستانی بوده و همچون آواری برسرشان فرو ریخته است  میراث باستانی ایران  تاج هایی بر سرشانه های تاریخ بشر بودند  .همه نیک می دانند آثار باستانی  میراث ملت است بی بدیل و یگانه/امروز از کفمان می ربایند تا فردا تمام افق های معانی گذشتگانمان  بر روی نسلی دیگر بسته بماند.جای پای این غارتگران/ این جاهلان نااهل/ و جاعلان عالم مدرن بر میراثمان بد جوری سنگینی می کند.و گویی چنان بر خوان ضیافت غارتگری آمده اند که تا هستی مان را نگیرند از پای نمی شینند. .این موجودات مادون تاریخ و گوشت تلخان روزگار از حضور و بودن میراث گرانبهایمان در رنجند بناگزیر جنس دیگری از نحوه بودنشان را گسترانیده اند که نه از جنس نحوه بودن بلکه ربودن است.

سوال این است پس چرا آن همه میراث افتاده بر خاک، و همای پر افشانده بر سنگ، آن همه شکوه در هم شکسته ما را هم نیازرده است.مگر نه این است که هر اثر آثاری برای آدمی اشارت و بشارت/ عبارت و عبرتی بود؟عبرتی که در بطن مادر تاریخ زاده شده است و تا دیروز عیار تاریخ بودند و امروز غبار تاریک.تا دیروز منظر آگاهی بحساب می آمد و امروز شالوده اش خوان خوانین غارتگر/

 


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390ساعت 16:7  توسط وارنا  | 

باستان شناسی همچوم علوم  اجتماعی طی دهه های اخیردستخوش ناملایمات و تغییرات بسیار شده است. در این مسیر  پیشرفتُ از علوم  رایانه ای/ روش های آماری و زبان ریاضی/ مدد جستند. علم فلسفه خصوصا فلسفه دینُ ازباستان شناسی دانشی توصیفی ساخت.زبان "فورترن "که ورود زبان برنامه نویسی برای تسهیل دردسترسی پیداکردن به روش های متداول زمان دهه پنجاه  بود این دهه را  دگرگون ساخت".بینفور و همسرش "سالی" طی دوران تحصیل خود در میشیگان با پزوهشگران برجسته ای روبرو شدند که این تصادم  بی تاثیر در رشد باستان شناسی و ارائه ایده های نوین نبود.

آشنایی این دو با چهره های علمی دنیا در آنروزگار بسیار حائز اهمیت بود خصوصا وقتی با جیمز گریفن که باستان شناسی توصیفی را به آنها آموخت خود می دانست بینفورد خلاقیت پرداز خوبی در آینده خواهد بود.اسپالدینگ هم که تخصص در کاربرد روش آماری داشت و" لزلی وایت "هم که منطق باستان شناختی را مطرح نمود.از باستان شناسان زمان بینفورد خواست خودرا با فلسفه علم مانوس سازند.

بینفورد به نظریه پیوند های میان باستان شناسی و قوم نگاری پرداخت اودرجستجوی جستار موازین و قوانین جهانشمولی بود که حاکم بر تغییرات و دگرگونی ها بود.براین اساس باستان شناسی حرفه ا ی حرفه ای شد(شغلی حرفه ای و تخصصی)مقالاتی که با این تحولات در مجامع علمی دنیا ارائه می شد نشان از تحولات جدیدی در علم باستان شناسی شد.نظری ها و فرضیه ها شکل گرفتند. بحث  های بسیار متداول گردید.مطالعه اقوام شناختی به شیوه آکادمیم نضج گرفت. ریچارد لی اقوام کونگ سانها در کالاهاری را در پی گرفت.اندیشه های یک ماقبل تاریخشناسی بنام جان پلین بهره گرفته شد.نفوذ فلاسفه علم و مدافعان نظریه "عمومی سیستمها" عامل دیگری برای توسعه علم باستان شناسی شد.تفکرات و اندیشه های بوم شناختی فرهنگ های متفاوت انسانی رابه جستجو نشست.نظریه های گوناگونی باهدف تفهیم و توجیه ساختارهای نظری در جهت ارتباط میان مدارک باستان شناسی در دورانهای گذشته و حال ظهور کرد تحقیقات باستان شناسی ارتباطی میان واقعیات مشهود و مطالعاتی در جهت ارائه معنا و مفهوم این گونه مشاهدات شدند.اولین سوالی که مطرح شد  این بود/آیا باستان شناسی علم است؟

ژاسخ به این سوال هم هم کاملا مثبت بود از آنجا که  باستان شناسی به منظور کشفیات و تحقیقات و تحلیل داده های مربوط به اثار و بقایای  جوامع به طریق علمی عمل می کرد انتظاری غیر از این ژاسخ نبود. ولی از ان جهت که  به عنوان بخشی از انسانشناسی به بررسی و مطالعه افکار و عقاید غیرملموس و نامحسوس فلسفی و نیز باورهای مذهبی یک جامعه می ژرداخت برخی به آن به عنوان یک علم مستقل نمی نگریستند. علم مگر یک طریق کسب آگاهی و شناخت درمورد بخش هایی از جهان طبیعی نبود/ علم در اصل همان تحقیق و مطالعه جهت شناخت و اطلاع که در نهایت دقت طرح و تنظیم شده و به صورتی منظم و اصولی و سازمان یافته است.علم با مشاهده اشیاء و رویدادها و پدیثده ها واقعیات را در جهان آشکار می سازد و این همان کاری است که داده های باستان شناسی و باستان شناسان انجام می دهند.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390ساعت 10:27  توسط وارنا  | 

آبادان تپه نام تپه ای تاریخی ایران در گنبدکاوس است که در سی کیلومتری شمال آن واقع است.این تپه در زمستان سال 1342 بوسیله دکتر سعید گنجوی بمدت 63 روز برسی و سپس حفاری علمی شد.گزارش های این حفاری نشان می دهند که پیش از انکه اقای گنجوی عازم این محل باستانی شود بیش از 25 سال حفاری های قاچاق و غیر قانونی در ان صورت می گرفته است فلزا بسیاری از تپه نابود شده بود.در طول این مدت هم بخش های وسیعی دستخوش تغییرات شده بودند.

مدارک باستان شناختی نشان می دهند رونق این تپه در عهد سلاجقه بوده است 0قرن 5و 6 ه ق/قدیمی ترین لایه اثار قرن سوم و چهارم هجری را در خود دارند.ملکان تپه و تپه مال شیخ هم که در اطراف این تل باستانی بودند از دست حفاران قاچاق درامان نماندند. بطوریکه شواهد بسیار بر کشف و سرقت اشیای باستانی ان حکایت دارد.اين تپه در 22 كيلو متري شمال گنبد كاووس و در مجاورت روستايي به همين نام واقع شده است. آبادان تپه متشكل از دو تپه بزرگ با پلان دايره اي شكل است . بطوريكه در هر يك از آنان تپه اي به بلندي 13 متر به عنوان هسته مركزي و پيرامون آن را تا شعاع 500 متري تپه هاي كوچك و متصل به هم در بر گرفته اند. در واقع آبادان تپه يكي از محوطه هاي بزرگ و ارزشمند تاريخي اين منطقه محسوب مي شود. سفال هاي قرمز و خاكستري موجود در سطح تپه نشانگر قدمت آن تا اواخر هزاره اول و اوايل هزاره دوم ق.م مي باشد


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 27 مهر1390ساعت 7:50  توسط وارنا  | 

تخریب بناهای باستانی در ایران زخم کهنه ای می ماند که با هیچ دارویی سازگاری ندارد.نسخه هایی که مدیران  میراث برای  میراث گرانسنگمان پیچیده اند جز نابودی /مرگ حاصلی نداشته است.نسخه مدیران میراث ما را بیاد نسخه نویسی پزشکان قدیمی هندی در روستاهای ایران گذشته می اندازد.با این تفاوت که نسخه پزشکان هندی قدیم اگر شفا نمی داد بیمار را از بین نمی برد اما نسخه مسولان ما مرگ میراث فرهنگی را بدنبال دارد.نمی دانم چه بیماری اپیدمی است که بدنه نحیف و لاغری مواریث ارزشمندمان را از بین می برد که هیچ دارویی بر آن کارگر نیست؟

هرچند ردگیری و رصد کردن موقعیت‌ها و ژرف‌کاوی و نقد و تحلیل درست رخدادها در سطح جامعه‌ی جهانی بدون شناخت و فهم عمیق تاریخی ممکن نیست اما امکان نجات بخشی این آثار کی میسر خواهد شد؟ مگر نه اینکه ما  زیر سقف میراثی که در بنیاد نهادن و به‌پاساختن آن خود نقش تعیین‌کننده و بی‌بدیل داشته سکنی گزیده ایم ؟


+ نگاشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390ساعت 13:23  توسط وارنا  | 

دیروزتان را امروز در « ایذه» ببینید

اشکفت سلمان،راباحجاری های بی بدیلش می شناسند در اصل نام تنگه‌ای در کوه الهک واقع در شمال غربی ایذه است که 4 نقش برجسته از دوره عیلامیان را در خود جای داده است. اشکفت سلمان در زمان عیلامی‌ها و حتی تا هزاره‌های بعد از آن نیز مکان مقدس و نیایشگاه بوده است. برای همین به آن نیایشگاه «تاریشا» هم گفته می‌شود که برگرفته از نام یکی از ایزدبانوهای عیلامی است. از میان 4 سنگ‌نگاره این منطقه دوتای آن‌ها درون غار و دوتای دیگر بیرون از غار اشکفت شکل گرفته‌اند و همه آن‌ها متعلق به یکی از شاهان محلی عیلام به نام «هانی» (2700 پیش از میلاد) است


+ نگاشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390ساعت 7:43  توسط وارنا  | 
گدار بیچاره که پایه های معماری موزه و مدیریت آن راپی ریزی می نمود هرگز نمی اندیشید که این جایگاه عظیم و سترگ خیلی زود  جولانگه بیدانشانی باشد که نام و نشانی از میراث و باستان شناسی ایران نخواهند داشت.شاید هیچگاه آندره گدار، موسس موزه ملی ایران و مدیرانی که عمرشان سالها صرف کاوش در محوطه های تاریخی شد فکرش را هم نمی کردند 70 سال بعد مدیریت این موزه را افرادی عهده‌دار شوند که تخصص آنها در زمینه ادبیات و میکروب شناسی باشد  کسی برکرسی آن تکیه زند که معلم دو دانش آموز مردودی باشد. از هفده سردمدار موزه  آزاده اردکانی ومهراندیش همخوانی با میراث نداشتند.ام بهتر است بدانیم که از میان روسای میراث فرهنگی غالب آنها قالب سیاسی داشتند  قلع و قمع بناهای تاریخی در اوج قدرتنمایی مدیرانی آغاز شد که از خانواده میراث فرهنگی نبودند. یکی از نیرو آمد که نیرویی در او نبود وان دگر میراث را به باغ فردوس میدانست و می مانست.یکی کارپردازی از همه جا رانده در ریاست مانده بود و یکی هم طبیب بی حاذقی می مانست که میراثداری یا میراثخواری را برآن ترجیح داد.براستی چرا میراث باستانی  ناتوان مانده است؟خانم با مدرک فوق دیپلم میکروبشناسی دانشگاه آزاد اسلامی چرا علی رقم فشارهای وارده  کرسی ریاست موزه را بی مقدار نمود؟ معلمی که خود رفوزه شده است آیا شاگردانش نمره قبولی می گیرند؟
+ نگاشته شده در  دوشنبه 25 مهر1390ساعت 10:3  توسط وارنا  | 

سنگینی بار مطالعه ی مطالب سخیف و بی ارزش  گاه بسان  کارد بر گلو می ماند.ومانند جرقه ای جان و تن آدمی را می سوزاند.تانیا آنگاه که خود را باستان شناس خواند آتشی بر خرمن وجود باستان شناسان متعهد زبانه کشید.من هم باستان شناس شدم»، خاطرات تانيا گيرشمن، همسر و همكار رومن گيرشمن، باستان‌شناس بی نام و نشانی است   که بهمراه همسرش 35 سال غارت اندیشی و میراثخواری را در جهان بنمایش گذاشتند  و امروزه ماحصل این همه خباثت و پلیدی  را در لوور بوضوح می توان یافت. گیرشمن مزدور شاه و نماینده سازمان مخوف سیا  بود او حرفه و خرقه باستان شناسی بر تن نداشت. او که از شوش مخروبه ساخت  و ما او را ناجی شوش خواندیم   از سیلک و بیشاپور  تلی و خاکستری ساخت و ما او را ستودیم. او خارک را خاک یونانی می پنداشت و ما تحسینش کردیم/چشم بر خلیج فارس بست و هیچگاه نگاهش را نگشود. این ویولونیست خاکوفی مشق باستان شناسی نمی دانست. اما خرابکاری های اورا در کاوش های زیادی می بینیم از جمله:
محوطه های پیش از تاریخ "تپه گیان" و "تپه سیلک"، مجموعه ساسانی بیشاپور (1941-1935)، کاوش در "بگرام" افغانستان و کاوشهای شوش که  ثمربخش نبود. جدا از کشفیات وی در رابطه با دوره های ایلامی یکی ازباصطلاح بزرگترین افتخاراتش کشف زیگورات ایلامی چغازنبیل است. که دارایش را به غارت برد همچنین شناسایی شهر ساسانی ایوان کرخه، کاوشهای جزیره خارک، حفاریهایی در سکوهای اشکانی مسجد سلیمان و برد نشانده ایذه از دیگر کارهای اوست. گیرشمن به عنوان جانشین "رولان دومکنم" در حفاریهای شوش از سال 1946 میلادی تا سال 1967 فعالیت خود را ادامه داد. فعالیت هایش را برای نخستین بار در  شوش برای جمع آوری اشیای زیبا جهت  تزیین ویترین های موزه لوور، به نتیجه رساند.واینک تانیایش باستان شناس شده است پس اگر باستان شناسی خیانت است من یک باستان شناس نیستم  همسر یهودی مهاجرخارکوفی خوب میداند همسرش چه بلایی برسر میراث باستانی ایران آورده است چرا تانیا از بیان واقعیات خودداری کرد؟اگر تانیا باستان شناس شده است من باستان شناس نیستم


+ نگاشته شده در  دوشنبه 25 مهر1390ساعت 8:53  توسط وارنا  | 

قاچاقچیان میراث فرهنگی  غارتاندیشان بی بنیان امروزه راه نجات و ادامه حیات خویش رادرادامه مسیر دزدان میراث باستانی قرن یعنی نیمرودی ها/ربانو ها /فروغی و شمسزادگان بی هویت و زاهدی های بی ماهیت میدانند. علی رقم اینکه قانون تصریح بر منع خرید و فروش آثار باستانی دارد اما متا سفانه ادامه حیات عده ای در تخریب و انهدام و فروش آثار ارزشمند ایرانزمین است. میراثی که بیانگر هویت ملی و گنجینه بی بدیل که تخریب و از بین رفتن آنها هیچ جایگزینی ندارند. کشف  سکه های مربوط به دوره داريوش اول، 50 سکه مربوط به دوره خشايارشا، 23 سکه مربوط به دوره اردشير اول، 24 سکه مربوط به دوره داريوش دوم، 8 سکه مربوط به دوره اردشير سوم و 124 سکه مربوط به دوره داريوش سوم و دوره تاريخي 14 سکه نيز به دليل رسوب و سايش قابل تشخيص نبوده  که می توان با کارآزمایشگاهی اطلاعات ذیقیمتی بدست آورد.نشان می دهد که باید برای مبارزه با این پدیده شوم میراثخواری چاره اندیشی کرد.


+ نگاشته شده در  دوشنبه 25 مهر1390ساعت 7:41  توسط وارنا  | 

قلعه فین  امروزه کم رمق و نلتوان است  قامتش خمیده و آوار مرگ ناشی از زلزله بعدازسالها هنوز بر آن سنگینی می کند .این بنا که در فین بندر عباس  واقع است  در سال سال ۱۳۸۶ زلزله بخش های از آن را در هم کوبید  بشماره ۷۲۷۰ در فهرست میراث ملی ثبت شده است.بنا مربوط به دوره صفوی برروی شبی تندی مخروطی شکل قرار دارد.  یک محوطه‌ی باستانی، یک بنای تاریخی یا یک اثر فرهنگی وقتی تخریب می‌شود و از میان می‌رود،  پرونده:Qale-fin.jpg

با وجود اینکه جایگزین کردن آنها ناممکن می باشد  و هراثر پیام و مفهوم تاریخی خود را دارند یکتا و بی بدیلند  اما هنوز هیچ آثار حزن و اندوهی در ما مشهود نیست


+ نگاشته شده در  یکشنبه 24 مهر1390ساعت 17:5  توسط وارنا  | 
در تاریخ ۲۱ اکتبر سال ۱۱۹۳ میلادی مرکز بین المللیمطالعه  حفظ و مرمت آثار تاریخی فرهنگی با علامت اختصاری {ایکروم) تشکیل گردید.ُکه بخشی از فعالیت های آن /هدف از تاسیس این مرکز توسعه، ارتقا و تسهیل حفاظت و مرمت اموال فرهنگی در سطح جهان است و فعالیت‌های آن عبارت است از:-  گردآوری، مطالعه و توزیع اطلاعات مربوط به مسائل علمی، فنی و اخلاقی که با حفاظت و مرمت اموال فرهنگی در ارتباط است. -  هماهنگ‌کردن، برانگیختن و ترغیب‌کردن تحقیقات در زمینه آثار تاریخی فرهنگی، به خصوص با کمک گرفتن از هیئت‌های کارشناسی و ابزار مدیریت، ملاقات‌های بین‌المللی، انتشارات و مبادله کارشناس.-  رایزنی و توصیه در مورد مسائل مطرح‌شده در سطح عمومی و نکات خاصی که با حفاظت و مرمت اموال فرهنگی در ارتباط است. -  ظرفیت‌سازی و فراهم‌آوردن آموزش در زمینه حفاظت و مرمت اموال فرهنگی و نیز بالابردن سطح قواعد و نحوه انجام کار حفاظت و مرمت.-  تشویق ابتکاراتی که منجر به زمینه‌سازی درک بهتر از حفاظت و مرمت اموال فرهنگی خواهد شد. بود آنچه در مرمت معماران ایرانی در این بنا دیده می شود ابتکاری است که منجر به زمینه سازی درک بهتر من و شما از حفاظت بناهای تاریخی  یعنی بند آخر اهداف ایکروم است.


+ نگاشته شده در  یکشنبه 24 مهر1390ساعت 8:51  توسط وارنا  | 
سرزمین تاریخی و بی مانند ایران باستان به دلیل وفورجاذبه های باستانی و میراث گرانبها کمتر به جهانیان شناخته شده است کینه و عداوت بیگانگان که سابقه ی دیرینه دارد خود نیز یکی از علل های این گمنامی میراث ارزشمند ایران باستان است. سرزمینی که مورخان و باستان شناسان از ابراز بیان و احساس دیدار آثار آن عاجز هستند. این مهد کورش و آرش و جلوه گاه ایثار مارا به این فکر وا می دارد که چگونه می توان عظمت دوران گذشته خویش را باز یابیم.؟در حالیکه از سوی دیگر پشت به تمام ارزش های گذشتگان نموده ایم. شاید گراهام والاس در باره میراث فرهنگی راست میگفتک که اگر رویدادی موجب شود که آدمی عادات و سنن و رسومی که از نسل گذشته به او رسیده از دست بدهد  نه دهم ساکنان لندن و نیورک در یک ماه و ۹۹درصد دیگر ظرف شش ماه از بین خواهند رفت. شاید امروزه یکی از دلایل مهم این همه بیرحمی ها و ویران اندیشی ها حاصل همان فاصله گرفته و از دست دادن بسیاری از آداب و سنن گذشتگانمان است شما چگونه می اندیشید؟ زیرا این سنن و سنتهای بیادگار مانده تنها از اندیشه نوباور انسان ظهور می کند.انسان تنها هستنده‌ای است که برای نسل‌هایی که از پی می‌رسند، از خود «میراث» به‌جای می‌نهد. سازنده و دارنده‌ی تاریخ و بهره‌مند از اندیشه‌ی آگاهی تاریخی است. افقی است گشوده در درون میراث خویش بر روی عالم. میراثی که از جنس طبیعت و میراث طبیعی نیست و به همین دلیل نیز صفت «فرهنگ» به آن اطلاق شده است.


+ نگاشته شده در  یکشنبه 24 مهر1390ساعت 8:5  توسط وارنا  | 

گیاهان ازجمله بهترین شاخصهای تغییرات بوم شناختی و زمان سنجهای نسبی به شمار می روند.زیرا جهت رشد و بقاو به شرایط و اوضاع آب و هوایی/ نوع و کیفیت خاک متکی بوده ووابسته به آنها هستند.وهواسنج دگرگونی های اقلیمی نیزمحسوب می گردند مطالعه و تحلیل گرده های گیاهی یا پالینولرزی شیوه جامع و کامل بررسی پوشش های گیاهان دوران گذشته  است ودرسال 1916 میلادی توسط یک دانشمند سوئدی به نام  لینارت ون پست" که درختان جنگلی را مطالعه کرده بود طرح و توسعه یافت. این روش تحلیل و بررسی گیاهی تدریجا به تمام محدوده ها و زمینه های مطالعاتی مربوط به پوشش های گیاهی دوران های گذشته نفوذ کرده و مورد استفاده پزوهشگران قرار گرفت.

اساس تحلیل گرده های گیاهی بسیار ساده است.مقادیر زیادی از گرده ها و دانه های گیاهی در اتمسفر پراکنده شده و چنانچه درمحدوده زمین شناسی بدون گازی رسوب نمایند از ویزگی های عمده جلوگیری کننده از فساد برخوردار می شوند.وبا استفاده از میکروسکوپ و با دقت زیاد ذره ها و گرده های گیاهی قابل تشخیص و یررسی گردیده و جهت بازسازی تصویری از پوشش گیاهی مذبوط به منطقه ای که در آن رشدکرده و یا یافت شده مورد استفاده قرار می گیرند.

تحلیل گرده های گیاهی در محل حفاری و در جریان کاوش های باستان شناختی صورت می گیرد متخصص گیاه شناس از محل کاوش بازدید کرده  و از لایه های طبقه بندی شده نمونه برداری می نماید و حاصل کار در آزمایشگاه با میکروسکوپ های دقیق و قوی مورد بررسی و آزمایش قرار می گیرند.دانه های مشهود هرنوع و رده و زره مورد شمارش قرار گرفته و بررسی های آماری برروی آنها صورت می گیرد.درمرحله بعدی بررسی / شمارش ارقام با لایه ها و طبقات مقاطع مکشوفه درمحل حفاری  است.ار نتایج تحلیل های گیاهی به دست امده  در محل های مختلف و زمان سنجی های کلی/کرونولوزی/ تاریخ نسبی برای محل بررسی شده ارائه می شود.علم گیاه شناسی یا پالینولوزی دارای کاربرد بسیار در زمینه تحقیقات ماقبل تاریخی است چون مکانهای باستانی اغلب در نواحی رسوبی کشف می شوند که گرده ها و ذرات گیاهی درانها به خوبی حفظ شده و باقی مانده اند و این کار برای محققان و باستان شناسان برای دسترسی به این دانه ها و یا گرده ها را میسر می سازد.باستان شناسان امروزه با نمونه گیری از این گرده های گیاهی برداشت های نوینی در مورد زندگانی انسان های ادوار گذشته به دست آورده اند. 

  


+ نگاشته شده در  شنبه 23 مهر1390ساعت 11:39  توسط وارنا  | 

پل تاریخی بیستون در آبادی دینور با 15متر طول و 7 متر عرض بر روی پایه ای از سنگهای حجاری شده بنا گردیده است. پایه پل بصورت شش ضلعی و دارای چهار چشمه می باشد.اين پل را خاندان محلي حسنويه، در قرن چهارم، تکميل کرده اند. در واقع پايه بلوک تراش خورده مربوط به دوران ساساني و تکميل آن در دوران حسنويه بوده است./در زمان صفويان نيز تمهيداتي روي پل انجام شد و به همين دليل نام پل صفويه بر آن نهادند و در دوران پهلوي نيز مرمت هايي بر روي پل صورت گرفت/این اثردر پنجم بهمن سال 1346 به عنوان هفتصدو شصت و پنجمین اثر ملی ثبت گردیده است.


+ نگاشته شده در  شنبه 23 مهر1390ساعت 8:50  توسط وارنا  | 

 بنا ی منار جنبان به صورت یک بقعه و دو مناره است که بر روی گور «عموعبدالله بن محمود صقلابی»از پارسایان نامآور سده هشتم هجری بنا شده و سنگ قبر آن مورخ به سال ۷۱۶ هجری، هم‌زمان با اواخر پادشاهی «اولجایتو» ایلخان مسلمان مغول است. ایوان منارجنبان یکی از نمونه ‌های سازه‌های سبک مغولی ایران است و از آن دوره کاشیکاریهایی هم دارد. مناره‌ها بعداً و در تاریخی که درست معلوم نیست و احتمالاً در پایان روزگار صفوی به ایوان مزبور اضافه شده و با حرکت دادن یکی از آنها، دیگری نیز حرکت می‌کند. اما نکته جالب در این بنای تاریخی آن است که با حرکت دادن یک مناره، نه تنها مناره دیگر به حرکت در می‌آید، بلکه تمامی این ساختمان به لرزه درمی‌آید. آرامگاه «عموعبدالله» در بقعه منارجنبان زیارتگاه مردم ساکن دهکده «کارلادان» (گارلادان) است که این بقعه در آنجا واقع شده و تا شهر اصفهان حدود هفت کیلومتر فاصله دارد.


+ نگاشته شده در  شنبه 23 مهر1390ساعت 8:18  توسط وارنا  | 
هرسند تاریخی و باستانی از جنبه های گوناگون حائز اهمیت هستند.ومانند ورق های یک کتاب نفیس و بی مانندی می مانند که برای حفاظت هربرگ آن باید جانفشانی کرد.اسناد تاريخي يکي از مهمترين منابع مورد استفاده براي هر پژوهشگر مي باشند یک کاخ کهن/ سدی تاریخی هرچند شکسته/ پلی گرچه فرو ریخته/مدرسه های قامت خمیده. کاروانسرایی بی پناه.مسجدی آوار شده و..هرکدام سندی ماندگار برای احراز هویت ملی و تاریخی بشمار می روند اما هریک از آثارتاریخی که  اسناد و مدارک مهمی برای تثبیت و عینیت بخشی یک اثر می باشند به راحتی از بین می روند وبااین ویرانگری آرامشمان هم دو چندان می شود.فاجعه تخریب کتیبه خارک را هنوز درذهنمان داریم/وقتی کتیبه خارک را منهدم کردند در واقع  یک تکه سنگ از بین نرفت  /دشمن خوب می دانست چکار می کند قصد از تخریب کتیبه انهدام یک سند برای تعیین هویت ملی یک ملت تاریخی بود سندی که المثنی ندارد و قابل جبران نیست. مانندی هم ندارد.هرچند هزاران سند  مکتوب دیگر برای اثبات ایراانی بودن خلیج فارس موجود است اما اگر این مدارک را هم نداشتیم چکار می توانستیم انجام دهیم؟ما بر این باوریم مطالعه، حفاظت، مرمت و احياي بناها، مجموعه‌ها، محوطه‌ها و بافت‌هاي تاريخي عرصه‌هاي مسكوني كشور، امري ضروري است. از این خواب زدگی برخیزیم و برای نجات میراث فرهنگی و احیاء و حفاظت از آثار تاریخی ایران بکوشیم. چرا که یک محوطه‌ی باستانی، یک بنای تاریخی یا یک اثر فرهنگی وقتی تخریب می‌شود و از میان می‌رود، دیگر با هیچ‌چیز آنچه را که از کف رفته نمی‌توان جایگزین کرد. هر اثر باستانی چونان خود آدمی یکتا و بی‌بدیل است. پیام خاص خود را بر شانه می‌کشد. کتابی است که هر بار که خوانده می‌شود، افق معنایی تازه‌ای را از گذشته به روی ما می‌گشاید


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 20 مهر1390ساعت 13:37  توسط وارنا  | 

 

 

بنای تاریخی خسروآباد در  شهر سنندج قرار دارد. این عمارت در نوع خود بی نظیر و مرکز.به ویژه خسروخان اردلان بوده است. مجموعه عمارت و باغ خسروآباد افزون بر دو بخش اصلی، یعنی قصر سلطنتی با ورودی ستون دار، باغ خسرو آباد نیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است این باغ که بوسیله ۴ خیابان روبرو و اطراف عمارت خسرو آباد عملاً به ۴ باغ خسرو اباد تبدیل شده بود و اطراف آن بوسیله ۴ خندق در طرفین باغ و کاخ خسرو آباد با انواع درختان مختلف احاطه شده جلوه خاصی را به این مجموعه داده است. در حال حاضر تنها درختان ۴ باغ و بخش هایی از ۴ خیابان آن باقی مانده است. عمارت خسروآباد کتیبه ای دارد  والی کردستان امان الله خان و تاریخ ۱۲۲۳ ه. ق بر روی آن حک شده است. و در دوره فتحعلیشاه بنا شده است.عمارت خسروآباد شاخص‌ترین بنایی  است که به عنوان مقر حکومت والیان اردلان مورد استفاده قرار می گرفت. عمارت خسرو اباد با شماره ۱۴۹۱ در فهرست آثار ملی ایران ثبت گردیده است.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 20 مهر1390ساعت 8:26  توسط وارنا  | 
 

هخامنشیان درعرصه افتخارات ایرانیان با به جای نهادن هزاران شاهکار معماری /هنرهای ظریف و صنایع بدیع و بی مانند نقش انکارناپذیری داشته و این شکوه و عظمت هخامنشیان هوش ذکاوت و درایت ایرانیان را از کهن ترین زمانها تا کنون می رساند.عالی ترین هنر معماری بشر در این دوره تجلی یافت. که نمونه های ایـن هنر در بناهــای عظیم پاسارگاد و تخت جمشید و شوش تجلی کرده است .
گوردختر دشتستان هرچند نام و نشانش رو به افول است اما یادگار درخشانترین تمدن جهان باستان بشمار می رود.که در استان بوشهر واقع است.این بنا را آتش سا و گورماندانا گفته اند اما قرابت معماری آن با آرامگاه کوروش می توان گفت که کوروش کوچک یا کوروش یکم باشد.بنا درجاده برازجان به کازرون با سقف و بدنه سنگی که از ۲۴ ژارچه سنگ بنا شده است در سال ۱۳۷۶ با شماره ۱۸۹۷ فهرست میراث ملی جای گرفته است. پوشش  آرامگاه مثل مقبره کوروش از سنگ بشکل شیروانی بنا شده است.این آثار تاریخی که فردا تنها  از آنها  تابلو یی درخانه های ایرانی و بیلبوردی شگفتآوردر خیابانهای شهر خواهیم یافت سایه غم برآن سنگینی می کند بیاد داشته باشیم هر اثر باستانی صفحه ای از حیات تاریخ ما هستند.


+ نگاشته شده در  سه شنبه 19 مهر1390ساعت 8:17  توسط وارنا  | 
در فاصله ۲۰ کیلومتری شمال غرب کازرون، در حاشیه رودخانه شاهپور و در کنار جاده شاهی که در زمان هخامنشیان، تخت جمشید را به شوش و در روزگار ساسانی به تیسفون متصل می کرد، در میان حلقه ای از درختان لیمو و پرتقال و خرما، شهر باستانی بیشاپور که در ردیف بزرگ‌ترین شهرهای دوره ساسانی شناخته میشود قراردارد.این تنگه در دل خود گنجینه ای بینظیر از آثار و حجاریهای دوره ساسانیان را جای داده و به همراه طاق بستان در کرمانشاه و نقش رستم و نقش رجب در نزدیکی تخت جمشید یکی از محوطه های تاریخی با ارزش آن دوره به شمار می آید. این دره علاوه بر ۶ نقش برجسته مربوط به شاهپور اول و بهرام اول ودوم، مجسمه عظیمی از شاهپور اول به ارتفاع ۷ متر را در غاری به همین نام، غار شاهپور، که در ارتفاعی نزدیک به ۸۰۰ متر از بستر رودخانه قرار دارد در خود جای داده است.

تنگه چوگان در بیشاپور

اگرطرح انتقال آب از چشمه ساسان به روستاي ناصر آباد در ابتداي ورودي تنگه چوگان اجرايي و ساخته شود.این شاهکار ایرانی جاذبه های خودش را از دست می دهد. اين در حالي است که چشمه ساسان در حريم درجه يک نقش برجسته هاي ساساني و شهر تاريخي بيشاپور است.برابر قانون حفاظت از آثار هرگونه ساخت و ساز در حریم های باستانی که میراث تاریخی را تهدید می کند ممنوع می باشد.


+ نگاشته شده در  دوشنبه 18 مهر1390ساعت 8:10  توسط وارنا  | 

اندیشیدن زرف وقلم زدن صرف درباره فضای مصیبت بار باستان شناسی ایران ملال انگیز و طاقت فرساست. نگارش این غمنامه هرچند بیانگر عمق درد و رنج باستان شناسان است اما جانکاهتر اینکه صحبت از آثار آثار تاریخی شود که اینک  اثری  و  آثاری از آثار آثار باقی نمانده است.گنجوران خاکخور این گنجینه ها،  عزلت نشین شده اند پایه های میراث سست و متزلزل/روزی که نبونیدوس حاکم بابل 556- 539 ق م کوشید تا نام و بانی معبد خدای شمش خویش را دریابد تا نیافت از پای ننشست/اما چه شد که باستان شناسا ن ما   خیلی زود از پای نشستند؟ فرزند حاکم بابل که یافته ها و هدایای تقدیمی پدرش را در سده پنجم ق م در کاخ پدرش بیاراست و تحسین همگان را برآورد  بر ما چه شده است که موزه ایران باستان رنجور و مریض و بیمار و ناتوان در میان هزاران تن گرد و غبار سیاهی دم بر نمی کشد؟نبونیدوس  بابلی وقتی یافت معبد شمش او توسط پسر سارگون شاه آکد و بابل در 2000 ق م بنا شده است لختی آرمید. این چه آرامشی بود که در این آرامیدگی باغ معلق بابل را خلق کرد و ما امروز دهها عجایب شگفت انگیز تاریخی را محو می کنیم؟  باستان شناسان ما چگونه آرمیدند؟رنجکش تل درگز که اینک بعد از دهه ها تلاش خسته و ناتوان شده است را می شناسی؟پیر سختکوش بیشاپور را چطور؟قلم به دستان حراف و بی تعهد و بی دانش که تزویربرخامه شان سنگینی میکند را چطور؟چرا باستان شناسی کشور با گذشت هزاران سال هنوز خمود و راکد و جمود بی رمق و ناتوان متزلزل و ملالت بار شده است؟ باستان شناسان متعهدی که روزگار متمادی خود یعقوب نیمرودی ها/ ایوب ربانو ها و اشرف زادگان بی هویت پهلوی و زاهدی های غارتگر را مورد تاخت و تاز قرار می دادند امروز خود مورد تاخت و تاز ما قرار گرفته اند؟باستان شناسان ما جرمشان دفاع از حریم فرهنگ و تاریخ و صیانت از مواریث باستانی بود آیا این جرم سنگینی  بود که اینک باستان شناسان ما  حیات خلوت خانه شان را زندان تن و روحشان ساخته اند؟آنچه امروز بر باستان شناسان و باستان شناسی کشور می رود پمپی سال 79 م روم باستان را تداعی می کند

آن یک  در زیر هزاران خروار آتشفشان و این یک در زیر هزاران خروار جهل و نادانی  فرو خفتند. آن یک در زیر شش متر آتشفشان گداخته و این در زیر ششصد متر گدازه های نادانی و قفر مدیریت حاکم بر میراث


+ نگاشته شده در  یکشنبه 17 مهر1390ساعت 10:10  توسط وارنا  | 

مناررهروان رادان یکی از زیباترین مناره های دوره سلجوقی در روستای رهروان قرار دارد این بنا که در تاریخ ۱۵ آذر سال ۱۳۱۴ به عنوان یکی از شاهکارهای هنرمعماری ایران به ثبت رسیده است.

این بنا در 6 كيلومتري شمال شرقي اصفهان روستاي رهروان يا راهروان واقع شده است. مناره اي كه به همين نام ناميده مي شود در ميان مزارع اين روستا قرار دارد. اين منار بر روي تك پايه اي كوتاه، مربع و آجري در دو طبقه برپا شده است.اين مناره در حدود 30 متر ارتفاع دارد.از نظر قدمت سال ساخت آن دقيقاً معلوم نيست. اما بررسيهاي محققين و كارشناسان،‌ تاريخ بناي آن را به بعد از مناره هاي مسجدعلي و ساربان و زيار مربوط ميكند. كتيبه اي به خط نسخ به كاشيهاي آبي قسمت فوقاني مناره رهروان را تزئين كرده است.امفاد اين كتيبه جمله (لااله الاالله، محمدرسول الله مخلصاً) مي باشد


+ نگاشته شده در  یکشنبه 17 مهر1390ساعت 7:47  توسط وارنا  | 
سقراط می گوید /جامعه ای به فرزانگی و سعادت دست می یابد كه خو اندن، كار روزانه امردمانش می باشد. اما ما صفحات کتاب تاریخ گذشته خود را نابود می کنیم.هر اثر باستانی که مانند هربرگ و صفحه کتابی که هر بار که خوانده می‌شوند، افق معنایی تازه‌ای را از گذشته به روی ما می‌گشایند.رها کرده و یا کانون تجمع معتادان می کنیم. تاریخی که متعلق به خود ما و تأثیرگذار بر موقعیت و مقتضیات و شرایط اکنون ماهستند. از بین می بریم./میراث تاریخ و فرهنگ ما که نه از جنس سود و سودا بودند ولیک  در بازار مکاره‌ی فروشندگان عزت و خریداران ذلت در ترازوی نکبت به فروش گذاشته شدند .و درنهایت  این معامله و بازار مکاره ی سود و سودا همیشه نه فروشندگان که مردم بازندگان اصلی میدانند.


+ نگاشته شده در  شنبه 16 مهر1390ساعت 15:45  توسط وارنا  | 

کاروانسرای مهر که امروزه سایه بی مهری بر آن سنگینی می کند در 50 كيلومتري جاده سبزوار ـ تهران قراردارد كه اصل بنا متعلق به دوره صفوي است ولي تغييرات زيادي در دوره قاجاريه در آن انجام شده است. كاروانسراي مهر نيز به شكل چهارايواني مستطيل شكل، داراي حياط مركزي، شاه‌نشين و ورودي آن به صورت هشتي مي‌باشد كه دو اطاق مستطيل شكل بطور قرينه در طرفين آن قرار دارد. اين بنا داراي دو اصطبل سراسري است كه از چهارگوشه حياط، داراي در ورودي وخروجي مي‌باشد. بر طبق نوشته «صنيع‌ادوله» در «مطلع‌الشمس» كاروانسراي مهر داراي دو كتيبه بوده كه تاريخ احداث آنرا هـ.ق 1075 يعني زمان حكومت شاه‌سليمان صفوي ذكر مي‌كند. اين اثر به شماره 1660 در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده است


+ نگاشته شده در  شنبه 16 مهر1390ساعت 10:44  توسط وارنا  | 
حمام تاریخی باغ الله کرمان چاره ای جز از نفس افتادن ندارد. این حمام بی نظیر تاریخی به دليل عدم توجه به نگهداري و مرمت اين حمام بي نظير در بافت قديم شهر کرمان و نيزبه دليل شرايط جوي و بالا آمدن سطح آب در اين منطقه، حمام ياد شده در معرض تخريب قرار گرفته است به گونه اي که حوض آب انبار باغ لله به طور کامل تخريب شده است.اين حمام از قديمي ‌ترين حمام‌هاي استان کرمان به شمار مي ‌رود و با تبعيت از معماري سنتي اين منطقه ساخته شده است
فرونشست و ترک‌های سطح زمین در اطراف حمام باغ لله براحتی دیده می شود همچنین قسمت ورودی و سقف مغازه‌های حمام نیز دچار ترک خوردگی شدید شده است به طوریکه امکان فرو ریختن آن وجود دارد.
این شاهکار معماری در تاریخ ۲۲مرداد سال ۱۳۸۴ با شماره ۱۳۰۶۶ در در فهرست میراث ارزشمند ملی ایران جای گرفته است.

+ نگاشته شده در  شنبه 16 مهر1390ساعت 8:17  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  شنبه 16 مهر1390ساعت 7:49  توسط وارنا  | 

موزه آرمیتاژuarstevennyi  ErmitazhG Go

این موزه بزرگترین موزه شوروی است که به عنوان شاهکار موزه های جهان در کنار موزه هایی چون لوور و بریتیش مزیوم و متروپولیتن می درخشد. ودرعین حال مهمترین مرکز آثار هنری و باستانی ایران بشمار می رود. مجموعه ایرانی این موزه شامل آثار متعدد از ادوار ماقبل تاریخی/ دوران تاریخی و اسلامی است  مهممترین و بی گمان نفیس ترین بخش آن ودر عین حال کلملترین بخش موزه با مجموعه آثار منحصر بفرد ساسانی خودنمایی می کند. این مجموعه شامل کلکسیونی از ظروف نقره ای است که نه دهم از تمام ذخایر ظروف سیمین  ساسانی موجود در کل موزه های دنیا را شامل می شود.قسمت وسیع این ظروف از مناطق اورال و اطراف رود کاما  kama     ونیز قفقاز و اوکراین در مسیر بازرگانی و سرزمین های وسیع روسیه بدست آمده است. که متعلق به قرون سوم تا هشتم میلادی یعنی تمام دوران ساسانی می باشد.کلکسیون اشیا فلزی این موزه که مربوط به لعد از دوران ساسانی است در جهان جزء نمونه های منحصربفرد بشمار می روند  از جمله این اشیا میتوان به ظروف زراندود و سیم اندود اشاره کرد.

بخش ماقبل تاریخ که از 3500 ق م را در خود دارد از ظروف سفالین نواحی مختلف ایران تشکیل شده است.بخش هنر دوره هخامنشی  اشیای گوناگون زرین و مهرهای داریوش / عقاب طلایی هخامنشی و شمشیرها و خنجرهای زرین است.بخش هنر دوره اشکانی شامل قطعات چوبی/ شیشه ای/  ظروف گوری با نقوش شکارگاه و انواع سکه ها است  از دوران ساسانی ظروف سیمین / کلکسیونی از مهرهای نفیس/ سنگهای قیمتی  حکاکی شده بر روی آنها/ مهر مخصوص مادر شاه(خسرو پرویز) پارچه ها و انواع ظروف و مهرهای شطرنجی/ و مجموعه ای کامل از انواع سکه های ساسانی در این موزه  را در خود دارد.هنر دوران اسلامی در این موزه مجموعه ای بزرگ بوده که مهمترینآثار هنری از جمله منبری که یحیی کاشانی در سال 703 ه ج ساخته است در آن قرار دارد.کاشی های نفیس تیموری از جمله میراث ارزشمند دیگر ایرانیان در این موزه است..مهمترین اثرفلزکاری و ترصیع عصر سلجوقی در موزه فوق است  ابریق نقره ای و مسی زنجان شاهکار این موزه بحساب می آید. اشیای هنری دوره صفوی که زینت بخش موزه آرمیتاز شده است کاملترین و جالب توجه ترین گنجینه های آن است به عبارتی اگر این گنجینه ها نبودند امروزه آرمیتاز نام و نشانی از خود در جهان باقی ننهاده بود. قالی و قالیچه های عهد صفوی گلیم و پارچه های بی نظیر موزه انواع ظروف سفالین  سلاح های  زرین و جواهرنشان و شمشیرهای مرصع /کاشی های الوان/خاتمکاری و منبت کاری/ تابلوها/ و مینیاتورهای دوره صفوی تحسین همگان را در موزه بهمراه دارند.مجموعه سنگها و انگشتری های حکاکی شده این موزه از عجایب هنر ایران است که بنمایش آمده است.کلکسیون سکه های نادر و کمیاب اردشیر بابکان و فرش پازیریک 2500ساله هخامنشی و مسکوکات پارتی در میاه صدها اثر دیگر موزه آرمیتاز را همردیف لوور قرار داده است.

علاوه بر آن آثار ایران در موزه پطر کبیر که در سال 1878 م شکل یافت ودرسال 1902 م بنام پطر کبیر خوانده شد بخش مردم شناسی از مردمان نواحی ایران است. موزه دولتی و نمایشگاه دائمی آلات موسیقی و موزه هنرهای زیبای /آ . س. پوشکین  هنرهای مشرق زمین خصوصا ایران را در خود دارد.کتیبه ایلامی این موزه شاهکارهنر ایران باستان است. که در شوش یافت شده است. مهر های هخامنشی و ساسانی هم تزئین بخش این موزه هنری هستند. موزه هنرهای خاورزمین که درسال 1918 م بوجود آمد کوزه های سفالی.شمعدانها/ سلاح های زرین. ظروف بزرگ که غالبا در نواحی شمال و غرب ایران بدست آمده اند را درخود دارد. انواع پارچه ها/ تابلوها/ قالی و فرش های نفیس ایرانی/ ظروف مینیاتوری ایران/ تابلوهای نقاشی رضا عباسی و تصاویر روغنی از فتحعلیشاه و میرزای قاجار و نسخ خطی نفیس هستند.

تالار اسلحه خانه کاخ کرملین هم نفیس ترین تخت زرین را نمایش داده است گرز زرین شاه عباس و زره ها و شمشیرها/ سپر و کلاه خود / زین و برگ های طلایی از دیگر آثار هنری ایران دراین کاخ هستند. موزه دولتی تاریخ  که در سال 1873 م تشکیل شده است  آثار بسیاری از دوره ساسانی از زمان شاپور اول و انواع مسکوکات ساسانی را نمایش داده است.البته در این موزه دهها اثر منحصربفرد دیگر هم دیده می شود. موزه هنر ریازان و لتونی  موزه ادبیات آذربایجان/ تاریخی آذربایجان/موزه هنر آذربایجان و نگارخانه ارمنستان/ موزه تاریخ ارمنستان  ادبیات و هنر ارمنستان/ موزه دولتی ازبک ها/  موزه تاریخ ازبکستان/ موزه مدنیت/وموزه علیشیر نوایی / بخارا/ سمرقند/ کی یف/ اودسا/آلوپکا در کریمه/ باغچه سرای کریمه/ کرچ/ تاتارستان/تاجیکستان/ کازاخستان/ گرجستان/ ترکمنستان/ و گرجستان و..هم اعتبار و هنر خود را از میراث ارزشمند ایران باستان دارند.

: پشت جلد كتاب چرمي طلا كوب در موزه ارميتاژ


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 13 مهر1390ساعت 17:15  توسط وارنا  | 

Sir Gore Ouseley اولين سفير و وزیر مختار انگلیسی ها در مفهوم امروزي بود  كه در آغاز قرن نوزدهم به دربار فتحعلي شاه راه یافت  او گرچه در صحنه سياسي ايران در آن سده نقشي فعال و در خور توجه داشت ولي در ادبيات سياسي ما چندان محل عنايت قرار نگرفته است و مطالب مكتوب در مورد او عمدتاً از چند خط و يا چند صفحه تجاوز نمي كند كه آن هم بيشتر به صورت نقل قول از اين و آن است. اين بي خبري درباره اوزلي بيشتر از آن جهت دور از ذهن و غريب مي نمايد كه بدانيم وي در تحميل عهدنامه معروف گلستان به ايران سهم عمده و مهمي داشته ولي عليرغم اين نقش حساس همچنان نقاب گمنامي بر چهره اش باقي مانده است/ عهد نامه سال۱۸۱۲ م شومترین پیمانامه قاجار با انگلیسی ها است که اوزلی بانی آن بود.سرگرد اوزلی درسال 1812 میلادی وارد ایران شد بعد از حضور در تهران بلافاصله با طرفین ایرانی بر سر جزئیات عهدنامه ای که پیشتر مقدمات آن چیده شده بود وارد بحث شد.در بیست و نهم صفر سال  سال 1227 ه برابر با چهاردهم مارس سال 1812 میلادی سرگرد اوزلی عهد نامه را امضاء نمود و میرزا شفیع و محمدحسین خان امین الدوله آن را مهر کردند.به موجب مفاد این عهد نامه که بطور مجمل و با شفافیت تمام و تفصیل بیشتر آمده است متعهد شده بودند که در صورا تهاجم اروپائیان به ایران از این کشور دفاع کند. آنگلوساکسنها خوب می دانستند که جنگی در کار نیست اما دلخوشی قجرهای بی نام و نشان را بهمره داشت تازه غرامت سالانه دویست هزارتومان ایران به انگلیسی ها هم چیزی نیست که بدان اشاره کنم. اما در بند پنجم  این قرارداد شوم  آمده است

:بند 5/ گردآوری اشیاء عتیقه / سکه/ اشیای نفیس/ کتب تاریخی/ دست نوشته ها قدیمی/ جهت استفاده در موزه بریتانیا که برای این همه چپاول جورج سوم به گوزلی ماهیانه ششصد لیره انگلیسی هم پرداخت نمود یکی از ننگترین این دستاورد عهد نامه بود.

آیا تاریخ ایران سرگور اوزلی  را که با همدستی میرزا ابوالحسن خان ایلچی ،قفقاز را از ایران جداساخت را فراموش خواهد کرد؟ و یا خیانت های او به باستان شناسی را از یاد می برد؟؟ قرارداد ننگین  گلستان هم کار اوزلی بود  چطور؟


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 13 مهر1390ساعت 11:54  توسط وارنا  | 
برج شبلیبرج شبلی
+ نگاشته شده در  چهارشنبه 13 مهر1390ساعت 9:23  توسط وارنا  | 

مردم ایران(باستان)  ریشه در ارزش‌ها و میراثی دارند که هویت انسانی آنها را می‌توان با آن مواریث مدنی و معنوی معنا و تعریف کرد.واین معانی و تعاریف منوط به حفظ ارزش ها و میراث ارزشی آنها است . وقتی باستان شناسان از یک گور و گودال تاریخی و یا این یا آن لایه و دوره‌ی پیش از تاریخی حجم سنگینی از اطلاعات موثق درباره‌ی رخدادهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و معیشتی و فعالیت‌های فکری و ذوقی مردمان گذشته را بیرون می کشند.از نظر شان هر اثر و مکان و محوطه‌ی باستانی،خود  کتاب ناگشوده و ناخوانده‌ای است که می‌بایست برای حفاظت و خوانش آن سرمایه‌ی عمر نسل‌هایی از متخصصان تاریخ و میراث یک کشور هزینه شود./تجاوز و تخریب و تاراج آثار یک محوطه‌ی باستانی و بنای تاریخی و فضای فرهنگی، تخریب ریشه‌های یک ملت به مفهوم خاص و میراث بشری امری نکوهیده است. یک محوطه‌ی باستانی، یک بنای تاریخی و یا یک اثر فرهنگی وقتی تخریب می‌شود و از میان می‌رود دیگر با هیچ چیز آنچه را که از کف رفته نمی‌توان جایگزینش کرد. هر اثر باستانی چونان خود آدمی یکتا و بی‌بدیل است. پیام خاص خود را بر شانه می‌کشد. کتابی است که هر بار که خوانده می‌شود افق معنایی تازه‌ای را از گذشته به روی ما می‌گشاید. تاریخی که متعلق به خود ما و تأثیرگذار بر موقعیت و مقتضیات و شرایط اکنون ماست..هراثرباستانی یک صفحه از تاریخ ایران باستان است نگذاریم روزانه دهها صفحه از تاریخ ما نابود شوند.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 13 مهر1390ساعت 8:3  توسط وارنا  | 

برای ماندن انسانها بر روی زمین براساس قاعده مرگ و زندگی نمی توان کاری کرد اما آیا برای ماندگاری صنایع/ هنر و میراث بیادگارنهاده آنها هم نمی توان کاری کرد؟ امروزه شمار زیست بومگاه های تاریخی که اتلال تاریخی خوانده می شوند و درحال تخریب هستند رشد روزافزونی گرفته اند. تنوع مواریث فرهنگی در حال انقراض که به نوعی شانه به شانه ائیریان سائیده اند مناظری دلخراش بوجود آورده که هیچ قلم و زبانی را توان توصیف این همه نامهربانی ها نیست. آنچه در پیش رویمان است تصویر دیروز است که امروز هیچ نشانی از آن نیست. آیا از تصاویر امروز برای فردایمان چیزی باقی خواهد ماند؟


+ نگاشته شده در  سه شنبه 12 مهر1390ساعت 11:35  توسط وارنا  | 

جبل سنگ بنایی سنگی و زیبا بصورت هشت ضلعی شاهکارهنر سلجوقی  در مشرق کرمان قرار دارد و اطلاق نام جبل به دلیل استعمال سنگ هایی است که در این بنا بکار رفته است.. این بنا گنبد گنج و گنبد گبری نیز نامیده شده است /برخی نیز زمان ساخت آن را به دورة ساسانی و حتی پیشتر رسانده اند که چندان درست نمی نماید.نقشة بنا از داخل و خارج ، هشت ضلعی و هر ضلع بیرونی آن 8ر6 متر و هر ضلع داخلی آن 4 متر و ضخامت دیوار آن ، 10ر3 متر است . مصالح ساختمان سنگِ لاشه و ملاط سختی با مخلوطی از آهک و ماسه است.بخش میانی در بالای قسمت اول پس از یک پاگرد (حلقه ) به عرض 5ر1 متر بر یک قاعدة شانزده ضلعی ساخته شده و قطر آن از قطر اصلی بنا کوچک تر است (پارسای قدس ، همانجا). در این قسمت طاقنماهایی با قوس تیزدار، نماسازی شده است که درست در بالای نورگیرهای مستطیل شکل قسمت اول قرار دارد. افزون بر این ، در وسط اضلاع نیز، یک در میان ، هشت نورگیر وجود دارد. در سالهای اخیر برای نورگیرهای هر دو قسمت ، شیشه نصب شده است بخش فوقانی نمای بنا نیز به عرض یک متر از قسمت دوم عقب نشسته و پاگردی را فراهم آورده است . این پاگرد، چون حلقه ای ، بنا را با 32 ضلع و 24 نغول مستطیل شکل عمودی و افقی در بر گرفته و مصالح آن آجر و سنگ است طاقنماها و نغولها در قسمتهای سه گانة نما موجب کاهش ضخامت جرزها شده است گنبد تک پوش از آجر سفید و به قطر دوازده متر است و ساقة آن به ارتفاع هشت متر همانند سایر قسمتهای بنا از سنگ است در وسط ساقه ، یک نورگیر ساخته شده است بنا بر آثار باقیمانده ، به نظر می رسد که سازندگان می خواسته اند گنبد را دوپوش بسازند ولی کار را نیمه تمام رها کرده اند  و شاید پوش بیرونی بعدها از بین رفته است.فضای داخلی بنا ساده است و تنها برای تبدیل هشت ضلعیِ نقشة بنا به دایرة ساقة گنبد، شانزده طاقنما یا قوس تیزدار ایجاد شده است و چهارچوبة نغولهای داخلی در تیزة قوس نیز، گره خوردگی دارد که می توان آن را نوعی تزئین دانست امروزه این بنا موزة سنگ نوشته ها شده است


+ نگاشته شده در  سه شنبه 12 مهر1390ساعت 9:26  توسط وارنا  | 

بنای تاریخی آتشکده جاویدان (صفه سرمسجد) واقع در مسجد سلیمان بنایی متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد است که بنا بر نظر برخی کارشناسان، معماران برای ساخت  از آن برخی  بناهای تخت جمشید از آن الهام گرفته‌اند.نوع معماری این بنا، آتشکده جاویدان اورارتویی است که مهمترین مشخصه آن استفاده نکردن از ملات و گذاشتن سنگ خشک روی سنگ خشک دیگر است.بنا به نوشته‌های پروفسور گیرشمن، باستان‌شناس فرانسوی در کتاب «ایران از آغاز تا اسلام» تخت جمشید نیز با استفاده از همین الگو ساخته شده است.این معبد که در گذشته‌های دور همواره در آن آتشی افروخته بوده مشرف به سفه سرمسجد است که به گفته مورخان مقر حکومتی پارس‌ها بوده است.آتشکده سرمسجد در سال 1316 و با شماره 300 به فهرست آثار تاریخی ملی و باستانی کشور به ثبت رسیده.این آتشکده به عنوان شاهکارهنرمعماری درحال تخریب است و به زودی مهر۳۰۰از پیشانی اش زدوده خواهد شد


+ نگاشته شده در  سه شنبه 12 مهر1390ساعت 8:44  توسط وارنا  | 

عینک استخوانی مربوط به هزاره چهارم و سوم قبل از میلاد که در کشفیات باستان‌شناسی یانیک تپه در سال ۱۳۴۱ توسط آقای دکتر علی اکبر سرفراز (باستان‌شناس) از روی جسد دختری به دست آمده.این عینک بین سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ در گروه اُپتومتری مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به نیاز انسان برای اصلاح مسائل اُپتیکی چشم در طول تاریخ ونکات فنی رعایت شده در آن که در آغاز هزاره سوم بعد از میلاد نیز کاربرد دارد بعنوان عینک تأیید گردید.اين تپه كه توسط چارلز برني حفاري شده است يكي از چندين تپه باستاني دور درياچه اروميه است كه در 32 كيلومتري جنوب تبريز وغرب خسرو شهر قرار دارد.آثار به دست آمده متعلق به دوره هاي نوسنگي متاخر،دوره اول برنز قديم،دوره دوم برنز قديم و دوره آهن است. در اين تپه نيز منازل مسكوني با ديوارهاي خشتي گرد حياطي مستقل ساخته ميشدند و در حياط انباريهايي قرار داشت.ورودي خانه ها از روي سقف آنها بود و در به شكل امروزي نداشتند. سفالها دست ساز بودند و نقوشي ساده بر روي آنها وجود داشت.تيغه هاي سنگي و ظروف سنگي از اين تپه بدست آمده است.اجساد كف اتاقها دفن ميشدند.آثار به دست آمده از نظر تاريخي طيف گسترده اي را دارند و از دوره نو سنگي يعني حدود شش هزار سال پ م تا دوره عصر آهن يعني ششصد پ م طبقه بندي شده اند /فرهنگ يانيك مربوط به دوره تاريخي اواخر هزاره سوم پ م تا هزاره دوم پ م است. ظاهرا اين فرهنگ از سمت آناتولي به اين منطقه آمده است. سفال آن ظريف نازك خاكستري است كه نقوشي روي سفالها كنده شده اند. اين فرهنگ را ميتوان از درياچه اروميه تا الوند و همدان و دشت قزوين پي گيري نمود.خانه هاي دوره مفرغ قديم يانيك تپه پلان دايره دارند كه در مركز تيركي براي نگه داشتن سقف درآنها تعبيه شده است و سقف آنها از چوب و پوست بوده است. سفال اين دوره خاكستري دست ساز صيقل داده شده با نقوش كنده كاري است كه با گچ نقوش را پر ميكردند


+ نگاشته شده در  سه شنبه 12 مهر1390ساعت 7:44  توسط وارنا  | 
باغ شاهزاده که در شش کیلومتری ماهان قرار دارد به دستور عبدالحمید میرزا فرمانفرما حاکم کرمان در اواخر دوره قاجار بنا گردیده است. باغ دارای قسمت های مختلف از جمله عمارت سردر، عمارت شاه نشین و حمام می باشد. عمارت سردر باغ، بنایی است دو طبقه که تقریبا به صورت منفرد ساخته شده و طبقه همکف آن از طبقه اول حجیم تر و پرتر است.چون باغ شازده در فاصله ۳۵ كیلومتری جنوب شرقی شهر كرمان و در مسیر جاده كرمان ـ بم در نزدیكی ارتفاعات جوپار بنا گردیده است. واقع شدن منطقه در مسیر عبوری كرمان به بم و در مسیر جاده كهن ابریشم از عواملی است كه این محل را برای احداث یك باغ اشرافی مناسب می‌ ساخته است. باغ شاهزاده به گونه‌ای استقرار یافته كه حداكثر استفاده از مناظر بدیع داخلی را به صورت زیر امكان پذیر می‌سازد:از سوی دیگر باغ شاهزاده ماهان كرمان یكی از نمونه باغ تخت‌های ایرانی است كه از شرایط مساعد طبیعی ممتازترین بهره برداری را نموده است. در عصر قاجار در دوران یازده ساله فرمانفرمایی عبدالحمید میرزا ناصرالدوله (١٢٩٨ ه . ق تا ١٣٠٩ ه. ق) احداث گردید  كه با مرگ وی ساخت باغ ناتمام ماند. محل استقرار این باغ در نزدیكی مقبره «شاه نعمت الله ولی» در دامنه ارتفاعات جوپار است.بناهای باغ عبارتند از كوشك اصلی یعنی سكونتگاه دائمی ‌و یا فصلی مالك كه در انتهای فوقانی باغ قرار دارد. سر در خانه در مدخل باغ به صورت بنایی خطی جبهه ورودی باغ را اشغال كرده و در دو طبقه بنا گردیده است. طبقه فوقانی دارای اطاق هایی است كه برای زندگی و پذیرایی پیش بینی شده‌اند. سایر بناهای خدماتی باغ از حصار اصلی استفاده نموده و به صورت دیواری مركب بناهای مختلف خدماتی را در نقاط مناسب در خود جا داده است. ورودی های فرعی باغ  نیز در دو ضلع طولی پیش بینی شده‌اند. طرح اندازی باغ شازده از چشم اندازهای باغ  كه از ویژگی های اصلی باغ  تخت‌ها می‌باشد به بهترین وجه استفاده نموده است. دید روهای ممتد در جهت طولی باغ از كوشك اصلی به سایر قسمت‌های باغ و بالعكس از سردر خانه غنای خاصی به زندگی در باغ می‌دهد. مناظر بیرونی باغ كه از داخل و یا از بیرون باغ قابل رؤیت هستند، در نمایش تضاد دو كیفیت زیست محیطی  باغ و خارج باغ از نمونه‌های كم نظیر و منحصر به فرد باغ شازده می‌باشد/باغ شاهزاده در تاریخ سی ام تیرماه ۱۳۹۰ به ثبت جهانی یونسکو رسیده است.

پرونده:Shazdeh Garden.jpg


+ نگاشته شده در  دوشنبه 11 مهر1390ساعت 14:30  توسط وارنا  | 

به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود

نیرزد که  دل   مردگان   بیازاری(نیرزد که دلی را از خود بیازاری)

این برج که قدمت آن به اواخر قرن هفتم هجری و دوره حکومت ایلخانی می‌رسد، دارای هشت ضلع آجری بلند است که روی یک قاعده سنگی استوار شده و در هر ضلع آن، طاق‌نمایی بلند با طاق‌ جناغی قرار دارد. حاشیه‌ای از تزئینات معرق با کاشی‌های لاجوردی و فیروزه‌ای دور تا دور قسمت بالای برج را جلوه‌گر ساخته است/دوزال یکی از روستاهای  اذربایجان شرقی است.


+ نگاشته شده در  دوشنبه 11 مهر1390ساعت 12:32  توسط وارنا  | 

در ماه ۵۶۲ قانون مربوط به قاچاق عتیقات آمده است: «هرگونه حفاري و كاوش به قصد به دست آوردن اموال تاريخي- فرهنگي ممنوع بوده و مرتكب به حبس از شش ماه تا سه سال و ضبط اشياي مكشوفه به نفع سازمان ميراث فرهنگي كشور و آلات و ادوات حفاري به نفع دولت محكوم مي شود

و بموجب بند ۲ ماده ۱۲ قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب ۱۳۸۴ و ماده ۶۲ قانون نظام صنفی مصوب ۱۳۸۲ و ماده ۱۴ قانون مبارزه ملی به دخانیات مصوب ۱۳۸۵ نگهداری و توزیع کالایی که بدون مجوز وارد شده باشد در سراسر کشور جرم بوده ومشمول مقررات مربوط به قاچاق کالا می‌گردد.اگر   به موجب قانون، حفاري، كشف بدون اطلاع رساني به مراجع ذي ربط، نگهداري و خريد و فروش اين اشيا جرم محسوب مي شود. پس چرا  رونق بازار اشياي عتيقه حفاری و خرید و فروش آنها به طور عمده که ناشي از خرید و فروش عتیقات ارزشمند و باستانی است خیلی راحت و در کمال آرامش  صورت می گیرد.؟متاسفانه يكي از پرسودترين بخش قاچاق در دنيا قاچاق اشياي عتيقه و صنايع دستي تاريخي و هنري است كه البته سود عمده و چشمگير اين بازار را واسطه ها و قاچاقچيان عمده مي برند


+ نگاشته شده در  دوشنبه 11 مهر1390ساعت 11:38  توسط وارنا  | 

گاه می اندیشم که نباید در باره برخی مراکز تاریخی و یا اتلال باستانی شرحی بنگارم خجالت می کشم حتی بیندیشم که کسی در باره آنها چیزی نداند. مثلا در باره بقعه شیخ زاهد گیلانی واقعا سخت است که آن را به مردم معرفی کنیم چون انتظارمان این است که مردم این عارف و عابد و زاهد صفوی را می شناسند. لاهیجان از نفس ژاک این زاهد زنده است نگذاریم نفس لاهیجان بریده شود.بقعه شیخ زاهد گیلانی از نمونه پوشش های رک، به گونه ای مطبق و با توجه به اقلیم بنا به صورت شیبدار بنا شده است. ضلع های جنوب غربی و شمال غربی فضای گنبدخانه بر روی ازاره دیوارها، کاشی های از نوع هفت رنگ به ابعاد 12×12 سانتیمتر با نقش گل و بوته به رنگ های فیروزه ای، زرد، سفید و مشکی مشاهده می شود،  این اثر اگر بصورت جدی توجهی به آن نگردد قطعا شاهد حادثه تلخی برای بقعه شیخ باید بود.این اثر تاریخی با شماره 824 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.


+ نگاشته شده در  دوشنبه 11 مهر1390ساعت 10:31  توسط وارنا  | 

کاروانسرای تاریخی گز که در تاریخ ۱۱آذر سال ۱۳۳۰ با شماره ۳۷۹ در فهرست میراث ملی جاخوش کرده است  یکی از منحصربفرد ترین بناهایی است که در معماری دوره اسلامی شایان توجه می باشد. این کاروانسرای صفوی  در شهر گز برخوار در استان اصفهان یکی از معدود کاروانسراهای سالم باقی‌مانده از عهد صفوی است که به دلیل توسعه شهری و نداشتن کاربری، با خطر تخریب مواجه است/شاه عباس پادشاه قدرتمند صفوی که در زمان او اقتصاد و قدرت ایران رونقی بسیار یافته بود دستور داد در سراسر کشور کاروانسراهایی برای افزایش امنیت جاده‌ها و سهولت تردد کاروان‌ها ساخته شود که این کاروانسراها در نقاط مختلف کشور با نام شاه‌عباسی شناخته می‌شوند، کاروانسرای زیبای شهر گزبرخوار نیز از آن جمله است. این کاروانسرا حال و روز خوشی ندارد به عبارتی ناخوشی روی خوشی به کاروانسرای کر داده است.


+ نگاشته شده در  دوشنبه 11 مهر1390ساعت 10:0  توسط وارنا  | 

جی آی اس (GIS) یک سیستم الکترونیک برای کسب اطلاعات جغرافیایی است.جی آی اس سیستمی است که با بهره‌گیری از آن، کلیه اطلاعات جمع‌آوری شده به صورت لایه لایه تهیه شده و پس از تفیک و کنترل داده‌ها کلیه اطلاعات توصیفی و مکانی مورد نیاز وارد سیستم می‌شود. بدین وسیله علاوه بر دسترسی صحیح و سریع به داده‌های موردنیاز در یک حجم وسیع، امکان ارائه و به تصویرکشیدن اطلاعات مکانی و موضوعی در قالب نقشه، جدول و نمودار، ویرایش و بهنگام نمودن داده‌ها ونیز امکان استفاده از داده‌های موجود در جهت اهداف مختلف و براساس نیازهای گوناگون کاربران فراهم می‌گردد. همچنین زمینه‌ای برای شناساندن و معرفی قابلیت‌ها و پتانسیل‌های متعدد و در عین حال، تشخیص خلأ‌های مطالعاتی مناطق مختلف جغرافیایی ایجاد خواهد شد. جی‌آی‌اس یک سیستم اطلاعاتی است که پردازش آن بر روی اطلاعات مکان مرجع یا اطلاعات جغرافیایی است .اکنون اخبار و اطلاعات و گزارشات مربوط به بررسی ها و داده های مکانهای باستانی و اتلال تاریخی و محوطه های مورد نظر باستان شناسان به صورت گسترده تری وارد سیستم های اطلاعات جغرافیایی می شوند. نقشه برداری با استفاده از کمک های رایانه ای به عنوان وسیله ای برای عرضه و نمایش سریع و دقیق اطلاعات نقشه برداری سطحی در طول سال های 1970 میلادی آغاز شد سیستمهای اطلاعات جغرافیایی حتی خارج از محدوده نقشه برداری دارای کاربردهای بسیار بوده و در واقع سیستمهایی با استفاده از کمک رایانه ای بوده که به منظور گردآوری / و نگهداری بازآوری و تحلیل و نمایش داده های مکانی و فضایی از هرنوع و گونه مورد بهره برداری قرار می گیرند. سیستمهای اطلاعات جغرافیایی از نقشه برداری با استفاده از کمک های رایانه ای منابع اطلاعاتی رایانه/ و طرح های آماری تشکیل میگردد.اطلاعات "جی آی اس" از نقشه های رقمی و ابزار و وسایل سنجش از راه دور مانند ماهواره های/لند ست/"lanast  /و نیز اطلاعات وارد از طریق رایانه به دست می آید.مجموعه های پیشرفته نرم افزار دسترسی به ارائه و عرضه انواع اطلاعات پردازش و تحلیل و نمایش اطلاعات را بوجود می آورد.از نقطه نظر باستان شناسی "جی آی اس""دارای مزیت عرضه اطلاعات در مقیاس وسیع است ماهواره ها این مزیت برتر را دارند که اطلاعات را از مسیر های دور از دسترس در اختیار باستان شناسان قرار می دهند

اکنون  باستان شناسان می توانند از محدوده های تنگ و غیر قابل عبور و دسترس/ و محیط های پراکنده اطلاعات دقیق را جمع آوری کرده ودرپردازش داده ها نتایج مطلوبتری بگیرند.امروزه مکشوفات بسیاری از طریق کاربرد این علم صورت گرفته است که نقش آن را در علم باستان شناسی پر رنگتر کرده است.بررسی های از راه دور این فرصت را به باستان شناسام می دهد تا با تهیه نقشه های محل های باستانی در قالب طرح های بزرگتر و روشنتربتوانند از فرصت های حادث شده امکان بهره برداری را نمایند.


+ نگاشته شده در  دوشنبه 11 مهر1390ساعت 9:20  توسط وارنا  | 
مسجد سنگی داراب یا آتشکده آذرخش، در جنوب کوه پهنا و در 6 کیلومتری شهرستان داراب، در 111 کیلومتری جنوب شرقی فسا واقع شده و به صورت کامل در دل صخره کوه، کنده شده است

این آتشکده در پنج کیلومتری جنوب‌خاوری(:شرقی) شهر داراب، در دامنهٔ کوه، ساخته‌شده، سازه‌ای شگفت‌انگیز با نمای چلیپا‌ که امروزه به نام مسجد سنگ، خوانده می‌شود. گستردگی این آتشکده 420 مترمربع است که یکپارچه از کوه تراشیده شده و در فاصلهٔ چهارکیلومتری خاوری داراب است.بخشی از سقف این سازه باز است و در زیر آن حوض کم‌ژرفایی است.مسجد سنگی داراب با شماره 229 توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به ثبت تاریخی رسیده است/نمای بیرونی و ظاهری مسجد سنگی، بیشتر اسلامی نشان می دهند تا ساسانی. اما، از وجود عناصر ساسانی نیز در اینجا نباید غافل بود. داشتن محراب مقرنسکاری با خطوط کوفی، بویژه قطع شدن راهروها در دو طرف محراب و قرار گرفتن آن در سمت قبله و کتیبه های کوفی، دلایل اسلامی بودن بناست


+ نگاشته شده در  دوشنبه 11 مهر1390ساعت 7:57  توسط وارنا  | 

عبارت زیبای شانه به شانه دقیق تر ظریفتر /عمیقتر/ و فراختر شدن گستره و جغرافیای پرچین و شکن منابع موضوعی و ماده های فرهنگی مورد مشاهده و مطالعه باستان شناسان طی دهه های اخیر به طرز اجتناب ناپذیر و به ضرورت شاهد رویش باستان شناسان و پدیدار شدن مشرب ها رویکردها/ گرایش ها و تحولات نظری علمی چشمگیر دردرون باستان شناسی چونان یک رشته دانشگاهی جدید بوده ایم دکتر ملاصالحی زیبایی های علم باستان شناسی را نمودار می سازد.که با مطرح شدن رویکردهای باستان شناسی ادراکی و اندیشه و آئین  و دین و رد پایی از رصد کردن اندیشه ها نشانه ها/ و تمایل ورزیدن  و تلاش کردن به قصد یافتن  ابزارها و قاعده های خوانش نشانوارها و کاوش و کشف معناهای محجوب و مهجور  مانده از دورانها در این عرصه  نمود بیشتری می یابد.

دانشی که از کوره های آتشناک تحولات تاریخی و سرنوشت ساز هم با کلنک و دلو و تیشه /و هم با گرداوری کردن ماده و مکشوفات رخداد های متوقف دورانهای گذشته را جستجو و بررمزگشایی آنها اصرار می ورزد.این دانش جذاب و دلربا که اهمیت و اهتبار و اقتدار و حیثیت معرفتی خود رابیش از پیش مرهون یافته ها و دردسترسی به منابه باستان شناختی می داند  با به حراج گذاشتن این مواد اعتبار بخشی به گونه های مختلف و اتلاف آنها آب سردی بر این کوره آتشناک در مسیر تحولات پیش روی باستان شناسان خواهد بود.باستان شناسان خود نیک می دانند تشخیص، توصیف ،تبیین و ترمیم، بازسازی یک تکه سفتا ، دیوار شکسته و فرو ریخته، ترک برداشتن بنایی، چند تیغه سنگ ابسیدین.با ویزگی های شکلی و شاخصه های سبکی خاص خود بدون لمس مواد باستان شناختی و ارائه تصویر روشن از آنها مقدور و میسر نمی باشد حال آنهایی که تمایل به محو این تصاویر و مدارک مستدلل و مستند دارند چه اهدافی را تعقیب می نمایند/؟آنها که کتیبه خارک را بی آنکه در فهرست میراث ملی و جهانی ثبت شوند شبانه فرو ریختند از کجا دستور گرفته بودند؟آیا خلیج فارس با پیشینه درخشان و قدمت چهارهزارساله و با توجه به مستندات تاریخی و نقشه های جغرافیایی و داده های باستان شناختی خلیج پارس نبود؟محو و نابودی بناهای تاریخی/ به زیر کشت بردن اتلال باستانی  را چگونه توجیه کنیم؟دشواری و پیچیدگی کار باستان شناسان با از بین رفتن این داده ها دو چندان می شود و رصد کردن تاریخ حیات نیاکانمان هم غیر ممکن/پس در درون هزار توی این همه تخریب ها چه نکته  ای نهفته است که ما از درک مفهوم ناپایدار آن عاجزیم؟

زیر چهره و سیمای بیرونی این  تخریب ها که میراث ارزشمندمان را نشانه رفته است چه نکته ای نهفته است؟درست است که با ستان شناسان هرجا که دستشان از اثر و مدارک و شواهد باستان شناختی و معتبر تهی باشد سکوت کرده و از اظهارنظر می پرهیزند اما آیا منصفانه است که آثار و مدارک و شواهد باستان شناختی را با تدبیر خود ویران سازیم؟آیا در این زمان هم باستان شناسان باید سکوت کنند؟ماده ها و مانده های باستان شناختی را ار بین می بریم تا در برابر هزاران سوال نسل آینده سکوت کنیم؟ سیلاب این ویرانی ها در حوزه میراث آیا روزی دامان ما را نخواهد گرفت؟


+ نگاشته شده در  یکشنبه 10 مهر1390ساعت 10:5  توسط وارنا  | 
باستان شناسان دنیا انتخاب ایران را به عنوان مرز رویتایی و بهشت باستان شناسان را بی دلیل انتخاب نکرده اند.ایران باستان سرزمینی است که آرزوی هرباستان شناسی کاوش در مرزهای پرگوهر و با غنای میراث تاریخی آن است.این كشور با سابقه تاريخي طولاني و پيوسته، آثار و بناهاي تاريخي زيادي از خود به جاي گذاشته است كه متأسفانه تعداد زيادي از اين آثار در طول زمان به دليل عوامل طبيعي و يا بي‌توجهي حكومت و مردم از بين رفته و اندكي از آن باقي مانده است. اين مسئله در نوشته اوژن فلاندن مشهود است: وی می نویسد:«ايرانيان به عبارت اخري كليه شرقي‌ها، در خرج ساختماني صرفه‌جويي مي‌كنند. بيشتر بناهاي قديمي را خراب كرده تا مصالحش را در ساختمان جديد به كار ببرند. به علاوه، در اثر بي‌علاقگي و از نظر بي‌احترامي به آثار پيشينيان قرن به قرن آثار گذشتگان منهدم گرديد و در نتيجه شهرها و بناهاي آسياي غربي در زير خاك پنهان گشته و آثاري از آنها وجود ندارد.»اوژن ناپلئون فلاندن نقاش و سياح فرانسوي در 15 اوت 1803  متولد مي‌شود. محل تولد وی شهر ناپل است، زیرا پدر او سردار معروف ناپلئون اول بوده و هنگام تولد او براي انجام مأموريت از طرف فرانسه به اين شهر فرستاده شده بوده است. اوژن قبل از هر چیز علاقه به نقاشی را  از پدر به ارث می برد،  چرا که پدر او نیز در جواني ميل مفرطي به نقاشي داشته و در سال 1744 براي تحصيل در زمينه هنر نقاشي به ايتاليا رفته و در اين هنر مهارت يافته است. اهمیت کارهای او با ورود وی به ایران برما آشکار می شود. در سال 1839 اوژن فلاندن به همراه  هنرمند معماري به نام پاسكال كُست از طرف فرهنگستان هنرهاي فرانسه انتخاب مي‌گردد و به همراه يك هيأت سياسي ـ كه هدف از تشكيل آن مطالعه امكانات برقراري روابط تجاري ـ سياسي با ايران بوده ـ عازم ايران مي‌شود. هر چند هيأت سياسي بدون موفقيت چنداني ايران را در ژوئن 1840 ترك مي‌كند، ليكن اين دو هنرمند، در ايران مي‌مانند و طي دو سال با وجود دردسرهاي مالي فراوان، تا حد توان از مناطق باستاني ايران گذر كرده، آثار باستاني را مطالعه نموده و با دقت و هنرمندي از آنها طرح تهيه مي‌كنند


+ نگاشته شده در  یکشنبه 10 مهر1390ساعت 8:23  توسط وارنا  | 

 مجموعه تاریخی و زیبای سنگ بست در 30کیلومتری شهر مشهد مقدس قرار دارد.این بنا که در صدر اسلام از عمران و آبادانی و اعتبار خاصی برخوردار بود که با توسعه شهر در حاشیه قرار گرفت  به گونه ای که بکلی فراموش گردید. سنگ بست با آنکه حضور اقوام و تمدن های مختلفی را در خود شاهد بوده است تا کنون بصورت علمی مورد کاوش های باستان شناختی قرار نگرفته است/بقایای باقی مانده از آثار دوران های گذشته خصوصا قرون سوم و چهارم ه ج حکایت از امنیت و آرامش این منطقه در آن روزگار دارد.در عهد غزنویان شخصی به نام ارسلان جتذب وزیر سلطان محمود بر این ناحیه حکومت راند طوس و سنگ بست مهمترین این کانون ها بشمار می رفتند. در سال 389 ه ج درسنگ بست ارامگاهی برای وی بنا نمودند که فرم 4 ایوانی بخود گرفت. گنبدی رفیع برفراز خود دید که شبیه بناهای عهد ساسانی شکل یافت.گنبد ان بصورت سه فیلپوش 0/سه کنج/را نشان می داد.شیوه ساخت این گنبد بعدها در گنبد بناهایی چون مسجد جامع اصفهان/ دوازده اما یزد/ به کمال رسید. داخل مقبره دارای تزیئنات بسیار زیبایی بود که هنر اجرکاری و گچبری را به نمایش گذاشته بودند.زیر گنبد داخلی کتیبه اجری به خط کوفی با نقوش گل و گیاه و رنگ های روشن تزئین بخش گردیده بودند. این کتیبه که ایه 101 سوره مبارک یوسف ع و با خط کوفی بر بدنه بنا حک شئه جلوه ای روحانی به بنا داده است.مناره های بنا اجری با کتیبه کوفی و بصورت استوانه ای با 101 پله به نام صدو یکمین سوره مبارکه قران  ساخته شده بودند.این شاهکار هنری در ۱۵ دیماه سال ۱۳۱۰ که سال خوشی برای ثبت تعداد آثار باستانی در فهرست میراث ملی بود به ثبت رسید و شماره ۱۶۴ در میان این فهرست آرامید،


+ نگاشته شده در  شنبه 9 مهر1390ساعت 16:46  توسط وارنا  | 

این شهرها/ اتلال/ کاخ و بناها/ مساجد و مدارس/پل و کاروانسراها/خانه های تاریخی/برج و باروها/ کبوترخانه ها/حسینه ها و تکایا/بقعه و آرامگورها/منار ه ها و...که امروزه سر از میان هزاران خروار خاک برآورده اند که همه از سنگ و کلوخ ساخته شده اندو گویی سراب  و رویایی بیش نیست.و ما امروزه چنان بر آنها نگاه دوخته ایم حال آنکه می دانیم سراب و رویایی هم نبوده بلکه واقعیاتی است که در پیرامون حیات ما برایمان باقی نهاده اند/وهرچه آنها نهادند ما منهدم کردیم/حال آنکه  ما خود که بر آنها می نگیستیم  می دانستیم که در تمام دنیا. از مصر باستان تا یونان کهن/ از چین پهناور تا هندوستان/ از آسیای صغیر تا میانه/ از بین النهرین تا فلسطین/نمی توان نظایر آنها را یافت اما امروز مشاهده می کنیم که آنچه را که تا دیروز نگاهمان را بدانها دوخته بودیم امروز نشانی از آنها نیست/ و نگاه کورسویی به دیواری و تلی دوخته ایم که فردا نیز نشانی از آنها نخواهند بود. آثار باستانی که گویی چونان مترسک بیچاره ای یکه و تنها خمیده اند با آنهمه ایستادن که دگر توان ایستادنی او را نیست


+ نگاشته شده در  شنبه 9 مهر1390ساعت 12:37  توسط وارنا  | 
 ثبت آرامگاه شاه نعمت اله ولي ماهان از نيمه نخست سده نهم هجري قمري به شماره 132، كتيبه گنجنامه به شماره 92 شير سنگي(همدان) به شماره 93 كتيبه بيستون به شماره 70، طاق بستان (كرمانشاه) به شماره 172، برج طغرل ري (تهران) به شماره 174، چهار باغ به شماره 109، كاخ چهلستون به شماره 108، كليساي وانك به شماره 85، مسجد جامع اصفهان به شماره 95 ، ميدان نقش جهان به شماره 102، مسجد جامع نائين به شماره 144، پل اله وردي خان (اصفهان) به شماره 110 ، مجموعه آرامگاه شيخ صفي الدين اردبيلي (اردبيل) به شماره 64، گنبد قابوس در گنبد (استان گلستان) به شماره 86، مجموعه سلطانيه (زنجان) به شماره 166 ، كاخ اردشير فيروزآباد (فارس)، به شماره 89، مسجد كبود تبريز به شماره 169، آرامگاه گنبد سرخ مراغه (آذربايجان شرقي) به شماره 134، مناره و مسجد تاري خانه دامغان (سمنان) به شماره 10، مسجد جامع قزوين به شماره 121 ، آستانه حضرت معصومه (س) و مدفن پادشاهان صفوي در قم به شماره 128،نقش برجسته كتيبه هاي كول فرح ايذه به شماره 133، پل قديم دزفول به شماره 84 ، پل بند قيصر شوشتر(خوزستان) به شماره 78 / سنگ بست خراسان بشماره ۱۶۴در فهرست آثار ملي قرار گرفتند


+ نگاشته شده در  شنبه 9 مهر1390ساعت 12:12  توسط وارنا  | 
بنای تاریخی هارونیه اصفهان میراث ارزشمندی که با کاشی کاری غیر اصولی هویت تاریخی اش به مخاطره افتاد و بافت اصلی آن تغییر نمود.هارونيه را مردم محلي به هارون ولات مي شناسند و در ضلع جنوبي ميدان عتيق واقع شده است، بر اساس اسناد اين بنا به دستور يکى از امراى مشهور شاه اسماعيل صفوي به نام «دورمش‌خان» و با نظارت وزير او «ميرزا شاه‌حسين اصفهاني» بنا شده است. بقعه‌ هارون ولايت با گنبد فيروزه‌اي دوپوش، از سمت غرب به وسيله درى به محوطه‌ مدرسه کوچکى باز مى‌شود که در اطراف آن حجره‌هايى وجود دارد و جرزها و پشت‌بغل‌هاى اطراف آن با تزئينات معقلى (آجر و کاشى) مزين شده است. ايوان جنوبي آن هم داراي محرابي است که با کاشي‌کاري معرق نفيس تزيين شده است/اين مدرسه به وسيله سردرِ ديگرى به صحن شمالى هارون ولايت باز مى‌شود. کتيبه‌ همين سردر نفيس، به خط ثلث با کاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي نشان مى‌دهد که اين بنا در زمان شاه ‌اسماعيل اول ساخته شده است. سردر شرقي هارون ولايت با تزئينات کاشي معرق، روبروي مسجد علي واقع شده است. هارون ولايت، به خاطر کاشي‌کاري‌هاي زيبا، شفاف و زنده‌اش همواره در شمار بناهاي تاريخي نفيس اصفهان به حساب مي آمد.بناي هارون ولايت داراي دو صحن ، يک بقعه و يک گنبد دو پوش فيروزه اي از شاهکارهاي معماري هنرمندان اصفهان بود که باکاشی کاری غیر فنی دیگر نمی توان در زمره شاهکارهای هنری بر شمرد.وقتی قلب هارونیه اصفهان در قلب پایتخت معماری جهان اسلام را نشانه می روند چگونه می توان از میراث باستانی محافظت کرد؟ این بنا  تحت عنوان مرقد امام زاده هارون بن موسي بن جعفر صادق زير نظر هيئت امنا و وابسته به اداره اوقاف اصفهان اداره مي شود در زمان شاه اسماعيل صفوي در سال 891 خورشيدي ساخته شد و به لحاظ معماري تاريخي ِ ايراني اسلامي ارزش هاي بيشماري دارد، بهتر است بگوییم داشت/


+ نگاشته شده در  شنبه 9 مهر1390ساعت 7:50  توسط وارنا  | 

بناهای تاریخی زیبایی های ممتاز و منحصربفردی دارند جاذبه این بناها که پیوند و قرابت ما با نیاکانمان را متجلی می سازد به نوعی این زیبایی ها را دو چندان می کند.بناها و دیوارهای شکسته هم جذابیت های خودشان را دارند.میراث پایدار ایرانی گرچه دستخوش ناملایمات و کج اندیشی مدیران ناتوان عرصه میراث بوده است اما باز نمی توان از این داشته ها چشم پوشید و نگاهمان بردارایی  های تاریخی رابست.واقعیت این است که امروزه ما نگاهمان را بر گنجینه های باستانی بسته ایم.از بسیاری از مراکز و اماکن تاریخی دور و بر خودمان هم بی خبریم.در حالیکه چشم به نداشته های دیگران دوخته و نداشته هایشان را با غرور به تفسیر می کشانیم/بیاییم چشمهایمان را بشوییم و به گنجینه های ارزشمندمان  درست بنگریم


+ نگاشته شده در  شنبه 9 مهر1390ساعت 7:34  توسط وارنا  | 
تپه حصاردامغان  ازنظر باستان شناسان یکی از با اهمیت ترین اتلال ماقبل تاریخی ایران است که قلبش را شکافتند. آنان که با عبور ریل راه آهن  قلب تپه حصار را دو نیمه کردند از درک تاریخ عاجز بودند. . قدمت تمدن پیش از تاریخ این تپه از هزارهٔ چهارم تا هزارهٔ اول پیش از میلاد می‌رسد . در تپهٔ حصار سه طبقهٔ متمایز مربوط به دوران پیش از تاریخ تشخیص داده شد که هر کدام از این سه طبقه نیز به تقسیمات کوچک‌تری طبقه بندی شده اند .در کاوش های تپه حصار دامغان، در سالهای 1310 و 1311 ه.ش سه دوره استقرار آشکار شده، آثار و بازمانده فرهنگ های گوناگون از دوران پيش از تاريخ تا دوران اسلامی به دست آمده است. مردم ساکن تپه حصار بر پايه مهرهای استامپی (مسطح) و استوانه ای(سيلندری) که از اين محل به دست آمده، در دوران پيش از تاريخ دارای خط و يا گونه ای علامت اختصاری بوده اند.پيدايش اين خط می رساند که اين مردمان دارای خط بودند و می نگاشتند و مهرهای يافت شده، پاسخ نامه های آنان است و بی گمان با بين النهرين و درّه سند در پيوند بازرگانی بوده اند. از سوی خاور با جلال آباد و بدخشان از طريق شهر سوخته سيستان، تجارت سنگ لاجورد و در کوهی داشته و به بين النهرين و ايلام فلز صادر می کردند، زيرا در تپه حصار کوره ذوب فلز و قطعه های ريز سری پيدا شده است.

بر پايه آزمايشهای کربن 14 ، ديرين ترين لايه تمدنی حصار از 6 هزار و 600 سال پيش استو جديدترين دوره فرهنگی در همين تپه، در حدود 3 هزار و 900 سال پيش است. از اين رو در بين ديرين ترين لايه های فرهنگی تا جديدترين لايه های حصار، 2 هزار و 700 سال معماری، فرهنگ، تاريخ و زندگی انسان نهفته است. با به دست آمدن استخوان چهارپايان، چون گاو، گوسفند، بز، غزال، و شتر می توان اهميت دام و دامپروری را در ميان اين مردمان دريافت. همچنين با بدست آمدن دانه های نباتی، مانند: کنجد، پنبه دانه، گندم، جو و حتی انگور، می توان پذيرفت که کشاورزی، کشت دانه های نباتی، کشت گندم و جو به همان اندازه دامپروری، شکوفا بوده است.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 17:38  توسط وارنا  | 

[ مهرپارسی : ثبت سایت و وبلاگ ] [ Weblog Themes By : mehreparsi.ir ]