تبليغاتX
گنجه و گنجینه

میراث باستانی ایرانزمین با جاذبه های مسحور کننده  تقدیر و حضور مقتدرانه و تاریخی خود را هزاران سال بر تاریخ بشر دیکته نمود رخداد های مهم و بی سابقه در کنار کشفیات محیر العقول باستان شناختی  فرشی گسترده بر سنتها سبکها نحوه های زندگی. اقتصاد و هنر باور ها و نظام های اجتماعی  اعتقادی ارزشی  گسترانید  ودرحوادث و گذر زمان هیچگاه عرصه را بر حریفان وا ننهاده و با شکست و تسلیم گام در مسیر تاریخ بر نداشت. در تاریخ ملتها ها  شکستنی ترو شنیعتر از جهل و خیانت  یافت نشده است مرز پر گوهری که رادمردان و دلاوران بیشمار بر خود دیده است در کنار آن  همواره از نیش طعن و زخم طعنه  در امان نبوده است  و به قول رز ماکالی در کتاب شگفتی ویرانه ها :  بسیاری از شهرها متروک شدند و به خاک نشستند وبر خانه هایشان علف روئید  بناهای آنها فرو ریخت و بد منظر شد  به جایگاه جغد ها و خزندگان مبدل گردید  باز هم  از تیررس نگاه های  غارت اندیشان در امان نماند زیرا آنها عادت به زندگانی در مرز ها و محدوده ها و روزها و ساعات دارند به زندگانی در تاریکی به قول گوته عادت کرده اند. و برای ما هم حفاظت از این داشته های تاریخی مشکل شده است  بارها گفته شده است حفاظت از آثار باستانی قابل تامل و اندکی مشکل می نمایاند زیرا با ارزش های اخلاقی  مردم در ارتباط است پس مستلزم اجرای قوانینی است که نهایتا از یک  قدرت و حمایت جدی برخوردار باشد کسانی که  دست  تطاول بسوی میراث فرهنگی دراز کرده  و این منابع و مآخذ غنی و تاریخی را می ربایند و می برند وبا  دستهای آلوده خود  به تاریخ مقدس این سرزمین  تعدی می کنند نمی پندارند که با خیانتکاری و تجاوز به میراث گرانبار فرهنگی این سرزمین  ادامه دهندگان مسیر پر خطر نمرودی ها. ربانوها. زاهدی ها و اشرف پهلوی و شهرام پهلوی ها  و..هستند. آنها که میراثمان را به یغما بردند و امروزه تمامی آن گنجیبنه های ارزشمند  در لوور و اسرائیل و بریتیش و متروپولیتن نگاه های معصومانه و مظلومالنه همه آن آثار به ما دوخته اند  شاید برای  استرداد آنها کاری کنیم. اما افسوس و دریغ از این همه بی همتی ما..

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 8:46  توسط وارنا  | 
آتشکده تاریخی نویس در روستای نویس قم یکی از زیباترین جاذبه های نویس است که متاسفانه رو به ویرانی می رود این شاهکار تاریخی در 100 کیلومتری قم و در 2ونیم کیلومتری "روستای نویس" از توابع بخش خلجستان واقع است. چهارطاقی از نمونه های اولیه چهارطاقی های عصر ساسانی است که در ابعادی کوچک و محلی برپا شده و تا اوایل دوره اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است.
بنا از خارج به شکل توده ای مکعب می نماید که دارای چهار دهانه درگاهی است. قطعات بزرگ قلوه سنگ در بدنه و سقف با ملاط گچ به هم چسبیده اند و از جهت شکل و مقاومت به گونه ای کاملاً ماندگار و مستحکم برپا گردیده است.
این بنا در 20 خرداد ماه 1321 ش با شماره 344 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت 7:59  توسط وارنا  | 

انبوه مصائبی که بر سر میراث تاریخی ما فرود آمده است  چنان عرصه را بر چرخه فرهنگی میراث تنگ کرده است که با هر ریزش بنایی و شکستن دیواری می شکند و خرد می شود. به بند کشیده می شود و به بیچارگی می رود. آرامش از او و نیاکانش به راحتی رخت بر می بندد. آن همه آثار هنری که با ذوق و زیبایی و قریحه بی مانند خلق شده اند چون فانوسی کورسو کور سو به تاریکی می گراید. بساط بساز و بفروش ها بر تن اتلال چنان گسترانیده شده است که  مجال نفس از آن گرفته شده است. میراث گویی سهم الارث شده است  و هریک سهم خواهی می نمایند.معتادان از یک سو. بی خانمان ها از دیگر سویی. بازاری از این سمت. بساز و بفروش از سمت دیگر. ساخت مسکن بهانه ای واهی /مترو و انتقال آب و تعریض  محوطه  خیالی واهی. یکی برای دلخوشی خودش بنایی بر روی تل تاریخی می سازد و آن دگر پارک و پارکینگی. بی آنکه کسی بداند که آثار هنری و بی نظیر و بی بدیل ما را دفن می سازند بی آنکه بدانند شناسنامه و هویت و ماهیت ما را مدفون می کنند بی آنکه بدانند هر اثر باستانی که از بین می برند نه می توان جایگزینی ساخت و نه  نمونه ای چون آنها را می توان یافت. یکی تن میراث را به نگاهبانی گله ها گوسپندان می سپارد و انبان و انبار یونچه ها می کند وین  نیز از میراثمان مخروبه ای ساخته متعفن و بد بوی.لانه حیوانات .حفاران و قاچاقچیان آثار باستانی در قطب دیگر چون عفریته  پیشانی آن را نشانه رفته اند. تا تمام معجزه آسای و شگفتی های تاریخ ایران باستان را به تاراج کشانند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت 10:16  توسط وارنا  | 

تمدن پر نفوذ و فعال ما بر صحنه تاریخ بشر مانند قمری بر گرداگرد تاریخ و بر تارک تمدن  پرتو افشانی می کند  شاید این وجوه متمایز چشمان طمع انگیز و نگاههای خوفناک دشمنان را بسوی آن دوخته است  تاریخ در هیچ دوره و برهه ا ی  چنین کاروان هنری سترگ و عظیمی را  تماشا نکرده است حضور بلند و تاریخی  تمدن ایران بر پهنه گسترده گیتی  در کنار پیشینه تاریخی و سنت و سابقه فرهنگی آن ، سرزمین من و تو  را آوازه جهان کرده است. آثار مکشوفه اش نظام دانایی و فهم عظیم تاریخی را در جوامع انسانی  ساری و جاری کرد  کشفیات باستان شناسانه آن  و حتی جراحی هایی که از سوی  قاچاقچیان بد طینت صورت گرفته است  اطلاعات فوق العاده مهم و حیاتی اسناد و مدارک بنیادی و بی سابقه ای را در اختیار ما قرار داد ه است  امروزه گرچه مطالعات و کشفیات باستان شناختی  آموزنده ترین حوادث روزگار است لیکن حوادث گذشته بر این سرزمین بیش از یکصد سال ادامه دارد حوادثی که نخستین جرقه آن با تیشه ها و نیش های زهرآگین فرانسوی ها و امریکایی ها شروع شد نخستین کلنگ آنها بر تن باستان شناسی هویت تاریخی – باستانی ما را هدف گرفت  از اتلال چاله و گودال ساختند بی آنکه از آگاهی و معرفت مطالعات باستان شناسی چیزی داشته باشند.

وقتی دیدند تاریخ آدمی در هیچ جای دنیا چنین فرش عظیم  و غنی باستانی را نگسترانیده است  وقیحانه تر و بیشرمانه تر کلنگ بر فرق میراث باستانی فرود آوردند  این همه اتفاقات نامبارک در حوزه میراث حاصل کم تدبیری ما بوده است  که امروز فریاد مظلومیت نیاکانمان که آثارشان به یغما رفته و در لوور و بریتیش و متروپولیتن و...آرمیده اند را می شنویم. اگر در روزگار گذشته عرصه را به بیگانگان واگذاشتیم امروز می توانیم دگر گونه بیندیشیم.وقتی نهاد ها در میان سکوت ما  واصحاب رسانه و جراید  تخریب محوطه های گسترده را آسوده خاطر به سرانجام می رسانند از دشمنان میراث و حفاران زشتخوی   چه انتظاری می توان داشت؟ غنای سرزمین تاریخی ما کهن قاره جهان بشریت را گاهواره هنر ساخته است  گاهواره ای که  با هر پرپر شدن آثار تاریخی خود می شکند  مسولیتی که نیاکان بر شانه ما نهاده اند  شانه خالی کردن در زیر بار آن همه مسولیت و تعهد گناه نابخشودنی نیست؟ هر یک از ما در این تخریب ها ، دستی ، نقشی ، سهمی ، و دخالتی داریم میراث گران معنای ما روزگاری بلند متعالی و حیاتی بود که امروز روح حیات در کالبد بی جان آن خانه و بهانه کرده است. منقلب و شکسته/ خسته و بی پناه/ چون دیواری گلی ترک خورده /واقعیت تاسفبار /بلای تخریبی است که بر /چان میراث فرهنگی ما سنگینی می کند. که شرح تمام دردهای آن بر قلم نمی گنجد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت 15:12  توسط وارنا  | 

میراث فرهنگی ثروت فرهنگی و میراث جاودان ملت ایران است.اما هنوز نگران این همه تخریب ها نیستیم.مجموعه دستاوردها، ارزش های معنوی و مادی جامعه ما محصول تلاش نسل گذشتگان ما  در طول تاریخ است که به وجود آمده  است  روابط  اجتماعی، هنر، فلسفه، اخلاق، علم، تکنیک و..وآنچه میراث فرهنگی خوانده می شود آثار باقی مانده از گذشته است که بار ارزش فرهنگی بخود گرفته اند ، هر اثر باستانی میراث فرهنگی محسوب می شود  امروزه سخت است باور کنیم که میراث فرهنگی نگران تخریب بناهای باستانی ایران نیست/ سخت است که بپذیریم میراثیان از این همه انهدام و نابودی گنجینه های تاریخی دلنگران نیستند. نمی توانیم باور کنیم آنچه با عنوان تخریب  میراث فرهنگی صورت می گیرد با چراغ سبز آنها انجام می شود اما سوال این است که واقعا لزومی دارد که باور کنیم؟

وقتی تخریب و انهدامی در حوزه غنی ترین میراث تمدن بشر  صورت می گیرد و همه متولیان سکوت می کنند آیا باز هم نباید باور کنیم؟ یعنی باور کردن آنچه برشمردیم سخت تر از باور کردن مرگ میراث باستانی ایران است؟ جهل و بی خبری / عناد با تاریخ و هویت تاریخی مردم/ فقر مدیریتی/ روی آوردن برخی به بی هویتی / کند ذهنی و حافظه کند تاریخی؟ کدام را باور کنیم؟ وقتی دیوار شکسته ای در مصر میراث ملت برشمرده می شود وقتی سرباز گلی چینی هویت تاریخی آنها بشمار می رود وقتی تاج محل نگین فرهنگی هندوستان است آیا تخت جمشید و بیستون و سیلک و مارلیک را نباید میراث ملت برشمریم ؟

 انسان زیر سقف میراثی که در بنیاد نهادن و به‌پاساختن آن خود نقش تعیین‌کننده و بی‌بدیل داشته سکنی گزیده است. تخریب آن، تخریب خود آدمی و صیانت از آن صیانت از نحوه‌ی بودن و حضور انسان در جهان چونان هستنده‌ای فرهنگی، میراث‌مند و سازنده و دارنده‌ی هویت فرهنگی و برخوردار و بهره‌مند از اندیشه و آگاهی تاریخی است. مسأله‌ی صیانت از میراث مدنی و معنوی ملت‌ها و کشورها و فرهنگ‌ها صیانت از ریشه‌های انسان بودن آدمی است

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 اردیبهشت1391ساعت 7:44  توسط وارنا  | 

باستان شناشناسان و کاوشگران اصولا چیز هایی را ضبط می کنند که در لحظه کشف بنظرشان بسیار مهم جلوه می کنند ولی در قلمرو باستان شناسی امروزه ما مسائلی پیش می آید که زیاد هم برایمان مهم نیستند از تخریب میراث فرهنگی می گویم این تخریب ها و حتی مرمت های صورت گرفته که بلای جان میراث فرهنگی ایران شده است بسیاری ازآثار ارزشمند تاریخی ما را در فهرست میراث در خطر قرار می دهد.

+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 8:6  توسط وارنا  | 

دوره صفوی را می توان یکی از ادوار ممتاز در هنر و معماری ایران بحساب آورد دوره ای با شکوه که بناها و تاسیسات عام امنفعه بسیار  ساخته شده است یکی از این آثار مهم پل های تاریخی این دوره می باشند که هوره یادمان این عهد است.پل تاریخی هوره یکی از کم نظیرترین ابنیه های تاریخی عهد صفوی در چهارمحال و بختیاری است.این پل که در مجاورت روستای هوره روی رودخانه زاینده رود بسته شده دو روستای هوره و سوادجان در بخش سامان را به هم متصل می کند.پل هوره در عهد صفوی با هفت دهنه با سبک معماری سنتی و با مصالح سنگ تراش و سیمان ساخته شده است.طول پل 63 متر، ارتفاع آن هشت متر و عرض آن شش متر است.

+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت 7:58  توسط وارنا  | 

معلومات نسل آدمی در باره گذشته و زندگانی انسانهای عصر کهن حاصل تلاش ها و کاوش های باستان شناسان است  تاریخ مدارتر از تمئن ایران باستان تمدنی راه نسپرده و نبرده است اما ایرانزمین به لحاظ حجم و گستردگی میراث باستانی عظیم  بسیار مورد بی مهری قرار گرفته است قریب یک قرن است که میراث فرهنگی مورد دستبرد بیگانگان و عوامل خودی قرار می گیرند و از بین می روند و ما هنوز بعد از یک قرن سکوت کرده ایم فرانسوی ها و انگلیسی هادر کنار یار دیرینه خود امریکایی ها میراث ارزشمند ایران زمین را به غارت بردند و امروزه اگر موزه ای در جهان اعتبار و شهرت جهانی دارد حاصل آثار موجود این سرزمین است  آیا یک قرن سکوت کافی نیست؟ چرا کسی به فکر میراث باستانی ایران نمی باشد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 اردیبهشت1391ساعت 8:2  توسط وارنا  | 

رودبار زیتون در گیلان بی گمان یکی از غنی ترین حوزه های تاریخی ایران است که هنوز بصورت شایسته مورد حفاری علمی قرار نگرفته است  و تنها بازار سودای مکاران و حفارانی شده است که اتلال انرا مورد حفاری قاچاق قرار می دهند دراین مقال با مجال اندک سابقه کاوش های آنرا بررسی می کنیم.دهۀ ۱۳۴۰ ش شروع فعالیت ها و  مطالعات باستان شناختی در منطقه رودبار و حوزه رودخانه سفیدرود  بودکه نتایج علمی درخشانی به بار آورد. باورود باستان شناسان به محوطه مارلیک این حوزه تاریخی خیلی زود شهرت جهانی یافت و به عبارتی به بهشت کاوش های باستان شناسان مبدل شد. درسالهای ۴۷-۱۳۴۲ ش گروهی از باستان شناسان ایرانی به سرپرستی علی حاکمی در حوزه رودخانه سفیدرود مشغول به بررسی و شناسایی و کاوش در محوطه هایی باستانی شدند. و نقاطی چون گورستان کافرکش، محوطه گنج پر کلورز، جوبن، سرامرز، دوگامیان، لیلی جان، ناوه، سیاهدره، مورد حفاری قرار گرفتند و عمدتاً آثار بدست آمده از آنها مربوط به اواخر هزاره دوم ق. م تا دوره ساسانی بود. متعاقب آن مناطقی چون کوله مرز و شیرکوه، کلشی تپه و اصطلخ جان  مورد بررسی واقع شدند. پیترویلی محقق انگلیسی که بروی قلاع اسماعیلیه مطالعه میکرد خود را به  اشکورات رساند و حفاری هایی در شوئیل به انجام رساند. سال ۱۳۴۵ محوطه باستانی رشی واقع در ارتفاعات مشرف به دره دربند و رودخانه سیاهرود و در ۲۰ کیلومتری شرق توتکابن توسط سعید گنجوی مورد حفاری قرار گرفت که آثار از دوره ساسانی در آنجا کشف گردید. با ورود خاندان پهلوی از جمله شهرام پهلوی و مادرش اشرف  که چشم طمع به آثار زرین آن داشتند میراث رشی بصورت جدی مورد دستبرد قرار گرفت که امروزه موزه های لوور و متروپولیتن اعتبار جهانی خود را مدیون آثار رشی می دانند.در سال ۱۳۴۶ گورستان شوک از سویکردوانی حفاری شد.  سال ۱۳۴۷ عبدالحسین شهیدزاده در محوطه های خرس چاک و سه پستانک و گورستان باستانی داماش عمارلو به حفاری پرداخت.  گورستان باستانی دیماجانکس اشکور سفلی هم از کاوش بی بهره  نبود  محمود کردوانی نیز در همین هنگام در دیورود سی پل رحیم آباد از توابع شهرستان رودسر به کاوش مشغول بود. در سال ۱۳۴۸ شهیدزاده در شمام رستم آباد حفاری کرد که آثار بدست آمده از این محل را مربوط به دوره اشکانی قلمداد نمود و آقای  کوثری و سید محمود موسوی در کرفس چاک و خرسه چاک عمارلو اقدام به حفاری نمودند. در همین سال اطراف سد تاریک و روستای شمام توسط جهانگیر یاسی مورد بررسی و شناسایی قرار گرفت.

در سال ۱۳۵۰ شهیدزاده در روستای سندس به کاوش پرداخت که در نتیجه به آثاری از دوران ساسانی مواجه شد.از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ سید محمود موسوی در عمارلو رودبار و اشکورات به کاوش پرداخت. حفاری درسیبون و لسبو و کمنی، سنجددره، لشکستان، میارکشه، زرگر چشمه و شاه جان در بردارنده آثاری از دوران هزارۀ اول ق. م تا دوران اسلامی بود. در لسبو آثاری از یک حمام عصر صفوی کشف شد. در حد فاصل سالهای ۵۷-۱۳۵۲ هیاتی ژاپنی به سرپرستی شینجی فوکایی در روستای حلیمه جان و در محوطه هایی چون شاه پیر، عاشور محله، قورش، نحد علی، رودخان بر،نجزار ضیایی و رزک به حفاری پرداختند. نتیجه این مطالعات منجر به معرفی آثاری از اواخر هزاره دوم ق. م تا دوران پارت و ساسانی شد. این هیات در روستای شهرانی نیز در گورستانی در  تپه اسطلخ جان)،     لامه زمین و پایین محله شهران به کاوش مشغول شد و طی آن به آثاری از دوران ماقبل تاریخ تا عصر ساسانی برخورد نمود.در سال ۱۳۶۹ ش حوزه غرب رودخانه سفیدرود از منجیل تا امامزاده هاشم توسط هیاتی به   سرپرستی خلعتبری مورد بررسی و شناسایی قرار گرفت و در نتیجه بیش از ۵۰ محوطه باستانی مورد معرفی قرار گرفت. در سال ۱۳۷۰ پس از زلزله مهیب رودبار براثر تخریب گورستان باستانی در مسیر احداث جاده قدیم تهران در جلالیه کلورز هیاتی به سرپرستی خلعتبری عازم محل شد. در این حفاری اضطراری که ۴۵ روز به طول انجامید ۱۸ گور باستانی مربوط به عصر آهن تا دوران اشکانی کشف گردید. سال ۱۳۷۱ ش بار دیگر در غرب استان گیلان وسکه میانرود در درۀ رودخانه شفارود مورد کاوش قرار گرفت.هیات زاپنی و ایران به سرپرستی نوکنده دربین سال های -2000-2005  میلادی  در ضلع جنوبی تپه جلالیه کلورز گمانه ای حفر کردند که در لایه های آن آثار استقراری مربوط به عصر ساسانی تا نیمه دوم هزاره دوم ق. م مربوط به اعصار آهن مشخص گردید.در سال ۱۳۸۴ حفاری اضطراری به منظور نجات بخشی گورستان های تاریخی چره و خاصکول مورد توجه باستان شناسان قرار گرفت و قبور این دو محل در مسیر احداث راه انتقال لوله های گاز قرار گرفته بود و به دلیل خاکبرداری ماشین آلات سنگی مجری پروژه آسیب های کلی به آثار تاریخی نهفته در دل خاک وارد شده بود. در سال ۱۳۸۵ لایه نگاری و کاوش در محوطه گنج پر و تپه کلورز رستم آباد به سرپرستی محمد رضا خلعتبری به انجام رسید.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 اردیبهشت1391ساعت 7:54  توسط وارنا  | 

 

تخریب محوطه های تاریخی  بصورتی گسترده و در میان سکوت مرگبار اربابان رسانه ها صورت می گیرد  و تخریبگران آسوده خاطر و فارغ بال مواریث مدنی و میراث تاریخی و باستانی ما را نشانه رفته اند ودربازارمکاره سود باستانی و اتبنیه پیشینه های تاریخی ملت را به دیناری می فروشند سرزمینی که غنای تاریخی اش به لحاظ حجم و گستردگی تراکم و توالی و شمار تعداد آثار آن با ادامه روند مرگبار آثار باستانی خود می رود تا به یکی از کشور های حادثه خیز میراث تبدیل گردد و متاسفانه همه این ویرانگری ها با رضایت سکوت متولیان و چراغ سبز مدیران فرهنگی انجام می گردد  امروزه میراث فرهنگی و تاریخی ما شکسته و منقلب/ ترک خورده و متزلزل/ هویت سوز و بی پناه/ شکننده و آشوبناک .در حال پرپر شدن است در حالیکه هنوز هم می توان برای نجات آنها کاری کرد. می توان بافت تاریخی شهرهایی چون تهران شیراز و تبریز و مشهد را نجات داد

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت 7:49  توسط وارنا  | 

میراثی اینچنین گسترده و جهانی ُو یادمانهایی اینگونه با شکوه مادر تاریخ دیگر بار بخود نخواهد دید. پرنفوذ و فعال بر صحنه تاریخ بشریت که اندیشه های آدمی را بخود مشغول وا داشته است. و جامعه جهانی حضور آنرا حس کرده و گذشته و نظام های اعتقادی و هنر آنها را تحسین کرده است. هیچ تمدنی یا هیچ کاروانی تاریخی تاریخی تر از تمدن و کاروان ایرانیان باستان و شکوهمند به حرکت نیامده است.غنای این سرزمین باستانی به لحاظ حجم و گستردگی تراکم و توالی و شمارمواریث آن موجب تعظیم ملل دنیا در برابر تاریخ این مردمان شده است اما حیف که این شکوه و عظمت بسادگی  از بین می رود و کسی فریاد میراث فرهنگی ما را نمی شنود

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت 7:36  توسط وارنا  | 

انسان هایی که بی‌بهره از آگاهی و شعور تاریخی‌اند، در رویارویی با چالش‌های تاریخی بسیار آسیب‌پذیر و شکننده‌تر از دیگران هستند اما آنها که برخوردار از بینش و مجهز به دانش تاریخی بوده‌اند. مانند سربازی خود را سپر مردم و میراثشان می کنند باید بدانیم هر جامعه‌ای که دست تجاوز و تطاول و تخریب میراث خود می‌گشاید، بی‌هیچ تردید فاقد شعور و آگاهی تاریخی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 اردیبهشت1391ساعت 7:45  توسط وارنا  | 

نیمه اول هزاره دوم ق م در باستان شناسی ایران از جایگاه ارزنده ای برخوردار است  علی رغم اینکه داده های ما در باره این دوره اندک است

ونتایج حاصل از این کاوش ها که اغلب هم بصورت  کاوش های قدیمی بوده باید در انتظار کاوش های علمی جدید بود تا بتوان بطور دقیقتری اظهارنظرکرد محدود بودن اطلاعات این دوره زمینه تحقیقات بسیاری را فراهم کرده است اما پاسخگوی نیازهای باستان شناسان نبوده است. هرگونه شفاف سازی و اظهارنطر منوط به داده های علمی تازه خواهد بود. وقتی بحث این دوره می شود با توجه به نوع سفال و توزیع آنها فلات ایران خود به 4 دوره منفک منقسم می گردد.

1-      فرهنگ یانیک

2-      2- فرهنگ سفال گیان و گودین

3-      3- فرهنگ حصار3

4-      4- ایلام باستان/ عیلام کهن

درمیان مناطق جنوبی ایران نیز فرهنگ های بومی – محلی وجود داشته  که دارای سفال های منقوش با سلایق خاص خود بوده اند. نکته ای که می توان بدان توجه کرد این است که ریشه این فرهنگ ها را می توان در تمدن های هزاره سوم ق م جستجو نمود.

(یانیق یا یانیک) از تپه سوخته گرفته شده است که در ساحل شرق دریاچه ارومیه واقع شده و انگلسی ها بسال 1340  آن را شناسایی نمودند  که مشخصه سفال های خاکستری در معرفی این تمدن بود  نقوش داغدار و کنده هندسی دوایر تودر تو و خطوط مستقیم و مربع از دیگر تزئینات سفال یانیک در جنوب تبریز بشمار می روند. خانه های مدور شکل گرفتند  که تاکنون هیچگونه پنجره ای یافت نشده است. نفوذ این فرهنگ در هزاره سوم ق م به شمال غربی ایران در خلال مهاجرت مردم به شرق آناتولی و شمال غربی ایران و قفقاز شکل گرفته است.

براساس داده های باستان شناختی  طبقه 5 گودین در نزدیکی کنگاور هم دارای سفال شبیه یانیق است  شمال غرب ایران خصوصا منطقه دریاچه ارومیه که جایگاه اصلی این فرهنگ است در اتلالی چون هفتوان تپه و گوی تپه سفال هایی با این مشخصه یافت شده است که می توان همزمان با این دوره دانست. هفتوان در جلگه سلماس می تواند اطلاعات ذیقیمتی در باره سفتال های این دوره خصوصا با نقوش ارائه دهد  انگلیسی ها سفال آن را به فاصله هزاره سوم ق م می دانند که نتیجه آن در سال 1347 به چاپ رسید. .حفاری های گیان که عمده اطلاعات ما از قبور آن است  قبور گودالی و بیضی  و آثار سفالی بسیار این ادعا را تائید کرده اند.سفال های تک نقش و رنگارنگ همزمانی این دوره با یانبق را علنی تر کرد.هرچند که فرهنگ گیان و گودین اولین بار در گیان شناسایی شد  لیکن اطلاعات بدست امده در سال 1974 م اطلاعات قابل اطمینانتری بود که خیل باستان شناسان را آسوده ساخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1391ساعت 18:36  توسط وارنا  | 

انزلی زیباییها و جاذبه های منحصربفرد فراوانی دارد ودراین میان اين كاخ پشته که در مابين دو پل انزلي  و غازيان در محوطه و سيعي واقع شده است از لحلظ جاذبه های توریسیتی بسیار حائز اهمیت است این کاخ، قبل از احداث درجايش كاخ زيبا و باشكوه  (( خوشتاريا ))  قرار داشت كه هنوز روشنائي برق در ايران وجود نداشت  شبها غرق درنور بود ، اين بناي زيبا و باشكوه در سال 1307 شمسي آتش گرفت و سوخت . بنايكاخ ميان پشته از سال 1308 شمسي آغاز  و بين سالهاي 1313 - 1314 شمسي پايان يافت . مساحت زير بنايآن 1168 مترمربع ميباشد . بدنه ساختمان دو جدار و از بلوك سيماني ساخته شده داراي 11 اطاق ويك سالن پذيرائي با چهار سرويس حمام و دستشوئي است . داخل اطاق ها به طرز زيبائي گچ بري شده  و لوستر بزرگ  ، 6 شاخه اي كريستال با زنجيري در سرسراي كاخ آويزان است . از سال 1367 نيروي دريائي  ، پس از تعميرات اساسي  ، كاخ را به موزه نظامي  تبديل و انواع سلاحهاي گرم و سرد را از زمان صفويه  تاكنون  در قفسه هاي مخصوص جاسازي  و درمعرض ديد عموم قرارداده  كه يكي از نقاط ديدني وخاطره انگيز بندرانزلي ميباشد کاخ میان پشته

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1391ساعت 7:23  توسط وارنا  | 
اين مسجد که امروزه بقاياي آن به نام ارگ عليشاه در وسط شهر نمايان است در بين سالهاي 716 ـ 736 ه.ق به وسيله تاج الدين عليشاه جيلاني تبريزي، وزير سلطان محمد خدابنده اولجاتيو، ساخته شده است، و سابقاً مسجد جامع تبريز محسوب ميشد. ساخت این بنا ۱۳ سال بطول انجامیده است.
ديوارههاي اين بنا به بلندي 25 متر بود و تماماً از آجر ساخته شده و چهارده متر ضخامت داشته است. ايوان بزرگ اين بناي باشکوه مزين به کاشي و مرمر و کتيبههاي زيبا بود. شاردن جهانگرد فرانسوي در سال 1680 در خصوص اين بنا مينويسد: در تبريز 250 مسجد وجود دارد که بزرگترين آن مسجد عليشاه است و رو به ويراني است.حمدالله مستوفي در وصف اين مسجد مي نويسد: (وزير خواجه تاج الدين عليشاه جيلاني در تبريز در خارج محله نارميان مسجد جامع بزرگي ساخته كه سحنش دويست و پنجاه گز در دويست گز و در او صفه اي بزرگ، از ايوان كسري به مداين بزرگتر. اما چون در عمارتش تعجيل كردند فرود آمد ودر آن مسجد انواع تكلفات بتقديم رسانيده و سنگ مرمر بي قياس دراو بكار برده و شرح آن را زمان بسيار بايد/مادام ديولافوآ در سفرنامه خود از اين بنا تعبير به ارك كرده مي نويسد:

(درضمن گردش در شهر در 17 آوريل 1881 به عمارت ارك قديمي بر خورديم اين بناي با عظمت كه بيست و پنج متر ارتفاع دارد و قبل از ورود به شهر هم در فاصله زياد نظر مسافران را جلب ميكند، در مركز ميدان وسيعي قرار گرفته و از ديواري بشكل كثير الاضلاع محصور گرديده و داراي برجهاي مرتفعي است و اطراف آن هم خندق عريض و عميقي بوده كه اكنون يك قسمت آن پر شده است. ديوار آن با مهارت خاصي ساخته شده بقسمي كه اگر بطور مايل بر آن نگاه كنيد درزهاي قائم آجرها بشكل خطوط متوازي بنظر ميآيند كه تمام متساوي البعد و در هر جا فاصله ما بين آنها يكسان است. در اطراف اين بناي نيمه خراب ابنيه نظامي برپا شده كه مخصوص سربازان ساخلوي تبريز است. ويك كارخانه توپ ريزي هم هست كه اكنون متروك شده و بدون استفاده مانده است. پله كان خرابي منتهي به بام ميگردد و در بالاي بام منزلگاه كوچكي است براي ديده بانها كه اتصالا بنوبه درآنجا بايد باشند و حريق و يا ساير حوادث ممكنه را اطلاع دهند این شاهکار هنری هم می رود تا با تاریخ خداحافظی کند

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 اردیبهشت1391ساعت 8:14  توسط وارنا  | 

آثار و ابنیه های تاریخی در چندقدمی ما هم پرپر می شوند ضجه می زنند فرو می ریزند وکسی هم نه صدای ضجه های آنان را می شنود و نه پرپر شدن آنها را می بیند. وقتی کاخ گلستان در جلوی چشمان ما در حال تخریب است نقوش آن فرو می ریزند دیگر چه انتظاری می توان از دهشاد داشت.قلعه دهشاد با دیرینگی بیش از ۲۰۰ سال در روستایی به همین نام، در ده کیلومتری شرق شهریار و در محدوده شهر باغستان قرار دارد..این دژ یکی از دژهای متعدد شهرستان شهریار است که از اغلب آنان چیز زیادی باقی نمانده‌است و به علت کم توجهی مسؤولین مربوط بخش اعظم دژها (همچون ، قلعه چهل دختر در حصار ساتی و...) تخریب شده‌است. دیوار دورادور قلعه دهشاد اندکی  سالم مانده و قلعه باستانی به تصرف زندگان در آمده است.دیواره های این قلعه به 6 متر می‌رسد و در چهار گوشه آن برجهایی قرار دارد . این قلعه به شماره 9900 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 16:12  توسط وارنا  | 
سرزمین باستانی ایران سرچشمه مهمترین و بادوامترین و در عین حال کهنترین سرزمینی است که نسل انسان نخستین گام های اولیه را در آن بر داشته است.امروزه سرچشمه زیباترین هنر بشر با نوعی چالش به نام تخریب در حوزه میراث فرهنگی خود در گیر است.ملتی که به قول آرتور پوپ امریکایی هنر هدیه دائمی آنها به بشر است امروزه خود در صف مقدم تخریب بناها قرار گرفته است. هنر مانی(بی مانند و بی زوال)این مردم رنگ و بوی فنا و نابودی بخود گرفته است.کاروانسراهای آن که شکوه دورانهای کهن او را فریاد می زدند امروزه محل استقرار دام و وحوش و معتادان شده است. پل های باستانی فرو می ریزند و خانه های تاریخی و شناسنامه دار را در هم می شکنند.گنبد قابوس آن که به قول درک هیل آمیزه ای از موسیقی و معماری شیرین است موفقیی رو به افول شده است. ماسوله آن و ابیانه چشم نوازش از صحنه تاریخ محو می شوند  سایر آثار مانند جواهری درخشان در خاشاک فرو خفته اند. کاخ هشت بهشت آن که به قول شاردن فرانسوی دلکش ترین و فرح انگیز ترین نقاط دنیا بشمار می رفت از صفحه دلها بیرون رفته است.از زیبایی جملات آتینگهاوزن هم چیزی نمانده است  او که گفته بود:نخستین پدیده خاصی که در ذهن هر بازدید کننده از هنر ایرانی تداعی می کند  آن است که هدف هنرمند ایرانی کاملا متفاوت با هنرمندان سایر ملتها است.درک هنر ایرانی شعور می خواهد اما امروزه از کدام هنر و معماری می توان سخن راند که سند گویا و زنده و ماندگار دوران کهن ما باشند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت 8:32  توسط وارنا  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 اردیبهشت1391ساعت 7:42  توسط وارنا  | 

تخریب بناها و اماکن تاریخی منفورترین اعمال انسانی  است که فعل زشتی را به {نا} زیبایی معنا می بخشد  وقتی  به زندگانی نکبتبار ظل السلطان می نگریم فجایع دهشتناک و آتش خشم و کینه و نفرتی که بر میراث فرهنگی ایران شعله ور کرد برایمان تداعی می شود.هرتخریب اثر تاریخی بانگ ناخوش ظل السلطانی می ماند که مانند نیشتر بر تن میراث فرود می آید.و نفرین مادام و مارسل دیولافوآهایی می ماند که بی رنج میراث ایران را غارت و با بدرقه دشنامهایی بر این ملت با دهها کرجی راهی بغداد شدند. هر آواری که بر تن میراث می نشیند مانند قرارداد های ترکمانچای/ قرار داد آخال / بند های 1و 2 قرار داد منفور شوش بسال 1312 ذکاء الملک و دمکنم برای چپاول شوش باستانی/قرارداد های 1921 و 1919 و....می ماند.که بدنه میراث ما را متلاشی می کند اگر چه ظل السلطان. /باغ و قصر سعادت آباد/عمارت هفت دست/قصر نمکدان/آئینه خانه/بهشت برین/بهشت آئین/انگورستان/بادامستان/نارنجستان/کلاه فرنگی/باغ تخت/باغ آلوبالو[کذا، شاید: باغ آلبالو]باغ طاووس/عمارت و باغ نقش جهان/باغ فتح آباد/گلدسته/تالار اشرف/عمارت خورشید/سرپوشیده/عمارت خسروخانی/باغ زرشک/باغ چرخاب/باغ محمود/باغ صفی میرزا/باغ قوشخانه/باغ نظر/عمارت و سردر باغ هزارجریب/عمارت جهان نما/و....را منهدم کرد وعلاوه برآن، اقدام به تخریب و نابودی حدود چهل باغ و عمارت دیگر، از باغ‌ها و عمارت‌های عصر صفوی در اصفهان نمود، و هریک در جای خود از شاهکارهای معماری عصر صفوی محسوب می‌شدند. کینه توزی که  آینه کاری‌های روی ستون‌های عالی قاپو و چهل‌ستون را هم از میان برد و علاوه بر این دستور داد روی نقاشی‌های نفیس داخل چهل ستون را با گچ بپوشانند و نقاشان قاجاری بر روی آنها نقاشی‌های کم‌ارزش خود را بنگارند.که توصیف اعمال کثیف اواز عمارتهای تخریب شده بدست  در برخی سفرنامه‌ها و بخصوص سفرنامه‌های مربوط به مستشرقین و اروپائیانی که از اصفهان در عصر صفوی بازدید کرده اند، ذکر شده است اما دشمنی با میراث فرهنگی /کینه توزی / عداوت /خصومت  وجهل بی هویتی /بی ماهیتی می خواهد هرچند  ظل السلطان جامع این اوصاف پلید بود اما آیا آنهایی که امروزه به جان میراث فرهنگی اقتاده اند از جنس ظل السلطانها هستند؟از جنس ظل السلطان بودن رذالت می خواهد .کینه توزی بی نهایت و جهل و وقاحت بسیاری می خواهد.آنان که تنها کتیبه و سند مهم مربوط به خارک را نابود کردند هم از این جنس بودند / آنها که میراث فرهنگی ما را آماج کینه توزی های خود آن هم به سهم یک زر و دو دیناری می کنند  نیزاز این جنسند.

+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 14:42  توسط وارنا  | 

 

خدای بزرگی است اهورامزدا که این زمین را آفرید که آسمان را آفرید که مردم را آفرید که شادی برای مردم آفرید. که خشایارشاه را شاه کرد‚ یگانه شاه از بسیار‚ یگانه فرمانروا از بسیار.
من خشایارشاه هستم شاه بزرگ‚ شاه کشورهای دارای ملل بسیار‚ شاه در این زمین بزرگ پسر داریوش شاه هخامنشی. خشایارشاه گوید: داریوش شاه که پدر من بود‚ به خواست اهورامزدا بسیار ساختمانهای زیبا را بنا کرد و او دستور کندن این نوشته را داد‚ پس از آن من دستور نوشتن این کتیبه را دادم. اهورا مزدا با خدایان مرا و شهریاری مرا و آنچه را که به وسیله من کرده شد بپاید.))

سنگ نبشته خشایارشاه در وان ترکیه ما را به یاد دو اثر باستانی با شماره ۱ و ۲ می اندازد که در خاک عراق قرار دارد دو اثری شگرفی بنام  سلیمان تپه که مظلومیت غربتش کمتر از مطلومیت میراث فرهنگی ایران نیست. کتیبه خشایارشاه تنها یادگار کتیبه نویسی هخامنشی در بیرون از سرزمین ایران قرار دارد که متاسفانه این کتیبه هم مانند کتیبه های اسلافش در حال تخریب و بی توجهی است.این اثر بر فراز صخره‌ای و در ارتفاع ۲۰ متری از سطح زمین و در نزدیکی یک قلعه واقع شده‌است.  اثری که داریوش بزرگ آماده سازی کرد و به نام خشایارشاه تمام شد

+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 11:43  توسط وارنا  | 

خبر این است: ۱۸۰شيء تاريخي در چهارمحال و بختياري کشف و ضبط شد

دستگیری سارقان حرفه ای آثار باستانی در خلخال/کتیبه سردر کاروانسرای خرگوشی اردکان به سرقت رفت.دستگیری سارقان سنگ نگاره های تاریخی دهتل/دستگیری حفاران قاچاق در رودبار  گیلان و ایلام/

دستگیری پنج حفار قاچاق آثار باستانی در شاهرود و......و...این روزها اخبار وسیعی از تخریب و انهدام و غارت و دستگیری باند های حفار از گوشه و کنار ایران به گوش می رسد و متاسفانه نه دولت اهتمام خاصی برای جلوگیری از این تخریب ها می ورزد و نه مردم علاقه ای به حفظ و صیانت از آنها دارند.سرقت آثار تاریخی مانند زخم کهنه و چرکینی بدنه میراث را از هم پاشیده است .آثاری که بیان کننده پیشینه تاریخی و تمدن  کشور و سرزمین ما ایرانیان می باشند. میراث گرانسنگی که دربرابر دیدگان ما در حال جان دادن هستند و هیچ اقدام موثری هم برای نجات آنها صورت نمی گیرد.اتلال و محوطه ها به دور از چشمان مسولین و مردم به بهانه کشف آثار زرین و سیمین شکافته می شوند و این گنجینه های بی بدیل و بی همتا که بیانگر هویت تاریخی ما هستند به همین سادگی به دیناری به حراج نهاده می شوند. سرقت هایی که بوی خیانت می دهند و سهم همه ما در این خیانت ها به دلیل سکوت ها و کم توجهی ها یکسان است.

+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 10:52  توسط وارنا  | 

شعار حمایت از میراث فرهنگی ایران دیگر حنایش رنگی ندارد چگونه می توان مدعی شعار دادن و حمایت از میراث فرهنگی بود در حالیکه در حضورمان میراث را تخریب کرده و آثار تاریخیرا به چپاول می برند؟با دستی و دهانی مدعی توسعه و آبادانی و پیشرفت کشور می‌شویم و با دستی دیگر، میراثش را تخریب می‌کنیم و بناها، آرامگاه‌ها، امامزاده‌ها، تپه‌ها و محوطه‌های باستانی‌اش را به غارت می‌بریم و به تاراج می‌دهیم! آیا این شیوه حمایت از میراث به مفهوم تمسخر گرفتن شعور نیاکانمان نیست؟ اثارباستانی ایران که شکوه بلند تاریخ و ببرق سرفرازی ما بودند امروزه کانون احشام و محل شب نشینی های  معتادان تزریقی گردیده است  سرزمین تاریخی و باستانی ایران به عنوان یک کشور باستانی برخوردار از تاریخی کهن، آثار و ابنیه تاریخی فراوانی دارد که همواره مورد طمع بیگانگان و عوامل داخلی آنها بوده است اما آیا براستی عوامل داخلی هم از این تخریب ها سود می برند؟مگر میراث و تاریخ و فرهنگ  ملت ما از جنس سود و سودا است که در بازار مکاره‌ی فروشندگان عزت و خریداران ذلت در ترازوی نکبت به فروش بگذاریم؟

+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت 8:20  توسط وارنا  | 
یک دیوار از ایران باستان یک میراث یک شناسنامه و یک هویت ملی است.وقتی یک بنای تاریخی یا یک اثر فرهنگی  تخریب می‌شود و از میان می‌رود، دیگر با هیچ‌چیز آنچه را که از کف رفته نمی‌توان جایگزین کرد.چطور باید گفت که  هر اثر باستانی چونان خود آدمی یکتا و بی‌بدیلند. پیام خاص خود را بر شانه می‌کشد. ومانندکتابی هستند  که هر بار که خوانده می‌شوند، افق معنایی تازه‌ای را از گذشته به روی ما می‌گشایدند ؟

تخریب این آثار نتیجه قراداد شوم ترکمانچای نیست که دو دول روس و انگلیس در سن پطرزبورگ  برای نابودی آن نقشه کشیده باشند .این تخریب ها حاصل بی توجهی من و توست .نتیجه کم لطفی ما  است که میراثمان را دق مرگ کرده است.آواری که فرو می ریزند بناهایی که می شکنند و در هم فرو ریخته اند حاصل ضعف تاریخی ما و جهالت ما نسبت به عظمت میراث باستانی است

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 اردیبهشت1391ساعت 8:40  توسط وارنا  | 

صورت مجلس:

 بتاریخ یکشنبه دوم اردی بهست ماه 1313 اشیای مشروحه از حفاری شوش مربوط به سال 1312  بدو قسمت به نمرات   1 و 2 منقسم وبا حضور حضرت اشرف آقای فروغی رئیس الوزراء قرعه کشیده شد و نمره 2 سهم  دولت شاهنشاهی گردید.

توضیح آنکه 18 صندوق محتوی614 قطعه گل نوشته 0تابلت) و دارای خط میخی و یک صندوق محتوی 12 قطعه از تبلت های بزرگ و دارای خطوط میخی سهم دولت شاهنشاهی است  تحویل مسیو دمکنم  رئیس حفاری شد   که برای مطالعات علمی و خواندن خطوط آنها بپاریس برده و پس از انجام کار (در حدود یکسال) عینا عودت و تحویل بدهند

 

 محمد علی فروغی(ذکاءالملک)         کنت رولند دمکنم

امضای این صورتمجلس تقسیم نه اشیاء باستانی که متلاشی کردن بدنه میراث فرهنگی ایران بود  که آقایان خطیب لو رئیس دفتر وزارت معارف شادروان دکتر علی فرهمندی  و دمکنم . تقی سپهبدی  / دکتر نصر کفیل وزارت معارف. جمشید اون والا و ضیاء همایون  انجام شد

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت 16:35  توسط وارنا  | 

محوطه تاریخی شائور با بقاياى عظیم کاخ خود روزگاری تحسین ملل دنیا را بهمراه داشت این شاهکار باستانی در کنارهٔ‌ غربى رودخانهٔ شائور و روبروى آرامگاه دانيال نبى (ع) واقع شده است. هرچند از آن امروزه چیزی باقی نمانده است اما تاریخ جهان عظمت آن را فراموش نمی کند. کاخ داراى تالار و تأسيسات جانبى بسیار بود و  ستون‌هاى آن از جنس سنگ و ديوارهاى آن از خشت ساخته شده بودند. اين کاخ در زمان اردشير دوم بنا گرديده و مدتى نيز بعنوان محل اسکان و مقر حکومتى بوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت 9:43  توسط وارنا  | 

گروهی جهانگرد اروپایی مرکب از ۵ خانم و ۶ مرد وارد ایران شده اند راهنمای توریست ها می خواهد آنها را به پاسارگاد ببرد او فارغ التحصیل زبان خارجی است اما سعی می کند خودش را آشنا به فرهنگ و تاریخ هم قلمداد کند  سراسیمه دفترچه اش را از کیف در می آورد بی آنکه نگاهی به تیتر مطلب کند  و از سوی دیگرنگاه توریست ها به پاسارگاد دوخته است   خیلی آرام و به قول خودمانی ها رلکس شروع به توضیح دادن می کند.....مکانی که شما الان در آنجا قرار دارید پاسارگاد است  میراث تاریخی که در نزدیکی شهر مرودشت و در فاصله حدود 60 کیلو متری شمال شرق شیراز قرار دارد یونانیان به آن پرسپولیس می‌گفتند و در ایران قدیم نیز به آ پارسه و چهل منار گفته می‌شده است. پارسَه یا پاسارگاد یکی از شهرهای باستانی ایران است که سالیان سال پایتخت هخامنشیان بوده است. اسکندر مقدونی سردار یونانی به ایران حمله کرد و این مکان را به آتش کشید و...........غروب کاروان به هتل بر می گردند راهنما  خودش را روی تخت  می اندازد هنوز نفسی چاق نکرده بود که برق از نگاهش پرید برخاست بر سرش زد سراغ کیفش رفت  نوشته را نگریست او نوشته های تخت جمشید را انشاء می کرد در حالیکه  توریست ها در پاسارگاد بودند .. او نه تخت جمشید را می شناخت و نه پاسارگاد را  و این حدیث همچنان ادامه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت 8:55  توسط وارنا  | 

اتلال باستانی مانند باستان شناسی ایران بسیار مظلوم واقع شده اند بی کس و بی پناه رها شده اند و همین امر تخریب و انهدام آنها را تشدید کرده است یکی از این تپه های کهن کانی ره شکله در ناحیه کردستان است.تپه کانی ره شکه در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۸۰به شماره ۵۰۸۹ در فهرست اثار ملی ایران به ثبت رسید ه و تاریخ ان به هزاره اول اسلامی برمی گردد.این تپه تاریخی که در روستای چناره بخش زیویه واقع شده است  . زیویه یکی از بخشهای شهرستان سقز در استان کردستان در غرب ایران است.یکی از اتلال مهم باستانی ایران بود که به بهانه راه سازی تسطیح گردید که در این ویرانگری ها بخش عمده ای از آن  تخریب کرده و جالب اینکه  در جریان این تخریب ها تکه سفال های زیادی نمایان شد این تپه مربوط به هزاره اول ق م متاسفانه با تاریخ ایران باستان خداحافظی کرد(تپه مربوط به متن نیست)

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت 8:21  توسط وارنا  | 

وقتی صحبت از جنگ می شود امریکا و انگلیس و فرانسه در خط مقدم این کشتارها قرار می گیرند اما واقعیت این است که مدیران موزه های بزرگ در طراحی و به راه انداختن این جنگ های خانمانسوز نقش انکار ناپذیری دارند.لیکن هیچگاه ماهیت زشت آنها بر مردم  هویدا نشد.گردانندگان موسسات غیر دولتی در کشور های امریکا. فرانسه و انگلیس و به عبارت ساده تر سردمداران موزه های بزرگ جهان با شعار  همکاری های انسانی و فرهنگی اما در اصل با به راه انداختن جنگ در جهان اهداف مختلفی را دنبال می کنند که از ان جمله می توان به سرقت آثار باستانی و میراث ملتها اشاره کرد.اهدافی که امروزه در میان شعارهای فرهنگی آنها گم شده است  اما واقعیت این است که موزه های بزرگ در حقیقت به نوعی مدیریت جنگ ها را در دست دارند.یکی از مواردی که در بررسی رویکرد و اهداف آمریکا  انگلیس و فرانسه در جهان کمتر مورد توجه قرار گرفته است، موضوع میراث فرهنگی و آثار باستانی است که چگونه سرقت  میراث فرهنگی چند هزار ساله ملتها را نشان می دهد  واقعیت این است که جهان امروز از عمق جنایاتی که سردمداران موزه های دنیا انجام می دهند بی خبرند  بازارهای این کشورها  بزرگترین بازار آثار باستانی سرقت شده مصر ایران  افغانستان عراق  سوریه  فلسطین و... به شمار می رود و تاکنون هزاران  بار پرونده سرقت آثار باستانی  این کشورها ها  با سردرآوردن گنجینه های  آنها از بازارهای آمریکا  لندن  و پاریس برملا شده است. همانطور که سربازان و افسران این سه کشور با سرقت آثار باستانی ملتها و با فروش آنها در بازارهای لندن و نیویورک  بعد از به راه انداختن جشنواره کشتارهای انسانی به حراج ریشه های فرهنگی آنها اقدام می کنند مدیران موزه ها دارای سربازانی هستند که  برای تصاحب این گنجینه ها با زیر پا نهادن تمام ارزش های انسانی می کوشند   جنگی که امریکا فرانسه و انگلیس در عراق به راه انداختند بیش از همه مدیران موزه های متروپولیتن و نیویورک  لوور و بریتیش مزیوم  را خوشحال کرد زیرا راه ورود صدها آثار ارزشمند موزه های بغداد را به این موزه ها باز کرد. جنگ افغانستان هم  قصه پر غصه و غم انگیز مشابهی داشت  سردمداران موزه های بزرگ دنیا هرجا با  انقلابات مردمی  هم روبرو شد چشمان طمع خود را برای چپاول بر میراث باستانی آنها  زوم کردند. مصری ها و تونسی ها و..در جریان  انقلاب  خود شاهد به یغما رفتن گنجینه ها و آثار باستانی بودند. آنها همانند عراقی ها لبنانی ها.فلسطینی ها ومصری ها تونسی ها و.. نگران میراث فرهنگی خود بودند در مصر در مدت کمتر از یک هفته بیش از 800 قطعه از آثار باستانی ارزشمند، صرفا از موزه های مصر به سرقت رفت  همانطور که سربازان اسرائیلی غارت میراث باستانی فلسطینیان را در نقش  سربازان موزه های  اورشلیم و تلاویو  بتصئیل  عمل کردند همانطور که یعقوب نیمرودی ها و تیمسارزاهدی و پسرش در کنار رب نو ها یوحنا داوود و... تحت عنوان سربازان اسرائیلی هزاران اثارباستانی  ایران را به اسرائیل بردند تا مدال خیانت را بر گردن آویزند.آنچه که در کشورهای باستانی ایران و مصر لبنان و فلسطین عراق و افغانستان به سرقت رفت در حقیقت جنگ فرهنگی هدایت شده ای بود که مدیریت اصلی آنها را مدیران موزه های لوور بریتیش و متروپولیتن هدایت می کردند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 17:49  توسط وارنا  | 

انگاره های آثار و مواد از ظرافت خاصی برخوردارند درک  آنها نیازمند شناخت  علمی است  ودسترسی به این شناخت برای افراد عامی ممکن نیست. همین افراد عامی گاه شئی سفالی و یا مسی و...رادور می اندازند بی آنکه به اهمیت و قدمت آنها پی برده باشند اما همین اشیایی که آنها دور می ریزند برای ما ارزشمند و منبع تحقیقات بسیار است یک فرصت و یک  زمینه اطلاعاتی فراهم می کند  این باصطلاح " ریسا یکلینگ" ها می توانند هر چه باشند.نسلها در پی هم می آیند و بسیاری از آثار از نسلی به دست نسل های بعدی می رسد اینجا درست است که بحث ریسا یکلینگ نیست و بحث تاریخ و گذشته های بر آدمی رفته است اما  وقثی این اثار در صندوقچه ها و کشوهای قدیمی خاک می خورند  توجهی هم به آنها نمی شود اگر اختیار با برخی از افراد خانواده می بود شاید همه آنها را از بین می برد با این همه هرکدامشان یک پیام  شناسنامه  هویت و ماهیت تاریخی دارند امروزه نسلهای  به قول امروزی ها مدرن ما اصلا  علاقه ای به این موضوعات ندارند حال نگاه کردن به صندوقچه های مامان بزرگها را هم ندارند  اما چرا یک باستان شناس خودش را ملزم به حفاظت و نگهداری از آنها می کند؟ چرا می خواهد نسل های امروز و فردا را از گذشته گذشتگلنمان با خبر سازد؟ وقتی آنها رغبتی از خود نشان نمی دهند /وقتی آنها مصر به تخریب و امحاء آثار و مدارک باصطلاح خودشان بنجول هستند چه تکلیفی بر باستان شناسان است که  با تحمل تمام مصائب و مسایل روزگار باز حفاظت از میراث و آثار گذشتگان را با جان و دل انجام می دهند؟

همانطور که بسیاری از دلایل دیگر تخریب  و ویران سازی مدارک باستان شناسی توسط خود ما آدمیان صورت می گیرد  از تسطیح و انهدام گور ها و آرامگورهای کهن. محو کتیبه ها/ جعل نقوش های صخره ای.  سرقت آثار و..گرفته تا استفاده از ابزار مکانیکی پیشرفته برای از بین بردن مدارک تاریخی  همه نشان می دهند که  فهم ما از سهم در درک تاریخ در حال دگرگونی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 11:10  توسط وارنا  | 
اين برج در قشلاق قارلوجا در  مسير راه خمارلو - اصلاندوز واقع شده است. مصالح ساختمانى آن از سنگ تراشيده است. اين برج منسوب به دوره مغولى و متعلق به سده هشتم هجرى است.

برج تاریخی قشلاق قارلوجا مربوط به سدهٔ هفتم هجری است و در   شهر زیبا و تاریخی کلیبر در ساحل  ارس  در روستای قارلوجا واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ فروردین ۱۳۴۷ به ۷۹۹  شماره به‌عنوان یکی از آثار مهم و تاریخی ایران به ثبت رسیده است لیکن توجه کافی به آن نمی شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت 8:9  توسط وارنا  |