بيش از هزاران سال است كه سرانگشت تواناي هنرمندان  ايراني، بر سينه‌ي پرنياني خاک گهرخیز ایرانزمین با خلق شگفتآورترین آثار، سيماي فيروزه‌اي –آبی الوان-نقش و نگارهای بی مانند،  آفرين ساخته است. حاصل اين تلاش پيگيرهزاران هزاراثر منحصربفرد معماری وصنایع ظریف است که امروز زينت بخش جای جای این دیار وحتی سرزمین های دوردست وصنایع مردمانش حیات بخش موز‌ه‌ها، كتابخانه‌ها ، بناها، و مجموعه‌هاي خصوصي صاحبان ذوق در سراسر جهان است.ضروري است كه به پاس آن همه تلاش و كوشش از آن  هنرمندان نامور و گمنان با حفاظت از این دستآوردهای هنری ياد شود. كه ميراث پربهاي این سرزمین را مديون هنرمندان  بسياري هستيم، كه چهره تابناك شمار كمي از آنها ديگران را در پرتو خويش محو كرده، و به فراموشي سپرده تا بدانجا كه نام آنها  حتی در تاریخ و  تذكزها هم نمی توان يافت. اما در این میان آثارهنری بسیاری از خود باقی نهادند هرچند خود و نامشان باقی نماند اما با صیانت از یکایک این آثار میراثی که یادمان آنهاست را ارج نهیم.

سر در و طاق نصرت مجموعه

آسیاب آبی بیده میبددرآستانه تخریب

+ نوشته شده در  شنبه 4 مرداد1393ساعت 9:32  توسط وارنا  | 

این پل که می توان گفت بقايایي بیش از آن نمانده است در تنگه اي در شمال روستاي «ممولو» از بخش «ملاوي » بر آب «کشکان »، بر راه قديمي «طرهان » به «ميان کوه » و «خرم آباد» به «دزفول » ديده مي شود بر دو جانب غربي و شرقي پل ، دو سنگ نبشته به خط کوفي وجود داشته که نام باني و تاريخ بناي پل را مشخص مي کرده است • سنگ نبشته شرقي با ايجاد تونل در مسير جاده جديد از بين رفته است  بر اساس محتواي اين دو سنگ نبشته ، پل معمولان در 374 هجري قمري به فرمان «بدر بن حسنويه » از امراي کرد محلي و باني «پل کشکان » ساخته شده است.پل در بخش معمولان از توابع شهرستان پلدختر که پايه هاي آن بصورت بيضي شكل است از ويژگي هاي آن مي توان به وجود سكويي در داخل دو پايه اصلي پل نام برد اين سكو از 12 پله ساخته شده وكاربرد آن دقيقاً روشن نيست ولي احتمالاً به عنوان پشت بند از آنها استفاده شده است . رنگ ملات پل در قسمت پايه ها متمايل به قرمز رنگ است كه به علت تركيب آن با يك نوع شنهاي قرمز رنگ و همچنين يك نوع گياه به نام تره پي Tarahpey استفاده شده است . كتيبه ايي در قسمت غربي پل بر سينه كوه بالاتر از مسير گذر روي پل به طرف شمال غربي آن به دستور بدر بن حسنويه نوشته شده است و قرينه آن در قسمت جنوب بر سينه كوه وجود داشته كه متأسفانة به علت عمليات راهسازي تخريب گرديده است . اين پل در ادوار مختلف مورد استفاده قرار گرفته است بيشتر قسمتهاي آن مربوط به زمان بدر بن حسنويه ( 374 هـ .ق ) مي باشد .اين بنا به شماره 2586 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است

پل كلهرت ( مَمُولُو)

+ نوشته شده در  شنبه 4 مرداد1393ساعت 8:0  توسط وارنا  | 

کشور اهورایی وسرزمین باستانی ایران از نظر غنای تاریخی وگنجینه های ارزشمند باستانی ، بقاع متبرکه و مجموعه های تاریخی عام المنفعه دارای موقعیت ممتازی است به گونه ای که آرزوی هر سیاح و جهانگردی دیدار از آن است.استقلال و استمرار و تداوم  تاریخی و فرهنگ در ایران باستان بی گمان حاصل تلاش هنرورزان خرددپیشه آن است.پس باید اذعان کرد که  این موقعیت بخاطر عوامل متعددی است كه استقلال ، تداوم و استمرار تاریخی و فرهنگی ،تمدن باستانی، شگفتی های كتابت و ویژگی توسعه ملی ما را موجب شده است. اما سوالی که ذهن کنجکاوانه  همه ما دوستداران میراث فرهنگی را به خود مشغول کرده این است که  با وجود مطالعات بسیاری كه به یاری پژوهشگران ایرانی و خارجی صورت گرفته است واهمیت آن از زبان بسیاری از مورخان و مستشرقان جهان بیان شده است مصیبت های حوزه میراث فرهنگی و دامنه ویرانی های باستان شناختی کشورما  عدم پیشرفت زمینه های  فرهنگ در جامعه راباید ناشی از ضعف و فقر برنامه ریزیمدیریت ناتوان و بی تخصص و نیروهای ناکارآمد  بر تمام این مشکلات می چربد.چاره این درد چیست؟غارت و چپاول میراث کم توجهی ما به این آثار،استمرارتخریب ها و انهدامات اتلال. محو محوطه ها و صاف کردن حوزه های تاریخی،سرقت از موز ها هجوم به تپه های تاریخی، زیر شخم بردن مکانهای باستانی/زیر آب کردن  گورستانهای کهن/ به زیر چرخ لودر و گریدر و بیل مکانیکی سپردن  آثار نفیس و ثبت شده در فهرست میراث ملی دانست. کشور ما در این سه برهه ازسپردن میراث فرهنگی خودبه افرادی غیر از جنس میراث لطمات فراوانی دیده است.همین بی تدبیری هاشالوده و بنیان باستان شناختی کشور را سست و پیوند باستان شناسان با میراث را گسست.ومردم را نسبت به گنجینه های تاریخی بی علاقه ساخت.دستان تطاول/ تجاوز و تعدی قلب میراث باستانی ما را هدف گرفت؟جماعتی بی دانش و تهی از فهم درک تاریخی با جسارت مدیریت و سکان آن را بدست گرفتند آنهایی که بی‌هیچ تردید فاقد شعور و آگاهی تاریخی بودند. این همه رخوت و رکود در باستان شناسی را بوجود آوردند و دردناکتر از همه اینکه کسی هم مسولیت این همه نابودی آثار و از هم گسستگی میراث را نپذیرفت درنتیجه باستان شناسی ایران از نفس افتاد از سوی دیگرپیدمی بودن ضعف حافظه تاریخی فاصله گرفتن و شکاف برداشتن بین مردم و میراث تاریخی را رقم زد زشت ترین و شاید حرام ترین عمل  دوران ما یعنی تخریب،محو و انهدام و غارت گنجینه ها و اضمحلال اسناد و مدارکی که هویت و ماهیت ملی رقم خورد این همه ناشی از این ضعف و بی حوصلگی ،دلمردگی و ایجاد تنفر کاذب به میراث و مجموعه های آن شد.سودجویی ها و خودکامگی های عده ای بی هویت رشد نمود آنها خیلی راحت برای رسیدن به درهم و دیناریُ تمام ارزش ها را  نادیده گرفتند.ما تا زمانی که به این باور نرسیم که تخریب میراث باستانی ایران ، تخریب خود آدمی و صیانت از آن صیانت از نحوه‌ی بودن و حضور انسان در جهان چونان هستنده‌ای فرهنگی، میراث‌مند و سازنده و دارنده‌ی هویت فرهنگی و برخوردار و بهره‌مند از اندیشه و آگاهی تاریخی است. وتا باور نکنیم که مسأله‌ی صیانت از میراث مدنی و معنوی ملت‌ها و کشورها و فرهنگ‌ها صیانت از ریشه‌های انسان بودن  ماست  گفتن و نبشتن از تخریب و این هشدارها  نتیجه ای نخواهد دادودردی از میراث در حال ویران را دوا نمی کند.ما که ریشه در تاریخ داریم و اینگونه با گنجینه های باستانی اش برخورد می کنیم فردا از میراثمان  چیزی باقی نمی ماند. پیشگیری از تخریب و توجه مسولان میراث فرهنگی به آثار شگرف تاریخی علاوه برجلوگیری از صرف میلیاردها تومان هزینه برای بازسازی و مرمت می تواند عظمت و شکوه تاریخ ائیریان را به جهانیان معرفی نماید.ناگزیرم که تکرار کنم ملت‌هایی که بی‌بهره از آگاهی و شعور تاریخی‌اند، در رویارویی با چالش‌های تاریخی بسیار آسیب‌پذیر و شکننده‌تر از ملت‌های برخوردار از بینش و مجهز به دانش تاریخی بوده‌اند. هر جامعه‌ای که دست تجاوز و تطاول و تخریب میراث خود می‌گشاید، بی‌هیچ تردید فاقد شعور و آگاهی تاریخی هستند.ملتی که سراپا از شعور و معرفت ، رشد و بصیرت و آگاهی است باید بتواند مانع از تخریب آثار باستانی خود شود

http://www.baztabezendegi.com/Image/News/2013/5/321_635047256407400873_L.JPG

+ نوشته شده در  جمعه 3 مرداد1393ساعت 23:0  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مرداد1393ساعت 23:35  توسط وارنا  | 

یکی از اهداف فعالیت های باستان شناسان و باستان شناختی آنها بررسی جریان فرهنگی تمدن ها در طول ادوار تاریخ است آنها نه تنها به توصیف گذشته بشر می پردازند بلکه تغییر فرهنگ ها در دوره های ماقبل تاریخ را نیز مورد مطالعه و تحقیق قرار می دهند. باستان شناسان که برای چنین اهدافی فعالیت می کنند تلاش دارند تا به توصیف تغییر فرهنگی وجریان فرهنگی ونیز تحولات آن در دوران های مختلف گذشته بپردازند.هدف نمایی ، توجیه این زمینه تحقیقات است چرا که فرهنگ های انسانی در همه بخش های گوناگون جهان به مراحل متفاوتی از تحولات فرهنگی خود می رسند ابزار و ادوات این تحولات متفاوت و پدیده های آثار فرهنگی متمایز جلوه گر شده است.این ابزار و ادوات به عنوان بخشی از پدیده های مرتبط دریک نظام مورد بررسی  و مشاهده قرار می گیرند.که هم فرهنگ و هم محیط طبیعی رادرخود بهمراه دارد.بدین ترتیب می توان مشاهده کرد که تحقیقات در زمینه موضوعات  باستان شناسی دوران ماقبل تاریخ خیلی مشکل تر از سایر ادوار دیگر است. بینفورد اعتقاد دارد که مدارک باستان شناسی که در اختیار باستان شناسان قرار دارد وابستگی دنیای معاصر را به آثار و محل های باستانی بیشتر نشان می دهد.همه مشاهدات و دانش و اطلاعات ما درباره گذشته و گذشتگان در گرو توصیف این آثار وکشفیاتی است که در محل های باستانی به دست آمده اند.مدارک باستان شناسان از آثار مادی و قرار گرفتن اشیای مادی در زیر خاک و بر روی اتلال کهن تشکیل شده است این آثار موجودیت فرهنگ را هم برای ما روشن می سازند. لذا کاری که یک باستان شناس  ارائه می دهد بررسی و مشاهده آثار مادی و تبدیل آنها در قالب نوشته ها و توضیحاتی درباره تحولات شیوه زندگی انسان های دوران باستان است. زیرا بدون تطبیق گذشته با حال انجام این تحقیقات ممکن نیست.در غیر اینصورت چگونه می توان دریافت که: قدی می ترین اجداد ما چه شکلی بوده و چه زمانی موجودیت یافته اند.چه زمانی و چگونه استقرار انسانی در جهان و در جهات گوناگون پیدا شده است.انسان تحت چه شرایطی و چگونه به کشاورزی و کشت دانه ها و روشن کردن آتش و ساخت سفال روی آورده است.دلایل تحول و روی آوری جوامع نخستین به سوی شهرنشینی چه بوده است کار باستان شناسان مطالعه علمی فرهنگها و فنآوری هایی است که بشر از روزگار کهن بدانها دست رسی پیدا کرده است و امروزه هریک از این ابزار، مدارکی برای رسیدن به پاسخ خایی است که بشر هنوز در راه نخست این تحقیقات قرار دارد.باستان شناسی سعی دارد گذشته انسان را از قدیمی ترین تا اخیر ترین دورانها را بررسی کند آنها حتی در زمینه حل و فصل منازعات و درگیری های املاک و مستغلات و نیز مدیریت جدید اسناد و منابع مشارکت دارند.لذا تخریب و ویران سازی محل های باستانی در اثر تشویق و یا مسائل ناشی از کینه ورزی ها بحرانی است که جامعه انسانی را می تواند با مشکلات جدی مواجه سازد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مرداد1393ساعت 23:22  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مرداد1393ساعت 8:57  توسط وارنا  | 

فتحعلیشاه کاروانسرای فتحعلی در کیلومتر 30 جاده تهران- ساوه در شهرستان رباط کریم استان تهران بنا نمود که امروزه بسیار مهجور و محروم از حیات به حال خود رها شده است.بر اساس منابع موجود، این کاروانسرا در محله بازارک رباط کریم در سال 1245 هجری قمری در زمان پادشاهی فتحعلی شاه بنا شد. هم‌اکنون در این بنا کتیبه تاریخ‌دار وجود ندارد اما در گذشته کتیبه‌ای بر بالای درِ کاروانسرا نصب بوده که تاریخ اوایل قرن سیزده هجری قمری را نشان می‌داده است. بر روی کتیبه‌ دیگری نام «آقا کمال» که بانی این کاروانسرا بوده، حک شده است. این کتیبه در ابتدا بر سردرِ ورودی نصب بوده اما در مراحل مرمت از این قسمت جدا و در داخل بنا قرار گرفت تا امنیت بیشتری داشته باشد.کاروانسرای رباط کریم که در حال حاضر سالم و پابرجاست، در حدود 3500 مترمربع مساحت دارد که 2400 مترمربع از آن زیربنا و 1000 مترمربع بقیه را صحن کاروانسرا تشکیل می‌دهد. پیرامون حیاط مربع شکل میانه بنا، ایوانچه‌هایی و در پشت هر یک، حجره‌ای واقع است. تمام حجره‌ها و ایوانچه‌ها، شکلی یکسان و اندازه‌ای ثابت دارند و به این ترتیب به این کاروانسرا صورتی منظم بخشیده‌اند. هریک از حجره‌ها طاقچه‌بندی منظمی دارد و در میانه ضلع انتهایی آن، بخاری دیواری تعبیه شده است. در میان هر یک از اضلاع شمال غربی و جنوب شرقی حیاط، ایوانی قرار گرفته است. عرض این ایوان‌ها با ایوانچه‌های پیرامون حیاط تفاوتی ندارد. در انتهای ایوان جنوبی شرقی، شاه‌نشین دو طبقه‌ای قرار دارد. تنها تزئینات این کاروانسرا آجرکاری است که بر الگوی دو ایوانی بنا تأکید می‌کند.اصطبل‌ها که کاروانسرا را احاطه کرده‌اند، به 5 قسمت تقسیم می‌شوند. راه یک قسمت از اصطبل‌ها از فضای ورودی و انتهای ایوان شمال غربی و راه چهار قسمت دیگر از آخرین طاق‌نماهای اضلاع شمال شرقی و جنوب غربی حیاط است. در مجاورت ورودی چهار قسمت اخیر، حجره‌هایی برای چهارپا داران تعبیه شده که هر یک شکلی متفاوت با بقیه دارد.از قسمتی از این کاروانسرا که به سالن اجتماعات معروف است، برای نقالی و داستان‌سرایی استفاده می‌شد.در قسمت پشت بام این کاروانسرا، دو برج دیده‌بانی وجود دارد که نگهبانان در این مکان قرار می‌گرفتند تا بتوانند تمام نواحی رباط کریم را به خوبی رصد نمایند. مصالح به کار رفته در این بنا، سنگ، آجر، ملات گل و گچ است و تنها تزئینات کاروانسرا، آجرکاری است.کاروانسرای رباط کریم علاوه بر سابقه تاریخی، ویژگی‌های بی‌مانندی دارد که آن را در میان کاروانسراهای کشور ممتاز می‌سازد از جمله آن که در حیاط این کاروانسرا، کوره‌های ذوب فلز به چشم می‌خورد که نشانگر یکی از کاربردهای این بنا به عنوان ضرابخانه بوده است.باید یادآور شد که رباط کریم تا حدود 50 سال پیش، از اطراقگاه‌های مهم کاروانیان در غرب و جنوب دشت تهران محسوب می‌شد. در واقع نام این منطقه (رباط کریم) نیز از واژه «ربط» گرفته شده که در زبان عربی به معنی «افسار کردن اسب» می‌باشد و مکانی است که علاوه بر حوض و آب‌انبار، دارای اتاق‌های متعددی که گرداگرد حیاط را فراگرفته و مسافران می‌توانند در آن استراحت کنند. در فرهنگ معین رباط مکانی است برای استراحت فقرا و صوفیان.اما با احداث جاده ترانزیت تهران- ساوه که از شمال شهر قدیم رباط کریم عبور می‌کند، بافت قدیمی این شهر به تدریج متروک شد و شهر جدید در امتداد جاده ساوه گسترش یافت.

کاروانسرای فتحعلی شاهی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مرداد1393ساعت 8:43  توسط وارنا  | 

گناباد کانون آباد بناهای تاریخی ایران و از مراکز ژرجاذبه ی تاریخی ایران بشمار می رود آثار باستانی آن بیشمار و بالغ بر هفتاد اثر شگرف و بی نظیر است.قلاع و مساجدُ ارگ و خانه ها ُآب انبار و اتلال فراوانی دارد که می تواندبرای باستان شناسان و کاوش های علمی بهشت علمی تلقی نمود.یکی از بناهای زیبای این منطقه مدرسه نجومیه است.بنای این مدرسه در كوی شرقی شهر گناباد در مجاورت یكی از سردرهای ورودی مسجد جامع این شهر واقع است . این مدرسه از یادگاری های معماری اسلامی در دوره صفویه است ، كه نشان دهنده ارج و مقام علم و دانش در این شهر در زمان خود است كه به دلیل تدریس علم نجوم و افلاك در این مكان به مدرسه نجومیه نیز مشهور است . معماری مدرسه شامل هشتی ورودی ، دالان ، صحن ، و حجره های پیرامون آن است . این بنا در دوران قاجار تغییر یافته و مرمت شده است این بنا در دوران قاجاریه مرمت گشته و در ساختمان آن تغییراتی داده شده است. در حال حاضر فضاهای موجود در مدرسه نجومیه بعنوان موزه مردم‌شناسی مورد استفاده قرار می گیرد.

مدرسه علمیه نجومیه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مرداد1393ساعت 8:34  توسط وارنا  | 

 شاید همه ما به گونه ای تلاش می کنیم تا وضعیت باستان شناسی و بدنه میراث فرهنگی کشوررا کارآترببینیم انتقاد ها هم بوی دلسوزی می دهند.اگر از تخریب آثار می نویسیم چون عاشق میراث و فرهنگ خود هستیم.چون احساس می کنیم سرباز میراث هستیم.سرباز در برابر کسانی که سربار میراث هستند.اینکه چرا وضعیت باستان شناسی  علی رغم اینکه در همه کشورهای جهان و خصوصا همسایگان دور و نزدیک، رشد چشمگیری دارد لیکن در ایران قضیه معکوس است همه ما را شوکه کرده است.آیا باور کنیم با گذشت قریب یک قرن   هنوز علم باستان شناسی جایگاه واهمیت خود را در کشور پیدا نکرده است؟هرچند وضعیت حال نا مطلوب میراث فرهنگی ماگسسته از گذشته نیست اما در این نیم قرن و اندی (اززمان تاسیس موزه ملی ایران )که از ولادت آن می گذرد نباید باستان شناسان کشور را کم تجربه و مدیران میراث فرهنگی را بی دانش فرض نمود.امروزه کسی اهمیت مطالعه گذشته را نامفهوم نمی شمارد وباستان شناسی را علم مرده نمی پنداردامروزه کشورهادر زمینه باستان شناختی حرکت جهنده و اشتیساق آمیزی دارند انگلستان تاسال 1920 میلادی بر همه چیز هند تسلط داشت وجان مارشال انگلیسی اداره باستان شناسی کشور هندوها را اداره می کردکه تا بعد از جنگ دوم جهانی مورتیمر ویلر هموطن او مسولیت باستان شناسی هند را داشت اما همینکه به استقلا ل رسیدند باستان شناسی و کاوش های علمی در آن جان گرفت آثار تاریخی هویت خود را حفظ کردند.آموزش باستان شناسان نظام مند و هدفدار تعقیب گردید .در پاکستان محمد رفیق مغول اوضاع بی در پیکر باستان شناسی را چنان سرو سامان داد که امروزه هنوز باستان شناسی این سرزمین با نام او پیوند و گره خورده است.اما باستان شناسی ایران درسرزمینی غنی با گنجینه های سرشار ،هنوز مانند طفلی در راه مانده هر روز از مقصد اصلی باز می ماند.قوانین کهنه باستان شناسی حریف و درمان درد بی درمان میراث فرهنگی نشد مجلس و دولت متقاعد نشدند که باید برای پاسداری از این مآثورات ارزشمند و بی همتا و یگانه،قوانین جدیدتری وضع نمایند تا هشت  ماده ای که با گذشت هشتاد سال دردی از میراث را دوا نکردند جایگزین مناسبی یابند.شاید وضع قوانین با نگاه سخت گیرانه به تخریب آثار تاریخی ،از شدت سرقت  از محوطه های باستانی،رها شدن مکان های تاریخی واز بین رفتن خانه های دارای بافت ارزشی،جلوگیری کند.باستان شناسی امروز ایران، مردی برای روزهای سخت باستان شناسی می خواهد

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 تیر1393ساعت 9:49  توسط وارنا  | 
الفتح خان شاید از معدود کاروانگاهی باشد که خیلی مورد کم لطفی ما گرفته باشد با این حال همین کاروانسرای الفتح خان یکی از کاروان‌سراهای غرب استان هرمزگان در جنوب ایران است که مربوط به دوره صفویه است.این کاروانسرا در شهر بستک و در بخش مرکزی شهرستان بستک هرمزگان واقع شده و یکی از آثار تاریخی و نقاط دیدنی استان هرمزگان به‌شمار می‌آید. این مکان یکی از آثار تاریخی سر راه ارتباطی شهرستان لار به شهرستان بندر لنگه است.این کاروانسرا دربخش شرقی میدان آزادی شهر بستک واقع است، و از آثار دورهٔ صفویه به شمار می‌رود. بنا بصورت دو ایوانی با حجره‌های در طرفین است. دو اصطبل نیز در اضلاع شرقی وغربی کاروانسرا احداث شده‌است.

کاروانسرای الفتح خان

ازعمرثبت این اثرکه در ۱۶مهرسال ۱۳۷۹ به ثبت ملی رسید زیاد نمی گذرد اما تخریب های زیاد در آن چنان نشان می دهد که گویی هشتاد سال از ثبت  اثر و غفلت مسولان میراث فرهنگی از آن می گذرد

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 تیر1393ساعت 7:54  توسط وارنا  | 

شوربختی های حوزه میراث و فرهنگ، تاریخ و هنر،پایان ناپذیر، تخریب وسرقت آثاروگنجینهای باستانی مشدد و مکرر و مکدر،کند وکاو های میان اتلال تاریخی مستمر،پیامدهای آن ها هم لحظه های تلخ و سیاه میراث،استمراردهه‌ی سوگباری بر میراث و همچنان کام تلخی میرثدوستان را سبب شده است دراین ایام های سخت و ناگوار،تلخ تر و ناگوارتر آزموده‌ایم، تخریب هاو تاراج گسترده و پرشتاب و بی‌عِقاب‌ محوطه‌ها و آثار تاریخی و مواریث فرهنگی در سراسر کشور کاسه صبرهمه ماشکسته وراه نجات بر میراث عظیم فرهنگی رابسته است.با دست و قلم، علم تخریب برپاداشته ،بافت‌ها و بناها و فضاها و منظرگاه‌های تاریخی و فرهنگی و سنّتی را یکی پس از دیگری،نابود و ویران نموده وبه دنبال آن زمینه خروج ثبت ازفهرست میراث های ملی و جهانی فراهم کرده ،برخی بی دانش سخن ها بپراکنند و بربوق‌های تبلیغ در شاخ فریب بدمند که تا کسی از وسعت تخریب‌ها و حجم سنگین غارت و تاراج مواریث فرهنگی بویی به مشامش نرسد.

 

 کاروانسرای تی تی

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 تیر1393ساعت 7:46  توسط وارنا  | 

ناله راهرچند می خواهم  که پنهان در کشم

سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 تیر1393ساعت 13:43  توسط وارنا  | 

 کاروانسرای قاجاری قوام آباد هم در برابر ناملایمات دوام نیاورد این معماری درخور مدتهاست که حال و روز خوشی ندارد و در گوشه‌ای تخریب‌ طاق‌ها و دیواره‌هایش را به نظاره نشسته‌ است.کاروانسرای قوام آباد به‌شماره 3065 در تاریخ 25/12/1379 یکی از آثار دوره قاجار به‌شمار می‌رود که در فهرست آثار ملی هم اضافه شده است.مانند بسیاری از بناها که فقط سیاهه ای بنظر می آیند که هیچ توجهی به آنها نمی شود.این بنا با توجه به موقعیت خاص خود که در نزدیک ژاسارگاد واقع است می توانست مکان مناسبی برای جذب توریسم و گردشگر باشد.کاروانسرای قوام‌آباد از آثار به جای مانده دوره قاجار در 20 کیلومتری جنوب سعادت‌شهر و از جمله آثار تاریخی مهم شهرستان پاسارگاد محسوب می‌شود. مصالح این کاروانسرا از سنگ، ‌ساروج و آجر تشکیل شده با این‌حال کاروانسرا دارای یک در ورودی بزرگ با چهار چوبی سنگی به ارتفاع چهار متر و دو سنگ بزرگ در دو سوی دروازه، به عنوان سکو به ارتفاع 120 سانتی متر و عرض یک متر و طول سه متر است.این کاروانسرا دارای سه شاه نشین با طاق های ضربی و کاشی کاری و معماری قدیمی و دو حیاط ، معروف به خلوت هشت ضلعی با معماری قدیم است

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 تیر1393ساعت 10:3  توسط وارنا  | 

سرمایه عظیم و هنگفت هركشوری  گذشته  وتاریخ آن است.هر قوم و ملّتی ، سرمایه ارزشمند و گرانبهایی به نام میراث دارد كه می توان با پاسداشت و گرامیداشت آن ، حلقه های اتصال نسل ها را به یكدیگر پر دوام تر نمودبا داشتن میراث فرهنگی پویا و زنده می توان به آن افتخار كرد .هیچ  ملّتی مکلف نیست تاریخ خود را چه زشت و چه زیبا ، به باد فراموشی بسپارد ، تاریخ و میراث هرکشوردر حقیقت گویای  هویتی آنهاست درغیراین صورت با نابودی هرخانه تاریخی و برهم خوردن بافت های کهن در عرصه رقابت با ملل و نحل دیگر ،باز خواهند ماند و نخواهد توانست شناسنامه قابل عرضه ای ارائه كنندزیرا بیان  دیرینگی فرهنگ و تمّدن مشروط به شرط حفظ این آثار ارزشمند تاریخی است.تمام حوداث و اتفاقات و آثار و ابنیه ای كه مربوط به تاریخ یك ملّت است می بایست به دقت حفاظت و نگهداری شده و در حافظه تاریخی تمام انسانها ثبت و ضبط شود چرا كه همه این موارد چه آنهایی كه گویای تلخ ترین روزگاران و منفور ترین چهره های تاریخی یك جامعه بوده و چه آنهایی كه خاطره ای شیرین و به یاد ماندنی برای آحاد ملّت ها به ارمغان آورده است همه و همه ، بخشی از مجموعه تاریخ آن ملّت محسوب می شوند كه برای پند و عبرت و یا الگو گرفتن برای ساختن آینده ای بهتر می بایست مورد توجه جدّی قرار گیرد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 تیر1393ساعت 11:38  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 تیر1393ساعت 10:46  توسط وارنا  | 

 ميراث فرهنگي همین  آداب ، عادات، عقايد، رسوم و انديشه‌ها، افكار و زبان ، لهجه‌ها ،ادبيات،آثار ادبي - علوم - آثار علمي ، انواع اثارمعماری - هنري ، و حتي ادبيات عاميانه و غيرمكتوب خواه آنها كه از گيرودار حوادث گذشته و تا عهد ما به همان صورت اصلي و يا به صورتهاي تغيير يافته‌اي‌ باقي مانده‌اند ، و خواه آنها كه فقط در صحايف كتابها و دفترها و ديوانها حفظ شده وبه ما رسيدهاند می باشندهمة اينها مخلوق ذوق و انديشه و احتياج و نحوة زندگاني ملت ما در طول زمان و دوره‌هاي گوناگون شدت و رخاء و شكست و پيروزيست كه ملت ما با آنها همراه است هنرایرانزمین به همین سبب هیچ گاه از پویایی و حرکت بازنماند وهنرمندش غافل ننشست تاهر دوره‌اي به تناسب عهد و فراخور زمان به شكلي براي ابراز استعداد خداداد و انديشة جوّال و ذوق لطيف هنرمند ایرانی مورد استفاده قرار گیرد محصول چنين كوشش پي‌گير مداوم در طول تاريخي كه از چند هزار سال تجاوز کرده ،همین  ميراث فرهنگي است كه اكنون براي ما بازمانده و نگاهداشت آن براي رسانيدن به آيندگان بر عهدة ما خیلی مشکل می نمایاند.اين چنين موهبتي که  به ما عزت و غرور و افتخار داده ‌است محصول چيره‌دستان توانا یی از نسل ماست ،ونشان می دهد همواره و همه‌جا و به هر صورت فكر وخيال و ذوق ايراني در كار بوده و از اين راه بر ميزان وسعت ميراثي كه از اين همه كوشش و مجاهدت فكري و ذوقي حاصل مي‌شده‌است افزوده است ما وسکانبانان میراث  فرهنگی باید باور کنیم هر چه از نياكان به ما رسيده‌است بايد حفظ گردند.آموزش برای پاسداشت میراث تاریخی  ، رویگردانی از متدیسم تخریبگرانه . درکنار ایمان و تضمین به نجات این گنجینه های شگفتآور  به عنوان یک فرهنگ و هنجار قابل پذیرش عمومی  به هر شکل ممکن و تا  حد مقدور یک ضرورت است .التزام به قانون عتیقات گرچه خودفرسوده تر از آثار عتیقه شده است در رشد و باروری این فرهنگ می تواند تاثیر گذار باشد. امروزه توجه به میراث فرهنگی یک نیاز و ضرورت انکارناپذیر است پیامد های ناشی از کم توجهی و بی مهری به آن گریبانگیر تمامی نسل ها و  سلسله های دور و دراز ما را خواهد گرفت  چرا که آثار باستانی رد پا ، نشان و نشانه هایی  از ریشه ی ملتها در درون تاریخ بشمار می روند با تامل وتعمق به همه ی آنچه گفته شد چشم پوشی به میراث فرهنگی بلند آوازه مردمان این سرزمین را ناممکن می سازداینک آنچه در فرا روی ماست  از حضور پر آرامش بخش نسلیهایی با اندیشه های متعالی و درکی والا و ژرف نشات گرفته است نسلی که با خورشید و زمین ،دره ها و کوه های استوار تنها زیستند و در نهایت این تنهایی ذهنشان را به دور دست تر از فراسوی دیده ها بردند .از صلابت زمین ،استواری و از بستر چمن های دشت ها ، بالندگی را مفهوم بخشیدند و با درک  راز و اهمیت هنر،آسمان وجودشان را آبی نقاشی کردند .آسمانی که امروز سقف میراث ما را شکل داده است توجه آگاهانه و عالمانه به مواریث و دارایی های فرهنگی ما را از بارگناه تمامی تخریب ها و تهدید های این حوزه می رهاند ما برمبنای تجربیات شخصی ودانش اندوزی های خوددریافته ایم پایبندی و اتکاء و اتکال به موازین اخلاقی و انسانی   با رویکرد نگاه مثبت به آنچه که برایمان ما ترکی(ارث) به نام میراث به یادمان مانده است می توان  با سلامتی از آن  زبان به تکلم  گشود

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 تیر1393ساعت 9:10  توسط وارنا  | 

بادمرگ درحیات خانه اعلم السلطنه وزیدن گرفت

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 تیر1393ساعت 8:14  توسط وارنا  | 

بنای برج قلعه تل در شهر تاریخی قلعه تل در شمال استان خوزستان حد فاصل شهرستان‌های باغملک و ایذه در مسیر شاهی استان فارس و خوزستان قرار دارد. بنای اولیه قلعه حدود سال 1790 میلادی ساخته شده است. تل شهري در شمال خوزستان است که قدمت آن به 2500سال قبل مي رسد. ميراث تاريخي عيلاميان که از شمال با شهرستان ايذه و از جنوب با شهرستان باغملک ارتباط دارد و در گوشه گوشه مساحت 8/6 کيلومتري خود بناهايي از دوران هاي مختلف تاريخي را جاي داده است. از عيلاميان و ساسانيان گرفته تا قاجار -بنای این قلعه به محمد تقی‌خان چهارلنگ بختیاری نسبت داده می‌شود. وی که هم عصر با حکومت فتحعلی شاه قاجار بود، شورش خود‌ علیه حکومت مرکزی را از اواخر این دوران آغاز و تا وقتی که در دوره حکومت محمد شاه قاجار دستگیر و به تهران منتقل شد،  فرمانروایی منطقه بختیاری حاشیه زاگرس را در این بنا به عهده داشت . اين روزها اگرچه چيز زيادي از قلعه مشهور شهر باقي نمانده است، اما در کتاب هاي تاريخي هنوز هم مي توان وصف عظمت اين قلعه را خواند. چنان که در سفرنامه سر هنري لايارد ـ گردشگر انگليسي- آمده است: «قلعه داراي چهار برج و به شكل مربع ساخته شده و در يكي از زاويه هاي آن يك عمارت چهار ضلعي احداث شده بود كه در طبقه فوقاني آن لامردون و يا مهمان خانه قرار داشت. در طبقه تحتاني راهرو مسقف طويلي اين ساختمان را به محوطه مركزي قلعه متصل مي‌ساخت. قلعه داراي دو حياط بود كه قسمت بيروني جهت ميهمانان و مستخدمين و گارد محافظ و قسمت داخلي مخصوص خانواده خان شامل خانواده محمد تقي خان و برادرش آكلب‌علي بود . روي برج ها و ديوارهاي قلعه چند قبضه تفنگ سنگين فتيله اي نصب شده بود كه هر كدام هشت يا نه پا طول داشته و قابل حمل بودند. اين تفنگ‌ها روي محور و حلقه هاي مخصوصي مي چرخيدند و با يك نوع گلوله هاي بزرگ و مقداري گلوله هاي كوچك و تكه پاره‌هاي آهن مسلح مي‌شدند. گرچه قلعه از سنگ و آجر ساخته شده بود و مي توانست در برابر حملات و يورش هاي غير منظم محلي پايداري نمايد ولي در برابر آتش توپخانه يك نيروي عظيم نمي‌توانست مقاومت داشته باشد.»پاي اين قلعه رودخانه‌اي جاري است كه از قديم مهم ترين منبع تأمين آب ساكنان منطقه بوده است .

قلعه

+ نوشته شده در  شنبه 28 تیر1393ساعت 21:37  توسط وارنا  | 

کاروانسرای شاه عباسی هجیب(کیخسرو)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 تیر1393ساعت 22:46  توسط وارنا  | 

سرزمین پهناور ایران فلاتی مرتفع وبا پستی و بلندی های متعدد است بخش مرکزی را بیابان کویر و دشت لوت تشکیل داده و رشته کوه های البرز در شمال و کوه های زاگرس در غرب وکوه های شرقی آن را محصور کرده اند. وجود این پستی و بلندی ها موجب شد است تنوع آب و هوایی بوجود آید در بخش شمالی که با بارش باران های شدید همراه گردید ودر قسمت مرکزی با باران کم مواجه گردید. برای عبور از مناطق باران خیز و اماکن غیر قابل دسترس  ساخت پلها امکان عبور و مرور را فراهم می کرد بشر از روزگاران کهن ساخت پل رادر دستور کار خود قرار داد بر اساس منابع باستان شناختی اولین پل در عهد تیگلات پیلسر اول بیست و ششمین فرمانروای آشور بسال ۱۱۲۰ ق م ساخته شد. نخستین هم پل ها مورد توجه قرار گرفتندساسانیان نیز از این معماری بهره های بسیار بردند پل بند قیصر یا براساس نوشته های ابن بلخی امرا و والیان مناطق به ساخت پل اهمیت می داده اندنخستین پل مهندسی هم در بین النهرین بر روی فرات در شهر بابل زده شد.درسرزمین ایران قدیمی ترین پل تاریخی به اورارتوها نسبت داده شده است که بر روی رودخانه ارس ساخته اند.البته این پل در قرن هشتم ق م منهدم شد و بخش هایی از آن در مرز ایران و آذربایجان مانده است.در دوره هخامنشی  هم این شیوه معماری ادامه یافت و به نوعی در هیچیک از ادوار تاریخی از پویایی و تحول باز نماند.از دیگر پل های این دوره که مرمت شده است پل تاریخی شهرستان است که بر روی پایه شادروان نمونه آن است. اما آنچه در دوره غزنوی درباره پل ها باید اشاره نمود معروفترین آنها پل طوس بر ناحیه کشف رود خراسان است که در تحقیقات باستان شناسی از کهن جایگاه های ایران ما قبل تاریخ حکایت دارد.اسناد باستان شناسی نشان می دهند پل سازی در دوره سلجوقی رونق داشت  شاید یکی از پل هایی که می تواند معماری آن در برسی های ما باستان شناسان مد نظر باشدپل شهرستان  است که نمایانگر یک تحول علمی در هنر پل سازی ایران است  هنوز جایگاه خود را در تحقیقات باستان شناسی ایران نیافته است. این اثر هشتصدو هشتاد و نهمین اثر ملی ایران است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 تیر1393ساعت 22:25  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 تیر1393ساعت 15:37  توسط وارنا  | 

  میراث مقوله ای است که بر فرهنگ ارجحیت دارد میراث همان ارث به بشر رسیده است که با بشر ونیازهایش متبلور و متولد شد. بشر نخستین هنوز مفهوم فرهنگ را درک نکرده بود که از خود تیغه های ابسیدین و سفال وابزار استخوانی و سنگی باقی نهاد.ابزاری که هرکدام امروز مارا از وضعیت اقتصادی دوران های ماقبل تاریخ آگاه می سازد.میراث بدون فرهنگ یکی از اساسی‌ترین موضوعاتی است که در هر جامعه‌ای باید بسیار ظریف مورد بررسی و تحقیق عمیق و علمی قرار بگیرد درکنار این مقوله ،فرهنگ نیزموضوعی است که تأثیر بسزایی در بخش‌های مختلف جامعه دارد و متأسفانه در زمینه آن خیلی کوتاهی کرده ایم چرا که اگربه رشد فرهنگی توجه می شد امروزمیراث از رشد چشمگیرتری بهره مند می بود.میراث و فرهنگ دو مبحث منفک از هم بوده نباید در جامعه وقتی  که از میراث سخن گفته می‌شود به اشتباه برداشت میراث فرهنگی کرد در صورتی که میراث فرهنگی تنها بخشی از میراث یک مملکت است. چیزی که در این میان حائز اهمیت است تمایلی است که برای حفظ این آثاربه عنوان بخشی از میراث جهت رسیدن به آیندگان است.یک میراث می‌تواند هم سابقه و عقبه بد داشته باشد و هم خوب یعنی در واقع همان طور که بیان شد آن چیزهایی را شامل می‌شود که تمایل به حفظ آنها وجود دارد و کسانی به هر دلیلی می‌خواهند که آنها حفظ شوند.نمی‌توان گفت که میراث یک مقوله یکسان و قابل تعریف و ثابت است میراث می‌تواند در درجات مختلف ،جهانی، ملی، منطقه‌ای و داخلی.باشد. میراث می‌تواند موضوعی شخصی یا احساسی و در عین حال موضوعی حیاتی و همه‌گیر باشد و با کمی دقت خواهیم دید که این میراث است که همه چیز یک جامعه را شکل می‌دهد و می‌سازد. برداشت از یک میراث یا احساسی که به افراد مختلف از یک مکان مشخص دست می‌دهد بستگی به فرد بازدیدکننده دارد .مردم و  مسئولان باید با حفظ و نگهداری از میراث  و القا کردن و نشان دادن یک تصویر خوب و درست از آن موجبات ماندگاری دائمی میراث گرانبها را فراهم کرده وباعث شکل‌دهی هویت ملی افراد جامعه، تصویر و هویت آنها در دنیا و پیشرفت و توسعه و آبادانی یک مملکت باشند. میراث هر کشور نشان‌دهنده مردم آن کشور و معرف آن در دنیا است و در واقع میراث هر ملتی بخشی است که بیان‌کننده و نمایش‌دهنده هویت تاریخی و ارزشی افراد یک مملکت و سرزمین است و فرهنگ و هویت تک تک افراد آن جامعه بستگی به چیزهایی دارد که برای آنها از گذشتگانشان به جای مانده است میراث  به صورت سمبول‌های نشان‌دهنده یک ملت در آمده است امروزه ملیت یک فرد را ازمیراث آنها حدس می زنند. میراث دراصل ارزش‌های مشترک افراد جامعه به حساب می‌آید. این نشان‌دهنده نقش اساسی است که میراث در ساختار هویتی جامعه بازی می‌کنند حفظ ارزش‌های مشترک می‌توانند پایه و اساس  هرگروه وهر جامعه‌ای را تشکیل داده و باعث همبستگی و پیشرفت همه جانبه افراد کشور شوند.یکی دیگر از تأثیرات مهم میراث در جامعه تأثیرات اقتصادی فراوانی است که با درنظر گرفتن صنعت جهانگردی برای مردم یک کشور تولید ظرفیت می‌کند.مقوله ای که سالیان سال است نادیده گرفته ایم.در دهه‌های اخیر سازمان جهانی یونسکو میراث موجود در جهان را به عنوان سرمایه‌ای غیرقابل بازگشت برای کل بشریت دانسته‌ است، سرمایه‌هایی که در صورت آسیب دیگر قابل به بازیافت نیست و از کشورهای جهان خواسته است که در حفظ آن کوشا باشند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 تیر1393ساعت 13:7  توسط وارنا  | 

آثارتاریخی هرکشور به دوگونه ثبت می گردند.الف-ثبت درفهرست ملی(ثبت داخلی کشورها)2-ثبت جهانی از منظریونسکو همه این آثار ارزشفوق العاده ای دارند لیکن آثاری که درفهرست میراث جهانی ثبت می شود به دلایل فاکتورهای خاصی که درنظر گرفته شده اند از حساسیت بیشتری برخوردار هستند. پس هر اثر با ارزش‌ ثبت ملی در رده میراث‌جهانی قرار نمی‌گیرد با این حال چیزی از ارزش های آنها نمی کاهد.گاه برخی از کشورها به دلایل خاص که عمدتا ناشی از فقر و ضعف مدیریتی در ارزیابی آثار و غافل ماندن از درک و فهم موضوعی آثار هستند بعضی از آنها از ثبت درفهرست میراث جهانی باز می مانند و به قول معروف به جای دوغ ،دوشاب را معرفی می کنند.برخی ازمسولان حتی به درون بسیاری از بناها ،خانه ها و قصرهای تاریخی سر کی  هم نکشیده اند تا پیامی که ازپهنای افق تاریخی آن برخاسته باخبر شوندباغ ملک یکی از همین نمونه هاست

در زمان سلطنت نادرشاه افشار باغ انگوري كه متعلق به مردم اصفهان بود به عنوان ماليات از آنها گرفته شد و به تصرف دولت درآمد. در زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار به تصرف مسئول امورمالي حكومت اصفهان درآمد و بعدها فرزند اين شخص به نام حاج محمدابراهيم خان كه لقب ملك التجار داشت بناي انگورستان را احداث كرد و به برگزاري مراسم عزاداري و تعزيه اختصاص داد. معمار سازنده اين بنام استاد حسين چي است و تاريخ وقف نامه آن سال ۱۳۴۱ هجري قمري است.در طول زمان قسمت هاي مختلفي از اين انگورستان تخريب شد و بخش هائي از آن در سال ۱۳۳۳ هجري شمسي در تعريض خيابان ملك از بين رفت.آنچه از اين بنا باقي مانده است يك حياط وسيع است كه در شمال واقع شد و يك سفره خانه كه مساحت تقريبي آن با حياط يكي است. اين سفره خانه تمامي جبهه حياط را در بر مي گيرد.فضاي سفره خانه بوسيله يك ارسي هفت دهنه به حياط جنوبي باز مي شود. بعدها حياط خانه نيز مسقف شده بطوري كه از ارسي هاي سفره خانه و حياط سرپوشيده و پشت بام و فضاهاي سه جبهه ساختمان براي تعزيه استفاده مي شده است.در سقف حياط يك نورگير زيباي ۸ ضلعي به همراه پنجره هاي سراسري بالاي ديوار حياط روشنائي فضاي تعزيه را تامين مي كند. تالار پنج دري زيبائي كه در جبهه شمالي حياط سرپوشيده قرار دارد محل دفن مرحوم ملك التجار و همسر اوست كه بنا به وصيت وي در اين محل به خاك سپرده شده اند.مجموعه فضاهاي حياط سرپوشيده، سفره خانه، اتاق مقبره و ديگر اتاقهاي اطراف حياط داراي تزئينات فراوان گچبري، آينه كاري و كاشيكاري هستند.ستون هائي كه در وسط فضاي سفره خانه و حياط هستند داراي روكش هاي چوبي مي باشند اما پايه و سرستونها داراي تزئينات مي باشند. در زير فضاي سفره خانه زيرزميني وجود دارد كه نورگيرهاي مشبك نور آن را از حياط جنوبي تامين مي كنند. در گوشه جنوب شرقي بنا حمامي واقع شده است كه سقف گنبدي بسيار زيبائي دارد و سكوهائي در اطراف آن تعبيه شده اند. ازاره جبهه شمالي و شرقي اين خانه داراي نقوش حجاري هستند.انگورستان ملك از بناهاي بسيار زيباي دوران قاجاريه است كه در حال حاضر در اختيار سازمان اوقاف مي باشد  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 تیر1393ساعت 9:46  توسط وارنا  | 

 نخستین مرحله تشکیل اسناد و مدارک باستان شناسی رجعت به داشته های تاریخی ، میراث وفرهنگ است  چون همه نسل ها واقعا می خواهند بدانند قبل و بعد از  زمانی که محل زندگی و فعالیت انسانها متروک شده است چه اتفاقی برای ساکنان آنها روی داده است؟آنچه که ازگذشته به عنوان میراث و فرهنگ ،هنر و معماری باقی مانده است حامل چه پیام هایی از افق دور تاریخ تاریک هستند ؟آیا واقعا هراثرپیام صلح و نشاط، وتجلی گر ایام هنراستثناء سازی ،صبر و بردباری نسل های ژیشین است که حاصل آن همین مآثورات بی مثال و یگانه شدند وبا گذشت هزاران سال هنوز نمونه سازی از بسیاری از آنها ناممکن شده است.؟این گنجینه ها نشان می دهند در روزگاران گذشته علی رغم  رویداد های ناگوار و مرارت های فراوان،هنرمندان برخی از سرزمین هااز پویایی هنر باز نمانده اند ساختمان های بیشمار،ابزار فلزی فراوان،صنایع مستطرفه و ظریف دردرجات عالی زیادی خلق کرده اند.هریک از این آثار برای انسان امروز پیامی برای درک واقعیتها محسوب می شود.این مجموعه در اصل همه زیبایی های نسل هایی هستند که با عبور از مرزهای ناگوار فراوان،هزاران سند شیرین که بیانگر هویت و ماهیت تاریخی  هستند بیادگارو به ما بودیعه نهادند.که ناگوار ترین  اتفاقات در همین حوزه روی می دهد. نابودی ،کم توجهی و بی مهری به میراث و فرهنگ ،به جزء جزء گنجینه هایی که بنیان هستی بخش تاریخی ما را شکل می دهند  جز آسیب رسانی به خودمان حاصل دیگری ندارد.محل های باستا نی تحت تاثیر جریانهای موجود در محیط با آنها به نوعی درگیرشده و در میان دایره قرمزی قرار گرفته اند که نخستین این تاثیرو تاثرها،تخریب و ویرانی آثار باستانی-تاریخی و مذهبی است.ویرانگری هایی که تنها نتیجه فعالیت  انسانی مااست که در هر بخش و محلی، هر نقطه و مکان باستانی در کنارجای پای تخریب ها دیده می شود.همه آثاری که ماحصل هنر آفريني ها و خلق شگفتآفرین ترین آثار و دست سازهای بشری هستند بسادگی می توانستند يك وديعت الهي دانسته شده كه بميراث وآدميان رسيده باشد. در کمال ناباوری، میراث بار ناباروری به خود گرفته است .باری (بار تخریب آثار تاریخی)که در کمال ناباوری،بارور هم می شود

کاروانسرای طور.گلپایگان.عصرصفوی
شمارهٔ ثبت ۱۲۲۳۶

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 تیر1393ساعت 8:17  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 تیر1393ساعت 8:54  توسط وارنا  | 

در فاصله 49 كيلومتري مغرب اصفهان در دامنه كوه و دره سرسبز و خرمي شهر كوچكي بنام تيران Tiran قرار دارد كه تاريخ‌نگاران روزگاران پيش آنرا طيران يا طهران هم نام برده‌اند. در كتاب محاسن اصفهان در دوجا از آن ذكري به ميان آمده و در كتاب نصف جهان في تعريف‌الاصفهان بيشتر درباره آن صحبت شده است آبادي كرون سفلي‌شامل تيران و عسكران است و دهات بسيار دارد، تيران را به تعريب طيران و طهران مينويسند.آبادي تيران به سبب وجود رودخانه كوچكي بنام مرغاب يا آب مرغاب است كه از شعبات زاينده‌رود بشمار مي‌آيد  هواي پاك و فراواني آب و وجود مردم فعال و زحمتكش باعث شده است كه شهر مزبور بسرعت رو به توسعه و ترقي برود و تفرجگاه مردم اصفهان بشود.شهر تيران داراي مسجد كهنه‌ايست كه بنام مسجد خان مشهور است  درون آن فاقد كتيبه و يا كتيبه‌و يا كاشي‌كاري بوده و اگر هم وجود داشته بمرور از بين رفته و ديواره‌ها را با گچ پوشانده‌اند فقط در بالاي طاق‌نماها و ايوانها با كاشي آبي‌رنگ نام علي مذكور است. اصل بنا  از آثار جالب دوران صفوی است که در زمان شاه سلیمان صفوی به سال ۱۰۹۰ هجری قمری ساخته شده است. علت اینکه به نام خان نامیده می شود این است که بانی و سازنده آن شیخ علیخان زنگنه از صاحب منصبان آن روزگار بود. این مسجد نسبت به سایر آثار صفویه کاشیکاری کمتری دارد اما به لحاظ تزئینات آجری از آثار مهم و جالب آن عصر به شمار می رود.کتیبه ایوان شمالی مسجد خان به خط ثلث سفید بر زمینه کاشیکاری لاجوردی به تاریخ ۱۰۹۰ است که خطاط آن عباس مولوی است. در این کتیبه نام شاه سلیمان و شیخ علیخان آمده است. در ایوان جنوبی نیز کتیبه ای است که تاریخ آن ۱۰۹۰ هجری و خطاط آن محسن امامی است. در این کتیبه طولانی که سراسر آن عبارات و اصطلاحات منشیانه آن عصر است به نام شاه سلیمان و شیخ علی خان اشاره شده است.در حاشيه در ورودي مسجد خان سنگابي مربع شكل وجود دارد كه بر روي آن نوشته شده است «وقف جناب سيدالشهداء نمود عليجاه محمدعلي خان در غره ربيع‌الثاني 1286 هجري قمري» (زمان سلطنت ناصرالدين شاه.

تصویری قدیمی از ینای تیران

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 تیر1393ساعت 8:29  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 تیر1393ساعت 8:4  توسط وارنا  | 

ساختار اسکلتی درقالب هرماده آن است که بوسیله اسکلتی پایدار می شود ماده ی ساختار اسکلتی جوامع ،بشر ستیز ، باروح درنده خویی و غارت عجین است.تحمیق و تحقیر ملتها رابا القاعات تنفرآمیزی چون ناتوانی ،جعل هویت ساختاری،محو هویت های اعتباری و ارزشی برای نیل به اهداف برنامه ریزی شده انجام می دهند.جوامع امروز خصوصا کشورهای صاحب تمدن  با پیشنیه های کهن باید دربرابر هجمه این تهاجمات  هوشمندانه عمل کنند.کشورهای امریکا، فرانسه و انگلیس سود فراوانی از به راه انداختن جنگ و شعله ورکردن آن در میان ملیتهای گوناگون می برند.دشمن می داند که نابود کردن و محو جمعیت کشوری حتی با استفاده از جنگ افزارهای مخرب هم امکان پذیر نیست زیرا با زنده ماندن یک نفر هم می توان با گذشت سال ها به رشد جمعیتی پایدار رسید اما دشمنان آموخته اند نابودی مردم یک کشور در صورت تهی نمودن از درون و از بین بردن فرهنگ و محو هویت آنها میسرتر است.با از بین بردن فرهنگشان آنها را از درون تهی ،پوک ،خرد و شکننده و آسیب پذیر می سازند.بخاطر همین است که اول جنگی به راه می اندازند سپس سربازان بیرحم این قاتلان فرهنگی را روانه سرزمین های آشوب زده می کنندتا هستی شان را نیست سازند.همین که آتش جنگ در سوریه و لیبی ، در تونس و مراکش ،در فلسطین و لبنان، در عراق و افغانستان زبانه کشید غارت آثار باستانی  که شناسنامه و مدارک ارزشمند هویتی هستند آغاز شد.موزه های عراق و سوریه قربانی خیانت ها شدند و هزاران اثر باستانی سرقت شد که در موزه های امریکا-فرانسه وانگلیس به راحتی می توان یافت.دشمنان آموخته اند که از بین بردن میراث و فرهنگ ملتها همان زوال ملتهاست.ملتها مکلف به حفظ آثار ومآثورات تاریخی خود هستند زیرااز نظر دشمنان  نابودی و سرقت هریک از این گنجینه ها جشن نابودی ملتها بشمار می روددشمن امروز سرزمین ایران را مورد تهاجم فرهنگی قرارداده است سرزمینی که هیچگاه روح برهنگی به خود ندیده است مورد هجوم دشمنان قرار گرفته است در صورتیکه ایرانیان باستان از هزاره های کهن دارای پوشش اشتیاق برانگیزی بوده اند نمونه های فراوان آن بر روی سفالینه های گلی مناطق گیان وشوش.چغابنوت و....مشاهده شده است.پوشش مادها و حتی نقش برجسته های هخامنشی بدون حضور زنها بر پوشش ارزشی ایرانیان گواهی دارد.پژوهش‏ها نشان می‏دهد كه زنان ایران زمین از زمان مادها كه نخستین ساكنان این دیار بودند، دارای حجاب كاملی، شامل پیراهن بلند چین‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند بر روی لباس‏ها بوده‏اند. این حجاب در دوران سلسله‏های مختلف پارس‏ها نیز معمول بوده است.در زمان ساسانیان ـ كه پس از نبوت زرتشت است ـ افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد. به گفته ویل دورانت پس از داریوش، زنان طبقات بالای اجتماع، جرأت نداشتند كه جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی حتی پدر و برادرشان را ببینند. در نقش‏هایی كه از ایران باستان بر جای مانده است، هیچ صورت زنی دیده نمی‏شود و نامی از ایشان نیامده است. تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشم‏گیر است كه برخی از اندیشمندان و تمدن‏نگاران، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی كرده‏اند.حفظ هریک از این اسناد و مدارک باستانی همان مقابله با اهدف دشمنان این سرزمین  خواهد بود

تورج رهبرگنجه-باستان شناس

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 تیر1393ساعت 16:5  توسط وارنا  | 

قلعه مدرسه خیرآباد میراث ارزشمند و باستانی  ویکی از جاذبه‌های گردشگری شهرستان کهن بهبهان است که متاسفانه بی‌توجهی مسولان و بی تفاوتی مردم به این اثر شگرف آن رادر حال تخریب قرار داده است.این بنا که در 20 کیلومتری بهبهان و در جاده شیراز ـ بهبهان و در روستایی به نام خیرآباد قرار دارد.خیرآباد منطقه‌ای در جنوب شرقی بهبهان، بر کنار رودخانه‌ای به همین نام، از چند آبادی تشکیل شده است؛ این منطقه به واسطه وجود رودخانه خیرآباد، حاصل‌خیز و آباد است.در کتاب «فارسنامه ناصری» تألیف میرزاحسن حسینی‌فسایی آمده است که ایالات بهبهان و کهگیلویه در زمان شاه سلیمان صفوی (1086 هجری قمری) حسین علی‌خان زنگنه فرزند شیخ علی‌خان زنگنه کرمانشاهی، وزیر دانشمند سلاطین صفوی عنایت شد.در سال 1809 حسین علی‌خان زنگنه با آن که مردی صحراگرد و ایلاتی بود و از علوم رسمی زمان، به خصوص علم فقه آشنایی کامل داشت، برای ترویج علم و کمال، در کنار رودخانه خیرآباد مدرسه‌ای به وسعت 9 هزار و 943 مترمربع بنا کرد که از آجر پخته و گچ ساخته شده و دارای طاق‌های کوتاه و بلند، مسجد، حجره برای معلمان، آشپزخانه و حیاط داخلی بود.در زمان آبادانی این قلعه مدرسه و برای تأمین نیازهای ضروری دانش‌آموختگان، در کنار این بنا بازارچه‌ای متشکل از چند دکان برای عرضه کالا و حمامی مهیا و بنا شد.تاریخ بنای مدرسه را که با حروف ابجد و با عبارت «منزل علم و دانش است و ادب» نگاشته‌اند معادل 1089 هجری قمری است.مدرسه به صورت  چهار ایوان، حیاط مرکزی و حجره‌های اطراف آن است، همه پوشش‌ها به صورت طاق و قوس و چهار طرف بنا گنبد خانه‌دار که پوشش آن‌ها به صورت دورچین و یا چهاربخشی است. خیرآباد از همان تأسیس تا سال‌های بعد، دارای اهمیت بود و جمعی از علما در آن به تدریس اشتغال داشتند و گروهی از فضلا از آن برخاستند.دانشمند نامی سیدعبدالله جزایری، در تألیف خود به نام اجازه کبیر که در سال‌های 1168 هجری قمری نوشته است، از دانشمندان و فضلایی که با آن‌ها ملاقات کرده از جمله آقا محمدرضا فرزند ملاهادی که فاضلی محقق و بلندپایه و مدرس بود، نام برده است.قلعه مدرسه خیرآباد مربوط به دوره صفوی و به شماره 3840 در سال 1380 در فهرست آثار ملی کشور ثبت شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 تیر1393ساعت 13:14  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 تیر1393ساعت 7:56  توسط وارنا  |