باستانشناختی

یکی از زیباترین خانه های محله قلعه خانه تاریخی تیزنو است که به شماره ۲۵٧۳ در ردیف آثار ملى ایران به ثبت رسیده است این اثر تاریخی از بزرگترین و زیباترین خانه‌های محله قلعه است که در ضلع شرقی میدان اصلی این محله واقع شده است.پیکره اصلی خانه متعلق به دوره صفویه است که تغییرات عمده‌ای در دوره قاجار و اوایل پهلوی به خود دیده است. محله قلعه قدیمی‌ترین محله شهر دزفول بوده که در اصل به خاطر همجواری
خانه تیزنو دزفول برگرفته از هویت غنی معماری دزفول با مصالحی از آجر و خشت و به شیوه یک ایوانه اصفهانی ساخته شده است. ورودی بنا در مجاورت حوزه علمیه معزی قرار گرفته است. و ورود به خانه از ضلع غربی بنا و از سمت مرکز محله قلعه صورت می‌گیرد (با احداث خیابان ساحلی این مرکزیت از بین رفته است.) در دو طرف سر در ورودی سکوهای کوچکی به نام خواجه نشین قرار دارد که برای استراحت رهگذران خسته و یا نشستن کسی که جهت باز شدن در به انتظار مانده مورد استفاده قرار می‌گرفته است

+ نگاشته شده در  شنبه ۵ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 22:22  توسط وارنا  | 
http://chn.ir/Images/News/Larg_Pic/4-12-1393/IMAGE635603021722561081.jpg


+ نگاشته شده در  شنبه ۵ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 22:11  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  شنبه ۵ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 13:29  توسط وارنا  | 

راه بازگشت آثارتاریخی به چرخه سلامت،راه یافتن اهمیت آثارتاریخی به متن کتاب های درسی است

 زماني كه استادان اتريشي به ايران رسيدند، اميركبير از صدارت بركنار شده بود، با اين حال وی با تاسیس دارالفنون نخستین شخصیت برتر وزیربنای آموزش و پرورش ایران گردیدند.از آنجا كه تدريس به زبان فرانسه صورت مي‌گرفت، مترجمان همزمان مطالب را به فارسي ترجمه مي‌كردند كه بعد از چند سال يادداشت‌هاي اين مترجمان از تدريس استادان خارجي و تاليفاتي كه در ايران داشتند، تبديل به نخستين كتاب‌هاي درسي در ايران شد. اين كتاب‌ها در چاپخانه دارالفنون به صورت چاپ سنگي تهيه مي‌شد و در دسترس دانشجويان قرار مي‌گرفت. نخستين دبستان به سبك جديد، ۳٧ سال و نخستين دبيرستان ۴۷ سال پس از تاسيس دارالفنون كه يك مركز آموزش عالي بود در ايران تاسيس شد. ميرزا حسن رشديه را كه در ايروان دبستاني تاسيس كرد، مي‌توان نخستين مولف كتاب‌هاي درسي دبستان در ايران دانست. مولف کتاب های درسی اگرازنخستین ایام به اهمیت و نقش جهانی آثار و اثرهویت بخشی آن وقوف می داشت قطعا ازاهمیت و اعتبار آن درکتاب های درسی می نوشت.شاید یکی از دلایل تخریب آثارباستانی ،کمرنگ بودن حضور رسانه ها در آگاهی بخشی مردم و بی اطلاعی برخی از معلمان دلسوز و زحمتکش جامعه به مقوله میراث و آثارتاریخی باشد.پرداختن به مقوله میراث فرهنگی و تاریخی در کتاب های درسی فرزندان این سرزمین،به نوعی پاسداشت آثارتاریخی را به همراه خواهد داشت.امروزه در کتاب های درسی کودکان و فرزندان دلبند این سرزمین نام و نشانی از هفده اثر جهانی ثبت شده و هزاران اثرملی درفهرست کشور دیده نمی شود.تا امروز کسی برای کودکان این سرزمین از تخت جمشید و پاسارگاد و ارگ بم و بقعه شیخ صفی و سازه هایس شوشتر به زبان کودکانه،شیرین سخنی نکرده است.معلمان دانش اندوز ما با کسب آگاهی های تاریخی می توانند مشعل افتخارات گذشته را روشن نگه دارند.تا کنون از سوی متولیان آموزش وپرورش اهمیت و ارزش آثارتاریخی در کتاب های درسی دیده نشده است و شاید همین موجب گردیده است که فرزندان این سرزمین کمتر به اهمیت جهانی و تاریخی آثارباستانی وقوف دارند.جامعه ما نیاز به شوک فرهنگی عظیمی برای حفاظت از آثار تاریخی دارد.ما مجبوریم اهمیت آثارتاریخی و به عبارتی مجموعه میراث فرهنگی خود را به دل کتاب های درسی بسپاریم.ما باید از طریق انتشار کتاب، مردمی را که در کنار آثار تاریخی و تپه‌های باستانی متمرکزند، نسبت به اهمیت و ارزش این آثار آگاه کنیم  آموزش های اساسی ما در زمینه حفاظت از آثارتاریخی باید از سنین کودکی آغاز شود، باید سعی کنیم مسایل مرتبط با میراث فرهنگی شامل معرفی آثار باستانی و تاریخی، بیان ارزش و اهمیت آن‌ها و نحوه حفاظت از این آثار را به کتاب‌های درسی دانش‌آموزان بیاوریم و برای این‌کار بهتر است که از کتاب‌های درسی دوره ابتدایی آغاز کنیم و سپس در مقطع دبیرستان یک یا دو واحد هنر و فرهنگ ارایه دهیم که باستانشناسان بتوانند این واحدها را در مدارس تدریس کنند.دربرخی از کتاب های درسی فرزندان این سرزمین ،از اهمیت آثارتاریخی مصر و یونان بیشتراز آثاراین سرزمین یاد شده است.راه بی بازگشت آثارتاریخی به چرخه سلامت،راه یافتن اهمیت آثارتاریخی به کتاب های درسی کودکان ماست. 

  (تورج رهبرگنجه)


+ نگاشته شده در  شنبه ۵ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 8:42  توسط وارنا  | 

هرچند از آن روزهای خوش انقلاب مدتها می گذرد اما  فراموش نکرده ایم که همان روزهای نخستین انقلاب - ۲۳ و ۲۴ بهمن که رژیم شاهنشاهی سقوط کرد . مردم وارد کاخ‌ها شدند، از آنجایی که کاخ‌ها پر از اموال تاریخی بود، مرحوم حضرت آیت‌الله طالقانی در بیانیه‌ای به صراحت اعلام کردند که در آن روز جان میراث فرهنگی را از خطر انهدام رهانید ودرباستان شناسی کشورنقطه عطفی محسوب می گردد که در آن فرمودند: اموال کاخ‌ها متعلق به عموم ایران است و جزو بیت‌المال  محسوب می شود کسی حق ندارد آنها را تخریب و از بین ببرد..تاکید اینکه کسی حق ندارداین‌ها را خراب کند .چنان بارقه امیدی دردل باستان شناسان ایجاد کرد که با گذشت سالها هنوز حلاوت آن درکام باستان شناسان و باستان شناسی مشهود است.جمله کوتاه بود اما تاثیر  زیادی در میان مردم داشت، و با توجه به نفوذ و مقبولیتی که ایشان در میان عموم جامعه و گروه‌های سیاسی داشتند،تب تخریب و از بین بردن اشیای دوره حکومت پهلوی دربین مردم انقلابی فروکش کرد.درادامه آن همان روزهای واپسین پس از پیروزی انقلاب و‌‌ همان سال ۵۷، عده‌ای سوار بر مینی‌بوس از شیراز  با پتک به سمت تخت‌جمشید حرکت کردند تا آن‌را نابود کنند. یکی از کارمندان تخت‌جمشید، بیانیه حضرت طالقانی ره  را بیرون آورده وبرایشان خواندکه درنتیجه  از آنجایی که حرف ایشان  دربین آحاد مردم مقبولیت و نفوذ زیادی داشت، آن ها برگشتند و تخت جمشید از مرگ حتمی نجات یافت.انقلاب اسلامی که ریشه درارزش های دینی و اسلامی داشت درپیوند مردم با تاریخ گذشته آثاراثربخشی ازخود باقی نهاد ومردم به گونه ای سرباز میراث فرهنگی خود گردیدند اما در این بین دست های پلید و ناپاکانی با اندیشه های باطل و جماعتی میراثخورومیراخوار، پرورده دامن آلوده ای ظاهرشدند .که سیما ورخسار زشت و شیطانی خود را در غارت و ویرانی و تاراج آثار و اموال و اشیای تاریخی و فرهنگی و باستانی شهر و روستا و درنهایت میراث بزرگ کشورایرانزمین آشکار و عریان تر ساختند ومتاسفانه هنوزآثارپلیدی دستان این ناپاکان از تن میراث زدوده نشده است

glmjmal9bjssslhlp7x8


+ نگاشته شده در  شنبه ۵ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 8:4  توسط وارنا  | 

معرفی دو ارگ قدیمی ایران + تصاویر


+ نگاشته شده در  جمعه ۴ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 14:17  توسط وارنا  | 

همانگونه که یک اثروقتی در فهرست یونسکو ثبت می گردد و مورد حمایت جهانی قرارمی گیرد اثرتاریخی کشورهادرداخل نیزباثبت ملی موردحمایت بزرگترین مرجع تاریخی و فرهنگی(سازمان میراث فرهنگی)واقع می شوند و این امید با از بین رفتن بیم تخریب ها،در بدنه آثار رشد می کند.امادرکشورما بسیاری از خانه های تاریخی  را به دوراز چشم همه ما تخریب می کنند تا ثبت تاریخی نشود و زمینه ساخت و ساز برج های میلیاردی برایشان فراهم گردد.این تخریب هادر شهرهای تاریخی مانند تبریز .اصفهان .گلپایگان همدان شیراز و سمنان و مشهد بیشتر به چشم می خورد.

خانه تاریخی


+ نگاشته شده در  جمعه ۴ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 11:10  توسط وارنا  | 
شاید روزگاریدراز و دور قلعه ها مستحکم ترین بناها ومقاومتخیزترین فرم بناها محسوب می شدند اما دربرابراراده مردمی که همه آثارارزشمندوتاریخی گذشتگانش را به سهولت از بین می برد آسانترین آثار بشمار می رود.قلعه سنگ سیرجان 84 سال قبل با شماره 53 تحت عنوان میراث ساسانی درفهرست میراث ملی جای گرفت اما امروز حالش.....

قلعه سنگی سیرجان


+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 22:10  توسط وارنا  | 
چه کسی گفته است گرفتن اشیای چغامیش ایرانی از امریکایی ها نشانه تعامل با دنیا است؟

ذهن هرپژوهشگر،مورخ و باستان شناسی که با تاریخ و فرهنگ ملیتها و ملتها از بین النهرین وایران گرفته تا مصر و روم می تواند تشخیص دهد که این اشیا و آثارتاریخی برگردانده شده برای هرکشوری چقدر ارزش و اعتبارجهانی دارد ومی تواند افق های تاریک فراوانی روشنترسازد اما اینکه از گرفتن حق ملت و نیاکان خود این قدر ذوقزده شده ایم معنا ندارد.چه کسی گفته است گرفتن اشیای چغامیش ایرانی از امریکایی ها نشانه تعامل با دنیا است؟مگر ملت ایران در برقراری تعامل با دنیا تا کنون مشکلی داشته اند؟چرا باید به غلط تصورکنیم دانشگاه شیکاگو درراستای هماهنگی های صورت گرفته با کشورمان در اولین فرصتی که فراهم شده اقدام به بازگرداندن اشیا ارزشمندی که به صورت امانت در اختیارآنها بود کرده است؟ آیا برای آنها در مدت دراز پنجاه سال فرصتی ایجاد نشده بود؟این گونه جملات بازی با الفاظ و کلمات نشانه ضعف میراثبانان ماست و نشانی از قاطعیت ما در استمراربرگرداندن مابقی آثاردرامریکا و اروپا ندارد.چرا از گرفتن حق خود این قدر ذوق زده شده ایم که معتقدیم بعد از 50 سال خیانت امریکایی ها،مرکز شرق شناسی دانشگاه شیکاگو در زمینه امانت داری و نگهداری از اشیا کشورمان نقش خود را به خوبی ایفا کرده است؟ آیا این جملات ضعف مدیریتی نیست؟یادمان نرفته است همین دولتی که بعد از 50 سال 108 قطعه اشیای تاریخی مارابرگردانده است تا کنون از هیچ جنایت و کشتار،و غصب وغارت اموال ایرانی به بهانه های مختلف هراسی نداشته است.اموال ایرانی را به بهانه های واهی به نفع مردم خود بلوکه کرده و تا طبس برای انهدام و فروپاشی انقلاب گام برداشت.دارایی های ما را به نفع صهیونیست ها بلوکه کرده و امروز هم بهانه بلوکه کردن اموال ایرانی برای گروگان های خائن خود دارد.چرا اینقدر با ترس و لرز درباره امریکایی ها صحبت می کنیم.میلیون ها برابر گنجینه چغامیش هنوز درموزه های امریکا و کلکسیون کلکسیونرهای یهودی درامریکا قراردارد.هیچ کاری نمی کنیم اما برای این 108 قطعه که میراث ماوحق ملت است اینقدرذوق زده شده و جملات نازیبایی برلب می رانیم.آیا تازه فهمیده ایم که اشیای چغامیش اهمیت و اعتباربالایی درتحقیقات دارد؟این گفتار هانشان می دهد موضع ضعف مادربرابر بیگانگان همچنان ادامه داشته که با منافع ملت عزت پیشه و سرفراز مغایرت دارد.امریکا ،فرانسه و انگلیس(خصوصا) و بقیه کشورها(عموما) مکلف به بازگرداندن همه ی اشیای تاریخی این سرزمین به دیارمادریشان هستند.


+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 10:17  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 9:30  توسط وارنا  | 

مدرسه چهارباغ یکصدوشانزدهمین شاهکاروآخرین میراث صفوی درشهرگنبدهای فیروزه ای جهان(اصفهان)درسال های اخیرروزهای خوبی نداشت فروریختن کاشی ها ی گنبد و دریل برقی که به بهانه مرمت کاشی ها صدمات زیادی دراثرمدیریت های هزارگانه برخود دید نیازمندتوجه بیشتراست.این مدرسه به نام مدرسه سلطانی و مدرسه مادرشاه نیز نامیده می شود ، آخرین بنای تاریخی و دیدنی عهد صفویه در اصفهان می باشد ، که برای تدریس و تعلیم طلاب علوم دینی در دوره آخرین پادشاه صفویه ، شاه سلطان حسین از سال ۱۱۱۶ تا ۱۱۲۶ هجری ساخته شده است.درسال های 90 و 91 دربرابرچشمان بهت زده مردم کاشی‌های گنبد در سمتی که به طرف خیابان چهارباغ است در ابعاد دو در سه متر مربع فرو ریخت ومردم فرهنگدوست رانگران نموداین اثربه دلیل نفاست در15 دیماه سال 1310 درفهرست ملی ثبت شده است.ازنظر تناسب معماری و زیبایی طرح کاشی کاری، گنبد مدرسه چهارباغ بعد از مسجد شیخ لطف الله قرار دارد ولی در نظر استادان بزرگ این فن، در مجلل این بنا که با طلا و نقره تزیین شده از لحاظ زرگری، طلاکاری، طراحی و قلمزنی، شاهکاری از صنایع ظریفه است و نظیر ندارد. مدرسه چهار باغ از لحاظ کاشی کاری هم دارای اهمیت است و انواع مختلف این فن را مانند کاشی هفت رنگ، معرق، گره چینی، پیلی و معقلی را در خود جای داده و در حقیقت موزه کاشی کاری اصفهان می باشد. محراب و منبر یکپارچه مرمری، حجره مخصوص شاه سلطان حسین، کاشی کاری بی نظیر مدخل مدرسه، خطوط نستعلیق کتیبه ها و پنجره های چوبی آلت بری شده از قسمت های بسیار جالب و تماشایی این بنای نفیس تاریخی است.سبک معماری مدرسه چهار باغ به شیوه اصفهانی است.

مدرسه چهارباغ اصفهان


+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 9:28  توسط وارنا  | 

انتقادات نشان می دهد که عملکرد مسولان میراث تاکنون عالی نبوده است

ازنگاه روانشناسی نوشتاری ،نحوه و طرز صحبت و تکلم انسانها بيانگر نحوه تفکر و شخصیت آنهاست.لذلباوربراین است که باید ما بیشتر مثبت بينديشيم و مثبت بگوييم تابتوانیم انرژي مثبت از خود به ديگران منتقل سازیم.طبیعتا زبان یا(نوشتار- رشته بیان و کلام)وسیله‏ ی است که انسان با آن می تواند ارتباط صمیمانه و خصمانه ای با افراد جامعه و پیرامون خود داشته باشد.اگر انسان زبان خود را در اختیار داشته باشد،وبا نیروی تعقل و تدبیر، بگوید و یا بنویسد هم خود در امان است و هم امنیت فراهم می کند. زبان می تواند مانند نوشتار ابزارخیرباشد ما با انتقادات خوب می توانیم نتیجه های ارزشمند بگیریم.اینکه ما انتقادپذیرنیستیم وجامعه ظرفیت های آن رافراهم نکرده بماند اما از تکلیف ما نمی کاهد..ما می خواهیم با انتقاد خوب درحوزه میراث نتیجه عالی از میراث فرهنگی خود داشته باشیم..واین انتقادات هم نشان می دهد که عملکرد مسولان میراث تاکنون عالی نبوده است

 كاروانسراي سرايان  دوره صفويه


+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 11:4  توسط وارنا  | 

در تپه چغامیش بازمانده‌ای از یک مجموعه ساختمانی بزرگ به طول 21 متر و عرض پنج متر پیدا شده است. در این تپه همچنین گونه‌های متنوعی از ظروف سفالی و سنگی، سنگ‌ساب‌، هاون، کج‌بیل، سردوک، مجسمه‌های گلی به دست آمده است. نمونه‌های دیگری از یافته‌های چغامیش عبارتند از نگاره یک گروه نوازنده همراه با یک نفر خواننده، و نیز علامت‌های ناشی از اثر ناخن بر روی گل که گونه آغازین پیداش خط و نوشتار است. در تپه چغامیش همچنین سفال‌نگاره‌هایی از زنی نشسته در قایق، بنایی زیگورات‌مانند و نقوش چلیپایی پیدا شده است.کتیبه های تاریخی چغامیش در40 کیلومتری دزفول به ایران برگردانده شدند  و میراث تاریخی ایران به استقبال آن رفت.در سال 1343، 264 شی از چغامیش توسط موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو با سه شرط به امانت برده شد این موسسه متعهد شده بود اشیاء را پس ازسه سال، و انجام فعالیت های صرفا علمی، به سلامت به دفتر باستان شناسی ایران بازگرداند و گزارش مفصلی از فعالیت های علمی ارائه دهد.شهری از دوران پیش از اختراع خط است و قدمت آن به حدود ۳۴ قرن پیش از میلاد می‌رسد. چغامیش را باید نخستین مرکز در ایران دانست که خط و کتاب، اول بار در آنجا ظاهر شده است. این تپه به شماره487درفهرست میراث ملی ثبت شده است


+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 8:37  توسط وارنا  | 

آثار ملی ایران که تخریب شده اند + عکس


+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۲ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 8:1  توسط وارنا  | 

اگر روزی از ما بپرسند کجا رفت؟

*کجا رفت عظمت تخت جمشید؟جای پای شاهان درپاسارگاد را چه کسی از بین برد؟چرا پی بیستون و طاق بستان در هم شکسته است؟شعله های  آتشکده های  سنگی تنگ کرم درفسا، آذرگشنسب. مهربرزین و فرنبغ. نوشیجان ملایر کاریان فارس.نیاسر برده سور.آذرشبدربلخ آذرنوش.آتشکده پوران و مرند و اردشیر.دارابگرد .بارنوا.شاهپور وآذرباد.آتشکده خوار و آذرسرده .خورهه و آتشکده های اصفهان و کازرون و.....را چه کسانی خاموش کردند؟

*چه کسی اجازه داد ظل السلطان کاخ هفتدست و کوشک آئینه کاخ چهارباغ،باغ هزارجریب و عمارت نمکدان،عمارت جهان نما و عمارت و باغ نقش جهان،عمارت گلدسته و خسروخانی ،تالار اشرف وباغ های تاریخی بهشت برین بهشت آئین و انگورستان،باغ تخت و آلبالو،باغ فتح آباد و زرشک ،باغ چرخ لب و باغ محمود،باغ صفی میرزا و قوشخانه را به کلی از بین ببرد؟

*محوطه تاریخی بیشاپور شهره میراث عالم در آتش غضب چه کسی شعله ور گردید؟ نقش برجسته های تنگ قندیل،رجب و رستم، کعبه زرتشت. تنگ چوگان  نقش برجسته هرکول دربیستون  آنوبانی نی،کول فره.وردیج، تنگ اژدر واشکفت سلمان. نقش برجسته گودرز و بهرام دوم ،خان تختی و بلاش و...با پتک چه کسانی درهم فرو ریخت؟

*قامت قلعه های جوشین قزقلعه . ضحاک ، قهقهه،اوراسین واولتان،بلقیس و دم دم،آغچه و هیر،سورک و شلمزار،نارین ،بزی ،نیستانک،ترشک،برازجان،شمیران و ایرج،شاهدز،لورا،بزنگان و فرود،ده مرده و بهمن،قمچی خای وارژنگ،پیپ و رستم و.....راچه افرادی از هم پاشیدند؟

*چه بلایی برسرنقوش صخره ای  ارغیان و کفترلو،نقوش تاریخی گلپایگان و ملایر،هومیان و عقربلو،نقوش  صخره ای خاتم یزد.نقوش صخره ای سیرجان و شهر بابک. تیمره و شیخ مدی  نقوش صخره ای بر بدنه کوه های کرمان و.....آوردند؟

*چرا آب ،آب انبارهای،سرپله،میدان حسینیه نطنز،میرسیدعلی،گذرنو،پیرمرتضی،آب انبار خشت ،بافران،شیخ و قاسم،آب انبار عمه و سادات،پاچنار و سرخه،هفت تنان،حکیم،شیخ علیخان و آب انبارجنک،فهادان وچهارمنار و....خشکیده است؟

*چرا دودی و گرمایی از حمام های ،کردشت وقیصرآباد،قراچه و تجلی،اتحادیه و اوچ دکان،زینال و حمام آقا،کلوان و افوشه،حمام امام جمعه و پاچنار،حمام حاج حسینقلی و حاج ابراهیم مشهد،حمام بلور و قاضی،نصیرالملک و کهنه،حمام وکیل و قصلان،حمام نگار و پیرسرا و....بلند نمی شود؟

*چه کسی گفته است کاروانسراهای تاریخی ،جمال آباد و مرند،جلفا و نره،رباط سلطان و چهاربرج،موته و گز،مهیار و بهجت آباد،دیرگچین و خرگوشی،مادرشاه و قهرود،زواره و جوگند،قصربهرام وعین الرشید،کاروانسرای باقرآباد علی آباد.حسن آباد،شرف و زعفرانیه،شاه عباسی ها و.....اجاره داده شوند و یا مکان جولان معتادان و افراد بی خانمان گردد؟

*سقف دیوارخانه های تاریخی اصفهان و تبریز،ابیانه و گلپایگان و مرند و زنجان،سمنان و بروجرد،همدان و کاشان،شیراز وخراسان  چرا فروریخت؟

این بناهای با عظمت ، سمبل فرهنگ  و هنر،شکوه و اقتدار،صلابت میراث ایرانی به شمار میرفت  اگر روزی از ما بپرسند ما نکاشتم که شما بخشکانید! نمی‌دانستیم شما نه تنها توان  کاشتن نداشتید که همه توانتان در برداشتن و از بین بردن بود.همه توانتان فقط در کاشته گذشتگان را ‌خشکانیدن بود.

چه می گوییم؟       (تورج رهبرگنجه archaeologist

آثار ملی ایران که تخریب شده اند + عکس


+ نگاشته شده در  سه شنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 10:32  توسط وارنا  | 

همان بلایی که برسربسیاری ازآثارتاریخی می آید گردن بلاش را هم گرفته است.در دامنه کوه بیستون و در چهار صد متری شمال شرقی نقش برجسته گودرز، تخته سنگ چهار ضلعی نامنظمی به بلندی ۵/۲ متر به حال خود رها شده است که در سه وجه آن ، نقوش حجاری شده ای قرار دارد. نقش میانی،«بلاش» شاه اشکانی را به حالت تمام رخ به طول ۱۸۰ سانتیمتر نشان می دهد. او گردنبندی بر گردن و کمربندی به کمر دارد و نیم تنه ساده ای که از کمر به پایین چسبان است، با دامنی گشاد بر تن دارد. بلاش ریشی توپی و سبیل تاب داده و گیسوانی بلند دارد که سربندی این موهای بلند را تزیین کرده است.لاش در دست چپ خویش پیاله ای دارد و دست راستش را به طرف آتشدانی دراز کرده و ظاهراً چیزی به داخل آن می ریزد. بر بدنه آتشدان کتیبه در ۹ خط به خط پهلوی اشکانی کنده شده و متن آن بدین صورت است:« این تصویر بلاش شاه شاهان، پسر بلاش شاه شاهان، نوه ….».به علت محو بودن انتهای آن کتیبه معلوم نیست این تصویر مربوط به کدام بلاش است؟ (هفت تن از شاهان اشکانی بلاش نام داشته اند: بلاش یکم، بلاش دوم و...) در سمت چپ نقش بلاش و بر ضلع دیگر تخته سنگ، نقش شخصی به بلندی ۱۶۳ سانتیمتر دیده می شود که دارای لباسی همانند بلاش است. وی دست راست را به طرف بالا گرفته و وسیله ای در دست دیگر دارد و چنین به بیننده القا می شود که وی در حال گام برداشتن به سمت نقش بلاش است.در سمت راست نقش بلاش ، بر ضلع دیگر نقش تخته سنگ، نقش شخص سومی حجاری شده است.

نقش برجسته بلاش بیستون

این شخص نیز همانند شخص قبلی گویی در حال حرکت به سمت نقش بلاش است. وی نیم تنه ای که تا زانوانش می رسد بر تن دارد، کمربندی بر کمر بسته و گردنبندی به گردن آویخته است. همانند نقوش دیگر در دست راست شئ ای در دست دارد ولی دست چپ وی نامشخص است. ضلع دیگر این تخته سنگ از بالا تا پایین تراش خورده و آماده کندن نقش یا کتیبه ای است. این بنا در تاریخ ۱۳۸۰/۱۲/۱۹ به شماره ۴۸۸۴ به ثبت ملی رسیده است.

نقش برجسته بلاش بیستون

 


+ نگاشته شده در  سه شنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 7:59  توسط وارنا  | 
پل بند لشکر- 27321


+ نگاشته شده در  سه شنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 7:39  توسط وارنا  | 

گردشگری مانند باستان شناسی و بسیاری از رشته های دیگر به دلیل (خصلت بین رشته ای)ازتعاریف جامع برخوردارنیست به همین دلیل باتعاریف متعدد،قابلیت نگرش های گوناگونی دارد.کمسیون ملی گردشگری امریکا برای تعریف آن،فاصله رفت و آمد 50 مایلی رادرنظرگرفته است. آقای کولتمن ضمن درنظرداشتن جنبه های اقتصادی،گردشگری را مسافرتی کوتاه که همراه با عوایدی برای کشورمقصدباشد می داند.سازمان جهانی گردشگری، آن را فعالیتی برای استراحت به خارج از محیط سکونت تعریف نموده است.وده ها تعاریفی که هریک به گونه ای تلاش دارد تا بارمعنای آن را به مخاطبان منتقل نماید.از سوی دیگرشاخه های گردشگری نیز بی نهایت روند رشد به خودگرفته وبه دانش هزارشاخه ای مبدل می شود. گردشگری شهری و روستایی،تاریخی  ومذهبی،اکوتوریسم،جنگلی و بیابانی(کویری)گردشگری مزرعه ای،جشنواره ای،نمایشگاهی،ورزشی،تفریحی و....نشانگراهمیت این پربازده‌ترین فعالیتهای اقتصادی در دنیا داردکه بالاترین میزان ارزش افزوده را ایجاد می‌کند و بطور مستقیم و غیر مستقیم، سایر فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. گردشگری یکی از منابع عمده درآمدزایی و ایجاد اشتغال در جهان به شمار می‌آید به طوریکه بسیاری از آن به عنوان صنعت اول دنیا یاد می‌کنند. بسیاری از کشورها همچون اسپانیا، فرانسه و ایتالیا بخش اعظمی از درآمد ارزی خود را از طریق گردشگری به دست می‌آورند ودرهرکشوری (خصوصا کشورهایی با پیشینه و دیرینه تاریخی کهن)اگر خوب هدايت و برنامه‌ريزي شود، يكي از درآمدزاترين و ارزآورترين صنايع خواهد بود و سهم بسزايي در ايجاد فرصت‌هاي شغلي، توزيع ثروت، كاهش فقر، سطح زندگي و معيشت افراد جامعه و تعاملات مثبت فرهنگي آنهاايفا مي‌كند..درقرن حاضر سهم گردشگران بين‌المللي در فعاليت اقتصادي جهان به طور مداوم آمار روبه رشدچشمگیری رانشان داده است.لذا تکلیف اکنون ما سوق دادن نگاه مردم به سوی مکان های جاذبه خیزی است که تا کنون از نگاه نفوذناپذیرآنها مغفول مانده است.هریک از شهرها و روستاهای این سرزمین با دیرینه ای به قدمت تاریخ ، سرشار از جاذبه هایی هستند که همچون نگین ویاقوت درخشانی در پهنه خاک گهرخیز این سرزمین ، می درخشند روستاها و. شهرهایی سرشار از دیدنی های طبیعی ، باستانی ، تاریخی ، زیارتی و تفریحی با قومیت ها و آداب و سنن  وبازارهای محلی ،پوشش و گویش های بی همتا،وباموقعیت های ممتاز جغرافیایی ازنظرجذب توریسم  جایگاه بالایی دارند مهمترین هدف ایجادپایگاه گردشگری ،درشهرها و روستاهای کشور، تبیین جایگاه آن در بین مردم ونقش آن دراقتصاد محلی ،توسعه و عمران،بهداشت و و.....است

http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/8-5-1391/IMAGE634792543716755007.jpg


+ نگاشته شده در  سه شنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت 7:37  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  دوشنبه ۳۱ فروردین۱۳۹۴ساعت 11:41  توسط وارنا  | 

بنای آیینه خانه مفخم ساختمانی (بود) رفیع و با شکوه در شمال شهر بجنورد و از آثار منحصر به فرد عصر ناصری در شمال خراسان بشمارمیرفت.در گذشته داخل باغ بزرگی قرار داشته و همراه با ابنیه دیگر از جمله عمارت مفخم , دروازه ورودی حوض خانه باغ فواره و کلاه فرنگی تشکیل دارالحکومه مفخم را می داد عمارت کلاه فرنگی بر اثر زلزله شدیدی که در بجنورد رخ داده تخریب شده و هم اکنون تنها آیینه خانه و عمارت مفخم به جای مانده است.آیینه خانه در مهر ماه ۱۳۷۹ بهره برداری و به شماره ۳۱۱۶۷ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید .بانی این اثر یارمحمدخان سهام الدوله بجنوردی معروف به سردار مفخم بودندآنچه اطلاق نام آیینه خانه را بر این بنا موجب گشته , وجود تالاری با تزئینات آیینه کاری در طبقه فوقانی بود که به عنوان فضای اداری و دیوانی جهت ملاقات های رسمی سردار مفخم (حاکم بجنورد) و برپایی مراسم تشریفات نظامی و رایزنی در باب مسائل سیاسی و اجتماعی با سران ایل شادلو و دیگر رجال مطرح قاجار مورد استفاده قرار می گرفت وجود تصاویر ۱۳۴ تن از شخصیت های برجسته عصر صفوی تا دوره قاجار و همچنین سران حکومتی کشور های همجوارازبرجسته ترین بخش های آن است. که شاخص ترین آنها شاه طهماسب , شاه عباس , آغا محمد خان , فتحعلی شاه وکریم خان زندمی باشد , که در قسمت گیلویی (زیر سقف) نصب شده و خود مروری است بر تاریخچه فعالیت های سیاسی انجام شده در این بنا . در تزیین تالار از ۱۷ طرح مختلف استفاده شده که شامل نقش چلچراغ , مقرنس نمای بیرون عمارت نقوش استیلیزه گیاهی , هندسی و …می باشند.مصالح بنا آجر , ماسه , آهک و گچ بوده , جهت رعایت اصول معماری در زیرسازی و پی این بنا از سنگ استفاده شده , همچنین چوب ارس به صورت عمودی و افقی نیز به منظور استحکام بنا به کار رفته .آیینه خانه , توسط فضای سبز محدودی از جمله گلکاری و احداث چپر وپرچین از کل مجموعه دارالحکومه منفک می شده . بنای فوق الذکر دارای پلانی آزاد بوده , رعایت نظام هندسی , وجود تقارن و الهام پذیری از معماری غرب (به عنوان مثال استفاده از کاشی هفت رنگ ) در ساخت آن هنوز به وضوح مشاهده می گردد .در ساخت نمای آیینه خانه از کاشی در سه تکنیک هفت رنگ , معقلی و اسلیمی استفاده شده نقوش اسلیمی نیز نگاره هایی برگرفته از مظاهر طبیعت هستند که برای پرهیز از شبیه سازی (رقابت با خالق ) طرح شده اند .ابعاد بنا ۹۰/۱۰ × ۱۸ متر ارتفاع آن با احتساب مناره ها ۶۰/ ۱۴متر و مساحتی بالغ بر ۵/۳۹۲ متر را شامل می شود . ساختمان دارای سه درب ورودی در اضلاع شمالی (ورودی اصلی) , غربی و شرقی می باشد که هر سه به راهرویی در طبقه اول منتهی می شوند . در یک طرف این راهرو حجره هایی قرار دارد و در سوی دیگر چهار اتاق . در دو انتهای راهرو پلکان هایی تعبیه شده که به طبقه فوقانی جایی که تالار آیینه در آن واقع شده , ختم می گردند . طبقه دوم نیز شامل چهار اتاق و تالار آیینه می باشد.دربهای این طبقه از جنس چوب صندل بوده که با استخوان تزئین شده اند . سقف ها مشبک چوبی اند که این خود از شاخصه های معماری عصر قاجار محسوب میگردد .سقف بنا دو پوششه بوده که شیروانی آن قبلاً از جنس سفال و هم اکنون از ورق گالوانیزه است . در نمای شمالی (اصلی) عمارت ۴ نیم ستون به قطر تقریبی ۱۱۰ سانتیمتر و ارتفاع ۱۰ متر مشاهده می شود . دو نیم ستون دارای یک تاج نیم دایره ای هستند که شکل گلدسته را تداعی می کنند و دو نیم ستون دیگر فاقد تاج هستند . این نیم ستون ها با کاشی های فیروزه ای و لاجوردی و نیز کاشی های سیاه , سفید و زرد مزین شده اند . نیم ستون ها با خط معقلی بسیار زیبایی آراسته شده اند که کلمه محمد به طور منظم در این نیم ستون ها از پایین به بالا ۱۲ مرتبه تکرار شده است . یک مرتبه به رنگ سیاه و یکبار به رنگ زرد که نیم ستون ها به پایه ای از سنگ مرمرختم می شونددر قسمت فوقانی نمای اصلی یک تاج نیم دایره ای وجود دارد که نسبت به دو تاج نیم دایره ای روی مناره ها بسیار بزرگ تر است . در حاشیه تاج اصلی یک ردیف کاشی با نقش گل لاله به رنگ قرمز و آبی به صورت سر بالا و واژگون نصب شده است . در قسمت داخلی این نیم دایره یکسری نقوش اسلیمی بسیار زیبا مشاهده می گردد . در بخش میانی این نیم دایره , یک دایره با زمینه لاجوردی وجود دارد که نقش جدال بین شیر و اژدها در آن دیده می شود .ازکاشی زرد فیروزه ای و لاجوردی استفاده شده است.پیشانی طاق با نقوش اسلیمی تزئین شده است  قسمت زیرین نقش دو گلدان به صورت قرینه و همینطور نقش عمارت کلاه فرنگی در طرفین این گلدان ها مشاهده می شود . در دو طرف درب ورودی نقش دو سرباز در حال نگهبانی از بنا به چشم می خورد که حالت چشم ها و طرز ایستادن سربازان یاد آور تابلو های تعزیه عصر قاجار می باشد .تزئینات طاق محراب گونه , دو لچکی با پس زمینه زرد همراه با نقوش اسلیمی به رنگ فیروزه ای و لاجوردی می باشد .بین قسمت فوقانی و میانی نما دو ردیف کاشی هفت رنگ نصب شده . به طور کلی در معماری این دوران رسم بر این بوده است که نام معمار و بانی بنا در قسمت بالای ورودی به صورت کاشیکاری حک می شده . در این بنا هم قبلاً در همین محل کتیبه ای وجود داشته که محدوده حکومتی سردار مفخم و همین طور نام بانی بنا در آن نقش بسته که در دوران پهلوی به دستور رضا شاه این کتیبه از سردر بنا جدا شده و به جای آن کاشیکاری فعلی نسب شده است .فضای فرو رفته بین نیم ستون های ایوان یا به عبارتی طاقدیس نیز بعضاً با کاشی های لوزی شکل به رنگ های زرد , سفید ,فیروزه ای و آبی مشبک , طرح زیبایی را در بنا ایجاد کرده اند.در بخش تحتانی طاقدیسها یک طاقچه جناقی به ارتفاع ۲۰/۲ متر دارای پایه ای پوشیده از سنگ مر مر وجود دارد . قسمت داخلی این طاق با کاشی هفت رنگ , زرد و لاجوردی و حاشیه ای به رنگ سیاه تزئین شده است . در قسمت بالای این طاق روی یک کتیبه لاجوردی مملو از نقوش اسلیمی منازعه گاو و شیر نقاشی شده است که به یاد ‎آورنده نقوش گاو و شیر حک شده در حجاری دیواره های تخت جمشید است .این عمارت تنها نمادی از روح خلاق هنرمند ایرانی است و تنها دست توانای هنرمند ایرانی با استعانت از هنر معماری ,نقاشی ,کاشیکاری و آیینه کاری قادر به خلق چنین ترکیب بدیعی می باشد .در واقع با صیانت از آثار تاریخی , هنر مردان و زنان ایرانی را محفوظ داشته ایم . هنری که مظهر تمدن و فرهنگ ملی کشور عزیزمان ایران است وامروزغبارغم برآن نشسته است

تصاویر / بنای آئینه خانه و عمارت مفخم بجنورد یادگار یارمحمد خان ایلخانی کُرد شادلو


+ نگاشته شده در  دوشنبه ۳۱ فروردین۱۳۹۴ساعت 10:20  توسط وارنا  | 

مقوله فرهنگ و ميراث فرهنگي (ملي و تمدني) ملتها و تعامل بين آنها و نقش و تاثيرگذارشان بر صلح و توسعه ي امنيت بين المللي موضوعي بسيار مهم است واین موضوع بايد مورد توجه و تحقيق صاحبان فکر، انديشه و متوليان عرصه فرهنگ قرارگيرد .تکيه بر اين ارزش ها و اهداف مشترک مي تواند ما را در يافتن راه حل هاي مشترک به منظور تغيير وضعيت موجود از طريق تاکيد بر روي عناصر مشترک هر يک از فرهنگ ها با استفاده از تقارب فرهنگ ها و گفت و گوي ميان فرهنگي رهنمون سازد.لازمه رشد صنعت گردشگری دربدنه میراث امنيت، ثبات، پايداري و هم بستگي، به عنوان مولفه ی  پيش شرط هاي توسعه ي پايدار شمرده مي شوند و امروز بايد نقش مثبت و سازنده فرهنگ و تنوع فرهنگي و آثار فرهنگي ملموس و ناملموس در توسعه و پيشرفت بيش از پيش آشکار شودازسوی دیگرموانع موجود در نقش آفرینی میراث فرهنگی به عنوان سکانبان عظیم فرهنگی کشور، ناشی از عدم درک حقیقت نهفته دربطن و متن آن،،عدم شناخت  فرهنگ های سنتی و محلی ،عدم احترام به تنوع زبانی ،نقش ندادن به مردم برای حفاظت از میراث فرهنگی،تجاری شدن میراث فرهنگی و عدم رویکرد فرهنگی به آن، انتصاب های کلیشه ای و غیرتخصصی ،عدم قوانین اثرگزارمی باشد مورد توجه قرارگیرد..میراث فرهنگی سابقه دیرین وپیشینه ملت است عدم بي اطلاعي نسل هاي کنوني از ارزش و اهميت ميراث فرهنگي در جهت تحقق اهداف توسعه پايدار  سبب شده اينگونه آثار و ارزش هاي مادي و معنوي در معرض خطر و نابودي قرار گيرند.ميراث فرهنگي به عنوان عنصر هويت گرايي فرهنگي و تفاخرگرايي ملّي يا متمايز ساختن ميراث فرهنگي و تمدني يك ملت نسبت به ملت هاي ديگر قلمداد و معرفي ميگردد.وقتی آگاهي بخشي و حساس سازي جامعه با خودآگاهي جمعي اعم از محلّي يا ملّي در زمينه ي ميراث فرهنگي كشور همسوگردد. اين امر نقش آفريني مردم نسبت به فرهنگ و ميراث را براي تعامل و گفتگو بين طیف های گوناگون درجامعه رافراهم ميسازد.

http://www.jamshid.gb.com/images/gateway%20all%20nations%202.JPG


+ نگاشته شده در  دوشنبه ۳۱ فروردین۱۳۹۴ساعت 8:11  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  یکشنبه ۳۰ فروردین۱۳۹۴ساعت 15:24  توسط وارنا  | 

به راستی این همه شتاب و شدت آهنگ مرگ و میر آثار تاریخی برای چیست؟

 میراث فرهنگی پیکره زبانی و گفتمان درمانی،نشان هویت و قومیت و ماهیت ملتهاست.میراث محصول تجربیات ،دانش و ذوق و خلاقیت،نبوغ و توانایی ،شاخه عقلانیت ،معرف هویت و فهم انسان است.پیشینه و گذشته،دیر و دیرین و دیرینه ی اوست.دراین عالم تنشآفرین و چالش زا،جهان به هم پیچیده و درهم تنیده ی از تنشها،میراث زیستگاه فرهنگ و مدنیت بشر است. میدان جولان هنرمندان وعالمان عالم است.دراین جولانگاه ،آنها که مفهوم آن رادرک کنند برنده و مغفول ماندگان از معنی و حجیت آن ،مقهور ودرمانده خواهندشد.ایران کهن ریشه درتاریخ ودرراس هرم تمدن انسانی دارد واین پيوند از آنجاست كه آنا درطول روزگاربلندتاریخی هنرنه بخشی از زندگی بلکه همه زندگی آنان را شکل داده است.از همین سبب در هر هنري وشئی خلق شده و بنایی ساخته شده ،كوششي چندان وحیرت انگیزبكار رفته است. به گونه ای که می پنداریم  هنرمند در ساختن هر اثري روح هنردوست خود را بكار برده تا توانسته  به این مرحله رشد و بلوغ هنری والایی از تولید آثارهنری دست یابد. مردم جهان امروز بادرک واقعیت های موجود نهفته درهنرومعماری ،نيمي از كوشش خود را براي هنرها ودر راه آرمان بلند آن به كار مي‌برند ازآنجا که درتمدن حاضر، فاصله اي ميان كوششهاي هنري و نيازهاي ذوقي مردم پیدا شده وارزش اين مطلب آنطور كه بايد مورد توجه قرار نگرفته است ، زيبائيهاي هنري در زندگي مردم گم وکم رنگ شده است.درجامعه صاحب تمدن ما نیزاحساس به میل و رغبت عمومی جهت نگاهبانی از آثار و گنجینه ها و نیزبازدید از آثار و شواهد بر جای مانده از تاریخ و اجدادشان چنگی به دل نمی زند.درصورت نیازجامعه به آثارتاریخی درکشور از انهدام این  سرمایه های  اصلی ممانعت به عمل خواهد آمد.امروزمیراث فرهنگی کشور بر اثر بی مهری ها، درصد بالایی از تخریب و تجاوز را تجربه می کند.آهنگ مرگ و میرآثارشدت گرفته است و هنوزچشمان خودرابر روی این حقیقت مسدود نموده و شعار جذب توریسم می دهیم.تنهادرصورت احساس نیاز به میراث فرهنگی دروجودمان  می تواند میراث فرهنگی کشور را از این شرایط بد تخریب خارج  گرداند.


+ نگاشته شده در  یکشنبه ۳۰ فروردین۱۳۹۴ساعت 8:22  توسط وارنا  | 

مسجد جامع چهار درخت بیرجند است. این مسجد در میدان شهد مطهری، محله چهار درخت شهر بیرجند در نزدیکی مسجد عاشورا قرار داردطبق کتیبه موجود در مسجد، این بنا در سال 1349 قمری مرمت شده و می‌توان گفت این اثر مربوط به اواخر دوره صفویه است.مسجد چهار درخت به عنوان یکی از مساجد معتبر فقط در حد یک شبستان طراحی و ساخته شده است.این مسجد، از جمله مکان‌های مذهبی مهم و مورد توجه مردم بیرجند و از آثار دیدنی استان خراسان جنوبی است.این مسجد دارای دو درب ورودی است که یک درب از محل میدان به صحن مسجد راه دارد و ورودی دوم که در ضلع جنوب مسجد قرار گرفته مستقیما به شبستان ستون‌دار منتهی می‌شود.ورودی اول دارای تزیینات آجرکاری بوده و ساخت آن مربوط به اواخر دوره قاجار یا اوایل دوره پهلوی است ولی ورودی دوم که مستقیما به شبستان می‌رسد دارای طاق جناغی و تزیینات رسمی‌بندی است و به زمان ساخت خود مسجد بر می‌گردد.این بنا دارای دو محراب است. بنا بر روایات یک محراب برای نمازگزاران شیعه و دیگری برای اهل سنت در نظر گرفته شده است. اما برخی بر این اعتقاد هستند که به دلیل احترام گذاشتن به قبله اول مسلمین یک محراب در مسیر بیت‌المقدس قرار گرفته است.قسمت‌های مهم مسجد جامع چهار درخت عبارتند از: پیش طاق ورودی، شبستان ستون‌دار، محراب کوچک و محراب طاق‌نما، صحن مسجد و فرم پنجره‌ها و نورگیرها.از دیگر قسمت‌های اصلی بنا می‌توان به 21 ستون کامل با فرم چهار ضلعی اشاره کرد که ستون‌ها با جرز ضخیم و با ارتفاع 2 متر نمای خاصی را در جهت شبستان بوجود آورده‌اند.مسجد جامع چهار درخت بیرجند در سال ۱۳۷۸ از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با شماره ۲۴۰۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

مسجد جامع چهار درخت


+ نگاشته شده در  یکشنبه ۳۰ فروردین۱۳۹۴ساعت 7:51  توسط وارنا  | 

ممولان شهری کوچک و آباد  دراستان تاریخی لرستان شمال شهر پلدختر و در ۶۰ کیلومتری جنوب خرم‌آباد قرار دارد. نام "ممولان" قبلاً به اسم "ماموران" بوده است که طی سال‌ها به معمولان یا ممولان تغییر یافته است.پل تاريخي كله‌هُر در نزديكي اين شهر قرار دارد. آبان سال 1307 كه جاده سراسري خرم‌آباد به خوزستان افتتاح شد، در نزديكي معمولان، تونلي كوچك در دل كوه بر مسير جاده سراسري كنده شد كه به سبب جالب بودن آن براي مسافران و مردم، نام معمولان شهرت بيشتري يابد. این اثر زیبا درتاریخ 27 بهمن سال 1378 با شماره 2586 درفهرست میراث ملی ثبت شده است.اين پل ، روى رودخانه‌اى که از مرکز کلخوران مى‌گذرد واقع شده و داراى سه دهانه با پايه‌هاى سنگى و تاق و ديواره آجرى است. در بعضى قسمت‌هاى آن از سنگ قبرهاى قديمى استفاده شده است.از این پل به عنوان بلندترین پل ساخته شده در ایران یاد شده است. ارتفاع این پل 26 متر است و به اندازه یک ساختمان 12 طبقه بلندای آن است. این سازه در شهرستان پلدختر در 60 کیلومتری جاده خرم‌آباد به خوزستان واقع شده و در سال 374 هجری بر روی رودخانه کشکان ساخته شده است. این پل در بستری صخره‌ای و مشرف به کوه‌های صعب‌العبور بنا شده و در کتیبه‌ای که در آن قرار دارد به خط کوفی نوشته شده است:«به نام خداوند بخشنده مهربان، این چیزی است که امیر بزرگ ابو‎النجم بدر پسر حسین، که خداوند عمرش را زیاد کند برای ثواب خداوند عزوجل دستور به ساخت آن داد. به سال 374، باشد که خداوند پاداش را به او بدهد.


+ نگاشته شده در  یکشنبه ۳۰ فروردین۱۳۹۴ساعت 7:47  توسط وارنا  | 

 موزه گرمابه های سمنان


+ نگاشته شده در  شنبه ۲۹ فروردین۱۳۹۴ساعت 17:7  توسط وارنا  | 

اساساً جوامع  بی‌بهره از معرفت تاریخی ،از رصد کردن و تعقیب و دنبال نمودن رخداد ها و واقایع دوران های تاریخی ضعیف و ناتوان هستند.شمار کشور‌های فاقدتاریخ وبی بهره از معرفت تاریخی در جهان کم نیستند و درمقابل  کشورها یی به تعدادانگشت شمار با حجم، گستردگی، تراکم، توالی و غنای مواریث مدنی و معنوی، موقعیت  ممتازتری دارندبی گمان ایران در راس هرم بلندای میراث بشری از نماد و نمودبرجسته تری برخورداراست. از این سبب است که این موقعیت ویژه  و غنای مواریث فرهنگی، شانه های مسولیت پذیری می خواهد مسئولیت سنگین و خطیری که به‌نظر می‌آید مدیریت تا کنون جامعه ما نه تنها ترجیح  داده  از پذیرفتنش شانه خالی کرده و خود چونان یک مانع بزرگ بر سر راه سنگربانان و سربازان صیانت و دفاع از مرزهای تاریخ و فرهنگ میهن ما قرارگیرد. حفظ این میراث در این سطح و مقیاس جهانی همانگونه که به سربازان فرهنگی بی شمار و عاشق و دلباخته نیاز دارد به مدیرانی درمسیر راه نیاز دارد که شانه های مسولیت پذیرتری داشته باشند.وضعیت نامطلوب و پرچالش میراث فرهنگی امروز که نشان می دهد شانه های مدیران ورراهبرندگان آن حداقل تا امروزاز زیربارسنگین مسولیت های فرهنگی خالی مانده وشاید بهتراست گفته شود از زیربارمسولیت ها شانه خالی کرده اند. سالیان سال است که درعرصه و پهنه تناورجهانی احرازهویت درجامعه ایرانی درآرمان بلند میراث فرهنگی نهفته است .اهمیت ملی و بین المللی سوابق و پیشینه و دیرینه تاریخی سرزمین ایجاب می نماید تابرای صیانت و تحقق اهداف بلند آرمان های میراث فرهنگی مدیران مسولیت پذیروارد عرصه و میدان تحقیقات و کاوش ها گردند.چرا که کیفیت نگاه ما به گذشته معنی و جهت داده و مسیرفعالیت های مارا در مورد میراث فرهنگی روشن ترمی کند. گذشته درخشان و سراسرغرور و افتخاراین سرزمین همچون سایه  همه جا ما و همه نسلها را دنبال می کند . اعمال و رفتار و کردار مارا رصد کرده و سرانجام به قضاوت برای گذشتگان می پردازد. اگرما تاکنون از درک گذشته ی تاریخ خود و این سرزمین عاجزبوده ایم به دلیل آن است که گذشته را در پیوند با زمان حال و (آینده) درک نکرده ایم.ازدقت در گذشته و رخدادها و رویدادهای آن عاجز ماندیم

http://admf.ir/wp-content/uploads/2013/07/karvansara_safavi3.png


+ نگاشته شده در  شنبه ۲۹ فروردین۱۳۹۴ساعت 8:48  توسط وارنا  | 

میراث فرهنگی و نسلی که در دو قدمی ماست

 ناکامی های حاصل از کم توجهی به میراث فرهنگی و گنجینه ها و اشیای تاریخی این سرزمین،مارادرادامه مسیر رشد فرهنگی خصوصا برای شناخت قابلیت ها ،دوام و بقاء و رقاء مجموعه آن ناکام می سازد.آگاهی از وضع موجود میراث و تلاش برای رفع موانع و تدوین برنامه های اثرگذارمارا از این وضعیت نامطلوب خارج می سازد.متاسفانه نوع نگاه امروزجامعه به میراث فرهنگی ،همچون فرهنگ تحمیلی وارداتی بوده که سعی نشده است تا میراث از این بن بست خارج گردد.وقتی به میراث فرهنگی و یا آثار و اشیا می نگرند گویی در این نگاه ،دراین منظرو منظره، ناظرو منظور،نشان و نشانه ای از آن همه بزرگی و بزرگ داشت،ارزش های نهفته در آثار به چشم نمی آید.از سوی دیگربدون اتکال بر معرفی ارزش های عاطفی آثارباستانی با ارائه اطلاعات غیرفنی وخشک و بدون تحلیل و تفسیرهای علمی،جامعه به درک درستی از معنا و مفهوم میراث فرهنگی دست نیافت.آنچه امروز با آن دست به گریبان هستیم ضهف هایی است که هیچگاه به گونه واقعی با آنها برخورد نشد و نتیجه وضعیت بد میراثی است که برایمان و برای نسلی که در دوقدمی ماست باقی مانده است.


+ نگاشته شده در  شنبه ۲۹ فروردین۱۳۹۴ساعت 7:50  توسط وارنا  | 
مانده ها و مدارک باستان شناسان در میدان عمل و مشاهده با محوریت همین اندک مانده ها و شواهد و قراین الکن و درحال انقراض و متفرق سعی می ورزند حیات معنوی وتجربه های مردمان کهن درعرصه ی فعالیت های اجتماعی وهنری رابه تماشا بگذارند.کاویدن و یافتن و جستن و فهمیدن و بازساتزی هریک از این فعالیت ها منوط به انجام تحقیقات باستان شناختی برروی اجسام و مدارک الکن و مفقود است که می تواند زوایای تاریک تاریخ هر دوره را مشخص سازد.وقتی این مدارک و قراین این گونه از دست می روند در حقیقت افق حیات معنوی و دریچه ی تجربه های گذشتگان بر روی ما بسته می ماند


+ نگاشته شده در  جمعه ۲۸ فروردین۱۳۹۴ساعت 13:43  توسط وارنا  | 

نگرانی فعالان میراث‌فرهنگی خوزستان از تخریب بافت تاریخی دزفول


+ نگاشته شده در  جمعه ۲۸ فروردین۱۳۹۴ساعت 13:34  توسط وارنا  | 

[ مهرپارسی : ثبت سایت و وبلاگ ] [ Weblog Themes By : mehreparsi.ir ]