باغ چشمه‌عمارت (حوض‎خانه) - مازندران  -دوره صفوی-سال 1352 به شماره 948 ثبت ملی شده است 

Iranian gardens - bagh-e Cheshme-emarat

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت 15:46  توسط وارنا  | 

 درتعریف "فرهنگ" آن را مجموعه پيچيده‌اي  ميراث، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات، قوانين، عادات، آداب و سنت ها،باورها و و هرگونه توانايي دانسته اند.از اين جمله ادوارد تايلرنه تنها در جهت بهره‌گيري نظام‌هاي نوين اجتماعي که حتي اقتصادي از ميراث فرهنگي بلکه آن را ابزاري براي احياي هويت ميان ملت نيز ارزيابي کرده اند، چرا که ميراث تاريخي در جهان امروز، زمينه ايجاد و ابراز «خود» است.زندگي بشرمحصول، آداب، سنن و خرده فرهنگ‌هايي است که از گذشتگان به آيندگان رسيده وبراساس آن آثار به جا مانده از تمدن گذشتگان مايه فخر و در جهان متاخر، بستر اقتصادي مناسبي براي رشد اقتصاد در قالب شکل گیری صنعت توریسم و جهانگرد محسوب می شود.دربیان اهمیت میراث همین بس که دانستن رموز زندگي گذشتگان راهگشاي زندگي آيندگان است. توجه به گذشته متعلق به ملت‌هايي است که چيزي در آينده براي دستيابي ندارند» که معناي غايي اين عبارت مي‌تواند اين باشد که ملت‌هاي شکست خورده دل در گروه تاريخ و گذشتگان خود دارند و به چيزي مي‌نازند که حالا ديگر جز ويرانه از آن باقي نمانده است!در حالی که نگاه عاری از هرگونه تخریب ومخاصمت به ميراث تاريخي و آثار باستاني به مسئله احياي هويت ملي کمک می کند. واضح و مبرهن است ملت‌هايي که تاريخ شکوهمندي دارند بيشتر احساس سربلندي مي‌کنند و اغلب خود را با ملت‌هاي بزرگ مقايسه مي‌کنند. جامعه ای که فهم بلند تري از ميراث تاريخي خود داشته باشد باید به جای اينکه روح ميراث و تاريخ ملتشان باعث تخريب وجهه بين‌المللي آنها شده و زمينه تکبر را فراهم آورد، از آن به عنوان يک فرصت فرهنگي و اقتصادي استفاده ‌کند و ملت‌هاي ديگر را براي ديدن داشته‌هاي خود دعوت می کنند.به هر روي ميراث فرهنگي در دنياي امروز غول اقتصادی دنیا می شود

کاروانسرای هندوها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 شهریور1393ساعت 13:17  توسط وارنا  | 

شاید اگر از دیرباز صادقانه با مردم و مردم هم مهربانانه تر با آثار تاریخی و مذهبی رفتار می کردند امروزچالشی و تراژدی غمباری به نام تخریب آثار و مکان های باستانی را نداشتیم.آثاری که به هر روی و شکل ،از هر دوره و تاریخ  مفهوم میراث فرهنگی  را یدک می کشند.تخریب ها را دیدند و چشم بر واقعیت ها بستندو دروغ را چاشنی مصاحبه ها کردند تا چند صباحی بر کرسی میراث بنشینند با این حال این همه انهدام و تخریب و سرقت آثار و محوطه ها و گنجینه های تاریخی هیچ آزارشان نداد.لذا مجموعه دستاوردها، ارزش های معنوی و مادی جامعه ما محصول تلاش نسل گذشتگان ما  در طول تاریخ  متلاشی گردیدند و بوی تعفن ناشی از آن هم هیچ مدیر مسولی را بیدار نساخت.آنچه میراث فرهنگی خوانده  شده بود نابود گردید. میراث تاریخی و فرهنگی سرزمینی که سابقه تاریخی طولانی داشت واز شمار  کهن‌ترین  تمدن و غنی‌ترین مرکز فرهنگ و هنر جهان به حساب می رفت در ورطه و گردآب مرگ سقوط کرد. گنجینه هایش از بازار دوبی و امارات و لندن سر بر آوردند.تعداد بیشمار هم به محاق فراموشی سپرده شده و به مصیبت تخریب گرفتار آمدند آثاری که تا دیروز ریشه‌های مستند تاریخ این سرزمین بوده وبخشی از هویت ملت به شمار می‌رفت از ذهن ها بیرون رفت .  اگر مسولان میراث در درک اهمیت آنها ، می دانستندآثار باقیمانده حاصل تجربه گذشتگان بوده، و از این نظر برای بشر و نسل ها  ارزشمند است، و برای آیندگان زمینه‌های عبرت  فراهم میسازد امروزه  حال ما و میراث اینقدر بد نمی شد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 شهریور1393ساعت 10:13  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 شهریور1393ساعت 7:12  توسط وارنا  | 

قيز كورپي­سي(قیز یعنی دختر و کورپی همان پل است) در 4 كيلومتري جنوب غرب روستاي افشار بخش فيروز شهرستان كوثر از توابع استان اردبيل و در مختصات جغرافيايي و به فاصله­ي خط مستقيم 36 كيلومتري شهر ميانه، 15 كيلومتري شهر باستاني فيروزآباد ( امروزه روستايي به همين نام در محل شهر باستاني واقع مي­باشد ) از مهمترين بناهاي پا برجاي استان اردبيل كه نقش اساسي در مطالعه ­ي راههاي تجاري و ارتباطي منطقه­ تا سده های اخیر  ايفا کرده است  پل منحصر بفرد قيز كورپي­سي است. اين پل عظيم كه بخش­هاي قابل توجهي از آن سالم باقي مانده بر روي قزل اوزن و در يك محيط طبيعي بسيار زيبا و ديدني احداث شده است. پل ذکر شده كه در مسير شاهراه ارتباطي ميانه اردبيل واقع شده؛ امروزه بشدت در معرض تهديد و تخريب,وانهدام کامل قرار داردشاید بگوییم کورپیسی در آغوش مرگ جای گرفت  سخن به گزاف نگفته ایم.این پل داراي 5 پايه­ي نامتقارن با ابعاد و اندازه­ هاي مختلف است. عرض پايه­ها با توجه به ارتفاع دهانه ­ها، شيب زمين و به تبع آن حجم آب ورودي به هر كدام از دهانه­ها محاسبه و تعيين گرديده است و از شمال شرقی به جنوب غربی پايه ­های پل عریض­تر می­شود. به طوریکه اولين پايه از سمت شمال شرقي باریک­ترین پايه­ی پل به عرض 206 متر و بدون موج ­شکن می­باشد. چرا كه سطح آب رودخانه به ندرت و تنها در مواقع طغياني و فصل پرآب امكان رسيدن به اين پايه را دارد. لذا ايجاد موج­شكن در پايه­ي اول ضرورتي نداشته است. دومين پايه­ي پل ( از سمت شمال شرقي ) به عرض 86/2 متر و داراي موج­شكن هلالي شكل در جهت مخالف جريان آب رودخانه مي­باشد. دو پايه­ي ذكر شده فاقد كانه يا كنو در قسمت فوقاني و حد­فاصل پايه و روگذر پل هستند. سومين پايه­ي پل به عرض 4 متر بوده و داراي موج­شكن مثلثي شكل در جهت مخالف جريان آب مي­باشد. بدليل تخريب تاق دهانه­ي پل در اين قسمت، بخشي از قسمت­هاي فوقاني پايه نيز آسيب ديده است. با اين همه آثار وجود كانه بر روي پايه ­ي سوم مشهود است. چهارمين پايه، بزرگترين پايه ­ي پل و به عرض 10/5 متر مي­باشد. كه داراي دو موج­شكن مثلثي شكل در جهت مخالف جريان آب و هلالي شكل در سمت موافق با جريان رودخانه است. با توجه به ابعاد و شكل پايه و موج ­شكن­ها اين پايه مهمترين پايه­ ي پل محسوب مي­شود كه وزن تاق بزرگترين دهانه­ را متحمل شده و داراي يك كانه نيز مي­باشد. پنجمين پايه­ي پل با عرض 30/4 متر داراي يك موج­شكن مثلثي شكل در جهت مخالف جريان آب مي­باشد. بر روي اين پايه نيز كانه واقع شده كه سالم­ترين كانه­­ي پل نيز هست.  دو بخش انتهايي قيز كورپي­سي كه محل اتصال پل به برجستگي­هاي اطراف مي­باشد؛ با اشكال ذوزنقه اي و با مصالح سنگ و ملات آهك ساخته شده است. تمام پايه ­هاي پل و موج­شكن­ها با مصالح سنگ سياه حاصل از برش­هاي ايجاد شده در بستر سنگي كف رودخانه و ملات آهك احداث گرديده است. بدين صورت كه بخش مياني پايه­ها و موج­شكن­ها به صورت لاشه­ و قلوه سنگ غوطه ­ور در ملات آهك مي­باشد و نماي­شان با سنگ­هاي سياه تراش خورده عموماً مكعب مستطيل شكل و به طور منظم ساخته شده ولي كاملاً به همديگر چفت و بست نشده­اند و به همين سبب درز حداكثر 2 سانتي­متري مابين سنگ­هاي تراشيده شده با ملات آهك بند­كشي گرديده است. در نتيجه­ ي گذر زمان و فرسايش حاصل از برخورد آب به پايه­ها در برخي قسمت­ها بندكشي­هاي فوق شسته شده  و آسيب ديده است. اين آسيب­ديدگي­ها به خصوص در پايه­ي سوم كه بيشتر از بقيه­ي پايه ­ها در معرض برخورد آب رودخانه بوده؛ به چشم مي­خورد.  همين عامل يعني برخورد مداوم آب به اين پايه باعث ريخته شدن قسمت­هايي از نماي سنگي گرديده و در دوره ­هاي بعد اقدام به مرمت اين قسمت از پايه با استفاده از مصالح آجر و ملات آهك نموده ­اند. پايه­ي يكم از سمت شمال شرقي و دو بخش ذوزنقه­اي شكل, ابتدا و انتهاي پل در قسمت­هاي پي و هم سطح بستر سنگي عريض­تر احداث گرديده و با افزايش ارتفاع به صورت پلكاني از عرض­شان كاسته شده است. در احداث پايه ­ها و موج­شكن­ها اصل قرينه ­سازی رعايت نگرديده و تمام تلاش معمار و سازندگان بنا سنگ سياه و ملات آهك مهمترين مصالح ساخت پل قيز كورپي­سي است

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 شهریور1393ساعت 20:14  توسط وارنا  | 

ارگ بهارستان یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی شهر بیرجند است که متعلق به دوره افشار بوده و در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است اما هم اکنون نه تنها از این مکان استفاده مسکونی می‌شود بلکه به عنوان انبار ضایعات نیز از آن استفاده می‌شود و بافت با ارزش این بنا نیز رو به تخریب است این بنای با ارزش نیازمند توجه بیشتری از سوی مسئولین برای مرمت است./MNA

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 شهریور1393ساعت 8:43  توسط وارنا  | 

 میراث ارزشمند دوره افشاریه در بیرجند دربرابر مرگ زانو زد تا یکی دیگر از آثار مهم تاریخی ایران از صفحه ذهن تاریخ محو گردد.ساختمان اصلی ارگ بهارستان، کوشکی است به صورت هشت ضلعی که تزئینات نمای بیرونی آن وجه تشابه با تزئینات آجرکاری ارگ کریم خان زند در شیراز دارد. از جمله رویدادهای تاریخی این بنا پناهنده شدن لطفعلی خان زند و دیگر همراهان وی در این ارگ بوده است.بنای تاریخی ارگ بهارستان یکی از بزرگترین و باشکوه‌ترین باغ‌های ایرانی بوده متاسفانه دربرابر مرگ زانو زدو آنچه از این باغ باشکوه باقی مانده کوشکی نیمه ویران و فضاهای مخروبه ی بیش نیست.نمای خارجی این بخش دارای تزیینات آجرکاری با زره های هندسی شبیه بناهای دوره زندیه شیراز است. بخش دوم قلعه دفاعی بنا است که دارای یک برج و حصار است این بخش که از خشت و گل ساخته شده است آسیب‌های زیادی بر اثر عوامل جوی بر آن وارد شده است.سومین بخش حیاط اندرونی و اطاق‌های دور تا دور آن است پس از تاسیس مدرسه شوکتیه که مخصوص پسران بوده است. این بخش از ارگ به مدرسه دختران اختصاص می‌یابد و نام مدرسه نسوان را به خود می‌گیرد.ارگ بهارستان درتاریخ 25اسفند سال 1379 توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با شماره 3683 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 شهریور1393ساعت 7:34  توسط وارنا  | 

 خانه حاج حشمت اللشکر(ابراهیم خان)

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 شهریور1393ساعت 7:2  توسط وارنا  | 

   ندانم زنیکی چه بد دیده اند    که جامه ی میراث دریده اند

 مردم ایرانزمین علی رغم برخوردار بودن از پیشینه تاریخی کهن و استوار در جبهه فرهنگی خصوصا حوزه میراث عظیم خود،حضوری غیر فعال و نا امید کننده ای دارند.این فعالیت کم و اضطراب برانگیز با بی توجهی های مستمر،موجب شده است بر فعالیت غیر قانونی حفاران و سارقان آثارباستانی افزوده و گستاخی بیشرمانه هرچه بیشتر آنها فراهم گردد.درحالی که میراث ایرانزمین به ادعای مستشرقان و مورخان بیشمار، آئینه تمام نمایی از مجموعه مآثورات فرهنگی تاریخی بوده وکلکسیونی از مفاخر هنری جهان باستان را در خود دارد.این مهم ایجاب می کند تا درجبهه فرهنگی(میراث فرهنگی)حضوری اثربخش داشته واز هرطریقی پاسدارمیراث فرهنگی خود باشیم.تجربه تلخ نشان داده است که همه  چشم هایمان را بسته و نگاه خود را به سمت و سویی نشانه گرفته ایم که نتیجه ای جز تباهی و مرگ، زوال و افول میراث فرهنگی لااقل تا کنون نداشته است.میراثی که خود نشان از نبوغ و خلاقه مردمی دارد که درگذشته های دورسردمدار و پیشقراول تمدنهای جهان باستان محسوب می شده اند و امروز دست به تخریب هایی می زند که  زوال سنت ها ،هنرها ،عقاید و باورها، دست یافته ها و دست بافته ها ی هنری را به همراه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 13:29  توسط وارنا  | 

تپه جنگل مربوط بهآثار دوره ایلام باستان است که در شوش و در 5 کیلومتری کیلومتری ضلع شرقی موزه هفت تپه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۸۰ با شماره ثبت ملی 4879 در فهرست ملی جای داشت.این .تپه جنگل باستانی در استان خوزستان است که آثار سطح‌الارضی اشکانی و آثار عمیق‌تر دوره ایلامی دارد که با دو دستگاه لودر و یک دستگاه بیل مکانیکی توسط حفاران قاچاق مورد تعدی قرار گرفت  بنظر می رسد این سرقت عظیم  باید در کتاب گینس ثبت و ضبط شود

حجم بالای تخریب محوطه‌های تاریخی شوش کم که نشده هیچ، بلکه افزایش پیدا کرده است

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 9:23  توسط وارنا  | 

قصر عین الرشید

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 9:7  توسط وارنا  | 

خیلی از هنرهای ظریف و صنایع مستطرفه در کشور رو به زوال گرائیده و چراغ عمر آنها خاموش و فراموش شده است. یکی از این هنرهای زیبا لی بافی است. که به عنوان یکی از صنایع دستی کاربُردی- تزئینی ”کاربرد فراوان دارد. این هنر ظریف ودست بافته جزء لاینفک صنایع دستی عشایری محسوب می گردد. بافت آن با دار زمینی انجام می گیرد به طوری که ابتدا با تارهایی از جنس موی بز یا پشم چله دوانی کرده و پس از سفت و محکم کردن تارها بر روی سر و ته دار، حدود ۵ سانتی متر از ابتدای بافت را شله می زنند، سپس با به کارگیری خامه های دست ریس (با رنگ ثابت) شروع به بافت می کنند.عرض هر دار لی حدود ۵۰ الی ۷۰ سانتی متر است. پس از بافت، دو تخته لی مشابه و قرینه را با استفاده از نخ هایی از جنس بز به هم متصل می کنند، که در این صورت پس از اتصال، عرض هر لی به حدود ۱۰۰ الی ۱۴۰ سانتی متر و طول آن تا ۶ متر می رسد. کاربُرد لی به عنوان فرش در سیاه چادرهای عشایر است.نقوش به کار رفته در لی اغلب به صورت طرح های هندسی ساده و لوزی می باشد که متأسفانه با کاربُرد سایر زیراندازهای ماشینی و صنعتی خارجی تولید و استفاده دستبافت فوق الاشاره بسیار محدود گردیده است. این دستبافتۀ زیبا و منحصر به فرد در استان چهار محال و بختیاری به دستان هنرمندان عشایر بافته می شود. حفاظت و نگهداری از لی حفاظت از میراث و هنر نیاکان ما است..

لی بافی, صنایع دستی عشایر

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 8:19  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 شهریور1393ساعت 8:10  توسط وارنا  | 

در ته و توی هزار واژه مدیریت ،بسیاری آن را علم دانستن وهنر توانستن می دانندخیلی از کشورهای دنیا درمقایسه با سرزمین تاریخی ایران ازلحاظ داشتن آثار تاریخی دارای  پیشینه  کم اهمیت تری هستند اما به غول های عظیم جذب جهانگرد تبدیل شده اند.سالیان سال است که عادت کرده ایم بگوییم و بنویسیم و بخوانیم که «ایران جزو ۱۰ کشور اول دنیا از نظر جاذبه های گردشگری است »اما هیچگاه درمفهوم آن تامل لازم نداشته ایم.صنعت توریسم حیات و اقتصاد کشورهایی چون ترکیه ،مصر و چین،عراق لبنان و سوریه ،پرو و مکزیک ،فرانسه وکشورهای آسیای میانه(هرچند روزگاری عظیم پیکر این سرزمین بودند) ژاپن و....را احیاء کرد اما اگر واقعا ما جزء ده کشور برتر دنیا به لحاظ داشتن آثار و جاذبه های تاریخی –فرهنگی و طبیعی هستیم چرا بهره ای از صنعت توریسم با درآمد میلیاردی نداریم؟ورود ده گدا از پاکستان که امروزه خیابان های شهر را قرق کرده اند و هزاران کارگر افغانی را برای فریب ،جهانگرد و تورسیم خواندند تا  اینکه بدنه میراث فرهنگی و گردشگری اینگونه از هم متلاشی شد.کیمیای دانش و علم مدیریت موجب شده تا برخی کشورهای اروپا حتی یک محوطه های باستانی را به شکل پارک در آورند وآن را به غول اقتصادی تبدیل کنند. در این کشورها دانش مدیریت یعنی هراثرباستانی بایدقطب درآمدزا شود. چینی ها قبری متعلق به هزاره پنجم پیش از میلاد (هفت هزار سال پیش) را در یک حفاظ شیشه ای جای داده  و بوسیله همان یک قبر با محفظه کل محوطه را به پارک تبدیل کرده و سودهای میلیاردی می برند.

تعدای از کشورهای کوچک اروپایی معماری سنتی و باستانی مکانهای تاریخی خود را  به صورت پارک باستانشناسی در آورده اند. این یعنی جلب گردشگر، یعنی کسب در آمد، یعنی حفظ سنتها و غیره. شهر‌های ونیز، وارنا و رم در ایتالیا، باسلونا در اسپانیا، یورک در انگلیس و خیلی ها دیگر در عین اینکه پیشرفت و تکنولوژی را تجربه کردند سنتها را نیز حفظ کردند و با روی آوردن به مکان های تاریخی ،اقتصاد منطقه را توسعه داده اند.درآن روی دیگر سکه روزانه دهها  خانه و بافت های مهم تاریخی در شهرهای کرمان و تبریز ،شیراز و ابیانه و اصفهان، گلپایگان و همدان از بین رفتند محوطه عظیم بیشاپور در آتش خشم مردم  سوخت گنجینه های رامهرمز ناپدید گردید ستون های شوش منهدم شدند تخت جمشید و پاسارگاد و سازه های جهانی شوشتر رو به ویرانی نهادند محوطه بیستون مورد تعرض قرار گرفت بسیاری از نقش برجسته های دوره ساسانی و هخامنشی از بین رفتند و.و....این یعنی فقر دانش(مدیریت) یعنی محو سنتها و هویت ها،در حالی که جهانگرد مخالف تخریب و ویرانی مکان ها و محوطه های باستانی است سوال اینجاست در سال 1392 که بیشترین شاهد تخریب آثار باستانی بوده ایم آیا افزایش 213 درصدی ورود جهانگرد را باید باور کنیم؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 شهریور1393ساعت 10:13  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 شهریور1393ساعت 8:4  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  شنبه 22 شهریور1393ساعت 16:21  توسط وارنا  | 

ماسوله من  :

روستاي مسحور كننده ای كه هزار سالي است شهرك نامیدنت، در بيست و شش كيلومتري جنوب غربي شهر فومن در استان گيلان چه می کنی؟. آن جادة با صفائي كه در ميان شاليزارهاي سبز و خرم و جنگلهاي انبوه و سر به فلك كشيده ات از دو سو احاطه شده بود. وتورا  از شرق و از پائين ترين قسمت ده به فوم و به دنياي خارج مي پيوندواتومبيلی نمي توانست  به داخل دهكده ات راه يابد و همين امر خود موجب آرامش تو شده بود امروز آن همه آرامش تو کجا رفته است؟در مدخل روستایت، از آن همه  حس هيجان انگيز که در قلب مسافر جوانه می زد ومسافران، سفردر تو را  به سرزمني بكر و ناشناخته می دانستند سفر كاملی که مسافر احساس مي كرد  همة آنچه را كه در اين سيرو گشت برابر نگاهش قرار دارد برايش تازگي اما بوی دیرینگی دارد چیزی نمی بینم،سرزمين بكر و ناشناخته ات هر مسافری را غافلگير ميکردچرا که تو شبيه به هيچ سرزمين ديگري نبودی با معماري، بديع دردامنه كوه به همراه طبيعت جذاب، جوي افسون كننده و سيمائي يگانه داشتی ،ماسوله در دامنه كوهستان تالش خوش آرميده ،تو که از آسيب روزگار در امان مانده بودی اما امروز چرا چنین درمانده شده ای؟آن دوران  نظاره كننده ات، مي انگاشت  بجاي يك روستا يك قصر و يك بناي متشكل يكپارچه را بر روي خويش ودربرابر خود دارد و او را بشوق مي آورد تو همان  طنازي غير قابل وصفي نبودی؟

دركنار بستر مواج و خروشان « ماسوله رودخان» كه از ستيغ دژآلود كوهستانهاي ييلاقي ات سرچشمه می گرفت و از پائين روستا گذر مي كرد ما هم  به تماشا می ایستادیم و می دیدیم ایستادنت را-تو قطعه ای از طلاي ناب درلابلاي بناهاي قديمي و چشمگيرات داشتی که منظره‌اي بس دلپذير و رويايي به آن بخشیده بود -در تو  تنها ساختمان و شكل بناها یت نبود كه ما  را جلب مي كرد  روحي كه در كالبد مجموعه بناهایت  دميده بود بيشتر جذاب و گيرنده گی داشت.درهردیداری ،روح و جاذبه نهاني كه آدميزاد را با يك تداعي شگفت بياد مكانهاي كهن كه همه كس در دوران بچگي خود با گوش كردن به قصه‌هاي مادر بزرگ و با خيالبافي هائي كه في النفسه شاعرانه است به گوشه‌هائي از آن راه يافته. همانگونه كه وصف آن رفت تو در مجموع بسان قصر، بسيار بزرگي بودی كه بجاي تجمل، شكوهمندي بي يرايه‌اي داشتی  که به به هرسیاح عزت و عظمت را القاء می نمودی ،ماسوله خوب من  کجاست آن خانه های گلین پر نقش و نگارتر از قصر ها و کاخ های  شاهان؟. اجزا خانه هایت که غرفه‌هاي مجلل بانور وچلچراغهاي بلورين روشن شده باشد را روشن نمی بینم

 

ماسوله زیبای من  چه بر سرچهار قسمت وجودت « محله خانه بر» « محله مسجد بر»« اسد محله» و « كش سرعليا» آمده است كه به اضافة شش محله فرعي ديگربا جمعيتي ، زمستانها قريب دو هزار و تابستانها نزديك به ده هزار نفر در وسعتي به مساحت تقريبي صد و پنجاه هزار متر مربع قرار گرفته بودی /ماسوله ی من ً وقتي از كوچه‌اي توگذر می کردم از روي بام چند خانه گشته وگذشته اين ارتباط  من و خانه های تو بود.از همان گذرگاهها که بوسيله پله‌هاي سنگي بلندي مرا بر شانه های تو می رساند. هم خبری نیست، کجاست آن  نماي كلي روستا یت که خود رايكپارچه تر و زيباتر مي نماياند و وسوسة يگ گشت و گذار و نگرشي عميق تر را به قلب روستا و زوايا و پيچ و خم هاي آن دردل ما راه می داد؟ آن لذت گرم و سيالي كه از تماشاي منظره كلي تو  در رگهایمان و زير پوست تنت دويده بود وهر لحظه  تشئه بخش تر و سكر آورر مي نمود کجاست؟مسافران تو امروز چقدر با هنر معماري ات احساس بيگانگی می کنند؟ می گویند معماری و میراث تو را چندی است که به  غارت برده اند ؟

004

+ نوشته شده در  شنبه 22 شهریور1393ساعت 13:24  توسط وارنا  | 

تا دیروز اگرچه این سرزمین  مهد تمدن و نگین تاریخ بشر از حیث اعتبار تاریخی و تعدد مواریث در میان ملل جهان بشمار می رفت و بهشت باستان شناسان محسوب می گردید دلیل این همه توجه به ایرانزمین وجود میلیون ها اثر تاریخی بود که به سختی می توان تعداد بیشماری از آنها را دید آثاری که تخریب شده و از بین رفتند و امروزه همه ما در حسرت نگاه به آنها مانده ایم.هرگوشه از آن  اثری باشکوه ، تلی تاریخی و... نشان از حضور تمدنی بزرگ بودهراثر باستانی اش اعم از مذهبی –تاریخی و عام المنفعه ، شناسنامه ای ،هویتی ، ماهیتی  رنجنامه و  گنجنامه ،و رد و نام و نشانی از  صفحه ی بزرگ تاریخی بودند که ما براین همه گنجنامه ها مهرنیستی ومرگ زده ایم. امروزه  تخریب ها ی به  به نقطه جوش رسیده ،خواب از چشمان مضطرب نیاکان ربوده است.ویرانی و تخریب ها ارابه مرگ آثار باستانی شده اند .کسی هم این ارابه مرگ تخریب آثار باستانی را متوقف نمی کند.

+ نوشته شده در  شنبه 22 شهریور1393ساعت 8:0  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  جمعه 21 شهریور1393ساعت 22:1  توسط وارنا  | 

با وجود اینکه  هرگونه الحاق و تغییر در حریم آثار تاریخی ثبت شده طبق کنوانسیون حمایت از میراث جهانی فرهنگی و طبیعی که در سال 1972پذیرفته شد و ایران نیز عضو آن است، به لحاظ حقوقی باید رعایت شود بیش از 42 سال از این قانون بین المللی می گذرد در بسیاری از محوطه های تاریخی و مکان های ارزشمند باستانی حتی ثبت شده در فهرست میراث جهانی تغییر و تحولات زیادی روی داده است که میدان نقش جهان و محوطه طاق بستان و....نمونه های این تحولات ناخوشآیند درحوزه میراث فرهنگی بشمار می روند علی رغم هشدارهای فراوان مبنی بر رعایت ضوابط و قوانین در باره حفظ آثار تاریخی ثبت جهانی شده که از سوی یونسکو ضروری عنوان شده است دهها خانه تاریخی در شهرهای با قابلیت جذف توریسم در اصفهان و تبریز،گلپایگان و کرمان ،ابیانه و ماسوله ،همدان و....درکمال ناباوری از بین رفتند بازارهای تاریخی درآتش سوختند تیمچه ها و کاروانسراها به بهانه حفظ  و مراقبت ، به بخش خصوصی واگذار گردیدند که عملا هیچ کارآیی ندارند. متاسفانه بی توجهی به مقوله میراث  و فقدان قوانین مدون اثربخش درکشوروضعیت آثار تاریخی رادر حالت هشدار قرارداده است.شاید مسولان میراث هنوز نمی دانند جرایم علیه میراث فرهنگی و تاریخی، جز جرایم عمومی و غیرقابل گذشت است و تعقیب آن نیازمند شاکی خصوصی نمی‌باشد کشورهای صاحب تاریخ و تمدن در قوانین داخلی خود، تخریب، انهدام و تصرف میراث فرهنگی را عمل مجرمانه تلقی کرده و مرتکبان آن‌ را مستوجب مجازات می‌دانند. زیرا موضوع جرم در این‌گونه قضایا، تخریب و تصرف شاهکارهای هنری و تاریخی است که نماد هویت افراد و ملت‌ها و بازگوکننده‌ی فرهنگ، تمدن و تاریخ آن‌ها محسوب می‌گردند.نهادهای قانون‌گذار برخی کشورها به این مهم توجه کرده و به وضع «قانون حفظ آثار تاریخی و فرهنگی» مبادرت ورزیده است. میراث‌های فرهنگی فارغ از این‌که محصول چه دین و مذهب و مقطع تاریخی‌ای باشند از اهمیت حقوقی برخوردار است، و به مثابه یک حق بشری قابل رعایت و احترام می‌باشد و باید مورد حمایت قرار گیرد بدون حمایت مردمی و نهاد های مردم(نهادهای مردم نهاد)سازمان ها و نهاد های دولتی، ضمانت‌های قانونی و حقوقی به ‌تنهایی نمی‌تواند میراث فرهنگی را از آفت‌های احتمالی مصون سازد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت 10:36  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 شهریور1393ساعت 10:14  توسط وارنا  | 

میراث گذشتگان که با عنوام میراث فرهنگی –تاریخی یاد می شود می تواند مردم را از گذشته خود و نحوه زندگی اجدادشان ،نحوه معیشت اوضاع اقتصادی-سیاسی .اجتماعی ،آداب و باور ها و حتی ریشه یابی مشکلات فعلی شان مطلع کند.از همین سبب است که گفته شده هر کس گذشته خود را بشناسد امروز و آینده خود را می تواند بسازد و یا این گفته که گذشته چراغ راه آینده است.میراث فرهنگی، میراث از گذشته به یادگار باقی مانده، بیان گر فرهنگ و تمدن گذشتگان ، شامل مکان های تاریخی و مذهبی، از مساجد، حسینه ها، زیارتگاه ها، کلیساها، کنیسه ها، تا اشیاء و صنایع تاریخی، آثار علمی، هنری است میراث فرهنگی به نوعی انتقال اندوخته های علمی پیشینیان به نسل های آینده،است و نقش عظیمی در تعلیم و پیشرفت علمی و رشد و ارتقای فرهنگ مادی و معنوی یک جامعه دارد اهمیت و جایگاه والای آن  و نیزضرورت توجه  بر حفاظت، تعمیر و مرمّت تأکید شده است.میراث ارث پندآموزان است جلوگیری از تخریب این آن به هر میزان جایز نیست حفاظت و جلوگیری از تخریب این مکان ها، واهتمام به پندگیری و عبرت آموزی از پیشینیان؛ حتی درقرآن مجید وکتاب نهج البلغه از مسافرت و مطالعه پیرامون گذشتگان، به عنوان یک درس و یک منبع معرفت و شناسایی و یک موضوع تفکر و مایه تذکر و آیینه عبرت یاد شده است  زندگی اقوام و امت ها به عنوان منبعی برای آگاهی اقوام دیگر مطرح شده و با نقل داستان ها و سرگذشت های آموزنده و یا سنتی از سنت های الهی - که در امت های گذشته جاری شده - به آگاهی بخشی می پردازد؛ نگاهداشت میراث وظيفه همگان است که در حفظ اماکن تاريخي که هم از لحاظ هويتي و هم منابع عظيم درآمد توريسم براي کشور بسيار مهم است بکوشيم ميراث فرهنگي در اسلام‏ ، جايگاه و نقش مهمي در آموزه‏هاي اسلامي دارد قرآن مي‏فرمايد: «و اگر خدا بعضي از مردم را با بعضي ديگر دفع نمي‏كرد، صومعه‏ها، كليساها، كنيسه‏ها و مساجدي كه نام خدا در آنها بسيار برده مي‏شود، سخت ويران مي‏شدند.براين اساس، حفاظت و جلوگيري از تخريب اين مكان‏ها،را  لازم شمرده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت 14:15  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت 8:16  توسط وارنا  | 

اگراز آثار باستاني و مجموعه های تاریخی زيباي كشور خويش نگاهداري كنيم و پاره اي نكات مربوط به حفظ و صیانت ازبناها ويادگارهاي با ارزش ايراني را مورد توجه قرار دهیم روزي فرار می رسد كه اين آثار آنگونه كه بايد و شايد مورد توجه قرار گيرند و از آنها در برابر سوانح روزگار نگاهداري به عمل می آيد.ضرورت ایجاد برنامه ای جهادگونه برای حفظ و صیانت آثار معماری و تاریخی و حتی اتلال و محوطه های کهن می تواند خون تازه ای در رگهای میراث جاری سازد. بنا به ضرورت ایام ،در شرایط فعلی با توجه به وضعیت وخیم آثار تاریخی ،هيچ اقدامي تا اين حد غرور ملي هم ميهنان ما را بر نمي انگيزاند و دل افراد فرهنگ دوست اين كشور را كه با نگراني تمام هر روز شاهد خرابي و ويراني آثار باستاني بي همتاي كشور خويش بودند از شادي لبريز نمي سازد. اگر با چنين شور و اشتياقي از مرحله آرزو و گفتار گذشته و وارد مرحله عمل و كردار شویم  به نظرمی رسد حفاظت جهاد گونه از میراث فرهنگی و مذهبی بتواند ما را در اين راه ياري نمايد. میراث فرهنگی اکنون ما نیازمند تغییر رویکرد و نگاه توام با درک اهمیت این آثاراست يكي ديگر از نكات بسيار مهم   روزگار ما که خود چالشی برای میراث شده است بعلت هجوم  بازديد كنندگان در ایام تعطیلات و روزهای نخستین سال (عید نوروز)به بناهاي تاريخي می باشد  کهبازدید های ویرانگر خوانده می شوند سبب  ويراني و خرابي سريع‌تر اينگونه آثار بعلت فرسايش می گردند . در كشورهاي اروپايي خيلي زود به اين نكته توجه شد لیکن هنوز چاره خاصی برای این مسئله تدبیر نشده است . و در حالی که  اگر این هجوم های سیل گونه بازدید کنندگان در برخی از مکان های مهم باستانی از جمله تخت جمشید و پاسارگاد انتظام نبخشیم  ديري نمي ‌پايد كه نگاهداري این بناها  از نظر استحكام غير قابل امكان خواهد شد. باید تلاش کرد از هجوم سيل وار جمعيت بدرون بناها کاست . در كشور ما توجه به اين نكته براي نگاهداري بناهاي باستاني جنبه حياتي دارد. تا يك ربع قرن پيش شايد تعداد كسانيكه از یک بناي مشهوری بازديد ميكردند در تمام سال از هزار نفر فراتر نمي رفت ولي امروزه با هجوم سياحان و كنجكاوان و اقبال عموم مردم به میراث وآثار تاریخی وفرهنگی صدها بار افزايش يافته است و با همه اعتمادي كه به پايداري اين بناها و آثار داريم فرسايش روز افزون آنها به علت بازديد گروههاي كثير  بي شك ويراني اين بناهاي باستاني را زودرس‌تر خواهد ساخت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 شهریور1393ساعت 16:32  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 شهریور1393ساعت 13:16  توسط وارنا  | 

محو آثارو زدودن صفحات تاریخ بشرریشه و پیشینه کهن دارد واین مختص یک سرزمین و ملت خاص نیست.ریشه این کینه خواهی ها وستیزه جویی رادرمیان فراعنه مصر و حکام ایرانی هم می توان یافت.درکنار آن حکام و شاهان و  رهگذران یا افراد عادی هم  به نقشها و مآثورات آسیب های جبران ناپذیری رسانده اند.شاید زشت ترین پدیده این ویران اندیشی ها به وندال های بی هویت بر می گردد.در برخی از مناطق تاریخی این سرزمین آثار تیرهای برجای مانده بر روی نقشها نیز نشان می دهد که زمانی خانها یا رهگذران تفنگدار از سر تفریح یا آزمودن مهارت آنها را هدف گلوله قرار داده اند.آسیبهایی که فرمانروایان ایجاد کرده اند نیز همواره از عوامل مهم تخریبی آثار گذشتگان بوده است.نمونه های بسیاری از این دست در تاریخ دیده می شود در مصر نام برخی فرعونها به عمد به دستور فرعونهای بعدی پاک شده است.مانند نام ملکه هت شپ سوت به دستور توتمس سوم یا فرعون آخناتون،توتانخامون و آی به دستور هورم هب.در ایران نیز بارها چنین مواردی اتفاق افتاده است،مانند حذف آثار اشکانیان به دست ساسانیان که به عمد انجام گرفته و یا گاهی بدون احساس کینه فقط برای استفاده از محل،مانند نقش بهرام دوم در نقش رستم که یک نقش برجسته با ارزش ایلامی را از بین برده و یا وقفنامه شیخعلی خان زنگنه در بیستون که به یکی از نقش برجسته های پارتی آسیب فراوان رسانده است.آسیبهای ناشی از حمله ارتشهای متجاوز نیز از عوامل مهم آسیب و صدمه به آثار به شمار می رود و ایران در طول تاریخ خود بسیار شاهد آن بوده است.یکی از نمونه های این ویرانیها و تاراجها را سربازان آشوری بر سر شهرهای ایلامی و به ویژه شهر شوش آورده اند.سخنان آشور بانیپال درباره چگونگی ویران کردن سرزمین ایلامیان،به راستی تکان دهنده است،آسیبهای وحشیانه ای که اسکندر و سربازانش به آثار هخامنشیان وارد آورده اند،نیز از این نمونه هاست.آسیبهای وارد شده بر تندیس داریوش نیز از این سه گروه بیرون نیست.تندیس داریوش در مصر  هم مورد عداوت و کینه توزی مصری ها قرار می گیرد و بخشی از نقوش کانال سوئز را عمدا از بین می برند.همانگونه که صفویان با میراث ماقبل خود و قاجار با میراث صفوی و پهلوی با آثار قجرکرد با بررسی دقیق نوع آسیبها و اهداف شومی که در پس این ویرانی ها بوده و برمیراث بشر و خاصه ایرانزمین وارد شده بتوان اطلاعات بیشتری در زمینه آنچه بر سر آن رفته است به دست آورد.که این مستلزم گفتمان بیشمار است.اما ذکرآسیب های ایجاد شده بر انواع آثارتاریخی به دست مردم در طول تاریخ که همواره زیانهای فرهنگی بسیاری به دنبال داشته، موجب شده تا آثار برجای مانده از گذشتگان کم کم در طول زمان از دیگاه ها محو و فراموش شوند و در نتیجه احترام و تقدس آنها نزد مردم از یاد برود.))touraj rahbar ganjeh-archaeologist)

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 شهریور1393ساعت 9:48  توسط وارنا  | 
داریوش شاه گوید: تو که از این پس، این نبشته را که من نوشتم یا این پیکرها را ببینی، مبادا که آنها را تباه سازی؛ تا هنگامی که توانا هستی آنها را نگاه دار.” (کتیبه بیستون)

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 شهریور1393ساعت 8:24  توسط وارنا  | 

هیچ کس نتواند زیبایی هایت را از تو باز ستاند.که روشنی ات تاج میراث من است که تو گذرگاه و دروازه ی حیات میراث جاودانه هستی.

روستای تاریخی و چشمنواز معروف به اشتبين مركز دهستان ديزمار شرقي از بخش ورزقان در شهرستان اهر در كنار رود ارس و نوار مرزي ايران و شوروي قراروآرام گرفته است. درشمال آن رود مرزي ارس، جنوبش ورزقان، شرق آن جنگلهاي حسن آباد و غربش دهستان ديزمار غربي ميباشد. فاصله اشتبين تا بخش ورزقان 50 كيلومتر و تا اهر 225 كيلومتر است. اشتبين داراي سابقه تاريخي كهني است. وجود گويش تاتي در روستاهاي اقمار اين آبادي (كرينگان و مردانقم) حاكي از پيشينه درخشان تاريخي آن ميباشد. اشتبين از اجتماع سه روستا به اسامي هراز (هراس) سياوشان و جعفرآباد به وجود آمده است. شايد اطلاق نام اشتبين(اوچ تبين) به اين منطقه به همين مناسبت باشد. «اوچ» در تركي به معناي «سه» است. اشتبين در منطقه اي كوهستاني واقع شده است كه رودخانه ارس از شمال و رودخانه هراس از شرق آن مي گذرد. روستاي هراس در داخل دره اي در ميان دو كوه بسيار مرتفع برروي سكوي عظيمي به طور مطبق قرار گرفته است در گوشه و كنار اشتبين آثار تاريخي چندي بچشم مي خورد. در حال حاضر چند كتيبه به خط ثلث مربوط به زمان شاه طهماسب و شاه عباس صفوي در اين آبادي وجود دارد، و نيز گورستان قديمي آن، كتيبه اي مرمرين مربوط به آرامگاه شخصي به نام خواجه ملك كدخدا (به تاريخ 843 هجري قمري) و كتيبه اي ديگر مربوط به خواجه احمد (بتاريخ 976 هجري قمري) بچشم مي خورد. در طراحي خانه هاي اين روستاي تاريخي به دليل اين كه در شيب تند كوه واقع شده است هوشمندي زيادي به كار رفته است. خانه هاي قديمي اين روستا به شيوه معماري دوره صفويه و قاجاريه ساخته شده اند. معماري اين روستا به نوبه خود منحصر به فرد است. بدين صورت كه در اين روستا حياط هر خانه اي پشت بام خانه ديگري است و منظره بسيار بديعي را بوجود آورده است. روستاي اشتبين با شماره 2692در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است .

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 شهریور1393ساعت 16:55  توسط وارنا  | 

 نقوش صخره ها زیباترین ورق های تاریخ هستند که درکمال تعجب با آسیب هایی که دیده اند زبان در کام فرو بسته اند. نقوش صخره­‌ای در بسیاری از کشورهای جهان از جمله نقاط مختلف ایران کشف شده و دامنه پراکندگی آن وسیع و غالب آنها در حال نابودی هستند. در این میان نقوشی که با کوبیدن سنگ یا شی‌ء نوک تیزی بر سینه صخره­‌ها نقش شده از نقوش ایجاد شده با رنگ فراوانترند و شاید این مسئله به این دلیل است که چنین نقوشی نسبت به نقوش رنگی در برابر آسیب‌های طبیعی مقاومت بیشتری دارند.سنگ نگاره­‌های جربت یکی از مجموعه‌­های بسیار بزرگ و متنوع هنر صخره‌­ای در شمال شرق کشور است که در فاصله هشت کیلومتری شرق روستای جربت از توابع شهرستان جاجرم قرار گرفته است.سنگ نگاره­‌ها در منطقه کوهستانی غرب دشت جاجرم با ارتفاع 1320 از سطح دریا واقع شده که محیطی نیمه بیابانی و استپی دارد، پناهگاه حیات‌ وحش و منطقۀ حفاظت شده میاندشت که در فاصله کمی در جنوب جربت واقع شده، یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های جانوران استپی از جمله یوزپلنگ آسیایی به شمار می‌رود.مجموعه سنگ نگاره‌­ها که در محل به «سنگ نوشته» معروف است در یک دره بسته و باریک در جبهه شمالی کوه اوزون قرار گرفته است، تمام این نقوش به شیوه کوبشی با ضربه سنگ یا یک وسیله فلزی نوک تیز فلزی ­برروی صخره­‌ها نقش شده‌اند، نقش انواع حیوانات وحشی مانند کل یا بز کوهی با شاخ‌های بلند و منحنی، گوزن، پلنگ، مار و ... بر روی سنگ­ها دیده می‌شود، به علاوه تصویر انسان به صورت پیاده و سواره و با حالات مختلف مانند رقص آیینی به صورت فردی یا دسته جمعی یا در صحنه شکار، نقش سگ، شتر، گاو و برخی حیوانات اهلی دیگر نیز در این مجموعه وجود دارد، نقوش هندسی و علایم نمادین، ابزارهای جنگی، کتیبه‌هایی به خط و زبان عربی و فارسی و جالب‌تر از همه نقش دست انسان نیز در بین نقوش دیده می‌شوند.بیشتر پژوهشگران نقوش صخره‌ای مشابه در نقاط دیگر ایران و جهان را، مجموعه­‌ای از نقوش آیینی و مرتبط با باورهای دینی مردمان باستان دانسته­‌اند و معتقدند مفاهیم آیینی و باورهای اعتقادی مردم پیش از تاریخ در آنها نهفته است باتوجه به شمایل نگاری نقوش صخره­‌ای جربت نیز وجود چند سبک هنری کاملاً متفاوت را در کنار هم نشان می‌دهد. برخی نقوش کاملا جاندار و طبیعت­‌گرا هستند که به دلایل گونه شناختی و نیز میزان رسوب گرفتگی به احتمال فراوان به دوره پیش از تاریخ تعلق دارند. گروهی از نقوش نیز کاملا استلیزه(قراردادی) هستند و با توجه به نوع نگارگری و گاه ارتباط آنها با کتیبه­‌های همجوارشان در دوره اسلامی ایجاد شده­‌اند.با توجه به کشف یک محوطۀ استقراری مربوط به عصر مفرغ در فاصله دو کیلومتری شرق سنگ نگاره­‌ها، شاید بتوان خلق نقوش مذکور را به ساکنین این محوطه نسبت داد.با توجه به غنای اکولوژیکی و تنوع حیات وحش در منطقه- که امروزه نیز از پناهگاه­‌های ارزشمند حیات وحش ایران به شمار می­‌رود-این مجموعه ارزشمند از نقوش صخره­‌ای در سال 1387 به شماره 24662 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 شهریور1393ساعت 11:36  توسط وارنا  | 

 در هيچ جاي دنيا همه اقدامات حفاظتی از آثارتاریخی را تنها دولت  بعمل نمی آورد بلكه همه افراد  باید سهمی از آن  براي بهبود وضع آن  چه از نظر زندگي مادي چه معنوي داشته باشند. .مجموعه میراث فرهنگی یعنی هنرهاي زيباي هركشوربنیادی تاریخی فرهنگی بشمار می روند دربرخی از کشورهاسهم سازمان ها و افراد در راه تعمير  و ترميم و نگاهداري  حتی پاره اي از بناهاي تاريخي  چیزی جز ویرانی و کم توجهی نبوده است.کشورهایی که به میراث این پشتوانه تاریخی پشت کرده اند زنگ فروپاشی تاریخ خود را به صدا در آورده اند درصورتی که که اگر هرفردی در حد توان و اشتیاق ،كوششهاي ارزشمندي مبذول می داشت وارث میراثی پویا و پایدار می شدنددرگذشته علاوه بر صیانت از آثار و گنجینه ها، سنتهاي پسنديده ای چون وقف بسیاری از بناهای مهم وخزینه های تاریخی ميكردند که در ایران نمونه  آن مرحوم مقدم و همسرشان است که باغ (موزه مقدم) را به دانشگاه تهران اهدا نمودند.ایام بسیار طولانی است که بسیاری از افراد اشیای نفیس و گنجینه های سکه و سفال و حتی اشیای زرین و سیمین و فلزی فراوانی در صندوقچه های خود انبار کرده اند لیکن سنت وقف آن به میراث فرهنگی را فراموش کرده اند.بسیاری از اشیایی که امروزه در موزه ها و در مجموعه کلکسیون بیگانگان قراردارد آثار (اهدایی ) است .از سوی دیگر در میان این کم توجهی ها پاره اي از گرانبهاترين اين آثار به موزه هاي دنيا انتقال يافته است.وکسی هم بارمسولیت خروج و فروش آن ها را بر دوش نمی گیرد.جالب تر اینکه بسیاری با خود می گویند هرگز براي ما روشن نشد اين اشياء را چگونه و با چه تمهيدي از اين بناها و یا از این سرزمین خارج كرده‌اند.درصورتی که راز این همه سرقت ها و خروج اشیا و اموال تاریخی و فرهنگی این سرزمین را باید در غفلت بی چون و چرای مردم از آثار تاریخی در جامعه جستجو کرد.نکته حزن انگیز این است که  همه اين مسائل پاسخي به چگونگي فروش آثاری كه وقف يك بناي تاريخي و مذهبي شده است نمي‌تواند باشد در اين زمينه گفتن بسيار است و شكوه بيشمار. تا زمانيكه هر یک از افراد ملت ،سربازی برای میراث نباشند بحران و آشوب دامان میراث و فرهنگ ما را خواهد گرفت در مقابل وظيفه مردم هنر پرور كشور ما در اقبال اين ميراث كهن ،خطیرتر است.بايد بخاطر داشته باشيم كه هر اثر هنري از نقاشي وپيكر سازي و معماري و ديگر آثار هنري در سير تاريخ يكبار و تنها يكبار پديد مي‌شود وهر يك از اين آثار بدست نابودي سپرده شود به‌همان ميزان از زيبايي و لطف زندگي ما وآبرويمان نزد بيگانگان كاسته خواهد شدمیراث فرهنگی سرباز می خواهد تاسرفرازبماند

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 شهریور1393ساعت 9:22  توسط وارنا  |