باستانشناختی

سرزمین تاریخی ایران به سبب موقعيت جغرافيايي و بيش از ده هزار سال تمدن و فرهنگ و نيز تنوع فرهنگي در جغرافياي زيستي خود،يکي از شاخص ترين کشورها در حوزه ميراث فرهنگي بشري است. درچشم انداز میراث فرهنگی بشر،ميراث فرهنگي هر کشور ی از اساسي ترين ارکان تحکيم هويت، ايجاد خلاقيت و خودباوري ملي بشمارمی رود.پژوهش در زمينه هاي مختلف آن موجب روشن شدن ابهامات تاريخي، شناخت ارزش­هاي حاصل از ميراث طولاني جامعه و تسريع در شناخت ارزش هاي نهفته در ميراث فرهنگي هر کشور مي شود.گردشگري باوجوداینکه در سرزمين ايران از پيشينه‌هاي چند هزار ساله برخوردار است. در تمامي دوران باستان، تا قبل از اسلام مستندات تاريخي حكايت از گسترش شهرها، راه‌ها و اقامتگاه‌ها در سرزمين پهناور ايران دارد. آثار مكتوب‌ بر جاي مانده حاكي از سفر يونانيان و روميان به ايران است، اگرچه از سياحاني كه قبل از اسلام به ايران سفر كرده‌اند اطلاع دقيقي در دست نيست. در قرون اوليه پس از اسلام، بعد از پشت سر نهادن يك دوره بحراني، رويكرد ادبي، فرهنگي و علمي در ايران آغاز شد و از رونقي بي‌نظير برخورداد گرديد . شاعران و نويسندگان به گشت و گذار در سرزمين اسلامي پرداختند كه حاصل آن سفرنامه‌هايي بود كه اكنون بر جاي مانده و از خلال آنها مي‌توان با جغرافيا، فرهنگ و تمدن آن روزگار آشنا شد. از جمله معروفترين اين جهانگردان مي‌توان به ناصرخسرو قبادياني شاعر، فيلسوف و سفرنامه‌نويس قرن پنجم اشاره كرد. از سوي ديگر به تدريج و به ويژه طي قرون هفتم به بعد جهانگردان غربي نيز در پي سفر به شرق و از جمله ايران برآمدند. در همان دوران اقامتگاه‌هايي در ايران تأسيس شد كه بسياري از آنها همچنان بر جاي مانده است. ايران در دوران صفويه و علي‌الخصوص در دوره شاه عباس اول به عنوان كشوري جذاب نظر بسياري از جهانگردان اروپايي را به خود جلب كرد. به همين دليل مي‌توان دوره سلطنت شاه عباس اول تا انقراض سلسله صفوي را يكي از مهمترين ادوار توسعه جهانگردي در ايران به حساب آورد. پس از دوران صفويه به دليل ناآرامي‌ها و بي‌ثباتي تا سال‌ها سرزمين ايران دچار هرج و مرج پي در پي شد اما از اواسط دوران قاجاريه با ثبات تدريجي داخلي از يك سو و گسترش پديده استعمار و رقابت بين كشورهاي قدرتمند اروپايي سفر به ايران رازهاي باستان‌شناسي و تاريخي بسياري را در ايران گشود. سير وسياحت ايرانيان و ميل آنها به گردشگري در اروپا از عصر مشروطيت رو به فزوني نهاد .
هر چند پس از انقلاب مشروطيت ورود گردشگران خارجي به ايران رو به تزايد گذاشته بود ليكن هيچ‌گاه گردشگري به عنوان صنعت به شكل امروزي كه داراي تشكيلات منظم و قوانين و مقررات ويژه‌اي باشد و درآمدزايي نمايد مورد توجه نبوده است. صنعت گردشگري در ايران از نيم قرن پيش به اين طرف به منظور شناساندن مفاخر و تمدن ايران رسماً شكل گرفت و براي اولين بار از سال 1314 اداره‌اي در وزارت داخله( وزارت كشور) به نام « اداره سياحان خارجي و تبليغات» تأسيس شد كه فعاليت آن محدود به چاپ نشريات و كتابچه‌هاي راهنماي گردشگري ايران بود. بعد از شهريور 1320، اداره مذكور جاي خود را به « شوراي عالي جهانگردي» داد كه زيرنظر وزارت كشور بود و در نهايت در سال 1342 هيأت وزيران تأسيس « سازمان جلب سياحان » را تصويب و اين سازمان رسماً كار خود را آغاز كرد.بیش از 51سال از تصویب سازمان جلب سیاحان می گذرد با این حال هیچ توفیقی در جذب سیاح و گردشگر  به معنای خاص نداشته ایم.بیاییم درایام نوروز اگرمسافرهستیم یک گردشگر هم باشیم.به واژه سیاح معنا بدهیم.ومیراث خود را از غربت و عزلت،تخریب و فلاکت برهانیم.برای سیاح بودن کافی است به هرشهر و روستایی که می رویم سراغ آثارتاریخی آنجا را بگیریم.


+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 22:8  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:27  توسط وارنا  | 
فضای مه آلود و غبارگرفته میراث فرهنگی برخلاف هزاره های پیشین برای اهالی میراث و میراثدوستان بسیارنگران کننده و هشدارآفرین شده است و ریزگردهای تخریب سایه سیاه مرگ خود را چنان بربام و بال آن گسترانیده اند که روزنه امیدوارکننده ای هم باقی نگذاشته است.با این تخریب ها باستان شناسان هرروز دستشان از اثر و مدرک و شواهد تهی و تهی تر می گردد.درحالی که همه تن به سکوت سپرده ایم میراث فرهنگی ما تن به مرگ سپرده است

http://chn.ir/Images/News/Larg_Pic/6-12-1393/IMAGE635604862041824240.jpg


+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ساعت 21:16  توسط وارنا  | 

اصفهان، کویر مرکزی ایران، جندق، خانه قدیمی، عکس از عدالت عابدینی


+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۶ اسفند۱۳۹۳ساعت 16:34  توسط وارنا  | 
تخریب آثارتاریخی در کنار عشق ورزیدن به آن ما را هم فرسوده ساخته است وبه گونه ای باید اقرار کنم که این تخریب ها در روح و روان جامعه باستان شناسان هم اثر منفی باقی نهاده است.وقتی بنایی چون ارسلان جاذب با همه جذبه هایش رها می شود وزمینه های تخریب آن فراهم می گردد این نشان از عمق جهالت ما نسبت به این پدیدار های فرهنگی-تاریخی -هنری و مذهبی است.

بنای تاریخی ارسلان جاذب به شمارة 164 و در تاریخ 15/10/1310 به ثبت آثار ملّی و تاریخی رسیده است

بنای ارسلان جاذب،شاهکار یکصدو شصت و چهارمین اثر افتخارآفرین ایران با وجوداینکه شرایط ثبت جهانی را داشت متاسفانه به حال خود رها شده است.مقبره از امیران سلطان محمود غزنوى درناحیة خراسان، طوس و سنگ‏بست بود که حکمرانى داشته است آرامگاه ارسلان جاذب بین سال‏هاى 419 ـ 389 هـ . ق ساخته شده است، در 30 کیلومترى مشهد و در مجاورت روستاى سنگ‏بست و سه راهى مشهد، نیشابور و تربت جام قرار دارد. این بنا، بعد از آرامگاه امیر اسماعیل سامانى در بخارا، از بناهاى قرون اوّلیة اسلام در خراسان به شمار مى‏رود و به مقبرة ایاز نیز معروف است.آرامگاه، داراى نقشه‏اى چهار ضلعى در دو طبقه و گنبدى بر فراز آن است که قابل مقایسه با بناهاى عهد ساسانى است. گنبد این آرامگاه، با حدود 40/10 متر قطر دهانه و حدود سه متر ضخامت دیوارهاى گنبد خانه، از نوع دو پوسته است. گوشه‏سازى آن را در ابتدا از چهار ضلعى به هشت ضلعى رسانده‏اند، بعد از هشت گوش، با عژر یا ژغر (به معنى آبشار) به دایره تبدیل کرده‏اند. در این بنا، گوشه سازى به حد اعلاى خود رسیده و این امر نشان مى‏دهد که این فن در ابتداى راه خود نبوده است.آجرچینى گنبد به شیوة خفته راسته انجام شده است. در نماسازى بنا نیز آجرها به صورت خفته، نقوش بسیار زیبایى ساخته‏اند. در قسمتى نیز به صورت نیمه و کله و راسته تکرار شده و بسیار جالبى به وجود آورده است. در سطح داخلى، کتیبه‏اى آجرى به خط کوفى، تمام زیر گنبد را در بر مى‏گیرد. در کمرپوش گنبد، روزنه‌هایى جهت نورگیرى تعبیه شده است. از دیگر آثار باقیمانده «مجموعة سنگ‏بست، مناره‏اى آجرى با کتیبه‏اى به خط کوفى است که با آجرکارى تزیین شده است. شکل مناره، استوانه‏اى است و 101 پلّه دارد.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۶ اسفند۱۳۹۳ساعت 8:35  توسط وارنا  | 

 **هر یک از آثار تاریخی نماينده‌ي يادگارها ويادبودها هستند

 تاريخ ايران مشحون از مواریث ممتاز و یگانه ، درخشان وشاهانه اما درگیرودار مصائب دشوارو شیرین کامی های بیشمار است. ومی توان اقرارکرد تمدن ايراني در هر دو موقعيت روزبروز در شكفتگي و نمو بوده است. ايستادگي در برابر مصائب و از نو ساختن استقلال و حيات ملي با مصالحي تازه ، در عين آنكه شكست هر اميدي را در دل‌ها شكسته، به عقيدة بعضي از مورخان این خود ازعظيمترين خصائص این ملت است.در تاريخ جهان مثال ديگري نظير اين خصيصه ي ايرانيان كه بعد از هر مصيبت ويران كننده اي از نو قد برافراشته اند وجود ندارد. كافي است نگاهی به سبقه تاریخی آن بیفکنیم در می یابیم هرجا علل مادي با اختصاصات روحي توأم شده ، نيروي خلاق ملت اين چنين شكفته گردیده است. و عظمت ايران را تضمين كرده است.با این نیرو و اخلاقي شگرف بود كه هم خود تربیت جهانی یافت و هم تربيت كرد، تسلا داد، الهام بخشيد قرون متمادي تمدن عظيم بشري را رهبري كرد.هنرمندان هنرآفرین مهارت  و احساس زيبائي و نبوغ خود را در بسياري از هنرها نشان دادند.بربدنه  ظروف گلي و فلزی شان  نقش و نگارهاي تزييني حيرت آوري جان گرفت.تسلط هنرمندانش در ساختن و پرداختن ظروف و در آوردن آنها شگفت آور نمایان گردید.هنر در اشکال متفاوت و به صور مختلف عظمت، قدرت و عظمت و ذوق و نبوغ ایرانی بودن را بر ملا کرد.خیلی زود  در بكار بردن مصالح ديگر و بدعت در ساختن طاق هاي هلالي و گنبدها گام هایی فراتر نهاند. و اين گام ها مقدمه ايشد براي معرفی ایران با تمدنی جهانی که جهان دیروز و ملل متمدن امروز را به شگفتی وا داشته است.با گذشت قرن ها هنوز حجاری های  عظيم در سينه ي كوهها كه  نشان دهنده ي واگذاري سلطنت و يا نمودار پيروزي شاهان ساساني بر امپراطوران رومي هستند خودنمایی می کند. نشان تاج ستانی ها با حلقه قدرت ایرانی در هنرشان گره خورده است.امروز هر یک از این آثار و اثر ها،آن چنان نماينده‌ي يادگاري‌ها و يادبودها هستند كه كمتر نظير آنها را مي توان در میان تمدن های مجاور و حتی دوردست يافت. نماینده یادگارها و یادبودها که اینک رو به زوال می روند.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۶ اسفند۱۳۹۳ساعت 7:44  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  سه شنبه ۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 16:39  توسط وارنا  | 

خانه تاریخی دویست ساله استادفروزانفر، به گل نشست

سرایی تاریخی که به دلیل جایگاه علمی رفیع مالک اصلی آن  درسطح گسترده بازتاب فراوانی یافته بود امروزه دردل کویر به گل نشسته است. خانه فروزانفر که بعدها به شخصی به نام سماواتی فروخته شد، نمونه کاملی از یک معماری ایرانی در اقلیم گرم و خشک ایران به حساب می‌آید.در این خانه قدیمی، پلانی ساده و درونگرا، با حفظ محرمیت به چشم می‌خورد و همچنین تزئینات رسمی‌بندی و گچبری زیبایی نیز در بالای طاقنماها، نورگیر اتاق‌ها، بادگیرها و سایر بخش‌ها وجود دارد .خانه استاد بدیع‌الزمان فروزانفر  در سال 1385  با شماره 16350 در فهرست میراث ملی ثبت شده بود.بافت تاریخی بشرویه از مهم‌ترین بافت‌های تاریخی در خراسان‌جنوبی با خانه‌های خشت و گلی و بادگیرهای زیبا است که معماری نفیس در ساخت بناهای آن مانند خانه فروزانفر به کار رفته است

 خانه استاد فروزانفر


+ نگاشته شده در  سه شنبه ۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 10:31  توسط وارنا  | 

کاروانسرای لحاف دوزی های کرمان با ۱۰ حجره در بازار میدان قلعه قرار دارد و از آنجا که لحاف دوزهای این بازار از کاروانسرای مذکور برای دوخت لحاف استفاده می کنند به این نام مشهور شده است.قدمت این کاروانسرا  قاجار می رسد. این کاروانسرا با کاروانسراهای دیگر از نظر سبک معماری متفاوت است و جدیدتر به نظر می‌آید. قابل ذکراست که این کاروانسرارا بنام کاروانسرای کوزه گرها هم میشناسند این کاروانسرا ؛ در کرمان، بازارمیدان قلعه واقع شده ودر تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۰ با شماره ثبت ۳۸۶۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. کاروانسرا از جمله کاروانسراهایی است که در دل بازار کرمان قرار گرفته مثل خیلی از کاروانسرای عصر قاجاریه دارای دو درب بزرگ بوده است که احتمالا یکی از درب ها مربوط به ورود کالا و خدمات به کاروانسرا بوده و به کوچه ای که به میدان اصلی بازار؛ یعنی میدان قلعه منتهی می شود و درب دوم که به بازار متصل است ؛جهت تردد به بازار طراحی شده است .این طور به نظر می رسد که جهت رفاه حال تاجران و مسافران که می خواهند راه پر پیچ و خم بازار را طی نکنند و کالاهای خریداری شده را غیر از مسیر بازار به بیرون شهر و یا همان قلعه ببرند راحت تر باشد. کاروانسرا ی لحاف دوزی هااز خشت های آن دوره ساخته شده و با درب های بزرگ چوبی تزیین شده است. .در وسط این کاروانسرا حوضی قرار داشته است که که کاروانی ها جهت رفع خستگی دست و روی خودمی شستند و جهت استراحت به حجره های خود می رفتند. این بنا متاسفانه وضعیت خوبی ندارد

کاروانسرای لحاف دوزهای کرمان


+ نگاشته شده در  سه شنبه ۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 8:0  توسط وارنا  | 
سمنان، کویر مرکزی ایران، تک درخت، عکس از عدالت عابدینی


+ نگاشته شده در  سه شنبه ۵ اسفند۱۳۹۳ساعت 7:54  توسط وارنا  | 

قلعه جندق طلای تاریخی ،دردام بلای بی توجهی میراثبانان

سنگین ترین شماره ثبت ملی چون طوقی بر نفیس ترین بنای خشت و گل  ایران نشست

سالیان درازاست که رشته درازتخریب اثارباستانی درازتر و دروازه تخریب و سرقت بر روی متجاوزان به گنجینه های تاریخی بازتر می شود. در یک روز دهها اثرتاریخی را بدون آنکه تمام ضوابط مربوطه را رعایت کنند درفهرست میراث ملی ثبت کرده و جشن و سرور به راه می اندازند بسیاری از آثار تاریخی بیش از یکبار ثبت ملی شده و دارای دو و سه شماره ثبت شده درفهرست میراث ملی دارند.بی آنکه تجدیدنظر جدی کرده باشند. اولین و دومین و سومین اثرملی ثبت شده ایران هنوز در خاک عراق قرار دارد و از میان هزاران اثر و اتلال تاریخی جایگزینی برای آنها اعلام نشده است.درحالی که بسیاری از شاهکارهای معماری هنوز در فهرست میراث ملی ثبت نشده است مسولان میراث فرهنگی به یاد درخت های خیابان ولیعصر می افتند  که ثبت ملی نشده اند.بنای ایران شناسی رابا وجود اینکه نه معماری ممتاز ایرانی است و نه دارای سابقه دیرین،عجولانه  وبا شتاب فراوان درفهرست میراث ملی ثبت کردند تا دیروز هم که از بزرگترین کاخ ایران خبری ندشتند تا اینکه  درزبان مردم چرخید و از خواب بیدار شدند که کاخ سفید ایران درحال نابودی است وهنوز ثبت ملی هم نشده است. حالا هم قلعه جندق در ۳۵۰ کیلومتری شمال شرقی اصفهان، که یک و نیم هکتار مساحت دارد و منسوب به دوره ایلخانی و ساسانی است.بعد از قرن ها همین چند ماه پیش این قلعه در تاریخ ۲۷ مرداد 93 به شماره ۳۱۰۹۴ در فهرست آثار ملی کشور  ثبت کردند .اثری ممتاز که می تواند درفهرست جهانی باشد باید سنگین ترین شماره ثبت شده ملی در با خود یدک بکشد .واقعا در این حیات خلوت  باستانی گروه های سیاسی چه می گذرد؟این قلعه ذوذنقه شکل با ضلع شمالی آن 162 متر, ضلع شرقی آن 131/5 متر, ضلع جنوبی130/5 وضلع غربی آن 142/5 متر  و این قدمت چگونه تاحالا از نگاه میراثداران مانده است خدا می داند که چه آثار شگرف دیگری باقی مانده که میراثبانان منتظرند از زبان مردم نام و دیرینه و نشانی آنها را دریابند.در قلعه جندق دروازه رو به سمت مشرق باز میشود که دو برج در طرفین آن قرار دارد و با دالانی منحنی به درون قلعه وصل میگردد. غیر از چهار برج زاویه, برجهای دیگر قلعه عبارتند از: پهلوی شرقی سه برج, پهلوی جنوبی دو برج که یکی را بعدا" ساخته اند. ضلع شمالی یک برج در وسط دیوار دارد. دیوارها و برجهای ضلع غربی را خراب کرده اند. در بدو امر برجهای قلعه22 متر ارتفاع داشته اند, کلفتی پی ها و دیوارهای قلعه دو متر است. مصالح قلعه از خشت و گل منحصرا" قسمتی از ریشه دیوارها را با تخته سنگ ساخته اند, خانه های محقر و قدیمی در قلعه قرار دارند.جندق شهری کوچک در حاشیه جنوبی کویر مرکزی ایران در شمال شرقی استان اصفهان و از توابع شهرستان نائین است. وجه تسمیه جندق از دو کلمه جنب ( کنار ) و دق ( دشت ، کویر و زمین ) به دست آمده است .عجب حکایتی است حکایت این میراث فرهنگی ما

اصفهان، کویر مرکزی ایران، جندق، قلعه، عکس از عدالت عابدینی

 


+ نگاشته شده در  دوشنبه ۴ اسفند۱۳۹۳ساعت 10:35  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  دوشنبه ۴ اسفند۱۳۹۳ساعت 7:45  توسط وارنا  | 

پیشرفت های انسانی عمرآثارتاریخی را کوتاه کرده است.

با این تخریب ها هویت انسان ها در آینده ناشناخته تر خواهد ماند

بشرباورودبه قرن بیست و یکم با طی مراحل ترقی شاهد تحولات شگرفی حتی در طولانی ساختن عمر خود وبه استقبال از مرگ های خودخواسته برای زنده شدن در قرن های فراروی گام نهاد با همه توسعه درابعاد مختلف حیات خود،آرامش را از نیاکان خود گرفت.علی رغم اینکه سازمان ها و نهاد های بین المللی فراوانی برای حفظ و صیانت از مواریث فرهنگی بشریت فعالیت دارند و هرکدام به نحوی تلاش دارند تا از محو و اضمحلال و انحلال آثار و گنجینه های تاریخی و مذهبی ممانعت به عمل آورند.با این حال دامنه تخریب آثار و مواریث بشری در بسیاری از کشورها شدت بی مانندی به خود گرفته است.در این حال هیچ یک از تلاش های  نهادهای بین المللی در طول یک قرن گذشته نتوانست از شدت ویرانی بناها و مکان های تاریخی و نیز سرقت آثار و گنجینه های ملتهای صاحب تمدن را کاهش دهد.گردو عجیب مرگ وغبارفراموشی پیشینه تاریخ اانسان ها  را با قدمتی به درازای تاریخ فراگرفت. همه شکوه وزیبایی ها و رازهای نهفته از دل آثار بیرون کشیده شدند.هراثری که سمبل هویت تاریخی و نمادافتخار و غرور،بلندپایگی و عزت بشمار می رفت درمسیر سراشیبی واقع شد.نیاکانمان که برای مان ارزشمند بودند و دست نبشته ها و کتیبه هایشان ،چون نشان و معرفت از نوع اندیشه نگاری و طرز تفکر ،آئین و سنت ها و باورها داشتند ارزشمند تر نمود یافته بودند همه ی نماد های این نمود ،نمای خود را از دست داده است.باوجوداینکه از دیدگاه قرآن هر اثر تاریخی منشاء و منبع شعور تاریخی ،پند و عبرت و عزت است و در درون اسلام نگاه به تاریخ بسیارگسترده است و اهمیت بسیاری به آن داده شده است. اما در درون بشرکنونی چشمه این منبع آگاهی و معرفت شناختی ،خشکیده و گوش هااز شنیدن پیام های تاریخی بازمانده است.به همین سبب حفظ و باقی ماندن آثار با توجه به وضعیت فعلی که بسیاری از آثار در حال تخریب هستند از نگاه کسی ،امری ضروری به شما نمی‌رود. میراث فرهنگی این آوردگاه اندیشه هزاران نسل درطی تاریخ طولانی طی شده راه مرگ را طی می کند..تخریب و ویرانی گنجینه های معرفت شناختی ،نشان می دهندآموزه ها و سنت ها،عزت و اقتدار،اعتبار و هویت ها،همه مرز های داشتن وبودن رادرنوردیده و تا مرز نابودن و نابود شدن هم فاصله ی نیست.میراث هاو فرهنگ هااز کانون جامعه انسانی به صور مختلف رخت بر می بندند و به پیرامون هلاکت بیرون رانده می شوند.همه قاعده ها و قالب های فکری چندهزارساله می شکنند.متاسفانه با این نوع نگاه ویرانگرانه ،جامعه تا به ضرورت آشنایی با پیشینه و شناسه دیرین خود واقف نگردد وبه آنها احساس نیاز نکند در فهم معانی آن بازخواهند ماند.با بي‌توجهي به آن‌ها سبب نابودي آثار و تغییر بافت های مکان های مهم تاریخی مي‌شوند در واقع همین آثار تاريخي جنبه‌هاي مختلفي در حركت رو به رشد هر جامعه‌اي دارند که ازنگاه مردم مغفول و محزون ،محروم  ومهجور مانده است.امروز با نابودی ‌های گسترده ی آثار و مواریث تاریخی و فرهنگی هویت تاریخی انسان ها،بیقرار و سرگشته و سیرجنون به خود‌گرفته ،سیلابی از ویرانی که درحوزه میراث و فرهنگ انسانی به راه افتاده است هیچ چیز جز تخریب و نابودی بناها و سرقت اشیای تاریخی راهدف خود قرارنداده است.دربسیاری از جامعه امروز  و صاحب تمدن دنیا،هجوم ناجوانمردانه  به ارزش ها و پی‌ها، پایه‌ها و بنیان‌ها ،هویت ها و سند بودن ها،به مفهوم دقیق‌تر،شکستن و خرد کردن سنت‌های اعتقادی و اعمال و افعال آیینی فرهنگ‌ها، مدرک شناختی جامعه‌ها و جمعیت‌های مرده، مدفون، مفقود و متروک گذشته ،بدعتی ویرانگر پی افکنده شده اند و با آتش‌افروز ی های گسترده و به مقیاس وسیع ،کوبیدن و روبیدن و از میان برداشتن و افکندنِ اصل‌ها و ریشه‌ها و زدودن هویت‌ها و نابودکردن میراث‌ها و غارتِ گسترده مواریث فرهنگی ملّت‌ها و تخریب وسیع محوطه‌های باستانی و فضاها و بافت‌های معماری سنّتی و موارد مشابه بسیار دیگر، چهره نازیبا و اهریمنیِ خود را هویدا کرده است.از میراث بشرامروز با این تخریب ها تندیسی بیش نمانده و آنچه نیزمانده در زیر آوار حجم عظیم جنگ ها  فروخفته است. اگرانسان امروز درک کند که شناخت هیچ واقعیت، پدیده ورویدادی درجهان، پیچیده، دشوار، مهم، سؤال‌خیز، تأثیرگذار و تعیین کننده‌تر از آگاهی و فهم او از خویشتن خویش نیست؛ اینکه به حقیقت چه بوده وچه هست .حضور اوبا گذشت هزاران سال در جهان به چه معنایی است؟ و یا آنکه چه می‌خواهد و چه می‌تواند و چه باید باشد که نیست، نبوده است با استمرار این تخریب ها هویت او در جهان آینده ناشناخته تر خواهد ماند.


+ نگاشته شده در  دوشنبه ۴ اسفند۱۳۹۳ساعت 7:42  توسط وارنا  | 

بلاد شاهپور دهدشت روزهاي مرگ و زندگی را با گوسفندان مي گذراند

بلاد عظیم شاپور دردهدشت یاسوج باشد یا تخت جمشید و پاسارگاد فرقی نمی کند که این آثار و بناها در طول تاریخ چه نقشی در تاریخ سترگ این سرزمین داشته اند.مهم نیست که  این شهر به دلیل واقع شدن بر سر راه پایتخت صفویان به بنادر جنوبی و همچنین نزدیكی به شهر ارجان كه اینك به بهبهان مشهور است نقش موثری در تجارت آن دوران ایفا می كرده است مهم تر این است که امروزه به عنوان آغل گوسفندان نقش حائز اهمیت تری دارد.امروز، كسي در اين شهر تاریخی زندگي نمي كند.صدای تاریخ و مردمان تاریخی در اینجا از نطفه خاموش شده است. برج و باروي شهر هم خالي از سايه هاي نگهبان است و صدای بع بع گوسفندان و بوی مشمئز کننده تنها حاكم مطلق. دهدشت  شهري به جا مانده از تاريخ ايران.است.شهر قديمي دهدشت بر اساس دست نوشته‌هاي تاريخي، "بلاد شاپور" نام داشت این شهر به دلیل وجود بارگاه 7 امام زاده به هفت گنبد نیز مشهوربود و توسط شاپور اول ساساني، فرزند اردشير اول ايجاد شده و بر اساس فارسنامه ناصري اين شهر باستاني زماني يک شهر بزرگ بوده است. زمانی اين شهر حدود دو هزار خانه، مسجد، حمام و کاروانسرا داشت که بسياري از اين آثار هنوز برجاي مانده است. بلاد شاپور در اواخر دوره صفويه به خاطر عدم امنيت در راه‌هاي بازرگاني آن صدماتي ديده و در زمان هرج و مرج دوره زنديه غارت و ويران شد. اما اینک يكي از شهرهاي قديمي و به جا مانده از تاريخ روزهاي مرگ و زندگی با گوسفندان را مي گذراند. لحظه هاي بازگشت حيات به ويرانه هاي این شهر.تنها هجوم گوسفندان دهدشتی صورت می گیرد.این بلاد بلاخیز باشماره 1689 در 27 مرداد سال 1364 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است

http://media.mehrnews.com/d/2014/12/13/3/726140.jpg


+ نگاشته شده در  یکشنبه ۳ اسفند۱۳۹۳ساعت 8:43  توسط وارنا  | 

آثارتاریخی امروزآسیب پذیرترین پدیده دست بشرهستند که به گونه های مختلف وبه بوسیله هرکس و ناکس مورد هجوم قرارمی گیرد فصل سرما از مدیریت ناتوان مدیران کشور سوء استفاده کرده شلاق کوبنده خویش رابرتن آثار تاریخی می کوبد تا شاید بتواند سهم خود در تخریب و نابودی آثارهویت بخش تاریخی را به سرمقصود برساند.بارش های سیل آسای باران و برف های شدید تا کنون مسولان را به صورت جدی برای حفاظت از این آثار متقاعد نساخته است.برف و باران علاوه بر ازبین بردن سطوح اتلال  تاریخی بیشتری روی بناهای تاریخی مانند تخت جمشید ،زیگورات چغازنبیل و......که سقف ندارند،آثارتخریبی می‌گذارد، چون بناهای مسقف به‌علت داشتن حفاظ می‌توانند تزیینات منحصربه‌فرد خود را حفظ کنند. بنابراین عوامل تأثیرگذار جوی خصوصا برف و باران روی بناهای تاریخی را باید به‌صورت جدی مورد بررسی قراردادو برای هر مورد با توجه به شرایط بنا و سنجش محدودیت‌ها و امکانات، راهکار ارائه کرد.برای به حداقل رساندن تأثیر نزولات جوی بر آثار تاریخی که همواره در معرض باران و برف زمستان و آفتاب تابستان هستند از نظر خواص فیزیکی ساختار سنگ‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن‌ها (سنگ‌های آهکی) ریزترک‌هایی دارند و از طرفی، بافت ناهمگن تشکیل‌دهنده‌ی سنگ‌های رسوبی، برف و باران، روی آن‌ها به‌صورت حلال عمل و به‌تدریج و در درازمدت، کانی‌های مضمحل را در خود حل می‌کند. با این روند، ریزترک‌ها باز می‌شوند و نفوذ آب باران و درپی آن، کاهش دما و یخ‌زدگی آب باعث بزرگ شدن ریزترک‌ها و در نهایت، شکاف‌های عمیق در سنگ می‌شود


+ نگاشته شده در  یکشنبه ۳ اسفند۱۳۹۳ساعت 8:10  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  یکشنبه ۳ اسفند۱۳۹۳ساعت 7:44  توسط وارنا  | 

به دلیل  مصالح به کار رفته در این روستا از سنگ ، روستای لیوس به روستای سنگی دزفول

مشهوراست

روستای تاریخی لیوس دزفول روستایی نمونه گردشگری درشمال خوزستان است که با داشتن بافتی تاریخی و طبیعتی زیبا و بکر یکی از جاذبه های گردشگری محسوب می شود. این روستا در فاصله هوایی 51 کیلومتری و زمینی 73 کیلومتری شهر دزفول در دامنه کوه لنگر واقع شده است.قبل از رسیدن به این روستای زیبا روستای نورآباد و گوشه نیز در مسیر قرار دارند.روستای گردشگری و تاریخی لیوس در شمال این شهرستان واقع شده است با وجود گذشت سالیان زیاد از عمر این روستای تاریخی در بافت کهن خانه‌ها هنوز هم شاهد نحوه معیشت، فرهنگ و سنن، گویش، آداب و رسوم و برپایی مراسم مختلف به شیوه کاملاً سنتی هستیم. این روستا علاوه بر بافت زیبای تاریخی خانه‌ها، دارای جاذبه‌های گردشگری طبیعی و بکر شامل کوهستان‌ها، مراتع بسیار زیبا، باغ‌های میوه، رود‌خانه و آبشار است که در فصل‌های بهار و پاییز و زمستان به علت آب و هوای مناسب می‌تواند پذیرای گردشگران زیادی از سراسر جهان باشد. این روستا از شمال غربی به کوه لنگر و از غرب به دره کول محدود می‌شود. ارتفاع آن از سطح دریا ۹۷۰ متر است و آب و هوای معتدل کوهستانی دارد.این دوستدار میراث فرهنگی خاطرنشان کرد: با کنار هم گذاشتن ویژگی‌های روستای لیوس از جمله سابقه تاریخی، بافت سنگی و هویت خاص معماری، نزدیکی به روستاهای گردشگری سزار و گوشه، طبیعت بکر، وجود باغ‌های انار، نخل‌های زیبا، وجود آثار دوره‌های اول زمین‌شناسی نظیر برد کژدم، قرارگیری در دامنه کوه لنگر، قدمگاه مشهور به امام رضا (ع)‌، جاده ماشین‌روی آسفالته و وجود مدرسه چند کلاسه در این روستا می‌توان به خوبی دریافت که با برنامه‌ریزی و پیگیری دلسوزانه این روستا قابلیت معرفی در حد روستاهایی نظیر ماسوله و ابیانه را به عنوان یک روستای سنگی و ارزشمند تاریخی در سطح کشور را دارا است تا ضمن ایجاد انگیزه برای بهسازی و حفظ بافت تاریخی روستا که بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی شهرستان دزفول هست

http://dezna24.com/portal/uploads/2014/08/DSC_07721.jpg


+ نگاشته شده در  شنبه ۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 15:37  توسط وارنا  | 

مردم مکان های باستانی درحال تخریب را خرابه می دانند

آثارتاریخی با اینکه درهرکدامشان هزاران پیام و راز و رمز است هنوز بوی تعفن ویرانی می دهند.آبادگاه های کهن دیروز خرابه هایی بیش نیستند.دیگرکسی از این خرابه های مشمئزکننده به عنوان مکان های مهم تاریخی یاد نمی کند.سایه شوم تخریب ،اقتدارادوارگذشته این بناها را از بین برده است.خط خطر فهم کجاست ومشکل فهم چیست  برای حل مشکل به کجا باید رفت؟ چه باید کرد که تا کنون نکرده ایم؟ مگر عقل و ذهن جواب گوی این سوالات است؟آیا می تواند ما را به راهی درست در این مسیر ویرانگرآثارتاریخی هدایت کند؟ اصلا عقل و ماهیت آن چیست؟ در زندگی ما چه نقشی دارد و باید چه نقشی داشته باشد  که تا کنون نداشته و میراث با شکوه مارادرمنجلاب ویرانی فروغلتانیده است.؟ کی باید فکر کرد؟چگونه باید فکر کرد؟ این تخریب ها و ویرانی ها و تبدیل مکان های تاریخی به ویرانه های حزن انگیز،، نه منطقی است،و نه عملی انسانی  یا هر چیز دیگر، که همیشه در ذهن ما در تلاطم است.وبه راستی جایگاه عقل در این میان  چیست؟خداوند مهربان که ما را آفرید وبر اما دو پیامبر گماشت. یکی دورنی که استدلال کند واسمش راعقل گذاشت ودیگری بیرونی که راهنمایش کند. وهزاران سال هم راهنمایی شده ایم.پس چرا با این نشانه ها و آیات دوران های گذشته راه سعادت رابر روی دروازه های شقاوت گشوده ایم؟درخرابه های تاریخی دنیا انسان جوکودین و نئاندرتال و هوساپینس قد می کشد وهزاران گنجینه های نفیس به حرف آمده و عظمت تاریخ گذشته را گواهی می دهند لیکن در ویرانه های تاریخی این سرزمین همه چیز به یغما می رود و زبان در کام تاریخ ناکام می ماند.در خرابه های جوکودیان پس از حفاری بیش از 80 سال ، این مکان همچنان برای تحقیق و بررسی مورد استفاده قرار می گیرد و خرابه های تاریخی در ایران هشتاد سال است که مورد دستبرد واقع می شوند.در جای جای این کره خاکی مکان های تاریخی تخریب شده مانند گنجینه و کتابخانه و مخزن دانش و اطلاعات گذشته مورد توجه است اما در ایران همه ما چشم به زر و سیم درون این مکان ها و خرابه های باستانی دوخته ایم(رهبرگنجه. تورج-archaeologist


+ نگاشته شده در  شنبه ۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 10:45  توسط وارنا  | 

تلاش برای شناخت گذشته ی خویش ، ساختن آینده ای روشن بر اساس هویت فرهنگی و ریشه دارمیسر است.پویایی ، بقا و بقایای فرهنگی  هرملتی در آینده  نیازمند اتصال و پیوستگی میان امروز و گذشته است.شجره میراث فرهنگی مهمترین بستر و نقطه ظریف این اتصال وحلقه این وابستگی است شاید نظام های ارزشی و اعتقادی خصوصا از نوع دینی،درطول دراز تاریخ ، درازآهنگ شکل می گیرند محصول اختراع وابداع  و اکتشاف در این جوامع به خصوص دراثرتجربه و طی فرآیند طولانی شکل گرفته نشان می دهد.میراث محصول تلاش فکری جوامع دینی و برخوردار از آموزه های دینی به گونه متفاوت دیده شده اند.که اینچنین بی نظیر وممتازدر جهان اطراف ما افق گشوده اندالبته نباید فراموش کرد هرابداع و اختراع و سازندگی به رغم آنکه درلحظه و زمان تاریخی معینی اتفاق افتاده لیکن مسبوق به سنت ها و آزموده ها،آموخته هایی بوده که تدریجا و مرحله به مرحله طی چندین نسل انباشته شده و سرانجام در یک لحظه خاص و زمانی ممتاز چهره نمایان کرده است.میراث و فرهنگ ایرانی دقیقا با این خصوصیات انحصاری با فراهم آمدن زمینه مساعد و شرایط لازم و نیز احساس نیاز چهره خود را آشکار و هویدا ساخت.هریک از این اثرها و آثار بار تمثیلی و رمزی غنی با خود داشته وکلید رمزگشایی آنها در حفظ این دستآوردهای فرهنگی -تاریخی و هنری است.امروزه آثار باستانی چونان ماده و مواد سرد و جمودی می مانند که ازنقش هویتی آن ،نشانی نیست.آثارباستانی با اینکه از دیرینه‌ای کهن،ازساده‌ترین گرفته تا پیچیده‌ترین مجموعه‌های فرهنگی،ابنیه و...،همواره حامل پیام هستند وهیچ اثر باستانی‌ای بی‌پیام وجود ندارد.با این حال این آثار و پدیده های ارزشمند تاریخی دهها سال است که درگیرودار مرگ و ویرانی هستند.


+ نگاشته شده در  شنبه ۲ اسفند۱۳۹۳ساعت 7:50  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  جمعه ۱ اسفند۱۳۹۳ساعت 20:14  توسط وارنا  | 

همانگونه که روح و عواطف ما،قوای حسی و ادراکی ما،اندیشه و حافظه ما،خرد و قوه تخیل ورزی ما در مواجهه با یک اثری زیبا تسلیم می شود در هنگام اضمحلال و نابودی آنها نیز متاثر و متاسف می شود زیرا التذاذ و نشاط خود رادر خطر می بیند.چنانچه به پیشینه پدیدارهای تاریخی دراین گستره وسیع جغرافیایی بنگریم با هزاران مسائل تناقض آمیزی برخورد می کنیم که فهم هر کدام از آنها نقد و تحلیل تاریخی و نظری عمیقی را می طلبد.تناقض آمیز از آن جهت که هریک از این مکان ها و محوطه ها را به عنوان مکان جذب توریسم و منطقه خاص گردشگرپذیر معرفی نموده و از سوی دیگر بی آنکه امکانات جذب توریسم را فراهم کرده باشند خاک ویرانی بر کلیه بناها و آثار تاریخی آن ها سنگینی می کند.این نحوه مواجهه با آثارتاریخی جز تمسخر تاریخ گذشتگان نیست.


+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۳۰ بهمن۱۳۹۳ساعت 21:8  توسط وارنا  | 
خانه امینی‌ها به‌عنوان نفیس‌ترین خانه کرمان ازنفس‌های افتاد. این خانه که مربوط به دوره قاجار بود در بافت تاریخی کرمان، خیابان شریعتی، کوچه ته باغ لله  واقع شده و درتاریخ 10 خرداد 1382 با شماره9148 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده بود


+ نگاشته شده در  پنجشنبه ۳۰ بهمن۱۳۹۳ساعت 20:51  توسط وارنا  | 

احساس رنج هایی که برمیراث فرهنگی ما می رود را به سختی می توان شرح داد

 میراث فرهنگی هرملتی ،شناسنامه و هویت و سند افتخار ونشانه حرکت رو به رشد درطول تاریخ است باستان شناسان  تلاش دارند زمینه شناخت هویت و حفظ حرکت فرهنگی و مسیر تاریخی آنها را بببرررای همه فراهم کنند.اااز زنگ خطرفروپاشی فرهنگ و تمدن و رو به انحطاط گرائیدن میراث فرهنگی که در سه دهه اخیر بصدا آمده است فراوان گفتیم.اما شاید هیچگاه نتوانستیم به دلایل گوناگون احساس خود از رنج هایی که میراث فرهنگی کشیده بیان کنیم و درشرایط بد امروز هم به سختی می توان به شرح این همه بلاها ورنج امیراث  فرهنگی  پرداخت.فرهنگ جامعه که بر میراث اتکال  داشت به دلیل از هم گسستی  میراث فرهنگی از زوایای گوناگون تکیه گاهش را از دست داد.از وسعت تنوع و حجم وسیع مواریث فرهنگی که هزاران سال شانه به شانه این آب و خاک سائیده بود کاسته شد ورشته با دوام میراث فرهنگی از دوام افتاد.به گونه ای که فردا برای ساختن آینده ای برپایه هویت فرهنگی نسل های ما با چالش روبرو می شوند.با اینکه باستان شناسی در کشورهای دنیا خصوصا همسایگان کوچک و بزرگ ما از عراق تا سوریه از هند تا پاکستان از ترکیه تا مالزی نظام مند و مرتب رو به رشد بوده است ومیراث فرهنگی آنها از کارآمدترین تشکیلات  باستان شناسی درخاورمیانه بشمار می روند هنوزتشکیلات باستان شناسی و  اهمیت مطالعات مربوط به گذشته و آثارتاریخی را  کاری بیهوده فرض می داریم.رابطه باستان شناسی و باستان شناسان ما با جهان باستان شناسی منقطع و رشته همکاری های پژوهشی بریده شده است.چراغ سایت ها خاموش وحفاری قاچاق بیشمار رواج پیدا کرده است. سرقت از موزه ها به دورترین نواحی سوق داده شد.آثار بیرحمانه از بین رفتند.گنج ها از پستوی خانه ها به بازارها راه یافتند. حفاران غیرمجاز بیش از پیش به جان محوطه‌های باستانی و تاریخی افتادند  اجزای میراث فرهنگی دستاوردهای بشری‌ بودند که با پژوهش و تحقیق بر روی آنها می‌توانستیم با شناسنامه‌ی هویتی خویش بیشتر آشنا شویم. حتی هویت‌مند و شناسنامه‌دار کردن اشیایی که از دیرباز در اختیار مردم است می‌توانست در تغییر این نگاه مؤثر باشد. افزون بر با اندکی مدیریت می توانستیم با یارگیری مأموران حفاظت میراث فرهنگی از میان خود مردم محلی و انجمن‌های دوستدار میراث فرهنگی جلوی قاچاق و تخریب آثار و اشیای تاریخی را بگیریم اما هیچ تلاش مفیدی در طول سه دهه حاصل نشد جز آنچه امروز از حال و روز میراث فرهنگی بر همه هویدا است.

قلعه گلاب


+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ساعت 17:14  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ساعت 9:14  توسط وارنا  | 

 هنرمندان و هنرآفرینان این سرزمین  شهرت جهاني بی مانندی به ماعطا داشته اندآنطور كه بسرعت این اشتهار مرزها را درنورديد و ما را در شمار هنرآفرینان بی همتا و یگانه و خالق باشکوه ترین تمدن به جهان شناساند .بواسطة انديشه‌هاي ژرف و شگرف  همانها بود كه خلقت و جهان آفرينش را به زیبایی و نیکوانی بيان داشته شده است آرزوی ورود و فرود بر بام بلند اندیشه نسل های ما ،برای درک و دريافت‌هاي انديشه حساس و فكر وسيع و بلند ،دربارة فلسفة خلقت و عالم هستي که چون برقي در افق تيرة باورها و پندارهاي سست بنياد مردمان جهان کهن بدرخشيد و بسياري از تاريكي‌هاي اين راه را روشن ساخت و دشوارترين مباحث مربوط به جلوه ی هنری  و آفرينش را با ساده‌ترين و شيرين‌ترين بيان براي جهانيان توضيح دادند و افكار بزرگان علم و دانش را در سراسر گيتي متوجه خود كردند،همه در سر دارند. بيهوده نیست كه «اعتقاد یافته ایم »هزاران قرن بگذرد افسوس که دیگردر هیچ قرنی شاهد چنین نسلی جهان نخواهد بود.. قرن‌ها بگذرد و می گذرد در كرة خاك متفكري مانند مردم ایرانزمین هنرآفرین وبالنده بوجود نيايد. مردمی که هنررا عزت و معنا و مفهوم دادند با هنرش پرده از اسرار خلقت برگرفتند و معماری و هنری بوجود آوردند و به  هزاران پرسش ديرينه انسان که بی پاسخ مانده بود پاسخ دلنشینی دادند.اينجاست كه باید عظمت فكر و اوج انديشة نیاکانمان را خوب درك كنيم


+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ساعت 8:38  توسط وارنا  | 

برج تاریخی روستای بنیز شهرستان بهاباد  محل نگهداری احشام شده است**

برج زیبا و تاریخی بهاباد، بخش آسفیج، دهستان بنستان، درروستای بنیز واقع شده که با توجه به سبک معماری بنا متعلق به دوره متاخراسلامی (قاجار) است ولی باتوجه به فونداسیون بنا و خشت های موجود درآن بنا به دوره قبل از قاجار نیز می رسد و نام آن متاثر از نام روستایی است که بنا درآن واقع شده است.همچنین مالکیت این بنا خصوصی بوده و درحال حاضر بنا در اختیار دهیاری روستای بنیز است. برج بنیز دارای شکلی استوانه ای است که از پائین تا بالای برج از قطر آن کاسته می شود. در اطراف برج ساختمان هایی وجود دارد که به گفته اهالی، محل نگهداری احشام بوده است. ساختمان هایی سنگی با درب های چوبی که در درون هرکدام از آنها حفره هایی ایجاد شده که جهت قرار دادن علوفه و غذای دام مورد استفاده بوده است.ازاره دیوار اتاق ها از سنگ و مابقی از خشت یا آجر است. ساختمان برج دارای دو طبقه است که ورودی آن در قسمت شمال شرقی قرار دارد و به نظر می رسد در ورودی در دوره های مختلف تغییر یافته است و از چپیله بالای سردر ورودی مشخص است که سردر بلندتر از دوره کنونی بوده است. راه ورود به برج از طریق پلکان سنگی موجود است

فضای طبقه پایین را ایوانچه هایی تشکیل می دهد که جای نگهداری آذوقه اهالی روستا بوده است. طبقه دوم برج فضایی خالی از هرگونه تزئینات و ایوانچه است و فقط در دیوارها تیرکش هایی تعبیه شده است و سقف آن نیز عرق چینی است. مصالح استفاده شده در بنا سنگ و خشت و آجر با ملات گچ کوهی و کاهگل است و ویژگی این برج وجود خشت های 8×22×22 که در بدنه برج به کاررفته است.شایان ذکر است این بنا به شماره 31155 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ساعت 7:46  توسط وارنا  | 

میراث فرهنگی سالیان درازاست که وعده جذب گردشگر و جذب توریست به کشور را می دهد می خواهد وضع اقتصاد مردم شهر و روستا را ارتقاء ببخشد.موجب رشد شبکه های بهداشت و راه و توسعه و عمران در آبادی ها گردد.با جذب گردشگر مانع از کوچ اجباری جوانان به شهرهای سربی گردد.سال ها است که از وعده های مدیران میراث فرهنگی برای جذب بیست میلیون گردشگر می گذرد ما که حتی یک گردشگر ندیدیم اما تخریب فراوان


+ نگاشته شده در  سه شنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۳ساعت 16:57  توسط وارنا  | 

 

تعجب نكنيد ازاينكه من دراينجا نامي از ديولافوآ و همسرش نمي‌برم،

فرهنگ وتمدن ديرينه ايران با همه كشف‌ها وكاوشهاي راهگشائي كه در مسير شناخت اعماق ومرزهاي آن صورت گرقته، هنوز چهره كاملي از خود بروز نداده است. وآنچه هم که تا کنون از خود نمایان ساخته  یا از بین رفته و یا آخرین نفس های حیات فرهنگی  آنها طی می شود.اين فرهنگ گرانبار كه ميراث نسلهاي بيشمار را درسينه نهفته است رازها ورمزهاي خويش را در گوشه وكنار ويرانه‌هاي تاريخي ، درخطوط فرسوده ومرموز سنگ نبشته‌ها، در طرح وزيور وتركيب كاشي‌ها وگنبد‌ها، در فضاي آميخته به بوي تاريخ بقعه‌ها، در شهرهاي كهن ودهكده‌هاي باستاني كه زمان زلزله‌وار بر آنها گذشته، پراكنده است. همه آنچه كه به گذشته وتاريخ تعلق داشت و بخشي از گنجينه تمدن وهنر وفرهنگ نسل‌ها را چون ميراث بردوش ميكشید، ازيك تراش ساده برديواره يك سنگ، يك آب‌انبار كهنه در گوشه يك روستاي پرت‌افتاده، يك پرچين گلي، يك سفال شكسته، يك دشنه زنگ زده ويا يك كوزه رنگ ورفته وشكاف برداشته، پرتوئي برتاريكي وابهام زاويه وگوشه‌اي از تاريخ است.همه و همه از حوادث و خیانت های بی شمار رفته بر تاریخ و فرهنگ این سرزمین یاد می کردند که امروز خود از یادها برون رفته اند.وقتی عیسی بهنام بنیانگذار باستان شناسی ایران که خود دوست(باستان شناس بود)برجنایات دیولافوآها سرپوش می گذارد و می نویسد...

تعجب نكنيد ازاينكه من درايجا نامي از ديولافوآ و همسرش نمي‌برم، چون آنها وقتي با زحمت فراوان تخته سنگ‌هاي عظيم ستون‌ها و سرستو‌ن‌هاي كاخ آپاداناي داريوش را دربندر بصره سوار بركشتي ميكردند تا در موزة لوور، جايگاه پادشاهان عظيم‌الشأن فرانسوي قرار داده شود، تنها قصدشان معرفي شاهنشاهي بزرگي بود كه با جهان غرب قرن‌ها پيش از تشكيل امپراطوري شارلماني درافتاده بود،(بهنام، عيسي. "تمدن‌هاي از يادرفته، شوش يكي از قديمترين مراكز متمدن جهان".دوره 11، ش 123 (دي 51):مجله هنرومردم ) با این نوع نگاه به باستان شناسی کشور-از دشمنان میراث فرهنگی چه انتظار می توان داشت.


+ نگاشته شده در  سه شنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۳ساعت 8:36  توسط وارنا  | 

File:زینت الملک 86.jpg


+ نگاشته شده در  سه شنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۳ساعت 7:45  توسط وارنا  | 

این آسیاب در تاریخ 12/6/93 و به شماره 31098 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

یزدکانون  و قلب و درراس هرم مواریث کهن ایران ماندگارترین بناهارادرخود دارد اینکه چگونه میراثبانان کشورچند صدسال بعد متوجه شدند که اثری با شکوه درمالکیت فردی است و خیلی بی سرو صدا هم در فهرست ملی ثبت شد وجالب تر اینکه تازه تشخیص داده اند که این اثردر زمره پرونده ارسالی به یونسکو برای ثبت جهانی قراردارند.درحالی که هنوز بناهایی فراتراز شان جهانی چون:مسجد جامع تبریز که شماره ثبت ملی 171 رادارد.ارگ علیشاه ایلخانی 880-مسجدعلی اصفهان 96-مسجدجامع اشترخان263-مسجد جامع ورامین176 –مسجدگنابادو.....برای ثبت جهانی مطرح نشده اند.بنای این آسیاب متعلق به دوران متاخر اسلامی(صفویه تا قاجار ) است که در عمق 22 متری از سطح زمین قراردارد و دارای سه بخش دستکند شامل انباری، کارگاهی و تنوره می باشد. این بنا یکی از آسیابهای ارزشمند استان است و حجم بالای دستکندها و تنوره آسیاب نسبت به نمونه های مشابه قابل توجه بوده است.این آسیاب از طریق قنات زارچ تغذیه می شده که در حال حاضر این قنات فعال و یکی از قناتهای ارائه شده در پرونده ارسالی به یونسکو و در پرونده فهرست جهانی قرار خواهد گرفت.شایان ذکر است این آسیاب در تاریخ 12/6/93 و به شماره 31098 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

http://www.chtn.ir/Portals/0/INews/1_%D8%A2%D8%A8%20%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B1.jpg


+ نگاشته شده در  دوشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۳ساعت 9:30  توسط وارنا  | 

[ مهرپارسی : ثبت سایت و وبلاگ ] [ Weblog Themes By : mehreparsi.ir ]