تحول و تکوین هرفضای آموزشی نشان از حجم فعالیت گسترده در جامعه می تواند باشد.نهاد ها و دستگاههای حکومتی و مذهبی نقش عمده ای در پیدایی فضاهای آموزشی از اشکال اولیه تا کنون داشته و دارند کتیبه های گلی که مشق کودکان ایلامی و نیز خطوط بدست آمده از ایلامیان کهن نشان از توسعه نظام آموزشی در ایران باستان داردبا وجود آنکه در هزاره اول ق م درقلمرو مادها حتما خط و نظام آموزشی بوده مع الوصف به دلیل قلت کاوش ها و عدم جستجوی باستان شناسان تا کنون ره به جایی نبرده است هخامنشیان نخستین دستگاه حکومتی وسیع رادر ایران باسان در عهد داریوش که 46 قوم  و ملیت مختلف را درکنار خود داشت پدید آوردند.اداره کشوری با چنان گستردگی قطعا نیازمند دبیران و مدیران کارورز و آزموده بوده است خطوط میخی چنان آموزش داده شد که اداره کشور وسیع ایران کهن بی هیچ خللی و تزلزلی استمرار یافت.داده های باستان شناختی حکایت از آموزش طبابت طبیبان هندی و یونانی از ایرانیان دارد کتزیاس و دموسدس بسیار مطالب از ایرانیان آموختند.افلاطون و استرابون اذعان دارند که آموزش ایرانیان باستان با تعلیمات علمی و تربیت جسمی همراه بود.خصوصیات مراکز آموزشی در عصر پانصد ساله حکومت پارتیان بر ما معلوم نشده است ساسانیان خود دو خصوصیات نیک داشتند  نخست جنبه مذهبی آنان بود و ثانی جنبه مرکزیت/نهاد ها و مراکز آموزشی بسیار به این دو ویزگی ظهور کردند.مدرسه جندی شاپور در دوره ساسانی در بسیاری از زمینه ها زبانزد همگان بود طبیبان آن سرآمد و فلاسفه از شهرت جهانی و اعتبار ممتاز برخوردار بودندالبته طب بقراط در جندی شاپور تدریس می شد این نشان دهنده اعتبار نظام آموزشی ایرانیان بود که فضای آموزشی  مطلوبی در آنروزگار دایر نموده بودند.با ظهور اسلام اعراب نظام آموزشی مدونی نداشتند آموزش شفاهی رکن کارآنها بود محل آموزش قران مساجد شدند و این مرکز به مهمترین کانون آموزش مسلمانان مبدل گردید.در عهد بنی امیه شعر و ادب جان کلامشان بود و علوم عقلی و نقلی کمتر مد نظر قرار گرفت.با تاسیس بغداد در زمان منصورعباسی(141ه) جهان اسلام مرکزیتی مهم یافت نجوم و ریاضیات طب و فلسفه مورد اقبال واقع شد.درعهد هارون طب بیشتر مورد توجه قرار گرفت.بیت الحکمه نخستین مرکز علمی و فرهنگی شد علویان طبری و امرای سامانیلم پرور و ادب دوست بودند شکوه فضاهای آموزشی خود حکایت از این دارد از قرن سوم و چهارم هجری علما و امرا دارالعلوم ها بنا کردند  عضدالدوله توجه خاصی به فرهنگ آموزش داشت برای علما و طلبا مقرری وضع کرد.درگیری های اسماعیلیان با سلاجقه نیز کمر آموزش را نشکست.مدارس متعدد برای تبلیغ فرقه ها و ادیان تاسیس شد.خواجه نظام الملک پیشقراول این نهضت آموزشی گردید.مدارس و مساجد در کنار هم فعالیت های دینی /آموزشی نمودند.غازانخانان همت وافر با تاسیس مدارس گماشتند یورش تیمور که ویرانی های بسیار داشت علما طراحان و خطاطان و نقاشان بسیار در این دوره خدمت ها کردند نادرشاه  که بیشتر در فکر رابطه ایران و عثمانی بود با علما نساخت دوره سی ساله کریم خان زند فرصت مناسبی برای رشد صنعت هنر و کشاورزی بوداو هرچند سوادی نداشت لیکن علما را گرامی می داشت.صفویه ها و قاجار با تمام کا ستی هایی که صورت گرفت فضاهای آموزشی را توسعه دادند  مدارس دینی عهد صفویه رشد چشمگیری نمود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 تیر1390ساعت 11:51  توسط وارنا  | 

ایران کهنسال با سابقه ای طولانی و درخشان در زمینه هنرهای گوناگون سهم بزرگی در توسعه و تکامل معماری جهان دارد بناها و آثار باستانی پرجاذبه ای که امروزه هرچند بصورت مخروبه و ویرانکده در سراسر این سرزمین دیده می شوند و نیز آنچه در ازای زمان به علل های مختلف از بین رفته اند نتیجه قرنها تلاش و کوشش نیاکانمان است. و آنها در این مورد از هیچ کوششی دریغ نورزیدند و ما از هیچ شیوه برای تخریب دریغ نکردیم.

این آثار ارزشمند معماری که در واقع معرف فرهنگ و تمدن ایرانی است دستاورد تلاش هنرورزان این خاک ژرگهر است که با اعتقاد و ایمان راسخ و ابتکار و جدیت بی مانند آنها قد برافراشتند. سعی مشتاقانه آنها در ایجاد آثار شگرف و کوشش بی همتای ما در تخریب می تواند نتیجه افول هنری و زوال فرهنگ و تمدنی باشد که بی اعتنا از آن می گذریم.معماری ایران معماری ارزشی است که قربانی ضد ارزشی ها شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 تیر1390ساعت 10:59  توسط وارنا  | 

نگاهی گذرا به معماری ایران از روزگارکهن تا کنون نشان می دهد کاخ ها عمری به قدمت معماری خانه سازی در ایران باستان ندارندواز معماری کاخ میتوان از اواخرهزاره دوم و اوائل اول ق م صحبت بمیان راند.درداخل مرزهای باستانی ایران کاخ هایی مانند چغازنبیل در دشت هموار خوزستان متجلی گردید که دارای طرح هایی هستند که میتوان اقتباسی از کاخ ها و یا معابد بین النهرین ها دانست. زیگورات چغازنبیل را اگر کاخ هم ندانیم و فرض بر این مکانی برای عبادت مومنان باستان  و یاپایگاه دینی مردمان آن عصر  بدانیم باز به دلیل پیچیدگی خاص معماری و تفاوت فرم گسترده آن با بناهای معمول آن دوران خود بنایی سترگ و عظیم بشمار می رود که به نوعی در شکل گیری کاخ ها در ادوار بعدی تاثیرگذار بود.چغازنبیلی که اونتاش هوبان ایلامی بسال 1200 ق م بنا کردمجموعه ای از تعداد بیشماری از اتاق هایی بود که از یک طرف با حیاط و فضایی داخلی و از دگر سوی با حصار جانبی  راه داشت.نواحی کوهستانی ایران برای کاخ سازی راه و شیوه ای دیگر برگزید.زیرا در اکثر این نواحی ها سطوح بزرگ و هموار برای حیاط سازی وجود نداشت.

کاخ که بنایی اشرافی بود در فضاهایی بازتر گسترش یافت کرد لر تپه  در شرق ارومیه فضایی ایده آل بود از قرن دهم ق م خانه های حیات دار با اندیشه آدمی بنا گردید.حسنلو نمونه بارز این ادعا بود باباجان هم از لحاظ معماری بی شباهت با حسنلوی تاریخی نبود اورارتوها که در قرون هشتم و هفتم ق م تالار های تشریفاتی به واحدهایشان افزودنداورتور بسطام خانه فرماندهان نمونه مناسب برای این مطلب بود. نوشیجان  با  معماری پیچیده و تودرتوی خود و  با قلاع  با شکوهش تداعی کننده بناهایی بزرگ در ایران باستان بود. که تحولات حاصله بی شک نتیجه تلاش ساکنین گودین و گیان و سیلک هم می باشد..با ظهور مادها و هخامنشیان تحولی مثال زدنی در معماری کاخ ها بوجود آمد.کاخ آپادان تخت جمشید هگمتانه مطرح ترین بودند . البته برخی بر این باورند که تالار شش معبر گودین تپه نمای بنماها و برجستگی های آن  در فواصل منظم هماهنگی یافته است

 شاید الگویی برای کاخ های هخامنشی در پاسارگاد بوده باشد.از سلوکی ها هنر کاخ سازی در ایران  بدست نیامده است  اما آثار بدست آمده در خورهه محلات باستان شناسان آن را به عنوان کاخ های اشکانها می دانند.قلعه ضحاک میانه از دیگر آثار اشکانی ها است بناهای کوه خواجه نمونه با شکوهی از این شیوه معماری هستند ترکیبی از معبد و کاخ/ اصل بنا دوره هخامنش ها که در دوره پارت و  ساسانی مرمت شده است. سروستان در قرن پنجم بعد از میلاد کاخی بزرگ و مقدس بود که توانست انتظارات بسیاری از  مورخان را در باره کاخ برآورده سازد.ایوان ورودی/گنبد حیاط تالار های ستوندار با فضاهای مرکزی گسترده حکایت از قصری زیبا داشت.قلعه دختر و عمارت خسروی همدر کنار کاخ بیشاپور و قلاع اسماعیلیه نیز  یادمانهایی از معماری کاخ هستند  که این معماری بعد از دوره ساسانی و در ادوار بعدی شکل کاملتری بخود یافت..دولت های محلی کم و بیش به ساخت بناهایی پیچیده و رفیع اقدام کردند اما با از بین رفتن کاخ هایی که در روزگار کهن ساخته شده ادامه بحث کاخ سازی را با مشکل روبرو می سازد با این حال هرچند از دوره ایلخانیان  ازاین نمونه جز  سلطانیه بنایی دردسترس نداریم  و از تیموریان هم کمتر می توان سخن راند اما عصر صفوی را باید  دوره کاخ سازی یاد نمود قزوین و اصفهان و مازندران کوشک و قصر و بناهایی با شکوه در خود دیدند که امروزه هنوز چشمنواز جهانگردان و سیاحان است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 تیر1390ساعت 8:23  توسط وارنا  | 

همه یافته های باستان شناسی ارزش ثبت و ضبط اطلاعات تزئینات و جزئیات فنی و فیزیکی خود را دارند.مطالعات باستان شناسی به کمک مقایسه/ تشابه/ و خصوصیات هنری و فنی نیازمند دانش طراحی فنی و یا رسم فنی است رسم فنی در حوزه باستان شناسی دقت و ظرافت های خود را دارد رعایت قواعد و اصول مدونی که باستان شناسان با کارگروه های  خود تیم عملیات حفاری را تشکیل می دهند امری الزامی است.اگر این همخوانی و یکنواختی در کار آنها نباشدبازخوانی و استنتاج اطلاعاتاز یک ترسیم فنی مفید حال نخواهد بود.

امروزه بوسیله ترسیم فنی از یافته های باستان شناسی می توان مستند سازی کرد. اشیا و آثار مورد استفاده و ابزار های کارآمد را شناسایی نمود.در عکاسی ایجاد برش های فرضی و بیان تلویحی جنس اشیاء همچون شفال/شیشه/استخوان/عاج / چوب و فلز چنان یکنواخت و بی انگیزه می نمایاند که قطعا کاوشگر با آن قادر به مستند سازی و بیان تمام واقعیت ها نخواهد بود.در حالیکه در ترسیم فنی برای نمونه سطوحی که بر اثر قالب روی شئی  ایجاد شده است با استفاده از نقطه های ریز نشان داده می شود و این کار یک محقق و باستان شناس را سهلتر می کند.خوشبختانه باستان شناسی و باستان شناسان به مستند سازی و استخراج نقوش/ تلفیق نقوش/ تبدیل نقوش سه بعدی به دو بعدی و خطی و نیز خوانا سازی آنها برای خواندن و مطالعه بیشتر خصوصا در اشیایی چون مهر ها و سکه ها نقش برجسته و کتیبه ها اهمیت بسیاری می دهند. همانطور که تصویر پردازی بد کار یک باستان شناس را با چالش روبرو می کند ترسیم بد و غیر فنی هم این عوارض را دارد امروزه در کتاب های دردسترس باستان شناسان تعداد بسیاری از این گونه ترسیم های غیر فنی وجود دارند یک طرسمگر در کاوش ها و حفاری ها باید به تمام زوایای آثار مکشوفه توجه کند.امروزه طراح باستان شناس می کوشد میزان فراوانی اطلاعات را منتقل کند.که شامل نحوه ساخت شئی و ماده ای که از آن ساخته شده می باشد.  تمام این طراحی هاتامرحله اجرا با دقت و کنترل یک باستان شناس صورت می گیرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 تیر1390ساعت 11:54  توسط وارنا  | 
ویران کردن محوطه ها و از بین بردن و سرقت آثار باستانی در اثر تشویق و حمایت های مجموعه داران آثار تاریخی دنیا و نیز توسعه صنعتی بحرانی است که دنیای باستان شناختی را به خود مشغول ساخته است.آثار باستانی ذخایر محدودی هستند که در صورت سرقت و تخریب آنها جایگزینی نمی توان یافت.چنانچه این سرقت ها ادامه یابد از دنیای باستان و مردمانش نام و نشانی باقی نخواهد ماند.امروزه شاید تعداد بسیار اندکی از محل های باستانی باشند که از تیررس قاچاقچیان در امان مانده است که اگر اقدامی در خصوص حفاظت از آنها صورت نگیرد  آنها نیز دچار ناخوشی و خواهند گردید.امروزه سرقت از آثار تاریخی بسیار گسترده تر شده است هرروز اخباری دال بر کشف و یا دستگیری سارقان آثار تاریخی در گوشه کشور شنیده می شود اما آیا براستی برخوردهای قانونی ما مانع از این سرقت ها شده است؟رسانه های ملی و اربابان جراید کمتر به حوزه میراث باستانی می پردازند و ضعف درک تاریخی مردم و مسولین هم ناشی از کم کاری اربابان جراید است اما چرا ملتی که سرآمد ملل تاریخ دنیا است اینگونه با میراثش کنار می آید؟ 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 تیر1390ساعت 10:57  توسط وارنا  | 

 دهستان مورچه خورت در 54 کیلومتری شمال غرب اصفهان و در کنار راه اصلی اصفهان – تهران قرار ارد. این منطقه جزو بخش شاهین شهر و میمه به مرکزیت شاهین شهر است.این محل نمونه ی برجسته ای از یک کاروانسرای برون شهری عصر صفوی است .این بنای مهم مربوط به اواخر سلطنت شاه عباس دوم یا اوایل سلطنت سلیمان اول است. کاروانسرای مادر شما در مجاورت آزاد راه تهران اصفهان قرار گرفته است  حیاط مستطیل شکل وسیعی در میانه ی بنا قرار دارد و 4 ایوان در میانه ی اضلاع آن و ایوانچه هایی در بین ایوانها واقع است  ، هر ایوانچه حجره ای در پشت خود دارد . قوس های ایوانچه های پیرامون حیاط ، کاملا هم شکل و منظم اند و دیوار ها با ضخامت یکسان بر پا شده اند.اسطبل های این کاروانسرا 2 گونه اند ، یکی اسطبل های ستون دار با قاعده مربع که در 4 گوش بنا واقع شده است و راه ورود به آنها از پخ های گوشه ی حیاط است ، دیگر اسطبل های کشیده ای که در پشت حجره های جبهه ی جنوب شرقی و شمال غربی حیاط قرار دارند و آخرین طاق نماهای این دو جبهه ورودی آنهاست.2 دسته اسطبل مذکور را به راحتی می توانستند به هم متصل کنند،.ورودی کاروانسرا در ضلع جنوب غربی آن است . سر در مرتفع با طاق نماهایی در 2 طبقه طرفین آن از سطح نمای خارجی پیش آمده و ردیف طاق نما ها را در نمای این جبهه پدید آورده است.4برج مدور در 4 گوشه کاروانسرا که به صورت استوانه ای کامل از امتداد اضلاع خارجی بیرون زده اند ، حجم بنا را استوارتر می کند.به علاوه 2 برج با قائده نیم هشت در میانه اضلاع طولی کاروانسرا قرار دارد.سر در کاروانسرا و هشتی و ایوان پشت آن بی واسطه به یکدیگر متصل اند. هشتی فضایی با قائده هشت و نیم به ارتفاع 2 طبقه است و گنبدی بر فراز خود دارد. در طرفین هشتی،ورودی های 2اتاق نگهبان کاروانسرا تعبیه شده است.در سوی دیگر حیاط و در تقابل با دستگاه ورودی ،ایوان مرتفع شمال شرقی و تالار صلیبی شکل ،پشت آن قرار دارد.در طبقه ی بالای این تالار غرفه هایی هست که به بخش میانی تالار و ایوان مقابل آن اشراف دارند.در بیرون کاروانسرا در دوسوی غربی آن ، حمام و آب انبار هایی وجود داشته که به نوشته ماکیسم سیرو ، ورود به آنها از داخل کاروانسرا میسر بوده است.او درباره این کاروانسرا مینویسد:سفرا و هیات های سیاسی پیش از ورود به اصفهان-پایتخت صفویان-در این محل توقف می کردند و لباس رسمی می پوشیدند و سپس با محافظان مخصوص تا شهر همراهی می شدندبا توجه به کتیبه سر در،از این کاروانسرا در دوره ی قاجاریان نیز استفاده می شده است.پس از این دوره بنا بی استفاده ماند و مصالح آن به یغما رفت.در سال 1321 ش،کاروانسرا به پادگان بدل شد و تا سال های اخیر کاربدر نظامی داشت.بر سر در کاروانسرا،کتیبه ای از دوره محمد شاه قاجار به خط نستعلیق برجسته به سال 1251 هجری حجاری شده .کاروانسرای مادر شاه تنها اثر ثبت شده مورچه خورت در فهرست آثار ملی است که به شماره 13657 به تاریخ 15/4/84 به ثبت رسیده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 تیر1390ساعت 7:52  توسط وارنا  | 

روزی-روزگاری آثار باستانی هویت ملی و پیشینه تاریخی ایرانیان بشمار میرفت.تا دیروز به ما می گفتند دوام نام بلند و با شکوه ایرانزمین ماحصل هنر ها و گنجینه های بیادگارمانده نیاکانمان است

تا دیروز خیالمان راحت بود استرس و دغدغه نابودی آثار و اتلال و اماکن کهن را نداشتیم/تا همین چند دهه اخیر کسی مارابرای این همه تخریب ها ملامت نمی کرد تا پریروز .بما آموخته بودند آموخته هایمان از دیدار آثار و مواریث گذشتگان دربازسازی عظمت تاریخمان مفید است.

تا همین  دیروز که جشن جهانی تخت جمشید/چغازنبیل/تخت سلیمان و پاسارگاد/بیستون و سلطانیه/بقعه شیخ صفی و بازار تبریز/کلیساهای ارامنه و ارگ بم/سازه های شوشتر و باغ های ایرانی مارا به خود مشغول کرده بود و شور و شعفی بی مانند در سرمان بود کسی نمی انیدشید که بیستون پارک کودکان شود و سازه ها فرو ریزند و چغازنبیل با تی ان تی وو.و. و/تا دیروز که  آگاهی و ارتقاء شعورمان مارادر خط مقدم تصمیم گیری ها برای صیانت از آثار تاریخی قرار داده بود..وامروز............................................................

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت 15:49  توسط وارنا  | 
با تشدید دامنه تخریب ها در حوزه میراث باستانی جملات کلیشه ای بسیاری هم ظهور کرده اند که خسته کننده ترین آنها"عبارت فلان اثر باستانی ایران تخریب شد" است.اما براستی این آثار تخریب شدند یا ما آنها را تخریب کردیم؟روزانه شاهد تخریب هزاران اثر تاریخی در گوشه و جای جای این سرزمین هستیم و با جملات نازیبایی چون تخریب شدند خودمان را آسوده می کنیم/این تخریب ها کم از سرقت آثار باستانی نیستند که بدست ما صورت می گیرد.مگر اثار باستانی و تاریخی که قانون حفظ و صیانت از آن را به متولیان و مردم سپارده است  تخریب می گردند.اگر توجه ما به این آثار بود آیا امروزه شاهد مرگ زجرآورآثار تاریخی بودیم؟ قلعه پرتغالی ها و هزاران اثر باستانی دیگر میراث ملی و ریشه های تاریخی تاریخی ترین ملت باستانی دنیا یعنی ایرانیان باستان  هستند چرا اینگونه زجرآور به کام مرگ می کشانیم؟این طنز آمیز نیست که با دستی و دهانی مدعی توسعه و آبادانی و پیشرفت کشور می‌شویم و با دستی دیگر، میراثمان  را تخریب می‌کنیم ؟

قلعه پرتغالي ها

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت 11:55  توسط وارنا  | 
قلعه سالار یادمان قجرهادر شهر خمين از آثار تاریخی ژرچاذبه ای است که کمتر مورد توجه ما قرار گرفته است.این شاهکاراز نظر ساخت كالبدي و معماري بسيار ارزنده مي باشد. سبك معماري، تزئينات و فضاي داخلي، اسكلت ساختماني و نوع مصالح به كار رفته آن را به صورت يك اثر ممتاز در آورده است. وسعت اين قلعه در گذشته بسيار بيشتراز وضعيت كنوني بوده است. در حال حاضر اين بنا داراي ديوار هاي بلند در چهار طرف است كه در سمت جنوب آن بر روي يك ديوار يك اثر تزئيني بنام كلاه فرنگي وجود داشته كه محوطه و ساختمان اصلي را تشكيل مي داده است. ساختمان اصلي شامل چند اتاق تو در تو است كه فضاي داخلي توسط رف ها و مجسمه هايي كه نشان از فرهنگ منطقه ندارد تزئين شده است. در يكي از اتاق ها اسناد و عكسهاي متعلق به خاندان سالارالدوله، زينت ديوار شده است. در جلوي اتاق ها يك ايوان بزرگ قرار داشته كه از دو طرف پلكان به حياط ارتباط دارد. نماي بيروني ساختمان اصلي بوسيله ستونهاي گچبري زيبا و سر در هاي مزين شده، بسيار جلب توجه مي كند.این اثر در ۲۵خرداد سال ۱۳۸۱ با شماره ۵۸۰۴به ثبت رسیده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت 11:40  توسط وارنا  | 

پرونده:NimVar old home.JPG

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت 8:20  توسط وارنا  | 
اتشکده جره از یادمانهای عهد ساسانی است که با احداث کارخانه ای در مجاورت آن  ضمن محو تمام جاذبه های توریستی از اعتبار و ارزش تاریخی آن کاسته و نابودی این اثر باستانی را نیز به همراه دارد.این کارخانه که در محوطه و محدوده  جره باستانی احداث می گردد نشان می دهد که ما هنوز برای درک عظمت تاریخ گذشتگانمان فاصله های بسیار داریم. درد کج فهمی و فقر مدیریت در میراث و بی توجهی مردم به داشته های تاریخی از مواردی هستند که باستان شناختی ایران را با چالش روبرو ساخته است.حداث اين کارخانه سنگ‌شکن در ضلع جنوبي آثار به جا مانده از يک شهر باستاني متعلق به دوره ساسانيان که مشهورترين بناي آن، چارطاقي جره است در شمال شرقي اين محوطه باستاني، قطعا این اثر را با خطر تخریب روبرو خواهد نمود و از جاذبه های آن خواهد کاست.این آتشکده متا سفانه سالهاست که به حال خود رها شده است و گویی مسولان برای نابودی و محو آن ثانیه شماری می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت 8:18  توسط وارنا  | 

سنت تخریب آثار اسلاف شاهان قدمتی کهن دارد.ضلیل السلطان همان ضل السلطان پیشگام این بدنامی ها است.او که با همکاری خواهر ذلیلش بسیاری از اماکن را به انهدام کشاند.پهلوی ها هم بسیاری از آثار صفوی را محو کردند.آنها قصر و کاخک های صفوی را با هدف ایجاد قصر و بناهای بزرگ ویران کردند و امروز خودمان در اثر بی توجهی این تخریب ها را تشدید کرده و مهر مرگ بر پیشانی آثار باستانی می کوبیم..هفت دستی که ضل السلطان نابود کرد  داستانی بسیار غم انگیزی دارد.کاخ هفت دست که کاخ ییلاقی شاه بوده نزدیک رودخانه و بالای پل خواجو قرار داشته و تا دیوارهای کاخ هفت دست به پل کوچک جویی (ملقب به چوبی فعلی) امتداد می یافته. شیخ (جابری انصاری) در کتاب گنجینه‌های اصفهان این عمارت را زیباتر و عظیم‌تر از چهل‌ستون توصیف می‌کند. به گفته شاردن این کاخ مدتی برای گوشه‌نشینی یا گریز اشخاصی که از نظر شاه افتاده بودند استفاده می‌شده که به این محل زندانی یا تبعید می‌شدند. این کاخ دیوارهای بلند و محکمی داشته، تالارهای آن نیز پر از گچ‌بری، میناکاری و زراندود بوده است می‌گویند (ملک‌التجار) که چهل ستون را از نابودی نجات داد، هفت هزار تومان پیشکش کرده بوده که از ویران کردن آن منصرف شوند اما میسر نمی‌شود و ازاره‌ها و سنگ‌های مرمر شفاف آن را هم افرادی برای عمارت‌های شخصی خود برمی‌دارند. کاخ هفت دست در سال 1318 ه.ق بدست ذلیل السلطان  ویران شد.

+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1390ساعت 12:20  توسط وارنا  | 

این عکس فاجعه قرن است.یادگار فاجعه آمیز ترین صحنه ای است که بشر تا کنون توانسته است به تصویر بکشاند.آنان که بی بهره از آگاهی و شعور تاریخی هستند  میراث باستانی را به چالش و نالش می کشانند .تجاوز و تخریب و تاراج آثار یک محوطه‌ی باستانی و بنای تاریخی و فضای فرهنگی، تخریب ریشه‌های یک ملت به مفهوم خاص و میراث بشری به‌ هر طریق را حق خود می دانند/آنان که از درک میراث و دارایی های تاریخی عاجزند هرچند نه بسیارند اما متأسفانه این میراث غنی از وجود این نانازنینها اینک دهه‌هاست که در سراسر کشور در معرض تخریب‌های گسترده و نابودی قرار گرفته اند

+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1390ساعت 9:3  توسط وارنا  | 
نیمور یکی از شهرهای تاریخی شهرستان محلات در استان مرکزی است که آنطور که شایسته است مورد توجه باستان شناسان قرار نگرفته است. داده های باستان شناختی از عهد ساسانی و اشکانی حکایت های فراوان دارد.در این میان آتشکده نیمور که امروزه در حال تخریب کامل است یکی از مهمترین این آثار می باشد.آتشکده آتشکوه نیمور محلات در 12 کیلومتری غرب دلیجان در استان مرکزی قرار دارد و متعلق به دوره ساسانی است.عظمت بنا به حدی است که جزء برترین آتشکده‌های زردتشتیان جهان به شمار می‌رود.این آتشکده در 5 کیلومتری جاده نیمور و نزدیکی روستای آتشکوه نیمور قرار دارد و مورخان بنای این آتشکده را متعلق به دوره ساسانیان دانسته و معتقدند که بر اساس شواهد و قرائن تا قرن چهارم هجری سالم بوده است مجموع آتشکده از 3 بخش تالار اصلی (شرقی)، تالار غربی و راهرو تشکیل شده است. تالار اصلی یا شرقی آتشکده که احتمالا محل آتشدان و نیایش بوده و شامل تالاری مربع شکل است، که هر ضلع آن از بیرون 12/60 متر طول دارد.این تالار دارای 4 ستون مستحکم به ابعاد 2/70 در 2/70 متر و به ارتفاع شش متر تا پای طاق بوده که از سنگ و ساروج ساخته شده و گنبد و طاق این بنای عظیم روی این چهار ستون استوار است.آتشکده آتشکوه به شماره 311 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است

+ نوشته شده در  شنبه 25 تیر1390ساعت 8:25  توسط وارنا  | 

آثارباستانی نه مالکیت خصوصی دارند و نه قابل ارزش گذاری هستند.اگر کارشناسان  این حوزه قیمتی را اعلام می کنند صرفا برای آماده سازی اذهان عموم به نوعی در جهت درک واهمیت اثر است.وگرنه آنچه گذشتگانمان برایمان باقی نهاده اند قابل ارزش گذاری نبوده  و نخواهند بود..چندی پیش که سنگ بنای مسجد تاریخی حاج سعیدای اردكان به سرقت رفت و كمتر از یك‌ماه پس از آن در موزه انگلستان به معرض نمایش درآمد. یا  وقتی که كه كتابخانه آیت‌الله فاضل اردكانی(ره) هفته گذشته مورد دستبرد واقع شد و در پی آن حدود 20 نسخه كتب خطی و چاپ سنگی به سرقت رفت.  آنروزی که  در موزه میرزامحمد كاظمینی، چند شئ تاریخی كه قدمت آنها به دوره مادها بود به سرقت رفت. یك ظرف شیشه‌ای چند لایه مربوط به دوره مادها به ارزش تقریبی 800 هزار دلار و شئ دوم ظرف نمرودی به ارزشی معادل یك میلیون دلار در حالی به سرقت رفت. وقتی حدود یك‌سال و نیم پیش كتیبه 3 میلیون دلاری مسجد جامع یزد به سرقت رفت. یا تابلوهای نفیس موزه رضا عباسی را تاراج کردند وقتی گنجینه های منحصربفرد جیرفت سراز بازار لندن و آمریکا درآورد.زمانی که لوح زرین هخامنشی را  ذوب کردند و این ارزشمندترین هخامنشی هم داد ما را در نیاورد.اثری که یکی از چهار لوح زرین و سیمین کاخ آپادانا به شمار می آمد و در روز 27 یا 28 شهریور 1312، توسط فردریک کرفتر، از اعضای هیات حفاری در تخت جمشید از زیر ستون های اصلی کاخ آپادانا به دست آمد.این الواح چهارگانه بلافاصله پس از حفاری به کاخ مرمر تهران (دفتر کار رضا شاه) و از آنجا به موزه ایران باستان انتقال یافت و به یکباره ذوب و محو شد.وقتی به موزه آبگینه تاختند . دستبرد به این موزه( آبگینه و سفالینه) هم که به ناپدید شدن 21 قلم اشیای شیشه ای و سفالی انجامید، هنوز یادمان است که  شمشیرهای موزه ملل درسال 1378 ناپدید شدند،  روزی که شنیدیم  یکی از خدمه موزه ایران باستان در سرقت. 25 دی ماه 1384، مهرهای سه هزارساله ایران باستان نقش  بی بدیل داشته است.وقتی کتیبه ها و درب های مساجد و بقاع در یزد و شیراز و گیلان به غارت رفت.مگر یادتان نیست ؟ چند سالی است که موزه های شهرستان ها هم مورد توجه آنها قرار گرفته است. سرقت از موزه پارس شیراز مهم ترین نمونه بود. قرآن خطی، که یکی از نمونه های کمیاب در دنیا به شمار می آمد، سال 1382 به سرقت رفت و تاکنون سرنخی از آن به دست نیامده است.جابجا شدن سکه های تاریخی را که حتما یادتان است؟موزه آشتیان را می گویم/اخیرا هم که دشمنان آثار باستانی ائیریان برای سرقت گنجینه هابه سلاح های مخوف هم روی می آورند.خرید و فروش جام و کوزه های هفته پیش رودسر را حتما خوانده اید/لابد می خواهید بگویید از داستان سرقت موزه شهمیرزاد هم هیچی نمی دانید؟تابلوهای خوشنویسی موزه میرعماد چطور؟یادتان نیست؟خانه تاریخی شیخ اشراق را کی غارت کرد؟حاصل این هجوم به جیرفت تاریخی می شود و همه غارت  مواریثمان هم آن  شد که سفیر آرزانتین با میراث باستانی ما کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1390ساعت 15:3  توسط وارنا  | 
 

 

دربررسی علت سرقت های باستانی اولین چیزی که به ذهن خطور می کند تجارت هنگفت و پول های بادآورده است.ما از سویی باور کرده ایم که آثار باستانی هرکشور پیشینه تاریخی و تمدن آن کشور قوم و ملت هستند اما از دگر سویی از تعدی  و تجاوز و تخریب به آن لذت می بریم.آنجا که ایران یکی از کشور های صاحب تمدن و تمدن ساز بوده و هست همواره از این آثار و اشیا باستانی بهره مند بوده و البته در کنار آن یکی از کشورهای است که از خطر دزدی و سرقت این اشیا، بی نصیب نبوده است. سرقت های آثار باستانی همواره از سوی افراد فرودست جوامع بوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1390ساعت 9:23  توسط وارنا  | 
روستای اخنجان  روستایی تاریخی در منطقه تاریخی خراسان است که کاوش های باستان شناسی هنوز راه بدانجا نبرده است.وجوداتلال ماقبل تاریخی و بناها و کاروانسراهای بسیار در این حوزه وسیع تاریخی بی شک می تواند بهشت فعالیت های باستان شناسان باشد.یکی از آثار شگرف ان میل اخنجان است که حال و روز ناخوشی دارد.ميل اخنجان در ۲۲ کيلومترى شمال مشهد و در روستايى به همين نام واقع شده است. ساختمان اين ميل به دورهٔ تيمورى و قرن نهم هجرى قمرى تعلق دارد و داراى برج هشت‌ضلعى آجرى زيبا و گنبد مخروطى ترک‌ترک‌، معروف به خيارى، است. آجرکارى‌هاى آن بسيار هنرمندانه است و در اشکال گوناگون تزئين يافته است. اين اثر به شمارهٔ‌ ۳۴۱، در زمرهٔ آثار تاريخى به ثبت رسيده است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 تیر1390ساعت 7:55  توسط وارنا  | 
گرچه سرزمین ائیریان باستان با برخورداري از فرهنگ غني و تمدن ديرينه يكي از 10 كشور شناخته شده در جهان در بعد تمدن بشري و آثار تاريخي محسوب مي شود اما روند روبه رشد تخریب آثار باستانی که ناشی از ضعف مدیران فرهنگی و کم توجهی مردم به دارایی های باستانی و فرهنگی کشور است وضعیت کشورمارااز لحاظ مواریث باستانی در شرایط نا مطلوبی قرار می دهد.برایمان سخت است باور کنیم که آنچه از نیاکانمان بما رسیده است نعمت و گنجینه های هستند که اگر مدیریت سالمی برآن شود می تواند اقتصاد ایران را دگرگون سازد /این در شرایطی است که وجود آثار باستاني با قدمت بيش از هفت هزار  سال در ايران زمين فرصت مناسبي را براي بيان ارزش ها و سوابق تمدني  كشور فراهم ما  كرده است./چرا برایمان سخت است که باور کنیم/که این تخریب ها هم جفا به تاریخ و فرهنگ و مواریث مدنی و معنوی کشور است، هم ستم به اهل دانش و فرهنگ و جامعه‌ی باستان‌شناسی میهن ما. ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 تیر1390ساعت 17:44  توسط وارنا  | 
خطه و پل بالو در مسير شاخه فرعي تابستانه جاده ابريشم قرارداد. اين پل جاده قديمي و مهمي را از طريق لفور سوادكوه به غرب كشور متصل مي‌كرد. جاده ابريشم در منطقه رادكان كردكوي به دو مسير زمستانه و تابستانه تقسيم مي‌شد كه جاده تابستانه آن پس از عبور از جنگل‌هاي عباس آباد بهشهر تا سوادكوه ادامه مي‌يافت و آن‌گاه با عبور از پل بالو تا مناطق مركزي غرب كشور امتداد مي‌يافت. قسمت زمستانه جاده ابريشم نيز از كردكوي از مسير جنوب شهرستان دامغان و شهرهاي سمنان و گرم سار مي‌گذشت و به شاهراه بزرگ اقتصادي تجاري جاده ابريشم متصل مي‌شد. از پل معروف و باستاني بالو در شيرگاه – سوادكوه كه روزگاري شاهد گذر كاروان‌ها و قافله‌هاي بزرگ و شتران حامل ابريشم ايران به چين و جنوب شرق آسيا بود امروز تنها پايه‌اي بيش باقي نمانده است. این تنها یادگارتاریخی ابریشم باستان است که هیجکس برای نجاتش نکوشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 تیر1390ساعت 14:3  توسط وارنا  | 

سنگ نگاره ها یادمانهای دورانهای کهن هستندکه بر روی دیواره ها و بدنه سنگها نقش بسته اند.و صحنه نمایش هنرآفرینی انسانهای عهد کهن بشمار می روند.سنگ نگاره ها صفحه نمایش زندگی هنرورزانی است که با گذشت هزاران سال هنوز دربرابر هنرشان سرتعظیم فرود می آوریم.کوه ارنان در 100کیلومتری جنوب شهر یزد در حوضه دشت وسیع بهادران به صورت کوهی واحد سربرافراشته استاین کوه در میان و مشرف به سه روستای این منطقه به نام های روستای سرو روستای ارنان و روستای یخ  واقع است.این منطقه با دارابودن شرایط مناسبی زیستی و آب و هوای معتدل مکانی مطلوب برای حضور اقوام بود.چشمه های آب و رویش انواع گیاهان نوید حیاتی دل انگیز را می داد.درختچه های بسیارگوناگونی حیوانات و جانوران و پرندگان از قبیل بز آهو غزالگرگ شغال روباه کاراکال(گربه وحشی)و..زندگی را بر ساکنین آن شیرین ساخته بود.دردامنه شرقی ارنان چشمه ها و قنات های بسیار داشت مزرعه قدمگاه نزدیکترین موقعیت به سنگنگاره ها را دارد کلمه ارنان به معنی بانگ و فریاد است این منطقه راارنون هم می گویند.تخته سنگ های دامنه شرقی کوه ارنان به ابعاد گوناگون  خودنمایی می کنند. 27 نقش سنگ نگاره ای بر روی کوه ها دیده می شوند.که با نقوش بز کوهی با شاخ های بلند استر و اسب انسان سوار بر مرکب حیوانی آهو پلنگ ودیگر حیوانات را نشان می دهد.باستان شناسان این سنگنگاره ها را مربوط به عصر حجر می دانند.(نوسنگی)

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 تیر1390ساعت 13:17  توسط وارنا  | 

مسجد جامع عتیق از كهن ترین مساجد قدیمی شیراز است كه در مشرق شاهچراغ قرار دارد. این مسجد دو ایوانی در سال 281 ه.ق. به دستور عمرولیث صفاری ساخته شد.  این مسجد دارای 6 درب ورودی و خروجی بوده است. یك درب در ضلع شمالی، یك درب در ضلع جنوبی، دو درب در ضلع غربی و دو درب در ضلع شرقی.درب ورودی ضلع شمالی به دوازده امام معروف است و كتیبه ای بر فراز آن قرار گرفته است كه در دوره صفوی و در سال    ( 1031 ه.ق. ) به خط علی جوهری نگاشته شده است این كتیبه تاریخ مرمت مسجد را در سال مذكور بیان می نماید. سر در شمالی مسجد با كاشی مقرنس كاری شده است. بر روی چهار كتیبه نام دوازده امام بر روی كاشی نگاشته شده و در جرزهای دو طرف این سر در نصب شده است. در وسط ضلع شمالی مسجد، طاق نمای مرتفعی قرار گرفته است كه در دو طرف بام آن دو گلدسته وجود دارد و سقف آن با آجر مقرنس كاری شده است. در حاشیه بالای داخلی این طاق نیز سوره هل اتی با خط نسخ بر روی كاشی نگاشته شده است. در انتهای آن پلكانی است كه به پشت بام و گلدسته ها ختم می شود و در پیشانی و جلو آنها كاشی كاری شده است و روی آنها با خط نسخ آیات قرآنی نگاشته شده است. در ضلع غربی این طاق نما، دالان درب دوازده امام ( درب شمالی ) و پنج طاق نما قرار گرفته است و در پشت این دالان و طاق نماها، شبستان كوچكی قرار گرفته است. در سال 1347 ه.ش. در شرق طاق نمای وسطی، شبستانی بزرگ به طول 30 متر و عرض 17 متر با 5 در آهنی مشبك و محرابی از سنگ مرمر عالی و ازاره هایی تا ارتفاع یك و نیم متر با سنگ مرمر ساخته شده است..ضلع جنوبی مسجد با مساحتی برابر با 1200 متر مربع، طاق نمای بزرگی وجود دارد كه به علت تخریب در حال مرمت آن می باشند.در درون طاق نما، كتیبه ای قدیمی با خط ثلث نگاشته شده است كه بخشی از آن باقی مانده است. بر فراز در ورودی شبستان ضلع جنوبی كتیبه ای دیگر با خط ثلث پیچیده بر روی كاشی نگاشته شده است كه بخشی از آن تخریب شده است. این كتیبه در زمان شاه طهماسب اول صفوی نگاشته شده و در پایان آن تاریخ 973 ه. ق. تاریخ مرمت مسجد، ذكر شده است. در دو طرف شبستان دو طبقه وجود دارد كه سقف آن از آجر است و در انتهای آن نیز، محرابی كاشی كاری شده قرار دارد كه بر فراز آن به خط كوفی سوره توحید و نام پنج تن نگاشته شده و در زیر آن دو آیه قرآنی به خط نسخ نگاشته شده و در پایان تاریخ 1361 ه. قید گردیده است. سقف این محراب با كاشی لاجوردی كاشی كاری شده است  در كنار این محراب، تاریخچه مرمت مسجد بر روی دو سنگ نقش گردیده است.در ضلع شرقی این شبستان كوچك، شبستان چهل ستون قدیمی با عرض 32 متر و طول 45 متر واقع شده است. سقف این شبستان از آجر است و در آن چهل ستون مكعب با طول 2 متر و عرض 2 متر قرار گرفته است. این شبستان چهار در دارد كه به صحن گشوده می شود. بر سر در این شبستان كتیبه ای است كه با خط ثلث پیچیده نگاشته شده است و هم اینك برخی از قسمت های آن تخریب شده است. این كتیبه نیز در زمان حكومت شاه طهماسب صفوی (930-984 ه.ق) نگاشته شده و بیانگر مرمت مسجد در آن تاریخ است. در این شبستان منبری 12 پلكانی از چوب و سنگ مرمر وجود دارد. بر روی دیوار و محراب این شبستان نیز 13 كتیبه از آیات قرآنی و احادیث با خط ثلث و نسخ بر روی كاشی نگاشته شده است.ضلع غربی دارای دو در است كه سر در یكی از آنها، یزدی بندی است و مقرنس كاری و كاشی كاری و معرق كاری شده است. بر فراز این در كتیبه ای است كه آیات قرآنی بر روی آن با قلم درشت و به خط ثلث عالی بر روی كاشی نگاشته شده است و تاریخ (1027 ه.) در پایان آن قید گردیده است. در نزدیكی و در امتداد همین كتیبه، كتیبه ای دیگر است كه قسمتی از آن باقی مانده و تاریخ 1026 ه.ق. در آن قید گردیده است  در شمال این طاق نما، چهار طاق نمای كوچك است و یك راه پله كه در زاویه آن یكی از درهای مسجد قرار گرفته است. در ضلع جنوبی طاق نما نیز، چهار طاق نمای كوچك است كه یكی از این طاق نماها دالان در دوم ضلع شرقی مسجد است و یكی دیگر از این طاق نماها در شبستانی است كه در زاویه جنوب شرقی مسجد قرار گرفته است.صحن مسجد با مساحت 1672 متر مربع با سنگ های مرمر مفروش می باشد. در وسط صحن مسجد، بنایی مكعب شكل از گچ و سنگ ساخته شده است كه نزدیك به یك متر از سطح زمین بلندتر است و گرداگرد آن را ایوانی به عرض دو متر فرا گرفته است. این بنا كه در سال 752 ه.ق به دستور شاه شیخ ابواسحاق اینجو حاكم فارس، ساخته شده، دارالمصحف، بیت المصحف، خدایخانه و یا خداخانه خوانده می شود و این بدان جهت است كه در این مكان علاوه بر قرآن هایی تاریخی به خط امیرالمؤمنین علی (ع)، امام حسن (ع)، امام صادق (ع) و چند تن از صحابه پیامبر و تابعین او نگاهداری می شده است. محل تلاوت قرآن نیز بوده است. همچنین در این مكان قرآنی به خط عثمان خلیفه سوم وجود داشته كه چندین قطره خون وی، به هنگام قتلش بر روی آن ریخته است و به همین جهت برخی این مكان را قبر عثمان یا دفتر عثمان نیز خوانده اند.عمارت خدایخانه و ایوان های آن، دارای 12 متر طول و 10 متر عرض است و مساحت اتاقی كه در وسط آن قرار گرفته است به ابعاد 8 متر طول و 6 متر عرض می باشد كه از سنگ و گچ ساخته شده است. در لبه بالای ناحیه داخلی ایوان ها، كتیبه ای با قلم درشت در زمان شاه ابواسحاق به خط ثلث عالی به قلم یحیی الجمالی الصوفی بر روی سنگ های یك پارچه و با عرض یك متر نگاشته شده و آن نقر شده است به گونه ای كه خطوط آن كتیبه برجسته شده و لابه لای این خطوط با كاشی های آبی، معرق پر شده است. این كتیبه گرداگرد نمای خارجی و مناره ها را پوشانده است (طول كتیبه) خدایخانه هم اینك مورد مرمت می باشد. مسجد جامع عتیق با مرور زمان و در اثر زلزله های متعدد در دوره های متعدد رو به ویرانی نهاده كه تاكنون نیز چندین بار مرمت شده است. تاریخچه مرمت این مسجد با توجه به كتیبه های موجود عبارت است از:1. در سال 973 ه.ق. در زمان حكومت شاه طهماسب اول صفوی.     2. در سال 1026 ه.ق. و 1027 ه.ق. در زمان حكومت شاه عباس كبیر.3. در سال 1092 ه.ق. در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی.     4. در سال 1318 ه.ش. از جانب اداره باستان شناسی فارس. این مسجد در دیماه 1310 با شماره 72 به ثبت تاریخی رسیده است

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 تیر1390ساعت 8:10  توسط وارنا  | 
بهانه ها خود حربه های کارسازی برای از بین بردن مواریث فرهنگی و گنجینه های تاریخی شده اند.عمران و خانه سازی تسطیح و نابودی اتلال باستانی را به همراه دارد/برای ساخت مترو قلب تاریخ و مردمان تاریخی را می شکافند.بر روی آثار باستانی به بهانه کارآفرینی مورغانه(مرغانه)درست می کنند.برای نصب دکلی دیواره و گنبدی را فرو می ریزند.امامزاده ای شریف را تنها به بهانه توسعه حریمش ویران می کنند.میدان گنجعلی را با لودر یکسان می کنند و.. آتشکده ساساني نطنز که در سال 1311 به شماره 187 به ثبت ملي رسيده است در وضعيت نابساماني به سر مي‌برد. از 7 ستون آتشکده بيش از 4 ستون باقي نمانده است و از 4 طاق تنها 1 طاق به جا مانده که آن نيز درحال ريزش است

آتشكده‌ ساساني‌ ، نطنز

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 تیر1390ساعت 9:2  توسط وارنا  | 
بازار کرمان به عنوان یکی از قدیمی ترین بازارهای سنتی ایران قریب هزار سال پیش بنا شده است و درنهایت 420 سال قبل به صورت کنونی توسط استاد سلطان محمد معمار و در زمان حکمرانی گنجعلی‌خان حاکم دادگستر کرمان بهسازی شد و به صورت کنونی در آمد.این بازار که یکی از بزرگترین بازارهای سرپوشیده جهان محسوب می شود شامل 11 هزار متر مربع مساحت است که ده ها کاروانسرا، میدان، انبار، حمام، ضرابخانه، مسجد و چهار سو در این مجموعه قرار گرفته اند.وامروز آتش بلای تخریب دامنش را گرفته است(عکس از مهر)

میدان گنجعلیخان زیر و رو شد

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 تیر1390ساعت 8:29  توسط وارنا  | 

قانون حفاظت از میراث باستانی هم کاری از دستش بر نمی آید آثاری را که با هزاران خون و دل در فهرستش به ثبت می رسند در کمال بی تفاوتی تخریب و منهدم می گردند.بنای مسجد تاریخی الیادران در اصفهان كه در سال ۷۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده بود میراثی ارزشمند از دورانی بود كه تفكر سازندگان آن مبنی بر درك صحیح از ارزش های معماری اسلامی و چگونگی ایجاد فضای مطلوب برای ارتباط با عالم الهی بود با خاک یکسان شد.مسجد الیادران مسجدی ۲ ایوانی با گنبدخانه، شبستان ستوندار و با تزیینات كاشیكاری معرق و كاربندی های استادانه، در كنار نهر الیادران خاطره تاریخی مردمی را زنده نگه می داشت كه نحوه انجام مراسم آیینی روزهای عزاداری آنها زبانزد مردم محلات دیگر اصفهان بود. وی خاطر نشان كرد: امروز نه از مسجد تاریخی اثری برجای مانده و نه از نهر الیادران كه چند سالی است تبدیل به یك كانال حقیر سیمانی شده است.مسجد الیادران (الرحمن) مربوط به دوره قاجار است و در اصفهان، محله الیادران، خیابان شاهپور، کوچه الیادران واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۱۲۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 تیر1390ساعت 7:58  توسط وارنا  | 

وقتی صحبت از تپه ها و اتلال باستانی می شود باید بخاطر داشته باشیم کشف و شناسایی و نیز معرفی آنها توسط باستان شناسانی صورت گرفته که امروزه بعد از دهه ها تلاش بی وقفه گرد فراموشی  سیمای  آنها رادر بر گرفته است.آنها که خاکستر های قرون کهن را بباد داده اند تا از شکسته های یکی جام و یا از گوشواره های یکی گوش سراغ راهی گیرند.بندیان را باستان شناسان می شناسند این تپه در شمال غربی درگز و به فاصله دو کیلومتری شهر واقع است.دشتی که اطراف آنرا کوه های بلندی چون هزار مسجد و الله اکبر  فرا گرفته است خراسان در اصل دشتی وسیع و فراخ است که بخشی از خاوران را شکل می دهد.این ناحیه  با وجود اینکه شاهد حضور کم باستان شناسان برای کاوش های علمی بوده است با اینحال منطقه ای غنی و از لحاظ باستان شناختی مورد توجه بسیار می باشد.بررسی های اولیه سال 1345 دکتر نگهبان و دانشجویان دانشکده ادبیات که گروه باستان شناسی وی را همراهی می کرد نشان داد که اتلال بیشماری را می توان یافت در منطقه درگز تپه ها و محوطه های بیشمار ودر عین حال نزدیک به هم وجود دارند.این منطقه خصوصا در دوره ساسانی به دلیل همسایگانی چون هونها/ هیتاله/ کوشانها و ترکان دارای اهمیت بوده است تا قبل از سال 1369 بقندیان هنوز داشته های درونی خود را پنهان داشته بود روزی یکی از مالکین زمین های آن که در حال تسطیح زمینش بود به گچبریهای زیبا دست یافت این آثار نشانه های خوبی برای باستان شناسان بود متعاقب آن هیئت های مختلف برای بررسی بدانجا پای نهادند اما در سال 1373 ترانشه هایی که زده شد(توسط دکتر مهدی رهبر)خوشبختانه در 20سانتی متری زمین قطعات پراکنده گچبری بدست آمد.

کشف دیواره ها که از جنوب تپه به شمال کشیده شده بود امیدواری باستان شناسان را به ادامه کار بیشتر نمود.ماحصل دو فصل کاوش بندیان کشف تالاری است که بطول 25/10 متر و عرض 60/8 مترو فضاهای مرتبط با آن بود. معماری بندیان بخاطر گچبری های زیبا در زمان خود قابل تحسین بود.در معماری بندیان بعد از ساختن دیوار های چینه ای / سطح آن را با اندودی از گچ پوشانده اند.و سپس گچبری های اصلی بر روی آنها پیاده شده است.عرض دیوار های بندیان بین 65 تا 170 سانتی متر در نوسان بودند.  سقف ذتالار که بیش از 90متر مربع وسعت آن بود به 4 ستون زیبا تکیه کرده بود گچبری های بندیان با تصاویری از صحنه شکار /پیروزی بر دشمن/صحنه های مذهبی/تاج بخشی و مراسم ضیافت بودند.که از سمت چپ به راست کشیده شده بودند.اشیای مکشوفه بندیان شامل اثار مهر از گل رسکتیبه ها/و.. بودند

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 تیر1390ساعت 14:55  توسط وارنا  | 

باغ های ایران باستان بهشت معماری بشریت هستند بهشتی که هنرمندان این مرز و بوم از هزاره های کهن بر تن فرش ها بنمایش نهادند تا جاودانه بمانند.اعراب مسلمان در حمله سال 637م به کاخ  پادشاهان ساسانی در سرزمین پارس/جواهراتی بی مانند یافتند که باشکوه ترین این میراثها فرشی به نقش باغی بود شکوه منحصر بفرد این فرش افسانه ای از تمام عجایب دوران ساسانیان از هزاران برده و کنیزکان/تاق های قوسی مانند/طلا و نقره ستون های نقره و کره های طلایی که نشانگر ستارگان بودند و تندیس دوشیزه ای به ارتفاع هفت ارج هدیه پادشاهان هندی  شامل بودند. توصیف خارق العاده آنچه در کاخ شهر تیسفون در کنار دجله دیده بودند بعد ها توسط نیوسندگان به رشته تحریر در آمد.فرشی که ما از آن یاد می کنیم به مساحت 2940فوت مربع )35در 84)فوت با طرح زیبایی از باغ های سلاطین بدست آمد که زمینه آن ابریشم بود و باغی که در میان کانال آبها و مسیر های متقاطع و باغچه های مملو از گل های رنگلرنگ تقسیم می شد.هنرمندان بزرگ ایرانزمین برای نشان دادن زمینه (نقش زمین)از نخ های زرین و برای نشان دادن آب از کریستال استفاده کرده بودند.سنگلاخ های مسیر آبراهه از مروارید ساخته شده بود در قطب های هندسی درختانی قرار داشتند که تنه و شاخه هایشان با طلا و نقره جان گرفته بودند.میوه های این درختان بر روی فرش از سنگاهای قیمتی و جواهرنشان بودند برای نشان دادن و به تصویر کشاندن برگ های روی فرش از جواهرات بسیار بهره برداری شده بود.حاشیه فرش دشت مانند نشان داده شده بود.فرش به دستور بافت آن بهارخسرو نام گرفت.که نقش های زیبا و متنوع آن برای شاهان ساینی بنوعی آرامش بهمراه می آورد.

هنگامی که خسرو دستور بافت این فرش را داده بودماهیت و صورت باغ ایرانی به حد اقل هزاران سال پیش باز می گشت.و این هنر در طی قرون در اوج کمال سیر می کرد و به جرزات می توان گفت این هنر مسیر زوال را طی نکرد فاتحان وقتی شهر تیسفون را یافتند زیبایی های آنرا بر روی فرش به نمایش همگان نهادند.این شهر هفت سال متوالی شهری سلطنتی بوداعراب مدائنش خواندند ابن خلدون می گوید زمانی که اعراب دست از بررسی احکام مذهبی برداشتند ازه به لذات زندگانی واقف شدند.هنر های معماری را از ایرانیان آموختند.الگوهای ایرانی در بسیاری از باغهای دهلی.بخارا/لاهور و کشمیر و حتی باغ های عهد مغول یافت شدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 تیر1390ساعت 12:14  توسط وارنا  | 
اکثر محل ها و حوزه هایی که باستان شناسان در اثر بررسی های دقیق و آزمایش و تحقیق کامل در مورد آثار و مدارک معتبر کشف و شناساییمی کنند با هدف جمع آوری اطلاعات انجام می پذیرد.محل های باستانی غالبا بصورت های متعدد ظاهر می شوند گاه به شکل تپه هایی که در واقع نتیجه تراکم و انباشته شدن آثار زندگانی انسانهای عصر کهن است تپه های محتوی بقایای غذایی و طبقات مسکونی هستند که کاوشگر باستان شناس باید با صبر و حوصله نسبت به استخراج آنها بکوشد.گاه بعضی از محل های باستانی به سهولت قابل رویت نیستند زیرا آثار و نشانه ای از خود به باستان شناسان بروز نمی دهند تا مکاشفه بعمل آید.گاه صرفا قطعه سنگ یا تکه سفالی یک باستان شناس را به حوزه ای می کشاند و این تجارب و شناخت باستان شناس است که زمینه های تحقیق و بررسی را برای وی مهیا می نماید.تغییر رنگ خاک هم می تواند به باستان شناس برای کشف اتلال یاری رساند.امروزه بسیاری از گنجینه ها و اطاعات بیشماری که در باره دفینه ها و آثار داریم ناشی از کشفیات اتفاقی است.گاه با برداشتن بخشی از دیوار/ تخریب بنایی کهنه/ شخم زدن زمینی/ ساختن جاده ای و..است.گاه محل های باستانی با یک بررسی سطحی نمایان می گردندگاه مالکان زمین ها خود اطلاعاتی را به باستان شناسان منتقل می نمایند استفاده کردن از روش های گام به گام و یا گروهی دیگر حاصل می گردد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 تیر1390ساعت 11:22  توسط وارنا  | 
در باره اهمیت تاریخی برج ها بسیار گفتیم و نوشتیم در باره تخریب این نوع بناها هم بدون تقدیر تحریر فراوان کردیم .براساس کاوش‌های باستان‌شناسان، کاربرد برج به عنوان عاملی تقویتی و دفاعی به دوران شکل گیری شهرنشینی در فلات ایران برمی‌گردد و از آن پس همواره در بنای زیستگاه‌های انسانی به آن توجه شده است.کاوش‌های به عمل آمده در مغرب ایران نشان می‌دهد که باروهای نخستین زیستگاه‌های انسانی در این سرزمین، از جمله حصار قلعه بلورآباد در حاشیه دشت شمالِ روستای قره ضیاءالدین در آذربایجان غربی، بدون برج بوده است.برج ها روزگارانی طولانی در تاریخ پرفراز و نشیب ایران باستان چشمنوازترین بناهایی بودند که حیرت و تعجب سیاحان و جهانگردان را به خود معطوف می داشت.ولی امروزه قربانی کج اندیشیها و زشتخویی های ما شده اند بطوریکه ادامه تخریب هایی که بر آنها روا داشته می شود به ما هشدار می دهند که در یک دهه دیگر هیچ اثری از آثار معماری برج های خشتی نخواهد بود.مزج هم از آتش تخریب برج ها در امان نمانده است. مزج یکی از روستاهای شهرستان شاهرود در استان سمنان ایران است و برج خشتی مزج مربوط به دوران‌های تاریخی پس از اسلام - دوره قاجار است و در شهرستان شاهرود، روستای مزج واقع شده و این اثر در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۲۶۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.امروزه بخش های زیادی از این اثر فروریخته است

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 تیر1390ساعت 11:4  توسط وارنا  | 

باستان شناسی حیوانی عبارت است از بررسی و مطالعه استخوانهای حیوانات مکشوفه در حفاریهای باستان شناختی/هدف عمده در این کاوش ها بازسازی محیط و رفتار اقوام و مردمان گذشته با مطالعه استخوانهای بدست آمده می باشد.گرچه عمده ای از حیوان شناسان تخصص های خاصی بر روی استخوانهای جانوران بدست آورده اند ولی بیشتر آنها سابقه فعالیتشان به دیرین شناسی و بررسی بر روی یافته های استخوانی دوره های ماقبل تاریخی است.مطالعه بقایای سنگواره ای و تشکیل لایه ها(تا فو نومی)از دو کلمه یونانی"تافنوس به معنای گور و نوموس به معنی قانون و مقررات تشکیل شده است.و بصورت رسوبات سنگواره ای در آمدن آن، بر روی بقایای ارگانیکی اثر می گذارند. بکار می رود.به حالت ساده تر می توان گفت تافونومی همان انتقال بقایای حیوانی از مرحله بیوسفر به لیتوسفر است.وقتی حیوانات و جانوران به دلایل و گونه های مختلف از بین می روند در اثر گذشت زمان به سنگواره تبدیل می شوند این مجموعه سنگواره ها هزاران سال بعد در اثر کاوش ها بدست باستان شناسان می افتد

در سال 1950 میلادی رایموند دارت متخصص علم تشریح در آفریقای جنوبی به قطعات بیشماری از استخوانهای حیوانات دست یافت او بابررسی هایی که انجام داد تشخیص داد که استخوانها مربوط به انسان استرالوپی تکوس ها هستند مطالعات دارت تنها بر روی  استخوانها نبود بلکه او غارها را به عنوان سکونتگاه انسانهای کهن نیز مد نظر قرار داد. با اینحال بسیاری از باستان شناسان حیوانی در این مورد که توصیف و تفسیر مجموعه های استخوانهای کشف شده در حفریات باستان شناسی به امربازسازی و محیط  زندگی اقوام مربوط نمی شود اعتقاد دارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 تیر1390ساعت 7:42  توسط وارنا  | 

میراث باستانی امروزه  کلمه ی ست که به طنزبیشتر  می ماند.چرا که از آن  نه کنزی باقی مانده  و نه رمزی/از یک سوی میراثمان را تخریب می‌کنیم و بناها، آرامگاه‌ها، امامزاده‌ها، تپه‌ها و محوطه‌های باستانی‌اش را به غارت می‌بریم و به تاراج می‌دهیم! و از دگر سوی سوگنامه ای بر آن می سراییم. روزی الواح گلی مکشوفه در تخت جمشید را به بهانه بررسی به شیکاگو گسیل می داریم الواح گلی که قدمتی 2500 سال قدمت  دارند،علاوه بر متون، آثار مهرهای هخامنشی با نقوش سلطنتی ، صحنه شکار، حيوانات و اسطوره ها وجود دارد . اين الواح که اطلاعات بسيار زيادی از نظام های اقتصادی ، اجتماعی ، سلطنتی و اداری دوره هخامنشی و همچنين موضوعات مربوط به پرداخت مواجب کارکنان ، کارگران و روحانيون را در آن دوره در اختيار ما قرار می داد و امروزه عاجز از باز پس گیری آنها. عجبا؟ روزی وای اسفنا سرمیدهیم که میراثمان را به غارت بردند.تا دیروز به جان فرانسوی ها و آنگلوساکسنها و غرب وحشی وحشی و کانادایی ها و بلگوم ها می افتادیم که وای تمام میراثمان را ربودند و امروز خود ادامه دهنده راه آنها شده ایم/با تورقی به تاریخ کجا یافت شده است که ملتی/قومی/قبیله ای/ با لودر یا گریدر و یا بولدزر و بیل مکانیکی به جان آثار باستانی افتاده باشند؟کجا دیده ای  دو هیکل بی شکیل بر تن میراث  عکسی به یادگار گیرند؟کجا دیده ای که با سلاح برای تصاحب آثار گردنکشی نمایند؟در کدام موزه دنیا گنجینه های  ارزشمند را به سرقت برده اند؟کتیبه و درب تاریخی و باستانی کدام بقعه در سرزمینی به سرقت رفته است؟محوطه های باستانی را به بهانه های عمرانی با خاک یکسان کرده اند؟بقاع متبرکه را به بهانه گستنرش فضای آن منهدم کرده اند؟گنجه و دفینه های تپه را تقسیم نموده اند(جیرفت)؟سد ها ساختند تا با شکوه ترین بناها در باتلاقی از لجن فرو روند؟پل ها .کاخ و قصر و دژ و بناهای تاریخی را رها کردند تا غبار مرگ بر آنها سایه انداخته تا بتوانند با حذف نشانه های از تاریخ نشانهایی از خود باقی نهند؟بر تن میراث باستانی نامنگاری کرده تا یادمان های تاریخی به نابودی روند؟از میان هزاران اثر تاریخی ۱۳ اثر را به ثبت رسانیده و حالا هرکدام به نوعی در فهرست میراث در خطر قرار گیرند؟بیستون هم که محوطه بازی کودکان شد.سازه های آبی شوشتر که فرو می ریزند؟نقش جهان بی نقش شد دیگر چه باقی مانده است از این میراث باستانی ایران

 

+ نوشته شده در  شنبه 18 تیر1390ساعت 15:2  توسط وارنا  | 
چهل دختران بنایی است رو به ویرانی اما دل انگیز و پر جاذبه/وجه تسمیه این برج چنین است که مردم معتقد برج مذکور را چهل دختر که دست از تعلقات دنیوی کشیده و تارک دنیا شده بودند با گل و خشت ساخته اند .قدر مسلم این است که تاریخ بنای برج با آتشکده به زمان قبل از اسلام بر میگردد. همانطور که از نام کوشمغان و زاوغان که در نزدیکی برج قرار دارد برمی آید و با توجه به مقام مغ که پیشوای زردشتیان بود می توان اطمینان داشت که برج مذکور زمانی آتشکده و یکی از اماکن متبرکه زردشتیان بوده است . این بنا به صورت برج هشت ضلعی است که هر ضلع آن در خارج 4.5 و در داخل 2.80 متر است , ارتفاع برج در بعضی قسمتها 10 متر و در قسمتهای نسبتا سالم دیگر به دوازده متر میرسد ضخامت دیوار تقریبا 50 تا 60 سانتیمتر است /ین اثر در تاریخ ۳/۱۱/۱۳۷۹/  با شمارهٔ ثبت ۳۰۳۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

+ نوشته شده در  شنبه 18 تیر1390ساعت 10:38  توسط وارنا  | 
+ نوشته شده در  شنبه 18 تیر1390ساعت 10:14  توسط وارنا  | 

وقتی هفتادمین اثر ثبت شده در فهرست ملی کشور و یکی از سیزده اثر ثبت شده در فهرست جهانی به جهان باستان شناسی معرفی گردید غریو شادی و شور و غرور بی مانند هر ایرانی را باید میدیدید تا امروز به آنچه می نگاریم بیشتر غبطه بخوریم.در 30 کيلومتري شرق کرمانشاه و در ارتفاع صد متري بر روي صخره اي داريوش کتيبه مشهور خود را حک کرده است که تا سال 1835 کسي از راز آن آگاه نبود . از قديمي ترين آثار درباره اين نوشته ، گفته هاي ديودورسس سيسيلي است که در قرن اول پيش از ميلاد اين حجاري را به الهه سميراميس و صد نيزه داري که اطرافش را گرفته اند نسبت داده و گفته است بدستور سميراميس در زير نقش برجسته نوشته اي با حروف سرياني نقل کرده اند ديودور با تکيه بر نوشته کتزياس چنين آورده است که صخره مکان مقدسي بوده و به زئوس خداي بزرگ یونانيان تعلق داشته است . ايزيدور خاراکسي جغرافي نويس باستان درباره راه کاروان رويي که از شرق بابل تا مرزهاي خاوري امپراطوري روم کشيده شده شرحي نوشته و در آن بيستون را باپتانا در ناحيه ، کامبادنا ناميده است و مي نويسد در باپتانا نوشته و تصويري از سميراميس است . و با وجود اختلاف نام بيستون با باپتانا که ايزيدور از آن ياد کرده در يکي بودن آنها کمتر مي توان ترديد داشت چون در کتيبه ، داريوش از ناحيه کامپادنا در سرزمين ماد در محل کتيبه نام برده شده است . ابن حقول آنرا نقش مکتب خانه اي مي داند که معلم براي تنبيه شاگردانش تسمه اي در دست دارد . گاردان جهانگرد فرانسوي در سال 1794 اين نقش را پيکره دوازده حواري مسيح دانست ، و تصوير فروهر را به مسيح نسبت داد . پورتر در سال 1818 حدس زد که اين نقش ها پيکره شلم نصر و دو سردار و ده سبط ( قبيله ) اسرائيل است که به اسارت افتاده اند . خطر صعود از کوه مانع از آن مي شد که کسي به کتيبه نزديک شود . پورتر تا نيمه راه صعود کرد و طرحي از پيکره ها کشيد . او درباره خطر بالا رفتن از کوه مي گويد " هيچ زماني بدون بيم مرگ از آنجا نمي توان بالا رفت " . بالاخره در سال 1835 اولين کسي که اين صخره را در نورديد راولينسون انگليسي بود که از ستون اول متن فارسي باستان نسخه برداري کرد . او افسر انگليسي مأمور تربيت سربازان شاهي در ايران بود ولي به علت اختلافي که بين دولت ايران و انگليس پيش آمده بود راولينسون مجبور شد ايران را ترک کند . اما در سال 1844 بعد از شرکت در جنگ افغانها (جنگ افغانستان ) مجدد به ايران آمد و بقيه متن فارسي باستان را رونويسي کرد و از ترجمه ايلامي آن که سکايي ، مادي و شوشي جديد نيز خوانده شده نسخه برداري کرد . مطالعات وي در سال 1857 مورد توجه انجمن آسيايي پادشاهي لندن واقع گرديد و به اين ترتيب راز کتيبه بيستون گشوده شده . کار راولينسون سبب شد تا اين کتيبه مورد توجه دانشمندان زيادي قرار گيرد از جمله پروفسور ويليام جکسن از دانشگاه کلمبيا که در سال 1903 از آنجا ديدن کرد و مطالعاتي بر روي کتيبه انجام داد که بيشتر تصحيح کار راولينسون بود . در سال 1904 اولين عکسها توسط لينگ و تامپسون براي موزه بريتانيا گرفته شد و مطالعات مفصل تري در ادامه کار راولينسون انجام شد . سپس در سال 49-1948 ژرژکامرون کتيبه را مجدداً و به طور کامل مورد مطالعه قرار داد . کامرون راه کوچکي را که سابقاً براي رسيدن به نقوش و کتيبه ها در سنگ تراشيده بودند پيدا کرد و کتيبه ديگري را که در طرف راست واقع است و تا آن زمان نسخه برداري نشده بود نسخه برداري کرد که معلوم شد ادامه کتيبه ايلامي است ضمناً کامرون يک قالب تهيه کرد که هم اکنون در دانشگاه ميشيگان است . نتيجه مطالعات اين دانشمند در مورد کتيبه بيستون اين بود که داراي سه نوع خط فارسي باستان ، ايلامي نو ، بابلي نو يا اکدي مي باشد و پس از رمزگشايي فارسي باستان فهميده شد که تصاوير به داريوش و دو سردارش و ده شورشگر که در اوايل سلطنت او قيام کرده بودند تعلق دارد و شرح سرکوب اين ياغيان مي باشد . 

- اين کتيبه يکي از معتبرترين و مشهورترين سندهاي تاريخي جهان است . زيرا مهمترين نوشته ميخي زمان هخامنشي است . مجموعاً سطحي که اين کتيبه در برگرفته به طول 5/20 ( بيست متر و پنجاه سانتيمتر ) و عرض 80/7 ( هفت متر و هشتاد سانتيمتر ) مي باشد . براي آسان شدن توضيحات ، کتيبه را در دو بخش مورد بررسي قرار مي دهيم .نقش هاي اين اثر تاريخي بر سطحي به طول 6 متر و عرض يا ارتفاع 3 متر و 20 سانتي متر حجاري شده است و شامل تصوير داريوش و کماندار و نيزه دار شاهي و 10 تن شورشگر است که يک تن در زير پاي داريوش و 9 تن دست بسته در مقابل او قرار دارند و سرهايشان بجز نفر اول بوسيله طنابي بهم وصل شده است و هرکدام لباس مخصوص کشور خود را بر تن دارند که آنها را از ديگري متمايز مي سازد و بر بالاي سر هرکدام نوشته اي است که نام شورشگر و محل شورش را معلوم مي کند . اندازه قد هشت تن از اينان 126 سانتيمتر و آخرين نفر که سکونخا نام دارد با کلاهش 178 سانتيمتر مي باشد . در اين مجموعه شاه با چهره اصلي و با اندازه حقيقي يعني 181 سانتيمتر نشان داده شده ، پاي چپ و کمان او که در دست چپش قرار دارد بر بدن گئوماتا که زير پاي او به حال تضرع افتاده ، نهاده شده و دست راست پادشاه به نشانه پرستش به سوي فروهر بلند شده است . فروهر که نماد اهورامزدا است روبروي پادشاه قرار دارد و حلقه اي در دست چپ گرفته و دست راست خود را مانند پادشاه بلند کرده است اين حرکت ظاهراً علامت دعاي خير است . يک ستاره هشت پر درون دايره بالاي کلاه تقريباً استوانه اي شکل فروهر ديده مي شود که همين نقش هم در تاج کنگره دار زيبايي که بر سر داريوش است ، ديده مي شود . شايد بدين وسيله داريوش اهورائي بودن خود را نشان مي دهد . پشت سر داريوش کماندار و نيزه دار شاهي ايستاده اند . شاه و افسرانش همگي يکنوع لباس بلند پارسي در بر و کفش سه بندي مشابهي به پا دارند . ولي سربندي که بر سر افسران است از لحاظ تزئين با تاج داريوش تفاوت دارد . ريش مستطيل شکل شاه نيز طبق معمول از ريش کوتاه سايرين متمايز است و همين بخش مستطيل ريش ، الحاقي است يعني از تکه سنگ جداگانه اي ساخته شده و سپس با مهارت بسيار به چهره داريوش متصل شده است . در تصاوير فروهر و شاه و دو افسرش ، در هر دو مچ دستبند وجود دارد . اين دقت و ظرافت در تيردان و بند آن و منگوله هاي متصل به نيزه و ريش و سربند افسران شاهي هم بکار رفته است . گئوماتا تنها اسيري است که کفش بندي به پا دارد و بقيه اسيران پابرهنه هستند . بر سطح حجاري شده 11 کتيبه کوچک هست . موقعيت اين خطوط نسبت به نقوش چنين است . در زير نقش ها خطوط فارسي باستان در 5 ستون به طول 23/9 ( نه متر و بيست و سه سانتيمتر ) و عرض یا ارتفاع 63/3 متر ( سه متر و شصت سانتيمتر ) و 414 سطر قرار دارد . در دست راست کنار نقوش يک بخش کتيبه ايلامي به طول 60/5 ( پنج متر و شصت سانتيمتر ) و عرض يا ارتفاع 70/3 قرار دارد و بقيه اين کتيبه در سمت چپ در امتداد خطوط فارسي باستان به طول 67/5 و عرض 63/3 متر و کلاً 593 سطر در هشت ستون قرار دارد . کتيبه اکدي ( بابلي ) در قسمت بالاي کتيبه سمت چپ ايلامي قرار دارد با طول يا ارتفاع چهار متر (4) و عرض از قسمت بالا 52/2 و در قسمت پايين 31/2 اين کتيبه به شکل ذوزنقه مي باشد و در 112 سطر مي باشد . مجموع خطوط و نقوش برابر با 120 متر مربع است . - کوروش در خيال لشکرکشي به مصر بود که کشته شد و پسرش کمبوجيه بر تخت سلطنت نشست و براي تحقق بخشيدن به آرزوي پدر رهسپار مصر شد . اما قبل از عزيمت برادر و رقيب خود برديا را از بيم آنکه مبادا در غياب او به تخت سلطنت بنشيند ، مخفيانه کشت . او با حمله به مصر قلمرو امپراطوري خويش را گسترش داد . از شواهد چنين بر مي آيد که او بر خلاف کوروش براي عقايد ملتها و کساني که تحت سلطه اش بودند ، ارجي قائل نبود و از فرزانگي و درايت پدر بهره چنداني نبرده بود . چنانکه پس از شکست قرطاجنه ( از مستعمرات فينيقي ها ) که علت آن سر باز زدن ناويان ناوگانهاي ايران ( که همه از مردم فينيقيه بودند ) بود . کمبوجيه گذشت و سياست پدر را فراموش کرد و در برابر همه ، مصريان را ريشخند کرد با خنجرش گوساله مقدس مصريان آپبس راکه مي پرستيدند از پاي در آورد و جسدهاي موميايي شده پادشاهان را از گورها بيرون کشيد . معابد را با پليدي آلود و فرمان داد تا بتهايي را که در آنها بودند بسوزانند و اين شامل خارجيها نبود چنانکه در زمان بيماري هاي خود که شايد نوبه هاي صرعي بوده خواهر و همسر خود رکسانا را کشت. پسر خود پراک اسپيس را به تير زد و دوازده تن از بزرگان ايران را زنده بگور کرد . بر طبق کتيبه بيستون خبر شورش گئومات که به کمبوجيه رسيد . قصد بازگشت به ايران کرد ولي در بين راه خود را کشت و داريوش که از نوادگان هخامنش و همچنين از سرداران محافظ کمبوجيه بود حکومت را بدست گرفت . ده ياغي که بر کتيبه بيستون حجاري شده اند نشان دهنده ده شورش است که توسط داريوش تا يکسال و نيم – دو سال پس از شاهيش سرکوب شده اند . داریوش می گوید – من داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه در پارس ، شاه کشورها ، پسر ويشتاسب ، نوه ارشام هخامنشي . اثري که در دي‌ماه سال1310 به شماره 70 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيد و 75 سال بعد در 22 تيرماه 1385 در سي‌امين اجلاس يونسكو در شهر ويلنيوس ليتواني با شماره 1222 در فهرست ميراث‌جهاني يونسکو وارد شد.امروزه به پارک  نه مکان توریستی تبدیل می گردد. جالب اینجاست محوطه ای که برای پارک در نظر گرفته شده است  این محوطه محل قرارگيري يک شهر اشکاني است و ارزش‌هاي تاريخي بسياري دارد.این طرح یعنی مرگ و نابودی بیستون.خدا حافظ بیستون تاریخی

+ نوشته شده در  شنبه 18 تیر1390ساعت 8:28  توسط وارنا  | 

عمر باستان شناسی در ایران به بیش از یک قرن نمی رسد آغاز این آشنایی  هم با درک اهمیت آثار تاریخی همراه نبود و اغلب جنبه غارتگرانه و اطلاع از ارزش مادی آنها داشت.سلاطین جبار هیچگاه به درک درستی از تاریخ و میراث این کشور نائل نیامدند تلاش ناصرالدین شاه قاجار در کاوش و حفاری های آن دوران برای دست یازیدن به دفینه های گرانقیمت بود متا سفانه از این دوره به بعد ابعاد دهشتناکی بر آثار تاریخی سایه انداخت.دامنه این تخریب و ویرانگری ها به حدی رسید از آن به دوره بی خبری و جهل به باستان شناسی یاد شده است دراواخر عهد قجرها خرید و فروش آثار عتیقه در میان اعیان و اشراف کارگزاران و عمال وابسته به حکومت رواج داشت.

این پدیده ناهنجار و اسفبار گنج دوستی و گنج یابی حرفه شد اعتماد السلطنه از این تفکر خانمانسوز در اندیشه شاه وقت(ناصرالدین شاه) پرده برداشت او در بخشی از نوشته هایش آورده است...شاه امروز به امین آباد تشریف بردند.آنچه معلوم است مقود وی از رفتن به آنجا این بود که از وقتی که این گنج ها در محمود آباد پیدا شده تمام اهتمام و خیالات او مصروف پیداکردن گنج ها شده است.دکتر فوریه پزشک دربار مخصوص ناصرالدین شاه که بین سال های 1306 تا 1309 ه ق در ایران روزگار سپری می نمود نوشته است.اعتماد السلطنه در یگی از امامزاده های آهنگران کاشی های زیبا بدست آورد گرچه جلای کاشی های طلایی را نداشتند ولی باز بی اهمیت نبودند وی(اعتماد السلطنه)سه نمونه از این کاشی ها را بمن هدیه داد.باز در ادامه می نویسد:فرانسوی ها در شهر شوش قدیم که در خوزستان است زمین کنی کرده در عمارت مخروبه بهمن دراز دست کیانی خیلی اسباب نفیس از قبیل مجسمه های طلایی را از زیر خاک بیرون آوردند نتیجتا ناآگاهی و سود جویی های مردم آن دوران و عدم درک صحیح از اعتبار و ارزش تاریخی آثار تمام آثار مکشوفه راه به موزه های پاریس بردند  حاج عبدالغفار نجم الملک در باره اوضاع گنجینه های به غارت رفته آن دوران می نویسد:

..کاشی های معرق و خوب در مسجدی(در کاشان)دیدم خیلی تماشایی بود که فرهنگی ها هرکدام را لااقل دو تومان می خریدند(لطفا با تومان امروز مقایسه نکنید)و حیف که آخر به هر تدبیر آنرا خواهند برد. حاج سیاح که بسیاری از کشور های اروپایی را دیده بود در خاطرات سال 1256 خورشیدی (دقیقا دو سال بعد از افتتاح انجمن باستان شناسی در شهر آتن یونان) می نویسد:..من مملکتی را بدبخت تر و ملتی را ذلیل تر از ملت ایران(عهد قاجار)ندیده ام.در ممالک اروپایی و دیگر کشور های دنیا آثاری از کسی غیر معروف را با کمال اهتمام حفظ می کنندسهل است آثار قدیمه ممالک دنیا را با خرج های بسیار به ممالک خود حمل کنند و تاریخ آنرا و صاحبان آنها را با دقتی محیر العقول کشف و ثبت می کنند و افتخار خود را به این امور می دانند حال اینکه در کشور خودمان شاهان چون بلایی بر میراث خراب شده اند به گونه ای که دکتر طلوزان پزشک و طبیب ناصرالدین شاه امتیاز حفاری و کند و کاو های تپه های تاریخی را به فرانسوی ها هدیه می دهد.در عهد قاجار نه رو و آبروی ایران اهمیت داشت و نه زیر و .........ایران/مارسل هم که با طولوزان دوست و همپیاله بود از این روابط با شاه سوء استفاده کرد و درهای نیمه بسته حفاری ها را بر روی فرانسویها تمام و کمال گشود.جالب است بدانیم که مادام و مارسل دیولافوآ در خاطرات کاوش های خود در کتاب ایران-کلده- شوش  می نویسد که ما تمام آنچه را که بدست آورده ایم و تمام امنیت را مدیون طولوزان هستیم. و اینگونه کشور ایران در عهد قاجار در سوگ میراث باستانی فرو رفت
+ نوشته شده در  شنبه 18 تیر1390ساعت 7:46  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 تیر1390ساعت 11:36  توسط وارنا  | 

بقایای سنگواره ای گونه های اولیه انسان در همه بخش های جهان کمیابند.واز این لحاظ خاورمیانه استثنا نیست.ادعاهایی هم در مورد منشا انسان در آفریقا بارها و بارها تکرار شده است برخی ادعاها هم منشا انسان رادر آسیا می دانند.چنانکه در مورد خاورمیانه""اینجا مهد انسان کنونی یعنی انسان اندیشه ورز یا هومو ساپینس بود درناحیه ای که دو مبدا فرضیه ای در باره انسان آمده یعنی آسیای مرکزی و ناحیه آفریقا  به یک اندازه است.در حالیکه ابه باور بسیاری از باستان شناسان ینگونه پنداشته می شود که منشا انسان در ناحیه ای غیر از خاورمیانه باشد.انسان عصر سنگ به مدت 100000سال با وجود اینکه تحولات سریعی هم صورت گرفته دردر جنوب غرب آسیا می زیسته است.آقای فیلد بر این بر این باور است که این ناحیه ای نقطه ای است که انسان اندیشه ورز ظهور کرده ودر آن تکامل یافته است. و سپس از این مکان به هرسوی نهاجرت کرده است.البته باید گفت بیشتر فرضیه هایی که تا کنون گفته شده می تواند فقط یک ادعا باشد اما ادامه کاوش ها و بررسی ها می تواند این فرضیه ها را به یک واقعیت مبدل کند .ما هیچ ادعایی دال بر اینکه انسان قطعا در آسیای غربی ظهور کرده و یا در آفریقا و یا اینکه تکامل نسل آدمی در کدام ناحیه از جهان با سرعت صورت گرفته است نداریم بلکه بحث بر داده هایی است که ابزار کار تحقیق یک باستان شناس است.نظر به اینکه در تمامی جنوب غرب آسیا مدارک سنگواره ای اندکی برای این مراحل وجود دارد آشکار است  که حتی در خود ایران باستان همراه با بخش های مجاور یعنی مزوپوتامیا(عراق فعلی)آناتولی(ترکیه حاضر)یا آسیای صغیر و آسیای میانه و افغلنستان باید در جستجوی مدارک سنگواره ای بود.با این وجود این مدارک محدود فعلی هم برای اثبات اینکه انسان پارینه سنگی در بسیاری از اتلال و بخش های ایران از دریاچه ارومیه در شمال غرب ایران گرفته تا شیراز در جنوب غرب و نیز ساحل جنوب شرقی دریای خزر و در بخش شرق تا جنوب خراسان زندگی می کرده تا حدودی کافی است.

دوره پارینه سنگی با فرهنگ موسترین شناخته می شود که در جنوب غرب آسیا بقایای نسل نئاندرتال هم در اروپا و هو خاورمیانه کشف شده است.ایران /عراق ترکیه بهترین این ادعاها برای ما هستند.بررسی روابط نئاندرتال ها با اروپایئان باستانی و همچنین با اقوام ناحیه جنوب غرب آسیا خالی از لطف نیست.در سال 1949 م کارلتون کون در غار بیستون در 35مایلی کرمانشاه دست به حفاری زد و یک قطعه استخوان با تعدای ابزار عهد موستری یافت.آدمیان بیستون بصورت هنرمندان ماقبل تاریخ مطرح شدند.تمتمه دیگر غار باستانی بود که شاهد حضور مردمی مشابه فرهنگ بیستون را در خود داشته است.در سال 1933 م ا. براون ابزارهای طبقه بندی نشده پارینه سنگی میانه را را در 27 مایلی تبریز در ارتفاع 1800بالاتر از سطح دریا یافت.سنگ چخماخ های مکشوفه در بیستون که در سال 1928 م بدست گارود در 120مایلی بیستون در غار هزار مرد کردستان یافت شد نشان از انسان موستری می دادند.شنیدار که به عنوان مبدا تاریخگذاری موستری است توسط سولکی هفت اسکلت نئانی را بین سال های 1953 م و 1960 م  کشف شد.شنیدار غار بزرگی است که در غرب زاگرس در شمال عراققرار دارد و امروزه کانون بحث های علمی باستان شناسان جهان می باشد.غار تشیک تاش ازبکستان هم در مجاورت تمدن باستانی فلات ایران شاهد حضور انسان نئاندرتال بوده است  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 تیر1390ساعت 11:32  توسط وارنا  | 
دیولافوآ(زان هانریت ماگره)در ۲۹ زوئن سال ۱۸۵۱ در خانواده ای ثروتمند و تحصیلکرده در تولوز بدنیا آمد.از سال ۱۸۶۲ م تا ۱۸۷۰ م در پاریس به تحصیل اشتغال داشت.در این مدت کار طراحی و نقاشی و پیکر تراشی را نیز آموخت.زبانهای انگلیسی و اسپانیایی را نیز یاد گرفت.زبان های پرتغالی عربی ایتالیایی و فارسی را نیز آموخت. در سال ۱۸۷۰ م با مارسل دیولافوآ ازدواج کرد.مارسل متولد سوم اوت ۱۸۴۴ م بود پس از مدتی آنها به الجزایر رفتند این ماموریت موجب تشویق و آشنایی آنها با فرهنگ و تمدن مشرق زمین گردید.در جنگ آلمان و فرانسه وی در مقام مهندس ارتش لوورا را برگزید و در آنجا خدمت کرد ژان(همسر او)لباس مردانه بتن کرد ودر کنار شوهرش به خدمت در ارتش ادامه داد.بعد از جنگ ژان مارسل  را که مهندس معمار بود در اغلب سفرهایش به مصر اسپانیا  /ایتالیا  مراکش و انگلستان همراهی کرد

در سال ۱۸۷۹ م به قصد ایران عازم مشرق زمین شد.و پس از کارها و تحقیقات بیشماری که کرد مجموعه سفرنامه خود را نوشت.سفرنامه ای که از عمق خیانت این زوج و نامهربانی های فرانسویان با مردم و میراث ایران حکایت دارد.کتاب خاطرات ایران /کلده و شوش را باستان شناسان بخاطر دارند .توهین و جسارت های آمده در این سفرنامه همه ما را می ةزارد اما باید مردم را از خیانت های فرانسویان به میراثشان آگاه نمود.این کتاب اطلاعات ارزشمندی در حوزه باستان شناسی و غارت مواریثمان را ارائه می دهد که در این گفتمان و گفتمانهای سریالی این خیانتها را بر ملا خواهم کردژان و مارسل در طول این کاوش ها و تحقیقات خود که با حمایت مالی دولت فرانسه و موزه لوور بود تمام نیات شر دولت دوگل بی گل را برآورده کردند.شروع فعالیت های باستان شناسی آغاز کلنگ تخریب-غارت و چپاول آثار باستانی ایران بود و دامنه و عمق جنایات این زوج چنان بود که از ستاره بی گل خود مدال افتخار دریافت کردند/  مارسل ديولافوا » براي تهيه مقدمات كاوشهاي باستانشناسي در شوش به سال 1883 م . / 1301 هـ . ق . ، وارد ايران شد . سرانجام طي تشريفاتي كه ناصر الدين شاه در فرمان خود به « ظلّ السلطان » ـ حاكم وقت اصفهان و خوزستان ـ متذكر گرديد ، كاوش فرانسويان در شوش رسماً در سال 1885 م . / 1303 هـ . ق آغاز شد و قريب 95 سال ادامه پيدا كرد . آنچه ماحصل این کاوش ها بود ظهور موزه غول پیکر لوور برای فرانسویان و نابودی میراث باستانی برای ایرانیان بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 تیر1390ساعت 8:9  توسط وارنا  | 
 بیش از 4سال از کشف مجموعه گنجینه منحصربفرد رامهرمز می گذردولی اطلاعات و دانسته های  ما از این گنجینه ها و تعداد آثار کشف شده که در برخی رسانه ها به 800عدد هم  میرسد درحقیقت صفر است.مگر نه این است که آثار باستانی مالکیت خصوصی ندارند و متعلق به همه مردم است؟ پس چرا مردم یعنی صاحبان اصلی اطلاعات درستی از آن نباید داشته باشند.؟امهرمز‌در95 كيلومتري خاور اهواز قرار‌ گرفته و منسوب‌به‌هرمز ساساني است.بررسي هاي باستان‌شناسي استقرار انسان در دشت رامهرمز را حد اقل تا هزاره ششم پيش از ميلاد مشخص نمود.علاوه بر كشف آثاري مربوط به دوره عيلامي شواهد مربوط به شكوفايي منطقه در دوره ساساني و اسلامي نيز يافت شده است این اشیای منحصربه فرد که به عقیده باستان شناسان متعلق به دوره ایلامی ، پارتی ، هخامنشی و بین النهرین هستند در دو تابوت و داخل یک آرامگاه باستانی قراردارد.
 بررسی های اولیه باستان شناسان درباره گنجینه کشف شده در رامهرمز، باستان شناسان را با سوالات بسیار روبه رو کرده ؛ زیرا هنوز هیچ یک نمی دانند این اشیا که بین 800تا 500قطعه تخمین زده می شوند به چه کسی تعلق دارد. ؟در آرامگاه 2تابوت به شکل Uقرار دارد که دسته های آنها به وسیله میخ پرچ به بدنه وصل شده است. حفر زمین با بولدوزر باعث تخریب جدی به تابوت ها شده .است اما  آنچه مارا نگران میکند احتمال محو 5حلقه نفیس وزرین  قدرت  است./ این حلقه شیبه حلقه قدرت کیدین هوتران حاکم ارجان است. چرایی وجود اشیایی متعلق به بین النهرین در میان این آثار از دیگر سوالات باستان شناسان است. در کنار این تابوت ها، بقایای 4 خمره سفالی قرار دارد.بازوبند زیبای طلایی ، دو دستبند طلایی که دو سر آنها به شکل سر آهو و با سنگهای قیمتی دارای نقش مایه های گیاهی تزئین شده ، چند دستبند ساده طلایی که یکی از آنها کتیبه ای به خط میخی داردو حلقه های موسوم به قدرت که یکی از آنها کتیبه ای احتمالا به خط میخی ایلامی نو دارد، ازجمله اشیا موجود در گنجینه رامهرمز است. در میان این اشیا 2مجسمه مفرغی مربوط به دوره سوکل مخ توجه باستان شناسان را به خود جلب کرده است.از نظر تاریخی این دو مجسمه به تاریخی پیش از سایر اشیا باز می گردند و همین مساله پرسش بی پاسخ باستان شناسان است.بازوبند زيباي طلايي با نقش‌مايه‌هاي گياهي که احتمالا توسط سنگ‌هاي قيمتي تزيين شده، دو دستبند طلايي که دو سر آن‌ها به‌شکل سر آهو و با سنگ‌هاي قيمتي داراي نقش‌مايه‌هاي گياهي تزيين شده است، چند دستبند ساده طلايي كه يكي از آن‌ها كتيبه‌اي به خط ميخي دارد، حلقه‌هاي موسوم به قدرت که يکي از آن‌ها کتيبه‌اي احتمالا به خط ميخي ايلامي نو دارد، عصاي کوتاه طلايي، انگشتري به‌صورت حلقه، 155 دكمه‌هاي طلايي با اندازه‌هاي بزرگ و کوچک كه كشف اين دكمه‌هاي كمياب از نظر تاريخي كمك قابل توجهي به مطالعه چگونگي دوخت لباس‌هاي تزييني باستاني مي‌كند و اين دكمه‌ها مانند دكمه‌هاي به‌دست آمده از ارجان، سطح محدبي دارند، از جمله اشيا موجود در گنجينه رامهرمز است.گردنبند طلايي، پلاک‌هاي طلايي با نقوش گياهي و هندسي، 99 مهره‌ طلايي گردنبند، آويزهاي طلايي ريز و درشت گردنبند به تعداد 23 عدد، سه ظرف مرمري و ظرف‌هاي سفالي و مفرغي، چند دستبند از جنس مفرغ، سه پايه‌ي فلزي احتمالا مربوط به شمعدان، مجسمه‌ي الهه شكسته، الهه ماهي مربوط به دوره‌ي «سوكل مخ» كه متعلق به قرن هفدهم و هجدهم پيش از ميلاد است و نمونه‌اي از آن در موزه‌ي انگليس موجود است، جزو اين اشيا هستند. مجسمه‌ الهه ماهي، زني را نشان مي‌دهد كه به‌شكل ارباب انواع ايلامي دامن چين‌دار بر تن دارد، بدن ماهي‌شكل آن افقي است كه با بدن زن زاويه‌اي تشكيل مي‌دهد كه آن‌را به كمك پيچ‌هايي كه يكي از آن‌ها در بدنه ماهي باقي است، به سر دسته صندلي نصب مي‌كردند، اين الهه دست‌هاي خود را براي نشان دادن شيء دراز كرده است. در ميان اين اشيادو مجسمه‌ي مفرغي مربوط به دوره‌ي "سوكل مخ" قرار دارد كه توجه باستان‌شناسان را به خود جلب كرده‌است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 تیر1390ساعت 19:3  توسط وارنا  | 
 یک باستان شناس وقتی به کاوش می پردازد در جستجوی یافتن مدارک و اسنادی است تا با استمداد از آنها کار بازسازی زندگی انسانهای عهد کهن را در پیش گیرد.قطعا امروزه اطلاعات ما بسیار ناچیز و اندک بود اگر مدارک کافی برای بررسی و تحلیل زندگی مردم گذشته نبود.یکی از مهمترین هدفها در کاوش های میدانی دانستن و تعیین تقریبی جمعیت مردم آن منطقه در دوران باستان است.آمار نوسانهای جمعیتی در ادوار مختلف و افزایش و کاهش جمعیت از دوره ای به دوره دیگر دررابطه ی ارگانیک و سیستماتیک بادیگرداده های باستان شناختی برایبازسازی اجتماع/ اقتصاد بررسی شیوه های هنری و تحلیل اوضاع سیاسی منطقه صورت می گیرد. برآورد جمعیت مکانهای تاریخی در مناطق مورد نظر بر پایه دو سری اطلاعات ازداده های دردسترس انجام می شود.این دو گزینه شامل»داده های باستان شناختی و قوم نگاری از دیدگاه باستان شناسی است.این داده ها دربرگیرنده اندازه اتاق ها و فضای مسکونی بدست آمده در حفریات می باشد.درباستان شناسی وسوسه کاربرد داده های بدست آمده از جوامع ساده امروزی در تبیین جوامع آن دوران بسیار کارساز البته گاه گمراه کننده است.تحقیقات صورت گرفته در دهکده های کشاورزی سنتی خاور نزدیک نشان داده اند هریک هکتار مساحت (100در 100)متر از محوطه های مسکونی بین 100 تا 150 نفر جمعیت دادشته است.بنابراین یک مکان باستانی با مساحت 3 هکتاری تقریبا می توانسته 300تا 450 نفر رادرخود جای داده باشد. روش مرسوم در این بررسی ها این است که برای مکانهایی که در نواحی کوهستانی واقع شده اند و وبرای نگهداری احشام نیاز به انبار و یا آغل دارند اندکی متفاوت تر است.با این حال نمی توان مشکلات موجود در این میان برای برآورد کردن جمعیت دهکده های دورانهای باستان را با ضریب اطمینان بالا ارائه داد.بحث این است که آیا در دورانهای گذشته بشر مکانهای سکونت خویش را بزرگتر نمی ساخته است؟فضایی به نام حیات که با دیواری محصور شده باشد وجود نداشته است؟قطعا پاسخ دقیق به این نمونه سوالات و بسیاری دیگر اندکی مشکل است.با تمام آنچه گفته شد باستان شناسان بر اساس این شواهد ومدارک  به تحلیل داده ها می پردازند.وجود قبرستان نمونه دیگری برای تخمین جمعیت و نیزمدت استقرار ساکنین مورد توجه ما است.فرض بر این در تپه ای باستانی با قبری برخورد می کنید که بین 100تا 150جسد را در خود جای داده است و کاوش های شما نشانی از قبور دیگر در نواحی فوق را ندهد حال می توان گفت تعداد جمعیت این حوزه نمی توانسته بیش از 500نفر بوده باشد و مدت استقرار بشر در آن تپه هم کوتاه بوده است اگر میانگین عمر انسان دورانهای کهن را 40سال برآورد کنیم قطعا این داده ها ما را با آمار ارائه شده بسوی حقیقت رهنمون خواهند ساخت.حال که کاوش های میدانی مهمترین روش برای بازسازی جوامع گذشته بشمار می روند بررسی نوسانات انسانی در این اتلال با این داده ها قابل تحلیل خواهند بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 تیر1390ساعت 9:32  توسط وارنا  | 
یک بنای تاریخی یا یک اثر فرهنگی وقتی تخریب می‌شود و از میان می‌رود، دیگر با هیچ‌چیز آنچه را که از کف رفته نمی‌توان جایگزین کرد/تاریخی که متعلق به خود ما و تأثیرگذار بر موقعیت و مقتضیات و شرایط اکنون ماست. چرا باید اینگونه درورطه نابودی قرار گیرد؟چرا ملتی که خود می تواند تمام توریسم های جهان را بسوی خود سوق دهد امروزه ستون فقرات توریسم ترکیه عراق و عربستان شده است؟انسان تنها هستنده‌ای است که برای نسل‌هایی که از پی می‌رسند، از خود «میراث» به‌جای می‌نهد. سازنده و دارنده‌ی تاریخ و بهره‌مند از اندیشه‌ی آگاهی تاریخی است. افقی است گشوده در درون میراث خویش بر روی عالم. میراثی که از جنس طبیعت و میراث طبیعی نیست و به همین دلیل نیز صفت «فرهنگ» به آن اطلاق شده است

چرا میراث باستانی خود را اینگونه لگدمال می کنیم؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 تیر1390ساعت 8:13  توسط وارنا  | 
می گویند حفاظت از آثار تاریخی بسیار دشوار است زیرا با  اصول و ارزش های اخلاقی مردم در ارتباط است.و مستلزم اجرای قوانینی است که نهایتا از یک منبع مالی غیر قانونی برای غارتگران آثار باستانی با هدف دستیابی به سرمایه های باد آورده و کلان صورت می گیرد جلوگیری می کند. در کشورهایی با قدمت تاریخی و غنای فرهنگی بسیار  سازمان و یا مراکزی وجود دارد که کار کنترل آثار و نظارت بر میراث فرهنگی را بر عهده دارند.  برخی کشورها شاید مکزیک بهترین گزینه باشد توان نظارت و کنترل بر مواریث خود را ندارند غالب افکار عمومی اعتقاد دارند کشورهایی چون مصر/ ترکیه/ چین/ با غرور و افتخار به دارایی های باستانی خود می اندیشند.فشار و توان افکار عمومی با تمام عطش ها و حرص سیری ناپذیری مجموعه داران و موزه داران  و عتیقه خرها  شاید قادر به خنثی نمودن بسیاری از طرح های مربوط به تاراج آثار و دفینه ها نباشد اما باید باور داشت تا حدودی زیاد از آن عطش ها را می کاهد.اما در کشور باستانی ایران که مهد و گهواره تمدن جهان باستان است عطش تخریب بناها و غارت آثار باستانی /هجوم ملخوار به اتلال تاریخی/شکافتن بناهای تاریخی اعم از مذهبی و غیر آن/سرقت درب ها و کتیبه ها و دستبرد به موزه رویکردی دیگر را بما نشان می دهد.برخی از مردم می پندارنداگر بخشی یا تکه ای از یک شئی قدیمی یا ظرفی سفالین از هزاره های کهن و حتی نوک تیز پیکانی را  روی طاقچه ها و رف های خانه شان  داشته باشند  احساس شور/ شعف و شادمانی کرده و نوعی رضایت کاذب را به محیط کسالت آور زندگانی خود وارد کرده اند. براستی آیا شما هم اینگونه می اندیشید؟

گردنبند یافت شده در مارلیک با نشان سواستیکا. نگهداری شده در موزه ملی ایرانگردنبند یافت شده در مارلیک

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 تیر1390ساعت 16:59  توسط وارنا  | 

مسجد جامع اهر در كوچه مسجد جمعة اين شهر واقع شده و منسوب به دوره سلجوقي و اتابكان است .مسجد جامع اهر مربوط به دوره ایلخانی - دوره صفوی است و در اهر، خیابان قدس واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۳۸۱/۰۷/۰۷ با شمارهٔ ثبت ۶۱۵۳ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این بنا دارای 5 قطعه گچ بري با تصوير ستاره شش پر متداخل در خود و يك گل شش پر ديگر مركب از نيم دايره ها،بوده و منتها همه بر سنگ حك شده اند  سردرب مسجد جامع دارای تزئینات گچي ميباشد. در بناهاي بزرگ و مرتفع وجود پايه هاي چند متري آن هم در زير گنبد هاي بزرگ و مرتفع، عادي است ولي براي گنبد هاي كوتاه پايه هاي 4/2 متري، تناسب و زيبايي آن را از بين مي برد. درب ورودي مسجد طاق نماي آجري و ازاره معمولي دارد.  ورودي بخش مردانه ازسمت كوچه وگوشه شمال شرقي مسجد و ورودي بخش زنانه از گوشه شمال غربي و از حياط مسجد كه با ساخت كفش كن جديدي اين امكان فراهم شده بود ميسر مي گشت.ازضمائم مسجد لوحه هايي است بر بالاي سردرب و پايه سمت راست و 5 گل مشروحه در لچك هاي سردرب. حياط مسجد بدون در نظر گرفتن چندين اطاق در طرفين سردرب داراي 10/31 مترطول و 5/28 مترعرض مي باشد. طبق معمول حياط به چهار قسمت شده و در وسط آن يك حوض با ابعاد متناسب درآن وجود دارد و بقيه مشجر مي باشد.شبستان يا نمازخانه مسجد جامع اهر فضايي وسيع و كم ارتفاع به طول 6/30 متر « ضلع جنوبي » و عرض 16 متر « ضلع شرقي » و ارتفاع 5 متر « گنبد ها » مي باشد و 21 گنبد آن بر روي 14 پايه در وسط و 14 نيم پايه در اضلاع شمالي و جنوبي مربع مستطيل بنا شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 تیر1390ساعت 12:1  توسط وارنا  | 
کاروانسرای گبرآباد قمصر قدمت: صفویه.׀׀به شمارهٔ ثبت: ۱۰۹۵.در تاریخ  ۱۵/۶/۱۳۵۴در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده است  این بنا که در مسیر راه قمصربه کاشان قرار دارد یکی از بناهای تاریخی است که متاسفانه ازدید مسولان و متولیان میراث مخفی مانده است

تخریب محوطه های این کاروانسرا که به مخروبه ای می مانند چهره ای نازیبا به آن داده است شکاف های بوجود آمده در طاقنما ها و شکستی آجرها بر این وضعیت تاسفبار افزوده است.این کاروانسرا که از جمله کاروانسراهاي دوره صفوي است  چون نگيني درخشان در دل قمصر کاشان مي‏درخشد گبرآباد ساختماني محکم و زيبا است که در آن خدمات جنبي مانند آسياب، نمازخانه، نانوايي، چايخانه و يک بازارچه نيز ارايه مي‏شده است و امروز......

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 تیر1390ساعت 8:49  توسط وارنا  | 

عباس آباد به تمام انتظارها پایان داد و فرحبخش ترین استان ایران را صاحب یک میراث جهانی کرد.عباس‌آباد در 5/7 کيلومتري جنوب شرقي شهر بهشهر و در داخل جنگل طبيعي در سال 1020 تا 1021 هجري قمري همزمان با تاسيس شهر اشرف‌البلاد، بهشهر امروزي کاخ و بناهایی به دستور حاکمان صفوي احداث شد که امروزه معماری و جاذبه های دلفریبش دل هر بیننده و جهانگرد و توریسمی را بسوی خود فرا می خواند. اين باغ در زمان شاه عباس صفوي در سال 1021 ه.ق ساخته شده و از آن به عنوان تفرج گاه شاهان عباسي استفاده مي شده است. در شمشين فصل کاوش در باغ هاي تاريخي عباس آباد بهشهر، 1600 متر مربع معماري صفوي اين مجموعه تاريخي از زير خاک بيرون آمده است. اين کاوش ها به کشف تنها ورودي باغ که سمت شرقي آن قرار دارد و بيرون آوردن 1200 متر مربع از معماري اين مجموعه از خاک انجاميد

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 تیر1390ساعت 7:55  توسط وارنا  | 
خیانتی را که قاجارها در تخریب میراث باستانی ایران کردند بر کسی پوشیده نیست و حکومت پهلوی و اشرفزاده ها با مدد زاهدی ها و ایوب ربانو و نیمرودی ها روی ضل السلطانهای تاریخ را سفید کردند.براستی مگربه دلیل  اهمیت آثار تاریخی کشور و حفظ و صیانت از میراث فرهنگی این مرز و بوم در 12 آبانماه سال 1309 قانون حفظ آثار ملی کشور مورد تصویب قرار نگرفت.؟چرا مطابق این قانون که دولت را مکلف می کرد تا  آنها را به ثبت برساند تا کنون کاری اساسی صورت نگرفته است؟مگر مقرر نشده بود  از كليه آثار ملي ايران كه از قبل شناخته شده بود و حيثيت تاريخي، علمي يا صنعتي خاصي داشت فهرستي ترتيب داده و بعدها هم هر چه از اين آثار کشف می­شود ضميمه فهرست مزبور نمايد.؟مگر قرار نبود  پس از تاسیس سازمان باصطلاح میراث فرهنگی به عنوان متولی اصلی حفظ آثار تاریخی ثبت آثار به صورت جدی­تری پیگیری شود؟  علاوه بر آثار غیر منقول مانند تپه­ها، بناها و محوطه­های تاریخی، میراث معنوی و طبیعی نیز مورد توجه قرار گیرد؟. در این راستا مراسمات مختلف دینی و ملی و نیز اثار برجستۀ طبیعی نیز مورد توجه قرار گرفته و در فهرت آثار ملی کشور به ثبت برسد؟. مصیبت بار اینکه از آن سالها تا کنون  ثبت اثار تاریخی-فرهنگی، میراث معنوی و طبیعی روند رو به رشدی نداشته، به نحوی که تا پایان سال 1387 تتنها عداد26576 اثر در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.امروزه اگر تعداد آثار ثبت شده در فهرست میراث ملی را  ۲۹۰۰۰بپذیریم یعنی در مدت این ۸۱ سال در هر (تقریبا)دو روز یک اثر هم برای ثبت در میراث ملی ارسال نشده است.از این تعداد آثاری که به ثبت در فهرست آثار ملی آمده است امروزه بیش از هفتاد درصد آنها از سیمای کره خاکی و از روی نقشه ایران  حذف شده اند.این موضوع دو پیام دارد/

۱-پیام اول ضعف در ثبت آثار باستانی

۲-ضعف در حراست از میراث باستانی ایران 

با توجه به این نوشته می توان استنباط نمود هنر خوب ما فقط در تخریب آثار باستانی است..

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 تیر1390ساعت 16:53  توسط وارنا  | 
قلعه شور بنایی است که ذره ذره فرو می ریزد وفریاد فریاد خشم گذشتگانمان را بدرقه راهمان می کند.این کاروانسرا در نزدیکی اصفهان و متعلق به دوران قاجاریه است در آستانه تخریب قرار گرفته و عدم توجه به این بنای تاریخی باعث می‌شود تا این کاروانسرا در آینده‌ای نزدیک تخریب شود.کاروانسرای قلعه شور در 20 کیلومتری جنوب اصفهان و در نزدیکی شهر جدید بهارستان قرار گرفته که به شماره 2699 به ثبت آثار ملی ایران رسیده است

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 تیر1390ساعت 14:19  توسط وارنا  | 
بناي اين آتشكده مانند اكثر آتشكده ها مربوط به دوره ساسانيان است.اين آتشكده در 15 كيلومتري روستاي سرتنگ در مسير رود خروشان كنگير ايوان قراردارد.اين بنا داراي چهار ستون و گنبدي يك جداره است. اين  آتشكده يكي از سالمترين آتشكده هاي باستاني استان ايلام است.اين بنا مربع شكل با ابعاد 8 متر استو از قلوه سنگهاي رودخانه اي وملات گچ درست كرده اند. سازمان ميراث فرهنگي در سالهاي اخير آنرا مرمت كرده  است. اولين حفاريها در اين محل توسط واندنبرگ سويدي در سال 1349 انجام گرفته است

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 تیر1390ساعت 8:3  توسط وارنا  | 
 میراث باستانی ام نمی دانم از چه ناتوان شده ای/چرا چهره ات رنگ پریده است/قلبت را گویی اندوه فراوان گرفته و سیمایی آشفته داری/این چه اندوهی است که در درونت رخنه کرده است/چرا چهره ات غمگین و سوگوار است؟/ می دانم از ظلمی که به تو روا داشته شده  صدایم را نمی شنوی/ میدانم آشفته حالی ازمن و  آنانی که سوار  بر اسب تیز تک و مغرور در نبرد با تو دارایی هایت را به تاراج می برند.و کاخ ها و خانه ها و قلاع و پل و سد و دیگر ابنیه و اتلالت را منهدم می کنند. می دانم /امابرای  تازیانه ها و شلاق هایی که بر جانت نشسته سرود غم می سرایم  برویرانه های  تاریخی ات / بر کتابت نیاکنم بر سفالینه های گلینش بر جام های زرینش بر بناهای استوارش  که امروز شکسته اند حسرت می خورم/ می گویم ای قلم از چه به هرسو دوانی؟حیاتی را که هزاران سال پیش در این اتلال و آثار باستانی بود دگربار هرگز نخواهی یافت / دوش خوابی دیدم که ستاره ها در آسمان می درخشیدند کسی ناگه بر من فرود آمد و گفت قلم بگذار و بگذر در آن کاخ و بناهایی که خانه ی گرد و غبار شده اند خداوندگار و کاهن میزیستند و مردم در تکاپوی حیات /اما می دانم امروزه /بی تو ضیافتی در پرستشگاههای  کهن   فراهم نخواد شد و بی تو بزرگ ایزدان نتوانند عود را ببویند..میراث باستانی من /کاش می توانستم مردگان را برخیزانم که شمارآنها از زندگان بیش بود  تا تو را محافظت کنند.

+ نوشته شده در  شنبه 11 تیر1390ساعت 14:58  توسط وارنا  | 

قلعه سومار (تپه سومار) یکی از اتلال تاریخی و کهن باستانی ایران است که در دوران ماقبل تاریخ شاهد هیاهوی و جنبش زندگانی انسانهایی بود که هنر و استقامت صبر و تلاش را با هم آمبخته و تمدنی شگرف را پی ریختند. و بعد از انقلاب شاهد استقامت و بردباری مردمانی بود که در برابر تمامی کفر ایستادند و بر افتخارات تمدن خویش افزودند هر چند در این میان بسیاری از کودکان و جوانان و مردمانش به شهادت رسیدند / راه سعادت را برگزیدند هر چند بسیاری از میراث گرانسنگشان توسط  دشمنانشان نابود گردید.جنگ از آنها مردانی سترگ ساخت و از دشمنانشان موجوداتی ذلیل و خوار.این مردم با این حال با میراث کهن نیاکانشان گره خورده اند.تپه قلعه سومار از اتلالی است که همیشه در قلب قصر شیرین می تپد.این تپه مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران باستان تا دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در قصر شیرین،  واقع شده است این اثر در تاریخ ۱۳۴۸/۰۴/۱۹ با شمارهٔ ثبت ۸۳۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است

+ نوشته شده در  شنبه 11 تیر1390ساعت 13:6  توسط وارنا  | 
 مدرسه تقواپیشگان از سوی یک مرکز آموزشی در آستانه تخریب قرار گرفته.و سکوت متولیان بر غم و اندوه دوستداران میراث لفزوده است.این اثر که از آثار تاریخی شهر غول آسا و بدمنظر تهران است به بهانه ساخت مجتمع آموزشی با سبک نوین تخریب می گردد جالب اینکه مخالفت های میراث فرهنگی نیز با این تخریب ها ره به جایی نبرده است.این بنا بیش از نیم قرن قدمت می توانست یکی از جاذبه های دل انگیز تاریخی تهران باشد . براستی شکوه تاریخی ایران رو به پایان می روند و این یعنی پایان زندگی تاریخی ترین ملت باستانی جهان
+ نوشته شده در  شنبه 11 تیر1390ساعت 9:53  توسط وارنا  |