باستانشناختی


+ نگاشته شده در  شنبه 29 آذر1393ساعت 21:9  توسط وارنا  | 

*میراث دیروز برای امروز(میراث تخریب شده امروز)برای فردا

میراثی که در آتش بی امانتی می سوزد.

ترس از تخریب آثار وسرقت دفینه ها و گنجینه ها و شکافتن سینه اتلال،ويران گشتن محله‌هاي قديمي و ايجاد بناهاي نوساز،پدیده شوم تغییر بافت های تاریخی ،تبدیل کاروانسراها و قلاع باستانی به اصطبل حیوانات و مکان انباشت علوفه و کاه، پديده‌ايست كه از نيم قرن پيش در سرزمين ما آعاز شده و با آهنگي تند و در بسياري از موارد بگونه‌اي لجام گسيخته و بدور از منطق پيش مي‌رود میراثی که دیروز سالم به نسل کنون به امانت سپرده شده بود درآتش بی امانتی سوخت..در اين شك نيست كه‌باتوجه‌به شرايط واوضاع واحوال خاص جامعه از نگاه بی تفاوت نگریستن به مآثورات تاریخی و باستانی ،روزبرروز بر اندام واندازه زشت و روستاها افزوده شده محله‌هاي قديمي و تاریخی مانند آثار باستانی ،اگرفكراصولي بحالشان نشودبه ناچارحيات خويش را از دست مي‌دهند تخریب هایی که با تيغه (گريدر) ازپايه‌وبن بركنده مي‌شوند مي‌دانم‌گوش شنوائي در اين زمينه وجود ندارد و دليل آن‌بي‌توجهي‌مطلقي‌است‌كه‌تابحال نسبت‌به‌اينگونه بحث‌هاشده‌است.تاکنون نیزبه فريادهاي اعتراض‌آميز متخصصان وباستانشناسان درزمينه حفظ ميراثهاي فرهنگي و هنري در شهرها توجهی نشده‌است.

خانه آقازاده

                خانه آقازاده ابرکویی تاریخ 24 بهمن 1375 با شماره 1838 به  ثبت رسیده‌است.

از اينرو در اينجا روي سخن من با مردم فرهنگدوست است هراثر وشئی.محله‌‌هاي‌قديمي،مجموعه‌هاي تاريخي،تك‌بناها‌، درختهاي كهنسال همه وهمه برگهاي شناسنامه يك ملت وروستا وشهرند كه بايد به گونه‌اي معقول درراه حفظ آنهاكوشيدزيرا با از دست دادن اين آثار ملتی، شهر ی و روستایی ،اصل و نسبتش را از دست مي‌دهد و هويتش را گم مي‌كند. در چنین فضايی که حیات هنری متوقف شده، زمینه های بسترهای رشد فرهنگ ملي عيرممكن می گردد،وحفظ آنچه باقی مانده نیز درنهايت مشكل خواهد بود. با اينحال در برخی ازشهروروستاها هنوز هم آثار قابل توجهي وجود دارندكه نگاهبانی از آنها ضرورت انکارنپذیر می نمایاند. خانه‌هائي ‌كه آخرین نفس های حیات خویش را تجربه می کنند اما در هر حال ،هريك معرف ‌گوشه‌اي ‌از معماري دوران های مختلف تاریخی دراين بخش از كشوراند.نابودی هر یک از این آثار،ضایعه جبران ناپذیری برای ملتی که پیوند عظیمی درتاریخ دارد خواهد بود.اگر اراده عمومی بر حفظ آثارتاریخی استوار نگردد هزار نقش بادگیر بر هزاراسکناس نقش برخود نگیرند.نقش آثار باستانی بر روی سکه و اسکناس ها مانع از ویرانی آنها نخواهد شد ماندگاری آثارتاریخی اندکی همت و عشق ورزیدن به میراث فرهنگی می خواهد که ما.....

http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/25-9-1393/IMAGE635544370979912998.jpg


+ نگاشته شده در  شنبه 29 آذر1393ساعت 14:5  توسط وارنا  | 

دژ پور اشرف، در 6 کیلومتری ضلع جنوب شرقی شهرستان دره شهر در روستای شیخ مکان حال و روز خوبی ندارد براساس سنگ نوشته نصب شده قلعه، در سال 1335 هجری قمری، ساخته شده است. قلعه سه طبقه به همراه زیرزمین و دارای برج دیده بانی است. در راس و در وسط ضلع غربی، یعنی در محل واقع شدن برجهای دیده بانی، به فواصل یکسان از برج، محل هایی بصورت تیرکش وجود دارد که نشانه استفاده نظامی از قلعه در ادوار پیشین است. نمای بیرون قلعه با ملاتی از گچ و خاک، اندودکاری شده و نمای داخلی اتاق‌ ها با استفاده از گچ سفیدکاری شده است. بیشترین مصالح بکار رفته در اسکلت بنا، قلوه سنگ و در مواردی از آجر جهت تزیین از جمله سر در ورودی و نیز برجستگی‌ های روی دیوار استفاده شده است. در ساخت بنا از انواع قوس ‌های باربر و تزیینی استفاده گردیده و در وسط قلعه دو حوض بزرگ وجود داشته که آب مورد نیاز آن از رودخانه حاشیه بنا تامین می ‌شده است. آب رودخانه از طریق کانالی از رودخانه منشعب شده پس از گذر از میان روستا از ضلع جنوبی به حوض داخل صحن قلعه آمده و از سمت دیگر بنا خارج می ‌گردد. آب جهت استحمام از طریق کانالی دیگر و بصورت مجزا از سمت جنوبی وارد آب انبار حمام گردیده و از طریق کانال هایی که در کف و دیوارهای باربر حمام تعبیه گردیده به داخل چندین حوض می ‌ریزد. از دیگر قسمت‌ های قلعه می‌توان به سیاه چال در ضلع شرقی بنا، پله‌ های 2/1 در گردش به پشت بام، انبار و محل‌ های جمع‌ آوری غلات، آشپزخانه، اسطبل در طبقه همکف و خارج از بنا، چاه آب آشامیدنی در داخل صحن قلعه و تراس مفروش ده با لاشه سنگ در جلوی ضلع جنوبی قلعه اشاره کرد.


+ نگاشته شده در  شنبه 29 آذر1393ساعت 11:19  توسط وارنا  | 

کاش میراث فرهنگی ارزش یک حلقه انگشتربرای ما داشت. میراث فرهنگی حلقه ارتباط و پیوند ملتها ونشانه هویت ،اعتبار وسند حقانیت ملتی در طول تاریخ است.اما با این حال کارکرد و اعتبار و ارزش آن امروزه برای ما،از یک انگشتر نامزدی که حلقه پیوند دو نفر را نشان می دهد کمتر است.(چرا؟) برخي انگشتر نامزدی(حلقه) رافاصله ي بين عقد و عروسي را دوران نامزدي محسوب مي کنند.اما میراث این حلقه عظیم ارتباط با گذشتگان را نادیده می انگارند.یک حلقه ازدواج نشان از بهترين دوراني است که هر فردي مي تواند بسياري از عادات زشت و ناپسند خود را ترک کند.بسياري از جواناني که به هر دليلي به مواد مخدر گرايش دارند در اين دوران سعی دارند از شر اعتياد نجات پيدا کنند. روابط خود با دوستان مجرد را کم می کنند .از احساس تنهايي نجات پيدا می کنند رفتار و آداب و معاشرتشان دگرگون می گردد.این نشان می دهد که زوجین بزرگ شده اند تنها نیستند پشتوانه دارند.اما چرا میراث فرهنگی ، این حلقه عظیم با آن همه پشتوانه تاریخی و فرهنگی و هنری ،هیچ پشتوانه ای ندارد؟ آیا شنیده اید که گم شدن حلقه انگشتر نامزدی که (ظاهرا)نشان پیمان زناشویی بود چنان زوجی تازه ازدواج کرده وجوان را در غم و اندوه فرو برد که دادگاه مجبور گردید طلاق توافقی زوج جوان را صادر کرده و کانون گرم خانواده ای از هم پاشیده شد. این اتفاق در سال 1389 در دادگاه خانواده شهید محلاتی تهران روی داد اما آیا هرگز شنیده اید گم شدن و سرقت آثار و اشیای تاریخی که حلقه ارتباط ونشان از پیمان استوار مردم با تاریخ است کسی را رنج خاطر کرده باشد؟یعنی آثارتاریخی و اشیای باستانی که هویت و شناسنامه محسوب می شوند ارزش کمتری از یک حلقه انگشتری دارند؟فرض بر این که در انگشتر نامزدی مادیات مورد نظر نباشد و آن روح معنوی حاکم بر ازدواج درنظرباشد چگونه است که تاریخ ملتی ارزش آن را نداشته باشد؟ یک حلقه به نشانه ازدواج برای زن و مرد مسولیت می آورد که درزندگی همراه و یار و کمک هم باشند اما میراث فرهنگی چگونه نمی تواند چنین احساسی برای مردم فراهم کند؟ گم شدن خواب دیدن گم شدن انگشترنامزدی حتی تعابیرمختلفی برای خودش دارد اما میراث با این عظمت تعبیری جز نابودی و تخریب دارد؟فردی وصیت می کند که با مرگ او هم حلقه نامزدی از دست او خارج نشود اما چگونه حاضر می شود حلقه پیوند او با تاریخ گسسته گردد؟ وقتی زوجین با یک حلقه انگشتر به هم عشق می ورزند چرا به حلقه عظیم و ارزشمند آثارتاریخی عشق نمی ورزیم؟


+ نگاشته شده در  شنبه 29 آذر1393ساعت 9:25  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  شنبه 29 آذر1393ساعت 8:2  توسط وارنا  | 

بنای بنت اصفهانیه ش ث 115

 سلطان‏بخت‏آغا، معروف به خان‏سلطان و یا بنت‏اصفهانیه که آوازه او، وى را به دربار سلاجقه روم کشانید در قرن ۸ هجری و پس از حمله مغول مى‏زیسته . سلطان‏بخت‏آغا دختر امیر غیاث‏الدین کیخسرو، برادرزاده شیخ ابواسحاق از پادشاهان آل‏اینجو و زن سلطان محمود آل‏مظفر است. اقدامات بسیارى در باره مسائل فرهنگى از جمله ایجاد مؤسسات آموزشى و عام‏المنفعه در زمان خود داشته است. که در حال حاضر بقایاى این مراکز در محله تاریخى در دشت اصفهان قرار دارد. این بانو در سال 769ه.ق به قتل رسید. آرامگاه او در کنار مدرسه‏اى که به فرمان وى ایجاد گردید قرار دارد. دختر حسام‏الدین سالار اصفهانى از زنان شاعر قرن هفتم هجرى است که تذکره‏ها از او به بنت‏اصفهانیه یاد کرده‏اند. پدرش ملقب به «حجة الحق» و «استاد الدنیا» شاعر و فیلسوف نیمه دوم قرن ششم هجرى بود. بنت‏اصفهانیه مدت‏ها در شهر موصل زیسته است. او اشعار بسیارى سروده است. قصیده ترکیب‏بندى در هفتاد و دو بیت در مدح عزالدین کیکاوس اول (سلطنت: 617 - 607ه.ق) از امراى سلجوقى آسیاى صغیر سرود و نزد او به قونیه فرستاد.به علت تخريب تدريجي تارك مناره ها و در نتيجه از بين رفتن كتيبه ها و بالاخص ساختمان وسيع مدرسه دردشت و كتيبه سر در مدرسه كه جاي آن خالي است هيچ كتيبه و لوحه اي كه ساختمان اين مجموعه وسيع معماري را بيان كند باقي نمانده است  سنگ نفيس آرامگاه دختر اينجو و ملكه مظفري هنوز به يغما و تاراج نرفته است.امروز كه حدود هفت قرن از تاريخ بناي آن مي گذرد مانند عموم زيارتگاهها و اماكن مقدسه مردم اصفهان بر مزار ملكه مقتول شمع روشن مي كنند.داخل بقعه سلطان بخت آغا فعلاٌ هيچگونه تزئيناتي ندارد و با قشري از گچ پوشيده شده است و سنگ آرامگاه او در وسط بقعه قرار دارد و در اطراف آن هم فعلاً صورت قبور ديگري مشاهده نمي شود ولي در بعضي جاها از زير قشرگچ آثار نقاشي هاي ساده اي پديدار است و بطور مسلم داخل بقعه تزئينات نقاشي داشته است. جدار خارجي گنبد سلطان بخت آغا داراي تزئيناتي از كاشيهاي فيروزه اي و لاجوردي بر زمينه آجري مي باشد.


+ نگاشته شده در  شنبه 29 آذر1393ساعت 7:56  توسط وارنا  | 

رباط عصرقاجاری- ش ث 6661 -تاریخ ثبت دهم دی ماه .1381

رباط لاری مربوط به دوره قاجار است و در تربت حیدریه، ضلع جنوبی میدان رباط، خیابان روح بخش واقع شده است.

Larry caravansary Torbat Heidarieh Mashhad


+ نگاشته شده در  جمعه 28 آذر1393ساعت 19:6  توسط وارنا  | 
 

آثارتاریخی پل ارتباط و پیوستگی میان دیروز و فردای ملت ها است

هوس ارضای نامعقول دربدست آوردن گنج ها و اشیای ارزشمند تاثیر قابل ملاحظه ای در نابودی آثار و میراث فرهنگی گذاشته است.واقدامات ویرانگرانه عده ای سودجو موجب هزینه های زیادی برای مردم ریشه دار در تاریخ شده است. از همان زمان آغاز آشنایی ایرانیان با دانش باستان شناختی،علاقمندان به میراث بسیار اندک و ناچیز بودند که نمی توان نام و نشانی از آن عده قلیل بدست آورد اما در مقابل این گروه،سودجویان از حاکم تا طبقه مرفه و وابسته به حکومت  همواره دشمن شماره یک آثار باستانی محسوب می شدند.ناصرالدین شاه حفاری هایی که انجام می داد از روی علاقه به میراث فرهنگی نبود او هوس نامعقولی در بدست آوردن گنج های این سرزمین داشت پیدایش صنف قاچاقچیان و عتیقه فروشان در آن زمان حاصل بی تدبیری وی بود.خرابکاران گنج یاب اتلال را از هم شکافتند گنج یابی حرفه شد تا حرفی شوم شاکله تاریخ این سرزمین را بهم زند.گنج یابی که تا کنون نیز ادامه دارد این اقدام ویرانگر گنج یابی چه موقع در این سرزمین پایان می یابد؟بیش از صدهاسال از تاریخ  سرقت و حفاری های قاچاق می گذرد.هنوز اقدامات حفاری های بی حساب و کتاب در دامنه تپه های تاریخی ادامه دارد.هنوز از نزدیکان و اقوام می شنویم که اصلا میراث فرهنگی به چه درد می خورد و چرا باید حفظ شود.گنج یابان به راحتی از این طریق امرار معاش می کنند.و از همه بدتر موقعی است که از کسی که توقعی نداریم شئی را به ما نشان می دهد و از ما تاریخ و بهای مادی آن را می پرسد.قیمت روز آن شئی را دربازار عتیقه جویا می گردد.متاسفانه انگیزه عتیقه جویی با کسب مادیات در کشور از دیرباز درمیان مردم رواج دارد و نقطه پایانی نمی شناسد.درگذشته جمع آوری اشیای تاریخی اگر مایه فخر و مباهات می بود امروز نه یک سرگرمی که برای به حراج گذاشتن  تاریخ این سرزمین صورت می گیرد.آثارتاریخی پل ارتباط و پیوستگی میان دیروز و فردای ملت ها است باید در حفظ این هویت فرهنگی کوشید


+ نگاشته شده در  جمعه 28 آذر1393ساعت 13:10  توسط وارنا  | 

*اشک اشکذردر آمد تا ثبت ملی شد

یکی از دلایلی که فاصله طول ثبت آثارتاریخی و تخریب کلی آنها درکشور به هم نزدیک است این است که بناهای تاریخی را درست در لحظات آخرعمر آنها ثبت تاریخی می کنیم.اشک اشکذررا هم همینطوردرآوردند تا این بنای امروز ثبتی در ضلع غربی یخچال بندرآباد و قلعۀ تخریب‌شده روستا واقع در شهرستان اشکذر- بخش مرکزی – دهستان رستاق اندکی آرام و قرار گرفته باشد.طنبی" دارای بنایی کشیده و باشکوه در دو طبقه و با دیوارهای خشتی ضخیم است و در حال حاضر به عنوان معبر یا گذر دارای بالاخانه (فضای شاه ‌نشین) و سردری در ضلع شرقی و اتاق‌هایی در طرفین است.به نظر می‌رسد كه این بنا، جزئی از یک خانه در دورۀ آل مظفر بوده که اکنون به فضای عمومی تبدیل شده است.فضای داخلی بالاخانه با نقش‌های بسیار زیبا گِل‏‎‎ بری شده و کاربری فضای خنک و دلنشین زیر گذر برای استراحت و نشستن در فصول گرم سال بوده است.فضای بالایی شامل فضای شاه نشین که با یک دهنه سقف به صورت هلالی زده شده و ورودی آن در ضلع شرقی است و همچنین فضایی با ارتفاع کمتر در جبهه شمالی بنا شده که برای رسیدن به این فضاها راه پله‏‏هایی در سمت راست زیر گذر تعبیه شده است.بنای تاریخی "طَنَبی بُندَرآّباد" شهرستان اشکذر در استان یزد به شماره 31144 در فهرست آثار ملّی غیرمنقول به ثبت رسید.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 26 آذر1393ساعت 13:48  توسط وارنا  | 

زندگي هنری ما بي رونق ،سرد و خاموش شده است

 زندگي مردم سر زمين ما مانند مردم ونیز با هنر رابطه ناگسستني داشته و اين پيوستگي در طول زمان همچنان استوار مانده است.اين پيوند از آنجاست كه نزد اين دو ملت هنر از زندگی جدا نيست و درهر منطقة آنها هزاران اثرو میراث شگرف هنري نهفته است و يا در هر هنري كوششي ستودنی بكار رفته است.هرچند ونیزجزیره ای کوچک ایتالیایی هیچگاه قابل مقایسه با میراث و تاریخ این سرزمین نیست اما نباید فراموش کرد که مردمانی گردشگر پذیر،با مکان مرقس مقدس، و دهها اثر و بنای تاریخی ،شهره عالم جهان گردشگری به شمار می روند.ومانند ایرانیان از روح لطیف و ظریف هنری برخوردار هستند.میراث ظریف آنها محصول روح لطیف و هنراست .اما هنر ایرانی كاسه‌اي بود كه اشراف زادگان غربی از آن آب مي نوشيدند. پرده قلمكاري بود كه بر ديوار مي‌آويزيختند. مينياتوروقاب زیبای تذهيب كار و يا يك تابلوی  خطاطی بی مانندی بود بر جلوه ی کاخ و خانه هایشان افزوده بود.هنر ایرانی  يك اثر نفیس قلمزنی ، يك خاتم سازی، يك منبت كاری و یک تابلوی فرش گرانبهایی بود که چشم بیگانگان را به خود خیره داشته بود. همه آثار خيره كننده‌اي از ریز و درشت در موزه ،خانه و کلکسیون خود داشتند.هنوز هم با تحسين فراوان مي‌نگرند و به روح مبتكر آنان درود مي‌فرستند. علت آن است كه پدران ما هنر را يك پديده جداگانه و منتزع از نيازهاي زندگي نمي‌دانسته اند و به همين جهت ذوق هنري آنان در ساده‌ترين مظاهر زندگي جلوه‌گري كرده اند.علت آن است که هنر زندگی و زندگی برایشان هنر شده بود.

يك نگاه به سر قليانها، جعبه‌هاي منقوش، قاب آينه‌ها، آفتابه لگن هاي كنده كاري، سيني هاي مسي قلم زده، پايه شمعدانها، سرمه دانها و ديگر اشياء بسيار خرد كه از صنعتگران ايراني بجاي مانده است كافيست كه دريابيم ايراني در ساختن هر اثري روح هنردوست خود را بكار برده است.مردم جهان امروزه به ملتهایی که به سهم بزرگي در هنرو در رونق بخشيدن به زندگي هنری انسانها نقش دارندتوجه پيدا كرده اند.توجه امروز جهانیان به مردم و سرزمین ایران باستان ناشی از این امر است. در كشور ما از سالهاست که فاصله اي ميان كوششهاي هنري و نيازهاي ذوقي مردم بوجود آمده است.به همين علت هم ميهنان ما ساخته هاي ماشيني را از آنجا كه برايشان تازگي دارد بر آثار زيباي هنري كار دست ترجيح می دهند از ظروف چینی به جای ظروف زیبای ایرانی بهره می گیرند.درحالی که  اروپائيان فرشهاي زيباي كار كاشان و كرمان و مشهد را در اتاقهاي خود گسترانیده اند ما بر روي فرش ماشيني بي نقش و غم انگيزي نشست و برخاست می كنيم. مردم مااز ظرفهاي پلاستيكي و چيني اروپائي و زير سيگاري و جعبه هاي ساخت كارخانه هاي خارج استفاده كنيم و حال آنكه اروپائيان و آمريكائيان از سفالهاي منقوش كار هنرمندان ما و جعبه هاي خاتم و نقره هاي قلم زده اصفهان بهره‌جويي نمايند. ميگويند آدمي قدر آنچه را دارد نمي‌داند و آنرا به خيره از دست مي‌دهد. اين حال در زندگي امروزي ما ايرانيان مصداق پيدا كرده است. اگر به سهم بزرگي كه هنر در لطيف ساختن روح دارد توجه کنیم  مي توانیم ازموهبت نشستن به روي فرش زيباي پر نقش تبريز برخوردارباشیم.اگرتلاش هنری نیاکانمان رادرك كنيم و يا زيبائي لمس كردن يك قطعه زري را در‌‌يابیم آن وقت هرگز راضي نمي‌شویم اين همه لطف و زيبائي را يك باره از دست بنهيم.اين مظاهر ذوق و هنر ايراني را كه يادگار هزاران سال تطور در هنر و صنعت است نبايد ناچيز گرفت.اگر امروز در ارزش نهادن و تحسين كردن اين هنرها كه با زندگي ما پيوند دارند غفلت كنيم ديري نخواهد پائيد كه زندگي هنری ما بي رونق و خانه ما غم انگيز و سرد و خاموش خواهدشد(رهبرگنجه تورج)


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 26 آذر1393ساعت 8:24  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 26 آذر1393ساعت 7:41  توسط وارنا  | 

حمام سلطان امیراحمدکاشان در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۵۵ با شمارهٔ ثبت ۱۳۵۱ به‌عنوان یکی ازآثارتاریخی ثبت شده است. حمام نمونه ای از زیبا ترین حمام های ایران از نظر معماری و تزئینات با وسعت 1000 متر مربع در محله سلطان امیراحمد واقع در خیابان علوی می باشد که وجه تسمیه آن به جهت مجاورت با امامزاده سلطان امیر احمد ( نوه امام جواد (ع می باشد . لیکن برخی کارشناسان آثار باستانی ، قدمت این حمام را به دوران قاجار و تعدادی هم به سلجوقیان نسبت می دهند ظاهرا سربینه آن بازمانده ازدوران قاجار می باشد .این بنا شامل دو حمام کوچک و بزرگ بوده که در ایام خاص هفته ، مورد استفاده اهالی محل قرار می گرفته است .یکی از موارد مهم این بنا ، آهک بری و گچ بری هایی است که تعداد 17 لایه مرمتی ، بیانگر قدمت بناست . از دیگر شاهکارهای بنا ، بام زیبای آن می باشد.فضای اول حمام ، بینه یا سربینه ، رختکن و جای آماده شدن برای استحمام یا خروج از حمام بوده ، بینه یا سربینه ، مهم ترین و زیبا ترین فضای حمام است ، فضایی وسیع و پر تزیین با گنبدی بزرگ و حوضی در میان ، در اطراف فضای میانی بینه ، سکوهایی برای استراحت مراجعین است که برای ورود به آنها ، باید از چند پله بالا می رفتند و پاها را قبل از ورود در حوض های روی سکوها می شستند ،سربینه حمام سلطان امیراحمد ، به شکل هشت ضلعی با گچبری های زیبا و سقف رسمی بندی و جاکفشی های سنگی که ستون ها و دیوارهای آن با کاشی معرق تزیین شده است .در سقف سربینه ، عبارت شریفه لا اله الا الله ( جهت قبله ) و در طرف مقابل تاریخ 1192 هـ . ق نشان از مرمت مکان پس از زلزله معروف دوره زندیه می باشد . فضای گرم خانه اغلب فضایی ساده تر از بینه است که گوشه هایی برای نشستن و شستشو دارد..زاره و دیوار گرم خانه تا یک متر کاشی کاری معرق و تا سقف آهک بری با ملات ساروج می باشد..ین بنا با شماره 1351 در سال 1335 هـ .ش در فهرست آثار تاریخی کشور به ثبت رسیده است

حمام تاریخی سلطان امیر احمد کاشان


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 26 آذر1393ساعت 7:38  توسط وارنا  | 

غربی ها ولع و طمع زیاد و در عین حال ید طولانی در جمع آوری آثار و اشیای تاریخی دارند .شاید مهمترین عامل ایجاد این رغبت فراوان ،نداشتن آثار تاریخی و تحمل حقارت ها و کم و کاستی هایی است که بالاجبار به دلیل تهی بودن از اصالت تاریخی و دست خالی گذشتگان از اموال تاریخی باید این وضعیت را بپذیرند.از قرن نوزدهم تا کنون سرگرمی آنها؛جمع آوری اشیای باستانی ملتهای صاحب تاریخ و تمدن خصوصا عراق و سوریه و لبنان وفلسطین و نگین تمدن های جهان باستان (ایران باستان)می باشد.کلکسیونرهای غربی حیات و دوام، بقاء و بهایشان به آثار و اشیای ایرانی جمع آوری شده است.امروز اگراشیای ایران  از موزه هایبزرگ دنیا با سالانه میلیون ها بازدید کننده،از جمله فرانسه(لوور)امریکا(کالیفرنیا و شیکاگو و نیویورک)روسیه(آرمیتاژ)گرفته شود به جرات می توان گفت سالانه هزار بازدید کننده هم نخواهند داشت.شاید اگر ما قدر این آثار را می دانستیم و شرایط طوری فراهم می بود که هرخانواده ایرانی آنچه که در دست داشت(نه اینکه حفاری قاچاق انجام دهد)می توانست در خانه در یک مجموعه و کلکسیونی نگهداری کند امروزه با فاجعه این همه سرقت و دزدی اشیا و خروج وحشتناک آنها از این سرزمین مواجه نمی شدیم.اگر به روياهاي کودکي مان برگرديم، خيلي هايمان عاشق جمع کردن اشيايي بوديم که آن زمان ها برايمان خيلي عزيز و ارزشمند بود.اما امروز تاریخ و اشیای تاریخی ،خانه ها و بناهای با شکوه تخت جمشید هم برای کسی ارزشمند نیست.رویاهای کودکی ما به همراه اصالت و هویت میراث فرهنگی ما رنگ باخته است.اگر گنجی در کنج خانه ای باشد همه در تکاپوی فروش آن یعنی حراج تاریخ خود هستند و به ناچار کسی که عاشق کلکسیون و جمع آوری آثار ارزشمند است باید زنگوله های قدیمی و یا در نهایت چوب کبریت را جمع آوری کند تا مورد تعقیب قرار نگیرد.در حالی که اگردولت در حمایت از مردم برای نگاهبانی از آنچه که لااقل  به عنوان یک شئی تاریخی دارند جدی تر می بود هیچگاه آثارفرهنگی و اشیای تاریخی با این شدت سر از موزه های غربی در نمی آوردند.وبازی سرگرمی سرقت آثار باستانی غربی ها هم پایان می یافت


+ نگاشته شده در  سه شنبه 25 آذر1393ساعت 11:24  توسط وارنا  | 

 بار آورده های تاریخی و فرهنگی در پیچ و خم تخریب ها

در وجه و وجهه ی هراثرتاریخی و اشیای باستانی محصول هنرورزان این سرزمین، سليقه و سبك هنرريزي اين قوم  خود دليل رخنة ذوق است.تازه وارد هایی که گاه ،گام پس ننهاده و قدم به پیش نهاده اند.این بارآورده های تاریخی  تجلي مدركات نيرومندي اند كه انسان آنها را درتلاشی هزاران ساله بدست آورده است بازده ذهني مشهودات قرن ها تحولی هستند که  توانایي نمايش انعكاسهاي جهان بروني در مغز آدمي را فراهم کرده است.ازبارآورده هایی سخن می گوییم که در گذشته هم ایمان بود و هم ذوق وشوق و شورو اشتیاق بی بدیل.برترين هدف این بارآورده ها زيبايي بود که ظاهر نماينده خوبي دروني بشمار می رفت.به همان اندازه حقيقت و نيكي  برای شان داراي اهميت و ارزش  بود از اينرو زيبايي خود براي آنها هدفي والابود.از این سبب از آنها به زیبایی یاد می شود.همان بارآورده های فرهنگی –تاریخی دیروز ،امروزه صد هاآسیب ,زخم هزاران غارت بر خویش نهفته دارند. بسیاری از یادگارهای تاریخ و فرهنگ ایران زمین  به تاراج  وحراج رفت.اگرهنوز جای شمشیرهایی که سربازان اسکندر از روی کینه ورزی و حسادت بر سنگ های زیبای کاخ آپادانای شوش وارد کرده بودند بر جای مانده است چون فرزندان" غارتگران" تاریخ بودند جای ملامت نیست. اگرمادام دیولافوآ گفت« بالاخره نتوانستم به خشم خود مسلط شوم. پتكى به دست گرفتم و به جان حيوان سنگى شوش افتادم. ضرباتى محکم به او زدم. سرستون در نتيجه ضربات پتك مثل ميوه رسيده از هم شكافت ». ما را آنقدرآشفته نمی کند که تخریب آثار باستانی و از بین بردن محوطه ها ،خانه ها و بناهای تاریخی ما را می رنجانند.بارآوردهای تاریخی ،پیشینه ی دیرینه، ودارای ارزش و اهمیت فراوانی هستند که مردم با دیدن آنها باید به وحدت ارزش های انسانی پی ببرند . میراثی همگانی که  دارای ارزش تاریخی است و برای حفظ و نگهداری آن باید تلاش بسیار نمود  چون سرشار از پیام روزگاران گذشته و شاهدان زنده سنت‌های کهن ما هستندو تا به امروز باقی مانده‌اند.باید حفظ شوند.

 


+ نگاشته شده در  سه شنبه 25 آذر1393ساعت 7:56  توسط وارنا  | 

 مقبره خواجه اتابک، شماره ثبت253

مقبره اتابک امن ترین مکان معتادان درکرمان بشمار می رود.

مقبره خواجه اتابک که در محله جنوب شرقی شهر تاریخی کرمان  نزدیک مسجد بازار قرار دارد، از آثار اواخر قرن ششم هجری و مربوط به دوره سلاجقه ‌باشد. این بنا محل دفن "خواجه محمد اتابک" از رجال دوران سلجوقیان است. پلان بنا هشت ضلعی است که در داخل فضایی مربع داردو عنصر تزئینی غالب در این بنا گچبری است و سنگ محراب زیبایی در ضلع غربی آن نصب است و کتیبه هایی زیبا با خط زیبای کوفی وثلث تزئینات تمامی بنا با کاشیهای فیروزه‌ای مزین شده است. این اثر تحت شماره ۲۵۳ به ثبت رسیده است.متاسفانه درحال حاضرمقدار زیادی از گچ‌بری‌ها به مرور از بین رفته،‌ حتی سقف مقبره حدود چهل سال قبل فرو ریخته است


+ نگاشته شده در  سه شنبه 25 آذر1393ساعت 7:53  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  دوشنبه 24 آذر1393ساعت 13:8  توسط وارنا  | 

 مقبره میرحیدر مهنی در دولت آباد اسفندقه از توابع جیرفت کرمان واقع شده و متعلق به دوره صفوی است. بنا دارا ی گنبددو پوشه، ایوان های دو طبقه، چند طاقنما و چند راهرو است. نقشه بنا از داخل چهار ضلعی است که در بالا آن را به هشت ضلع و هشت طاقنما تبدیل نموده اند و سپس گنبد مدور یک پوش را بر آن ساخته اند. جبهه خارجی بنا آجری و بدنه از اره داخلی بنا دار ای رنگ آمیزی جالبی است. مطالب و یادبود های متعددی در داخل بنا با خطوط خوش و ممتاز نستعلیق و نسخ عالی نوشته شده که نشان دهنده اخلاص قلبی و تجلیل مقام معنوی صاحب مزار است. تاریخ این نوشته ها بین سال های 1002 ‏و 1012 و8210 هجری قمری است. در داخل مقبره چند سنگ قبر مرمر بسیار زیبا دیده می شود. این آرامگاه دار ای تزئینات گچبری و نقوش هندی شاخ و برگ و اسلیمی با نقش شاه عباسی است. این بنا تحت شماره 32 ‏5 در تاریخ اول فروردین سال 1345 به ثبت تاریخی رسیده است.

آرامگاه امیر حیدر


+ نگاشته شده در  دوشنبه 24 آذر1393ساعت 9:20  توسط وارنا  | 

         میراث فرهنگی

     از امانت داری خاک

                  تا

         امانت داری ما

بیچاره ما که از خاک کمتریم

به شهادت تاریخ ما برای میراث فرهنگی خود،امانت دار خوبی نبوده ایم.تخریب ها و سرقت ها،از بین رفتن بافت های تاریخی و محوطه های باستانی،رونق بازار سود و سودای تاجران آثارباستانی مهرتائیدی بر این ادعاست.مگر غیر از این است.شهر بيشابور با عظمت و نشاني از تمدن کهن ايران زمين در استان فارس چندین قرن بی تنش و در آرامش درزیرخاک آرمیده بود اما همینکه  سر از خاک در آورد میراثش مورد دستبرد و محوطه هایش به آتش کشیده شد.تخت جمشید  قرن ها ابهت و شکوه هنر و معماریش را در دل خاک پنهان داشت و تا سربرآورد قامت شکست و متلاشی گردید.تا پیکر  حسنلو و مارلیک و زیویه و کلاردشت شکاف برداشت گنجینه ها و جام های جهانی اش سراز موزه های لوور و بریتیش درآوردند.میلیونآثار و گنجینه های تاریخی ریز و درشت.سیمین و زرین هزاران سال ابوسیله خاک نگاهبانی شدند و تا برای امانت به ما رسید طعمه واژه ی سرقت و غارت و چپاول شد.گنجينه‌هاى تاریخی وآثارباستانی که امروزه میراث فرهنگی ما را شکل داده و نمای زیبا و نازیبایی به آن بخشیده اند.هزاران سال در آغوش بهترين امانتدار تاريخ يعنى خاك قرار داشتند.تا زمانی آثارتاریخی و گنجینه ها و دفینه ها درآغوش خاک آرمیده بودند, غارت و گزندی که از بیگانگان اروپایی به یادگارهای فرهنگی ایران نرسید,از تاخت و تاز عرب و مغول هم آسیبی نرسید هنگامی که آثار سراز خاک برآوردند یادگارهای تاریخ و فرهنگ ایران زمین  به تاراج برده شدند.این یعنی اینکه خاک امانت داری کرد و ما خیانت.خاک تا زمانی که آثارباستانی را در دل خود داشت هیچ آثار و نشان زخمی ازجای شمشیرهایی که سربازان اسکندر از روی کینه ورزی و حسادت بر سنگ های زیبای کاخ آپادانای شوش وارد نمی شد.
گنجينه‌هاى با ارزش شوش هزاران سال در آغوش بهترين امانتدار تاريخ يعنى خاك ، جای گرفته بودند تا اين كه شاهان بى لياقت قاجار براى تامين مخارج عياشى و سفرهاى پر خرج به فرنگ ، امتياز حفارى از مناطق باستانى كشور را به بهاى بسيار اندك به بیگانگان اروپایی فروختند.دل خاک را کاویدند و بيگانگان هم سرخوش از اين داد و ستد پرسود شروع به غارت آثار باستانى ايران كردند.تا دستمان به طاق قندیل رسید با پتک  شکست.محوطه بیشاپور درآتش سوخت.گردن طاق گرا در هم گره خورد.همه خاک را امانت دار خوب می دانند.خاک هزاران سال مصونیت آثار و دفینه های خود را تضمین کرد ما در همان لحظه بدست امدن،عهد شکستیه و نابودشان کردیم. خاک شش مرد نمکی  زنجان را سالم تحویل ما داد اما امروز از شش جسد شش گرم هم باقی نمانده است.خاک رامهرمز و کلورز و کلاردشت و مارلیک،سیلک و شوش، حسنلو و....قرن ها از دفینه های این مرز و بوم صیانت کردند اما در لحظه ی کشف آن بوی خیانت به مشام رسید.چرا ما از خاک کمتریم؟


+ نگاشته شده در  دوشنبه 24 آذر1393ساعت 7:52  توسط وارنا  | 

نقش برجسته آنو با نی نی


+ نگاشته شده در  یکشنبه 23 آذر1393ساعت 13:27  توسط وارنا  | 

 دیگر نباید نوشت سرزمین باستانی ایران با سابقه فرهنگی چندین هزار ساله و تمدنی درخشان در آسیا، همواره مورد توجه سودجویان و دلالان اشیای فرهنگی و باندهای قاچاق بین المللی است. باید نگران خود و خودی بود.باید نگران حفاری ها و سرقت هایی بود که از جنس ما انجام می دهند.تنوع و گستردگی اقوام و تمدن های باستانی، وسعت جغرافیای تاریخی، خلاء قوانین بازدارنده، بی اطلاعی اقشار مردم از اهمیت و ارزش محوطه های باستانی و اقلام فرهنگی، عطش ثروتمند شدن یک شبه و وجود سود کلان در این نوع فعالیت های غیرمجاز باعث شده تا محوطه ها و تپه های باستانی و تاریخی کشور مورد دستبرد وسیع سودجویان و عامل شبیخون فرهنگی قرار گیرد.سودجویان آثار تاریخی محوطه‌های باستانی ایران را بد جوری هدف قرار داده‌اند.وقتی سرقت از موزه ها کسی را در کشور نگران نکرد دانستیم نوشتیم که  این تخریب ها مدیریت شده هستند. وقتی خبر کشف اتفاقی سنگ نبشته هخامنشی خارک معروف هخامنشیان که در آبان ماه سال 1386در حین جاده‌سازی شرکت نفت در جزیره خارک منتشر شد، برگ برنده‌ای بزرگ برای ایران بود و آنچنان ترسی ایجاد کرد که اعراب درصدد برآمده‌اند تا آن را جعلی بخوانند اما در اندک زمانی پس از رسانه‌ای شدن این خبر، این کتیبه که سندی تاریخی برای اثبات نام خلیج فارس بوده با تیشه و پتک نابود شد و این تنها اتفاقی نبود.چرا که دلنگرانی مسولان را ما ندیدیم.همانگونه که 47 هزار جلد کتاب و اسناد مربوط به کاوش‌های باستان‌شناسی و نقشه‌های اوزالیدی از بناهای باستانی به همراه هزاران قطعه عکس‌های تاریخی مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور به یغما رفت و نابود شد. ازکاوش‌های محوطه شمی ایذه، که  5 مرحله مورد حفاری غیر مجاز قرار گرفته است.تا محوطه‌های دهلران، گوران و چغاآهوان ایلام که از تیر نیز  حفاری‌های گسترده قاچاقچیان و سودجویان آثار تاریخی در امان نمانده است.محوطه زاوی شمی ایذه نشان می دهد که ایلام در صدر حفاری های قاچاق غیرمجاز قرار دارد.جویندگان گنج چون فضا را مناسب دیدند سرقت آثارتاریخی را دستوا پایتخت ایلیمائیان را غارت کردند .تپه باستانی سربیشه که یکی از نقاط تارخی منطقه آبماهیک در مخزن سد گتوند علیا بود، توسط عده ای ناشناس مورد دستبرد قرار گرفت.میراث روستای رکن آباد میبد مورد تعدی قرارگرفت.گورستان املش بهشت غارتگران شده است. برای سرقت اشیای تاریخی قالاباشی نقده تونل ها زدند.آثارباستانی شازند از دستبرد دزدان آثار باستانی در امان نماند.متاسفانه قبرستان های قدیمی، امامزاده ها و اماکن متبرکه نیز از این دستبردها در امان نمانده و خسارت های زیادی هم به لحاظ فیزیک بنا و ساختمان و هم به لحاظ اقلام و اشیای داخلی از قبیل لوسترها، درها و پنجره ها، ظروف برنجی و مسی دیده اند.رنج آور اینکه تصاویری که از حفاریهای مختلف در تپه ها و محوطه های تاریخی کشور به دست می آید نشان می دهد حفاریها و سرقتهای مختلف در حوزه میراث رنگ و بوی مهندسی شده و برنامه ریزی شده به خود گرفته اند و حتی گاهی از جدیدترین فیلم های فرار و سرقت که در اروپا ساخته می شوند نیز الهام می گیرند.بزرگترین تپه تاریخی ایران یعنی محوطه باستانی سیَلْک که در منطقه فین کاشان واقع است مورد تجاوز قرار گرفته است.مغز تپه  های مارلیک و کلورز رودبار از تیشه حفاران قاچاق شکاف برداشته است.تحرکات مشکوک حفاران غیرمجاز درقلمرو هرکول بیستون را کسی جدی نگرفت.رامهرمز،که تا چندی قبل رکوردار حفاری قاچاق بود گنجینه هایش چهره از مردم کتمان کرد.تل علوی روستای علوی ملایر، وتپه «گندعلی» در روستای هزار کوشک بیضا فارس با آثار دوره عیلامی و ساسانی ، .تپه باستانی شاه طهماسب همدان ،میراث محوطه شوش ،کنار صندل کرمان ،تاکستان،حفرتونل 20متری در رامهرمز برای دسترسی به گنجینه های ایلامی .و.....بیانگر این واقعیت تلخ است که :زنگ خطر فروپاشی میراث فرهنگی بصدا در آمده است. حفاري هاي غيرمجاز مصداق بارز غارت فرهنگي هستند که ماحصل آن در هر حالت عليه فرهنگ و هويت ملت ما صورت مي گيرد.


+ نگاشته شده در  یکشنبه 23 آذر1393ساعت 11:32  توسط وارنا  | 

خاصیت هنرایرانی انعکاس جهانی آن است.

می گویندهر فكر و الهامي به هرجا كه پرتو افكند رنگ جديدي را كه مولود انعكاسات همان محل است مي‌پذيرد مخصوصاً اگر خاصيت اينگونه انعكاسات در آن قوي‌تر از ديگر نواحي جهان باشد.ومردمانی که فکر و الهامشان در پرتو افکنی یگانه بنماید.تاریخ بشرعبور همه انديشه‌ها از ميان اقوام گوناگون و حتي از ميان يك قوم در ادوار مختلف که داراي سرگذشتهاي مشابه تلخ و شیرین ،فراز و فرودها بوده است و بوضوح نشان داده است  هر فكر و الهامي به هرجا كه پرتو افكند رنگ جديدي را كه مولود انعكاسات همان محل است مي‌پذيرد مخصوصاً اگر خاصيت اينگونه انعكاسات در آن قوي‌تر از ديگر نواحي جهان باشد.بسي از افكار و عقايد و انديشه‌ها و رسوم و آداب هم همراه همان قوافل از رفت‌وآمد باز نمي‌ايستاد ، اما ملت ما ملتي بود كه بر اثر همين خاصيت طبيعي سرزمين خويش در شناخت زشتها و زيباها و حسن انتخاب از آنچه مي‌گذشت چيره‌دست و توانا از كار درآمده‌بود ،خوبهایی  را كه در اطراف خود دید پذيرفت و زشتيها و پليديها را درکارهنری کنار گذاشت و از حضورآن در خلق آثارباشکوه اهتراز نمود.با این حال  همة آنچه را كه پذيرفت و حتي آن آداب و عاداتي كه همراه ايلغارها و اقامت ممتد ايلغار‌كنندگان و چون مرده ريگي ازآنان بازماند ، همه را بدست مشاطه طبع خداداد خويش داد تا چنانكه طبيعت او مي‌پسندد برآن غازة حسن بگذارد و جلوه‌اي دلپذير بدان بخشد.دوره‌هاي مختلف فعاليتهاي فكري هنر آنان، در صورتيكه در تاريخ تحولات و سیرهنری آثارباستانی دقيق شويم ، با دوره‌هاي گوناگون همساز و همرنگ هستند. چرا که ميراثهاي واقعي ايراني مولود دوره‌هاي واقعاً ايراني است و در همان دوره‌هاي واقعاً ايرانيست كه مراكز علمي از قبيل ريشهر و گنديشاپور و مرو و اهواز و نيشابور و بخارا و ري و جز آنها ، و دانشمندان بزرگ مانند خوارزمي و نوبخت و فرزندان موسي خراساني و كوشيار گيلي و ويجن كوهي طبري و پسر ربَّن طبري و محمد زكرياي رازي و مجوسي اهوازي و بونصر عراق و بوسهل مسيحي و پورسينا و بوريحان خوارزمي و رودكي سمرقندي و فردوسي طوسي و خيام نيشابوري و بسياري ديگر از اين مردان دانشمند بلند انديشه در دامان وطن تربيت ‌يافتند.از یک طرف بوريحان‌ها و پورسيناها و فردوسي‌ها در مهد دانش‌پروري و ادب‌دوستي سامانيان كه به نژاد بلند پهلواني خود متكي و بنابر رسم دهقانان به رسمها و آئين‌هاي ايراني مباهي بوده‌اند ، تربيت مي‌يافتند واز طرفی استاد حسین بن حاجی تنهجانی،فرهاد بن استاد رستم،علی نجار تبریزی ،عبدالله درودگر،استاد احمد و استاد یادگار،استاد حسین بن علی ،شمس الدین انصاری استاد محمد نجار گیل،حسین نجار لواسانی ،استاد اسماعیل هاو......نجران و نقاران ماهر و قاهری شدند که پیکر آثار مذهبی و تاریخی را از چشمه هنر سرپنجه انگشتان خود سیراب نمودند.


+ نگاشته شده در  یکشنبه 23 آذر1393ساعت 8:33  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  یکشنبه 23 آذر1393ساعت 7:55  توسط وارنا  | 

آثارباستانی واژگان  هنر هستند

 ذوق و طبع ظريف ايراني هر جا كه مقدور بوده به نحوي تظاهر كرده است.گویی هیچگاه علی رغم فراز و فرود تاریخ،توقف نداشته واین طبایع ظریف در معماری بناها، در گچ بري و كاشي كاري ، در جاجيم و قالي ،گلیم بافی و پارچه ،شیشه و سرامیک،کاشی و کاسه ،سفال وكوزه‌ها ،تزئینات و نماسازی ، مقرنس و منبت و خاتم نقش برجسته ها وکتیبه ها،گنبد سازی و تزئینات محراب،..هم مظاهر اين ذوق و هنر ديده مي شود. خلاصه هر جا كه نشاني از ايران باشد، از هنر ايران نيز هزاران نشانه‌هايي است.وقتی دستة چپق يا قليان را با كنده كاريهاي مختلف تزيين می نمايند، یا طرفين پله هاي كاخ آپاداناي تخت جمشيد را با نقوش برجسته تزيين مي كنند، و يا روي گنبد شيخ لطف الله را با كاشيهاي هفت رنگ مي پوشانند، و قوطي سيگار نقره اي را با گل و برگ مزين مي كنند، دستة ظرفي را به صورت حيوان شاخ داري در مي آورند، تمام اينها نشانی از تلاش هنری است که مفهوم واژه هنر راروشن می کنند داخل يك خانة قديمي مانند خانة امام جمعه در تهران يا حسينيه قزوين ،خانه ای در ابیانه و ماسوله،گلپایگان یا کرمان،کاشان یا تبریز،ازخانه کوزه کنانی قاجاری ثبت شده 1171 ،مارتا پیترز صفویه بشماره 990،پیرنیای نائین با شماره 995 ،صولت الملک خوانسار با شماره 1250 ،آئینه خانه مفخم بجنورد با شماره 1167 محتشم شیراز با شماره 1557 قاجاریامام جمعه قزوین و.... ، ملاحظه خواهيد كرد كه در و پنجره وكف اطلاق و سقف انها و عموم آنچه كه در اين اطلاقها مورد مصرف ساكنان بوده هر كدام به نحوي تزيين شده اند، بنابراين مي توانيم بگوييم هنرهاي تزييني در دوره هاي قديم ايران بسيار مورد پسند مردم بوده است. این بناها خود امروز موزه ای جذاب و دلنشین برای مردم هستند.


http://www.taryana.ir/files/images/samimi-building-ramhormoz-museum-01.jpg


+ نگاشته شده در  یکشنبه 23 آذر1393ساعت 7:46  توسط وارنا  | 

چه کسی از این همه تخریب ها  سود می برد؟ بافت های تاریخی که جاذبه خیز و در رشد اقتصاد منطقه  و جذب توریسم داخلی و بین المللی تاثیردارد چرا از بین می روند؟ متولیان چه می کنند؟با اینکه این همه تخریب در حوزه میراث و فرهنگ مشهود و دردآور است شعار فریبکارانه جذب توریسم در سال 2014-2015 چه معنایی دارد؟آیا این شعار ها علیه شعور مردم نیست؟این مکان ها ،فضاها و نشانه های تاریخی ،مانده ها و شواهد،مدارک و قراین تاریخی ،که مثله و متفرق می شوند چه پیامی جز مرگ آثار تاریخی دارد؟چرا خیمه مرگ بر آثار باستانی سایه انداخته است؟درحالیکه دقت و مراقبت درعمل و یا پرهیز و خودداری از چنین اعمال زشتی در تخریب بناهای تاریخی حائز اهمیت است چرا کسی احساس مسولیت و التزام و تقید و تعهد نمی کند؟


+ نگاشته شده در  شنبه 22 آذر1393ساعت 14:2  توسط وارنا  | 

کافي است كه انسان چنين میراثی داشته باشد تا فورا احساس احتياج نمايد كه بايد وظيفه سپاسگزاري را بعمل آورد.)

برای هرایرانی این سوال مطرح است که چگونه این آثار نفیس و مانا به دست توانای پدران و مادران وهنرمندان این سرزمین ساخته شده است.تا پشتوانه ای باشد برای نسل های آینده که در زمینه فرهنگی دستی تهی نداشته باشند و دربین ملل صاحب تمدن احساس حقارت نکنند. ملتی که میراثی خلق کرد تا ملل جهان در برابر میراث عظیم آنها احساس نوعی حقارت کند.ملتی که هزاران سال است به هویت خود افتخار می ورزد محصول تلاش گذشتگان است که باید وظیفه سپاسگذاری بعمل آورده شود.

غربی ها درست به همین دلیل غارت میراث فرهنگی این سرزمین را رقم زدند تا شاید سرپوشی بر همه حقارت های  تاریخ آنها باشد.روس ها در جنگ با ایران بوسیله ژنرال خود پاسکیویچ بخش اعظم غرامت های خود از ایران را در قالب آثارتاریخی دریافت کردند تا به هرنوعی است میراث و فرهنگ مردم این سرزمین را آسیب پذیر تار سازند.جیمز موریه انگلیسی چشم و گوش دولت بریتانیا غارشاهپور را یافت و مجسمه شاهپور را با ماهرترین سنگتراشان از مکانش دزدید و به بریتانیا انتقال داد تا ضربه ای بر پیکر میراث فرهنگی این سرزمین وارد کند. دیولافوا ها آثارشوش را بار کرجی کرده  به بغداد بردند و از آنجا به لوور انتقال دادند تا ضربه ای مهلک دیگر بر تن میراث ایران وارد شود با این همه از ابهت میراث بزرگ این سرزمین کاسته نشد زیرا جهانیان شکوه میراث این سرزمین را باور کرده اند. ما باید وظیفه سپاسگذاری از نیاکانمان را بعمل آوریم که ما را سرفرازترین ملل دنیا جلوه گر ساختند.البته باید گفت نسل ایرانی در صورتی ابعاد غارت میراث فرهنگی خود را بوسیله بیگانگان درک خواهد کرد که امکان داشته باشند تا در موزه های اروپا و امریکا گردش نمایند آنگاه بوضوح خواهند دید غربی ها با میراث فرهنگی آنها چه کرده اند.بزرگترین احساس وظیفه سپاسگذاری ما نسبت به گذشتگان،حفظ آنچه از میراث باقی مانده است.تا آنچه که برای ما مانده است بر حسرت و اندو ما نیفزایند

 


+ نگاشته شده در  شنبه 22 آذر1393ساعت 10:33  توسط وارنا  | 


+ نگاشته شده در  جمعه 21 آذر1393ساعت 14:19  توسط وارنا  | 

این بنا تاریخی آرامگاه سید حسن الحسینی مشهور به سید واقف است که دارای برجی مرتفع و ۸ ضلعی با گنبد دوپوش و فیروزه رنگ و زیبا است که ره‌گذران و بینندگان را به بالای تپه می‌کشاند.درنطنز تاریخی از جمله آثاری که توجه میراثدوستان را به خود جلب می‌کند گنبدی است فیروزه فام که بر فراز تپه‌های مشرف بر درختان سبز و خرم شهر نطنز، در محله افوشته قرار گرفته است.تیبه ساقه گنبد به خط کوفی بنا شده است و موقعیت بنایی بقعه چنان بوده که اگر از بالای بام یا پایین دیوار آن به طرف شمال شرقی نگاه کنید، محله افوشته و باغستان‌های آن در گودالی به نظر می‌رسد و در مسافت‌های دور دست کوهستان‌هائی که در سراشیبی رو به کویر قرار دارد ابهت و عظمت فراوان به این محل می‌بخشد.گنبد به صورت برجی ۸ ضلعی آجری و فاقد تزئینات کاشی‌کاری و گچ ‌بری بوده و طول هر یک از اضلاع خارجی آن در حدود ۳٫۵۷ متر و هر ضلع دارای طاق‌نمای جناقی تزئینی است که عرض طاقنما به ترتیب ۲٫۲۵ متر است گنبد رو به شمال شرقی ودارای ایوانی است به ابعاد ۲٫۵ در ۳ متر با طاق رومی نسبتا مرتفع که بلندی آن تا هره در حدود ۷ متر است. دیوارهای ایوان نیز در طرفین هر یک دارای ۲ طاق‌نمای تزئینی در ۲ مرتبه بوده که طاق‌نمای پایینی به عرض ۸۳ سانتی‌متر و طاق‌نمای بالایی که در حدود ۱ متر بالاتر قرار گرفته و دارای عرض دهنه‌ای در حدود ۱ متر است. ورودی گنبد که در انتهای ایوان قرار دارد در حدود ۶۰ سانتی‌متر از کف ایوان بلندتر و دارای طاقی هلالی شکل با عرض دهنه ۱٫۳۳ متر بوده و محیط ساقه گنبد در حدود ۲۱٫۵ متر و ارتفاع ۲٫۵ متر است.شکل داخلی گنبد عبارت است از یک ۸ ضلعی با طول هر ضلع ۲٫۶ متر که هر یک از اضلاع با طاق‌نماهایی تزئین یافته است و سقف گنبد در پایه ۸ ضلعی و اندکی بالاتر به ۱۶ طاقچه کوچک گنبدی نیم‌کره شکل تقسیم می‌شود و سپس دایره‌ای بر آن‌ها استوار شده که قاعده و پایه گنبد بقعه است.


+ نگاشته شده در  جمعه 21 آذر1393ساعت 14:7  توسط وارنا  | 

آرکئولوژی که تسامحا درزبان فارسی باستان شناسی ودربرخی موارد دیرینه شناسی و یا معرفت شناختی خوانده شده است از این معنا به یک رشته و دانش نوبنیاد و مدرن برخورد می کنیم که هم تعریف مشرب ها و رویکردهای آن جذابیت های خودش را دارد.آرکئولوژی از آن مفاهیم هزارتو و ترجمه ناپذیری است که معنای فراوانی در آن مندرج و مکتوب و مندمج است .این مفاهیم پرمایه سرمایه دانش باستان ششناختی را می رساند باستان شناختی چونان یک رشته مدرن ماهیتا دانشی معناکاو ،گران معنا و باستان گرا است به مفهوم دقیقتر یعنی دانشی که آرخه ها و لوگوس های مفقود به وساطت "تا-آرخئا"یعنی آثار و نشانه های به جای مانده از آرخه ها و لوگوس ها یا معناها کنش و رفتارها انگیزه و نیت ها ،اندیشه های عاملان و فاعلان هزاران سال غایب ،دلیل ها و علت های مفقود و متروک و مدفون و مهجور و محجوب است.جستن و کاویدن و کشف کردن و گردآوردن مبتنی بر مسئله ها و فرضیه ها و روش های مشخص  این یا آن اثر به جای مانده ،از افعال آدمی و هرآنچه که منسوب و متعلق  و مرتبط با مردمان گذشته است تا داوری ها و بررسی ماده های فرهنگی جهت کشف مفقود های زندگی تبار آدمی خواسته و خاسته باستان شناختی و باستان شناسان است.با پیش فرض ها و قاعده ها و قالب ها و عیارهای گوناگون وارد مناطق مه گرفته و ناپیدای موضوعات مورد مطالعه می شوند .این طیف از علما در میدان مشاهده و عمل به هنگام کشف و کاوش محوطه ها و جراحی لایه های باستانی و گردآوری داده ها به داوری های ریز و درشت فوری و ارجاعات متعدد که بتواند راه را برای خوانش و توضیحات مطمئن تر و موثق تر فراهم آورد دست می زنند.وهمواره مشتاق و ورزیده  و مصمم و سعی ورزیده تا بدانند  و بفهمند پیشآمدهای گذشته بر گذشتگان را


+ نگاشته شده در  جمعه 21 آذر1393ساعت 13:49  توسط وارنا  | 

گوردخمه دیره


+ نگاشته شده در  پنجشنبه 20 آذر1393ساعت 21:7  توسط وارنا  | 

**با استمرار تخریب آثارباستانی ، جهان پهناورهیچ میراث ارزنده ای در احتيار ندارند

 به هنگام دیدار از آثارتاریخی و تپه ها و زیست کهنگاه های باستانی نخستين چيزي كه جلب نظرمی کند از هم پاشیدن بافت تاریخی و فرو ریختن در و دیوار و کاشی ها و مرمت های ناخوآیند و کند و کاو های حفاران عتیقه پرست است در بازدید از مکان های تاریخی ، به جاي آنكه از از زیبایی ها و قدمت و ابهت تاریخ این سرزمین بیابیم ویرانی و تخریب مشاهده می کنیم. به جای آنکه ساعتي را با آثار هنري بگذرانيم. و اوقات خوشی را رقم زنیم قطاری از بار غم بر وجود آدمی سنگینی می کند.من موافق نیستم که آثار تاریخی را گنجینه بنامم زیرا به هنگام استفاده از این واژه اولین چیزی که در ذهن انسان متبادر می گردد ارزش مادی و بهای دنیوی است.حال آنکه میراث ،هویت و اعتبار و عزت ،برگرفته از فطانت و ذوق و شور و اشتیاق بی مثال هنری دارد.هراثر و بنا،پرده ی حوادث تلخ و شیرین سرزمین ایران است.حيف است كه اين مواریث کهن در گوشة گوشه ی این خاک فراموش شده بماند. چرا ما ايرانيها نبايد چنين اثار هنرمندانه را قدر بدانیم؟امروزه بی رنج بازدید از آثارتاریخی فراهم است اما لذت از این دیدار ها کمتر.

پيشرفت سريع تمدن در اين روزگار، و پيدايش انواع وسايل نقلية زميني هوايي و دريايي تندرو در همه جا، و ماشيني شدن كارها در بيشتر كشورهاي سراسر گيتي، مشكل جهانگردي و بازدید از مکان های زیبا را بسيار آسان نموده است، و روز به روز بر تعداد جهانگردان افزوده مي‌شود، همين آسان شدن دشواريهاي سفر و افزوني مسافران از يك سو، با افزونی تخریب آثار وبناهای تاریخی و بافت مکان های شهر و روستایی موجب شده است که خود این امر ازشدت حلاوت دیدار از مکان های باستانی کاسته شود. بازدید ازآثارتاریخی با هدف لذت از زیبایی ها،شکوه و هنر های بی مانند صورت می گیرد.چنين بنظر ميرسد كه برترين هدف هنر زيبايي بوده است و زيبائي ظاهر نماينده خوبي دروني. آدمي چنان مي‌پندارد كه اگر بدنبال اين زيبائي‌ها برود به خوبيها خواهد رسيد شكي نيست كه زيبائي مرحله ايست از خوبي و ميتوان گفت كمال هر چيز در زيبائي آن نيز هست که اگر این زیبایی از آثار گرفته شود كمال زيبايي و هنربه نقصان می رسد. ارنست رنان منتقد فرانسوي ميگويد: «زيبائي به همان اندازه حقيقت و نيكي داراي اهميت و ارزش است.» از اينرو زيبايي خود براي هنر هدفي است به همین دلیل است که هنرمندان ایران باستان درکنارخلق هراثر و تولید ابزاری به زیبایی و ظرافت آن با دقت توجه کرده اند.تا بتوانند اثری پديد آورند و هنر آفريني كنند که جهانیان زبان به تحسین در همه حال و همه ادبار گشایند.


+ نگاشته شده در  چهارشنبه 19 آذر1393ساعت 11:47  توسط وارنا  | 

[ مهرپارسی : ثبت سایت و وبلاگ ] [ Weblog Themes By : mehreparsi.ir ]