باستان شناسی ایران دریک قرن حیات خود روزگارخوشی ندیده است.از هنگام ایلخان  و تیمورتااز زمان صفویان که با انتشار سفرنامه ها،با گام های شوم برانگیز بیگانگان وقراردادهای ننگین توام با غارت آثارتاریخی عجین گردید.ایلخانان وتیموریان که به مردم  و میراث جهانی اش رحم نکردند  قاجار بی نام و نشان از شاه ناصرالدین که دزد تپه ها بشمارمیرفت تا ظل السلطان که هرنشانی از صفوی دید از صفحه تاریخ زدود .پهلوی هم که به میراث قاجار و گنجینه های این سرزمین از درون و بیرون رحم نکرد .تا این زمان برمیراث و فرهنگ و تاریخ و معماری این سرزمین جز آشوب برنیاشوبید.بعد از انقلاب  اسلامی تا حدودی باستان شناسی ایران به آرامش نسبی رسید لیکن درادامه برای سکانبانی میراث گرانسنگ این سرزمین  ازسینمای فارابی گرفته تا استاندار اصلاح طلب ،ازفرماندار تا پزشک ،شهردار و فوق دیپلم و....صف کشیدند. میدان میراث عرصه تاخت و تاز سیاستمداران گردید. لذامیراث چنان از درون مثله شد که از بازنشسته میراث وکسی هم که می گفت :من مدیرلحظات بحرانی میراث هستم هم برای نجات آن کاری ساخته نبود. بحران میراث روز به روز گسترده تر شد و باستان شناسی در اغما و باستان شناسان در کماء فروماندند. ارتباط باستان شناسان ایران با دنیای باستان شناسی کم رنگ ترشد همایش های جهانی بدون حضور باستان شناسان ایرانی شکل گرفت. دولت یازدهم تلاش کرد تا مصائب رفته بر باستان شناسان و باستان شناسی کشور را بکاهد تا شاید باستان شناسی و باستان شناسان را از کما خارج سازد.انتصابات غیرتخصصی در این دوره هم نشان داد که  باز هم باستان شناسی لحظات پرتنش را بایدطی کند.خفیف تر از هشت سال گذشته باز شعارمیراثبانان بر همت و سازندگی شان چربید.شعار جذب میلیون ها گردشگر،احیاء صنعت توریسم،لغو روادید،و.....در حالی بود که گردشگرما به هنگام ورود به کشور ترکیه و...مورد بی حرمتی قرار می گرفت .چندشهرجدید در ترکیه با پول گردشگران ایرانی به اوج شکوفایی رسیدند. اما در مقابل سهم مناطق تاریخی ایران مانندبیشاپور آتش گرفتن محوطه ها و سهم طاق بستان با میراث جهانی اش تبدیل به پارک کودک  و نامشخص ماندن داستان مفقود شدن گنجینه های رامهرمزبود.سرقت موزه رضا عباسی وموزه ملی بود.سئولان ارشد میراث‌فرهنگی  کماکان مانند گذشته بی‌توجه به انتقادات باستان شناسان و محققان پژوهشگاه میراث تنها به اجرای اهداف سیاسی خود پرداختند. در شرایطی که باستان‌شناسی کشور نیازمند حمایت و درایت کارشناسانه بود با طرح انتقال معاونت میراث‌فرهنگی و پژوهشکده باستان‌شناسی چوب حراج به باستان‌شناسی ایران زده شد. و با تاراندن تعداد زیادی از باستان‌شناسان، بسیاری ازمحققان خانه‌نشین شدند.دو دوره سیاه بخت ( بقایی ومشایی )تاریک‌ترین مرحله تاریخ باستان‌شناسی ایران را به خود دید بزرگترین موزه، غنی ترین سرزمین تاریخی جهان به معلمی کم دانش واگذارگردید که هنوز ابعاد خیانت او در میان سکوت  مخفی مانده است. هنوز هم باستان شناسی در کماءاست.هیچکس جز اهالی میراث‌فرهنگی دلواپس باستان‌شناسی ایران نیست. این روزها  تخریب صدها ها محوطه باستانی، خانه‌های تاریخی، بافت‌ها و بسیاری آثار دیگر کسی دل کسی را نمی لرزاند.  هیچ‌ کسی دغدغه غارت و نابودی تپه‌ها و محوطه‌های تاریخی و از بین رفتن بخشی اعظمی از اسناد میراث‌فرهنگی را ندارد.با اینکه دولت جدید این امکان را فراهم کرده که پس از 8 سال تعقل، تخصص و تجربه در سازمان میراث‌فرهنگی حس شود اما باز هم به باور ما  این سازمان بدون داشتن سکانبان بی تخصص  وفقر اعتبارات پژوهشی راه طولانی برای رسیدن به چشم‌اندازهای آینده ی روشن دارد آینده ای که که با این مدیریت هاچراغ آن همیشه خاموش است

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۰ شهریور۱۳۹۴ساعت 8:5  توسط وارنا  | 

http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/4-5-1393/IMAGE635420505881211187.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه ۹ شهریور۱۳۹۴ساعت 11:19  توسط وارنا  | 
فاز نخست مرمت بنای تاریخی حافظ‌ جمال در روستای رکن آباد میبد انجام شد

+ نوشته شده در  دوشنبه ۹ شهریور۱۳۹۴ساعت 9:12  توسط وارنا  | 

مسجدتاریخی ساربان اصفهان از مواریث قرن 5 ه ق بشمارمی رود .این اثرهنری بی بدیل یكي از مناره هاي مشهور اصفهان و شباهت فراوانی با مناره مسجد علي دارد مناره ساربان در سه طبقه و بدون پايه شاخته شده است. ارتفاع مناره 44 متر است از قسمت بخش پائيني، بخش مياني و بخش فوقاني تشكيل شده است. بدنه بیرونی بنا آن را به هفت بخش تقسیم می کند یعنی آجرچینی تزئینات منحصربفردآجرکاری در درون و بیرون ،گلوگاه با مقرنس کاری ها درکنارتزئینات اجرکاری اش درکنار تاج دو منار با تاج اصلی زیبایی های آن را هزارچندان نموده اند.مناره مانند بناهای دیگرهمعصرخود با آجر چيني برجسته و همچنين آجرهاي تراشيده و كاشي كاري معرق به سبك خط كوفي ريحان تزئين شده است. كتيبه هاي موجود در مناره ساربان سه عدد هستند كه با خط كوفي نوشته شده اند.اين كتيبه ها در زماني كه مورد بررسي يكي از محققين قرار كرفته سالم نبوده و عوامل جوي مانند سرما و گرما و تابش آفتاب اثر بسيار برروي آن گذاشته بودند مفاد كتيبه اول كه با كاشي هاي آبي رنگ ساخته شده شامل عبارات مذهبي است. در دومين كتيبه كه آن نيز به كتيبه آبي مزين است، آيه 33 از سوره فصلت آمده است.(اين آيه در مناره سين نيز نوشته شده است (.سومين كتيبه به خط كوفي مربع با آجر تراشيده برز اي از كاشي هاي آبي ساخته شده و در آن از پيامبر (ص) وخلفاي راشدين ياد شده است.اين مناره تاريخ ندارد اما به دليل شباهت بي نظير اندازه آن با مناره مسجد شين از نظر تزئينات و همچنين از لحاظ معماري و نحوه نگارش كتيبه ها سال ساخت آن بين سالهاي 525 تا 550 هجري قمري است.

مناره ساربان اصفهان

+ نوشته شده در  دوشنبه ۹ شهریور۱۳۹۴ساعت 8:24  توسط وارنا  | 

یکی ازنکات اساسی درمباحث مربوط به میراث و فرهنگ ایرانی توجه به مفهوم و ارزش گذشته آن است البته درهرجامعه شاخص ترین علت توجه به آثارتاریخی تعلق به گذشته است.اما درجامعه برگرفته از دین مبین اسلام که قرآن  رجوع به آثار و حوادث رفته برگذشتگان را برای پند و اندرز تاکید و توصیه بسیار کرده تفاوت دارد.قرآن کریم علاوه برتاکید و توجه انسان ها به آثار و مواریث تاریخی  بارها رجوع و دقت انسان را به آنها خواستار شده است.از این رو درک مفهوم وسیع و تاریخی، حفاظت از آثار و مواریث باستانی ، در فرهنگ ایرانی جلوه ی دیگر می یابد.درحفاظت از آثار تنها شناخت علمی کافی نیست نوعی از شناخت می تواند مورد نظرباشد که با رفاقت و مرافقت مردم  با اثر هم تعبیرکرد.به نوعی حیات اجتماعی آثارتاریخی با حیات اجتماعی انسان همراه و همدوش  گردد.روشنگری به جای درگیری درخط مقدم صیانت و حفاظت از آثارتاریخی قرارگیرد.مردم اگر به ارزش آنچه دارند آگاهی یابند برای حفظ آنها همه ی تلاش خود را بکار خواهند بست.جنبش حفاظت از آثارباستانی به راه می افتد.وحفاظت در راستای دستیابی به تداوم حیات و دوام و بقاء زندگی اموال فرهنگی برای تمدن شگرف ایران باستان وجهه قابل قبولی خواهد یافت.هدف حفاظت باید تداوم حیات میراث فرهنگی باشد در این صورت است که پیام و ارزش اموال تاریخی و فرهنگی نماد و نمود عینی می یابد.جامعه باستانی مانند ایران که با کثرت بی شمار آثار و گنجینه ها و دفینه های تاریخی که هرکدام از خرد و کلان به اندازه طول بلند تاریخ چندهزارساله و عرض جغرافیایی طولانی حامل پیام تاریخی هستند  روبرو است باید آگاهی بخشی را مقدم به دستورات صیانتی قرار دهد.دستیابی به ارزش های میراث فرهنگی بدون شناخت و درک آنها هرگز میسر نخواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۹ شهریور۱۳۹۴ساعت 7:47  توسط وارنا  | 
خانه حسینی و بنی کاظمی

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ شهریور۱۳۹۴ساعت 17:2  توسط وارنا  | 

شناخت گذشته برای ساختن آینده بر پایه ی هویت فرهنگی و میراث مادی و معنوی درپویایی ، بقاء ، رقاء و دوام ملتها نقش مهمی دارد.میراث فرهنگی ازنمودها و نمودارهای ظهور هویت ملی درقالب ابنیه و اشیا بشمار می رود.آثاری هستند که ارزش و اعتبار کشورها،دولتها و ملتها،ملیتها و اقوام را با آداب و رسوم،فرهنگ و سنن گوناگون در سطح بین الملل بازتاب می دهند.آثار و بناهایی که به محاق فراموشی سپرده شده اند این پرسمان حیاتبخش و آسمان ستیز ترین شاخه حیات آدمی برای حفظ و ماندگاری نیازمند مشارکت وحمایت قانون وعامه مردم است.همه کسانی که به میراث و هویت و ریشه تاریخی خود علاقه مندند وظیفه مقدری وجود دارد و آن حمایت ازمیراث گذشته خود آنهاست.گذشته ای که برایشان مانندکتابی دستیابی انسان را به حقایق فراوان ممکن می سازد.هیچ چیز مانند مآثرکهن سایه به سایه نسل آدمی را تعقیب نمی کند.انسان همیشه دوست داشته  ودارد و خواهد داشت تا به گذشته وکشف حقایق رفته برگذشتگان خود دست یابد.صدای خاموش باستان شناسان در مجامع بین المللی، کم تحرکی انجمن ها و تشکل های علمی  در این حوزه،مدیریت درسایه سیاست و بدون درایت،انزوای باستان شناسی و باستان شناسان ما را دوچندان ساخته است.از آنچه از گذشتگان هزاران سال قبل  مانده ،درمانده ماند.ما که مجبوریم گذشته را  در پیوند با زمان حال وآینده درک کنیم  با از بین بردن حجم حجیم آثارتاریخی و ازبین بردن اتلال و خالی کردن سینه ی این مخازن و کتابخانه های نفیس کهن با چشم بستن بر روی افق های روشن آینده ، میراث گذشته خودرا فایده ای جز گناه ندیدیم  وآنها را مانند  ورقی عبوس در تقویم حیات زندگی زدودیم .تا امروز همه ی  دلمشغولی های ما همین باستان شناسی وارداتی بودوباستان سشناسان ما را در پشت درهای بسته به توصیف داده ها از لایه های کهن به خود مشغول کرده بود. فردا که این تعداد اندک میراث هم ازبین بروند از نسلی هیچ چیز باقی نمی ماند .آنچه می ماند نامی (نه نیک )ست که تاریخ به زشتی یاد خواهد کرد. درمیان بی تعهدی همه ما به میراث فرهنگی ، همه ی این سال هایی که برباستان شناسی و باستان شناسان ما رفت لحظات حزن انگیزی را رقم زد.در طول این سالها ما باستان شناسی خود را مثله کردیم اما باستان شناسی و باستان شناسان دنیا جان گرفت.امروز کلید نجات  میراث فرهنگی عموم مردم هستند

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ شهریور۱۳۹۴ساعت 10:52  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۸ شهریور۱۳۹۴ساعت 8:31  توسط وارنا  | 

اندیشیدین در باب گذشته و گذشتگان

 

همه کسانی که به میراث و هویت و ریشه تاریخی خود علاقه مندند وظیفه مقدری وجود دارد و آن اندیشیدن در باب گذشته خود آنهاست. گذشته انسان مانندکتابی می مانند که دستیابی انسان را به حقایق فراوان ممکن می سازد.هیچ چیز مانند گذشته سایه به سایه اولاد آدمی را تعقیب نمی کند.انسان ازدیرباز دوست داشته است تا به گذشته وکشف حقایق رفته برگذشتگان خود دست یابد.آنچه از گذشتگان مانده است مانند پلی امروز را به دیروز متصل کرده است.هیچ چیز هم مانند یافتن حقایق فراوان رفته بر نیاکان حس کنجکاوی او را بر نمی انگیزاند.با تامل در گذشته و رفتارو کردار و کرده های آنهاست انسان قادرشده است دریافت بهتری از دوران کهن داشته باشد.انسان گذشته را  در پیوند با زمان حال وآینده درک می کند.حذف گذشته و چشم بستن بر روی افق آینده ناممکن است.دریافت های انسان هرچند متفاوت از گذشته بر حس کنجکاوی او افزوده وحوادث تاریخ زبان به بیان گشوده اند.نگاه وحشتناک برخی مانند برونینگ BrowninG   که گذشته را فایده ای جز گناه نمی دید وگذشته رامانند  ورقی عبوس در تقویم حیات آدمی که شایسته زدودن بود می دانست به زباله دانی تاریخ سپرده شده است.حقیقت حزن آلود  تبدیل بناها و مکان های تاریخی به تپه و ماهورها ،ناپایداری حیات آدمی را  به همراه خواهد داشت.همانگونه که مورچه ریشه در خاک دارد انسان ریشه در تاریخ و گذشته ی خود دارد.انسان بدون گذشته،بی ریشه و زندگی اش ناپایدار خواهد بود.

از غفلت مسئولین تا نابودی قلعه میناب

+ نوشته شده در  شنبه ۷ شهریور۱۳۹۴ساعت 14:36  توسط وارنا  | 

تپه دین‌کتی یکی از این محوطه‌های باستانی ایران در منطقه مازندران در امیرکلا (دهستان پازوار بابلسر) واقع شده است. این تپه باستانی که مربوط به دوره آهن می‌شود درحالی به‌شماره 22000در تاریخ 26/12/86 در فهرست آثار ملی قرار گرفته است دربرخی از گزارشات میراث شماره ثبت این اثر 10269 و تاریخ ثبت اثر اول مهرماه سال 1382 ثبت شده است.متاسفانه هم‌اکنون به‌دلیل زراعتی که در منطقه صورت می‌گیرد با تخریب 80 درصدی مواجه شده است این محوطه مهم تاریخی درحال‌حاضر همچون 10ها و صدها تپه و محوطه‌ باستانی دیگر ثبت شده اما بدلیل نداشتن حریم مشخص مورد تهدید جدی قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  شنبه ۷ شهریور۱۳۹۴ساعت 10:25  توسط وارنا  | 

طولانی ترین بازارتاریخی در ایران در زنجان از مجموعه‌ای تاریخی تشکیل شده که در مرکز بافت قدیمی این شهر که روزگاری مشرف به دروازه قلتوق بود، قرار دارد.  این بازار را طولانی‌ترین بازار ایران می‌نامند. که بر اساس اسناد تاریخی ساخت آن در سال 1205 قمری و در دوران آقامحمد خان قاجار آغاز شده، و در سال 1213 قمری در زمان حکومت فتحعلی شاه قاجار به بهره برداری رسید و بعدها چندین سرا، مسجد، گرمابه و... به مجموعه بازار بالا که مشتمل بر بازار قیصریه، بازار بزازها، حجت الاسلام، امامزاده و عبدالعلی بیک است، افزوده شد.فنون زیبایی که در شکل‌گیری بازار نقش بی بدیلی بازی می کنند کاربرد انواع طاق و قوسهای هلالی، جناغی و ضربی، و گهواره‌ای در راسته‌های اصلی و فرعی است که مزین به آجر چینی هایی با طرحهای مختلف هندسی خفته، راسته، و حصیری، و بکارگیری آجر و کاشی به سبک قدیمی، و کاشیکاری به رنگها و طرحهای قاجاری درسطوح خارجی و داخلی بنا ها، طاقنماها، طاق و قوسها و همچنین ستون نماهای گلدانی.اوج این سبک‌های معماری و شیوه‌ها و نو آوری‌های تزئینی در اجزا و ارکان مساجد تاریخی زنجان مخصوصا مسجد جامع زنجان به ظهور رسیده است.مجموعه بازار زنجان 56 راه ورودی اصلی و فرعی به شبکه ارتباطی کل شهر دارد و با دارا بودن حدود 1000 باب مغازه جایگاه فعالیت 10 نوع شغل است. بازار زنجان نه تنها از لحاظ تجاری بلکه از نظر معماری نیز دارای اهمیت زیادی بوده و کاملا از سبک معماری دوره قاجاریه پیروی کرده است.این مجموعه باتوجه به ویژگی‌های معماری و هنری آن ، پیوسته به عنوان کانون مهم تجاری، تاریخی، فرهنگی مورد توجه بازدید کنندگان شهر زنجان قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  شنبه ۷ شهریور۱۳۹۴ساعت 9:5  توسط وارنا  | 

آنچه از گذشته به ما رسیده اند علف های هرز نیستند که سزاوار درو کردن باشند.گنجینه هایی هستند که دارای ارزش و اعتبار می باشند. ميراث فرهنگي  این  اعتبار ملی  ، كه وسعت و ثروت و تنوع و زيبائي آن زبانزد همة مطلعان است ، شکوه و عظمت آثارتاریخی در قدمت آنهاست.یک شئی هم حتی مانند بناهای باستانی جذبه ای بی واسطه و حتی شهودی خاص خود را دارد.آنچه از گذشته مانده است پس مانده های از تاریخ دورمانده نیستند بلکه ماحصل تلاش فکری هزاران ساله ملتهاست.این هاهویت و شناسنامه و بودن و نبودن بودن و اعتباری که بر مجموعة آداب و عادات و عقايد و رسوم و انديشه‌ها و افكار و زبان و لهجه‌ها وادبيات وآثار ادبي ، و علوم و آثار علمي ، و انواع اثرهاي هنري ، و حتي ادبيات عاميانه و غيرمكتوب يك ملت ، خواه آنها كه از گيرودار حوادث گذشته و تا عهد ما به همان صورت اصلي و يا به صورتهاي تغيير يافته‌اي‌ باقي مانده‌اند خواه آنها كه فقط در صحايف كتابها و دفترها و ديوانها حفظ شده و از اين راهها به ما رسيده‌اند دلالت دارد.آثارتاریخی افتخارات غیرقابل تکراری هستند که لزوم حفاظت از آنها به همین دلیل اهمیت می یابند.احراز هویت فردی و ملی خود بزرگ بینی دربین ملتهای جهان عشق به گذشته دور و دراز توجیه افتخارات ما محسوب می شوند.از همة آن مخلوقات ذوق و انديشه ،هنر و باور،هویت و ریشه ها ،که  نحوة زندگاني ملت ما در طول زمان و دوره‌هاي گوناگون ،شدت و رخاء و شكست و پيروزيست كه خواه و ناخواه سرنوشت هر ما با آنها همراه است امروزه ستایش از گذشته و گذشتگان در نزد همه اقوام و ملل دنیا مرسوم است ما هم با حفظ آثارتاریخی به ستایش نیاکان خود بپردازیم

+ نوشته شده در  شنبه ۷ شهریور۱۳۹۴ساعت 8:16  توسط وارنا  | 

حفظ آثارتاریخی برای رجوع به پیشینه  وسابقه تاریخی دیرینه و بررسی اعمال و رفتارهای اعتقادی و اقتصادی ،هنر و معماری ضرورت فراوان دارد.حجم سنگین و طیف رنگین آثار و گنجینه ها و اشیای تاریخی و باستانی مارادرمطالعات و بررسی های تاریخی یاری می رساند.این نحوه مواجهه فیزیکی با آثار و مواریث تاریخی تمامی راه های مطالعات ارزشمند تاریخی را مسدود می سازد.به عبارتی مشروعیت تاریخ گذشته ما وابسته به موجودیت این آثار کهن و ارزشمند است.بدون این آثار رصد کردن و ردگیری گام برگرفتن در راهی است که جز دشواری و گیج کننده و کمرشکن نتیجه ای نخواهد داشت.این ماده ومانده های گذشته برای ابراز هویت و ماهیت ملت ها سندی قابل اعتماد و استناد هستند لذا همه ملتها برای نگاهداشت آن به هرمیزان تلاش می کنند.به دیگر سخن در میدان عمل و تحقیق و پژ وهش با محوریت همین مانده ها و مدارک و شواهد و قراین مادی الکن و هرچند مثله و متفرق و ویران شده سعی می شودحیات معنوی و تجربه های گذشتگان طی فرآیند ها و رخداد های فرهنگی و هنری و کرده های تاریخی جستجو شوند.آثارتاریخی فراوان سرزمین ایران به گونه ای شهادت می دهد که در میان ساختارها و فضاها و بطور کلی کالبد مادی که در فرآیند حیات و حضور تاریخی اش خلاقیت های مردمان  وحس تعالی جویی آنها را بروز می دهد که چگونه فراتراز سایر ملل به این وسعت غناعت و پرمایگی رسیده اند.

File:Jame mosque yazd tilework.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۵ شهریور۱۳۹۴ساعت 21:44  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۵ شهریور۱۳۹۴ساعت 12:25  توسط وارنا  | 

می گویند انسان در تحمل ننگ استعداد محدودی دارد اما این قوم جاعل و جاهل،پوک و پوچ، منجمد و سرد و مرده ی داعش این معادله را هم بر هم زده است.شیوه کشتار و تخریب و تجاوز داعش نشان می دهد استعداد عجیب و نامحدودی در پذیرش ننگ و ذلت و خواری و آدمخواری دارند.این جماعت بی هویت و حرامزاده در این کار(تحمل ننگ و ذلت)نابغه اند.و عجیب شتابان تا قله ننگ می تازند. خادمان به دستگاه یزیدیان ،کشتن و تجاوز به ناموس انسانیت را معاش خود کرده اند. می دانند عملشان جنگ با خداست.جنگ طاغوت با تقوا.دنیا و آخرت.ایمان و کفر است.کوچک ترین اعمال زشتشان بریدن سرهاست.نابودی بناها و از بین بردن ریشه هاست.این خیل سایه های ظلمت وزلت،آدمک های آدمخوار،عروسک های خیمه شب بازی یهودزادگان کودک کش،موجود های بی موجودیت و بی معنی، این هسته های سپاه ،تکرار یک جنایت اند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۴ شهریور۱۳۹۴ساعت 10:18  توسط وارنا  | 

عقلای ملت ،آثارتاریخی کشور را  در پناه حمایت قانون قرار دهند

 به نظر می آید آنچه ما در نظام جمهوری اسلامی ایران به آن می بالیم وجود مجلس با اقتدار، مشروع و مقبول و کارآمد ومردمی است. چرا که مجلس عصاره و خانه و مجلس مرکز آرای مردم و اراده مردم  مظهر حکومت مردمی و اداره‌کننده حقیقی کشور است. مجلس شورای اسلامی مظهر خواسته‌های مردم در زمینه های مختلف  چه داخلی و چه خارجی است ، امید و معتمد مردم و پشتیبان دولت و ساده تربگویم  مجلس راهگشاست. اما به دلیل کم توجهی مسولان و قانونگذاران ، هنوز با وضع قوانین اثرگذاردرحوزه حمایت از آثارتاریخی روبرو نبوده ودروازه تخریب ها ی آثارباستانی و نابودی بناها و خانه واتلال و سرقت اشیای نفیس باستانی ،همچنان گشوده مانده است.تخریب های بی باکانه و وبرنامه ریزی شده آثارتاریخی ،دورنمایی نگران کننده و مایوس آوری با گسست فرهنگ و میراث گذشته را نمایان می سازد.درغوغای غلبه ویرانی و سرقت ،بر صیانت از میراث تاریخی و فرهنگی ،علی رغم عدم توجه به منشور چهارده گانه ما برای صیانت از آثارتاریخی ،عقلای ملت ،لااقل آثارتاریخی کشور را  در پناه حمایت قانون قرار دهند.از آنجا که قانون مصوبه 1309 هجری . شمسی در خصوص حفظ  آثار و بناهای تاریخی بیان کرده است آثار تا پایان دوره زندیه را قابلیت ثبت در فهرست ثبت آثار ملی می داند  با استناد به همین قانون بناهای تاریخی بسیاری  از بناهای تاریخی از فهرست آثار ملی خارج و تخریب می‌‌شوند. با توجه به  ضعف موجود در قانون مجازات اسلامی و عتیقات کشور و با توجه به گذشت بیش از 85 سال که خود در برگیرنده چند دوره تحول در تاریخ معماری ایران است، آیا زمان بازنگری در قوانین حفاظت از آثار وبناهای تاریخی فرهنگی فرا نرسیده است؟از این رو استناد به قید زندیه مربوط به دوره محدودی است که سپری شده و بر قانونگذار است که اگر ضعفی در قانون حفظ آثار وبناهای تاریخی وجود دارد آنرا برطرف کند. لازم به ذکر است مداخله در ضوابط و مقررات مصوب مجلس شورای اسلامی در زمینه میراث فرهنگی که مقوله ای گسترده و متعلق به همه زمان‌هاست نیاز به اجماع نظر متخصصان وصاحبنظران ذی مدخل در این حوزه دارد

 هیچ تخریبی در تپه باستانی چغامیش صورت نگرفته است

اینجا چغامیش است

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۴ شهریور۱۳۹۴ساعت 9:30  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۴ شهریور۱۳۹۴ساعت 8:13  توسط وارنا  | 

ویرانی آثار و نابودی اتلال دریچه های مردمک چشم ، لاله‌هاي گوش ودريچه‌هاي قلب ما را مي‌لرزاند.

 درباره ميراث فرهنگي  این  اعتبار ملی  ، كه وسعت و ثروت و تنوع و زيبائي آن زبانزد همة مطلعان است ، بحثي کمی نشده است اما کم به آن بها داده شده است.میراث فرهنگی  اصطلاح نیست بلکه اعتبار و هویت و شناسنامه و بودن و نبودن است.بودن و اعتباری که بر مجموعة آداب و عادات و عقايد و رسوم و انديشه‌ها و افكار و زبان و لهجه‌ها وادبيات وآثار ادبي ، و علوم و آثار علمي ، و انواع اثرهاي هنري ، و حتي ادبيات عاميانه و غيرمكتوب يك ملت ، خواه آنها كه از گيرودار حوادث گذشته و تا عهد ما به همان صورت اصلي و يا به صورتهاي تغيير يافته‌اي‌ باقي مانده‌اند خواه آنها كه فقط در صحايف كتابها و دفترها و ديوانها حفظ شده و از اين راهها به ما رسيده‌اند دلالت دارد.از. همة آن مخلوقات ذوق و انديشه ،هنر و باور،هویت و ریشه ها ،که  نحوة زندگاني ملت ما در طول زمان و دوره‌هاي گوناگون ،شدت و رخاء و شكست و پيروزيست كه خواه و ناخواه سرنوشت هر ملت زنده‌اي با آنها همراه است. از آن روزها كه سرزمينهاي اجدادي خود را در آسياي مركزي ترك ‌گفت و به داخلة فلات ايران روي ‌آورد ، تا آن روزها كه سایه پهناور خود را از دل آسيا تا دامان مديترانه و از سواحل رود سند و درياي عمان و خليج پارسي تا دامنة كوههاي قفقاز و ريگ خوارزم گستراند، و در دورانهايي كه با سپاهيان مقدوني و سلوكي در ‌افتاد ، ويا با پي افگندن شاهنشاهي ساساني تمدن ملي خود را به اوج اعتلاء ‌برد ، و همچنين در روزهاي ناخوشي و خوشي كه از سدة هفتم ميلادي تا روزگاران اخير داشت ، هيچگاه و در هيچ‌حال از اداء رسالتي كه در دنياي متمدن بر عهده داشت غافل ننشست و هر دوره‌اي را به تناسب عهد و فراخور زمان به شكلي براي ابراز استعداد خداداد و انديشة جوّال و ذوق لطيف خود مورد استفاده قرار داد ، و در هيچيك از اين ادوار روشن و تاريك از توجه به ترويج زبان و توسعة ادب و تحيكم مباني دانش و ابراز استعدادهاي هنري خود غافل نبود. محصول چنين كوشش پي‌گير مداوم در طول تاريخي كه از هزاران سال تجاوز مي‌كند همان ميراث فرهنگي است كه اكنون براي ما بازمانده و نگاهداشت آن براي رسانيدن به آيندگان بر عهدة ما نهاده شده‌است.هيچ ملتي از ملل عالم نيست كه به درجات بلندي از تمدن ارتقاء جسته و همه چيز را ابتكاراً و بي‌استفاده و استعانت از ديگر اقوام عالم به وجود آورده‌باشد. نياكان ما مثلي داشته‌اند كه خوب مي‌تواند روشنگر اين مقصود باشد. آنان مي‌گفته‌اند كه همه چيز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده‌اند. حقيقت امر هم همين است. اطلاع بر همة امور مادي و معنوي محصول كوشش همة افراد بشر با هم و فراخور هر يك از اقوام و افراد بنابر اسباب معداتست ، و اين چنين موهبتي هيچگاه به يك فرد و يا يك قوم به تنهائي داده نشده‌است. همه چيز از يكجا نشأت نكرده‌است بلكه همه چيز از همه جا برآمده و به همه‌جا رفته‌است منتهي در طي اين راه‌پيمائيها ملتهائي كه توانائي اقتباس و انطباقشان بيشتر بوده‌است آنچه را از ميان آنان مي‌گذشته‌ است بهتر اخذ كرده و نيكتر نگاه داشته و به‌صورت مطلوب‌تري بر محيط مادي و معنوي خود منطبق ساخته و بدان رنگ ملي بخشيده‌اند. بسي از ملتها هستند كه  واژه میراث در ميان آنان فقط  جامة چركينی بوده که با غارت میراث ملتهای دیگر به گونه عجيب جلوه‌گر شده‌است. اما درسرزمین چنين كه يكي از معابر طبيعي دنياي قديم از شرق به غرب و از باختر به خاوران بوده‌است و در اين معبر طبيعي همچنانكه آدميان و قافله‌هاي بزرگ ابريشم و مصنوعات بشري در آمد‌و‌شد بود ، بسي از افكار و عقايد و انديشه‌ها و رسوم و آداب هم همراه همان قوافل از رفت‌وآمد باز نمي‌ايستاد ،  ملت ما ملتي بود كه بر اثر همين خاصيت طبيعي سرزمين خويش در شناخت زشتها و زيباها و حسن انتخاب از آنچه مي‌گذشت چيره‌دست و توانا از كار درآمده‌بود ، چه‌بسا از خوبها را كه پذيرفت و چه‌بسا از زشتيها و پليديها را كه به صاحبان آنها باز گرداند. اما همة آنچه را كه پذيرفت و حتي آن آداب و عاداتي كه همراه ايلغارها و اقامت ممتد ايلغار‌كنندگان و چون مرده ريگي ازآنان بازماند ، همه را بدست مشاطه طبع خداداد خويش داد تا چنانكه طبيعت او مي‌پسندد برآن غازة حسن بگذارد و جلوه‌اي دلپذير بدان بخشد.از روزگار زرتشت تا دوران فكر آزمائيهاي صدرالدين شيرازي و از زمان رودكي تا عهد سخنوران معاصر و از هنگامي كه سنگتراشان ماهر ما آثار ذوق مبهوت‌كنندة خود را برصخره‌هاي تخت‌جمشيد نقش مي‌كردند تا آن روزها كه قلم بهزاد با آخرين تصاوير جاندار خود به پرده‌هاي بي‌روح روان مي‌بخشيد ، همواره و همه‌جا و به هر صورت فكر وخيال و ذوق ايراني در كار بوده است . از اين راه بر ميزان وسعت ميراثي كه از اين همه كوشش و مجاهدت فكري و ذوقي حاصل ‌شده‌، افزوده گردیده است. اما اين دوره‌هاي خلق و ابتكار فراز و نشيب‌هائي كه مولود حوادث و جريانهاي تاريخي بوده‌است داشت و ما اگر‌چه دوره‌هاي روشن و پرثمري را در طي قرون براي خلاقيت نژاد ايراني طي كرده‌ايم شاهد دوره‌هاي تاريك وحشت‌زائي نيز بوده‌ايم كه با قدمهاي ناساز ايلغارگران يغماطلب به رروح و انديشة ايرانيان ساية ظلمت مي‌افگند. اين حالتها براي همة ملتهاي جهان كم‌و‌بيش به پيش آمده‌است و سربلند ملتي است كه اين احوال را نيك‌و‌بد نه سرگرم غرورش سازد و نه او را در دامان يأس افگند. هر گاه سرگذشت سنگ زيرين آسيا را خواسته باشيد آنرا با احوال ايرانيان در كشاكش دهر قياس كنيد. اين صبر و استقامت كه خود به‌صورت يك ميراث روحاني به ما رسيده‌است گشايشگر بسياري از دشواريهاي ناگشودني تاريخ و در همان‌حال وسيلة بسيار قاطعي بوده است براي آنكه ناكاميهاي مادي را با كاميابيهاي معنوي جبران كنيم. از اين كامها و ناكاميها ، نوآوريها و نوسازيها ، هنرجوئيها و دانش‌پذيريها ، با گذشت روزگار ميراثهائي در همة انحاء فعاليتهاي آدمي براي ما برجاي ماند كه نگاهداشت آنها به تنهائي خود به منزلة كاري دشوار است و شايد همين دشواري كار است كه اكنون ميراث‌داران فرهنگ ما را در برابر اين که آيا هر چه از نياكان به ما رسيده‌است بايد حفظ شود يا قسمتي از آنها قابل حفظ و بقاء است؟ به خوددرگیرساخته است. ميراث ايراني مولود دوره‌هاي واقعاً ايراني و در همان دوره‌هاي واقعاً ايرانيست كه مراكز علمي از قبيل ريشهر و گنديشاپور و مرو و اهواز و نيشابور و بخارا و ري و جز آنها ، و دانشمندان بزرگ مانند خوارزمي و نوبخت و فرزندان موسي خراساني و كوشيار گيلي و ويجن كوهي طبري و پسر ربَّن طبري و محمد زكرياي رازي و مجوسي اهوازي و بونصر عراق و بوسهل مسيحي و پورسينا و بوريحان خوارزمي و رودكي سمرقندي و فردوسي طوسي و خيام نيشابوري و بسياري ديگر از اين مردان دانشمند بلند انديشه در دامان وطن تربيت ‌يافتند. بوريحان‌ها و پورسيناها و فردوسي‌ها در مهد دانش‌پروري و ادب‌دوستي سامانيان كه به نژاد بلند پهلواني خود متكي و بنابر رسم دهقانان به رسمها و آئين‌هاي ايراني مباهي بوده‌اند ، تربيت مي‌يافتند و‌گرنه بهرة خيامها و قطّانها در عهد تسلط غلامان و بيابانگردان آلتائي‌نژاد تهمت الحاد بود زيرا ديگر دوران تحريم علوم طبيعي و رياضي و مكروه شمردن فلسفه فرا رسيده بود ، دوراني كه ابن جوزيها و ابن غيلانها بر آن حكومت مي‌كردند.همه وهمه حامي ميراثهائي از ادب بودند كه تنها و تنها از روح و مایه ایرانی سرمايه مي‌گرفت .گزافه نيست اگر بگويم كه امروز به ميراث بسيار پرماية ایرانی كمتر از همة چیزتوجه مي‌كنيم. اين بي‌عنايتي همگاني از راههاي مختلف آغاز شد كه همة آنها مولود جهل و کم دانشی ،فاصله گرفتن از گذشته پرآوازه و در یک کلام مولود نادانيست. امروز که بر هر روستا و شهر ،ازشرق تا غرب ،شمال تا جنوب  نگاه می افکنیم

ویرانی آثار و نابودی اتلال دریچه های مردمک چشم ، لاله‌هاي گوش ودريچه‌هاي قلب ما را مي‌لرزاند. میراث ایرانی میراث همگاني  يعني زبان ،بیان ،هویت ،مدرک شناختی ،بودن ما ست اما اینکه چرا این همه تخریب و ویرانی در آن چنين به تندي و شتاب انجام مي‌گيرد ،واین  بزرگترين دست‌آويز يگانگي و وحدت ملي را با چالش روبرو ساخته است چیزی  نمی دانیم.حفظ میراث فرهنگی و مطالعه در تاريخ علوم و افكار و عقايد ايراني و يا متداول در ايران بسيار ضروری  بنظر مي‌آيد و حق آن است كه در صیانت از آن ها بیشتر بکوشیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۳ شهریور۱۳۹۴ساعت 9:51  توسط وارنا  | 

پل بکان یکی از بناهای  ارزشمند دوره ساسانیان در شهرستان بهبهان، بخش مرکزی، دهستان حومه، روستای امام رضا (ع)، بر روی رودخانه مارون واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۲۶۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.قسمت بیشتر این پل که در محل قدیمی شهر ارجان قرار دارد زیر آب رفته است و فقط قسمت کمی از آن مشخص است و متاسفانه در حال تخریب است. در حال حاضر ازاین پل که از جمله اولین آثاری است که در شهرستان بهبهان به ثبت رسیده تنها بخش اندکی از پایه ها برجا مانده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۳ شهریور۱۳۹۴ساعت 8:44  توسط وارنا  | 

وقتی هراثر وشئی باستانی هویت و شناسنامه ،سند و مدرک قابل اعتماد و اطمینان،چراغ راه،انسجام وحدت،دروازه اندیشه ، معرفت و دانایی ،…….وصیانت از آن صیانت از انسان‌بودن خود ما و تخریب آن تخریب عقبه، پیشینه و ریشه‌های انسان بودن ماست نشان می دهد حقیقت دارد که اگرملتی گذشته خود را نشناسد در تاریکی خواهد زیست .وحقیقت دارد که آثارباستانی این نشانه های دستان پرقدرت، ومهارت استادانه وخلاقانه نیاکان ما نشان از یک تحول عمیق و بنیادین در اندیشه تاریخی و نظام دانایی مردمان ما درهردوره داشته و به گونه ای ما را بین ملتهای جهان در خط مقدم فهم و دانایی قرارداده است.کشورهای بسیاری از چنین موهبت سترگی بی بهره واز رنج بی ریشگی در رنج هستنددرجغراقیای گسترده سرزمین ما،تراکم وحجم سنگین ومتنوع ساخت و ساختارهای تاریخی که باکثرت اشکال وصورتها وسبک و سنتها به شماروسیع یافت می شوندیافت هایی که زبان مورخان رابه تمجید وتحسین ازمیراث عظیم وسترگ گشوده است.میراث هرملت به هر میزان فربه‌تر و پرمایه‌تر ، شکوفان‌تر و خلاق‌تر ، و اندازه شور زندگی و اراده زیستن در جانش گرم‌تر و رشته‌های اتصالِ معنوی و حلقه‌هایِ پیوند باطنی در روحش مستحکمتر و فعال‌تر،باشد دست مردم در پروراندن ذهن‌ها و فکر‌ها و ذوق‌های خلاق و ذایقه‌های اصیل و ناب و تأثیرگذار بر تاریخ و فرهنگ جهانی گشوده‌تر، هم دامن و آغوشش برای انسان‌هایی که سرمایه و عمر و اندیشه خویش را در شناختن و شناساندن چنین تاریخ و فرهنگ و میراثی هزینه کرده‌اند فراختر و گرم‌تر و صمیمی‌ترخواهد بود

تخریب خانه تاریخی

+ نوشته شده در  سه شنبه ۳ شهریور۱۳۹۴ساعت 7:48  توسط وارنا  | 
اگر سخن و نوشته هایمان مردم را آگاهی بخشد دیگر هیچ نگران تخریب آثارباستانی نیستیم

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲ شهریور۱۳۹۴ساعت 9:58  توسط وارنا  | 

با توجه به موقعیت و واقعیت های تاریخی ،هر منطقه از سرزمین ایران  استعداد زمینه سازی فعالیت های  اقتصادی فرهنگی و هنری خاص خود را دارد.شدت و ضعف این فعالیت ها هم متاثر از تعداد و انواع آثار و مآثر ارزشمند و بقاع مذهبی درقالب بناهای دینی و... است که  توان و ظرفیت هرمنطقه را شکل می دهد.مطالعه درآثارکهن نویسانی چون هردوت ،آراتوستین غیرمسلمان تا مقدسی و حموی  استخری و ابن حوقل،ابن بطوطه ،ابودلف و..اهمیت باستانی وظرفیت غیر قابل توصیف مناطق مختلف ایران رادرجذب جهانگرد به وضوح نشان می دهد این مهم از نگاه نافذ .مستشرقان غرب از دولاواله تا شاردن،کمپفر تا تاورنیه ،از شرلی تا دیولافوای سارق،از هانری رنه تا پیر لویی  و...دور نمانده و در آثار هریک به گونه ای ستایش از میراث و فرهنگ این سرزمین مشاهده می شود.رشد شتاب انگیز توجه به آثارو میراث ملتها و نگاه پرجاذبه ملتها به میراث های طبیعی و تاریخی ،مذهبی و غیر دینی ،در این دهه های اخیر،مهرتائیدی بر حقایق آمده در حوزه میراث معنوی و باستانی از ملموس تا غیر ملموس کشورها دارد.بسیاری از کشورها ،علی رغم جاذبه های اندک ،به دلیل آگاهی از پتانسیل های نهفته در میراث خود،طرح و برنامه های نوینی اجرا نمودند اقتصادشان را از رکود و رخوت نجات دادند.دربیشترکشورهای جهان طرح های جامع جهانگردی درسایه مدیریت های نوین ظهور نمود. تجهیزات و زیرساخت های کهنه چون رختی مندرس و پوسیده به دور انداخته شدند. وضعیت شهرها و روستاها دگرگون گردید.شهرهایی جدید با ظرفیت پذیرش جهانگردهای بیشتر ظهور کردند.با تشویق و ترغیب و ایجاد تسهیلات فراوان رنسانسی در حیات اقتصادی و بهبود وضعیت معیشتی ودرنهایت بهبود وضعیت بهداشت و درمان ،توسعه اقتصاد و رفاه اجتماعی سوغات این همه تلاش ها گردید.امادرکشورما وضعیت به این صورت استمرارپیدانکرد.از وضعیت میراث فرهنگی ایران درعهد صفوی که با شروع یورش های بیگانگان در قالب (به بهانه)جهانگرد و مبلغ ،سفیر و وکیل .....و با نوشتن سفرنامه ها شروع گردیدکه درنتیجه  هجوم بیگانگان را به میراث فرهنگی بدون پشتوانه دولتی و مردمی سرازیر کرد .علی رغم عمران و آبادانی و ایجاد صدها بنا و پل و کاروانسرا و..... اتلال مهم تاریخی و گنجینه های درون آنها با آغازسفرنامه نویسی و انتشارآنها درجهان خیل طماع کاران به آثارتاریخی را بسوی ایران کشاند. ودرادامه همین میراث کشور با نابودی های دهشتناکی همراه شد. از  سال 1173 ه  ق  که شاهان قاجاری اریکه قدرت رادر دستان ناتوان خود گرفتند خود شاهان در صف مقدم نابودی میراث ملت ایران قرارگرفتند. با نابودی بسیاری از آثار تاریخی دوره صفوی (مانند ظلل السلطان )که باغ و قصر سعادت آباد.2. عمارت هفت دست.3. قصر نمکدان.4. آئینه خانه.5. بهشت برین.6. بهشت آئین.7. انگورستان.8. بادامستان.9. نارنجستان.10.کلاه فرنگی.11. باغ تخت.12. باغ آلبالو.13. باغ طاووس.14. عمارت و باغ نقش جهان.15. باغ فتح آباد.16. گلدسته.17. تالار اشرف.18. عمارت خورشید.19. سرپوشیده.20. عمارت خسروخانی.21. باغ زرشک.22. باغ چرخاب.23. باغ محمود.24. باغ صفی میرزا.25. باغ قوشخانه.26. باغ نظر.27. عمارت و سردر باغ هزارجریب.28. عمارت جهان نما.29. و....را ازبین برد)بسیاری از گنجینه های تاریخی از صفحه و صحنه تاریخ زدوده وباعث از بین بردن میراث این سرزمین گردیدند .درعهدقجرها آغاز تیله کنی و غارت  اتلال و سرقت آثار نفیس و ارزشمند از یک سوی و از طرف دیگر با انعقاد قراردادهای شوم و نفرت انگیز و ننگ آور همه ی میراث فرهنگی ملت با سهولت هرچه بیشترتباه کرده  و همه چیز را به ورطه فلاکت و هلاکت کشاندند.کوته خردها در روستاها به استخراج ثروت های زیرزمین برآمدند.و آن را اسباب روزی  موزیانه خود نمودند.مردم بی نان و در غم نان را اجیرکرده تا شب و روزها در بیابانها و اتلال برای آنها تپه ها را بکاوند.به عنوان نمونه در عهد فتحعلیشاه بسال 1212-1174 ه ق دخمه ارغون زنجان که با آثار نفیس کشف شد حاکم زنجان و قزوین را دوچندان خوشحال ساخت.شاهان خود در صحنه های تیلی کنی حضور داشتند.غارت آثار تاریخی زیباترین تفریح قجرهای بی نام و نشان بود.دراثر جهل حکام ،سودجویی و غارت آثار از سوی قاچاقچیان داخلی و بیگانه گسترش یافت.و در دوره سیاه و تباهگر پهلوی دامنه جنایات ها دامنه تر شد.هرچند زبان و قلمی قادر به بیان عمق جنایات و بیان خیانت هایی که بر میراث فرهنگی ایران در ادوار گذشته نیست لیکن آنچه به اختصار آمد نشان می دهد میراث فرهنگی از دوره صفوی تا دوره پهلوی که در این دوره فترت و ناتوانی ،رضا شاه شخصا ریاست انجمن آثارملی رادردست داشت با دست درازی خاندانش خصوصا اشرف و فرزند ش ،زاهدی و پسرش ،ربانوها و نیمرودی های صهیونیستی  ،با شکوه ترین میراث فرهنگی جهان ،آرامشی به خود ندید و از سوی دیگرجهل عوامل داخلی نسبت به آثار و مواریث کهن و ارزشمند ونیزکینه و عداوت بیگانگان به میراث وطن،اسباب تخریب های روزافزون مجموعه میراث فرهنگی مارا موجب گردید. میراث ناتوان اکنون ،زخم های کهنه بی شمار از گذشته های دور و دراز با خود دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲ شهریور۱۳۹۴ساعت 9:38  توسط وارنا  | 

باند های هویت سوز و بی هویت خفته در جهالت ، بزرگترین کتیبه قلعه سنگی به خط پهلوی با حدود سه هزار سال قدمت را  در شهرستان سمیرم سرقت کردند. این کتیبه مهم تاریخی با ابعاد طول وعرض یک مترمربع گویای تمدن کهن در این سرزمین بشمار می رفت که سارقان حرفه ای با داشتن تجهیزات و امکانات این اثر ملی را از کوه بریدند و از محل خارج کردند.کتیبه 3000 ساله را کندند و بردند!+ عکس

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱ شهریور۱۳۹۴ساعت 9:40  توسط وارنا  | 
روستای گریمنج از روستاهای تاریخی بخش نیمبلوک شهرستان قاینات در استان خراسان است مسجد جامع روستای گریمنج از روستاهای بخش نیمبلوک شهرستان قاینات در استان خراسان جنوبی ازبناهایی است که متاسفانه معماری زیبای آن کمترمورد توجه قرارگرفته است.بنای این مسجد داخل بافت تاریخی و سنتی روستای گریمنج واقع شده و معماری آن مربوط به دوره  اوایل دوره قاجار است.عناصر مهم این بنا عبارتند از ورودی، دهلیز، صحن، ایوان و شبستان ستون دار و این اثر به لحاظ دارا بودن ویژگی-های معماری از جمله نقشه و طرح، نوع طاق ها و سقف ها، دارا بودن عناصر معماری ایرانی و سبک درون‌گرایی، دارای ارزش تاریخی است.
صحن بنا نسبتاً کوچک است که در سمت قبله آن ایوان بنا قرار دارد. ایوان که به همراه شبستان ستوندار شاخص‌ترین قسمت بنا است و دارای طاقی است جناغی که فضای آن به‌وسیله سه تویزه و چشمه‌های بین آن پوشیده شده است.بنای مسجد جامع گریمنج با شماره ثبت 15316 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱ شهریور۱۳۹۴ساعت 9:26  توسط وارنا  | 

امروزه اصطلاح میراث فرهنگی در حال از بین رفتن است

 استنباط بد بد بد  برخی فاصله گرفته از متن مردم و تاریخ و فرهنگ و هنر این سرزمین ،از میراث فرهنگی دشمن جان میراث و فرهنگ شده است.وقتی در گفتارها و نوشتارها و رفتارها و کردار و اعمال برخی بوضوح اشاره به ارث و میراث می شود این نگاه تنفرآمیز به میراث  نشان از بیگانگی با واژه بنیادین میراث و فرهنگ آنها دارد و همین طرز نگاه و تفکر اشتباه ،لرزه بر جان مآثر و اشیای تاریخی می اندازد.وقتی در تعریف ساده میراث فرهنگی که از شیئیت و قدمت و پیام انسانی تنها استنباط قدمت  رادر نظر دارند با این نوع تفکر جاهلانه و جاعلانه نه صدای پیام انسانی را می توان شنید و نه شیئیت شئی را می توان دید؟درنتیجه با نادیده انگاشتن دو عنصر اصلی دیگر شاهد رشد بافت فکری جاعلانه و جاهلانه تری در حوزه میراثداری خواهیم بود.افکارجاهلانه ای که هزاران اثر و شئی تاریخی سرزمین باستانی را علی رغم تاکید ادیان به حفاظت از آنها برای پندآموزی،در حال از بین رفتن می باشند.خانه و بنا و کاروانسرا و یا مسجد و بقعه ای کهن و ارزشمند که در ما می تواند حس شگفت انگیزبرانگیزاند و ما را به درک بیشتراز تاریخ و رخداد های آن آشنا سازد علاوه بر ارزش های معماری ،زیباشناسی ،تاریخ مستند ،وضعیت هنر و اقتصاد و معیشت و....دوره ها را برای ما تداعی کند.همه درحال از بین رفتن هستند.نمایش این همه تخریب ها برای دوستداران میراث فرهنگی فاجعه ای بیش نیست.زیبایی های ذاتی که در حقیقت محصول قدرت جادویی  دست هنرمندان این سرزمین هستند در حال محو شدن می باشند.این ردپاها،هویت ساز ها،پیام های انسان های گذشته،جلوه های ویژه هنر مردمان این سرزمین شایسته پاس داشتن هستند.

این چه تفکری است که با تخریب خانه های تاریخی و کاروانسراهای ارزشمند دوران های صفوی و زند و قاجار،برخی را  برای ساخت و ساز برج و بناهای بی هویت ساز تشویق می کند؟گذشته بخش خاموش و بی روح و از دست رفته ما نیست .چراوقتی صحبت از افتخار و غرور ملی می شود نگاه به گذشته ارزش پیدا می کند اما وقتی منافع مادی برای کسی مطرح می شود به یک باره گام بر روی همه ارزش ها می گذارد؟نگاه برخی به گذشته و به آثار گذشتگان رنجآور شده است.می گویند گذشته ای که از تکه آجر و خاک و سفال است به چه درد می خورد؟اگر شئی تاریخی به سرقت رفت جای نگرانی نیست.خارجی ها بگذارید آثار ما را به موزه هایشان ببرند چرا که دانش حفاظت از آثار را بیشتر از ما می دانند.نباید در برابر این همه تخریب ها و سرقت آثار خودتان را آزار دهید

براستی:اصطلاح میراث فرهنگی در حال از بین رفتن است یا ما و تاریخمان در حال از بین رفتن می باشیم؟

کسی چه می داند شاید هردو... 

+ نوشته شده در  شنبه ۳۱ مرداد۱۳۹۴ساعت 17:58  توسط وارنا  | 

آنان که اندک دانشی از تاریخ و مطالعات ادوارگذشته سرزمین های مختلف می دانند بی اقرار اذعان دارند  ایران کهنسال با سابقه ای طولانی و درخشان در زمینه هنرهای گوناگون سهم بزرگی در توسعه و تکامل معماری جهان داشته ، بناها و آثار باستانی پرجاذبه ای که امروزه هرچند بصورت مخروبه و ویرانکده در سراسر این سرزمین دیده می شوند و نیز آنچه در ازای زمان به علل های مختلف از بین رفته اندروزگاری بلند نشانه اوج و غرور و بالندگی بود تلاشی که  نتیجه قرنها تلاش و کوشش است.با این تفاوت که آنها درراه سازندگی و بالندگی از هیچ کوششی دریغ نورزیدند و ما از هیچ شیوه برای تخریب دریغ نکردیم.این آثار ارزشمند معماری که در واقع معرف فرهنگ و تمدن ایرانی است دستاورد تلاش هنرورزان این خاک ژرگهر است که با اعتقاد و ایمان راسخ و ابتکار و جدیت بی مانند آنها قد برافراشتند. سعی مشتاقانه آنها در ایجاد آثار شگرف و کوشش بی همتای ما در تخریب می تواند نتیجه افول هنری و زوال فرهنگ و تمدنی باشد که بی اعتنا از آن می گذریم.معماری ایران معماری ارزشی است که قربانی ضد ارزشی ها شده است.گرچه سرزمین ائیریان باستان با برخورداري از فرهنگ غني و تمدن ديرينه يكي از 10 كشور شناخته شده در جهان در بعد تمدن بشري و آثار تاريخي محسوب مي شود اما روند روبه رشد تخریب آثار باستانی که ناشی از کم لطفی ما به دارایی های باستانی و فرهنگی کشور است وضعیت کشورمارااز لحاظ مواریث باستانی در شرایط نا مطلوبی قرار می دهد.برایمان سخت است باور کنیم که آنچه از نیاکانمان بما رسیده است باید اینگونه از بین بروند.این در شرایطی است که وجود آثار باستاني با قدمت بيش از هزاران سال در ايران زمين فرصت مناسبي را براي بيان ارزش ها و سوابق تمدني  كشور فراهم ما  كرده است.چرا برایمان سخت است که باور کنیم که این تخریب ها هم جفا به تاریخ و فرهنگ و مواریث مدنی و معنوی کشور است هم ستم به اهل دانش و فرهنگ و جامعه‌ی باستان‌شناسی میهن ما. ؟یک بنای تاریخی یا یک اثر فرهنگی وقتی تخریب می‌شود و از میان می‌رود، دیگر با هیچ‌چیز آنچه را که از کف رفته نمی‌توان جایگزین کرد/تاریخی که متعلق به خود ما و تأثیرگذار بر موقعیت و مقتضیات و شرایط اکنون ماست. چرا باید اینگونه درورطه نابودی قرار گیرد؟چرا ملتی که خود می تواند تمام توریسم های جهان را بسوی خود سوق دهد امروزه ستون فقرات توریسم ترکیه عراق و عربستان شده است؟انسان تنها هستنده‌ای است که برای نسل‌هایی که از پی می‌رسند، از خود «میراث» به‌جای می‌نهد. نسلی که سازنده و دارنده‌ی تاریخ و بهره‌مند از اندیشه‌ی آگاهی تاریخی بود و اینک نسلی که از بین برنده تاریخ و میراث شده است براستی اینک از نسلی که میراث را ساخت به نسلی می رسیم که میراثش را باخته است

+ نوشته شده در  شنبه ۳۱ مرداد۱۳۹۴ساعت 8:16  توسط وارنا  | 

ازبین بردن این ریشه های تاریخی بدون بهره گیری از اندیشه های تاریخی شدن فراوان یافته است گنجینه های تاریخی که در زیرسقف بلند آسمان آن هزاران بنا و مآثر ارزشمند جای گرفته است  وضعیت رقت باری دارندحمام ها شاید از معدود بناهای مهم تاریخی هستند که فهم معنای بارتاریخی و ارزش معماری آن برای بسیاری از عموم خصوصا نسل جوان رشد یاقته در حمام های فرنگی با بوی تعفن فرهنگ غربی و استخر و سونا و جگوزی و.....سخت و دشوارمی نمایاند از این روی نسبت به آثاروبناهای دیگر درمعرض آسیب های جدیتر قرار گرفته اند.حمام كهنه مينودشت در محدوده شمال شرقی شهر مینودشت کوچه شهید هلاکو قرار گرفته است.یکی از این اثاری است که ازسر کم توجهی از بین می رود. نام دیگر آن ، حمام خورديماق می باشد.  حمام خوردیماق دارای بخش های بینه  و سربینه  ، میان در  ، گرمخانه  ، خزینه ، آتشخانه  و سرویس بهداشتی می باشد. کف حمام در حدود 2 متر از سطح کوچه پایین تر است. پوشش حمام به صورت طاق  و تویزه  است. قوس ها  و تویزه ها ، قوس باربر پنج و هفت  می باشد. برای پر کردن بین تویزه ها از روش های مختلفی استفاده شده است. پوشش سرویس های بهداشتی به صورت چهار ترک  ، پوشش گرمخانه و خزینه کلنبو  می باشد. برای تبدیل آن به مربع ( جهت اجرای طاق کلمبو ) ، سه فضای دیگر ، پوشش کجاوه  به وجود آورده اند. بعد از اجرای پوشش تا شانه طاق را با خاک پر کرده ، و روی آن را آجر فرش نموده اند.برای ایجاد روشنایی و تهویه در مرکز سقف گنبدی ، هورنو  پیش بینی کرده اند. در زیر گنبد چهار قوس جناقی در چهار طرف ساخته شده است ، که علاوه بر جنبه کاربردی ، تزئین حمام نیز مد نظر بوده است. افزون بر آن ، چهار طاق نمای برجسته بر روی دیوارهای ساخته شده است. مصالح حمام از آجر به ابعاد 5*24*24 سانتیمتر می باشد. ملاط به کار رفته در دیوارچینی ملات ماسه – آهک ، در طاق زنی ملاط آهک و دیوارهای خزینه و دیوارهای حمام تا ازاره  ساروج  است.  آب حمام از آب جوی آبی که در ضلع شرقی بنا ، جاری است ، تامین می شود . آب این جوی پس از گذر از آتشخانه و گرم شدن ، در لوله های تنبوشه پیش بینی شده در دیوارها جریان یافته و حوض ها و خزینه را پر می نماید.عمر این بنا را400  سال تخمین زده اند و از سبک معماری زیبایی ( استفاده از طاق نما و گچ بری زیبا) برخوردار است .

 

+ نوشته شده در  جمعه ۳۰ مرداد۱۳۹۴ساعت 17:29  توسط وارنا  | 

نماي بيروني خانه آقاگل

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۹ مرداد۱۳۹۴ساعت 16:48  توسط وارنا  | 

همانگونه که واژه فرهنگ بیش از 200 تعریف مختلف دارد، میراث هم شامل طیف وسیعی بیش از 200اجزاء می باشد. لذا درمجموع برای فربه‌ترین بخش فرهنگ یعنی میراث فرهنگی می توان تعاریف وسیع و گسترده ای بیان نمود.درتعریف ساده هر پدیده‌ای اعم از منقول و غیرمنقول، مادی و معنویبا قدمت فراوان وبا  حامل پیام انسانی  که ازگذشته انسان حکایت دارد را می گویند.اما یکی از کلیدی‌ترین موضوعات در مباحث مربوط به میراث فرهنگی موضوع ارزش آن است؛ چراکه تمام آنچه ما در رابطه با میراث فرهنگی انجام می‌دهیم اعم از شناسایی، حفاظت و معرفی همه به خاطر ارزش‌هایی است که در میراث فرهنگی (آثار تاریخی ـ فرهنگی) مستتر است، اما مهم‌ترین ارزش‌های میراث فرهنگی هویتی ،فرهنگی و هنری ،تاریخی ،اقتصادی ،بی بدیل بودن و ممتاز بودن،ارزش های آموزشی و کاربردهای فراوان آنها است.درجامعه ما توجه به ارزش های میراث فرهنگی هنوز عمومیت نیافته وبه عبارتی ارزش میراث فرهنگی موردقبول و ستایش همگانی قرار نگرفته است و از این روی نگاه مثبت علم نسبت به آثار و مواریث کهن تاریخی دیده نمی شود.در حالی که زندگی مردم تاریخی این سرزمین با میراث ارزشمند آنها گره خورده و در هم تنیده است مردم زمانی می توانند حس تعلق به میراث فرهنگی و آثارتاریخی رادرخود بارور سازند که درک درستی از آنچه به عنوام مآثرتاریخی دراختیاردارند داشته باشند.باید اعتراف نمود سطح دریافت عمومی نسبت به ضرورت حفاظت از آثارتاریخی و فرهنگی ظرفیت قابل قبولی ندارد.

http://nooraghayee.com/wp-content/uploads/2014/12/_mg_1031.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۴ساعت 17:51  توسط وارنا  | 
b514ee45_0637_4321_bdd6_95292b173b42

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۷ مرداد۱۳۹۴ساعت 16:35  توسط وارنا  |