باستانشناختی


+ نگاشته شده در  پنجشنبه 6 آذر1393ساعت 13:59  توسط وارنا  | 

امام زادگان ایران علی رغم اینکه شاکله معماری مذهبی وهسته اصلی هنر دینی را تشکیل می دهند هنوز جایگاه این بناهای ارزشمند به دلیل کم توجهی مورد عنایت واقع نشده است.بیش از هفت هزارو و هشتصد بقعه و امام زاده درصورت توجه می تواند پشتوانه اقتصاد ایران از نظر جذب توریسم و جهانگرد باشد.اما متاسفانه هنوز مسولان از درک اهمیت این موضوع عاجز بوده و اقدام مثبتی به عمل نیاورده اند. و روز به روز این بناهای دینی هم مورد تخریب واقع می شوند. یکی از بقاع تاریخی سبزوار بقعه شریف امام زاده حسن است که حال و روز خوبی ندارد.این امامزاده، در قریة آزادوار سبزوار واقع و بناى آن از خارج، هشت ضلعى و از داخل، چهار ضلعى است. فضاى حرم، چهارگوشه ‏اى است که در چهار جهت، درگاه‏هاى در ارتباط با ایوان‏هاى چهارگانة خارجى دارد. نکتة قابل توجّه دربارة ایوان‏ها، اختلاف اندازه‏هاى آن‌ها است؛ چه در عرض و چه در عمق؛ موردى که در کمتر بنایى با آن برخورد مى‏شود.در فاصلة میان ایوان‌ها و پیرامون حرم، بر روى هم، نُه غرفه با اندازه‏ها و شکل‏هاى مختلف ایجاد شده است. غرفه‏هاى مزبور، همه دو طبقه‏اند. بر روى بنا، گنبد کم ارتفاعى بر پا شده که از بام ایوان‌ها و غرفه‏ها، حدود سه متر ارتفاع دارد. داخل بقعه، جز مقرنس بندى ترنبه‏ها و مقرنس کارى داخل غرفه‏ها، تزیین دیگرى دیده نمى‏شود. در بالاى کتیبه، یک حاشیة زینتى گل‌دار و در زیر سقف ایوان شرقى، چند ستاره وجود دارد. تنها تاریخ موجود در بنا، سال 1326 هـ . ق است، که مربوط به تعمیر گچ‌کارى بناست. مصالح اصلى بنا آجر است. زمان بناى هستة مرکزى حرم را به قرن هشتم نسبت داده و ایوان‌ها و غرفه را از آن قرن نهم و یازدهم ذکر کرده‏ اند. این بنا به شمارة 2065 و در تاریخ 25/4/1377 به ثبت آثار ملّی و تاریخی رسیده است


+ نگاشته شده در  پنجشنبه 6 آذر1393ساعت 13:43  توسط وارنا  | 

در اين روز‌ها وبا این حال روز آثار تاریخی ديگر گمان نمي‌رود سخن گفتن در باب لزوم  اهمیت و توجه به آن که گام بسوی ویرانی نهاده است اثرگذار و مفید حال کسی باشد.ازباور بسیاری،انتظار نمی رود تغییر نوع نگاه عامه به میراث فرهنگی هم با هدف پبشگيري از تباه شدن و از ميان رفتن اين شاخة عظيم درخت تناور فرهنگ و هنر مردم ايران وجهي داشته باشد.می پندارندتا دهه های شصت واوایل هفتاد ،چنين گفتاري و یا نوشتاری ممكن بود مؤثر واقع شود و گروهي از علاقه مندان به ادب و فرهنگ و میراث و هنر را در اين كار رهنمون شود. اما امروز دستگاههاي متعدد، نهاد ها و سازمان ها و مهمتر از همه خود مردم(منظور آن گروه از مردمی که میراث به چشمشان به ارزنی نمی ارزد)مراكز میراث شهر و استان ها ، صدا و سیما،اربابان جراید و مسولان به ظاهر متولی میراث از روي علاقه به اين مآثورات تاریخی نمي‌پردازند. گروهي ازجوانان پر شور در دور افتاده ترين نقاط كشورکه به ياري میراث درجامه ی سازمان های مردم نهاد (سمنها) برخاستند و خواستند که میراث مردم میراثدوست را پشتیبان و یاور باشند هرچند از عمق فاجعه مرگبارآثار و سرقت اتلال اندکی کاستند اما درحد امكانات و مقدورات خويش قدمي مثبت در اين راه بر داشتند. لیکن حوادث تلخ برآثار و بافت های تاریخی ، هر روز كه مي‌گذرد،با خود حامل پیام های خوشی نیستند.هرروز شاهد اخبارناخوشآیندی از بین رفتن بناهای تاریخی هستیم. هر روز و ساعتی شاهد تخریب اثري تازه در اين زمينه هستيم و اين خود ـ با نهايت تاسف نشان آن است كه محصول كوشش گذشتگان و پيش قدمان رو به افول وزحمات ما هم در اين راه مؤثر نیاقتاده است.این ویرانی ها تلاش همه آن جماعتي را که در اين ميدان بزرگ فرهنگی به تلاش و تكاپو وا داشته است بی اثر کرده است.آهنگ تخریب هایی که در حوزه تاریخ و میراث و فرهنگ و هنر شور بختانه روي در افزوني دارد آيندة بهتري را برای میراث جهانی مانويد نمي‌دهد. از سوي ديگر اگر اندكي بيشتر دقت كنيم در قلمرو ودایره میراثی که عرصه اي آن راسخت وسيع و پهناور مي يابيم ودر پهنه زمان و مكان گسترده است.بسیاری از سنت‌‌ها و آداب و آئین  در ميان ما نقاب درتراب خاک کشیده اند كه بدرستي شناختی از  آن نداریم .فقط يقين داريم كه بعضي از آنها بسيار قديم است .رشته فراوان هنری پاره شد حافظه ها از محفوظات تاریخی تهی گردید و نقش و خیالی از آن هم باقی نماند چرا که با این تخریب هانقش آن ها از ذهن همه ماپاک شده اند.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 5 آذر1393ساعت 17:5  توسط وارنا  | 

آرامگاه تاریخی شاه فیروز بنا یی تاریخی در نزدیکى روستاى وحدت‌آباد و قلعه سنگ سیر جان بر فراز صخره‌اى از سنگ سبز تیره به ارتفاع حدود ۳۰ متر واقع شده است.شاه فیروز شامل یک ساختمان چهار طاقی آجری با هشت ستون و سقفی گنبدی است که بر روی این ستونها زده شده می‌باشد. بناى این آرامگاه که امروزه به صورت نیمه ویرانه در آمده، عبارت است از: یک بناى هشت ضلعى که طول هر یک از اضلاع داخلى آن ۲ و اضلاع خارجى آن ۴ متر است. هر یک از جرزهاى هشت‌گانه بنا ۱/۵ متر قطر دارند و بر فراز آن‌ها گنبدى دوپوش قرار گرفته است، قطر دهانهٔ گنبد ۵ و فاصلهٔ دو پوش آن یک متر است. آجرهای این بنا به شکل مربع می‌باشند و مردم این نواحی نقل می‌کنند که در ساختمان آن از شیر شتر استفاده شده تا بنا محکم ساخته شود و پا بر جا بماند.میان همهٔ اضلاع هشت‌گانهٔ بنا باز است و دو طاقنما با قوس منحنى و جناغى در بالاى آن کار شده است. امروزه چهار جرز از هشت جرز بنا کاملاً ویران شده و نصف بیشتر گنبد نیز فرو ریخته است.
در میانهٔ بنا و در دل صخره قبرى به طول ۲/۵ متر و عرض ۶۳ سانتى‌متر و عمق ۴۰ سانتى‌متر حفر شده است. متأسفانه سنگ قبر آرامگاه از بین رفته و نمى‌توان از هویت فرد دفن شده و تاریخ احداث بنا اطلاع دقیقى به دست آورد. به فاصلهٔ ۱۰۰ مترى غرب آرامگاه روى بدنهٔ کوه آثار سه قبر که در دل کوه کنده شده دیده مى‌شود که احتمالاً ارتباطى با بناى مزبور داشته‌اند.در اطراف این آرامگاه ، و در تمام سطح تپه ای که بنا بر روی آن ساخته شده ،قسمتهای شکسته و باقیمانده‌ی ظروف سفالی به چشم می‌خورد و وجود تمدنی عظیم را در این نواحی نشان می‌دهد. چهار ستون از این ساختمان خراب شده و فرو ریخته ،اما سقف آن هنوز بر روی چهار ستون مستحکم دیگر باقیمانده است.مردم محلى بناى شاه فیروز را آرامگاه ابوکالیجار بن عضدالدوله و یا فرزند او مى‌دانند که بر اثر خوردن گوشت شکار در شکارگاه در گذشته و بر فراز این صخره دفن شده است. با توجه به شیوهٔ معمارى به نظر مى‌رسد که این بنا متعلق به دورهٔ ایلخانى - قرن ششم و نهم هجرى - باشد. عملیات بازسازى و مرمت این بنا طى سال‌هاى اخیر توسط سازمان میراث فرهنگى استان کرمان آغاز گردیده است.
بنا شاه فیروز مربوط به سدهٔ ۹ ه. ق. است و در ۱۴ کیلومتری جنوب شرقی سیرجان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۶۶۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.بنا شاه فیروز مربوط به سدهٔ ۹ ه. ق. است و در ۱۴ کیلومتری جنوب شرقی سیرجان واقع شده است.

آرامگاه شاه فیروز


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 5 آذر1393ساعت 8:5  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 5 آذر1393ساعت 7:53  توسط وارنا  | 

مغزها و قلبهاي سپاسگذار ملتها، از پي هزاران سال شکوه هنرایران

کمتراز یک  قرن است که در قاب وقلب این آب و خاك ، خلق جلوه هایی با شکوه از هنر و معماری و صنایع و فنون از حركت و شور و تپش باز ايستاده ،اما هنوز مردم ایران و جهان متمدن پيوندي گرم و زنده  با آن دارند . آثار و گنجینه هایی که با دیدن آنها امروز با روزگاران پيشين هرمخاطب و بیننده ای با هم مي‌آميزد . آثاربا شكوهي ، خونت را گرم مي‌كند ، به ياد روزهایی که با نوک انگشتان هنرمندان این دیار ،دلرباترین اشیا جان و حیات می گرفت ، خانه‌هاي تاریخی و گلی،چوبی و خشتی ،سفالسر و حلب سر،گالپوش وبصورت خرپشته  مردم ، ازبوی نان دست پخت زنان روستایی و چای دم کرده مادربزرگ ها پرشده بود.غصه ها در قصه های پدربزرگ ها جایی نداشتند.

**اما امروز

 

كمتر روستا و قصبه ، شهر و کهن شهر قديمي و با سابقه را ميتوان یافت و یا نام برد كه از این گنجینه های تاریخی که تا يك ربع پيش در آن مجموعه هاي وسيعي از كاروانسراها سراها تيمها و تيمچه ها و رباطها وجود داشت رادر خود داشته باشند. بافت ها و خانه های تاریخی ،مکان ها و محوطه های باستانی ،يا متروك گشتند واز حافظه و ذهن تاریخ زدوده شدند.

بيشتربناها و کاروانسراها كه ميتوانستند مركز جذب مخاطب و توریسم باشند به قرق معتادان درآمدندومکان های عیش و عشرت آنها شدند.برخی هم کارگاه کفشدوزی و انبار علوفه شدند.جغدهای ویرانه نشین بربام های آنها بانگ مرگ برآوردند.مالکان خانه های تاریخی ،تیشه به ریشه بناهای ثبت شده درفهرست میراث ملی زدند.یکی پتک بر تارک قندیل ساسانی کوفت و دیگری پل صفوی را دو نیم نمود.بیشه بیشاپور از کینه عده ای سوخت.وشوش برآشفت و طاق گره ساسانها،گره اخم در هم کرد.میراث ارزشمند بردک دربرازجان به بردگی رفت.باز.قدمی ،گامی ،قلمی   بمنظور حفظ اين مجموعه هاي ارزنده تاريخي كه گذشته از ارزش و اعتبار هنري و معماري معرف واحدهاي تأسيسات بازرگاني اين سرزمين از چندين قرن قبل تا نيم قرن پيش بودند برنخاست. مسولان از زیربار مسولیت حفاظت آثارتاریخی ،شانه خالی کردند.اقدامات اساسي و همه جانبه ای برای نگاهبانی آثار باستاني ايران بعمل نیامد. که شایدموجبات مرمت و نگهداري اين مجموعه هاي جالب تاریخی می شدند.ق- -rahbar-touraj.archaeologist

.


+ نگاشته شده در  سه شنبه 4 آذر1393ساعت 10:19  توسط وارنا  | 
10932.jpg

 

تل للار ایلام در سال 1310 توسط اندره گدار فرانسوی به شماره 5 در فهرست آثار ملی ثبت شده است.


+ نگاشته شده در  سه شنبه 4 آذر1393ساعت 9:5  توسط وارنا  | 

*این چه میراثی است که باز هم ما را شیفته خود نمی سازد؟*

شگفت آفرینی های معجزه آسای تاریخی که با سرپنجه انگشتان گذشتگان گذشته ی درگذشته ما زیبایی های خود را به رخ کشیده اند بدیعه آفرین و استثناء ساخت ،شخصیت هنری آنها را هنرمندانه ترسیم کرده تا ملتهایی برای همیشه به تعریف و تکریم ،تعظیم و تمجید آنها بشینند.بناهایی خلق شده اند که چشم نواز و دلربا،در مثل اعلی،گویی از جنس الماس و یاقوت،وانبوه جواهرات کوه نورآفریده شده اند.تقدیر را ببینیم هزاران دستی که برای آفرینش و چینش آنهاچگونه هنرمندانه ،هر تکه خشت را بر هم چیده،گویی میراثی بی مانند از میان مطلق ها برگزیده است.هنرمند چنان در انتخاب و فرم بخشی ،با قدرت و عظمت تمام،زیبایی خارق العاده ای به آنها داده است که همه نگاهها مجذوب و در مسیرسحرآمیز آن قرار می گیرند.

*این چه میراثی است که باز هم ما را شیفته خود نمی سازد؟

میراثی که شمع و چراغ تمدن ها،ودروازه مدنیت است.درچنگال مرگبار تخریب گرفتار آمده است.آثار شگرفی که هر مخاطب و بیننده ای با دیدار آنها ،خود را دربرابر شخصیت های خارق العاده ای می بیند که هرگز تاریخ انسان نمون برگی در ذهن پرآشوب خود ثبت نکرده است.

*این چه میراثی است که باز هم ما را شیفته خود نمی سازد؟

عکس های دیدنی از بناهای تاریخی کشور ایران


+ نگاشته شده در  سه شنبه 4 آذر1393ساعت 8:39  توسط وارنا  | 

علم باستان شناسی اگرچه جوان و نوظهوراست اما عرصه تحقیقات آن دامنه دار و گسترده است.علم است آن هم علمی که مطالعه آثار انسانی از ابتدایی ترین ابزار وگذشته انسان را هم از روی همین ابزار و اشیایی که کشف می کند دردستورکار دارد.یعنی بررسی و مطالعه و تحقیق درباره گذشته بشر با مطالعه آثار به جای مانده از او.  معنای تحت اللفظی آن "مطالعه بر روی اشیای قدیمی است.البته این اصطلاح  امروزه فقط درباره اشیای دوران های قدیمی تر بکار می رود.باستان شناسی هرچند علمی وابسته به علوم فراوان دیگر است و از شاخه های پربار علوم و گرایش های مختلف بهره می گیرد اما بهره علم باستان شناسی و باستان شناسان از کتاب مقدس در بررسی ها و کشفیات وصف ناپذیر است.بسیاری از اماکن و شهرها و وادی های مقدس در این کتاب ها باستان شناسان را روانه بیابان ها و اتلال و خرابه های موجود در سرزمین ها نمود.کشفیات محیرالعقولی رخ داد علم باستان شناسی توانست با اثبات حقایق گفته ها و نوشته های کتب مقدس جایگاه کتاب های مقدس را در جامعه تثبیت کند.اعتماد عمومی را به آن برگرداند. در نتیجه شناخت و آگاهی های عمومی  را دردوره عهد عتیق موجب شدبا اینکه عمده تلاش باستان شناسان و فعالیت باستان شناختی ،درک و فهم موضوعات تاریخی و حوادث پیرامون زندگی انسان ها است.این علم و علما حتی در تائید وتصدیق درستی مضمون و مندرجات کتب مقدس هم کمک شایانی نموده اند و اشتباهات برخی از تئوری ها  رادر مورد تفسیر کتاب مقدس نشان داده اند.مانع از تحریف ها شدند.وتعاریف درست از آن رشد کرد.تلاش های آنها درستی و نادرستی متون اصلی عبرانی و یونانی را مشخص کرد و ثابت کرد که این متون قابل اعتماد و اطمینان و موثق هستند.ماهیت و هدف باستان شناسی  کتاب مقدس و کارکرد های آن خود را نشان داد. البته دربرخی موارد مشکلاتی هم برای محققین کتاب مقدس هم فراهم کرداز جمله کشف گزارش های بابلی و سامری درباره خلقت و طوفان که هماهنگی بسیاری با عهد عتیق داشته اند محققین این حوزه را اندکی گیج کرده است و یا مشکلاتی در مورد تفسیر رابطه بین متون راس شامرا ras shamra      وقانون موسی نیز از آن جمله است متون شامرا آشنایی با آئین پرستش کنعانیان را فراهم کرد

رهبری معبد خدایان کنعانی توسط ایل به عنوان بالاترین خدای کنعانی از کتاب مقدس گرفته شد.ایل نامی است که در عهد عتیق به خداوند داده شده بود.کهدرغالب اشعار این عهد مشهود است.راس شامرا(راز شمرا ی اوگاریت) ٍ ماهیت واقعی مذهب کنعانیان را هم نشان داد امروزه به همین دلیل است که باستان شناسی  به همه کمک می کند تا ازدریچه متفاوتی به کنعانیان نگاه کنند.سنگ رزتا کلید گذشته با شکوه مصر،کتیبه بیستون دروازه آشور وبابل باستانی ،سنگ تاریخی موآبی ،آداب و رسوم و مذهب موآبی ها را ،واستل حمورابی تا حدودی قوانین موسی را به رخ کشید.پاپیروس الفانتین عصر عزرا و نحمیا ،الواح نوزی و حوریان با بهره مندی از کتاب مقدس زبان گشودند.اکتشافات فراوانی در طول حیات علم باستان شناسی با استفاده از کتاب مقدس صورت گرفته است علی رغم مشکلات پیش آمده، به جرات می توان گفت که کتاب مقدس در یافته های باستان شناسان بسیار مفید بوده است و موردی یافت نشده است که ثابت کند کتاب مقدس اشتباه کرده باشد.امروز اگر مردم به آثار وبناهای عظیم تاریخی ،قطعات و اشیای مذهبی موجود در موزه ها ،توجه دارند نشان  می دهد در این 150سال اخیرباستان شناسان زمینه های پیشرفت فراوانی در علم باستان شناسی فراهم نموده اند که سهم بهره گیری از کتاب  مقدس در این تحقیقات غیرقابل انکار است.باستان شناسان این وادی اغلب به بررسی بر روی اشیای قدیمی که مربوط به علم کتاب مقدس و تشریح زندگی در آن ایام هستند علاقه مند می باشند.باید گفت زمینه عمومی باستان شناسی جالب است ومطالعه باستان شناسی کتب مقدس جالب تراست واین خود دلیلی بر توجه باستان شناسان جوان به دانش باستان شناختی گردید.اهمیت پیام و معنای کتب مقدس زود دریافت شد.کاوش ها توسعه یافت و یافته ها ی باستان شناسان ماهیت و اهمیت نوشته های کتاب مقدس را بر ملا کرد.متون مقدس اعتبار ویژه پیدا نمودند.


+ نگاشته شده در  دوشنبه 3 آذر1393ساعت 13:5  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  دوشنبه 3 آذر1393ساعت 10:14  توسط وارنا  | 

محوطه باستانی کل‌چناردر روستای کل چنار شهرستان ایذه بختیاری در شمال استان خوزستان
 واقع در بخش پیان شهرستان ایذه و در محل کشف مرد شمی (مرد یک دست‌) قرار دارد.ایذه برساحل چپ مسیر علیای رود کارون ازنواحی تمدن روزگار باستان بشمار می رود.بلاذری هم بارها نام آن آورده است.دردوره ساسانی و بعد آن از شهرهای آباد بود دردوره خلافت عباسی ایذج هم خوانده شده است.فصل اول کاوش‌ها در این منطقه حدود 40 سال پیش انجام شد و کاوش‌ها یی که در این تل انجام گردید نشان می داداین محوطه تاریخی احتمالا به 3200 سال پیش و به دوران ایلیمایی‌ها باز‌گردد. برخی از باستان شناسان براین باورند درصورت استمرار کاوش های علمی ،احتمال این وجود دارد که قدمت آنها به دوران عیلامی‌ها هم برسد.مصالحی که در آن جا به کار رفته علاوه بر سنگ، خشت‌های منحصر بفرد و خاصی است که در کمتر بنایی در ایران یافت می‌شود و از ویژگی‌های منحصر بفرد این سایت بسیار مهم است.دریکی از ترانشه‌های ایجاد شده معماری کشف شده ویژگی خاص و منحصر بفردی دارددر این ترانشه بنایی به عرض ۲ و ۴۶ سانتی‌متر و طول ۴ و ۲۰سانتی‌متر است که دارای آجرهای سه گوش، چهار گوش، مدور و مستطیل است . ویژگی خاص این سازه آجری است که از زیر زمین نمایان شده ونشان می دهد.که این جا در واقع یک نیایشگاه و پرستش گاه مهم و معتبر در منطقه بوده است.همچنین چند دیواره مشخص شده که در مطالعات آینده و در رسیدن به سازه‌ها و بناهایی که در این منطقه وجود دارد می‌تواند موثر و تاثیرگذار باشد. احتمالا قبرها و اسکلت‌ها می‌تواند اطلاعات باستان شناسی همچون نوع تدفین، نوع سازه‌ها و مصالح به کار رفته، اندازه و شکل و فرمشان را به ما نشان بدهد.همه این‌ها می‌تواند از طریق ترانشه‌های احداث شده نقاط مبهم را برای ما معلوم و مشخص کنند برخی از  این محوطه تاریخی یک تخت جمشید در مقیاس کوچک نام برده اند.از سوی دیگرخشت‌های کشف شده در این سایت باستانی ارتباط معناداری با نقوش فرش پازیریک، قدیمی ترین فرش جهان، دارد که می تواند ایرانی بودن این فرش را به اثبات برساند.جود انواع آجر های سه گوش مربع مستطیل و مدور نشان از کیفیت بالا در معماری این سایت و شاید ارتباط آن با تمدن ایلامی است.همانگونه که بیان شد با توجه به اهمیت این سایت باستانی در صورت تداوم کاوش ها در این منطقه و سایر نقاط تاریخی ایران  شاهد اتفاقات جدیدی در زمینه معماری و تاریخ منطقه و حتی کشور خواهیم بود، قالی پازیریک (به انگلیسی: Pazyryk Rug )‏ قدیمی‌ترین فرش دنیا است که در سال ۱۳۲۸ (۱۹۴۹) توسط سرگی رودنکو، باستان‌شناس روس در دره پازیریک در کنار اشیاء باستانی دیگری در در گور یخ‌زده یکی از فرمانروایان سکایی کشف شد.قالی پازیریک یک قالی پشمی با رنگهای زنده‌است. این فرش چهارگوش تقریباً مربع بوده و ابعاد آن ۱٫۹۸ در ۱٫۸۹ متر است. نقش‌هایی که در آن دیده می‌شود شامل تصویر سوارکاران، آهوهای در حال چرا کردن و جانوران افسانه‌ای با سر عقاب و بدن شیر است و حاشیه‌ای گل‌دار دارد. سرگی رودنکو پس از بررسی ساختار فرش و نگاره‌های آن متوجه شباهت زیاد نقش‌مایه‌های این فرش با نقش برجسته‌های تخت جمشید شد.

+ نگاشته شده در  دوشنبه 3 آذر1393ساعت 8:37  توسط وارنا  | 

پل شاپوری کاکارضا


+ نگاشته شده در  دوشنبه 3 آذر1393ساعت 8:22  توسط وارنا  | 

*با هر ملاک و معیاری، آثار تاریخی حفظ شوند.برنده واقعی مردم خواهند بود.

درحالی که در نظام حقوقی کشور لطمه‌ زدن به اموال یا اسناد متعلق به دیگران نه تنها موجب مسوولیت مدنی و جزایی اشخاص خواهد شد، بلکه آسیب ‌رساندن به اموال و اتلاف عمدی آثار تاریخی که در زمره اموال ملی و دولتی محسوب می‌شودوبه نوعی  پایه‌های نظام اقتصادی جامعه را متزلزل می‌کند با وجود اینکه بیش از چند دهه است تخریب آثار میراث فرهنگی ایران شدت گرفته است، به طوری که در این مدت زمانی  بسیاری از آثار تاریخی کشور تخریب شده واز صحنه و صفحه تاریخ محو شده اند. تخریب آثار تاریخی که بسیاری از آن‌ها حتی به ثبت ملی رسیده اند،نشان می دهد که مردم و مسولین به جای تعامل سازنده با میراث خود،درتقابل جدی با آن قرار گرفته اند.هر سال خبرهایی مبنی بر تخریب یا تهدید هویت تاریخی بنا‌ها و آثارباستانی از سوی مردم و مسولین و نهادها به گوش می رسد تخریب‌هایی که نه گاها که غالبا از روی عمد و با برنامه‌ریزی‌شده است هیبت میراث رادستخوش ناهمگونی ساخته است.در منطقه عجب شیرکه به دوراز دسترس باستان شناسان همواره مظلوم واقع شده است دستان حفاران قاچاق اتلال را جراحی و گنجینه های نهفته در سینه آن را بیرون کشیده و دربازارمکارها به فروش می رسانند.در منطقه شمال بازار خرید و فروش داغ وتاریخ ملت مورد تطاول واقع می شود.آثاری که قدمت طولانی داشته و از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. برخی از این آثار نشانگر تاریخ و پیشینه ایران کهن است و مرمت آن‌ها شاید ناممکن به نظر برسد. متاسفانه وضعيت نگهداري از ميراث فرهنگي به‌طور کلي مناسب نيست و پيوسته اخبار تخريب محوطه‌هاي باستاني و يادمان‌هاي تاريخي به گوش مي‌رسد از تخريب بخشي از نقش‌برجسته‌ي بهرام دوم، شاهنشاه ساساني، در تنگ چوگان و غارت محوطه جیرفت و شوش ،از شکستن پل های تاریخی با پتک تا تعدی به محوطه طاق بستان و بیستون ،ازبه آتش کشیدن بیشاپورتا بازار داغ حراج و فروش اموال فرهنگي (سکه‌هاي قديمي) ايران در جنوب شرق کشور در مسير مرزي ايران ـ افغانستان همه  نشان از رويدادهای ناگواری است که گواهی می دهند مردم درمقابل میراث خود ایستاده اندسهل انگاری مردم از.تخريب و غارت محوطه‌هاي باستاني که وديعه و ميراث فرهنگ بشري‌اند و بايد به بهترين شکل حفاظت شوند.نشان می دهد که با میراث برخورد صمیمانه ای ندارندوازتخریب و غارت هایی که تاسف‌باربوده ودرنهایت به يک سرافکندگي بزرگ منجر می شود هیچ ابایی ندارند. مردمی که با از بین بردن ميراث فرهنگي که از مسائل و اتفاقات بس مهم و فاجعه‌بار در پيرامون خود غافل هستندبا سهل‌انگاري در زمينه‌ي حفاظت از آن خیلی زود فاجعه‌ي در تاریخ تکرارخواهند کرد که فراگير شدن اين پديده تخریب و سرقت هاهزينه‌هاي جبران‌ناپذير بسياري را براي کشور به بار خواهدآورد.اگر مردم حافظ داشته های ملی شوند این تقابل ها به تعامل سازنده ای تبدیل می شود.مردم ما اگر بخواهندبا نگاه تمدنی به حوزه میراث فرهنگی خودنگاه کنند با یک سرمایه عظیم روبه‌رو بوده که دراین صورت باید آن را حفظ کنند. اگر هم از بعد اقتصادی به قضیه نگاه شود باز هم برای درآمدزایی آنها باید این آثار را حفظ کرد. در واقع، با هر ملاک و معیاری، آثار تاریخی حفظ شوند.برنده واقعی مردم خواهند بود.

تعجیل و بی‌مبالاتی تخریب معنوی شوش را به همراه دارد


+ نگاشته شده در  یکشنبه 2 آذر1393ساعت 16:46  توسط وارنا  | 

طاق طويله. آياپير ايذه.دوره ایلخانان.سال1377 به شماره 2740 در فهرست آثار مالي به ثبت رسيده است .


+ نگاشته شده در  یکشنبه 2 آذر1393ساعت 9:7  توسط وارنا  | 

مسجد بشرویه در مرکز محله میانده قرار گرفته ودارای سردر زیبا با تزئینات کاربندی در وردی  می باشد. این بنا در کنار آب انبار ، حسینیه و مدرسه علمیه یکی از بناهای مهم این مرکز محله می باشد. در دو طرف سردر نیز دو سکو (پیرنشین) ساخته شده است. طبق کتیبه موجود در سردر بنا قدمت آن به دوره صفویه برمی گردد. این مسجد یصورت تک ایوانی ساخته شده و زمان ساخت آن نیز به قبل از اصلاح درجه قبله بر میگردد چرا که جهت ایوان قبله با جهت فعلی قبله چند درجه ای اختلاف دارد. احتمال این نیز وجود دارد که معمار بنا به منظور حداکثر استفاده از سایه در تابستان چرخش مختصری در جهت مسجد پدید آورده تا شرایط مطلوب تری برای نمازگزاران حاصل شود همچنین در ضلع جنوبی بنا سردر کوچکتری نسبت به سردر اصلی وجود دارد که مخصوص ورود و خروج زنان می باشد.شبستان این مسجد در جبهه شرقی واقع است و در پنجاه سال گذشته بخشی بدان افزوده شده. ستون های قطوری در این فضا پوشش طاق و چشمه ای را نگه می دارد.ایوان این بنا از شاخصترین فضاهای این مسجد می باشد که با کاربندی و شمسه های زیبایی پوشیده شده است همچنین آسمانه این فضا فاقد اندود گچ بوده که چیدمان آجر در پوشش بخوبی قابل دیدن می باشد و بر زیبایی آن افزوده است. دور تا دور ایوان نیز کتیبه ای با خط ثلث دیده می شود که قسمت های زیادی از آن بر اثر آسیب های وارد آمده غیر قابل خواندن می باشد.طبق کتیبه موجود سردر بنا این مسجد به صورت تک ایوانی بوده  و در سال 1030 توسط حسین نامدار بنا شد و قدمت آن به دوره صفویه برمیگردد و در تاریخ 8/5/81 با شماره 5908 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

مسجد میان ده بشرویه


+ نگاشته شده در  یکشنبه 2 آذر1393ساعت 8:25  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  شنبه 1 آذر1393ساعت 16:11  توسط وارنا  | 

 چرا مولانای ایرانی درترکیه جاذبه دارد.اماحافظ و سعدی شیرازی درایران ندارند؟

کم رغبتی ما به آثار باستانی و چهره های تاریخی کم کار دستمان نداده است.چوگان را جمهوری آذربایجان،قهوه خانه سنتی ما را ترکیه،نان لواش را ارمنستان،موسیقی عاشقلار را جمهوری آذربایجان،بادگیرها را اماراتی های بیابانگرد،تار ایرانی شب یلدا و جنگل های هیرکانی  بوسیله آذربایجان  -

رئیس‌جمهور افغانستان، عالی‌ترین نشان دولتی این کشور، یعنی نشان سید جمال‌الدین اسد‌آبادی را بر سینه رایان کراکر، سفیر آمریکا در افغانستان می‌زند و ما در ایران بر منبر‌هایمان سید جمال‌الدین را می‌کوبیم! تصویر ابن‌سینا روی سکه‌های تاجیکستان است و مولانا در ترکیه سند خورده می‌شود و باز بی تفاوت نشسته ایم.چرا چنین شده ایم؟در بررسي سير و جريان فرهنگ مربوط بيك جامعه درمی یابیم كه اين سير و جريان در طول حيات ملت و مردمي كه در يك سرزمين با ويژه گيهاي معين زيست مي كنند روي داده است و سيماي زندگي آنها در هر زمان رنگ و بوئي خاص را عرضه داشته است. بنابر اين زماني كه مي خواهيم سير و جريان امري را در حيات مردمي مورد مطالعه قرار دهيم ناگزير هستيم تا برتمامي رويداد ها و جريانهاي فكري، تغييرات اجتماعي وسياسي مردم آن سرزمين آگاهي كافي داشته باشيم زيرا كه تمامي عوامل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي در شكل بخشيدن به ويژه گيهاي يك سرزمين دخالت كامل دارد. در مورد استمرار بی رغبتی ها به میراث فرهنگی و نادیده انگاشتن صدمات  و لطمات جبران ناپذیری که تا کنون بر میراث ما وارد شده است. اين  پديده شوم ما را از نمودهاي زندگي يك جامعه برخواردار ار میراث ارزشمنددور کرده است. بنحوي كه تمامي ستاره بخت و اقبال میراث از تاریخ روی برگردانده است.میراث فرهنگی بيش از هرچیزديگر در ارتباط مستقيم با تمام ويژگيهاي زندگي و فرهنگ و هنرو..... مردم يك جامعه قرار دارد چنانكه از ديرترين روزگاران از زماني كه بشر براي در امان نگهداشتن خود ابتدائي ترين پناهگاهها را بوجود ميآورد و يا اينكه نخستين اجتماعات براي محل زندگي خود دست به ايجاد طرحهائي ابتدائي ميزنند، میراث فرهنگی هرملتی امروز پناهگاه ملتها و ملیتها  محسوب می شود.مستحکمترین دژ و پناهگاهی که سنگرهای آن در کشور یا در حال فرو ریختن است و یا اینکه همسایگان طمع ورز به نوعی دست تطاول دراز نموده و آن را منتسب به خود می دانند.کم شخصیت ها را از ما نگرفتند و بسیاری از سنتها و میراث معنوی را از ما ربودند و بهره های کلانی هم بردند بطوری که بر اساس آمارگردشگری فقط کشور ترکیه،از  موزه و مقبره مولانا، شاعر و عارف  ‌ایرانی در شهر تاریخی قونیه، که به جاذبه سوم گردشگری ترکیه تبدیل شده است.در هشت ماهه نخست سال جاری میلادی میزبان 2 میلیون و 46 هزار بازدیدکننده بوده است  یعنی روزانه حدود 9 هزار بازدیدکننده سهم آن بوده است در حالیکه درایران بسیاری از سنگ قبور شخصیت های تاریخی در حال متلاشی شدن است وغبار غلیظی بر پیکربناهای آن ها نشسته است.حافظ و سعدی روزانه بیست بازدیدکننده ندارند.ودرهای موزه به دلیل عدم استقبال مخاطبین بسته است.آرامگاه ابن سینا در همدان،و.....هیچ سهمی در این میان ندارند


+ نگاشته شده در  شنبه 1 آذر1393ساعت 13:17  توسط وارنا  | 
تاکنون از کاروانسراهای ایران فراوان گفته شده است اما از پاکبود بلده تا کنون کمتر سخن بمیان آمده است.کاروانسرای پاکبود بلده درجاده غربی- شرقی دره نور در کنار راهی قرار گرفته است که درصورت توجه کافی می توان از موهبت دیدار آن برخوردار شد.این کاروانسرای کوهستانی از معدود کاروانسراهای بسیار جالب کوهستانی در ایران است که نسبتا سالم باقی مانده است. این کاروانسرا به نام پاکبود در منطقه پاکبود در پایین دست گردنه کبود و در جنوب غرب قله چپکرو و در مسیر قدیمی قاجاری تهران-شمال واقع شده است.در تصویر، کاروانسرا را در پایین و قله 4250 متری چپکرو را در بالا سمت راست می بینیدساختمان آن طوریست که تبادل دمایی داخل و بیرون به حداقل برسد و به همین خاطر است که ساختمان اصلی آن درون زمین واقع شده است. بطوریکه احتمالا با سوزاندن چند بوته گون می توانستند آن را گرم کنند.  کاروانسرا ، دارای هشت ستون و 10 دریچه به بیرون است که نگاه هربیننده را به خود جذب می کند. ارتفاع سقف داخل تا 3 متر است . جنس مصالح عمدتا از سنگ  می باشد و مربوط به دوره قاجاریست-این کاروانسرا در منطقه ای بکر کوهستانی واقع شده است.

توضیحات


+ نگاشته شده در  شنبه 1 آذر1393ساعت 7:55  توسط وارنا  | 

کاروانسرای خان


+ نگاشته شده در  جمعه 30 آبان1393ساعت 21:17  توسط وارنا  | 
امروز شاید هنرمندانه ترین عملی که از ما سر می زند تخریب بناهای تاریخی است.تخریبی که از ابزار پیشرفته و ماشین آلات مکانیکی غول آسا استفاده می گردد تا ریشه و هویت بناها را با خاطرات تلخ و شیرین  از بین ببرد.کمتر از یک دهه دیگر بنایی تاریخی در هیچیک از نقاط کشور یافت نخواهد شد.به زودی بناهای ابیانه هم فرو خواهند ریخت و ماسوله در میان بتن های ماسه ای مدفون خواهد گردید.این بنای تاریخی حلی شیراز است. که برای تخریب آن از لودر بهره گرفته شده است.استفاده از این ابزار عمق نفرت و کینه ما را نسبت به بناهای تاریخی می رساند.خانه حلی ساز از جمله بناهای ارزشمند در شیراز بود که در محله گود عربان ، جنب بازار حاجی ، در کوچه سجادی واقع شده و این بنا با توجه به ارزشهای تاریخی و معماری در مورخ دهم خردادماه 82 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده بود.


+ نگاشته شده در  جمعه 30 آبان1393ساعت 21:8  توسط وارنا  | 

سوگند به قلمی که خداوند بدان یادکرده آنچه می نگاریم از روی اخلاص و صداقت وبرای آگاهی است از آنچه بر سر میراث فرهنگی ما آوردند.بیش از 117سال از عقد قرارداد انتقام جویانه فرانسوی ها تحت عنوان"عهد نامه امتیاز عتیقه جویی"بین این سرزمین با خود بستند(1897 میلادی)ماموریت آنها در این سرزمین هیچگاه برای خدمت نبوده است آنها  شاید به ظاهر مظفرالدین شاه قاجار را فریب داده باشند اما دراصل تاریخ ،ملت و بزرگ سرآمد تمدن انسانیت را قربانی نیات شوم خود کردند

همه می دانند بخش عظیم از رسالت سنگین پیوند انسان با گذشته ی فرهنگی و تاریخی اش ،بر دوش سنگنبشته ها و کتیبه ها،بناها و اشیای ریز و درشت تاریخی است وقتی این برگ برگ اسناد نباشند تاریخ توان روشنگری نخواهد داشت و زبان تاریخ در کام فرو خواهد رفت.از عهد صفوی روابط ایران با فرهنگ مورد توجه قرار گرفت اما با چه امتیازی؟ درحقیقت زمانی هنر و تاریخ میراث و عتیقات این سرزمین نگاه غارتگران را به خود دوخت که برخی به بهانه مبلغ دینی سیاح و نظامی ،سفیر و شرق شناس پایشان به این کشور باز و دستشان به میراث مملکت دراز شد.شهرهایی چون اصفهان بازار ومرکز ثقل فعالیت عتیقه خران گردیدند نوشته های آن عده که جهانگرد و سیاح خواندند نه با هدف تمجید از میراث این سرزمین که برای شوق و اشتیاق عتیقه خران و سربازان چپاول پیشه موزه های دنیا مفید واقع شد.بی خبری و جهل مردم آن دوران  نسبت به آثار و اهمیت اموال تاریخی موجب شد تا این دست درازی و تطاول ها راحت تر انجام گیرد.بیگانگان حتی از پارچه های نفیسی که مردگان رادر آن پیچیده بودند رحم نکردند و امروزه بسیاری از این پارچه های ارزشمند  در موزه های لوور و بریتیش وامریکا موجود است.بیگانگان بد جوری سر در آخور  باستان شناسی و میراث ایران فرو کردند.سرقت آثار چنان شتاب گرفت که گوی سبقت از هم می ربودند. تاراج آثار باستانی ایران شاید مهمترین سرگرمی غربی ها بشمار می رفت.وهر روز صدها اثر و مجموعه هنری و باستانی از راه های مختلف از کشور خارج می شد.به گونه ای که در طول کمتر از یک دهه ،موزه و کشوری نبود  که به داشتن آثار باستانی ایران دسترسی نداشته و موزه های بزرگ هم از گنجینه های ایران انباشته گردیدند.مردم حق دارند بدانند که چگونه این آثار گرانبها به دست توانای نیاکانشان هنرمندانه ساخته شد و آثاری که می توانستند پشتوانه ای برای نسل های فراروی باشند از این سرزمین مورد سرقت واقع شدند.جیمز موریه چشم و گوش بریتانیای غارتاندیشغارشاهپور را از کمر شکافت  و برای از بین بردن و انتقال آن به انگلستان از سنگتراشان ماهر استفاده کرد براستی خوش گفته اند"چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا

فرانسوی ها اگرچه بعد از بریتانی ها دزدی آثارتاریخی را آغاز کردند اما مارسل و مادام دیو لافوای اهل تولوز چنان فاجعه مرگباری بر میراث ایران خصوصا در شوش وارد کردند که تاریخ از بیان حقایق آن وحشت دارد.گدار هم که معمار موزه ایران باستان و سرپرست همه میراث در حال غارت بود پشتیبان خوبی برای فرانسوی ها بشمار می رفت سفیر فرانسه دست های خیانت خویش را جلو کشید و در معامله ای آشکار بیش از 500قطعه اشیای نفیس مفرغی لرستان را خریداری کرد و  وقتی که درسال 1985 میلادی در پاریس به نمایش گذاشته شد بانگ اعتراضی برنخاست. مشتی شرق شناس و غارتگر میراث این مملکت را بردند و مردم همچنان در بی خبری ماندند و قسم به قلم می نویسیم و آنها که میراثمان را به غارت برده اند رسوا می کنیم

(تورج رهبر گنجه-باستان شناس)


+ نگاشته شده در  پنجشنبه 29 آبان1393ساعت 19:31  توسط وارنا  | 

بیچاره این میراث فرهنگی از منظر هر نسل بی مقدار ،وهمه نسلها برای نابودی اش گام بردار، وهرکس به هر نحو سهمی در ویرانی اش برخوردار، با صدارت هرارباب ،فتنه و آشوبی تازه  به کام میراث ناکام روا داشته شد.از شوربختی، برای منصب او همه به همان اندازه جاه طلب و حریصن بودند همانگونه که درمدیریت و حفاظت و حراست از آن ضعیف، میراث این گنجینه ای که ساخته دست  زبردستان است و نه فراورده ضرورت و تصادف فرودستان-تاریخ گواهی داده است.میراث خود را اگر  به دست رویدادها  ،حوادث و ایام،رها کنی نمی توانی آن را بشناسی.باید چاره  کنی تا خطرها برمیراث تو چیره نشوند.باید تدبر و تخیل کنی تا حدس و گمان نابودش نکند.باید بپویی تا ناآگاهی امثال ما  میراث را به کام  ناکامام نکشد در این حالت مآثورات .زنده خواهند ماند.با میراث گذشتگان دیروز و امروز خودت را خواهی شناخت.دیگران را خواهی شناخت و خواهی گذاشت تا تو را هم بشناسند تا وقتی میراث فرهنگی زنده و سرحال داری  می توانی با تک تک افراد جهان  معامله ،مراده ،مرافقه کنی.-- درمقابل هر سرقت و تخریبی مانعی است که نمی گذارد به غایت خواسته هایت برسی . رشته مراوده و مرافقه ها از بین می رود.شناخت پیرامون هم میسر نخواهد بود.میراث هر دوره و عصری ،از هرملت و ملیتی ، گذشته چراغ راه اینده است-درصورت انهدام آثارتاریخی هر قوم و ملتی ،هیچ ضامنی برای بقا و رشد و تعالی آن ملت نیست - در کنار آثار تاریخی  وبا حفظ و صیانت از آنها است که  ملتها می خواهند و می توانند در طول تاریخ حیات خود به گونه ای مترقی حرکت کنند. آنگاه است که می شود گفت،  فرزند زمانه خود می شود.—بی پرده بگویم سبب عقب ماندگی کشورهایی چون ایران با سابقه تمدنی چند هزار ساله و رشد تعالی ملت هایی با تمدن شگرف این است که در واقع تا حالا نخواسته ایم از تجربیات چند هزارساله خود به نحوی کارگشا در تعالی و پیشرفت مملکت خود استفاده کنیم . و برعکس جوامع و ملل مترقی امروز که شاید یک صدم ایران نیز سابقه تاریخی و فرهنگی ندارند با سرقت این گنجینه ها ثروتی برای خود و خویشان اندوخته وبا استفاده از تجربیات ملت های کهن به چنان ترقی دست یافته اند که رسیدن به وضع موجود آنها شایدآرزویی چند ده ساله برای ملل همطراز باشد متاسفانه همواره بنا بر سنت غلط و روح چپاولگرانه،.ملتهای بی ریشه از ریشه ملتهای ریشه دار تغذیه کرده ودرنتیجه کشورهای صاحب قدرت میراثدار روزبه روز ضعیف تر و نحیف تر شده و بسیاری از گنجینه های آنها از دست رفته و در مقابل جوامعی که هیچ گونه عقبه و سابقه ای در مدنیت و شکل دادن نحستین مظاهر تمدنی نداشتند به یکباره به سروری (در غارت و چپاول)جهان رسیدند و این وضعیت تا به امروز ادامه داشته و بلکه حتی غلیظ تر و پررنگ تر نیز می شود(رهبرگنجه،تورج-باستان شناس

http://img1.tebyan.net/big/1387/11/131229581583241431642281951367416346162201.jpg  


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 14:0  توسط وارنا  | 

گنجینه جیحون یا گنجینه آمو دریا میراث بی نام و نشانی برای باستان شناسان دنیا نیست.گنجینه ای که از دست راهزنان پیشاور-کابل به دست افسران راهزنان انگلیسی افتاد وسرانجام به موزه بریتانیا راه یافت.دراواخر قرن نوزدهم میلادی یک فرمانده انگلوساکسنها که فرمانده ارتش و کاپیتن برتون نام داشت بازرگانانی را که در دست عده ای راهزن اسیر شده بودند  نحات داد وخود گنجینه ای عظیم جیحون را که همراه یکی از بازرگانان اسیر شده بود را گرفت وبا خود به انگلستان برد.انگلیسی ها اعتقاد دارند که آن گنجینه را خریده اند اما این خرید بهانه نجات بازرگانان اسیر بود.می گویندمیراث جیحون روی تپه ای که امروزه تخت قباد نام دارد و در کشور تاجیکستان امروزی واقع شده است کشف شده است.در حالی که این نفایس بی همتا از دست راهزنان پیشاور بدست آمده است در مورد مکان دقیق آنها نمی توان اظهار نطاظر قطعی نمود.این مجموعه ٬ اطلاعات جالبی راجع به هنر پیش از هخامنشی به دست می دهد.البته از منظر قدمت گذاری صورت گرفته بر روی اشیاء گنجینه جیحون تا کنون اظهار نظر های متفاوتی به عمل آمده است و بر مبنای این تحقیقات ٬ قدمت اثار این مجموعه را از قرن ۴ تا قرن ۷ ق.م تخمین زده اند.از نظر نوع و شکل اشیائ به دست آمده از این گنجینه می توان آنها را در طیف هایی چون مجسمه های قالب گیری شده و پلاک های طلایی تقسیم بندی و طبقه بندی نمود.از منظر شیوه ساخت و تکنیک های به کار برده شده در ساخت اشیاء این گنجینه ٬ مشابهت های فراوانی بین آثار این مجموعه با اشیاء نذری به دست آمده از سرخ دم لرستان وجود دارد.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 10:46  توسط وارنا  | 

 پنج هزارسال حضور تاریخ این سرزمین حکایت از قدمت این حوزه مهم تاریخی در تحقیقات باستان شناختی دارد.تپه های بیشمار باستانی(32 تپه)محوطه ها و بقاع ،قلاع ویخدان ها و....نشان از اهمیت رباط کریم دارد.این شهرستان در جنوب غربی تهران به فاصله ۳۵ کیلومتر از شهر تهران واقع شده است و از شمال به شهریار، از جنوب به ری، از شرق به اسلامشهر و از غرب به شهرستان ساوه محدود می‌شود.تپه ده حسن مربوط به دوره قاجار است در شرق روستای ده حسن رباط کریم قرار گرفته است.این تپه از تپه‌های مهم باستانی شهرستان رباط کریم بوده و یکی از شاخص‌های فرهنگی و تمدنی این شهرستان است. تپه ده حسن در برگیرنده دژ و قلاع دوران تاریخی با مصالح چینه و خشت میباشد. این تپه به قطر تقریبی 60 و ارتفاع تقریبی 15 متر در ضلع شرقی روستا، همجوار منبع آب و در میان زمین‌های کشاورزی واقع شده و به نظر بقایای یک قلعه و دژ از مصالح خشت و چینه متعلق به دوران اسلامی و پیش از آن است.قسمت هایی از ضلع شمالی تپه توسط حفاران غیرمجاز حفاری شده که به دنبال آن بخش هایی از دیوارهای خشتی آن نمایان شده است. در ضلع غربی تپه در امتداد شمال به جنوب ,یک دیوار چینه ای به ارتفاع تقریبی 2 متر همچنان پا برجاست. آثار دیوارهای عظیم خشتی و چینه ای به شکل منظم و منسجم از دامنه تپه به سوی نقاط مرتفع ,در ضلع شرقی تپه  به چشم می‌خورد. سفال هایی هم از این تپه به دست آمده که شامل سفال‌های بدون لعاب و سفال‌های لعابدار به رنگ‌های سبز، آبی، لاجوردی، آبی سفید و شیری است ,با توجه این سفال ها، قدمت این تپه به دوران اسلامی و قبل از آن باز می‌گردد.این اثر در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۳ با شماره ثبت ۱۱۰۶۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 9:22  توسط وارنا  | 

وقتی فرهنگ به معني فضيلت ، دانش ، ادب و سنجيدگي است

درزبان فارسی فرهنگ معانی و مفاهیم فراوان دارد که مصطلح بیان آن فضیلت و دانش ،ادب و سنجیدگی است اگر با مفهوم اینچنینی فرهنگ موافقت و مرافقت داریم این تخریب ها به چه معنایی است؟فرهنگ اگر از مظاهر تمدن است کدام تمدن با تخریب و ویرانی میراث و فرهنگ یک کشور سرخوش است؟بطوري كه ميدانيد ايراني روحي زيباپرست و عاشق و تشنه هنردارد فضیلت پرور و دانش دوست ادب محور و سنجیده افکاراست.مجموعه ی شعر ايران ، مينياتور ايران ، قالي ايران ، كاشيهاي مساجد ايران ، خطوط خوش كتابهاي ايران ، همه نمونه‌هايي از شور و علاقه ايرانيان بهنر و زيبايي است . اين روح سحر آفرين در طي تاريخ دور و دراز ايران دوام داشته و در هر عصري در يك زمينه هنري تجلي و جهش بيشتري نشان داده و در همه حال آثاري بوجود آورده كه معرف ملت ايران است . در قرون اخير در برخورد با تمدن اروپايي نگراني اين بود كه هنر اصيل و ملي ايراني در بعضي زمينه‌ها به انحطاط گرايد و زبون هنر جديد اروپائي گردد . در پاره‌اي هنرهاي دستي نيز از قبيل مينياتور و تذهيب و جلد سازي و خاتم سازي و ميناكاري و قلمزني و نقره كاري و منبت كاري و زري بافي و كاشي سازي و قالي بافي نيز حقيقتا در ابتدا ركود و سكوني پيش آمد . اما بموقع تدابير لازم اتخاذ شد .استادان و هنرمندان چيره‌دست  از كنار و گوشه مملكت گرد آمدند و تشويق شدند دانش خویش در طبخ اخلاص و جوانمردی نهادند وبا همان اندک وسائل لازم که  در اختيار آنها گذاشته شد آثار و صنایع بدیع و بی مانند ،یکتا و یگانه خلق نمودند و بطوريكه امروز در هرموزه و درمیان آثارهر مجموعه دار و کلکسیونری هنر اصيل که حقيقتا روح تازه‌‌اي در كالبد مجموعه ها و موزه های دنیا دمیده دیده  شده می شود.

کاروانسرای الفتح خان


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 8:5  توسط وارنا  | 

دوره قاجار  تاریخ ثبت 18 آذر سال 1354 شماره ثبت 1156  اصفهان

خانه تاریخی ابوالشفیع مشکی  قریب چهل سال است که در فهرست میراث ملی ثبت شده است و می توان گفت از نخستین خانه های تاریخی است که  درفهرست ملی ثبت شده است اما جامه مشکی به تن کرده است.در حالی که هنوز می توانست روح زندگی در آن جریان داشته باشد.، در اثر بی توجهی، عدم مرمت، تغییرات مداوم، و بلندمرتبه سازی همسایه‌ها، به حالت نیمه ویرانه درآمده و به شدت در حال نابودی است. خانه مشکی اثری ارزشمند است که در بافت قدیمی و کوچه‌‌های درهم تنیده شهر اصفهان قرار گرفته ومتاسفانه یکی از اتاق های آن به کارگاه گیوی دوزی تبدیل شده است.فقر میراثداری ازسردر ورودی این خانه تاریخی که در گذر زمان و بی مهری اطرافیانش با حالتی نیمه مخروبه به سوی نابودی پیش می‌رود به وضوح مشهود است.بی‌رحمانه ترین بی‌توجهی‌ها به این خانه تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی را می توان در دو ضلع شرقی و شمالی ساختمان مشاهده کرد به طوری که این بخش از بنای خانه کاملا تخریب و به تلی از خاک تبدیل شده است.خش اعظم ضلع غربی خانه نیز بر اثر بی توجهی و سهل انگاری تخریب شده و یا در اختیار خانه‌های مجاور قرار گرفته است. وضعیت بخشهای جنوبی این خانه نیز در آستانه ویرانی است

 

.


+ نگاشته شده در  سه شنبه 27 آبان1393ساعت 11:40  توسط وارنا  | 

*آری ،وسعت و ثروت و تنوع و زيبائي میراث فرهنکی زبانزد همة مطلعان است ..اما

 سرزمین باستانی  که فلات آن در شمار قدیمی ترین سرزمین هایی است که انسان در آن گام های نخست را برداشت(اسمیت امریکایی)این بزرگترین  بادوامترین مرکز حیات صنعتی آسیا و سرچشمه بادوامترین هنرهای جهان(آرتورپوپ امریکایی)و به قول جواهرلعل نهرورسرزمین ،هنری درخشان ،که با ظهورکورش نسیمی درجهان وزیدن گرفت و انسان دوستی و نظم و قانون جانشین ظلم و خیانت و جنایت شد.هرچندگنبد کاوس آن همطراز بزرگترین بناهای جهان(رابرت باپیرون)وماسوله و ابیانه اش مانندی درجهان نداشته(جی فریزر)ومسجد شیخ لطف الله آن یکی از شاهکارهای بی نظیر معماری جهان وچون جواهری درخشان در تاریخ معماری ایرانیان می درخشد اگر چه بیستون استوار و بیشاپور پهناور و شوش مظلوم و شلاق خورده از چنگال بیرحم مادام و مارسل دیولافواها)هنوز آرام ندارند.سیلک و مارلیک و خوروین و کلاردشت یکه تاز اتلال باستانی دنیا محسوب می شوند،ساز چغازنبیل نقش جهان،طاق بستان وپاسارگاد و تخت جمشید،بناهای شیخ اردبیلی وگنبد کاوس،شهر در آفتاب سوخته ،تخت سلیمان و بم بیمار،سلطانیه و کلیساها ،بازار تبریز و باغ های ایرانی و،سازه های آبی شوشتر کوک و نیم کوک است .آری وسعت و تنوع و زیبایی میراث فرهنگی ما زبانزد همه مطلعان عالم است اما مدیریت حاکم بر میراث در طول این چنددهه آسیب های وحشتناک بر آن وارد ساخته است .چرخ و چرخه آن بکلی از کار افتاده است. ميراثی که  مجموعة آداب و عادات و عقايد و رسوم و انديشه‌ها و افكار و زبان و لهجه‌ها وادبيات وآثار ادبي ، و علوم و آثار علمي ، و انواع اثرهاي هنري ، و حتي ادبيات عاميانه و غيرمكتوب ، خواه آنها كه از گيرودار حوادث گذشته و تا عهد ما به همان صورت اصلي و يا به صورتهاي تغيير يافته‌اي‌ باقي مانده‌اند .خواه آنها كه فقط در صحايف كتابها و دفترها و ديوانها حفظ شده و از اين راهها به ما رسيده‌اند. همة اينها مخلوقات ذوق و انديشه و احتياج و نحوة زندگاني ملت ما در طول زمان و دوره‌هاي گوناگون شدت و رخاء و شكست و پيروزي كه خواه و ناخواه سرنوشت ملت با آنها همراه بوده و گره خورده است وضعیت مطلوبی ندارد.ما تنوع میراث داریم اما بدبختانه تنوع فقر مدیریت فراوانتر،از این روی میراث و هویت ملت را این جماعت بی دانش نابود کردند وهریک راه خود گرفته و رفتند و ما را با میراثی در حال مرگ تنها نهادند.آری.وسعت ثروت فراوانی داریم اما مدیران بی دانشی که بسادگی کرسی صدارت میراث را پذیرفتند فراوانتر،امروز هیچ صاحب منصبی از کرسی صدارت باز نمی ماند زیرا کرسی میراث را زیور او می کنند.میراثمان زبانزد همه مطلعان جهان است اما دنیا می داند که ازمدیران خوبی در میراث استفاده نکرده ایم.ازطبیبی که که نسخه درمانش حال میراث را در هم پیچید تا دارنده آی تی که آه از نهاد میراث  بر آورد از بارکجی که در مرودشت به منزل نرسید تاامحاء هزاران سند و مدرکی که چون زبان از کام بیرون کشیده شدند همه از حال و روز بد میراث حکایت دارد. اگر  نیاکان ما هيچگاه و در هيچ‌حال از اداء رسالتي كه در دنياي متمدن بر عهده داشت غافل ننشستند و هر دوره‌اي را به تناسب عهد و فراخور زمان به شكلي براي ابراز استعداد خداداد و انديشة جوّال و ذوق لطيف خود مورد استفاده قرار دادند ، و در هيچيك از اين ادوار روشن و تاريك از توجه به ترويج زبان و توسعة ادب و تحيكم مباني دانش و ابراز استعدادهاي هنري خود غافل نشدند ما هم در طول این سی سال از تخریب و انهدام ،سرقت و نابودی آثار و گنجینه های تاریخی باز نماندیم و غافل نشدیم. کدام نسل می تواند و یا خواهد توانست برمحصول چنين كوشش پي‌گير مداوم در طول تاريخي را بپسندد وبرآن غازة حسن بگذارد و جلوه‌ های دلپذيری بدان بخشد.، اينها خطوط روشن تاريخ ما ، و يادگار ذوقها و استعداها و زندگاني نياكان ما درگيرودار حياتند. دست زمان آنها را از صفحه حيات نسترد دستهاي ما نبايد به حيات آنها پايان دهد.


+ نگاشته شده در  سه شنبه 27 آبان1393ساعت 9:34  توسط وارنا  | 

غمنامه هایی که همچنان سروده می شوند

یادمان هایی که یادمان رفته اند وغمنامه هایی که همچنان بر میراث وفرهنگ  نگارش می شوند.حوادث تلخ و شیرینی که در پس این میراث و فرهنگ هویدا است درحالیکه می تواند چراغ راه آینده ی روشن ما باشد از بین می روند.آثارتاریخی ،این نشانه های ناب حاصل دوران های پرتب و تاب تاریخ پرفراز و فرود ایرانزمین در حال شکستن و سر فرود آوردن و خاموش شدن و فراموش گردیدن هستند.میراث (فرهنگی) در واژه یونانی که میرازوست. نه تقسیم و بخش و پخش کردن وسهم و قسمت هر کسی را به او دادن است و نه در مفهوم کنز عربی قابل هبه و بخشش است .همانگونه که در معنی زبان شیرین پارسی علی رغم مفهوم شکننده و ناپایدار (سهم و ارث)قابل اغماض و از آن گذشتن نیست.برای ملتهاحفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی برای تعادل بخشیدن به حیات و دستیابی به توسعه پایدار و سازمان‏یافته، رنگ و بوی جهانی یافته است وازنگاه مردم دنیا چون میراث فرهنگی ،علاوه بر حفظ سنتهای کهن ،روند تکامل تمدن بشری را در پی دارد، از چنان اهمیتی برخوردار است که یک اراده جمعی و عمومی در سطح جهانی، را می‏طلبد.در کشورهای امروز مردم محیطهای طبیعی و فرهنگی را به عنوان نهاد همبستگی معنوی در اجتماعات محلی خود تلقی می کنند و بپذیرند همان‏گونه که با انهدام و تخریب محیط طبیعی زندگی خود را در خطر می بینند با  ویرانی هراثر تاریخی و از بین رفتن شئی باستانی ،میراث فرهنگی و تاریخی ، زندگی معنوی خود را در خطر می‏بینند به همین سبب ،.امروزه در تمامی کشورها اهمیت حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی بر همگان روشن است.ودراین گام بلند نهایت تلاش و کوشش خود را در راه رسیدن به اهداف مورد نظر طی می نمایند.ملت برخوردار از فرهنگ غنی ایران باید هوشمندانه برای حفظ بنیان  جامعه از مجموعه میراث ،این دانش پیشینیان که حاصل تلاشهای مستمر، فنون، مهارت‏ها، ابتکارات، خلاقیت‏ها و برخوردهای اجتماعی فرهنگی آنان بوده است. پشتیبانی کند.درزندگی امروز و فردای خود و نسل هایی که از پی او می رسندبرای گفتگو و هم‌اندیشی بیشتر نیازمند شناخت یكدیگربوده و از این رو میراث فرهنگی و یادمانهای تاریخی از مهمترین مولفه ها وابزارهای این گفتگو ها خواهند بود.با از بین رفتن آنها ،ملتها، گذشته ی خود را فراموش می کنند وچراغ های گذشته چون خاموش شوند تاریخ ملتها فراموش شده  ودرنتیجه هیچ ملت و ملیتی آینده ی روشنی نخواهد داشت.آثارباستانی در کشورما چنان مورد عناب و عتاب قرار گرفته اند  که امروزه از بسیاری از آنها رد و نشانی باقی نمانده است.

577

کاروانسرای دیرگچین


+ نگاشته شده در  سه شنبه 27 آبان1393ساعت 8:15  توسط وارنا  | 

بقعه شیخ اباعدنان قریشی معروف به بابا پیر از عرفای به نام خوانساراست و منقول است شیخ صفی الدین اردبیلی به محضر شیخ بابا عدنان رسیده و از محضر او بهره گرفته است .می گویند شیخ صفی الدین اردبیلی که به قول خود دنبال کسی می گشت که با هدایت او به خدا نزدیک شود و خدا را بهتر بشناسد موفق شد در سال ۶۷۸ ه ق خدمت شیخ اباعدنان قریشی (باباپیر) برسد و از ایشان کسب فیض کند. شیخ اباعدنان قریشی (باباپیر) در زمان حیات خود در جهان اسلام و تشیع به مراحل بالایی از تکامل و تعالی و ترقی رسیده بود . به غیر از شیخ اباعدنان 6 تن دیگر از مشایخ و عرفا نیز در بقعه شیخ اباعدنان قریشی (مقبره باباپیر) مدفون اند. بر روی صندوق چوبی بقعه شیخ اباعدنان قریشی (مقبره باباپیر) به سال 954 قید شده است:وی یکی از عرفای به نام قرن هفتم هجری ، پایه گذار مذهب شیعه جعفری در شهرهای اصفهان ، بروجرود ، لرستان ، نهاوند و خوزستان بود. این اثر در تاریخ چهاردهم آبان ماه سال 1314 ه خورشیدی با شماره ثبت ۱۱۲۰ در فهرست آثار ملی ایران ثبت گردیده است.گنبد بقعه بابا پير مخروطي شکل بوده و دوازده ضلعي است که قدمتي حدود 700 ساله دارد و در داخل بقعه ضريحي مشبک در ابعاد 2.5×2.5 روي سنگ مزار شيخ ابا عدنان قرار داشته و علاوه بر ايشان، ۶ تن دیگر از مشایخ و عرفا نيز در اين مکان مدفون می باشند.رامگاه اولیه تنها با سنگ بر روی چشمه ای به نام «چشمه پیر» بنا شده بود و بنای فعلی بقعه شیخ اباعدنان قریشی (مقبره باباپیر) در دوره صفویه بر روی آرامگاه قبلی به سبک مغولی و یا سلجوقی احداث شد. شخص مدفون در بقعه شیخ اباعدنان قریشی (مقبره بابا پیر) «صدرالدین حسین» است که مرشد شیخ زاهد گیلانی و مراد شیخ صفی الدین اردبیلی نیای شاهان صفوی بوده است به همین دلیل شاهان صفوی برای این بقعه اهمیت خاصی قائل بودند و زیارتگاه رجال و شاهزادگان صفوی بود ، از این رو به دستور مریم بیگم همسر شاه طهماسب صفوی در خوانسار مدرسه و حمام نیز ساخته شده است. این بقعه دارای گنبد دو پوش دو متری ، ۱۲ ترکی از نوع گنبدهای رک یا نوک تیز با مصالح لاشه سنگ و آجر است. (۱۲ ضلع نشانه ای از ۱۲ امام یا ۱۲ تَرک کلاه صفویه می باشد)می گویند ؛ پوشش گنبد مذکور از طلا بوده که در قرن ۱۳ در سالهای قحطی به سرقت رفته و درب قدیمی بقعه نیز که به صورت گره چینی بوده در سال ۱۳۵۷ به سرقت رفته است.صندوق چوبی اشاره شده در روی بقعه شیخ اباعدنان قریشی (مقبره بابا پیر) در سال ۱۳۳۰ در اثر حادثه آتش سوزی ناشی از روشن نمودن شمع دچار خسارت و به مقبره باباترک منتقل شد و بعد از آن نیز به کتابخانه آیت الله فاضل خوانساری منتقل و در نهایت اعلام شد که صندوق مفقود شده است


+ نگاشته شده در  دوشنبه 26 آبان1393ساعت 13:52  توسط وارنا  | 

غم وغصه  به خانه های گلی قدیمی راه نداشت.

 ذوق سرشارمعماران ايراني از دير باز در ساختن بناهاي گوناگون از یک خانه گلی ساده که تزئینات آن درازاره بالا گل سرخ و پائین گل سفید بود.طاقچه ای برای جا گرفتن قرآن و آئینه و طاقچه دیگر برای چادر شب مامان بزرگ داشت.از همین خشت و گلها  گویی رنگهاي  كه انعكاس آسمان شفاف و درخشان اين سرزمين بود متجلي مینمود. خانه هایی که ساده بودند اما هر بيننده با ذوقي در اولين نگاه در مي‌يابد كه در تاریخ بيكران هزار رنگ  و در كوهستانهاي اخرائي رنگ كشور ايران خود نمائي مي‌كند. رنگهايی که درخشان كه از زمانهاي كهن همه جا به صورت بناهاي مختلف در ايران زمين پهنا و متجلي است سند نهايت هنر سنجي هم ميهنان ما و نمونه باريك بيني فوق العاده ايراني در امور مربوط به زيبائي و هنر است.خانه هایی که نمونه های بی مانند تاریخی وسرشار از محیطی آرام و دور از هردغدغـه بودند.لطف و زيبائي فوق العاده حوضخانه‌هائي كه در کنار این خانه های گلی  بود وپنجره‌هاي كوچك اطاقهاي بالاخانه‌ها كه بر روي آن حوض خانه‌ها باز مي‌شدند زيبا و دلنشين بودند خانه هایی که گنجینه خاطرات پدربزرگ ها ومادربزرگ ها محسوب می شدند..خانه هایی گلی که مالامال از صفا و صمیمیت دست بر گردن شیب نرمِ دره ای انداخته و دیوارهایش، چینه ای و سنگی، سوده و سرحال، شانه به شانه ی هم داده بودند. دود از پشت بام خانه های گلی و مطبخ های پخت نان زوزه کشان سر بر آسمان می سود. بوی نان دست پخت زنان روستایی تا آن سوترها مشام را قلقلک می داد.

scan0009.jpg

همه جا حجاب و نجابت  ونزاکت بود.بوی حیا، حیاط خانه را دربر گرفته بود غم وغصه  به این خانه های گلی قدیمی راه نداشت.پنجره های شان دریچه های شادی بودند که برروی هرعابر و خسته از راه مانده ای بازبودند.دستانِ پینه ی پدر که باچند تا پاپاسی اسکناسی به خانه بر می گشت و بقچه خالی نانش را روی زمین می گذاشت بر شادی مان می افزود افسوس...افسوس.....امروزمان در حسرت آن لحظه های ناب آن سالها که در ذهن و خاطر بچگی مان ماسیده است، خیلی عقب مانده است.


+ نگاشته شده در  دوشنبه 26 آبان1393ساعت 10:21  توسط وارنا  | 

[ مهرپارسی : ثبت سایت و وبلاگ ] [ Weblog Themes By : mehreparsi.ir ]