از اهمیت و نقش تاریخی نقش برجسته ها در روشن ساختن زوایای تاریک تاریخ بسیار گفته شده است وبه همین دلیل ذکر آن روا نمی داریم.اما از بیشاپوری که دیروز محوطه هایش را به آتش کشیدند و امروز که علف های هرز آن را به کام مرگ کشانده اندمی گوییم.بوته ها به جان کتیبه های بیشاپور افتادندوخطرتخریب آنها را شدت بخشیدند.ده ها بوته ها و گیاهان از میان سنگها و کتیبه های شهر تاریخی بیشاپور در حال روییدن هستند و زمینه تخریب و نابودی سنگهای تاریخی را فراهم کرده اند.  بیشاپوری که یکی از شهرهای باستانی ایران در 25 کیلومتری غرب کازرون فارس است و در زمان ساسانیان ساخته شده، با 200 هکتار وسعت از شهرهای مهم آن زمان بوده و اهمیت ارتباطی داشته، این شهر از قدیمی ترین شهرهایی بوده که تاریخچه ساخت آن به صورت مکتوب در سنگ نوشته ای موجود است. این شهر دارای طراحی و مهندسی ویژه آن روزگار بوده و در کتابهای تاریخی، نام این شهر با عنوانهای بیشاپور، بیشابور، به شاپور، بیشاور و "به اندیوشاپور" ضبط شده است.شهر بیشاپور مرکز ایالت و کوره اردشیر خوره بوده و تا قرن هفتم هجری آباد و مسکونی محسوب می شده اما پس از آن ویران شده که البته گنجینه ای از آثار ارزشمند ساسانی مانند معبد آناهیتا به شمار می رود.متاسفانه طی چند سال گذشته این آثار تاریخی دچار آسیبهای زیادی شده به گونه ای که بسیاری از آثار تاریخی شهر بیشاپور مورد تهدید قرار گرفته است.برخی آثار تاریخی با ارزش به محلی برای چرای دام تبدیل شده و روستائیان اطراف بدون هیچگونه ترسی به راحتی گوسفندان خود را به داخل شهر تاریخی بیشاپور آورده که این امر خطراتی را به دنبال دارد.همگی این تخریب ها باعث تهدید این آثار تاریخی شده ومسولان برای حفظ این اثر هیچ گامی بر نمی دارند.بارها تذکر داده شده است که آثار با ارزش در آستانه نابودی قرار دارد و هجوم گل سنگها و بوته های هرز وخودرو از درون نقش برجسته های این شهر تاریخی سر درآورده است و.شش نقش برجسته در این اثر تاریخی وجود دارد که در هر شش مورد آن شاهد رویش گیاهان هستیم این خود باعث شده است تا به دنبال آن شکافهایی در نقش برجسته ها به وجود آمده ودر هشت بخش آن بوته رویئده است.

رویش علف درنقوش اشکفت ایذه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مرداد1393ساعت 9:4  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مرداد1393ساعت 8:16  توسط وارنا  | 

علی رغم اینکه نخستین قانون ناظر بر عرصه میراث فرهنگی همان قانون عتیقات در 52 ماده و در 28 آبان 1311 تصویب شد. پس از گذشت 82سال از  هنوز به این نتیجه نرسیده ایم که قوانین میراث فرهنگی را بازنگری و به روز سازیم .در حالی که همین قانون مندرس  که خود عتیقه شده است لطمات جبران ناپذیری به میراث وارد ساخته است.وموجب شده اتفاقات بسیار ناخوشآیندی برای آثار ،گنجینه ها،بناها و اشیای درون موزه ای این سرزمین روی دهد.اتفاقاتی که هنوزعلاقه مندان و شیفتگان میراث فرهنگی را می آزارد. حوادثی که در این حوزه رخ می‌دهد تخریب های برنامه ریزی شده و هدفداری است که تا امروز توجه جدی به آن نشده است.به نوعی این حوادث تلخ و ناگوار ،صبر و حوصله را ازهمه گرفته است .هزاران سند و مدرک از دوران فطرت و تاریکی میراث فرهنگی و اوج حقارت آن در دوران های صفوی و قاجار و پهلوی دردست است که بررسی هریک عمق نفرت و کینه ما را نسبت به این حکومت ها افزوده است.صفویان کینه ورزانه آثار قاجار را منهدم و قجر های بی نام و نشان آثار پهلوی را از بین بردند در حالیکه هریک از این آثار بر گرفته از ذوق و هنر و معماری و برگرفته از روح لطیف و بلند ایرانی حکایت داشتند صد ها اثر که می توانستند زیور هنر و معماری ونگین فهرست جهانی باشند ناجوانمردانه از بین رفتند.مرحوم اقبا ل آشتیانی می گوید؛ «جنایتی که یک عده از حکام طمع ورز سفیه دوره قاجاریه و... در انهدام آثار بی نظیر اصفهان مرتکب شده اند از حد شرح و وصف بیرون است. از تمام آثار و ابنیه باشکوهی که در ساحل راست زاینده رود وجود داشته و سیاحان فرهنگی در صد سال قبل اوصاف و تصاویر آنها را برای ما به یادگار گذاشته اند امروز کوچک ترین اثری بر جا نیست و از ابنیه داخل شهر هم هر چه برپاست به شکل عجیبی صدمه عمدی خورده و غالباً یا نقوش آنها را سترده یا در و پنجره و سقف آنها را چنان درهم شکسته اند که هیچ زلزله یی نیز چنین نمی کرده است. صدها خانه تاریخی در تصرف مالکانی است که با استفاده از فقر قانون ،آنها را تخریب و برج های بی هویت و بی هیبت را جایگزین آنها کرده اند.سخن به گزاف نیست اگر بگوییم در سایه قوانین ضعیف و بی (بازدارنده) مهار تخریب آثار و سرقت گنجینه های تاریخی از دست مسولان خارج شده است در این بین گروهی  بی عاطفه از خدا بی خبر از همه کس و همه جا نسبت به ابنیه و آثار تاریخی وامامزاده ها و مساجد ،کبوترخانه و قلاع و پل و خانه ها و حتی آرامگورها،مورد  تطاول و تعدی قرار می دهند  در مواردفراوانی خاندان منفور پهلوی با عمال صهیونیست دست به تخریب و انهدام آثار فرهنگی وسرقت و تاراج گنجینه های تاریخی زدندبازار منوچهری در داخل و بازارهای دوبی و لندن برای فروش آثار تاریخی از هم سبقت گرفتند..میراث باستانی این سرزمین از گذشته های خیلی دور هم حال و روز خوشی نداشته اما  امروز چرا و چگونه غارتگران آثار تاریخی و سارقان آثار عتیقه توانسته اندمجال نفس کشیدن را ازآن سلب کنند؟روزانه ده هامحوطه ها ی تاریخی و اتلال باستانی از بین می روند. هزاران بنا قد می شکنند. وهزاران فقره سرقت ،نشان از ضعف قوانین بازدارنده در حوزه میراث دارد.که باید تدبیری کرد.نمایندگان مردم  باید باور کنند که هر اثر تاریخی به دلیل جایگاه ممتاز خویش ،مانند شخصیتی می مانند که شناسنامه، تاریخ ، هویت و ماهیت دارند یکتا. بی جانشین و بی بدیل و بی همتا بوده و سند هویت بخش ما بشمار می روند. باا این روند تخریب ها ، سرقت ها و ویرانی هاخیلی زود آتش این تخریب دامان  تخت جمشید،بیشاپور،طاق بستان،پاسارگاد.مسجد شیخ لطف الله و امام و کبیر و کبود،بقعه شیخ صفی الدین،نائین.سازه های شوشتر.شوش و.... را می گیرد که در آن حالت  باستان شناسی ایران برای همیشه از بین خواهد رفت .(تورج رهبرگنجه-باستان شناس)

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مرداد1393ساعت 11:1  توسط وارنا  | 

حمام های تاریخی ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مرداد1393ساعت 8:34  توسط وارنا  | 

 مسجد ریجاب کرمانشاه در روستایی به این نام مستطيل شكل و از قلوه سنگ و ملاط ساخته شده است. اين بنا ظاهراً ادرمکانی ساخته شده که بنایی قدیمی تر وجود داشته است و با این حال که برخی  معماری آن را قبل از اسلام میدانند صحیح نمی باشد  برخی باستان شناسان حتی دوره صفوی را ذکر کرده اند که با معماری آن همخوانی ندارد به هر روی ،هالي محل بناي اين مسجد را به (عبدالله بن عمر) فرزند خليفه دوم نسبت مي دهند . اين محل در صدر اسلام به مسجد تبديل شده است .محراب مسجد بر خلاف تمام مساجد اسلامي از ديوار جنوبي بيرون نيامده بلكه بوسيله گچبري به ديوار مسجد اضافه شده و كاملاً از ديوار متمايز است . مناره مسجد مدتها بعد از بناي مسجد ساخته شده و آنرا برروي بام مسجد در زاويه جنوب غربي ساخته اند و راه ورودي به مناره هم از پشت بام مسجد است . سبك معماري مناره شباهتي به برجهاي خاموشي بخصوص به برج خاموشي ريجاب دارد با اين تفاوت كه بجاي سنگ از آجر براي نماي خارجي مناره استفاده شده است . مناره مسجد دراراي 21 پله مثلثي شكل است . بالاي مناره به دريچه اي رو به جنوب منتهي مي گردد. كه كاملا از اين جهت هم از برج خاموشي ريجاب تقليد كرده‌اند . سكويي نيز در داخل مناره ديده مي ‌شود و بالاي آن گنبدي قرار دارد مدخل مناره داراي تاق گهواري شكل بوده و نماي خارجي آن در قسمت فوقاني با چوب و گچ تزيين يافته و شباهت زيادي به مناره ساريان در اصفهان دارد . در داخل مسجد هشت ستون در دو رديف به موازات هم قرار دارند كه از دو شكل مختلف مي باشند . 4 عدد از ستونها چهارضلعي با ابعاد 75 در 75 سانتي متر كه تا سقف به يك اندازه هستند چهار ستون ديگر در يك امتداد قرار دارند هر كدام از سه قسمت مشخص تشكيل شده اند : قسمت نخست كه از كف مسجد تا ارتفاع 30 سانتي متر شروع مي شود . چون چهر ستون قبلي چهار گوش با ابعاد 83 در 83 سانتي متر هستند از ابنحا تا ارتفاع 2/2 متر ستون به شكل استوانه در آمده به محيط 190 سانتي متر و در قسمت سوم ستون باز به شكل چهار ضلعي در آمده و تا سقف رفته است . در بالاي اين دو رديف ستون دو الوار تراشيده شده ضخيم انداخته‌اند سپس تيرهاي افقي مسجد را روي آن دو قرار داده‌اند . منبر مسجد پشت به محراب ساخته شده و از سنگ و گچ بنا گرديده و داراي 5 پله است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مرداد1393ساعت 8:14  توسط وارنا  | 
کاروانسرای زعفرانیه را باید زعفران کاروانسراهای ایران خواند این اثر قاجاری که در هفدهم آذر سال 1364 با شماره 1696 در فهرست میراث ملی قرار گرفته است در شهرستان سبزوار مانند جواهری می درخشد .این کاروانسرا در روستای زعفرانیه کیلومتر 40 جاده سبزوار واقع شده است .اصل بنا، معماری و نوع قوس هایی که در ساختمان کاروانسرا مشاهده می شوند، همگی از دوره قاجارند؛ ولی این بنا در دوره صفوی ساخته شده و شاید در دوره ای به طور کامل تخریب شده و در دوره قاجار به صورت کامل بازسازی شده است

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مرداد1393ساعت 10:41  توسط وارنا  | 

 مسجد  ابومحمد شهر کرد یکی از جاذبه های تاریخی و از مواریث ارزشمندایران است که هفتم خرداد سال 1387 با شماره 22951 در فهرست میراث ملی ثبت شده است.این بنا از مساجد تك شبستانه چهار ايواني با طاق نماهايي بوده كه در دوره هاي قبل، طاق نماهاي آن تخريب شده است. معماري مسجد ابومحمد شهركرد متعلق به دوره قاجاريه است: پوشش این بنا به صورت طاق و گنبد است که بر روي ستون هاي سنگي بنا شده است. مصالح بكار رفته در این بنا از مصالحی همچون چوب، سنگ، آجر و خشت است. پوشش بنا به صورت طاق و گنبد ،بر روی ستون‌های سنگی بنا شده است. برخی این مسجد را متعلق به دوره قبل از  صفوي  دانسته و درکتاب معماری  ایران دروه اسلامی آقای کیانی تاریخ ساخت اثر ،قرن هشتم ه ق ذکر شده است اما آنچه مشخص است این اثر پس از ويراني ، در سال 1338 از نو ساخته شده است


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مرداد1393ساعت 10:32  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مرداد1393ساعت 8:17  توسط وارنا  | 

نسل هایی پی در پی آمدند و رفتند و از تاریخ با شکوه و عظمت ایرانزمین بسیار آموختند وبر آموخته های خود آمیختند از دیدار گنجینه های تاریخی درس ها و عبرت و پندها گرفتند اگرچه نه کوزه گری_کوزه خری_ کوزه فروشی- بود اما از درون  کوزه های تاریخی صدای تپش ضربان قلب و نفس هایی را می توان حس کرد و شنید که ما را می خوانند انگار صحبتی با ما دارند و مارا بد جوری مورد خطاب و عتاب قرار می دهند که  چرا از میراث و فرهنگ حفاظت نمی شوداین گنجینه ها سهم الارث نپستندبلکه به عنوان میراثی گرانسنگ به امانت سپرده شده است دراین خاک پهناور ایران که هزاران سال اندیشه های نیک  و روانهای پاک جاری بود اینک چه شده است که اندیشه ها به کژی گرویده و روانها جامه چرکین بتن کرده است؟کینه و عداوت و شقاوت و بیرحمی به گنجینه های تاریخی بالا گرفته وتمامی آنچه به ما رسیده است در حال ویرانی و تخریب است؟هر اثر تاریخی نشانه ی هویت فرهنگی و ماهیت تاریخی ماست و باید از گزند روزگار و دستان اهریمنی در امان بماند.آثار باستانی نباید مغضوب ما شوند چرامیراث باستانی و تاریخی اینچنین گسترده و جهانی پر نفوذ و فعال(تا دیروز)بر صحنه دوران  وضعیت نامطلوبی بخود گرفته است نباید فراموش کنیمادامه روند این همه ویرانی نتایج زیانباری برای ما و نسل های آینده خواهد داشت. این آثارنشان دهنده  حركت نسلل های توالی در طول تاریخ است.با شناسایی آن زمینه شناخت هویت و خط حركت فرهنگی خود و آیندگان رامیسر می شود آثار تاریخی باقیمانده از گذشتگان حاصل هزاران سال تجربه بوده، و از این نظر برای همه دوران ارزشمند است،از این طریق زمینه‌های عبرت برای شما و فرزندان این سرزمین  فراهم میآورد.این واقعیت دارد که توجه به اشیاء گذشتگان در ذات همه ما وجود دارد ولی اینکه چرا تلاش نشده است تا از این آثار به نحوی نگهداری و مراقبت كنیم و میراث فرهنگی را که فی الواقع  هویت و اندیشه و معنویت ماست اینگونه در معرض بی توجهی و نابودی قرار دارند. شاید قصور درآگاه‌سازی مردم به این میراث‌های ارزشمند و برنامه‌ریزی‌های دقیق فرهنگی، عمرانی در جهت نگهداری از آنها گناه نابخشودنی همه ما باشد با این حال امروزه که پاسداری از میراث فرهنگی وجهه‌ای جهانی یافته -ملی و همگانی  یافته ، برای بازیابی و نگهداری ازآنها باید کوشش مضاعفی کرد. خصوصا در شرایط فعلی جهان که ملتها و اقوام برای گفتگو و هم‌اندیشی بیشتر نیازمند شناخت ازیكدیگر هستند از این رو میراث فرهنگی و یادمانهای تاریخی از مهمترین ابزارهای این گفتگو باشد. میراث فرهنگی درحكم دریچه‌های است، كه به سوی روحیات و خلق خوی و آداب و رسوم ساكنین آن دیار باز می‌شود. شناختن و شناساندن آثار تمدن چهرهای تابناك هر نقطه به حكم وظیفه لازم است از هر دریچه كه به فرهنگ مردم در هر كجای دنیا باشد، بنگریم، یك پیام كاملا شفاف را از دل تاریخ بر كتیبه زمانه حك شده می‌بینیم: آینده از آن ملتی است كه گذشته خود را می‌شناسد. رمز این پیام در شناخت و یادآوری خاطره تاریخی یك ملت نهفته است،در طول دوران تاریخ نشان داده شده است و نشان داده خواهد شد هر ملتی همان قدر دارای شخصیت هویت و اصالت ریشه و ارزش تاریخی است، كه مستنداتی به عنوان میراث فرهنگی از خود ارایه نماید، و اولین اقدامی كه در مورد نگهداری آثار و اشیاء تاریخی لازم است،از توجه و هوشیاری مردم و تفهیم و درک اهمیت این غافل نگردیم میراث فرهنگی این سرزمین پهناور و تاریخی ،اسناد و مدارک متیقن و قابل اعتمادی هستند که طی قرون و اعصار به جا مانده‌اند لذا بایدازگزند زمانه حفظ و امكان دیدارشان را برای مردم و نسل های آینده فراهم ساخت باید بیاموزیم  هویت تاریخی را جایگزین ضد ارزشها کنیم تا مردم با دیدن و شناختن میراث تاریخی و فرهنگی احساس تحسین و هویتی اصیل و استوار ‌نمایند، و از فراز نشیبها و تجربیات تلخ و شیرین گذشتكان درس عبرت بگیرند. ایران سرزمینی با پیشینه دیرین و یكی از پنچ كشور ممتاز و دارای تمدن كهن است، و در جای خود میراث‌های كهن و با ارزشمندی را جای داده است، كه معرفی، بازسازی، حفاظت و كاربری‌های گوناگون آنها متناسب با زمان می‌تواند در دورهایی كه بحران هویت یك معضل است و تهاجم فرهنگی سرزمینهای کهن را آماج خود قرار داده است می تواند مفید حال ملت باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مرداد1393ساعت 22:53  توسط وارنا  | 

کاروان سرای سرایان

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مرداد1393ساعت 15:32  توسط وارنا  | 
 

 

 در اساسنامه میراث فرهنگی كشور، آثارتاریخی جان مایه نسلهای گذشته بشمار آمده اند.که شامل آثار باقی مانده از گذشتگان ونشانگر حركت انسان در طول تاریخ بوده با شناسایی آن زمینه شناخت هویت و خط حركت فرهنگی او میسر می گردد.متاسفانه امروزه انواع آسیب ها آثار تاریخی را آسیب پذیر کرده اند.از آسیب های فیزیکی مانند شکستگی  سائیدگی و ترک خوردگی .له شدگی  و پوسته پوسته شدن یا آسیب های شیمیایی از جمله پدیده شوره زنی  پدیده نهان شکفتگتی ،و آسیب های بیولويیکی مانند خزه و ریشه گیاهان و رویش علف های هرز-خزندگان و جوندگان، درکنار عوامل انسانی که کمر همت بر انهدام و تخریب بناها و مکان های تاریخی بسته اند گواهی می دهند که شاید دو دهه دیگر باید با همه آثار باستانی این سرزمین واع تلخی کرد البته صندوق میراث جهانی با توجه به ویرانی آثار تاریخی منطقه آسیا به دلیل بروز جنگ هارا مطرح کرده بود این تخریب ها به نوعی  زیان تدریجی است و این وضع در مورد وضعیت آثار مهم تاریخی ایران بسیار جدی است که روز به روز بر شدت تخریب در برخی سایت‌های مهم آن افزوده می‌شود. ده سلم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مرداد1393ساعت 8:57  توسط وارنا  | 

خانهٔ ستوده ،  چالُشتُر ،  شهرکرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مرداد1393ساعت 8:7  توسط وارنا  | 

بار سنگین تحلیل ها و بحث ها برشانه آثار تاریخی و اشیای باستانی سنگینی می کند سهم چراغ نظر و شناخت پیشین در رویکردهای باستان شناختی درهر شئی و بنای تاریخی محسوس وملموس استآثار تاریخی و باستانی که برای این منظور از طرف باستان شناسان به خدمت و گواهی فراخوانده می شوند نقش غیر قابل انکاری در شناخت تمدن های پیشین و کهن دارند باستان شناسان به دلیل جنس منابع مورد مطالعه که ماده ای الکن هستند ودر یک فرآیند زمانی درازآهنگ به تدریج هم دستخوش تغیر سیرت و صورت قرار می گیرند با از بین رفتن جنس این منابع ،چیزی از هستی و چگونگی ماهیت زیستی آثار به ما نخواهند داد.اثر و آثارتاریخی هر یک ، منابع تحلیلی و بیان گفتار ها و نبشتارها هستند دستخوش آنها باستان شناسان را از دسترسی به نتایج واقعی دور خواهد کرد.برای هر رخداد تاریخی و یا هر واقعیت فرهنگی در فرآیند حیات و حضور، تجربه و تقدیر تاریخی ،جستجوی منشا و خاستگاه های هر تمدن و دوره ای منوط به آثار این اثرهاست.با تخریب و نابودی هر شئی و سرقت هر اثر و یا فرو ریختن دیوار خانه تاریخی پرده ای کدر بر واقعیات تاریخی پرتو افکنده و کار تحقیقات یک باستان شناس را با چالش جدی موجه می کند.باستان شناسان درباره اتفاقات و واقعیات های مدفون و مفقود و فرآیند ها و متغیرهای منجمد گذشته بر مبنای شواهد مادی گذشته کاویده و گردآوری می کنند دست به داوری زده ومفروضات آئینی را تشریح می سازند.آیا بدون یافته شدن چنین مواد و مدارکی می توان مدعی شد که به خاستگاه دین و آئین و باورها و سنن و ادب و آداب ،هنر و...گذشتگان دست یابیم؟

+ نوشته شده در  شنبه 25 مرداد1393ساعت 23:50  توسط وارنا  | 

قرآن مي‏فرمايد: «و اگر خدا بعضي از مردم را با بعضي ديگر دفع نمي‏كرد، صومعه‏ها، كليساها، كنيسه‏ها و مساجدي كه نام خدا در آنها بسيار برده مي‏شود، سخت ويران مي‏شدند.با اینکه  توجه به اشیاء گذشتگان در ذات انسان‌ها وجود دارد و همواره تلاش شده از این آثار به نحوی نگهداری و مراقبت کنند. میراث فرهنگی  آیینه جان، اندیشه و معنویت  و نشان امنیت  است که متاسفانه  در معرض بی توجهی و نابودی عده ای کژ فهم قرار گرفته است.تخریب وژه ای  آشنا واصطلاحی ویرانگر و پراستعمال،نفرت انگیز وملات آور،چالش برانگیز وضدفرهنگ،لااقل درحوزه میراث فرهنگی است.باستان شناسی کشورها امروزه تولید خدمت (ونه خیانت)میکند.حیات باستان شناسی و خیزش باستان شناسان به معنی امنیت در یک جامعه می باشد.وقتی یک تخریب و سرقتی در میدان فرهنگی و میراث کشوری صورت بگیرد  امنیت و آرامش درآن  جامعه رنگ می بازد.از این روی حفظ اماکن تاريخي هم از لحاظ هويتي و هم منابع عظيم درآمد براي کشورها بسيار مهم است. ميراث فرهنگي، همه آن چيزهایی است كه از گذشته به يادگار باقي مانده، بيان‏گر فرهنگ و تمدن،هنروباورها،سنن ادب و آداب، و.....گذشتگان مي‏باشد. یعنی مكان‏هاي تاريخي و مذهبي، نظير مساجد، حسينه‏ها، زيارتگاه‏ها، كليساها، كنيسه‏ها، اشياء و صنايع تاريخي، آثار علمي، هنري و هر چيزي حتی تکه سفال تاریخی و دیوار شکسته و فرو ریخته ای از دوران های کهن است .رونق فعالیت های باستان شناسی در هرکشوری ،آرامش یک جامعه را به همراه دارد.آگاه‌سازی مردمان به این میراث‌های ارزشمند و برنامه‌ریزی‌های دقیق فرهنگی، عمرانی در جهت نگهداری از آنهاست، اگرچه پاسداری از میراث فرهنگی وجهه‌ای جهانی یافته و نهادهای وابسته با تشکل ستادهایی برای بازیابی و نگهداری ازآنها می‌کوشند ولی شکی نست که امروزه ملتها و اقوام برای گفتگو و هم‌اندیشی بیشتر نیازمند شناخت یکدیگر و از این رو میراث فرهنگی و یادمانهای تاریخی از مهمترین ابزارهای این گفتگو است. میراث تمدن هر دیار، درحکم دریچه‌های است، که به سوی روحیات و خلق خوی و آداب و رسوم ساکنین آن دیار باز می‌شود. شناختن و شناساندن آثار تمدن چهرهای تابناک هر نقطه به حکم وظیفه بر همگان واجب است. از هر دریچه که به فرهنگ مردم در هر کجای دنیا باشد، بنگریم، یک پیام کاملا شفاف را از دل تاریخ بر کتیبه زمانه حک شده می‌بینیم. عدم تخاصم با میراث فرهنگی ،ضامن هویت تاریخ ملت است

+ نوشته شده در  شنبه 25 مرداد1393ساعت 10:27  توسط وارنا  | 

علی رغم تشدید تخریب هایی که در حوزه میراث و فرهنگ ، تاریخ و معماری و هنر این سرزمین صورت می گیرد با این حال  هنور این سرزمین  از نظر انجام پژوهشهاي باستاني شناسي و تعدد جاذبه ها و اماکن تاریخی معتبر و...داراي موقعيت ممتازي است که بی گمان همتا و مانندی برای آن نمی توان یافت.اين موقعيت بخاطر عوامل متعددي است كه استقلال ، تداوم و استمرار تاريخي و فرهنگي ،تمدن باستاني، شگفتي هاي كتابت و ويژگي توسعه ملي و شکل گیری هزاران بنای تاریخی و مذهبی و یا عام المنفعه از آن جمله است . با وجود مطالعات بسياري كه به ياري پژوهشگران ايراني و خارجي صورت گرفته است ، هنوز دانش ما از دانستنی های تاریخی و میراث هنری آن اندک و کم شمار است.در زمينه شناسایی . درک حقایق پیرامون تاریخ و پدیده های متنوع هنری اعم از مذهبی و غیر مذهبی، به حكم ضرورت بايد مختصات و ابعاد جغرافيائي ايران را در نظر گرفت و بويژه ، پراكندگي و توزيع جغرافيائي آثار باستاني را با توجه به مختصات جغرافيائي مورد ملاحظه قرار داد .برای پی بردن به میزان عظمت میراث فرهنگی این سرزمین لاجرم باید ، با توجه به كار و تحقيق سنگين وتلاش مضاعف در شناسایی آنها مبادرت کرد این هم به نوعی مستلزم  برنامه ريزي دقيق و علمي براي ادامه کارمنطقي وپژوهشی در مطالعات آينده است .نكته ايكه بايد به آن توجه داشت اينست كه برنامه فعاليت هاي ما شناسایی و معرفی و سپس حفظ و صیانت از آنها باشد. كشورهاي ديگري كه در زمينه حل مسائل فرهنگي و تاریخی خود از طرح هاي جامع پژوهشي و برنامه ريزي شده استفاده كرده اند تاكنون به نتايج مطلوب و رضايت بخشي رسيده اند .اطلاعات مردم آنها موجب حفظ تاریخ و میراث تاریخی شده است. در حال حاضر،‌آگاهي و برداشت ما از فرهنگ هاي مهم و مآثورات تاریخی و فرهنگی بسیار اندک و نگران کننده می باشد.

                                                            مقبره منسوب به پسر چنگیز درگناباد

آرامگاهي در آخر دنيا

+ نوشته شده در  شنبه 25 مرداد1393ساعت 8:42  توسط وارنا  | 

بنای مسجد چهل محراب اگرچه درحال حاضر چهل محراب ندارد اما هنوز با این نام در تاریخ می درخشد.در یزد  مسجدی وجود دارد  كه به مسجد چهل‌محراب معروف است. این بنا در گذشته چهل‌محراب داشته كه امروزه اثری از آنها باقی نمانده  است. در كل مسجد هیچ گونه تزئینات خاصی نداشته و محراب فعلی آن نیز كاملا  ساده است. مسجد چهل محراب سر دری دارد که ماذنه ای کوتاه بر بالای آن قرار  گرفته است. این مسجد دارای صحن، شبستان زمستانی، سردر و غرفه‌ها و یک اتاق  مشهور به مزار آقا در ضلع جنوبی است. در ضلع جنوبی صحن، مقبره‌ای كه مزار  آقا نامیده می‌شود وجود دارد. در ضلع شرقی صحن سه غرفه دیده می‌شود که در  یكی از آنها کاشی محرابی فیروزه ای رنگی به چشم می خورد. شبستان بنا در ضلع غربی صحن قرار دارد كه غرفه‌های آن به‌صورت دو طبقه دیده می‌شود. در یكی  از این غرفه‌ها هم کاشی محراب فیروزه ای رنگ نصب شده است.سومین کاشی محراب در اتاقی مشهور به مزار آقا نصب است كه جمله «بحسن  توفیقه» به خط نستعلیق و برجسته برآن نقش بسته است. به گفته ایرج افشار در  کتاب یادگارهای یزد کاشی های محراب این مسجد قابل مقایسه با کاشی محراب های ابوالمعالی و باغ صندل است که امروزه نیز اثری از کاشی محراب های این دو  مسجد نیست .ماذنه مسجد در بالای سردر ورودی فعلی قرار دارد و از آجر است. در داخل بنا و زیر طاق‌ها نورگیر‌های مشبكی تعبیه شده است  كه نور فضای شبستان را تامین می‌كند و در سه طرف شمال، غرب و شرق شبستان  دارای غلام گردش می‌باشد.این بنای سده هفتم هجری در تاریخ  18 آبان سال 1378 درفهرست میراث ثبت شده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 مرداد1393ساعت 8:14  توسط وارنا  | 

میراث، باستانشناسی  و مجموعه باستان شناسان کشور را ازمنظر تخریب هایی که بر شاکله خود دارد می توان زمینگیر ترین فرهنگ و میراث خواند.حوزه ای پرتنش  و سوال برانگیز،پرمناقشه با مدیریت های چالش برانگیز با بدنه و ترکیب اسرار آمیز و پیچیده سوگناکتر از هر زمان دیگر در حال فروپاشی و اضمحلال است.برخوان ضیافت آن نه اهل فن و تدبیر نشسته و نه سکانبان ماهر و قهاری دارد. با ادامه وضعیتی که در یک دهه اخیر بر آن مستولی شده پرچین و شکن و لایه به لایه پایه های آن حادثه خیزتر و زلالی و پیراستگی چند ده هزارساله آن کم فروغتر و گل آلود تر شده است.در زیر این لایه های تاریخی ،ذوق هنری و ریشه های معماری با همه باورها و اعتقادات دوران های کهن رنگ باخته وحد اصالت و عمق عنیت تجربه های معماری و هنری هویت خود را از دست داده است.تا آنجا که آموزه های دینی مانع محو ابزار هویتی نشده است.در حالیکه باستان شناسی در مطالعات خود به کاربست های گسترده و اجتناب ناپذیر نیازمند است از وصف و معرفی و نقد و تحلیل ها به دلیل کمبود اسناد و داده ها عاجز مانده است.همه آن محفوظات و مفروضات تاریخی به چالش کشیده شده است با اینکه باستان شناسی دانش پیچیده و دشواری است ادیان و نظام های عقیدتی و ارزشی مرده مدفون،متروک و مفقود از ذهن تاریخ ،را کند و کاو و بررسی می کند امروز در دایره وسیع این کند و کاو های بی حساب و کتاب مانده است.بازارهای سوداگران مرگ با داد و ستد آثار  باستانی رونق گرفته وگنجینه ها و دفینه ها بدون بیان رازهای ناگفته تاریخ از سینه اتلال باستانی ،شکافته شده و به چپاول برده می شوند.مدال های افتخار برگردن متولیان نقش بسته و جماعتی بی تفاوت بر گرد این خوان(میراث فرهنگی) به انتظار انهدام نشسته اند.گروهی بانگ بر آورند که حق کشف آثار دهید تا شاید میراث وطن از این دام برهد.ما که از رزمز گشایی و خوانش و معناکاوی ، تبیین و تفسیر و تحلیل این بدگفتاری ها مانده ایم. از بادگیر ها که درگیردار زندگی و مرگ هستند و از بناها و خانه های تاریخی که نه بن و نه بانی آنها چیزی باقی مانده است.فقط مانده ایم که چرا آسمانی ترین تمدن بشر ،سر سلسله با شکوه ترین و فره  ترین میراث جهانی اینگونه زمینگیر شده است. با اینکه هر شناختی از گذشته با حرکت و عزیمت از پایگاه های فرهنگی و فکری و معرفتی آغاز می شود آیا پایگاه فکری با ذهن تهی از میراث و اهمیت آن بنیاد کزده ایم؟چشم گریزی ما از میراث و فرهنگ چه مفهومی دارد؟

+ نوشته شده در  جمعه 24 مرداد1393ساعت 18:7  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 14:21  توسط وارنا  | 

از سنگنگاره های ایران و سنگنگاره های کوه ارنان یزد چه می دانیم. سنگنگاره هایی که نخستین صفحات روشن تاریخ نگارش را رقم زده وملتها و ملیتها از خدمات حکومت ها و دولتهای نخستین به زیباترین شیوه ممکن آگاهی یافتند.صفحات تاریخی اگرچه روبه زوال می روند اما تاریخ عظمت این نبشته ها و نگارش ها را فراموش نمی کند.ارنان از لحاظ اکوتوریسم بی همتا و جذاب می نمایاند.این کوه در فاصله یکصد کیلومتری جنوب شرقی یزد و درمحدوده شهرمهریز به صورت کوهی منفرد قرار دارد .ارتفاع این کوه 840 متر، محیط آن در حدود 25 کیلومتر و سنگهای کوه از جنس سنگ های رسوبی آهکی دوره نئوژن از دوران سوم زمین شناسی است.کوه ارنان یزد در فاصله 100 کیلومتری جنوب شرقی شهر تاریخی یزد ودر حوزه دشت گسترده  بهادران سر برافراشته و با این داشته ی تاریخی خود شکوه بی مانندی یافته است.این کوه به سه روستای این منطقه اشراف دارد  در دامنه شرقی کوه تعدادی از تخته سنگها نقوش زیبای حیوانات و انسان را به اشکال گوناگون زینت بخش خود کرده اند نقوشی مانند بز کوهی شاخ بلند که حیوان کلی را نشان می دهد(بز نر)انسانی که سوار بر حیوانی با تیرکمان به دست مردی برهنه و نیزه به دست که در جستجوی شکار است در حال نبرد با حیوان نمایش داده شده است. مردی برهنه با گرزی که سگ شکاری دارد و آهویی زیبا و پرنده ای نمادین به گونه  جالبی بر روی سنگنگاره ها تاریخ و هنر این سرزمین را نشان می دهندبیش از نود در صد نقوش تصاویر بز کوهی می باشد.برخی از محققان و باستان شناسان در مورد کشف این آثار اظهاراتی کرده اند از قبیل این که آثار متعلق به زندگی انسان های عصر حجر و دوره نوسنگی است و تاریخی بین 10 تا 12 هزار سال را بر این آثار گذاشته بودند نمونه هایی مشابه از این نقوش در سنگ نگاره های موجود در نقاط دیگر کشور بویژه غار دوشه، دره میرملاس و هومیان و برد سفید در کوهدشت و یا نگاره های بر روی سنگ در دره خره هنجیر شهرستان مهاباد و یا نقوش حکاکی شده در دیوین الوند همدان، همچنین مشابه این گونه آثار در خارج از کشور به عنوان مثال سنگ نگاره هایی در کوه های هندوستان و ...می توان دید.با زوال هریک از این کتیبه ها تاریخ کتابت ما با چالش موجهه خواهد شد.سنگ نگاره هاي ارنان در تاریخ 17/ 2/ 1378 و به شماره ثبتی 2361 در فهرست آثار ملی و نه طبیعی كشور به ثبت رسیده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 14:16  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مرداد1393ساعت 18:18  توسط وارنا  | 

ايران از نظر انجام پژوهشهاي باستاني شناسي داراي موقعيت ممتازي است اين موقعيت بخاطر عوامل متعددي است كه استقلال ، تداوم و استمرار تاريخي و فرهنگي ،تمدن باستاني، شگفتي هاي كتابت و ويژگي توسعه ملي از آن جمله است . با وجود مطالعات بسياري كه به ياري پژوهشگران ايراني و خارجي صورت گرفته است ، هنوز مسائل فرهنگي عديده اي بر دامان باستان شناسي ايران باقي مانده است .مسائل فرهنگی که به بد فرهنگی منجر شده وشاکله فرهنگ و میراث و دامان گردشگری  را به زوال کشانده است.

 

اگر واقعاً خواهان حل مسائل فرهنگ و تمدن اين سرزمين  هستيم.باید اجازه نفس کشیدن به میراث خود بدهیم نكته قابل توجه در مورد رو به به ويراني نهادن بخش عظیمي از بافت های تاریخی کشور، باید توجه کرد مردم هر محل در گذشته خود را مسول حفظ و نگهداري محله ،آثار تاریخی بقاع مذهبی خود ميدانستند و گذشته از مرمت و نظافت نماي بیرون و درون حتی ، در امر نگهداري از برخي واحدهاي همگاني، چون مسجد ، آب انبار ، بازارچه و ميدان چنانكه موقوفات آنها كفاف مخارج نگهداري آنها را ميداد بطور دسته جمعي اقدام ميكردند و هميشه آباد و تميز و سرپا نگهشان ميداشتند ولي دیرزمانی نیست که وضع دگرگوني شده و محله‌هاي قديمي سال به سل رو به ويراني ميروند. بقاع مورد دستبرد واقع می شوند حتی به کتیبه های تاریخی و در های منبت کاری شده آنها هم رحم نمی شود.در همین چند دهه پیش ذوق گردش و زیارت در وجود ما زبانه می کشید از دیدن آثار و بناهای باستانی لذت وافر می بردیم هیجان وصف ناپذیری داشتیم اما ناگهان غبار فرسودگي بر سراسر محله و بناها و بقاع متبرکه ي نشست به گونه ای که در بسیاری از شهرهای تاریخی از آن بوي نيستي و  تهي شدن از تلاش و زندگي ،معرفت و میراث، فرهنگ و تاریخ به شمام ميرسد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مرداد1393ساعت 10:54  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مرداد1393ساعت 8:2  توسط وارنا  | 

دژ برازجان میراث ارزشمندی از دوره قاجار  ،بنایی رفیع و سترگ که ریشه در خیرخواهی مردی مستحکمتر از اثر تاریخی بانام حاج میرزا ابوالحسن خان مشیرالملک دارد و در سال ‌‌١٢٨٨ هجري قمري مطابق با سال ‌‌١٢٥٠ هجري شمسي ساخته شد. معمار حاج محمد رحيم شيرازي سازنده پل مشير و كاروانسراي دالكي است كه به طرز ماهرانه‌اي اقدام به ساخت آن به سبك معماري زنديه نمود. عمده مصالح تشكيل دهنده آن سنگ، گچ و ساروج مي‌باشد و در كف آن در آغاز از تخته‌سنگ‌هاي بزرگ و كوچك تراشيده استفاده گرديده، بام كاروانسرا با سنگ پهن تراشيده شده مفروش شده بود. به هنگام بارندگي آب باران به‌وسيله ناودانهاي سنگي كه به طرز جالبي تعبيه شده بودند، به بيرون از كاروانسرا بوده است. در همين ضلع طبقه دوم كاروانسرا وجود دارد كه به شاه‌نشين معروف مي‌باشد. در جلوي همين شاه نشين يك تراس نسبتا وسيع رو به خارج ديده مي‌شود. در دو طرف اين شاه نشين راه پله‌هايي وجود دارد كه پشت بام كاروانسرا را به محوطه ديگري كه به منظور ميرسد اندرون كاروانسرا مخصوص زنان و كودكان بوده است وصل مي‌كند. بسياري از جغرافي‌نويسان و مورخان ازجمله ميرزاحسن حسيني فسايي در كتاب فارسنامه ناصري و همنين مرحوم فرصت‌الدوله شيرازي و حاج سياح از شكوه و عظمت اين بنا سخن به ميان آورده‌اند. اين اثر مثل ساير كاروانسراهاي ديگر چهار برج مرتفع مي‌باشد كه ارتفاه هر كدام در حدود ‌‌١٢/٧٠ متر مي‌رسد. مساحت كل بنا ‌‌٧٠٠ متر و ضلع‌هاي شمالي - جنوبي آن به عرض ‌‌٧٠ متر مي‌باشد. اين كاروانسرا مجموعا داراي ‌‌٦٨ باب اتاق و حجره بوده كه به دليل تغيير كاربردي آن در دوره‌هاي بعدي تعداد اطاق‌ها كم يا زياد شده‌اند. از اين ساختمان با شكوه تا سال ‌‌١٣٠٠ هجري شمسي به عنوان كاروانسرا استفاده مي‌شود كه به دليل واقع شدن شهر برازجان بر سر راه تجارتي شيراز به بوشهر مكاني مناسب جهت استراحت كاروانيان بوده است. اين بنای زیبا در سال ‌‌١٣٦٢ به شماره ‌‌١٦٣٨ در فهرست آثار ملي كشور به ثبت شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مرداد1393ساعت 17:5  توسط وارنا  | 

بشر به دلیل بیداری درونی همواره در جستجوی کسب آگاهی بوده است.در سایه ی همین آگاهی هااست که دنیای امروز قدر هر چیز و شئی واثر تاریخی را می داند.نقش ونقوش هراثر تاریخی جایگاه ارزنده ای در جوامع برخوردار از میراث ، فرهنگ و تمدن دارد، به عبارتی این نقوش بدیع، ماندگار و مروج ناب ترین پدیده های فرهنگی می باشد. آثار باستانی از معدود مواریث بیادمان مانده  نسل های گذشته و فرزندان هنر و تاریخ هستند . شاید به ظاهر سکوت اختیار کرده باشند اما هر يك از این اشیاء در عین بی زبانی به هزاران زبان با هریک از ماسخن می گویند. زیرا اسناد معتبری از هنر، تاریخ و فرهنگ هستند که اطلاعات تاریخی ذیقیمتی ارائه می دهند. امروزه جای جای این سرزمین مخزن آثار قدیمه و اشیای بدیعه و نفایس و مستظرفات زیباست از هر تحفه و یادگاری واز هر عصر و دوره ای خصوصا تاریخی و اسلامی در این مخزن به وفور یافت می گردد.باستان شناسان و  اهالی علم و اطلاع کسب فایدتی و کشف بسیارمی نمایند و از احوال و اوضاع هر زمان و صنایع و حرف آن و رسوم و آداب معموله ی آن ایام و عواطف با خبر می گردند.می توان گفت آثار تاریخی هرکشور و نحوه نگاهداشت هریک از آنها مقیاس شعور و میزان عقول و درجه ی افهام و مرآت سلاسل است. مشکلات لاینحل در اینجا حل می شود و بر معلومات تاریخی شهود اقامه می نماید.اماکن تاریخی -بقاع مذهبی - اتلال کهن-هنرها و صنایع مستطرفه و ظریفه معیار شعور و فراست و نفاست هنر مردمان یک سرزمین را نشان می دهد.سکانبانان میراث فرهنگی ملتها تلاش دارند تا ضمن صیانت و حفاظت از گنجینه های تاریخی خود،با جهان ژیرامون خود تعامل و تعادل برقرار نمایند.هر بازدید کننده از این آثار تاریخی ابزار و وسیله و معیاری برای سنجش افکار صاحبان مآثورات تاریخی و فرهنگی هستند.این آثار باستانی یک وابستگی و دلدادگی فرهنگی بشمار هستند که می تواند عامل ایجاد دلبستگی و وابستگی بازدید کننده ها شوند. در سایه ی همین آگاهی و ارتباط است که دنیای امروز قدر هر اثر و یک اثر هرچند کوچک و در حال ویران را می داند. کنار گذاشتن کار غلط همان  کسب آگاهی داشتن است  کار غلط تخریب آثار باستانی را ما هم کسب آگاهی بدانیم اندکی هم دغدغه آثار تاریخی داشته باشیم

233734 693

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مرداد1393ساعت 12:32  توسط وارنا  | 

خرد و هوس پيوسته در نهاد آدمي در جدالند. خصوصادر اسطوره های ايراني، خرد مانند شاه نيرومند و پرجلال و شكوهي است و هوس بگونه‌ي زني دلفريب و زيباست. ریکار و دلفریب است غیر قابل اعتماد و شرورات انگیز می باشد. در «ميث»ها تمام آرزهوها و ايدآلها در كالبد اشخاص يا ايزدان جلوه‌گر مي‌شوند. حتي «نظر»، «ديد» و «بينش» ايراني در همين «نماد»هاي اسطوره‌يي خودنمايي ميكنند. براي نمونه: ««مهر» يا «ميثره » نماد: پيمان، دوستي، توانايي و نماينده‌ي: بهم بستگي و يگانگي ايرانيان بوده است كه در اوستا بگونه‌ي روشنايي پيش از تابش خورشيد، وصف شده است. او نگهبان پيمان «مرنزد» است. فريفته نمي‌شود، اما هوس نقطه مقابل آن است عقل را بی مقدار می پندارد.سراسرزندگي آدمي، ، ملتها و فرهنگهاي ديرينه‌ي انسان، سرشار و آكنده از رازهاي گوناگون و آراسته به اين رازهايند. خود آفرينش آدمي رازي است سر بمهر كه كسي از چند و چون و بيش و كم آن  آگاه نگشته و هركسي به گماني سخن گفته است و درگذشته است. از آنجا كه هر چيز ناشناخته بحث‌انگيز است و هرچه ناشناخته‌تر، بحث‌انگيزتر، خرد برگرفته از اسطوره های کهن ایرانی نيز «نهشته»ايست كه صدها كتاب پيرامونش نوشته‌اند و هنوز هركس اگر توانا باشد مي‌تواند به آن بپردازد و سخنش تازه و نوپديد باشد.با این حال به دلیل تحقیقات ارزنده ای که تا کنون انجام شده این مفاهیم  برای بسیاری پيچيده و ناشناخته مانده‌اند اما آنچه ناشناخته و پیچیده تر می نمایاند مفقود ماندن و مغفول گردیدن جایگاه خرد در این باورها است که آثار شومی ازعدم حضور آن در زندگی و پیرامون حیات آدمی به جای گذاشته است درصورتی که  در هر زماني و هر اثري و به هر زباني رنگي ويژه می توانست به خود بگیرد. اگر می دانستیم  همين خرد برگرفته از اسطوره های کهن تا چه اندازه، در فرهنگ آدمي و شناخت آن كارواقع می شد، با دلبستگي بيشتري به آنها مينگريستیم و به عبارتی گرد و پيرامونشان ميگرديدیم. بويژه در فرهنگ ايراني، آنچنان واژه خرد از نظر دورمانده‌ که با نگاهی به تخریب این همه آثار تاریخی در گوشه و کنار این سرزمین پهناور، مفهوم آن  برای همه بيگانه بچشم ميآيد و حتي گمان خويشاوندي را با  آن را هم نداريم.درحالی که هزاران سال مهر خویشاوندی بر جبین ما خورده است.

 کاروانسرای رباط شرف

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مرداد1393ساعت 9:4  توسط وارنا  | 

پل شاه علی در سرزمین پلهای تاریخی رو به ویرانی نهاده است .این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۹۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. بند شاه علي برروي نهرداريون در جنوب شوشتر و غرب امام زاده عبدالله واقع شده است.پل شاه علي از بناهاي ساساني است كه بر روي نهر داريون ساخته شده است و بهمراه پل بند لشكر در خارج از دروازه لشكر به سمت اهواز قرار داشت. اين پل توسط صخره سنگي بزرگي كه در ظلع شمالي پل قرار داشت به پل بند لشكر متصل بوده و بين دو حصار قديمي شهر و و حصار باغ شاه قرار گرفته بود. پل شاه علي در دوره صفوي مرمت شده است. «خواجه شاه علي» ماده تاريخ است كه بيانگر سال 1020 است. بند شاه علي بر روي نهر داريون در جنوب شوشتر و در غرب امامزاده عبدالله واقع است و پل شاه علي بر روي يكي از كانالهاي منشعب از نهر داريون ساخته شده كه آب باغ شاه را تامين مي كرد.اين پل ظاهراً عامل ارتباط بين شوشتر با روستاهاي جنوبي آن بوده است. در این پل در حال حاضر چيزي در حدود 1متر از آن به زير زباله ها و خاك هاي اطراف رفته است، از زمان احداث پل جديد ارتباط بين اهواز و شوشتر كاملا بدون استفاده باقي مانده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مرداد1393ساعت 8:36  توسط وارنا  | 

توانایی انجام تحلیل و تجزیه و نیز تصمیمات معتبر علمی به وجود تئوری و اسناد معتبر بستگی دارد. بدون  ارائه یک تئوری در برخی از علوم مانند باستان شناسی  نمی توان به تحلیل های قانع کننده ای دست یافت.تنها روش  برای مواجهه با با این حجم از مطالب توسعه تئوری و فرضیه فراهم می شود.شاید برخی از دانشمندان با اعتماد به نفس بالایی که دارند بتوانند بدون ارائه یک فرضیه هم نظریه ای اعلام دارند اما فراموش نکنیم ارائه یک تئوری بدون استدلال  عالمانه اشکال مبتنی برسنت دیرهنگامی است که بشر مفهوم فرضیه رادرک نکرد ه بود لیکن درحال کنون برای هراستدلالی منظور می نمایند.تحقيق به روش علمي حول محور يک مسئله يا مشکل صورت مي گيرد.قدرت تصور و حدس ذهني انسان بعنوان يک محقق به او امکان مي دهد تا در مورد موضوعات مختلف بيانديشد،حدس بزند، تصوير ذهني ايجاد کند و راه حل هاي مختلف پيشنهاد کند.يک محقق از همين روش براي طرح يک يا چند فرضيه براي نتيجه تحقيق استفاده مي کند. بنابراين مي توان فرضيه تحقيق را يک حدس علمي يا پيش داوري دانست که بوسيله ي جمع آوري حقايقي که منجر به قبولي يا رد آن فرضيه شده٬ مورد آزمايش نيز قرار مي گيرد. کار یک باستان شناس مانند همه محققان شناخت ناشناخته هاست.شناخت ها ابتدا درقالب گفتار کلامی آغاز می شوند.تا سرانجام غالب واقعی به خود می گیرد جامعه زمانی این غالب علمی برایش قابل هضم خواهد بود که که مدارکی که به هنگام تحلیل گفتار ارائه می کند علمی وقابل باور و هضم باشد.فرض کنید یک باستان شناس با دیدن سفال های زاغه و بررسی آنها در همان ابتدا دریافته است که شباهت فراوانی با سفال های سیلک دارد تا اینجا باستان شناس  تنها توانسته دیدگاه خود را بیان کند برای تحمیل  و تفهیم موضوع باید با ارائه نمونه هایی و از کنار هم قرار دادن  داده های مشابه تحلیل درست و منطقی هم ارائه کند.چون سفال های هردوره ویژگی های خاصی دارد با تشریح نوع خاک و مواد بکار رفته در سفال و تعیین میزان درجه حرارت  و نوع کاربری نوع کوره و مواد سوختی ،در ساخت توانایی انجام تحلیل و تجزیه و نیز تصمیمات معتبر علمی به وجود تئوری و اسناد معتبر بستگی دارد. بدون  ارائه یک تئوری در برخی از علوم مانند باستان شناسی نمی توان به تحلیل های قانع کننده ای دست یافت.تنها روش  برای مواجهه با این حجم از مطالب توسعه ،تئوری و فرضیه است.شاید برخی از دانشمندان با اعتماد به نفس بالایی که دارند بتوانند بدون ارائه یک فرضیه هم نظریه ای اعلام دارند اما فراموش نکنیم ارائه یک تئوری بدون استدلال  عالمانه اشکال مبتنی برسنت دیرهنگامی است که بشر مفهوم فرضیه رادرک نکرد ه بود لیکن امروزه برای هرفرضیه استدلالی منظور می نمایند.ودر مرحله بعد این فرضیه با استدلالات منطقی رنگ علمی به خود می گیرد.تمام اکتشافات بزرگ بشر اینگونه جرقه خورده است. در غیر این صورت تحقيق به روش علمي حول محور يک مسئله با مشکل روبرو شده است با اینکه قدرت تصور و حدس ذهني انسان بعنوان يک محقق به او امکان مي دهد تا در مورد موضوعات مختلف بيانديشد،حدس بزند، تصوير ذهني ايجاد کند و راه حل هاي مختلف پيشنهاد کند.اما از نظر ما فرضيه تحقيق يک حدس علمي يا یک پيش داوري ارزشی است که بوسيله جمع آوري حقايقي  منجر به قبولي يا رد آن فرضيه شده ودرنهایت علمی بودن فرضیه محقق می شود. کار یک باستان شناس مانند همه محققان شناخت ناشناخته هاست.شناخت هایی که ابتدا درقالب گفتار کلامی آغاز می شوند.وبا ارائه داده ها جنبه ی علمی پیدا می کنند.مردم جامعه زمانی این غالب علمی برایش قابل هضم خواهد بود که مدارک ارائه شده واضح و بی عیب ؛علمی وقابل باور و هضم باشد.فرض کنید یک باستان شناس با دیدن سفال های زاغه و بررسی آنها در همان ابتدا دریافته است که شباهت فراوانی با سفال های سیلک دارد تا اینجا باستان شناس  تنها توانسته دیدگاه خود را بیان کند برای تحمیل و تفهیم موضوع باید مدارک منطقی تری ارائه نماید .امروزه هزاران نوع از این داده های باستان شناسان در گنجه ی  خانه های مردم و در صندوق مادر بزرگ ها و یا در بازارهای دلالان بی انصاف در حال مبادله و خاک خوردن هستند که دست باستان شناسان برای تحقیق از آنها کوتاه است.هر روز ده  ها اثر و سفال و تپه های باستانی از بین می روند و اسنادی که داده و سند تحقیق هستند از بین می روند.در برخی از روستاها سفال های تاریخی  بازی دست کودکان شده است تپه ها مکان جولان موتور سوارها و بناهای باستانی محل عیش و نوش معتادان گردیده است.از سوی دیگرسرقت گنجینه ها از موزه ها و اتلال ادامه دارد .تپه های تاریخی به آتش کشیده شده و مکان بازی کودکان می گردند. وقتی مردم ،خود داده های باستان شناختی را از بین می برندبا این وضعیت بد میراثداری و میراثبانی ، ادامه حیات میراث فرهنگی تا چند سال دیگر میسر خواهد بود؟پس ضرورت دارد که سرقت آثار تاریخی و تخریب اماکن باستانی را متوقف کنیم با این وضعیت میراث فرهنگی دوامی نخواهد آورد

محوطه تاريخي جوزقان

 تورج رهبر گنجهarchaeologist-

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مرداد1393ساعت 16:24  توسط وارنا  | 

 درگذرتاریخ ،هر نسلی  از خود «میراث» رد پا،اثر و آثاری به‌جای ‌نهاده است  که نشان از قومی اثرگذار وسازنده و مردمانی دارنده‌ی تاریخ و بهره‌مند از اندیشه‌ی آگاهی تاریخی است. امروز ملتهای بیشمار و با تاریخ  زیر سقف میراثی که در بنیاد نهادن و به‌پاساختن آن خود نقش تعیین‌کننده و بی‌بدیل داشته اند سکنی گزیده اندبا پرهیزاز  تخریب آن، تلاش چشمگیری جهت صیانت از آنها با هدف ،نمایش نحوه‌ی بودن و حضور خود در تاریخ دارند آنها این  اثر وآثاربه‌جای‌مانده از کرده‌ها و میراث اعصار و آثار فرهنگی اعم از مدنی و معنوی، را عبرتی بزرگ ،وکارگاه آموزشی فراتر از یک دانشگاه آموزشی می دانندوهراثر یک سند و مدرک ارزشمندی در این کارگاه بزرگ آموزش تاریخی است.چرا که این اسناد تاریخی برای همه‌ی نسل‌هایی که یکی پس از دیگری از پی می‌رسند. برای فرزندانی که در درون میراث افعال و اعمال و کرده‌های نیاکان و پدران خود به‌طور مقدر زاده می‌شوند. همیشه مهم‌ترین مؤلفه، مقوم، منبع و مرجع آگاهی تاریخی و فهم از نحوه‌ی بودن و حضور تاریخی انسان در جهان بوده و هست و خواهد بود  پس سهم امروز ما در صحنه صیانت از این اسناد چه مقدار است؟زشت ترین عمل  دوران یعنی تخریب،محو و انهدام و غارت گنجینه ها و اضمحلال اسناد و مدارکی که هویت و ماهیت ملی ما را نشان می دهد  ناشی ازچیست؟ این ضعف و بی حوصلگی ما بی میلی و کم رغبتی به دارایی های تاریخی ، از کجا نشات گرفته است ؟چراسودجویی ها و خودکامگی های عده ای غارت اندیش و بی هویت تمامی ندارد؟چرا از اینکه درزیر سقف میراثی که زندگی می کنیم ومیراثش ماندگار ترین ،هنرش بی بدیل و جهانشمول است احساس رضایت نداریم؟از بودن آنها ، در کنار آنها بودن و از داشتن تک تک آنها به گونه ای ناخشنود هستیم.در این بین ارزش های تاریخی را قربانی ارزش های ناچیز مادی کرده از همه زشت تر  با دستی و دهانی مدعی توسعه و آبادانی و پیشرفت کشوربوده و با دستی دیگر،  تخریب و نابودمی‌کنیم  دامان و دامنه تخریب ها از  امامزاده و بقعه ی از سادات محلی و نیکان تا قلعه وا رباط- مسجد یا مدرسه-پل یا میل - برج و حصار یا کتیبه - نقش برجسته همه و همه این ویرانگری ها شاکله میراث را بر هم ریخته است. تا زمانی که به این باور نرسیم که تخریب میراث باستانی ایران ، تخریب خود آدمی و صیانت از آن صیانت از نحوه‌ی بودن و حضور انسان در جهان چونان هستنده‌ای فرهنگی، میراث‌مند و سازنده و دارنده‌ی هویت فرهنگی و برخوردار و بهره‌مند از اندیشه و آگاهی تاریخی است. وتا باور نکنیم که مسأله‌ی صیانت از میراث مدنی و معنوی ملت‌ها و کشورها و فرهنگ‌ها صیانت از ریشه‌های انسان بودن  ماست  گفتن و نبشتن از تخریب و این هشدارها  نتیجه ای نخواهد داد. ما که ریشه در تاریخ داریم  اینگونه با گنجینه های باستانی برخورد می کنیم  این رفتار خصمانه با آثار تاریخی آینده نسل های فراروی را خدشه دار خواهد کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مرداد1393ساعت 11:25  توسط وارنا  | 

  شنیده اید که گفته اند..

 چون بد آید -هرچه آید- بد شود

یک بلا ده گردد ده هم صد شود

           (سالهاست)

این بلا سالهاست بر میراث می رود

از سوی عده ای- خناس - می رود

گنج ومیراث را بغلطانند -به خس

گرد میراث -جمع گردیده - مگس

صد هزاران  دام به راه افکنده اند

خود خدا گردیده -باقی -بنده اند

این یکی آهسته تخریب می کند

آن یکی پیوسته تخریب می کند

آن یکی باغ نیشکر ساخته است

وین یکی کاخی بی پیکرساخته است

آن یکی  کاخ قجر –ویران - کند

چون که این کرد، آن یکی هم ،آن کند

وای از میراث -که از دست- می رود

سوی مرگ ، تخریب ،وشکست می رود

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مرداد1393ساعت 10:9  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مرداد1393ساعت 8:20  توسط وارنا  |