باستانشناختی

تاکنون از کاروانسراهای ایران فراوان گفته شده است اما از پاکبود بلده تا کنون کمتر سخن بمیان آمده است.کاروانسرای پاکبود بلده درجاده غربی- شرقی دره نور در کنار راهی قرار گرفته است که درصورت توجه کافی می توان از موهبت دیدار آن برخوردار شد.این کاروانسرای کوهستانی از معدود کاروانسراهای بسیار جالب کوهستانی در ایران است که نسبتا سالم باقی مانده است. این کاروانسرا به نام پاکبود در منطقه پاکبود در پایین دست گردنه کبود و در جنوب غرب قله چپکرو و در مسیر قدیمی قاجاری تهران-شمال واقع شده است.در تصویر، کاروانسرا را در پایین و قله 4250 متری چپکرو را در بالا سمت راست می بینیدساختمان آن طوریست که تبادل دمایی داخل و بیرون به حداقل برسد و به همین خاطر است که ساختمان اصلی آن درون زمین واقع شده است. بطوریکه احتمالا با سوزاندن چند بوته گون می توانستند آن را گرم کنند.  کاروانسرا ، دارای هشت ستون و 10 دریچه به بیرون است که نگاه هربیننده را به خود جذب می کند. ارتفاع سقف داخل تا 3 متر است . جنس مصالح عمدتا از سنگ  می باشد و مربوط به دوره قاجاریست-این کاروانسرا در منطقه ای بکر کوهستانی واقع شده است.

توضیحات


+ نگاشته شده در  شنبه 1 آذر1393ساعت 7:55  توسط وارنا  | 

کاروانسرای خان


+ نگاشته شده در  جمعه 30 آبان1393ساعت 21:17  توسط وارنا  | 
امروز شاید هنرمندانه ترین عملی که از ما سر می زند تخریب بناهای تاریخی است.تخریبی که از ابزار پیشرفته و ماشین آلات مکانیکی غول آسا استفاده می گردد تا ریشه و هویت بناها را با خاطرات تلخ و شیرین  از بین ببرد.کمتر از یک دهه دیگر بنایی تاریخی در هیچیک از نقاط کشور یافت نخواهد شد.به زودی بناهای ابیانه هم فرو خواهند ریخت و ماسوله در میان بتن های ماسه ای مدفون خواهد گردید.این بنای تاریخی حلی شیراز است. که برای تخریب آن از لودر بهره گرفته شده است.استفاده از این ابزار عمق نفرت و کینه ما را نسبت به بناهای تاریخی می رساند.خانه حلی ساز از جمله بناهای ارزشمند در شیراز بود که در محله گود عربان ، جنب بازار حاجی ، در کوچه سجادی واقع شده و این بنا با توجه به ارزشهای تاریخی و معماری در مورخ دهم خردادماه 82 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده بود.


+ نگاشته شده در  جمعه 30 آبان1393ساعت 21:8  توسط وارنا  | 

سوگند به قلمی که خداوند بدان یادکرده آنچه می نگاریم از روی اخلاص و صداقت وبرای آگاهی است از آنچه بر سر میراث فرهنگی ما آوردند.بیش از 117سال از عقد قرارداد انتقام جویانه فرانسوی ها تحت عنوان"عهد نامه امتیاز عتیقه جویی"بین این سرزمین با خود بستند(1897 میلادی)ماموریت آنها در این سرزمین هیچگاه برای خدمت نبوده است آنها  شاید به ظاهر مظفرالدین شاه قاجار را فریب داده باشند اما دراصل تاریخ ،ملت و بزرگ سرآمد تمدن انسانیت را قربانی نیات شوم خود کردند

همه می دانند بخش عظیم از رسالت سنگین پیوند انسان با گذشته ی فرهنگی و تاریخی اش ،بر دوش سنگنبشته ها و کتیبه ها،بناها و اشیای ریز و درشت تاریخی است وقتی این برگ برگ اسناد نباشند تاریخ توان روشنگری نخواهد داشت و زبان تاریخ در کام فرو خواهد رفت.از عهد صفوی روابط ایران با فرهنگ مورد توجه قرار گرفت اما با چه امتیازی؟ درحقیقت زمانی هنر و تاریخ میراث و عتیقات این سرزمین نگاه غارتگران را به خود دوخت که برخی به بهانه مبلغ دینی سیاح و نظامی ،سفیر و شرق شناس پایشان به این کشور باز و دستشان به میراث مملکت دراز شد.شهرهایی چون اصفهان بازار ومرکز ثقل فعالیت عتیقه خران گردیدند نوشته های آن عده که جهانگرد و سیاح خواندند نه با هدف تمجید از میراث این سرزمین که برای شوق و اشتیاق عتیقه خران و سربازان چپاول پیشه موزه های دنیا مفید واقع شد.بی خبری و جهل مردم آن دوران  نسبت به آثار و اهمیت اموال تاریخی موجب شد تا این دست درازی و تطاول ها راحت تر انجام گیرد.بیگانگان حتی از پارچه های نفیسی که مردگان رادر آن پیچیده بودند رحم نکردند و امروزه بسیاری از این پارچه های ارزشمند  در موزه های لوور و بریتیش وامریکا موجود است.بیگانگان بد جوری سر در آخور  باستان شناسی و میراث ایران فرو کردند.سرقت آثار چنان شتاب گرفت که گوی سبقت از هم می ربودند. تاراج آثار باستانی ایران شاید مهمترین سرگرمی غربی ها بشمار می رفت.وهر روز صدها اثر و مجموعه هنری و باستانی از راه های مختلف از کشور خارج می شد.به گونه ای که در طول کمتر از یک دهه ،موزه و کشوری نبود  که به داشتن آثار باستانی ایران دسترسی نداشته و موزه های بزرگ هم از گنجینه های ایران انباشته گردیدند.مردم حق دارند بدانند که چگونه این آثار گرانبها به دست توانای نیاکانشان هنرمندانه ساخته شد و آثاری که می توانستند پشتوانه ای برای نسل های فراروی باشند از این سرزمین مورد سرقت واقع شدند.جیمز موریه چشم و گوش بریتانیای غارتاندیشغارشاهپور را از کمر شکافت  و برای از بین بردن و انتقال آن به انگلستان از سنگتراشان ماهر استفاده کرد براستی خوش گفته اند"چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا

فرانسوی ها اگرچه بعد از بریتانی ها دزدی آثارتاریخی را آغاز کردند اما مارسل و مادام دیو لافوای اهل تولوز چنان فاجعه مرگباری بر میراث ایران خصوصا در شوش وارد کردند که تاریخ از بیان حقایق آن وحشت دارد.گدار هم که معمار موزه ایران باستان و سرپرست همه میراث در حال غارت بود پشتیبان خوبی برای فرانسوی ها بشمار می رفت سفیر فرانسه دست های خیانت خویش را جلو کشید و در معامله ای آشکار بیش از 500قطعه اشیای نفیس مفرغی لرستان را خریداری کرد و  وقتی که درسال 1985 میلادی در پاریس به نمایش گذاشته شد بانگ اعتراضی برنخاست. مشتی شرق شناس و غارتگر میراث این مملکت را بردند و مردم همچنان در بی خبری ماندند و قسم به قلم می نویسیم و آنها که میراثمان را به غارت برده اند رسوا می کنیم

(تورج رهبر گنجه-باستان شناس)


+ نگاشته شده در  پنجشنبه 29 آبان1393ساعت 19:31  توسط وارنا  | 

بیچاره این میراث فرهنگی از منظر هر نسل بی مقدار ،وهمه نسلها برای نابودی اش گام بردار، وهرکس به هر نحو سهمی در ویرانی اش برخوردار، با صدارت هرارباب ،فتنه و آشوبی تازه  به کام میراث ناکام روا داشته شد.از شوربختی، برای منصب او همه به همان اندازه جاه طلب و حریصن بودند همانگونه که درمدیریت و حفاظت و حراست از آن ضعیف، میراث این گنجینه ای که ساخته دست  زبردستان است و نه فراورده ضرورت و تصادف فرودستان-تاریخ گواهی داده است.میراث خود را اگر  به دست رویدادها  ،حوادث و ایام،رها کنی نمی توانی آن را بشناسی.باید چاره  کنی تا خطرها برمیراث تو چیره نشوند.باید تدبر و تخیل کنی تا حدس و گمان نابودش نکند.باید بپویی تا ناآگاهی امثال ما  میراث را به کام  ناکامام نکشد در این حالت مآثورات .زنده خواهند ماند.با میراث گذشتگان دیروز و امروز خودت را خواهی شناخت.دیگران را خواهی شناخت و خواهی گذاشت تا تو را هم بشناسند تا وقتی میراث فرهنگی زنده و سرحال داری  می توانی با تک تک افراد جهان  معامله ،مراده ،مرافقه کنی.-- درمقابل هر سرقت و تخریبی مانعی است که نمی گذارد به غایت خواسته هایت برسی . رشته مراوده و مرافقه ها از بین می رود.شناخت پیرامون هم میسر نخواهد بود.میراث هر دوره و عصری ،از هرملت و ملیتی ، گذشته چراغ راه اینده است-درصورت انهدام آثارتاریخی هر قوم و ملتی ،هیچ ضامنی برای بقا و رشد و تعالی آن ملت نیست - در کنار آثار تاریخی  وبا حفظ و صیانت از آنها است که  ملتها می خواهند و می توانند در طول تاریخ حیات خود به گونه ای مترقی حرکت کنند. آنگاه است که می شود گفت،  فرزند زمانه خود می شود.—بی پرده بگویم سبب عقب ماندگی کشورهایی چون ایران با سابقه تمدنی چند هزار ساله و رشد تعالی ملت هایی با تمدن شگرف این است که در واقع تا حالا نخواسته ایم از تجربیات چند هزارساله خود به نحوی کارگشا در تعالی و پیشرفت مملکت خود استفاده کنیم . و برعکس جوامع و ملل مترقی امروز که شاید یک صدم ایران نیز سابقه تاریخی و فرهنگی ندارند با سرقت این گنجینه ها ثروتی برای خود و خویشان اندوخته وبا استفاده از تجربیات ملت های کهن به چنان ترقی دست یافته اند که رسیدن به وضع موجود آنها شایدآرزویی چند ده ساله برای ملل همطراز باشد متاسفانه همواره بنا بر سنت غلط و روح چپاولگرانه،.ملتهای بی ریشه از ریشه ملتهای ریشه دار تغذیه کرده ودرنتیجه کشورهای صاحب قدرت میراثدار روزبه روز ضعیف تر و نحیف تر شده و بسیاری از گنجینه های آنها از دست رفته و در مقابل جوامعی که هیچ گونه عقبه و سابقه ای در مدنیت و شکل دادن نحستین مظاهر تمدنی نداشتند به یکباره به سروری (در غارت و چپاول)جهان رسیدند و این وضعیت تا به امروز ادامه داشته و بلکه حتی غلیظ تر و پررنگ تر نیز می شود(رهبرگنجه،تورج-باستان شناس

http://img1.tebyan.net/big/1387/11/131229581583241431642281951367416346162201.jpg  


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 14:0  توسط وارنا  | 

گنجینه جیحون یا گنجینه آمو دریا میراث بی نام و نشانی برای باستان شناسان دنیا نیست.گنجینه ای که از دست راهزنان پیشاور-کابل به دست افسران راهزنان انگلیسی افتاد وسرانجام به موزه بریتانیا راه یافت.دراواخر قرن نوزدهم میلادی یک فرمانده انگلوساکسنها که فرمانده ارتش و کاپیتن برتون نام داشت بازرگانانی را که در دست عده ای راهزن اسیر شده بودند  نحات داد وخود گنجینه ای عظیم جیحون را که همراه یکی از بازرگانان اسیر شده بود را گرفت وبا خود به انگلستان برد.انگلیسی ها اعتقاد دارند که آن گنجینه را خریده اند اما این خرید بهانه نجات بازرگانان اسیر بود.می گویندمیراث جیحون روی تپه ای که امروزه تخت قباد نام دارد و در کشور تاجیکستان امروزی واقع شده است کشف شده است.در حالی که این نفایس بی همتا از دست راهزنان پیشاور بدست آمده است در مورد مکان دقیق آنها نمی توان اظهار نطاظر قطعی نمود.این مجموعه ٬ اطلاعات جالبی راجع به هنر پیش از هخامنشی به دست می دهد.البته از منظر قدمت گذاری صورت گرفته بر روی اشیاء گنجینه جیحون تا کنون اظهار نظر های متفاوتی به عمل آمده است و بر مبنای این تحقیقات ٬ قدمت اثار این مجموعه را از قرن ۴ تا قرن ۷ ق.م تخمین زده اند.از نظر نوع و شکل اشیائ به دست آمده از این گنجینه می توان آنها را در طیف هایی چون مجسمه های قالب گیری شده و پلاک های طلایی تقسیم بندی و طبقه بندی نمود.از منظر شیوه ساخت و تکنیک های به کار برده شده در ساخت اشیاء این گنجینه ٬ مشابهت های فراوانی بین آثار این مجموعه با اشیاء نذری به دست آمده از سرخ دم لرستان وجود دارد.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 10:46  توسط وارنا  | 

 پنج هزارسال حضور تاریخ این سرزمین حکایت از قدمت این حوزه مهم تاریخی در تحقیقات باستان شناختی دارد.تپه های بیشمار باستانی(32 تپه)محوطه ها و بقاع ،قلاع ویخدان ها و....نشان از اهمیت رباط کریم دارد.این شهرستان در جنوب غربی تهران به فاصله ۳۵ کیلومتر از شهر تهران واقع شده است و از شمال به شهریار، از جنوب به ری، از شرق به اسلامشهر و از غرب به شهرستان ساوه محدود می‌شود.تپه ده حسن مربوط به دوره قاجار است در شرق روستای ده حسن رباط کریم قرار گرفته است.این تپه از تپه‌های مهم باستانی شهرستان رباط کریم بوده و یکی از شاخص‌های فرهنگی و تمدنی این شهرستان است. تپه ده حسن در برگیرنده دژ و قلاع دوران تاریخی با مصالح چینه و خشت میباشد. این تپه به قطر تقریبی 60 و ارتفاع تقریبی 15 متر در ضلع شرقی روستا، همجوار منبع آب و در میان زمین‌های کشاورزی واقع شده و به نظر بقایای یک قلعه و دژ از مصالح خشت و چینه متعلق به دوران اسلامی و پیش از آن است.قسمت هایی از ضلع شمالی تپه توسط حفاران غیرمجاز حفاری شده که به دنبال آن بخش هایی از دیوارهای خشتی آن نمایان شده است. در ضلع غربی تپه در امتداد شمال به جنوب ,یک دیوار چینه ای به ارتفاع تقریبی 2 متر همچنان پا برجاست. آثار دیوارهای عظیم خشتی و چینه ای به شکل منظم و منسجم از دامنه تپه به سوی نقاط مرتفع ,در ضلع شرقی تپه  به چشم می‌خورد. سفال هایی هم از این تپه به دست آمده که شامل سفال‌های بدون لعاب و سفال‌های لعابدار به رنگ‌های سبز، آبی، لاجوردی، آبی سفید و شیری است ,با توجه این سفال ها، قدمت این تپه به دوران اسلامی و قبل از آن باز می‌گردد.این اثر در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۳ با شماره ثبت ۱۱۰۶۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 9:22  توسط وارنا  | 

وقتی فرهنگ به معني فضيلت ، دانش ، ادب و سنجيدگي است

درزبان فارسی فرهنگ معانی و مفاهیم فراوان دارد که مصطلح بیان آن فضیلت و دانش ،ادب و سنجیدگی است اگر با مفهوم اینچنینی فرهنگ موافقت و مرافقت داریم این تخریب ها به چه معنایی است؟فرهنگ اگر از مظاهر تمدن است کدام تمدن با تخریب و ویرانی میراث و فرهنگ یک کشور سرخوش است؟بطوري كه ميدانيد ايراني روحي زيباپرست و عاشق و تشنه هنردارد فضیلت پرور و دانش دوست ادب محور و سنجیده افکاراست.مجموعه ی شعر ايران ، مينياتور ايران ، قالي ايران ، كاشيهاي مساجد ايران ، خطوط خوش كتابهاي ايران ، همه نمونه‌هايي از شور و علاقه ايرانيان بهنر و زيبايي است . اين روح سحر آفرين در طي تاريخ دور و دراز ايران دوام داشته و در هر عصري در يك زمينه هنري تجلي و جهش بيشتري نشان داده و در همه حال آثاري بوجود آورده كه معرف ملت ايران است . در قرون اخير در برخورد با تمدن اروپايي نگراني اين بود كه هنر اصيل و ملي ايراني در بعضي زمينه‌ها به انحطاط گرايد و زبون هنر جديد اروپائي گردد . در پاره‌اي هنرهاي دستي نيز از قبيل مينياتور و تذهيب و جلد سازي و خاتم سازي و ميناكاري و قلمزني و نقره كاري و منبت كاري و زري بافي و كاشي سازي و قالي بافي نيز حقيقتا در ابتدا ركود و سكوني پيش آمد . اما بموقع تدابير لازم اتخاذ شد .استادان و هنرمندان چيره‌دست  از كنار و گوشه مملكت گرد آمدند و تشويق شدند دانش خویش در طبخ اخلاص و جوانمردی نهادند وبا همان اندک وسائل لازم که  در اختيار آنها گذاشته شد آثار و صنایع بدیع و بی مانند ،یکتا و یگانه خلق نمودند و بطوريكه امروز در هرموزه و درمیان آثارهر مجموعه دار و کلکسیونری هنر اصيل که حقيقتا روح تازه‌‌اي در كالبد مجموعه ها و موزه های دنیا دمیده دیده  شده می شود.

کاروانسرای الفتح خان


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 28 آبان1393ساعت 8:5  توسط وارنا  | 

دوره قاجار  تاریخ ثبت 18 آذر سال 1354 شماره ثبت 1156  اصفهان

خانه تاریخی ابوالشفیع مشکی  قریب چهل سال است که در فهرست میراث ملی ثبت شده است و می توان گفت از نخستین خانه های تاریخی است که  درفهرست ملی ثبت شده است اما جامه مشکی به تن کرده است.در حالی که هنوز می توانست روح زندگی در آن جریان داشته باشد.، در اثر بی توجهی، عدم مرمت، تغییرات مداوم، و بلندمرتبه سازی همسایه‌ها، به حالت نیمه ویرانه درآمده و به شدت در حال نابودی است. خانه مشکی اثری ارزشمند است که در بافت قدیمی و کوچه‌‌های درهم تنیده شهر اصفهان قرار گرفته ومتاسفانه یکی از اتاق های آن به کارگاه گیوی دوزی تبدیل شده است.فقر میراثداری ازسردر ورودی این خانه تاریخی که در گذر زمان و بی مهری اطرافیانش با حالتی نیمه مخروبه به سوی نابودی پیش می‌رود به وضوح مشهود است.بی‌رحمانه ترین بی‌توجهی‌ها به این خانه تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی را می توان در دو ضلع شرقی و شمالی ساختمان مشاهده کرد به طوری که این بخش از بنای خانه کاملا تخریب و به تلی از خاک تبدیل شده است.خش اعظم ضلع غربی خانه نیز بر اثر بی توجهی و سهل انگاری تخریب شده و یا در اختیار خانه‌های مجاور قرار گرفته است. وضعیت بخشهای جنوبی این خانه نیز در آستانه ویرانی است

 

.


+ نگاشته شده در  سه شنبه 27 آبان1393ساعت 11:40  توسط وارنا  | 

*آری ،وسعت و ثروت و تنوع و زيبائي میراث فرهنکی زبانزد همة مطلعان است ..اما

 سرزمین باستانی  که فلات آن در شمار قدیمی ترین سرزمین هایی است که انسان در آن گام های نخست را برداشت(اسمیت امریکایی)این بزرگترین  بادوامترین مرکز حیات صنعتی آسیا و سرچشمه بادوامترین هنرهای جهان(آرتورپوپ امریکایی)و به قول جواهرلعل نهرورسرزمین ،هنری درخشان ،که با ظهورکورش نسیمی درجهان وزیدن گرفت و انسان دوستی و نظم و قانون جانشین ظلم و خیانت و جنایت شد.هرچندگنبد کاوس آن همطراز بزرگترین بناهای جهان(رابرت باپیرون)وماسوله و ابیانه اش مانندی درجهان نداشته(جی فریزر)ومسجد شیخ لطف الله آن یکی از شاهکارهای بی نظیر معماری جهان وچون جواهری درخشان در تاریخ معماری ایرانیان می درخشد اگر چه بیستون استوار و بیشاپور پهناور و شوش مظلوم و شلاق خورده از چنگال بیرحم مادام و مارسل دیولافواها)هنوز آرام ندارند.سیلک و مارلیک و خوروین و کلاردشت یکه تاز اتلال باستانی دنیا محسوب می شوند،ساز چغازنبیل نقش جهان،طاق بستان وپاسارگاد و تخت جمشید،بناهای شیخ اردبیلی وگنبد کاوس،شهر در آفتاب سوخته ،تخت سلیمان و بم بیمار،سلطانیه و کلیساها ،بازار تبریز و باغ های ایرانی و،سازه های آبی شوشتر کوک و نیم کوک است .آری وسعت و تنوع و زیبایی میراث فرهنگی ما زبانزد همه مطلعان عالم است اما مدیریت حاکم بر میراث در طول این چنددهه آسیب های وحشتناک بر آن وارد ساخته است .چرخ و چرخه آن بکلی از کار افتاده است. ميراثی که  مجموعة آداب و عادات و عقايد و رسوم و انديشه‌ها و افكار و زبان و لهجه‌ها وادبيات وآثار ادبي ، و علوم و آثار علمي ، و انواع اثرهاي هنري ، و حتي ادبيات عاميانه و غيرمكتوب ، خواه آنها كه از گيرودار حوادث گذشته و تا عهد ما به همان صورت اصلي و يا به صورتهاي تغيير يافته‌اي‌ باقي مانده‌اند .خواه آنها كه فقط در صحايف كتابها و دفترها و ديوانها حفظ شده و از اين راهها به ما رسيده‌اند. همة اينها مخلوقات ذوق و انديشه و احتياج و نحوة زندگاني ملت ما در طول زمان و دوره‌هاي گوناگون شدت و رخاء و شكست و پيروزي كه خواه و ناخواه سرنوشت ملت با آنها همراه بوده و گره خورده است وضعیت مطلوبی ندارد.ما تنوع میراث داریم اما بدبختانه تنوع فقر مدیریت فراوانتر،از این روی میراث و هویت ملت را این جماعت بی دانش نابود کردند وهریک راه خود گرفته و رفتند و ما را با میراثی در حال مرگ تنها نهادند.آری.وسعت ثروت فراوانی داریم اما مدیران بی دانشی که بسادگی کرسی صدارت میراث را پذیرفتند فراوانتر،امروز هیچ صاحب منصبی از کرسی صدارت باز نمی ماند زیرا کرسی میراث را زیور او می کنند.میراثمان زبانزد همه مطلعان جهان است اما دنیا می داند که ازمدیران خوبی در میراث استفاده نکرده ایم.ازطبیبی که که نسخه درمانش حال میراث را در هم پیچید تا دارنده آی تی که آه از نهاد میراث  بر آورد از بارکجی که در مرودشت به منزل نرسید تاامحاء هزاران سند و مدرکی که چون زبان از کام بیرون کشیده شدند همه از حال و روز بد میراث حکایت دارد. اگر  نیاکان ما هيچگاه و در هيچ‌حال از اداء رسالتي كه در دنياي متمدن بر عهده داشت غافل ننشستند و هر دوره‌اي را به تناسب عهد و فراخور زمان به شكلي براي ابراز استعداد خداداد و انديشة جوّال و ذوق لطيف خود مورد استفاده قرار دادند ، و در هيچيك از اين ادوار روشن و تاريك از توجه به ترويج زبان و توسعة ادب و تحيكم مباني دانش و ابراز استعدادهاي هنري خود غافل نشدند ما هم در طول این سی سال از تخریب و انهدام ،سرقت و نابودی آثار و گنجینه های تاریخی باز نماندیم و غافل نشدیم. کدام نسل می تواند و یا خواهد توانست برمحصول چنين كوشش پي‌گير مداوم در طول تاريخي را بپسندد وبرآن غازة حسن بگذارد و جلوه‌ های دلپذيری بدان بخشد.، اينها خطوط روشن تاريخ ما ، و يادگار ذوقها و استعداها و زندگاني نياكان ما درگيرودار حياتند. دست زمان آنها را از صفحه حيات نسترد دستهاي ما نبايد به حيات آنها پايان دهد.


+ نگاشته شده در  سه شنبه 27 آبان1393ساعت 9:34  توسط وارنا  | 

غمنامه هایی که همچنان سروده می شوند

یادمان هایی که یادمان رفته اند وغمنامه هایی که همچنان بر میراث وفرهنگ  نگارش می شوند.حوادث تلخ و شیرینی که در پس این میراث و فرهنگ هویدا است درحالیکه می تواند چراغ راه آینده ی روشن ما باشد از بین می روند.آثارتاریخی ،این نشانه های ناب حاصل دوران های پرتب و تاب تاریخ پرفراز و فرود ایرانزمین در حال شکستن و سر فرود آوردن و خاموش شدن و فراموش گردیدن هستند.میراث (فرهنگی) در واژه یونانی که میرازوست. نه تقسیم و بخش و پخش کردن وسهم و قسمت هر کسی را به او دادن است و نه در مفهوم کنز عربی قابل هبه و بخشش است .همانگونه که در معنی زبان شیرین پارسی علی رغم مفهوم شکننده و ناپایدار (سهم و ارث)قابل اغماض و از آن گذشتن نیست.برای ملتهاحفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی برای تعادل بخشیدن به حیات و دستیابی به توسعه پایدار و سازمان‏یافته، رنگ و بوی جهانی یافته است وازنگاه مردم دنیا چون میراث فرهنگی ،علاوه بر حفظ سنتهای کهن ،روند تکامل تمدن بشری را در پی دارد، از چنان اهمیتی برخوردار است که یک اراده جمعی و عمومی در سطح جهانی، را می‏طلبد.در کشورهای امروز مردم محیطهای طبیعی و فرهنگی را به عنوان نهاد همبستگی معنوی در اجتماعات محلی خود تلقی می کنند و بپذیرند همان‏گونه که با انهدام و تخریب محیط طبیعی زندگی خود را در خطر می بینند با  ویرانی هراثر تاریخی و از بین رفتن شئی باستانی ،میراث فرهنگی و تاریخی ، زندگی معنوی خود را در خطر می‏بینند به همین سبب ،.امروزه در تمامی کشورها اهمیت حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی بر همگان روشن است.ودراین گام بلند نهایت تلاش و کوشش خود را در راه رسیدن به اهداف مورد نظر طی می نمایند.ملت برخوردار از فرهنگ غنی ایران باید هوشمندانه برای حفظ بنیان  جامعه از مجموعه میراث ،این دانش پیشینیان که حاصل تلاشهای مستمر، فنون، مهارت‏ها، ابتکارات، خلاقیت‏ها و برخوردهای اجتماعی فرهنگی آنان بوده است. پشتیبانی کند.درزندگی امروز و فردای خود و نسل هایی که از پی او می رسندبرای گفتگو و هم‌اندیشی بیشتر نیازمند شناخت یكدیگربوده و از این رو میراث فرهنگی و یادمانهای تاریخی از مهمترین مولفه ها وابزارهای این گفتگو ها خواهند بود.با از بین رفتن آنها ،ملتها، گذشته ی خود را فراموش می کنند وچراغ های گذشته چون خاموش شوند تاریخ ملتها فراموش شده  ودرنتیجه هیچ ملت و ملیتی آینده ی روشنی نخواهد داشت.آثارباستانی در کشورما چنان مورد عناب و عتاب قرار گرفته اند  که امروزه از بسیاری از آنها رد و نشانی باقی نمانده است.

577

کاروانسرای دیرگچین


+ نگاشته شده در  سه شنبه 27 آبان1393ساعت 8:15  توسط وارنا  | 

بقعه شیخ اباعدنان قریشی معروف به بابا پیر از عرفای به نام خوانساراست و منقول است شیخ صفی الدین اردبیلی به محضر شیخ بابا عدنان رسیده و از محضر او بهره گرفته است .می گویند شیخ صفی الدین اردبیلی که به قول خود دنبال کسی می گشت که با هدایت او به خدا نزدیک شود و خدا را بهتر بشناسد موفق شد در سال ۶۷۸ ه ق خدمت شیخ اباعدنان قریشی (باباپیر) برسد و از ایشان کسب فیض کند. شیخ اباعدنان قریشی (باباپیر) در زمان حیات خود در جهان اسلام و تشیع به مراحل بالایی از تکامل و تعالی و ترقی رسیده بود . به غیر از شیخ اباعدنان 6 تن دیگر از مشایخ و عرفا نیز در بقعه شیخ اباعدنان قریشی (مقبره باباپیر) مدفون اند. بر روی صندوق چوبی بقعه شیخ اباعدنان قریشی (مقبره باباپیر) به سال 954 قید شده است:وی یکی از عرفای به نام قرن هفتم هجری ، پایه گذار مذهب شیعه جعفری در شهرهای اصفهان ، بروجرود ، لرستان ، نهاوند و خوزستان بود. این اثر در تاریخ چهاردهم آبان ماه سال 1314 ه خورشیدی با شماره ثبت ۱۱۲۰ در فهرست آثار ملی ایران ثبت گردیده است.گنبد بقعه بابا پير مخروطي شکل بوده و دوازده ضلعي است که قدمتي حدود 700 ساله دارد و در داخل بقعه ضريحي مشبک در ابعاد 2.5×2.5 روي سنگ مزار شيخ ابا عدنان قرار داشته و علاوه بر ايشان، ۶ تن دیگر از مشایخ و عرفا نيز در اين مکان مدفون می باشند.رامگاه اولیه تنها با سنگ بر روی چشمه ای به نام «چشمه پیر» بنا شده بود و بنای فعلی بقعه شیخ اباعدنان قریشی (مقبره باباپیر) در دوره صفویه بر روی آرامگاه قبلی به سبک مغولی و یا سلجوقی احداث شد. شخص مدفون در بقعه شیخ اباعدنان قریشی (مقبره بابا پیر) «صدرالدین حسین» است که مرشد شیخ زاهد گیلانی و مراد شیخ صفی الدین اردبیلی نیای شاهان صفوی بوده است به همین دلیل شاهان صفوی برای این بقعه اهمیت خاصی قائل بودند و زیارتگاه رجال و شاهزادگان صفوی بود ، از این رو به دستور مریم بیگم همسر شاه طهماسب صفوی در خوانسار مدرسه و حمام نیز ساخته شده است. این بقعه دارای گنبد دو پوش دو متری ، ۱۲ ترکی از نوع گنبدهای رک یا نوک تیز با مصالح لاشه سنگ و آجر است. (۱۲ ضلع نشانه ای از ۱۲ امام یا ۱۲ تَرک کلاه صفویه می باشد)می گویند ؛ پوشش گنبد مذکور از طلا بوده که در قرن ۱۳ در سالهای قحطی به سرقت رفته و درب قدیمی بقعه نیز که به صورت گره چینی بوده در سال ۱۳۵۷ به سرقت رفته است.صندوق چوبی اشاره شده در روی بقعه شیخ اباعدنان قریشی (مقبره بابا پیر) در سال ۱۳۳۰ در اثر حادثه آتش سوزی ناشی از روشن نمودن شمع دچار خسارت و به مقبره باباترک منتقل شد و بعد از آن نیز به کتابخانه آیت الله فاضل خوانساری منتقل و در نهایت اعلام شد که صندوق مفقود شده است


+ نگاشته شده در  دوشنبه 26 آبان1393ساعت 13:52  توسط وارنا  | 

غم وغصه  به خانه های گلی قدیمی راه نداشت.

 ذوق سرشارمعماران ايراني از دير باز در ساختن بناهاي گوناگون از یک خانه گلی ساده که تزئینات آن درازاره بالا گل سرخ و پائین گل سفید بود.طاقچه ای برای جا گرفتن قرآن و آئینه و طاقچه دیگر برای چادر شب مامان بزرگ داشت.از همین خشت و گلها  گویی رنگهاي  كه انعكاس آسمان شفاف و درخشان اين سرزمين بود متجلي مینمود. خانه هایی که ساده بودند اما هر بيننده با ذوقي در اولين نگاه در مي‌يابد كه در تاریخ بيكران هزار رنگ  و در كوهستانهاي اخرائي رنگ كشور ايران خود نمائي مي‌كند. رنگهايی که درخشان كه از زمانهاي كهن همه جا به صورت بناهاي مختلف در ايران زمين پهنا و متجلي است سند نهايت هنر سنجي هم ميهنان ما و نمونه باريك بيني فوق العاده ايراني در امور مربوط به زيبائي و هنر است.خانه هایی که نمونه های بی مانند تاریخی وسرشار از محیطی آرام و دور از هردغدغـه بودند.لطف و زيبائي فوق العاده حوضخانه‌هائي كه در کنار این خانه های گلی  بود وپنجره‌هاي كوچك اطاقهاي بالاخانه‌ها كه بر روي آن حوض خانه‌ها باز مي‌شدند زيبا و دلنشين بودند خانه هایی که گنجینه خاطرات پدربزرگ ها ومادربزرگ ها محسوب می شدند..خانه هایی گلی که مالامال از صفا و صمیمیت دست بر گردن شیب نرمِ دره ای انداخته و دیوارهایش، چینه ای و سنگی، سوده و سرحال، شانه به شانه ی هم داده بودند. دود از پشت بام خانه های گلی و مطبخ های پخت نان زوزه کشان سر بر آسمان می سود. بوی نان دست پخت زنان روستایی تا آن سوترها مشام را قلقلک می داد.

scan0009.jpg

همه جا حجاب و نجابت  ونزاکت بود.بوی حیا، حیاط خانه را دربر گرفته بود غم وغصه  به این خانه های گلی قدیمی راه نداشت.پنجره های شان دریچه های شادی بودند که برروی هرعابر و خسته از راه مانده ای بازبودند.دستانِ پینه ی پدر که باچند تا پاپاسی اسکناسی به خانه بر می گشت و بقچه خالی نانش را روی زمین می گذاشت بر شادی مان می افزود افسوس...افسوس.....امروزمان در حسرت آن لحظه های ناب آن سالها که در ذهن و خاطر بچگی مان ماسیده است، خیلی عقب مانده است.


+ نگاشته شده در  دوشنبه 26 آبان1393ساعت 10:21  توسط وارنا  | 

استنباط مااز مطالعة آثار هنري گذشتگان این است که بشر مانند خالق یگانه خوداز ديرباز به زيبايي توجه داشته است و از آغاز به حكم طبيعت به حسن و جمال تمايل داشته و به همين جهت در كشاكش مبارزه با عوامل نامساعد طبيعت از هر فرصتي براي آراستن خانه و كاشانه و حتی سیمای خود استفاده كرده است. هر روز در جستجوی کمال گام برداشت.گرفتاريهاي روزمره هرگز او را از توجه به كار و تلاش و خلق آثار مورد نیازباز نداشت و امروز به همین دلیل است که این همه آثار تاریخی و صنایع بی بدیل مظهر ذوق و ابتكار انسان هایي بشمار می روند و وجودشان مملو از عشق به زيبايي سرچشمه ‌گرفته  ودرانظار ما قرار دارند.وقتی که نیروی تخیل قوی اش را بکار گرفت .محصولات فكري و ذوقي یگانه و یکتا آفریدبه گونه ای که از نگاه بشر هزاره سوم خاصيت جاودان بودنش از آثار ديگرملل جهان به مراتب بيشتر است .هنگامي كه انديشه يا عقيده اش در جامعه ريشه گرفت نسل هایی فکور و خردورز با بهره گیری از انديشه با آداب و سنن و خلق و خوي جامعه آن روز ها جامه هنر بر تن کردند،نگاه ویژه آنها  به گل برای ساخت سفال ونقش و نگار بر آنها دوخته شد چرخ سفال سازی به اندوخته های خود افزودند.کشف آتش و استخراج فلزات، انقلابی درهنرمندان ایران باستان بوجود آورد.فلزات با قابلیت استحکام فراوان و زیبا ،جایگزین چوب و استخوان برای ابزار سازی شدند. آتش کوره ها شعله ور گردید.نقطه ذوب فلزات در پنجه هنرمند آرام گرفت..دوات و لیقه و قلمتراش،و مسطره برای زیبا نوشتن ،ودارهای قالی ،درکنارچوب کوجی و هاف ،گوه وکاردک ، قلاب و دفتین.برپاکی و شانه، برای بافتن قد راست نمودند.بنابراين  نهضتي فرهنگي و هنری از سوی اقوام ایران باستان با بكار بستن اين انديشه‌ها در تار و پود زندگي اجتماعي و هنری ظهور کرد وبی سبب نیست که اعتقاد داریم منافع مشروع و علايق انساني اقوام کهن زیست نه فقط باید حفظ شود بلكه مدامت در رو به ترقي و پيشرفت آنها باید داشت. امروزه بسیاری از هنرهای ظریف ایران باستان از بین رفته وچراغ هنرهای بیسار خاموش مانده است.با اینکه تشخيص منافع و علائق انساني افراد جامعه از مباحث بسيار شيرين و عالي تحقيق در هر فرهنگ است.از همت و روح بلند تحقیق در صنایع مستطرفه اثری نیست با وجود اینکه میراث و فرهنگ در قالب هنرهاي ظريف در واقع زبان فكر و احساس نیاکان ما هستندو در تاريخ ده هزارساله،ميليونها نفر وقت و عمر خود را صرف كارهاي هنري كرده‌اند وآثار بسيار شگرفی از آنها كه از احساس و بينش برخوردارو ذوق و خلاقیت بی مانندی برخوردار بوده است و اینک جز ميراث فرهنگي بشر به حساب آمده است بروز کرده است-تا دنيا باقي است بشر به آن مباهات ميكند. مباهاتی که محبوبیت همه ما و نسل های فراروی را در همه اعصار و قرن ها به همراه دارد.


+ نگاشته شده در  دوشنبه 26 آبان1393ساعت 7:49  توسط وارنا  | 
مدرسه علمیه فتحعلی بیگ دامغان در زمان سلطنت سلطان حسین صفوی به همت حاج فتحعلی بیگ بن ولی خان بیگ استرآبادی بنا نهاده شد و بنا بر وقفنامه آن املاکی را به سال 1181 قمری بر آن وقف نموده است. این مدرسه روبروی درب مسجد جامع دامغان واقع شده است و به واسطه آنکه در پای مناره آن مسجد قرار گرفته به «مدرسه پامنار» نیز شهرت یافته است. مدرسه به سبک بناهای مدارس دوران صفویه بوده است که در وسط حیاط مدرسه و دور تا دور حجره های طلاب قرار داشته است این مدرسه در حال حاضر به نام «مدرسه صادقیه» نامیده شده و دارای حجراتی دور تا دور حیاط است و ساختمان روبروی درب ورودی در دو طبقه بنا شده است که مخزن کتابخانه و سالن قرائت خانه و چندین مدرس در آن واقع شده است.این مدرسه در محله قیصریه ، زیر گنبد خشتی بزرگ و مقابل درب شمالی مسجد جامع می باشد. درب ورودی مدرسه در ایوان دارای دو سکو در طرفین می باشد که کتیبه ای گچبری در کمر ایوان به خط ثلث دارد که قسمتی از آیة الکرسی ، از «و هو العلی العظیم. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله» باقی است
مدرسه علمیه حاج فتحعلی بیگ ،دامغان، سمنان


+ نگاشته شده در  یکشنبه 25 آبان1393ساعت 12:30  توسط وارنا  | 

زندگي آدمی كوتاه و ناپايدار است او می داندگنج و دينار و كاخ بلند همگي نابود مي‌شود و در پايان همة آنچه سرنوشتش نيستي است تنها يك چيز باقي مي‌ماند و آن شرافت و افتخار و نام نيك است. زندگي بزرگان درس معرفت شناختی است در هر شرایط و هر دوره سنی،بويژه در سن پيري با تهي دستي و سختي روبرو شده است اما وجدان او با عقيدة راسخي كه به ارزش شرافت و افتخار و نام نيك داشته همواره قرين خشنودي و آرامش بوده است.براي هر فرد ايراني موجب افتخار است كه مي‌تواند نمايندة فرهنگي باشد كه از نظر قدمت و اهميت و مزيتهاي ويژة ديگر واجد مقام ارجمندي است.در جهان همتا و مانند نداردانديشه‌ها، باورها، آرمان‌ها و رسم‌هاي زندگي و بطور كلي آنچه مشخص پندار، گفتار و كردار نيك اجتماع است از مهمترين جنبه‌هاي تشكيل دهندة فرهنگ به شمار مي‌رود. اصالت فرهنگ هر ملت برپايه‌هايي كه ويژگيهاي فرهنگ وابسته به آن ملت را از جامعه‌هاي ديگر تميز مي‌دهد استوار مي‌باشد. هرگونه انديشه، باور يا رسمي كه مورد تأييد افراد يك اجتماع قرار گيرد با گذشت ايام اصالت پيدا مي‌كند و آنگاه بعنوان سنت و رسم ملي آن اجتماع معرفي مي‌شود. فيلسوفان، نويسندگان و شاعران ممتاز در هر اجتماع معرفان و مبلغان فرهنگ آن جامعه مي‌باشند.ما همه از بازيگري اين چرخ گردان متحيريم و از آئين و رسم آن غافل و بي‌خبر مي‌باشيم. هركسي كه روزگاري در عرصة اين جهان پهناور گردن كشيده به نوعي اسير چنگ آز و فزون طلبي بوده است.باید فهمیده باشد زندگي چيزي جز رنج دراز نيست كه روزي باغمي درد آلود به پايان مي‌‹سد و باز گيتي روش هميشگي خود را دنبال مي‌كند. پهلواناني كه كسي ياراي برابري با آنان نداشته، سواراني كه از تيررسشان امكان فرار نبوده، مردمان دانا و بخرد كه به نيروي دانش خود پاي بر سپهر روان مي‌گذاشتند و نيكواني كه زيبايي آفرينش را نمودار مي‌ساختند؛ يك روز كه بر اسب قضا سوارند مرگ افسار آنان را مي‌كشد و به جايي مي‌برد كه پرده‌اي از تاريكي و ابهام برآن گسترده شده استاما انسان هایی با خصلت نیکووصفات ماندگارکه خود را وقف همه کرده وجامه بزرگی و آزادگی برتن نموده اند هرگز غبار غم در آنها راه ندارد وافسار مرگ هرگز پاسبانان فرهنگ و دین  به پرده تاریکی نمی کشاند.زندگی آثارتاریخی کوتاه و ناپایدارنیست اما انسانی که پایه های آن را ناپایدار می کند عمرهزاران ساله ی آن را کوتاه نموده وموجبات تخریب آثارباستانی را فراهم می نماید وی را انسان نشاید


+ نگاشته شده در  یکشنبه 25 آبان1393ساعت 10:19  توسط وارنا  | 
تنوع درمعماری کاروانسراها در ایران فراوان وبسیار اعجاب انگیز توصیف شده است که بیان شرح کامل آن میسر نیست خصوصیات هریک از این کاروانسراها با توجه به موقعیت آب و هوایی و نوع مصالح و شیوه پلان آنها شایسته بررسی و تحقیق همه جانبه است  عملکرد گوناگون آنها موجب گردید نام های متفاوتی بر آن گذاشته شود رباط  وکارباط ،ساباط و خان، چاپارخانه  به اشکال یک ایوانی و دو ایوانی ،چهار ایوانی و کوهستانی  در نواحی مختلف برای رفاه کاروانیان وتسهیل مراودات اقوام و ملیتها بوجود آمد.و به قول موریر هیچ چیز نمی توانست باکاروانسراهای ایران که توسط شاهان صفوی برای آسایش جهانگردان و کاروانیان  ساخته شده بود برابری کندوتاورنیه کاروانسراهای ایران را سرآمد کاروانسراهای عثمانی خواند و این نشان از ذوق وخلاقیت بی همتای هنرمندان ایران در ساخت این نوع بناها بوده است.کاروانسرای صدرآباد در 165 کیلومتری شاهرود یکی از این آثار زیبا و ارزشمند است.بنا  در 165 کيلومتري شرق شاهرود و در مسير تهران- مشهد واقع شده از نوع چهار ايواني و مستطيل شکل است و مساحت آن بالغ بر سه هزار 500 متر مربع است.رودي اين کاروانسرا از ضلع شمالي بوده که با يک دالان در ورودي را به حياط مرکزي متصل مي‌کند و در طرفين دالان دو راه پله مارپيچ امکان دسترسي به پشت بام را مقدور مي‌کند.يرامون حياط اين کاروانسرا اطاق ها ايوانچه‌ها و در پشت اطاق‌ها شتر خوان‌ها قرار دارد و در چهار گوشه کاروانسرا چهار برج قرار دارد و در جداره خارجي ضلع شمالي 12 رواق براي اسکان موقت مسافران تعبيه شده است.  از جمله تزئينات اين بنا که شالوده آن از آجر ختايي است آجرکاري هاي سقف دالان ورودي است. کاروانسرای صدر آباد در تاریخ 16 مهرماه سال 1379 با شماره2811درفهرست میراث ملی ثبت شده است.


 


+ نگاشته شده در  یکشنبه 25 آبان1393ساعت 8:18  توسط وارنا  | 

معماری پل ها هیچگاه به گونه جدی در این سرزمین تاریخی جدی گرفته نشده است.تخریب و نابودی آنها هم دلی را نیآشوبیده است.یکی از این آثار پل گاران به عنوان یکی از جاذبه‌های تاریخی و گردشگری شهرستان مریوان است که بر روی رودخانه‌ای به همین نام بنا شده است. این پل تاریخی در 10 کیلومتری شمال شرقی شهر مریوان و در مسیر گاران ـ تیژتیژ قرار گرفته و در زمان‌های نه چندان دور ارتباط بین دو منطقه اسلام‌دشت و گاران را فراهم می‌کرد.پل تاریخی گاران با بسترسازی آغاز و سپس پایه‌های آن ایجاد شده است که در ساخت آن ملات، سنگ، ساروج و آجر به‌کار رفته است.پل گاران دارای دو دهنه 6 ضلعی در میان رودخانه و دو پایه متصل به ارتفاعات طرفین رودخانه است و سه دهنه دارد.طول این پل 42، عرض 9.5 و ارتفاع آن 6 متر است. از آنجا که این پل ارتباط مسیر مریوان - سنندج را فراهم می‌کرد در دوران والیان اردلان در زمان صفویه مرمت شده اما پیشینه تاریخی آن به دوره قاجاریه بر می‌گردد و تا سال 1320 هجری شمسی مورد استفاده قرار می‌گرفت.پل گاران در 25 اسفندماه سال 1379 به شماره 3591 در فهرست آثار ملی کشورمان به ثبت رسید.

پل تاریخی گاران مریوان - کردستان

مسیر گاران ـ تیژتیژ 10 کیلومتری شمال شرقی شهر مریوان


+ نگاشته شده در  شنبه 24 آبان1393ساعت 20:29  توسط وارنا  | 
هراثر و شئی ویابنایی باستانی باقی مانده از گذشتگان  وحاصل هزاران سال تجربه ها بوده، و از این نظر برای انسان جذاب وارزشمند است، وآنچه بر خالقان این آثاردر طول دورانها آمده به گونه ای زمینه های عبرت برای انسان فراهم می آید. از این سبب توجه به اشیاء گذشتگان در ذات انسان ها حتی جماعتی که جسورانه و گستاخانه به تخریب و خرید و فروش  آنها دربازارهای سود و سودا مبادرت می ورزند وجود دارد لیکن در این میان گروهی مشتاق و عاش مواریث فرهنگی سعی كرده اند از این آثار به نحوی نگهداری و مراقبت كنند. میراثی که در واقع، آیینه جان، اندیشه و معنویت است ازاندیشه هرزدگان همواره درخطر و تهدید بوده ودرموارد فراوان در معرض بی توجهی و نابودی قرار گرفته است.شانه های مسولان خالی و بار گران مسولیت حفاظت از آثار تاریخی بر زمین مانده است در صورتی که با اندک آگاه سازی مردم  به این میراث های ارزشمند و برنامه ریزی های دقیق فرهنگی، عمرانی در جهت نگهداری آنها می توانستیم موفق عمل کنیم.با اینکه حفاظت از میراث فرهنگی وجه های جهانی یافته ،شكی نیست كه اقوام کنونی بیش از گذشته ،برای گفتگو و هم اندیشی بیشتر ازطریق میراث فرهنگی ابزارهای  گفتگوی بین ملتها و تمدن ها را خود فراهم می کنندچرا که .تک تک این آثار و اشیای تاریخی ،هویت فرهنگی، اعتقادی و هنری بوده و دارای اصالت ریشه و ارزش تاریخی هستند، ومستنداتی به عنوان میراث فرهنگی بشمار می روند.وبه دلیل مورد استناد واقع شدن آنها،آثار باستانی دارای ارزش و اهمیت فراوانی هستند مردم با دیدن آنها به وحدت ارزش های انسانی پی می برند همه دولتها و سازمان های بین المللی ذیربط، آثار باستانی را میراثی همگانی می دانند. هر تکه ای ازآثار سرزمین ایران هم دارای ارزش تاریخی است و تمدنی چند هزارساله است که برای حفظ و نگهداری آن باید تلاش بسیار نمایند. باید کوشید بناهای تاریخی که خود یک حقیقت تاریخی هستند آنچنان که هست حفظ شوند.از شدت سرقت گنجینه ها و دستبرد به اتلال تاریخی در نقاط مختلف کاست.درغیر آن ،نگاهداری بناهای باستانی  غیر قابل امکان خواهد شد. مردم هنر دوست ما  به بزرگی وظیفه ای که در این زمینه درمقابل تاریخ و میراث فرهنگی دارند باید توجه داشته باشند  توجه دنیای امروز به صنعت جهانگردی  ناشی از اهمیتی است که برای اینگونه ساختمانها و بناها و اشیای ارزشمند قائلند.


+ نگاشته شده در  شنبه 24 آبان1393ساعت 13:23  توسط وارنا  | 
روی رودخانه خیرآباد، آثار یک پل بند در کنار یک آتشکده مربوط به دوره ساسانیان وجود دارد.


+ نگاشته شده در  شنبه 24 آبان1393ساعت 10:12  توسط وارنا  | 
http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/21-8-1393/IMAGE635514056024946444.jpg


+ نگاشته شده در  شنبه 24 آبان1393ساعت 9:47  توسط وارنا  | 
اين دایره وسیع و گسترده از آثار تاریخی که ما آنها را به چشم ويرانه‌ها می بینیم يادگار زندگي و فعاليت پدران ما هستند که در اثر غفلت و ناتوانی ما به این حال و روز افتاده اند.شاید ديگر  امكان نداشته باشد  كه مادر ميان حصاري ار آجر يا خشت خام بسر بريم . ولي سزاوار نیست اين يادگار گذشته را نيزبا نظر تحقير نگاه كنيم .پیام گذشتگانمان که گفتند مبادا تصميم بگيريد آنرا خراب كنيد و بجاي آن يك آسمان خراش بسازيد .را نادیده گرفتیم.بسياري ازساختمان‌هاي كهن و زيباي ما در نتيجه عدم توجه ما از ميان رفتند . امروز اگر كسي بخواهد صفحات مصور زيباي دوران های تاریخی این سرزمین را مرور کند با چالش های جدی مواجه است.زیرا به قول قدی می ها ما حتي قباوآ لخا‌‌‌‌‌لوق وجامه مادربزرگمان راهم فروختيم وامروز براي ديدن آنها بموزه‌هاي استكهلم و وين بايد برويم. برخی هرآنچه از آثار تاریخی در دست دارند آنها را به فروش می رسانند واز دادن آنها به بیگانگان هم واهمه ای ندارند.این گروه تاریخ ملت را هم خواهد فروخت و از این سبب خطراتی که از سوی این جماعت بی بهره از فهم تاریخی، میراث مملکت را تهدید می کند باید جدی گرفت.با تاسف باید گفت يك قالي ارزش‌دار قديم ما در ايران باقي نمانده، ئ نسخ های ارزشمند کتاب ها دربایگانی موزه های بیگانگان خاک و خور می خورند.جام ها واشیای سیمین و زرین بر اعتبار موزه های بیگانه افزوده در حالیکه مردم صاحب اثر از دیدن آنها صد ها سال است که محروم مانده اند.ولي اين مردم سرزمين ما هستند كه بيش از مسولان حفاظت آثار تاريخي بايددرحفظ‌اين آثاربكوشند
کاروانسرای میان دشت


+ نگاشته شده در  شنبه 24 آبان1393ساعت 8:15  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  پنجشنبه 22 آبان1393ساعت 14:36  توسط وارنا  | 
در مسیر جاده قدیم طبس به یزد، پس از عبور از کاروانسرای کلمرد و به فاصله 30 کیلومتری آن، روستای رباط خان قرار دارد.در میان این روستا، کاروانسرای زیبای خان قرار دارد که دارای معماری زیبا و قابل توجهی است.بنای این کاروان چهارگوش است و هر ضلع آن 52 متر طول دارد.کاروانسرا ی طبس با سطح زیر بنای 1959 مترمربع شامل مجموعه بادگیر، گنبد شاه‌نشین‌، چهار ایوان، شانزده ایوانچه و چهار سردر ورودی به اصطبل‌ها است که قدمت آن به دوره صفویه و قاجار برمی‌گردد.ویژگی‌های معمارانه این کاروانسرا، کالبد فضایی مجموعه بادگیر و گنبد شاه‌نشین آن است و وجود دو طاق در دو گوشه محل اتصال این حجم به بنا که بر زیبایی و استحکام آن افزوده، گرچه بادگیر خود به تنهایی ساده و بی‌پیرایه است.بنای کاروانسرای طبس به شماره 2752 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.
کاروانسرای خان


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 21 آبان1393ساعت 16:40  توسط وارنا  | 

 جهانِ رو به رشد علاوه بر اینکه دستاوردهای پیشین بشر را تحت الشعاع قرار داده است  به نوعی عامل تهید این دستآوردها محسوب می شود.دستآوردی به نام توسعه که در،بار عملی خود ،تمدن  ها را به زیر می کشد و پایه های استوار و ریشه دار آن را سست , بی بنیان ساخته است.باباور اینکه وجه تمايز ملت‌ها از يكديگر هويت فرهنگي است كه ريشه در ميراث فرهنگي دارد.و از اين‌رو، حفظ ميراث فرهنگي براي يك ملت، پشتوانه حيات فرهنگي در آينده خواهد بود.همان آثار مادي و معنوي به جامانده از گذشته  ای که بر هويت فرهنگي جامعه انساني دلالت دارد و از آن جهت قابل توجه است كه در شناخت زندگي گذشتگان مفيد و مؤثر است و براي مطالعه جوامع، اقوام، و ملل گوناگون، و نيز بازشناسي آثار مادي تمدن‌ها و سير تشكيل و تكامل آنها سندي باارزش به‌شمار مي‌آيد.با تهدید این اسناد ارزشی جامعه انسانی به حاشیه می روند وقربانی هیولایی به نام توسعه و عمران می شوند.ویژگی میراث فرهنگی قابلیت انتقال  آن به نسل ها است.پراکندگی گستره وسیعتر آن نشان عظمت و شکوه دوران های سپری شده است. میراث  در نقش یک عامل هویت ساز بیانگر چیستی و کیستی یک جامعه یا یک شهر و روستا است و چون با زندگی مردم عجین می شود لذا پویا و نامیرا مینمایاند..امروزه غم نامه سرایی ورنجنامه خوانی بر ویرانه ها و طلب یاری نمودن از مردم،برمیراثی که مصائب اکنون آن تلخکامتراز ایام گذشته نمود یافته ،آثاراثربخشی خود را درکنار ازبین رفتن آثاردانایی و هنرمانایی اقوام کهن این دیار،از دست داده است.میراثی که مقیاس شعور و عقل،آئینه فهم و مهارت ،رشته پیوند و هویت است


میراث فرهنگی، هویت و جهانی شدن


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 21 آبان1393ساعت 16:25  توسط وارنا  | 

یکی از خوش نقش و زیباترین آب انبارهای موجود در این مجموعه آب انبار کازرونی نام دارد. این آب انبار با کاشی‌کاری‌های زیبا روبروی تکیه کازرونی واقع شده و در سال 1340 هجری قمری همزمان با احداث تکیه کازرونی بنا شده است.این آب انبار شامل سردر و پاشیر با تزئینات کاشی‌کاری و یک مخزن بزرگ هشت ضلعی است. این بنا شامل چهار بادگیر است که بر فراز مخزن احداث شده است و وظیفه خنک کردن آب درون مخزن را بر عهده دارند.نمای بیرونی این بادگیرها با تزئینات معقل زیبائی تزئین شده که بر فراز هر کدام از آنها گنبدهای کوچک کاشی‌کاری شده شکیلی قرار دارد. گرداگرد این گنبد‌ها کتیبه‌ای به خط کوفی بنایی به چشم می‌خورد که سوره نصر در چهار قسمت بر آنها نقش بسته است.بر سر در ورودی آب انبار نیز کتیبه‌ای به خط کوفی بنایی " بسم الله الرحمن الرحیم " به رنگ زرد و بر زمینه فیروزه‌ای نگاشته شده است  و اطراف ورودی پاشیر با کاشیکاری های زیبایی تزئین شده است . اشعاری نیز به خط نستعلیق و به رنگ لاجوردی در زمینه سفید برروی کتیبه‌ای در اطراف قوس سر در نصب شده است


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 21 آبان1393ساعت 10:50  توسط وارنا  | 
هنوز چراغ سایت های تاریخی در کشور خاموش است ,درگذشته های خیلی دور - خیلی -نزدیک  مردم تعریف درستی از باستان شناسی نداشتند به عبارتی بهتر بگویم بیگانگان نگذاشتند مردم ما حلاوت کاوش ها و نتیجه حفاری ها ی آنچه در سرزمین تاریخی آنها انجام می شود را بچشند .ما هم که عزم بر جزم کرده بودیم کلید این معما را در یابیم ناگاهان  با دو فاجعه مواجه شدیم:

1-الحاق زشت صنایع دستی و گردشگری به بدنه بیمار میراث

2-فاجعه انتقال  معنادار میراث به بیابان های مرودشت

بند نخست برباران گران میراث افزود و بال و پر آن را شکست و بخش عظیمی از بودجه میراث فرهنگی  را به کام خود کشید و بند دوم اسناد و مدارک  را متلاشی و خانواده میراث راچندپاره نمود.طلاق و زندگی های مجردی زوج ها ی جوان ،یکی در تهران و دیگری در مرودشت ، اشک های کودکانی که یکی از والدین خود را به دلیل این حرکت خصمانه از دست داده بودند هم کارگر واقع نشد.آنهایی که دلسوزانه از انتقال سازمان انتقاد کردند از سوی مدیران میراث وقت تهدید و اخراج شدند. همه درد و حرفشان این بود تصمیم کارگروه انتقال کارکنان دولت غیرکارشناسی بوده و اقدام این کارگروه در خروج اجباری کارکنان سازمان میراث فرهنگی و صنایع‌دستی، کارشناسی نشده  و تبعات اجتماعی این کار درنظر گرفته نشده است. متاسفانه الحاق صنایع دستی نه یک اتفاق که یک فاجعه و یک حرکت نادرست بود و به دنبال آن الحاق گردشگری  یک وصله‌ی ناجور و ناموزونی بود که تمام وزن میراث را برهم زد.تا این همه بار های کج مسولان بی دانش میراث را از رسالت اصلی‌اش صیانت از محوطه‌های باستانی و بناهای تاریخی، مرمت آثار و ارائه‌ی طرح‌های پژوهشی باز دارد. ودرعین حال بخش عظیمی از بودجه‌ی میراث مملکت  را به این بخش‌های بیمار و آفت زده  سرازیر کرد.مدتهای زیادی است که چراغ روشن سایت های تاریخی ، و چراغ  پژوهش در میراث و پژوهشگاه خاموش شده است و در این میان گویی رسالت واقعی میراث فرهنگی به کلی فراموش گردیده است..

تپه زاغه قزوین


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 21 آبان1393ساعت 9:53  توسط وارنا  | 
Ancient-Iran-Persia-koocheha-dot-com-03

+ نگاشته شده در  سه شنبه 20 آبان1393ساعت 15:46  توسط وارنا  | 

برزیرچرخ نیلگون آسمان این سرزمین ،فرشی از جنس میراث گرانبها ،پهن شده است که آثارپهنای این میراث پهن در همه ی این سرزمین مشهود ومحسوس است.هر كجا كه مي‌رويم آثار تمدن كهني از هزاران سال پيش بر اين سرزمين سايه افكنده به چشم ما مي‌خورد. از پنجره اطاق که به بیرون هم نگاه کنیم یک خانه ای تاریخی ديده مي‌شود. با این حال باید آرزو كرد روزي فرار رسد كه اين آثار آنگونه كه بايد و شايد مورد توجه قرار گيرند و از آنها در برابر سوانح روزگار نگاهداري به عمل آيد. بناي تاريخي هر چه باشد یک خانه و یا قصر،کاروانسرا و یا کبوترخانه،مصلی و یا مسجد،مدرسه و یا حمام ،پل  یا آب انبار، و....خود يك حقيقت تاريخي است و بايد آنچنان كه هست به آن احترام گذاشت هرچند به نظر یک مخاطب  معمولی این  بناي باستاني بخش بسيار زشت و ناپسندي بوده واز نگاه وی  هيچ  ارزش هنري نداشته  باشد.ما موظفیم پاسدار میراث و فرهنگ خود باشیم.


+ نگاشته شده در  سه شنبه 20 آبان1393ساعت 12:53  توسط وارنا  | 

مسجد سرکوچه نائین بنايی تاريخي درمحله محمديه و به عنوان يكي از محلات قديم شهر نبشمار می رود  این اثر تاریخی  متعلق به قرون اوليه هجري بوده كه بيش از يك هزارسال قدمت دارد و از نظر شكل و پلان كاملا" بامساجد ديگر متفاوت بوده و اين يكي از ويژگيهاي مهم بناي مذكور مي باشد.  اين بنا فاقد صحن يا حياط بوده، پلان آن به صورت مستطيل شكل يا گنبدي در مركز ساخته شده است . از ويژگيهاي مهم بناي تاريخي مسجد سركوچه محمديه كتيبه هاي كوفي متعدد در قسمت فوقاني ديوارها و گنبد مسجد بوده كه كل كتيبه هاي آن بارنگ لاجوردي روي گچ و باخط كوفي ترسيم شده كه قسمت ساقه گنبد كوچك آن آيه 18 سوره توبه ترسيم شده است . در قسمتي ازمسجد نام عشره مبشره به اضافه بسم الله الرحمن الرحيم نمايان است .روبروي محراب تاريخ كتيبه ها به خط عربي به سال 469 هجري قمري ديده مي شود .به گفته مدنيان كارشناس ميراث فرهنگي و گردشگري نائين در سالهاي گذشته تمامي قسمتهاي بدنه ها ،گنبد و كتيبه ها توسط اين سازمان مرمت و استحكام بخشي گرديده است .مقدار زيادي از جمله استحكام بخشي كتيبه ها و ديوارهاي گنبد و تعميرات خود بنا انجام شده است.اين بنا درفهرست آثار ملي به شماره به ثبت رسيده است .مسجدسركوچه محمديه درمحمديه شهر نائين ودرست درمركزبافت قديم اين محل ساخته شده است.اين مسجد پلاني كاملاً متفاوت از ديگر مساجد تاريخي داشته و آن به صورت مستطيل شكل با گنبدي خشتي در وسط بنا ساخته شده است .اين مسجدكاملاًساده وكوچك ساخته شده كه براساس شواهد ازجمله نوع پلان ، مصالح موجود ، كتيبه هاي كوفي ومحراب كاهگلي موجوددرزيركتيبه ها تاريخ آن به قرون اوليه هجري متعلق مي باشد.مهمترين ويژگي هنري اين مسجد وجود كتيبه هاي متعدد كه سرتاسر قسمت فوقاني ديوارهاي دروني مسجد را در بر گرفته است . اين كتيبه ها با رنگ لاجوردي بوده و آيه 18 از سوره التوبه در آن ترسيم شده است ودرچهار قسمت مسجد نام عشره مبشره به اضافه بسم الله الرحمن الرحيم ترسيم شده است .درقسمت روبروي محراب تاريخ ساخت مسجدوياترسيم كتيبه هابارنگ نوشته شده و تاريخ 469 ه ق رانشان مي دهد



+ نگاشته شده در  سه شنبه 20 آبان1393ساعت 10:55  توسط وارنا  | 

[ مهرپارسی : ثبت سایت و وبلاگ ] [ Weblog Themes By : mehreparsi.ir ]