شوش باگذشت 131 سال از کشف توانست حقانیت خود را به ثبوت رساند تا مادام و مارسل دیولافوآها هیجگاه در گور آرام نگیرند.8تیر ۱۲۶۳ سالروز پیدا کردن کاخهای هخامنشی در شوش است با ثبت جهانی آن به تلخترین خاطره ی رفته شوش درخاطرات  (ژان دیولافوا)) می پردازیم.

 وی در بخشی از خاطرات خود از زبان همسرش می نویسد : ((شوش ۸ فوریه-دیروز گاو سنگی بزرگی را که در روز های کنونی پیدا شده است با اندوه تماشا می کردم ، که نزدیک به دوازده هزار کیلو وزن دارد ! تکان دادن چنین توده بزرگی نا شدنی است . سرانجام نتوانستم به خشم خود چیره شوم ،پتکی به دست گرفتم و به جان حیوان سنگی افتادم . ضرباتی وحشیانه به او زدم . سرستون، در نتیجه ی ضربات پتک همجون میوه ی رسیده از هم شکافت. یک تکه سنگ بزرگ از آن پرید و از جلوی ما رد شد ، اگر با چالاکی خودمان را کنار نمی کشیدیم پایمان را خرد می کرد . مرمر ، سختی خود را کاملا از دست داده بود . در درازای دو هزار و پانصد سال ، ریشه ی گیاهان در میان ترکهایی که هنگام فرو ریختن سرستون ایجاد شده بود ، رخنه کرده و تکه های آن را از هم جدا کرده است . به این ترتیب بدون آن که انتظار داشته باشیم دوازده هزار کیلو به بارهای ما اضافه شد زیرا حمل قطعات کوچک گاو سنگی میسر شد))شرم باد بانوی فرانسوی را که با ثبت جهانی درگورهم آرامش نخواهد داشت

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳ تیر۱۳۹۴ساعت 15:42  توسط وارنا  | 

کشتی ثبت آثارباستانی درفهرست میراث جهانی که سال ها به گل نشسته بود به حرکت خود ادامه داد و با ثبت دو اثرملی دیگر محوطه شوش و منظر فرهنگی میمند کرمان به نمره قابل قبول 19 رسید.تا در کنار چغازنبیل و تخت جمشید-میدان نقش جهان و تخت سلیمان-بم و پاسارگاد-گنبدسلطانیه و نقش برجسته بیستون-مجموعه کلیساهای آذربایجان و ستازه های شوشتر-مجموعه بازارتبریز و آرامگاه شیخ صفی الدین اردبیلی-باغ ایرانی و مسجد جامع اصفهان-برج گنبد قابوس و کاخ گلستان-و شهرسوخته شهرت جهانی پیدا کند.

منظرجهانی میمند کرمان

شوش

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳ تیر۱۳۹۴ساعت 15:21  توسط وارنا  | 

روستاهای ایران به دلیل بافت و ترکیب معماری ازجاذبه های بی نظیری برخوردارهستند هرچند در این میان بسیاری از آنها را نمی شناسیم و به قابلیت های جذب جهانگرد و توریسم آنها پی نبرده ایم یکی از زیباترین روستاهای با قابلیت جذب گردشگر در ایران روستای400ساله ياسه چاي درمنطقه تاریخی چهارمحال و بختیاری است که در گذرگاه كمربند سبز زاينده رود قرار دارد و در ميان باغهاي وسيع گردو و بادام همگوني طبيعت و معماري تاریخی را به نمايش گذاشته است این روستایکی از روستاهای بکر استان چهارمحال و بختیاری است که در شهرستان سامان در کنار زاینده رود و با دارا بودن طبیعت بکر در 52 کیلومتری شهرکرد و 60کیلومتری نجف آباد اصفهان واقع شده است.یاسه چای  یکی از روستاهایی است که به علت کم بودن زمین برای احداث خانه از زمین ها بیشترین بهره گرفته شده است و این مهم موجب شده که در این روستا کوچه ای به چشم نیاید بلکه رفت و آمدها از طریق دالانها صورت گیرد.بافت روستای یاسه چای از خشت و گل و متعلق به دوره صفویه است، هسته اولیه روستا در بخش غربی و اطراف حمام و مسجد بوده و کم کم به سمت شرق توسعه یافته است و برای حفظ امنیت روستا و کنترل آمد و شد تنها راه ورود و خروج دروازه شرقی و غربی بوده است.عمده مصالح بکار رفته در این بافت خشت و گل، چوب، سنگ، ملات های گل و اندود و کاهگل بوده است.مصالح رایج بناهای روستا خشت است که به دلیل وجود سنگ ریزه در خاک منطقه حاوی مقدار زیادی خرده سنگ است.روستاي ياسه چاي در گذرگاه كمربند سبز زاينده رود قرار دارد كه در ميان باغهاي وسيع گردو و بادام همگوني طبيعت و معماري تاریخی را به نمايش گذاشته است.خانه های مسکونی روستا عمدتا دارای نقشه ساده و بدون دید مستقیم از درب ورودی هستند وفضاهای یک خانه در طبقه همکف شامل درب، دالان ورودی، حیاط، ایوانچه ،مطبخ، انبار علوفه و آذوقه و در طبقه بالا شامل اتاق های نشیمن، مهمان خانه،ایوان مسقف با ستون و نرده چوبی است که بام ها و ایوان ها علاوه بر کاربرد معمول جهت خشک کردن محصولات کشاورزی نیز استفاده می شود.

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳ تیر۱۳۹۴ساعت 9:18  توسط وارنا  | 

ایرانیان به تاریخ به معنای دانشی که حال آدمی را برای آیندگان بجا میگذارد،  توجه و عنایت ویژه ای داشته وبه گونه موثردربرانگیختن روح جمعی و ایجاد انگیزه سفر به مکان های تاریخی تاثیرگذارونقشآفرینی کرده اند..میراث  وجوهر تمدن را به بستر و نقطه ظریف اتصال وحلقه وابستگی و پیوستگی وزبان گفتمام تبدیل نمودند.میراث فرهنگی را به معیار و سنگ محک شخصیت ،ملیتها،اقوام و تبارو دروازه ورود به فضای فکری و وسعت و رفعت دانش و دانایی مبدل ساختند.ازمیراث به عنوان ابزار رویارویی دربرابر چالش های پیش رو یاد کردند وازقابلیت های میراث فرهنگی وداشته های تاریخی درراستای حفاظت ازمواریث تاریخی  و اماکن عام المنفعه جهت توسعه وضعیت اقتصادی و بهبود معیشت مردم بهره کافی برده اند.میراث را محبوب ملتها کرده ودرنزد همه ملتها شایسته دوست داشتن ساختند.امروز ما هم مانند گذشتگان اگر درک و فهم عمیق و توجه شایسته وروشنی از میراث فرهنگی داشته باشیم می توانیم برای حفظ و صیانت از آن فرهنگ سازی و بستر آفرینی درستی کنیم.آنگاه مفهوم میراث ایرانی چهره عینی تری به خود می گیرد.هجوم ناجوانمردانه  به ارزش ها وریشه و پی‌ها، پایه‌ها و بنیان‌ها ،هویت ها و سند بودن ها،به مفهوم دقیق‌تر،شکستن و خرد کردن سنت‌های اعتقادی و اعمال و افعال آیینی فرهنگ‌ها، مدرک شناختی جامعه‌ها و جمعیت‌های مرده، با همه ویرانگری های حوزه تاریخی –فرهنگی  نشان از اتفاقات خوشآیندی درحوزه میراث فرهنگی نیست.میراثی که از لایه های هزاره های کهن سرافرازانه ازخاک برآورد درمیان طوفان تحولات سرازمیان ویرانی بلند نموده است وباهمه کثرت و تنوع عظمت و شکوه در همه این مرزهای جغرافیای پهناور روبه ویرانی می نهد.درحالی که آنچه بود و اندک باقی مانده ازمیراث فرهنگی ،شناسنامه و هویت و سند افتخار ونشانه حرکت رو به رشد نسل های مادرطول تاریخ هستند.

روستایی که به موج تخریب بناهای تاریخی گرفتار شد

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳ تیر۱۳۹۴ساعت 8:40  توسط وارنا  | 
http://media.mehrnews.com/d/2015/05/24/4/1717531.jpg

+ نوشته شده در  جمعه ۱۲ تیر۱۳۹۴ساعت 23:32  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۱ تیر۱۳۹۴ساعت 15:48  توسط وارنا  | 

آثار تاریخی  به‌جای‌مانده و میراث اعصار و آثار ،اعم از مدنی و معنوی، هرکدام آیت ونشان ،ردپا  اشارتی هستند که ما را بامفاهیم  تاریخ بلندآشنا می سازند پیامی برای همه‌ی نسل‌هایی که یکی پس از دیگری از پی می‌رسند. برای فرزندانی که در درون میراث افعال و اعمال و کرده‌های نیاکان و پدران خود به‌طور مقدر زاده می‌شوند. میراث فرهنگی همیشه مهم‌ترین مؤلفه، مقوم، منبع و مرجع آگاهی تاریخی و فهم ما از نحوه‌ی بودن و حضور تاریخی انسان در جهان بوده و هست و خواهد بود. فرهنگ‌ها، دوره‌ها، قومیت‌ها، ملت‌ها، قاره‌های مدنی و معنوی را با همین میراث و عیار می‌توان محک زد، شناخت و فهمید.میراثی که پیشاپیش وجود دارد.بهتراست بگویم وجود داشت، انسان ریشه در تاریخ، فرهنگ و مواریث مدنی و معنوی و ارزش‌های خویش دارد. ریشه‌هایی که در اعماقِ خاک و طبیعت و میراث طبیعی سر فرو برده و از امکانات و مواد آن تغذیه می‌کند و بهره می‌گیرد، لیکن از جنس آن نیست. یک مکان و محوطه‌ی باستانی و اثر و بنای تاریخی و مجموعه‌ی فرهنگی به‌جای مانده از گذشته یا منظرگاهی  که انسان در هر دوره و مقطع زمانی خاص در آن شالوده و معماری فضای انسانی خود را ریخته و بنیاد نهاده، یک مکان و محوطه یا به‌طور کلی یک جهان و فضای خویشاوند با عالم انسانی و از جنس میراث فرهنگ بشری ما بوده و رگ و پیوندش با رگ و پی هستی انسانی ما سخت و استوار درتنیده است و همیشه حامل پیام و منبع و مرجع آگاهی برای نسل‌هایی که از پی می‌رسند هست.ايراني روحي زيباپرست و عاشق و تشنه هنردارد ، همه ی آثار و مظاهر با شکوه هنری ازشعر ، موسیقی ،مينياتور ،هنرآجرکاری.منبت ، خاتم ، قلمکاری ومقرنس ايرانی ، قالي ايران ، كاشيهاي مساجد ايران ، خطوط خوش كتابهاي ايران ، همه نمونه‌هايي از شور،شوق و اشتیاق ، و علاقه ايرانيان است . اين روح سحر آفرين در طي تاريخ دور و دراز ايران دوام داشته و در هر عصري در يك زمينه هنري تجلي و جهش بيشتري نشان داده و در همه حال آثاري بوجود آورده كه معرف نبوغ بلند ملت ايران است .میراثی که  تجربه ی فرهنگ- هنر ذوق و خلاقیت  بشمار می رود .برای دستیابی به تجلیات آن همه تجربه ،آگاهی ابزار ضروری آن است. بررسی چشمه های اصلی و روشن این همه تجلیات ، بدون شناخت و آگاهی مییسور نیست. به هزاران دلیل بی دلیل هنوزویرانی و تخریب.سرقت و حراج.کم توجهی و حفاری های قاچاق در محوطه های باستانی  ترازدی ها  و کابوس های مرگ  برای آثار باستانی ایران را رقم می زنندکه مانند پتک ایام بر تارک آثار فرهنگی ضربه فرود می آورد .هزاران اثر و دهها اتلال و محوطه های باستانی نیست شدند و جایشان خالی گردید. آثار باستانی این نثار و ایثار عاشقانه نیاکانمان در گرداب فلاکت و ویرانی فرو غلتند  در حالیکه از بد عهدی و بدبختی روزگار دل کسی از ما هم  به رحم نیامد. گوشی هم شکوه گذشتگان را نشنید.  غارتگران آثار باستانی چون گراز در باتلاق خفته به شکا ر  بازمانده های تاریخی رفتند  و میراث باستانی را از لطافت باد  و گرمی خورشید بی بهره ساختند. مانند  موجودات خبیث الجثه در کمین آثار باستانی نشستند  و کمر میراث را در هم شکستند سیلی از تخریب آثار تاریخی جاری گردید

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۱ تیر۱۳۹۴ساعت 15:45  توسط وارنا  | 

مصیبت مسئله گنج یابی دردبی درمانی است که سالیان سال است دامان میراث مارادربرگرفته است.صدمات سنگین امروز بر آثار و مواریث تاریخی و فرهنگی ،همه توان و انرژی را از میراث ومیراثبانان کم توان گرفته است.بیکاری و شرایط بد اقتصادی و سودای  یکشبه به ثروت کلان رسیدن بی رنج، بازارداغ کشفیات و هجوم به تپه های باستانی ودرنهایت رونق حراج اشیای تاریخی دربازارهای سود و سودا را سبب گردیده است.نکته مهم و دردآورتر اینکه غالب این اتلال باستانی ومحوطه های ارزشمند در مناطق با بافت قدیمی و روستاها با کثرت جمعیت بی کار واقع شده اند .بی کاری جوانان ساکن در اطراف اتلال تاریخی موجب شده است که بیشتراوقات خویش را برای کشف اشیای تاریخی با برهم زدن بی رحمانه بافت های باستانی ،ایجاد شکاف بر سینه تپه ها سپری شود. که در این میان رفع مشکل بی کاری مردم روستا ،در حفظ و ثبات و پایداری میراث فرهنگی اثربخش خواهد بود. درگام بعدی  حتی می توان انتظارآمادگی مردم برای مشارکت در نگهداری آثار تاریخی را داشت.ارائه برنامه های آموزشی برای روشن نمودن ماهیت بی هویت قاچاقچیان ،تبیین جایگاه آثار تاریخی در جذب گردشگر و رونق اقتصادی ،بهبود وضعیت راه ها و توسعه شبکه های بهداشتی- درمانی ،باافزایش کنترل تپه ها و مکان های باستانی مناطق دورافتاده  آن هم تنها با اتکال به نیروهای بومی محلی با تاکید برارزش های ملی و بومی شکوفایی  صنعت توریسم را برای آنها ببار می آورد. شاید مهمترین نقطه ضعف ما در عدم فراهم نمودن شرایط لازم برای ایجاد گروه های متشکل علاقمند به آثارتاریخی،تلاش نا موفق ما برای ارتباط و تقویت مردم نزدیک آثار و محوطه های باستانی بوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ساعت 17:53  توسط وارنا  | 
آثار ارزشمند باستانی چونان خود آدمی یکتا و بی‌بدیل دارای پیام خاص بوده و مانند  کتابی هستند که هر بار که خوانده می‌شود، افق معنایی تازه‌ای را از گذشته به روی ما می‌گشاید. و هر اثر همان تاریخی است  که متعلق به خود ما و تأثیرگذار بر موقعیت و مقتضیات و شرایط اکنون ماست این تخریب ها هم حامل پیامی است آنهم پیام خاص  که با هر ویرانی بنا و سرقت آثاری صفحات کتاب تاریخ ایران را نخدوش می سازد.و تمام افق های معنایی تازه ای را که بر روی ما گشوده بودند را می بندد حال اگر این تخریب اثری مانند شوش باشد وبوی تعفنش همه جا را بگیرد دردناک تر است.مازیر سقف میراثی که نیاکانمان  در بنیاد نهادن و به‌پاساختن آن خود نقش تعیین‌کننده و بی‌بدیل داشته اند به ظاهرسکنی گزیده ایم.اما آوار آن برسر ما خراب می شود

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ساعت 9:48  توسط وارنا  | 

نتایج تازه‌ترین کاوش باستان شناسی در محوطه پاسارگاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۰ تیر۱۳۹۴ساعت 9:31  توسط وارنا  | 

میراث فرهنگی درطول تاریخ یکصدساله خود بلایا و مصیبت های فراوانی کشیده است از جنایات و خیانت های دول فرانسه و امریکا گرفته تا انگلیس و صهیونیست ها ،از ظلم های مغولان تا بی کفایتی سران بی همت قاجار و پهلوی که همه موجب شدند تا سرآمد میراث بشری  در قالب قرارداد های شوم و حملات ناجوانمردانه میراث ملت را از بین ببرند .دوران های سیاه رفته برمیراث فرهنگی از سوی بیگانگان که دشمنان قسم خورده ملت ریشه دار در تاریخ بودند اگر چه عمق کینه و نفرت بار انهارا نشان می دهد اما متلاشی کردن بدنه میراث فرهنگی در دولت گذشته جنایات بیشرمانه تری برای میراث وطن رقم زده است از تکه تکه کردن میراث و انحلال فعالیت های آن و تبدیل پژوهشگاه آن به یک مرکز اداری صرف و صفر و انتقال به بیابان های تاریخی مرودشت و واگذاری صدهابناهای تاریخی به اشخاص بدون برنامه ریزی و نیز یک شبه بدون کارشناسی کردن ثبت هزاران اثر تاریخی بدون بررسی و تعیین حریم قانونی ،و نیز خاموش کردن چراغ های سایت های باستان شناختی  و به انزوا کشاندن باستان شناسان و تحویل بزرگترین موزه ایران باستان به معلمی با لیسانس زیست شناسی  و انتصاب فردی با فوق دیپلم به ریاست آن موجب گردید تا فاجعه ای غیر جبران ناپذیر برمیراث وطن وارد گردد و امروز همه ی آنها باید دردادگاه صالحه مورد تحقیق قرار گیرند.تا عمق فاجعه برای مردم فرهنگ دوست کشور آشکارتر گردد.هنوز باستان شناسان براین باورند که باید تخریب کتیبه خارک برای مردم روشن شود.در خرداد ماه 87 کتيبه هخامنشي خارک که اواخر سال 86 در پي احداث جاده‌اي توسط وزارت نفت، در اين جزيره کشف شده بود توسط برخي افراد ناشناس با يک شيء نوک تيز تخريب شد باستان شناسان از اين کتيبه که به خط فارسي باستاني بود به عنوان سندي ديگر بر نام خليج فارس ياد مي‌کردند که در این دولت  توسط يورش افراد ناشناس نابود شد. عزل و نصب ها و مفقود شدن دهها اثر ارزشمند تاریخی یکی دیگراز خیانت هایی است که بدنه میراث را از چرخه حیات خارج نمود.امروز مردم می خواهند بدانند این خیانت ها چگونه و به دستور کدام شخص بر میراث وارد شده است. همه منتظرند تا عدالت رادر برخورد با این عوامل تخریب میراث کشور مشاهده کنند

+ نوشته شده در  سه شنبه ۹ تیر۱۳۹۴ساعت 22:18  توسط وارنا  | 
تپه باستانی ممتاز با شماره ثبت ملی 5یکی ازمکان های  باستانی و ارزشمند تاریخی کشور در حاشیه رودخانه سیمره است که به شماره ثبت 5 در سال 1310 شمسی توسط ( آنداره گدار) فرانسوی به ثبت رسیده است. متاسفانه این اثر تاریخی باارزش پس از 84 سال فراموشی ، قرار گرفت. تپه لالار (له لار) در منطقه تاریخی بدره استان ایلام و در ساحل رودخانه خروشان سیمره قراردارد. باستان شناسان تل لالار را بقایای شهر باستانی ( توبوی قدیم ) دانسته اند که در عهد آشور بانی پال (قرن 7 قبل از میلاد) شههری آباد بوده است و بعدها نیز در دوره ساسانی یکی از مراکز مهم نظامی منطقه به شمار می رفته است.این محوطه تاریخی  واقع در دره ای کم وسعت به همین نام در منطقه تاریخی بدره ایلام و از جمله مهمترین و گسترده ترین آثار فرهنگی موجود در حوزه آبگیر سد سیمره است که نتایج کاوش های اخیر باستان شناسان ، قدمت چهار محوطه تاریخی کشف شده را مربوط به دوره ساسانی دانسته اند. این محوطه تاریخی بیشاز 12 هکتار وسعت دارد و موقعیت طبیعی و جغرافیایی آن با توجه به زیست بوم منطقه و شیوه های معیشتی و اقتصادی ساکنان این بخش از استان ایلام ، مناسب و در خور توجه بیشتر مسئولان می باشد.  به گفته باستان شناسان محوطه تاریخی لالار زمانی شکار گاه سلطنتی بوده که بناهای یادمانی زیادی را در خود جای داده است و حتی در بعضی از این آثار تاریخی ، هنوز تزئینات ساختمانی مشهود و بوده و سالم می باشد.این اثردر بخش بدره شهرستان دره شهر و در ساحل رودخانه سیمره قرار دارد.

كبيركوه

+ نوشته شده در  سه شنبه ۹ تیر۱۳۹۴ساعت 21:56  توسط وارنا  | 

میراث فرهنگی  به دلیل اعتباروارزش تاریخی و مادی ، ازاهمیتی فراوان برخوردار است .میراث فرهنگی و فرآورده های آن پیشینه تاریخی کشور محسوب می گردند  این آثار دارای ارزش و اهمیت فراوانی بوده ومردم با دیدن آنها به وحدت ارزش های انسانی پی می برند . آثار باستانی میراثی همگانی وسرمایه ملی محسوب می شوند هر نقطه از این خاک باستانی دارای ارزش تاریخی است و تمدنی چند هزارساله را با خود دارد. مواریث فرهنگی ارزشمندترین وگرانمایسه ترین گنجینه هایی هستند که در طول تاریخ  هویت ،‌ فرهنگ ، احساس ، اندیشه و کنش و منش انسان و تباراورا  از نسلی به نشل دیگر منتقل نموده و به سبب همین امر، ملت ها به پیشینه تاریخی و فرهنگی و بر افتخارات و هویت تاریخی خود بالیده و همیشه در حفظ و نگهداری این دارایی  ها سعی بلیغ و تلاش بی بدیل بعمل می آورند.کشورما به پشتوانه این سرمایه‌ها هست که برای امروز و فردای ایران در جهان جایگاه فاخری دارد.آنچه نیای بشراز کهن ترین ایام ساخته و اختراع کرده و بنا نموده است و آثاردست انسان و محصول فکرواندیشه آدمی است رامی توان میراث انسانی برشمرد که نادیده گرفتن هیچ یک از آنها امکان پذیرنبوده وبدون آنها زندگی و تمدن انسان حاضرازهم می پاشد.میراث فرهنگی هرکشور و ملت و ملیتی ،به هر میزان فربه‌تر و پرمایه‌تر ، شکوفان‌تر و خلاق‌تر ، و اندازه شور زندگی و اراده زیستن در جانش گرم‌تر و رشته‌های اتصالِ معنوی و حلقه‌هایِ پیوند باطنی در روحش مستحکم­تر و فعال‌تر،باشد دست مردمانش در پروراندن ذهن‌ها و فکر‌ها و ذوق‌های خلاق و ذایقه‌های اصیل و ناب و تأثیرگذار بر تاریخ و فرهنگ جهانی گشوده‌تر، هم دامن و آغوشش برای انسان‌هایی که سرمایه و عمر و اندیشه خویش را در شناختن و شناساندن چنین تاریخ و فرهنگ و میراثی هزینه کرده‌اند فراخ­تر و گرم‌تر و صمیمی‌ترخواهد بود.کی از سرمایه های بزرگ ایران که نقش مهمی در اقتدار امروز ما دارد سرمایه میراث کهن است که متاسفانه چندان مورد توجه نیست و آن گونه شایسته است ملت ایران این سرمایه را نمی‌شناسند.اقتداری که می شکند

http://sahebkhabar.ir/hermes/tasnim/tasnim-763501.jpg?ts=1433765016000

+ نوشته شده در  سه شنبه ۹ تیر۱۳۹۴ساعت 14:20  توسط وارنا  | 

توضیح داده شد که برای شناخت قابلیت های جوامع و بقاء و رقاء آنها وجلوگیری از تسلط با هیاکل تخریبی درقالب فرذهنگ تحمیلی احیاء هویت اصیل فرهنگ ملی ضرورت دارد.وجود درکی همه جانبه وعمیق از میراث و داده های آن دربازشناسی این هویت اصیل ملی نقش بیشتری دارد.ناکامی های حاصل از عدم کم توجهی به این موضوع تا کنون میراث و مجموعه نفیس آن را با خسارات بی شمار روبرو ساخته است.

دربحث میراث و مقوله فرهنگ یکی از نکات اساسی توجه به مفهوم وارزش های گذشته است.شاخص ترین علت توجه انسان به آثارتاریخی و میراث فرهنگی ،همان تعلق خاطر داشتن به گذشته است.علت رجوع به گذشته نقش و انتظارات هرجامعه است که موفقیت آن را میراث فرهنگی آن کشور تبیین و تعیین می نماید.البته رجوع به گذشته از طریق تاریخ نیز میسراست اما داده های باستان شناسی اصلی داده مواد و داده ها برای تحلیل رخداد های تاریخ ایام گذشته هستند که از سوی باستان شناسان به آن ها داده می شود.میراث فرهنگی قبل از آنکه زبان از تاریخ بگشاید به دنبال رد پا و اثر و نشان و نشانه ،گام و جام است که انسان از خود باقی گذاشته است.امروزه هراثر و آثار رد پا و نشانی از این حرکت تاریخی هستند که برای تحلیل درست رویداد های ادوار گذشته به آنها نیازمند هستیم

(تصاویر) تخریب امامزاده تاریخی در چهارمحال و بختیاری

+ نوشته شده در  سه شنبه ۹ تیر۱۳۹۴ساعت 8:11  توسط وارنا  | 
مسجد تاریخی ازغند  در روستای ازغند از توابع دهستان ازغند بخش شادمهر و در فاصله 32 کیلومتریشمال شهر فیض آباد واقع گردیده است . از این مسجد ، ایوانی ارزشمند باقی مانده کهقدمت آن به دورانهای ایلخانی و تیموری باز می گردد . بنای اولیه مسجد شامل ایوان ودو شبستان شرقی و غربی بوده است.مهمترین ویژگی این مسجد تغییر نامحسوس ایوان ازراستای شبستان های دو طرف به جانب قبله می باشد.این اثر زیبا متاسفانه شکاف های عمیقی برتن خود دارد که این اثر رادر وضعیت اضطراری قرارداده است

مسجد جامع ازغند

 
+ نوشته شده در  دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ساعت 22:11  توسط وارنا  | 
تخریب بافت تاریخی

 
+ نوشته شده در  دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ساعت 22:3  توسط وارنا  | 
میراث فرهنگی علی رغم جایگاه  ارزشی که در بین جامعه بین الملل دارد برای برخی ازمسولان فرهنگی ما هنوز ناشناخته مانده است.امروزه بسیاری ازافرادی که برکرسی مدیریت فرهنگی میراث به ناحق نشسته اند از مفهوم باستان شناسی نا آگاه بوده و به همین دلیل این تخریب ها زنگ خطری برای آنها محسوب نمی شود. مهدتاریخ و تمدن و سرزمین رشادت ها و جانبازی های همیشه جاوید تاریخ ،میراث ش وضعیت مطلوبی ندارد وبسیاری از بناها و اتلال باستانی اش دراثرکم توجهی درحال تخریب هستند

نگرانی فعالان میراث‌فرهنگی خوزستان از تخریب بافت تاریخی دزفول

+ نوشته شده در  دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ساعت 8:26  توسط وارنا  | 

معبد آناهیتا

+ نوشته شده در  یکشنبه ۷ تیر۱۳۹۴ساعت 17:25  توسط وارنا  | 
رباط جو خواه ازآثار دوره قاجاردر روستای جوخواه از توابع مرکزی یزد قراردارد این اثر زیبا باشماره 2505 در اول آذرماه سال 1378 درفهرست میراث ملی ثبت شده است.

+ نوشته شده در  شنبه ۶ تیر۱۳۹۴ساعت 17:47  توسط وارنا  | 

سخت کوشانه در راستای حفاظت از میراث باستانی خود  گام برداریم

آثارباستانی کشورما به دلیل استفاده از تجربه های ذوقی و زیباشناختی ،هنروخلاقیت های هنری هزاران ساله ازنوعی وحدت و همبودی،تلاقی بی بدیل و وحدت بینظیراجسام و مواد جامد برخورداربوده و به صورت یک مجموعه درمیدان عمل  با همه آزموده هایش به زیباترین وجه ممکن به خدمت فراخوانده شده اند.ایرانیان به تاریخ به معنای دانشی که حال آدمی را برای آیندگان بجا میگذارد،  توجه و عنایت ویژه ای داشتند.امروزه اگرچه از این همدلی و همبودی و وحدت و انسجام و زیبایی ،اثری ،ردی ،نامی ،نشانی ،جامی ،کامی ،گامی ،و اندک خبری است همین کم داشته ها و آنچه اندک مانده از آثارتاریخی می تواند همه عظمت هنرومعماری و میراث مارا به زیباترین وجه ممکن درجهان امروزنمایان نماید. علی رغم بلاهایی که برآن همواراست می تواند به گونه موثردربرانگیختن روح جمعی و ایجاد انگیزه سفر به مکان های تاریخی تاثیرگذارونقشآفرینی کند.تلاش به حفظ آثارومواریث کهن و باستانی برای شناخت گذشته ی ،برای آینده ای روشن بر اساس هویت فرهنگی و ریشه داراست.پویایی ، بقا و بقایای فرهنگی در آینده  نیازبه اتصال و پیوستگی میان امروز و گذشته رابیش از پیش ضروری ساخته است.میراث فرهنگی بستر و نقطه ظریف اتصال وحلقه وابستگی و پیوستگی وزبان گفتمام ملتهاست.میراث فرهنگی ملتها محصول تلاش فکری جوامع برخاسته از بطن هنری و برخوردار از آموزه های فراوان به گونه متفاوت ومنحصربفرداست.که اینچنین بی نظیر وممتازدر جهان اطراف ما افق گشوده اند

میراث فرهنگی ،میزان و معرّف،معیار و سنگ محک شخصیت ملتها ،ملیتها،اقوام و تبارو دروازه ورود به فضای فکری و وسعت و رفعت دانش و دانایی محسوب می گردد. ازمیراث به عنوان ابزار رویارویی ملتها دربرابر چالش های پیش رو یاد می کنند وازقابلیت های میراث فرهنگی وداشته های تاریخی درراستای حفاظت ازمواریث تاریخی  و اماکن عام المنفعه جهت توسعه وضعیت اقتصادی و بهبود معیشت مردم آگاهی کامل می دارند. از این جهت نیز میراث درنزد همه ملتهادارای اهمیت و شایسته دوست داشتن است. شاید اگر ما نیزدرک و فهم عمیق و توجه شایسته وروشنی از میراث فرهنگی داشته باشیم می توانیم برای حفظ و صیانت از آن فرهنگ سازی و بستر آفرینی درستی کنیم.آنگاه مفهوم میراث ایرانی چهره عینی تری به خود می گیردو قابلیت ها و پتانسیل های موجود آن ،زمینه ی توجه بیشترجهانیان را به خود معطوف می داشت.
ضرورت دارد زمینه لازم برای دریافت جایگاهی را که جامعه امروزمی تواند برای میراث فرهنگی خود در چهارچوب ارزش های حاکم برجامعه تعریف نماید موردمطالعه و کنکاش جدی قرارگیرد.چرا که از یک سوتعریف امروز ازمیراث فرهنگی برگرفته از نفوذ برداشت های باستان شناسان بیگانه مقبولیت اجتماعی پیدانکرده وازنگاه دیگرمفهوم سنتی آن هم بارمعنایی خود را گم کرده وبارارزشی خودرا ازدست داده است. بدیهی است که میزان احترام و توجه به هرچیزی زاییده میزان ارزشی است که جامعه برای آن قائل است.ارزشی که می تواند سدی مستحکم دربرابر.نابودی ‌گسترده ی آثار و مواریث تاریخی و فرهنگی ،باهجوم ناجوانمردانه  به ارزش ها و پی‌ها، پایه‌ها و بنیان‌ها ،هویت ها و سند بودن ها،به مفهوم دقیق‌تر،شکستن و خرد کردن سنت‌های اعتقادی و اعمال و افعال آیینی فرهنگ‌ها، مدرک شناختی جامعه‌ها و جمعیت‌های مرده، مدفون، مفقود و متروک گذشته ودرمخلص بیان دربرابراین همه ویرانگری های حوزه تاریخی –فرهنگی باشد.باکسب این جایگاه ارزشی، توقف تخریب و سرقت های گسترده ای در مقیاس وسیع که ،برای درهم کوبیدن و روبیدن و از میان برداشتن و افکندنِ اصل‌ها و ریشه‌ها و زدودن هویت‌ها و نابودکردن میراث‌ها و غارتِ گسترده مواریث فرهنگی ملّت و تخریب وسیع محوطه‌های باستانی و فضاها و بافت‌های معماری سنّتی انجام می گیردبه نقطه پایان خود خواهند رسیدجامعه امروزشاهد وضعیت نا مطلوب اکنون میراث فرهنگی و صنایع بدون(دست) دستی و بدون گردشگر(گردشگری) نمی گردید.میراث فرهنگی ما از لایه های هزاره های کهن و ابتدایی سرازخاک برآورد ودرمیان طوفان تحولات دوران جدید سرازمیان ویرانی قدعلم نمودبا همه کثرت و تنوع عظمت و شکوه در همه این مرزهای جغرافیای پهناورروبه ویرانی نهاد.درحالی که همین میراث فرهنگی ،شناسنامه و هویت و سند افتخار ونشانه حرکت رو به رشد نسل های مادرطول تاریخ بشمارمیرود.بنظرمی رسدامروزما نه تنها نمي‌دانيم دربرابر این همه تخریب آثار تاریخی کشور چه بايد انجام دهيم، بلكه قادر به درك توانايي‌هاي واقعي این آثار و آثار پیام آن ها هم نیستیم.در کشورهای پیشرفته دنیا که غالب آنها ازریشه ی تاریخی نداشتن رنج می برند به هر بهانه ای خانه های باصطلاح تاریخی کشور خود را حفظ می کنند.آنهاحتی اگر پوتین سرباز کشته شده درجنگ جهانی به دستشان رسیده آن را درجایگاه ویژه قرارمی دهند و روزانه هزاران نفر را به سوی آن می کشانند تا از آن سرباز به گونه با شکوه یادنمایند. درسرزمین ما این آسمان ستیزترین شاخه حیات آدمی(آثارتاریخی) اعم از مادی و معنوی ملموس و غیر ملموس به دلایل فراوان وضعیت دهشتبار بخود داشته وگام درکام مرگ می نهد.باورداشته باشیم نقطه دانش ما از گذشته"اندکی بیش از صفربوده و تفاوتي هم وجود ندارد باسوادوبیسواد بزرگ و کوچک .زن و مرد، از هر قوم و طايفه که در ايران ویاخارج ازمرزهای جغرافیایی ما زندگي مي کندویک ایرانی بشمار می روند همه دردمشترکی دارند.درد مشترک همه مااین است که از گذشته خود هیچ ویا کم  می دانیم وهیچ کوششی برای رفع این کمبودها و کم دانسته ها انجام نداده ایم.دانسته هایمان شایسته تاریخ ما نیست ازاین سبب دردرک حقایق و وقایع و روی داد ها و رخدادهای ادوارکهن با چالش جدی روبروهستیم .همه این آسیب ها ی اکنون آثارتاریخی ،ناشی ازدانش اندک ماو فاصله گرفتن ازمیراث ارزشمنداست.علی رغم تاکید برحفظ واهمیت آثارتاریخی ومذهبی و جایگاه رفیع میراث ماندگار،سالیان سال است که ازنقش حمایت توده مردم  وتاثیر آگاهی آنها از ارزش های میراث فرهنگی در حفاظت وصیانت از آنهاغفلت بی شمارورزیده ایم. ضرورت توجه و اهمیت دادن به آثارتاریخی و میراث فرهنگی بصورت شایسته مدنظرقرارنگرفته ومسولان ومتولیان میراث کشوربه وظیفه خود ،همان  آگاهي بخشیدن ومشارکت فعال مردم  درتقویت بنیه میراث کوتاهی کرده وسخت کوشانه در حفاظت از آنها گام برنداشته ایم. نتیجه این غفلت، تخریب و نابودی و سرقت گنجینه ها و دفینه ها وازبین رفتن بناهایی است که هر روز باآن روبروهستیم. اتلال تاریخی با لودر و ابزارآلات پیشرفته دستخوش ناخوشی ها شدند درصورتی که توجه به بهره گيري ازمشارکت وحمایت های مردمی ،می توانست میراث فرهنگی و همه مآثر و مآثورات تاریخی ما را از مرگ و نابودی، بیمه کند. درکشوری مانند ایران با آن همه آثار و بناهای تاریخی عظیم و حجیم و گسترده،که نگاهداري ونگاهبانی آنها نيازمند بهره گيري از همه امكانات وحمایت همه مردم کشور مسیراست.نگاهداشت این همه آثار تاریخی در این سطح وسیع بدون حمایت های مردمی و نهاد های دیگرغیرممکن است.چهره زشت تخریب آثار تاریخی درعمل خلاء حمایت های مردمی رامشهود ساخته است.درصورت مشارکت مردم  قطعا به جای این همه تخریب  سرقت آثارتاریخی ، شاهد حضوربالنده  و میل و رغبت آنها درحفظ آثار تاریخی بودیم. آثارتاریخی پیشینه ی مردم و هویت و شناسنامه،پیشینه و ریشه ی دیرینه، آنها است. هرگونه قصور و غفلت مردم ویا عدم توجه به آن ،ضایعات جبران ناپذیری برپیکرمیراث فرهنگی واردمی سازد.تحلیل و قیاس درک و استنباط مفاهیم مربوط به دوران های گذشته با هریک از این آثار و مواریث میسر می گردد.همه مادرراه حفظ آثارباستانی کشورخودکوتاهی کرده ایم اما  باز هم هنوز دیرنشده است ومی توان برای نجات میراث فرهنگی کاری کرد، با بهره مندی ازمیزان عشق وعلاقه و توان مردم ،مسیر بلند و طولانی این تخریب ها وویرانگری ها را کوتاه و کوتاهتر کنیم بسیاری از مردم آگاهی فراوانی درباره اهمیت و اعتبار و منزلت میراث فرهنگی خود نمی دانند. شناختن تاريخ تمدن ايران در ادوار پيش از تاريخ و ترقيات صنعتي آن در قرون گذشته بر تمام علاقمندان به ميهن و هيأت اجتماع كنوني ايران لازم و واجب است زیرا آثار و اماكنی که  تاريخي ناميده ميشوند هر كدام سهم بزرگي را در مقام صنعتي و تاريخي ايران دارا هستند وبا اینکه از اهميت آنها گفته شده است،اما هنوز جامعه به اهمیت آن پی نبرده است. صد هاآثار و ابنيه تاريخي و قديمي در تمام اطراف و اكناف كشور در قراء و قصبات ، مرزها ، كوهها ، كنار رودخانه‌ها و در دل سنگها نقش بسته و به يادگار از قديميترين ادوار تاريخي باقيمانده‌اند كه هر كدام به زبان حال از یک سوی بر عظمت ايران و تاريخ پر افتخار صنعت آن گفتگو و شهادت ميدهند.آثار تاريخي در حكم گوهرگرانبها و شاهوار نفیسی هستند كه از مفاخر ملي و سرمايه‌هاي جاوداني ايران بشمار رفته ، بايد در حفظ اين مآثر كه اسناد موثق تاريخ تمدن و صنعت و نماينده ترقي و افكار مردمان گذشته اين آب و خاك است از صميم قلب كوشيد ، ميراثي است كه از نياكان و اجدادمان به ما رسيده لازم است آنطور كه بايد و شايد در حفاظت و صيانت اين مواريث گرانبها همت گمارده شوداگرامروز اندیشیدن و نگارش کردن،قلم زدن و دردبیان کردن گفتن و نوشتن و شرح بیان رنج ها و غصه و قصه های میراث فرهنگی سخت و ملال انگیز،شده است و میراث فرهنگی سترگ و بی مانندی مانند کشور بزرگ ایرانزمین درموجی از طلاطم و بی نشاطی فرورفته است ودراین ایام میراث عظیم درپس تلاش های فقیرانه ما و مدیران فرهنگی سیرقهقرایی می پیماید.عامل اصلی این برافتادگی و لنگ لنگان بودن میراث فرهنگی ،عدم مشارکت جدی مردمی وتبیین جایگاه ارزشی میراث فرهنگی درجامعه است. دراین برهه عظشناک امروزی میراث ملتها،یکی از آسمان ستیزترین وزمین گریز ترین شاخه های حیات بشمار می روند که درصورت عدم حمایت های مردمی با استمرارتخریب هادرحوزه میراث، جامعه به استقبال فاجعه سوگناک هویت سوزی،گام بر میدارد که در نقطه پایان، نامی ، گامی،جامی و بامی ،مرامی و نشانی،از معنا و مبداء ،از حقیقت ها و هنرهای یک ملت تاریخی،برصحنه ی تاریخ نخواهد ماند.بیش از 113سال از آن اوضاع و زمان نابسامان میراث فرهنگی کشورمی گذرد. ردم از رشد ،فهم و بصیرت فرهنگی لازم برای حفاظت از آثارتاریخی برخوردار هستند با مشارکت خود هرکدام می توانند قهرمان نجات آثارتاریخی باشند.باوجوداینکه دربرنامه پنجم توسعه دولت موظف به بیمه اشیا و آثار تاریخی شده است،تاکنون هیچ فرمول یا سیستمی برای بیمه آثار تاریخی ازسوی دولت طراحی و یا اجرا نشده است.این مردم هستند که با رفتارخود  می توانندبیمه گر آثارتاریخی ومواریث فرهنگی باشند.تلاش برای ساختن آینده ای روشن بر اساس هویت فرهنگی و ریشه دار نیازمند اتصال و پیوستگی میان امروز و گذشته است.شجره میراث فرهنگی مهمترین بستر و نقطه ظریف این اتصال وحلقه است.میراثی که اینک چشم به یاری دستان ما دارد همه ی معارف و عقاید آداب و سنن وباورها،پوشش و گویش ها،هنر و صنایع و… هریک از پی نهاد های تربیت به شمار می روند محصول تراوش افکارهزاران ساله نسل های ما هستند که از رهگذر آموزش و تربیت درمشارکت اجتماعی همسان ازنسلی به نسل دیگر سرانجام به مارسیده است.میراث زنجیره رخداد ها و حوادث تلخ و شیرین ایام هایی هستندکه بر نسل های انسانی درتوالی تاریخ رخ داده است.نسل هایی که از پی هم می آیند و می روندبسیاری ازآنچه از عناصر میراث گذشته را که عامل عقب ماندگی بوده از خود رها ساخته ورشته آن را می گسلند ودر همان حال باعناصرمثبت آن برای اجرای طرح ها وبرنامه هایشان نسبت به گذشته باشور و اشتیاق بی مانندی،تلاش دارند قله های ترقی را طی کنند.ازهمین جهت بازکاوی ایام گذشته، برای شناسایی نقاط مثبت و ضعف عناصرفرهنگ ومواریث ،قوم ها و ملیتها انجام می گیرد.بسیاری از عناصر میراث گذشته ،نمی گذارند ملتهاتجزیه و از هم پاشیده شوند.عوامل مشترک دینی ،زبان و فرهنگ ،گویش و پوشش و….. رشته پیوند ملتها به شمار می روند.با این اصل همانگونه که نمی توانیم همه عناصر فرهنگی گذشته را دور بیندازیم به همان میزان هم نمی توانیم با پذیرش همه ی میراث های گذشته خصوصا باور وسنت های ناصواب و ناثواب)بار خویش را سنگین کنیم.انسان امروز مجبور و نسل فردا ناگزیرتراست برای خلاصی از افکار و باورهای غلط دیروز،خود را از بردگی فرهنگ های غلط رها سازد،سنت هایشان را واکاوی و بازیابی نمایندواز سوی دیگرباتربیت نسل های فراروی بر اساس آموزه های دینی و اخلاقی استوار در جامعه و برگرفته از بطن و متن فرهنگ اصیل ، با پدیده های شوم ضد فرهنگی در آینده به مقابله برخیزند با مطالعه سرگذشت تاریخ سرزمین خودو سایر ملتها درمی یابندکه پیشرفت های انسانی هیچگاه عامل بر هم خوردن توازن و تعادل فرهنگ ها و نضج ضد فرهنگ ها نبوده است.اما هنگامی که عقل بشر با جهالت ها به زنجیر کشیده شود آشوب و فتنه همه جا ودامن همه چیز را می گیرد که بی گمان میراث و فرهنگی ملتها درنقطه مرکز این تهاجم ها خواهند بود.امروزه بسیاری ازصنایع دستی و هنرها وبازی های آئینی فراموش شده اند درمقابل بسیاری از آداب و رسوم فرهنگی ،آئینی و مذهبی و…همچنان جاودان مانده وبا اقتدار توانسته اند باگذشت صدها وهزاران سال همچنان پایدار بمانند.آنها لاجرم باید با واکاوی فرهنگی ،زنجیرهای فکری فرهنگ غلط را از دامان جامعه باز کرده ودرمقابل رشته های استوار برگرفته از آموزه های دینی را تقویت سازندمیراث  فرهنگی ما امروزه چشم به دستان همه دوخته وبرای زنده ماندن و مانا شدن روی یاری تک تک افرادحساب باز کرده است.با نابودی هراثر تاریخی،واز بین رفتن آداب برگفته از آموزه های دینی،موجب زشت جلوه نمودن میراث و فرهنگ ،خود نگردیم که این عواقب ناخوشآیندی برای همه نسلها ،وما را نیز منفور ملتها خواهد ساخت.اگر امروز در ارزش نهادن و تحسين كردن اين میراث سترگ و غنی كه با زندگي ما پيوند دارند غفلت كنيم ديري نخواهد پائيد كه زندگي هنری ما و آیندگان نیز بي رونق ، غم انگيز و سرد و خاموش خواهدشد.پاسداشت میراث فرهنگی، صیانت از انسان‌بودن و تخریب میراث فرهنگی، تخریب عقبه، پیشینه و ریشه‌های انسان است.ما همه ریشه در تاریخ  و میراث مدنی و معنوی‌ که گذشتگان ما نقش تعیین‌کننده و موثر و بی‌بدیل در شالوده‌ریزی و بنیاد نهادن و ساختن آن داشته داشته اند داریم.ازاین ریشه های استوارتاریخ نگاهبانی کنیم.(تورج رهبرگنجه )

+ نوشته شده در  شنبه ۶ تیر۱۳۹۴ساعت 8:14  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۴ تیر۱۳۹۴ساعت 23:58  توسط وارنا  | 
 کاروانسرای دالکی یکی از مجموعه یکصد کاروانسرایی است که توسط مشیرالملک والی وقت فارس در جنوب ساخته شده است. معمار این کاروانسرا شخصی به نام محمد رحیم از اهالی شیراز بوده است. این کاروانسرا از جمله بناهای حیاط دار چهار ایوانی است که فرمهای رایج معماری ویژه کاروانسراهای ایرانی اواخر دوره قاجار نیز رعایت شده و به همین جهت در استان بوشهر منحصر به فرد است. حیاط مرکزی آن دارای ابعاد 30/37×60/30 متر می باشد و بر پیرامون این بنا اتاق ها قرار دارند که در بخش پیشین بدون واسطه به داخل حیاط راه می یابند و یک اتاقک کوچکتر نیز در پیش خود دارند در بخش خلفی این اتاق ها، تالارهای ستون دار طویلی قرار گرفته که در گوشه های کاروانسرا به یکدیگر می پیوندند. این تالار در حقیقت به منظور نگهداری چهار پایان و اصطلاحاً به عنوان اصطبل ساخته شده است.عمده مصالح این کاروانسرا سنگ رودخانه ای بدون تراش و ملاط گچ است. جرزهای قطور و پوشش های سنگی با فرم های اتاق های 7و5 (جناقی) از یکدیگر ویژگی های بخش اصطبل این بناست، اما اتاق های اصلی با فرم گهواره ای اجرا شده اند.آخورها نیز عمدتاً در میانه ستون های اصلی تعبیه شده اند. چهار برج تدافعی بر چهار گوشه بیرونی این کاروانسرا وجود دارد که توسط در گاه های کوچکی به فضای داخلی بنا راه می یابند. این برج های مدور دارای تزئینات گچ بری زیبایی است. برای دید مدافعان تفنگدار، روزنه هایی در این برج ها تعبیه شده است. این کاروانسرا تنها یک ورودی دارد که در میانه ضلع غربی بنا قرار گرفته است. در دو سوی دالان ورودی پله هایی برای صعود به پشت بام پیش بینی شده که دسترسی به آنها نیز تنها از طریق یک درب کوچک که به زحمت اجازه عبور یک نفر را می دهد، امکان پذیر می باشد. وجود برج ها، تک بودن ورودی کاروانسرا و کوچک بودن ورودی این پلکان ها، همگی به دلیل ناامنی راه ها و به منظور پیش بینی های تدافعی بهتر صورت گرفته است. در کنار این پلکانها، اتاق هایی نیز برای کاروان ها یا پاسدارن و محافظان پیش بینی شده و بر بالای درب ورودی کلیه اتاق ها، روزنه هایی برای عبور نور و هوا جاسازی شده است. در نمای اصلی کاروانسرای دالکی، قاعده تقابل و و تقرن که یکی از اصول معماری ایرانی است به خوبی رعایت شده است. با توجه به کمی نزولات جوی و مشکلات دسترسی به آب شیرین، در این کاروانسرا یک آب زمینی نسبتاً بزرگ پیش بینی شده که آّب باران را از روی پشت بام و صحن کاروانسرا گردآوری نموده و از راه یک مدخل چاه مانند به درون آب انبار هدایت می کند. کار برداشت آب شیرین از آب انبار نیز از طریق همین چاه انجام می شده است. این بنا کلاً در یک طبقه ساخته شده و اتاق های آن تقریباً فاقد هرگونه تزئینات می باشد و تنها تاقچه هایی در آنها پیش بینی شده است. البته در پوشش بخش ورودی کاروانسرا با ایجاد سطوح مقعر و محدب، در به وجود آوردن نوعی تزئینات چشم انداز، تلاش هایی به عمل آمده است

کاروانسرای دالکی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۴ تیر۱۳۹۴ساعت 23:55  توسط وارنا  | 
پل آجری بالا تجن قائمشهر ازآثارزیبای مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان قائم شهر، بخش مرکزی، روستای استرآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۳۸۳ با شمارهٔ ثبت ۱۱۳۴۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

پل بالا تجن

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۴ تیر۱۳۹۴ساعت 23:43  توسط وارنا  | 
سکوت مرگبارجامعه جهانی از کشتارهای انسانی درعراق و سوریه و لیبی،مصر و یمن درکنارغارت و چپاول میراث فرهنگی قرن بیست و یکم رادربهت و وحشت فرونشانده است.درمیان این همه جنایات و وحشی گری ها، داعشی ها به عنوان عامل اصلی آلت وابزارصهیونیست ها و وهابیون با ازبین بردن میراث بشری زخم عمیق و عظیمی برتارک تاریخ انسانها فروردمی آورند.خواب ها از دیدگان انسان شورانیده،نابودی و سرقت میراث باستانی و هویت فرهنگی کشورهای عراق و سوریه به دست تکفیری ها و قاچاقچیان بین المللی جامعه درخواب جهالت خفته جهانی رابیدار نکردوعلی رغم اینکه رسانه های عمده و جریان ساز غربی، که مالکان صهیونیست دارند، بطور همزمان خبر حراج اشیا عتیقیه عراق و سوریه را منتشر کردند.بانگ فریاد کسی برنخاست. آغوش مرگ باد درمان داعشی ها را

یکی از عناصر داعش در حال تخریب آثار تاریخی

کیست که نداند سازمان های بین الملل خصوصا سازمان ملل متحد درعرصه جهان اکنون با سکوت معنادارخویش پتک های ویرانگردردستان داعش نهاده وبه گونه ای خود نابودی تمدن و کشتارهای انسانی درغراق و سوریه رامدیریت می کنند؟امروزه تلخترین حادثه تاریخ و جنایات انسانی درسوریه رقم می خورد وجامعه بشری ناظربرجنایات  صهیونیست های وهابی ،تنها و تنها سکوت اختیارکرده اند :که مرگ باد درمان سازمان های بین المللی خصوصا سازمان بی اراده بین الملل را

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ تیر۱۳۹۴ساعت 23:1  توسط وارنا  | 

درجغراقیای گسترده این سرزمین،تراکم وحجم سنگین ومتنوع ساخت و ساختارهای تاریخی باکثرت اشکال وصورتها وسبک و سنتها به شماروسیع یافت می شوند تصادفی نیست که مورخان به تمجید وتحسین میراث عظیم وسترگ آن زبان گشوده اندگنجینه های بزرگ تاریخی که از لابلای هزاره های کهن سربرافراشته وزیورتاریخ و میراث ماگردیده اندهمه تجربه های هزاران سال نیاکان ماستاین مکان ها و محوطه ها ازغارهای ماقبل تاریخ تا پناهگاههای پیشین،قلعه ها و کاروانگاهها مدارس و مساجد حسینیه و تکایا پل و دژ ها همه حکایت ازتاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین حکایت داردکه نمونه های آن در هیچیک از قاره های سیاه و سفید نمونه ای مانند خود ندارند وهرکدام درمطالعات باستان شناختی از اهمیت و اعتبارممتازی برخوردارهستند.شرایط و مراحل وچگونگی شکل گیری،توسعه و بسط و متروک شدن این مکان ها و محوطه ها و آثار ومآثورات ساخته شده به دست نیاکان مادرموقعیت های طبیعی و مکانیت آنها با توجه به مصالح به کارگرفته شده با آرایش و ترکیب بندی فضاها درجه این اعتبار را بیشترنمودار می سازد.گورستانها وگورتپه ها،گورپشته وگوردخمه ها صخره ها وگورخمره ها گورخانها و گورابه ها آرامگورها و سایربناهابناهایی به یادماندنی هستند که باید برای همه نسلها بیادگارباقی بمانند

آثار تاریخی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ تیر۱۳۹۴ساعت 21:53  توسط وارنا  | 
كاروانسراي رباط شرف - خراسان رضوي

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ تیر۱۳۹۴ساعت 21:20  توسط وارنا  | 

مسجد باباحیدر شهرستان فارسان در استان چهارمحال و بختیاری , از مساجد دوره ی قاجاریه وبه شیوه ی رایج ساخت مساجد دراستان یعنی تک شبستانه ساخته شده است. مسجد دریک دوره به سمت شمال با دو ردیف تاق توسعه داده شده است که سبک معماری آن متمایز از بخش اولیه وبه شکل مرتفع تر ساخته شده است. کف مسجد در بخش حیاط شمالی وشبستان جنوبی متناسب با بافت شهر که کوهستانی با معابرپر شیب است ، پایین آمده که این موضوع به جهت مقابله با سرمای شدید منطقه نیز مفید بوده است.تاق های مسجد اولیه آجری بوده که به شکل هنرمندانه ای با آجرهای دورنگ زرد وقرمز وبندهای دوده ای وسیاه تزیین شده است.ستونهای این بخش سنگی ومنقوش به نقشهای گیاهی وپیچک می باشند.

پیشرفت 65 درصدی مرمت مسجد جامع بابا حیدر شهرستان فارسان

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ تیر۱۳۹۴ساعت 18:15  توسط وارنا  | 

نقطه دانش ما از گذشته"اندکی بیش از صفراست" تفاوتي هم وجود ندارد باسوادی که ادعایش گوش آسمان راکر کرده تا بی سوادی که جامعه از او انتظاری ندارد ازبزرگ و کوچک .از زن و مرد از هر قوم و طايفه که در ايران زندگي مي کند يا حتی خارج از ايران بسرمی برد هرکس که یک ایرانی بشمار می رود فرقی ندارد همه دردمشترکی دارند.درد مشترک همه این است که از گذشته خود کم مي دانيم .کمی و کمیتی که هیچ کمکی در درک درست تاریخ و فهم پیام آن ندارد.مدعیان دانایی هم  آنچه اغلب از گذشته تاریخ سرزمین خود مي دانند محدود به کتاب هاي تاريخي تدریس شده در مدارس ودانشگاه و یا اطلاعات اندک شخصی است وقتي سخن از گذشته و تاريخ به ميان مي آيد، منظور صرفا اسامي سلسله هاي تاريخي و پادشاهاني که طي چند هزار سال بر ايران حکومت مي کردند نيست. چرا که تاريخ، فقط شامل حال شاهان و حاکمان نيست، تاريخ از ابعاد و مظاهر فرهنگ و تمدن است، شناخت و دريافت گونه های مختلف هر فرهنگ و تمدني بدون دسترسي به تاريخ انواع هنرها و دانش‌هايي كه در تمدن ظهور كرده يا تكامل يافته ممكن نخواهد بود. اسلام هم كه ديني كامل و غني و داراي فرهنگ و تمدن عالي است توجّه بسياري به تاريخ و تاريخ نگاري دارد.در قرآن و كلام بزرگان دين مي‌توان به اهميت تاريخ پی برد. يك سوم آيات قرآن در مورد سرگذشت امت‌هاي گذشته است كه خداوند به منظور عبرت گيري انسان‌ها اين قصه ها را بيان فرموده است.بشربا آگاهى از گذشته،  خود را درمي‌يابد و با شناخت اکنونِ خود مي‌تواندآينده‌ى بهترى پديد آورد. ازبررسى گذشته در‌مي‌يابد که جامعه‌ى او در گذشته براى رساندن به وضعيت کنونى چه روندى را پيموده و چه عواملى بر اين روند اثر گذاشته و به آن جهت داده است. ؟بنابراين، تاريخ گنجينه‌اى از اطلاعلات را در دسترس او مي‌گذارد تا با تحليل آن‌ها بتواندروند پيشرفت آينده را پي‌ريزى کند.وقتی گذشته، چراغ راه آینده است و ملتی که از تاریخ خود نداند درجا می زنداگرازتاریخ سرزمین خود ندانیم مارا مورد تحقیر و تاریخ ما را مورد تحریف قرارخواهند داد.چهره ها و شخصیت های تاریخی رااز ما خواهند ربود.همانگونه که درسال های اخیربرخی ازکشورهای همسایه ،چنان کردند.اگر قصد داريم تصوير روشني از تاريخ کشورمان به دست بياوريم، بايد همه اين ابعاد را در کنار يکديگر مورد بررسي قرار دهيم. اگر مي خواهيم بدانيم کدام حاکمان تاريخ اين مرز و بوم، عادل تر بوده اند، بايد آن را در مقايسه با وضعيت مردم عادي بسنجيم. اگر قصد داريم پيشرفت هاي علمي  و وضعيت فرهنگي ايران را در طول تاريخ مقايسه کنيم، راهي جز کسب آگاهی از تاریخ سرزمین خود  نداريم. از گذشته، زماني که در مدارس درس مي خوانديم و تاريخ را در کتاب هاي درسي مطالعه مي کرديم، به ما گفته بودند که  تاريخ را مي خوانيم تا از گذشته ها درس بگيريم. شايد اين اصلي ترين دليل مطالعه تاريخ باشد. درس گرفتن از گذشته ها براي آينده اي که در پيش داريم. اينکه از اشتباهات درس بگيريم و آن را تکرار نکنيم و اينکه  هرآنچه به عنوان رويدادي مثبت در گذشته رخ داده، تلا ش کنيم تا باز هم به شيوه اي ديگر تکرار شود. اما مطالعه  تاريخ و گذشته اين مرز و بوم، يک فايده مهم ديگر هم دارد که کمتر به آن پرداخته شده است و آن هم حس افتخاري است که از مطالعه تاريخ به ما دست مي دهد. وقتي به عنوان يک ايراني در تاريخ مي خوانيم که مثلا  قلمروي فرمانروايي کوروش، پادشاه هخامنشي از مرزهاي چين تا شمال آفريقا بوده، وقتي مي خوانيم که نخستين لوح حقوق بشر در جهان در دوران کوروش و توسط ايرانيان تدوين شده و  وقتي مي بينيم که براساس همان لوح حقوق بشر، هيچ يک از اسيران جنگي در ايران - برخلا ف عرف آن روزگار- به بردگي گرفته نمي شدند و مجبور نبودند کيش و آيين ايرانيان را بپذيرند به عنوان يک ايراني افتخار مي کنيم.وقتي به نام دانشمندان بزرگي در تاريخ اين مرز و بوم برمي خوريم که جهان امروز، پيشرفت هاي خود را تا حد زيادي مديون تلا ش هاي آنهاست به ايراني بودن خود مي باليم. دانشمنداني مثل ابوعلي سينا، مثل رازي، مثل خواجه نصيرالدين طوسي و خيلي از دانشمندان ديگر، وقتي مي بينيم که شاعران بزرگ ايران زمين هنوز هم در جهان مورد توجه قرار دارند و شاهنامه فردوسي، غزليات حافظ، بوستان و گلستان سعدي، رباعيات خيام والبته مثنوي مولا نا توسط اديبان بزرگ جهان غرب مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرند و در سراسر دنيا به عنوان کتاب هاي پرفروش در معرض توجه و ديد عموم جهانيان قرار دارند نمي توانيم به عنوان يک ايراني با تاريخ چند هزار ساله به ايراني بودن خود افتخار نکنيم. چون همه اين شاعران، ايرانياني هستند که در سراسر جهان باعث پرآوازه شدن نام ايران و ايراني شده اند. پس به خود مي باليم. اما آيا اين کافيست؟اگر اين حس افتخار و بالندگي به ايراني بودن خود را در کنار آن عادت هميشگي «درس گرفتن از تاريخ» قرار دهيم، اين پرسش در ذهن ايجاد مي شود که چگونه مي توان اين دو را با هم جمع کرد؟ ما مي توانيم به گذشته خود -به عنوان يک ايراني - افتخار کنيم و با درس گرفتن از گذشته، زمينه اي فراهم سازيم تا امکان تداوم اين افتخارات فراهم شود. شايد اين پاسخ مناسبي براي آن پرسش باشد. اما آيا ما اين کار را انجام داده ايم يا به عبارت صحيح تر، اين زمينه را فراهم ساخته ايم؟نگاهي به اطرافمان نشان مي دهد که پاسخ به پرسش آخر، منفي باشد. ما، نتوانسته ايم درس گرفتن از تاريخ را در کنار حس افتخار و بالندگي نسبت به تاريخ پرشکوه کشورمان قراردهيم. نمونه هايش کم نيست. اگر شما در يک روز پاييزي - بهترين زمان سفر به شيراز - به شيراز سفر کنيد و از آنجا به مرودشت برويد تا آثار باستاني تخت جمشيد را ببينيد، به محوطه اي برمي خوريد که با وجود همه جذابيت هايش، آن قدر خلوت است که فقط صداي زوزه باد شنيده مي شود و به جز تعداد انگشت شماري بازديد کننده، در آن محوطه چند هزار متري هيچ بازديدکننده اي ديده نمي شود و اين يعني ما نه توانسته ايم تاريخ خود را به خوبي به جهانيان بشناسانيم و نه توانسته ايم با برجسته کردن حس افتخار به گذشته در نزد ايرانيان، آنها را به درس گرفتن از تاريخ پرافتخار ايران زمين مجاب کنيم.
وقتي درنسلی تمايلي براي قدم زدن در کوچه باغ تاريخ نباشد،وقتی نسلی زبان تاریخ خود را نداند وقتی نسلی با تاریخ خود بیگانه باشد طبيعتا تمايلي هم براي افتخار کردن به گذشته درخشان نخواهد داشت و نتيجه اين وضعيت، تهي شدن تدريجي از هر گونه حس علا قه به وطن ومیراث گریزی است .وقتی تاریخ خود را ندانیم نتيجه آن مي شود که امروزاعراب، ابوريحان بيروني و ابن سينا ها را می ربایند .ترکها هم مولا نا را به عنوان يک شاعر ترک به جهانيان معرفي مي کند.نوروز ایرانی رنگ و بوی بیگانه به خود می گیرد. وفردا بی شک حافظ ها و سعدی و خیام و رودکی ها از دامان تاریخ ما پر خواهند کشید---تورج رهبرگنجه-باستان شناس

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳ تیر۱۳۹۴ساعت 17:48  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱ تیر۱۳۹۴ساعت 22:8  توسط وارنا  | 
دوماه دوری از شما عزیزان رنج فراوانی برایم ببار آوردازاینکه می توانیم خدمتگذارتان باشیم برخود می بالم وامیدوارم سرباز میراث فرهنگ و پاسدارآثارتاریخ ایرانزمین باشیم چرا که براساس اصول کنوانسیون جهانی میراث فرهنگی آثارتاریخی غیرقابل جایگزین بوده وازدست دادن آنها می تواند ضایعه ای دردناک برای تمدنها بشمار رود برما تکلیف است ضمن انتباه مردم جهان و پیامدهای تخریب آنها اهمیت این میراث جهانی را گوشزد نمائیم.هدف ما نه ستیز با ملتها و دولتها که خدمت به جامعه جهانی و صیانت از این مواهب ارزشمند تاریخی است ارزش برجسته جهانی آثارتاریخی چنان استثنایی است که با هیچ یک از بازمانده های دست انسان قابل مقایسه نیست آثار تاریخی و فرهنگی مانند انسان دارای هویت و ارزش و اعتبارهستندوهراثرباستانی بسته به نوع خود و بسترفرهنگی اش دارای اصالت و اعتباراست امیدواریم که هیچگاه رشته پیوندما با شما دوستداران میراث بشری منقطع نگردد و گام های موثری درحفاظت کارآمد این آثاربرجسته برداریم

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱ تیر۱۳۹۴ساعت 22:6  توسط وارنا  |