کاروانسرای زیبای رباط کریم مربوط به دوره قاجار (فتحعلیشاهی) در سال 1245 قمری در زمان پادشاهی فتحعلیشاه قاجار بنا شد.این کاروانسرا در کیلومتر 37 جاده  ساوه  -تهران قرار دارد.کاروانسراسبک دو ایوانی با و ورودی که غربی است. ایوان شرقی به عنوان شاه نشین کاربری داشت.این کاروانسرا دارای یک حیاط مرکزی با اتاق‌هایی ایوان‌دار است که دور تا دور این حیاط احداث شده‌اند.در پشت اتاق‌ها سالن‌های طولانی به عنوان بارانداز تعبیه شده که دسترسی به آنها از طریق ورودی‌هایی که 4 کنج حیاط قرار دارد، میّسر است.مصالح به کار رفته در این بنا سنگ، آجر، ملات گل و گچ است و تنها تزئینات کاروانسرا آجرکاری است.کاروانسرای رباط کریم دارای 2 کتیبه است که روی یکی از آنها تاریخ 1240 قمری و نام بانی «آقا کمال» حک شده است.این کاروانسرا علاوه بر سابقه تاریخی، ویژگی‌های بی‌مانندی دارد که آن را در میان کاروانسراهای کشور ممتاز می‌کند.در یافته‌های باستانشناسی، کوره‌های ذوب فلز در حیاط این کارونسرا به چشم می‌خورد که نمایانگر یکی از کاربری‌های این بنا به عنوان ضرابخانه بوده است

کاروانسرای حاج کمال رباط کریم

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳ مرداد۱۳۹۴ساعت 8:3  توسط وارنا  | 

 هرچند نقاب زشت تخریب  برسیمای زیبای میراث فرهنگی سایه انداخته است با این حال با کوچکترین نگاه و کمترین آگاهی  تاریخی می توان به دوران های شکوه و وجاهت آنها دست یافت. یکی از این بناها که چهره جزام زده مرگ دامانش را گرفته کاخ شهرستانک است این کاخ بنایی مربوط به دوره قاجاریه و در روستای شهرستانک واقع است. عمارت ییلاقی شهرستانک در منطقه ارنگه از توابع شهرستان کرج و راه ارتباطی آن از طریق جاده چالوس به فاصله 55 کیلومتری از جاده کرج بین سالهای 1295 تا 1298 ه . ق ) 1878 میلادی به فرمان ناصرالدین شاه و بدست معماری به نام آقا محمد ابراهیم خان برای اقامت ییلاقی پادشاهان قاجار در کنار روستا که تبدیل به شکارگاه دائمی شده بود ساخته شد. پس از سقوط قاجاریه این کاخ به علت بی توجهی ، شرایط جوی نامناسب ، غارت و تخریب انسانی رو به ویرانی می‏نهد. کاخ شهرستانک در 20 شهریور 1377 با شماره 1945 در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد. کاخ در دو بخش بیرونی و اندرونی ساخته شده ،حیات بیرونی به شکل مستطیلی با دو کنج در چهار تراز طراحی شده و ورودی به شکل نیم دایره در تراز اول قرار گرفته است. عمارت بیرونی هم در ابعاد 12 در 24 متر در دو طبقه در تراز سوم ساخته شده که در حال حاضر طبقه دوم آن  بیشترین تخریب ها رادرخود دارد.در ضلع شمال غربی و در مرز میان اندرونی و بیرونی حمام خصوصی شاه بود بخش اندرونی شامل دو حیاط در دو تراز متفاوت است. حیاط شمالی یا تحتانی با ابعاد 18 در 24 متر مسکن خدمه بوده و حیاط جنوبی با ابعاد 26 در 40 متر برای سکونت حرم شاهی ساخته شده است. اندرونی از لحاظ ساختمانی شبیه کاروانسرا است و این شباهت در حیاط جنوبی بیشتر است. بنای کاخ بخش بیرونی پایتخت با مساحت 3650 متر مربع در چهار تراز در 2 طبقه قرار گرفته و شامل یک تختگاه و ایوان حوضخانه و در مرکز و اتاقهایی در طرفین بنا است . بخش اندرونی نیز با مساحت 468 متر مربع است و حیاط تحتانی مشتمل بر فضاهایی است در اطراف حیاط و متصل به بخش دیوانخانه و دارای 19 اتاق در دو جبهه شمالی و شرقی که عملکرد خدماتی داشته و یک حمام در جبهه غربی تعبیه شده است . این مجموعه دو حمام دارد که یکی مورد استفاده همراهان شاه بود و دیگری تنها به شاه اختصاص  داشت اینک هر آنچه که باقی مانده به مرگ تعلق دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۲ مرداد۱۳۹۴ساعت 13:44  توسط وارنا  | 

عکس

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۲ مرداد۱۳۹۴ساعت 9:40  توسط وارنا  | 

میراث گرانسنگ وپرآوازه ی ایران هر یک  حماسه ی هنرکه در بینش و منش و کنش هیچ قوم دیگرآن نیست.با همه ارج و منزلت فرهنگی هنوز پشتیبان سخته و ستوار که سزاوار به زبان شکرین و شیوا که همتا و همبالا ندارند فروغ نشده است.به هر روی،آنچه به خامه جامه می درد ازمایه ی سری سترگ درباختر و اختر از بن جان درستایش است.اگر مرا بخت گفتن زیورآن سزاوار شده است  نسزد درگرفتارموج بلای گفتار دیگران درهراس شوم.دل آسوده و نکوهش ناپذیر روی به تمجید ستوده تا اندکی آزردگی از او رخت بر بندد.

آنکه پیش از هرکس با نگاهی که هیچ نوید و نشانی از نیکویی و جلالت و بهی در آن همه ندید نوشتم و گفتم بی خشم و خروش ،بی روان تیره و تافته و برتافته، آنچه دل را آرزو می کشیدم با خود داشتم وهرگز سخنی جز خوش و و دلپذیر در محیط  آن سخن نراندم. قلم نستوه و فرسود نشدنی گریزان از رنگ بی آزرمی جوینده سود و سودا نبود از کس در نخواهم که بی درنگ همان خواهد .که شایسته و ارزنده نباشد.میراث این بغدختان با اختران باختر ازبخت بلند پرتوانترین مردانی که برپهنه خاک اهورای ما زیسته که اینک آموزگاران وفاخرآمیزگاران همه دهرند.

     http://www.anobanini.ir/pic/travel/yazd/yazd/b/PIC_0130.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۱ مرداد۱۳۹۴ساعت 13:2  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۱ مرداد۱۳۹۴ساعت 8:36  توسط وارنا  | 

میراث فرهنگی تراوش افکارهزاران ساله از رهگذر تلاش مداوم و آموزش و تربیت درمشارکت اجتماعی به نسل حاضررسیده است با تک تک این مواریث از خرد تا کلان بازکاوی ایام گذشته، باهدف شناسایی نقاط مثبت و ضعف ،قوم ها و ملیتها انجام پذیراست.در این بین دشمن کینه جو به دلیل عقده های ناشی از بی ریشه گی در تاریخ  که همیشه در رنج بوده ، بیرق خصومت با فرهنگ و تمدن بشری خصوصا مسلمانان رابرافراشته و با میراث فرهنگی کشورهای صاحب فرهنگ و تمدن به نبردی آشکاربرخاسته است.نمونه های روشن این خصومت هارا درسرقت و  انهدام میراث فرهنگی افغانستان و لبنان.سوریه و مصر.عراق و یمن.لیبی و تونس و....با ابعاد دهشتناک  می توان دید. گفتار اینک ما تنها شرح مسئله تخربب یک بنای با ارزش تاریخی و سرقت میراث غنی فرهنگی نیست. مسئله  فاجعه آمیزحاکمیت صهیونیست ها و وهابیون  بر ارکان آسمان ستیزترین میراث انسانی یعنی میراث  فرهنگی و غارت و چپاول آن ها است و سایه شوم آنها را در بسیاری از کشورهای صاحب تمدن می توان مشاهده کرد از غارت اموال تاریخی توسط امریکا و انگلیس گرفته تا فرانسه و اسرائیل و اینک ظهور دو قبیله خونخوار داعش و طالبان به عنوان ابزار جنایات از سوی این دولتها،زنگ خطر و نابودی و فروپاشی میرذاث سرزمین های مسلمانان و شیعیان  را نشانه گرفته است.آن روز که ایرینا بوکووا" Irina Bokova، مدیر کل یونسکو در لندن گفت گروه تروریستی داعش با فروش آثار باستانی به دلالان، برای خود درآمد کسب می‌کند هیچ نهاد و سازمانی در جهان  این گفتار را جدی نگرفت.درحالی که به گمان وی این تخریب  ها تعمدی و به صورت هدفمند صورت می گیرد.متاسفانه این غارتگری از اماکن باستانی و موزه‌ها به ویژه در عراق، یمن و سوریه.افغانستان و لیبی و تونس به ویرانی در مقیاس گسترده منجر شد.نزدیک 12سال قبل یونسكو "راهبرد جامعي را در راستاي "تنوع  فرهنگي" اعلام كرد كه ميراث  فرهنگي ،طبيعي؛  ميراث منقول ،غير منقول؛ ميراث مادي،معنوي؛ را به رسميت شناخت و الزاماتي رابراي حفاظت و توسعه ميراث  بشري ارائه داد. درراستاي  اهميت حفظ اماكن و تحقق توسعه پايدار و انسجام اجتماعي  نحوه عملكرد سازمان يونسكو و ديگر سازمانهاي ذیربط بين المللي نشان مي دهد كه علي رغم توصیه به"حفظ تنوع فرهنگي و رسوم  جمعيتهاي مختلف" ؛اين سازمان ودیگرنهاد های بین المللی  با راهبردهاي خود نتوانسته اند در راستاي حفظ ميراث فرهنگي جهان اسلام و كشورهاي شيعي گام بردارند و با ناديده گرفتن ارزش ها  و نقش تمدن هاي بشري خصوصا میراث مسلمانان نقش مثبتی تا کنون ایفا ننموده است. جامعه انسانی و سازمان های بین الملل از خود نپرسیده است که حملات مکرر و مداوم وهابی های عربستانی به شهر تاریخی صعده که از قدیمی ترین شهرهای تاریخی یمن است که دستان جنایتکار و ویرانگر آل سعود به سوی آن دراز شده وتاریخ آن را محو و نابود میکند.چه مفهومی دارد؟عربستان که خود ریشه درتاریخ کهن نداد ولی خوب می داندجامعه جهانی فردا بدون میراث فرهنگی منجمد و سرد و بی روح و مرده و افسرده و بی نام و نشان  خواهد بود و کشورهای فاقد میراث از صحنه تاریخ و از حضور در جامعه بین الملل باز می مانند.از این جهت  امریکایی ها و صهبیونیست ها،وهابی های بی هویت و نفرتبار تنها تلاش خود را برای نابودی میراث مسلمانان بسیج کرده اند. شرک پنداشتن آثارتاریخی از جمله معابد و مجسمه ها و مکان های مذهبی و اماکن متبرکه مذهبی تنها بهانه ای برای از بین بردن آنها است از این روی همه همت و همیت خود را برای نابودی میراث سرزمین های مسلمانان بسیج کرده اند.اینک بخش مهی ازمیراث فرهنگی و بناهای مذهبی سوریه ؛عراق؛ افغانستان  فلسطین و لبنان لیبی و مصر و تونس یمن و....با هجوم مشرکین و وقوع  جنگ های خانمانسوز از بین رفته است متاسفانه جامعه تشیع نیز سیاست منسجمی در حفظ میراث فرهنگی و بناهای مذهبی بخصوص درعتبات عالیات ندارد و وهابیون و دشمنان اهل بیت با تخریب زیارتگاهها و مراقد اصحاب پیامبر(ص) و امیرالمومنین (ع)  درصدد جلوگیری از معرفی و نفوذ مذهب تشیع می باشند داعش  ابزار آلت جنایت صهیونیستها نیز سعی در نابودی میراث فرهنگی کشورهای مسلمانان را دارد،  ومیراث فرهنگی شیعیان را سرقت کرده و آنها را به یهودیان می فروشند . با این عمل دو هدف عمده را دنبال می کند.1-ضمن نابودی و سرقت آثار تاریخی سرزمین های مسلمانان در آینده آنها را از هرگونه بهره برداری فرهنگی بی نصیب می کند 2-با فروش آثارتاریخی به یهودیان جهان پول های هنگفت بدست می آورد و در نهایت با همان پول ها به کشتار مسلمانان می پردازد.تحقیقات آکادمی محققان  نشان می دهد سرقت میراث فرهنگی کشورهای مسلمانان به شدت از سوی صهیونیست ها در جریان است بسیاری از متخصصان می‌گویند که نمی‌توان ارزش آثار عتیقه‌ای که از سوریه  و عراق و یمن و مصر لیبی و تونس به غارت رفته را تخمین زد؛ چرا که این سرزمین ها  همه فرهنگ‌ و تمدن‌ بشسرهستند. تروریست‌های داعش در اقدامی علیه میراث فرهنگی، شش تندیس باستانی از جمله تندیس معروف به "شیر اللات" را تخریب کردند و قطعا آثار باستانی دیگر این منطقه نیز ویران می کنند. چرا که بر طبق برخی خبرها، پالمیرا توسط این تروریست ها مین‌گذاری شده است.داعش و عربستان لیست کاملی از میراث فرهنگی سرزمین های مسلمانان را در دست دارند و تلاش دارند تا همه آنها را از بین ببرند.جنایت های بی پایان عربستان ی ها این فرزندان سرزمین  ملخ وشتر  نشان می دهد آنهامی دانند  که شهر تاریخی صعده از قدیمی ترین شهرهای تاریخی بوده  و یمن سرزمین ملکه قوم سبا است  وباید برای نابودی آن اقدام کنند. بلایی که طالبان  درگذشته با شیلیک هزاران توپ و گلوله برمجسمه های بودا و بناهای افغانستان واردکرد امروز چهره زشت خود را نشان داد که داعش درادامه همان مسیر است. امروز اتحاد این جماعت نفهم و بی هویت تهی از شرف و مردانگی،فرزندان نامشروع یزید  با داعش نشان داد که همه این جنایات و تخریب ها  با اهداف خاص و برنامه ریزی شدهصورت گرفته است. پیوند شوم امروز داعش با طالبان زنگ خطری برای میراث فرهنگی مسلمانان است که متاسفانه به دلیل گرفتاری های جنگ کسی نمی تواند  عمق این فجایع را جدی بگیرد.از حفاری در زیر مسجدالاقصی  صهیونیست ها به بهانه رسیدن به دیوارهای معبد دوم سلیمان،ساخت معبد یهودی در زیر مسجد الاقصی . سرقت هفتاد هزار جلد کتاب  و سرقت نسخه کهن تورات از موزه عراق ،نابودی پالمیرا و هترا. تخریب  یمن که ملک ملکه سبای کهن است تا  تخریب  صنعا  که از ۲۵۰۰ سال قبل تاکنون مسکونی بوده و از جمله مراکز عمده تبلیغ و ترویج اسلام به شمار می‌رفته ،ویران کردن شهرهای باستانی و آثار تاریخی و فرهنگی مانند شهر باستانی الحضر  که تاریخ بنای این شهر به بیش از 2000 سال پیش بازمی‌گردد و در صحرای استان نینوا در شمال عراق واقع است. این شهر، در منطقه‌ای کاملا حفاظت شده قرار داشت .شهر باستانی نمرود  که  در جنوب شرق موصل است  و در لیست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده و متعلق به دوره آشوریان است.شهر باستانی خورسباد  که از شهرهای باستانی در شرق موصل است که تاریخ بنای آن به دوره آشوریان در قرن هفتم پیش از میلاد بازمی‌گردد. از مهم‌ترین ساختمان‌های این شهر کاخ سرجون، پادشاه آشوریان ودیواری به طول 12 متر اطراف این شهر را دربر گرفته و ورودی‌های آن با گاوهای بالدار با سر انسان که نماد تمدن آشوریان است، تزیین شده است .موزه موصل  و موزه ملی بغداد مهم‌ترین و بزرگترین موزه‌ های عراق غارت شدند.مرقد حضرت یونس(ع  توسط اعضای داعش  بمب‌گذاری ومنهدم گردید .کتابخانه موصل  با  هزاران کتاب و نسخه خطی ارزشمند و کتب نفیس تاریخی دینی و مذهبی سوزانده شد عمق این جنایت به حدی بود که یونسکو این اقدام داعش را مرحله جدیدی از عملیات «پاکسازی فرهنگی» دانست .قلعه تلعفر  ومجسمه ابوتمام .کلیسای الخضراء  در شهر تکریت واقع در استان صلاح‌الدین که تاریخ ساخت آن به حدود 1300 سال پیش بازمی‌گردد. اسم این کلیسا، کلیسای «احوداما» است که به کلیسای الخضراء شناخته می‌شد ومرقد الاربعین در شهر تکریت منفجر کردند نابودی بیش از ده هزار اثرباستانی سوریه از جمله معابد پالمیرا ورومی ،«دژ شجاعان» با قدمتی ۹۰۰ ساله برجای مانده از جنگ‌های صلیبی، «دژ سلحشوران»، شهر تاریخی «دارا»، شهر تاریخی « ، محوطهٔ تاریخی «تل العشری»، شهر تاریخی «دارکوش»، شهر تاریخی «دیر اززور»، محوطهٔ تاریخی «تل- ال آشارنا»، محوطه‌ تاریخی تپه‌ «تل هاساکا» و محوطه‌ تاریخی «تال الشیر. کارکمیش و اوگاریت قلعه صلاح الدین.حلب دورااوراپوس.ماری و طرطوس. عمریت و سویدا. و....... بخش هایی از عمق جنایات دشمنان فرهنگ و میراث بشریت و نشانه خصومت آنها با جامعه مسلمانان است.فرزندان شتر وشراب ،بت و وهابیت عصر جهالت می دانند تخریب و از بین بردن این آثار جنگ تمام عیاری علیه شیعه  وتمام بشریت است انها فاقدگذشته وتاریخ هستند نمی توانند از دریچه آن به گذشته خود بنگرند لذا آنچه از گذشته انسان به عنوان میراث فرهنگی برای مسلمانان  باقی مانده برایشان خالی از معنا و مفهوم است. فرزندان شتر و شراب ازسخنان کنفوسیوس چه می فهمند که می‌گوید: «برای تعیین آینده، گذشته را مطالعه کنید؟ همه گذشته هایشان شتربانی و اعمالشان شرابخواری بوده است. نمایش پرده انزجارآنها در مدل های مختلف که با کشتارهای غیرقابل توصیف و انهدام مآثورات ممتازمسلمانان همراه است در حقیقت تلاش آنها  دست‌درازی به این آثار و ارزش‌ها برای تهی‌سازی و سلب هویت تاریخی از ملتهای مسلمان تلقی می شود.به فرزندان شتر و شراب تفهیم کرده اند سوابق تاریخی این کشورها از ارکان اصلی حفظ و صیانت و عامل وحدت می و هویت متحد آنها بشمار می رود و همه آنچه برآمد از میراث سرآمد آنها نمود عینی پیدا می کند لذا به همین دلیل درکنارکشتار انسانی نابودی آثارتاریخی را دردستورکارخود قراردهند.امریکا بازیگردان اصلی این جنایات انسانی و فرهنگی است که توسط  عناصر تکفیری  و وهابی های تهی از معرفت و شرافت ، اماکن تاریخی و مقدس کشورهای اسلامی را تخریب می کند تا مستندات تاریخی و غیرمنقول کشورهای اسلامی صاحب تمدن از بین برده و زمینه جعل و تحریف تاریخ این کشورها برای صهیونیست ها هموار شود تا بدین وسیله یکی از لایه های قابل اتکای هویتی، فرهنگی و تمدنی مسلمانان تخریب و تحریف شود)rahbar Ganjeh touraJ. archaeologist)

+ نوشته شده در  شنبه ۱۰ مرداد۱۳۹۴ساعت 18:32  توسط وارنا  | 

باستان شناسان در میدان مشاهده و عمل با محوریت همین مانده ها و داده ها،کرده و کردارها،ماده و مواد انجماد مدارک و شواهد و قراین مادی الکن و متفرق تلاش دارند حیات معنوی و تجربه های آئینی-دینی و فرآیند رخداد های اقتصادی اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی،هنری و ملی بجویند و بکاوند و بیابند و بشناسند تا بفهمیم کی هستیم و چه بودیم. کجا بودیم و اگر حالا در این وضعیت هستیم چگونه به آن دست یافته ایم.باستان شناسان با بازسازی و بازکاوی تاریخ با خیمه زدن بر روی این داده ها به عنوان منبع تحقیقات اصراردارند اسرار کهن را فاش کنند.به عبارتی می خواهیم بگوییم خیمه زدن روی منابع موضوعی و مدارک و ماده های مطمئن  و موثق و تندرست و بی آسیب مانده با هویت و اصالت تمام از جمله اولویت های مطالعات باستان شناسان و باستان شناسی در هر حوزه و گرایشی به ویزه حوزه باستان شناختی است.یک شئی و مکان تاریخی فضا و نماد هرچه باشند ابزاری برای این تحقیق هستند لذاحفظ اصالت و اصرار بر حفظ اسرارآن لازم می نمایاند..حفظ این آثار و احترام به آن نه تنها یک نیاز است بلکه ضرورتی حیاتی دارد.هریک از این آثارتاریخی ما را به درک ارزش های واقعی  تاریخ این سرزمین نائل می گردانند.اگرچه جامعه اکنون مابه دلیل محدودیت امکانات برای معرفی آثار متعدد و متنوع با یک نوع چالش جدی مواجه است لیکن معرفی آثار می تواند عمر و حیاتی فناناپذیر به آنها بخشد. بیاییم از دریچه این تاریخ سترگ به گذشته خود و نیاکانمان بنگریم.می توانیم دست هایی را که برای انهدام و سرقت و تخریب گسترده ی آثار و مواریث تاریخی و فرهنگی که باهجوم ناجوانمردانه  به ارزش ها و پی‌ها، پایه‌ها و بنیان‌ها ،هویت ها و سند بودن ها،به مفهوم دقیق‌تر،شکستن و خرد کردن سنت‌های اعتقادی و اعمال و افعال آیینی فرهنگ‌ها، مدرک شناختی جامعه‌ها و جمعیت‌های مرده، مدفون، مفقود و متروک گذشته را بشکنیم.تلاش خود را برای توقف آتش‌افروز ی های گسترده ای که به مقیاس وسیع ،برای درهم کوبیدن و روبیدن خراشیدن و سائیدن، بردن واز میان برداشتن ، افکندنِ اصل‌ها و ریشه‌ها و زدودن هویت‌ها و نابودکردن میراث‌ها و غارتِ گسترده مواریث فرهنگی ملّت و تخریب وسیع محوطه‌های باستانی و فضاها و بافت‌های معماری سنّتی و موارد مشابه دامان میراث و فرهنگ ما رادربرگرفته است افزایش دهیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۸ مرداد۱۳۹۴ساعت 21:40  توسط وارنا  | 
چوپان شمالي هزاران فالئر دارد!(+عكس)

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۷ مرداد۱۳۹۴ساعت 18:4  توسط وارنا  | 

درممالک دیگر آثار از غیرمعروف را با کمال اهتمام حفظ می نمایند آثار قدیمه ممالک دنیا را با زحمتها و خرج های زیاد از کوهها و چندین ذرع زیرخاک ها وخرابه ها درآورند و با خرج های بسیار آنچه پیدا می کنند به ممالک  خود می برند(غارت می نمایند)دولت های بی انصاف بیگانه و شاهان بی غیرت زمانه در ورای ناجوانمردی های خود به میراث و فرهنگ مردم رنج های بی شمار تحمیل کرده و با سرقت و غارت میلیون ها شئی و اثر و تخریب و انهدام دهها بنا و میراث ماندگار بخش های عظیمی از تاریخ ما را با چالش مواجهه ساخته اند با گذشت این همه سال از جنایات شاهان بی نام و نشان قجر وستم های بیگانگان  هنوز ماسعی وافر نکرده تا بر اهمیت این بناها و آثار وقوف یابیم.اگر مسولان میراث در این طی این مدتها به صیانت از این مواریث اصرار می ورزیدند شاید وضعیت حال میراث این نمی شد.

همه می دانیم که بر میراث فرهنگی چه گذشته و چه می گذرد و سکانبانان چه بلایی تا کنون بر میراث فرود آورده اند.لیکن زمزمه های برگزاری کنسرت ها در مکان های تاریخی چون تخت جمشید و..... به گو ش می رسد وباید اذعان کردمانند رالی تخت جمشید مرگبار خواهد بود.مردم حق دارند شاد باشند سالم زندگی کنند مردم وارث این تمدن و فرهنگ و به نوعی در زیر سقف میراث سترگ خود زندگی می کنند اما اینکه به بهانه های واهی مردم را(گروهی خاص) برای تفریح صرف و نه با انگیزه شناخت و درک حقایق تاریخی رفته بر بناها و مکان ها به جهای تاریخی کشاندن جز تخریب و ویرانی عایدی نصیب میراث ما نخواهد شد.ما حق نداریم میراث خود را از بین ببریم.درباره ارزش و منزلت میراث فرهنگی  کم نگفته ایم از تکرار بیان اهمکیت آن شرم دارم لیکن  چون اهمیت ملی و بین المللی سوابق تاریخی ایران و کمیت و کیفیت میراث ملموس و غیرملموس باقی مانده از آن به حدی است که نمی توان بسادگی از آن گذشت این را می گویم.خیل مشتاقان میراث دوست دارند بدانند:با توجه به گفته مقام ارشد میراث فرهنگی

چرا میراث فرهنگی کشور آمادگی کامل برای اجرای کنسرت ها در مکان های تاریخی را دارد اما آمادگی کامل برای حفظ این آثار  راندارد.؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۷ مرداد۱۳۹۴ساعت 8:52  توسط وارنا  | 

خانه مغیث الاسلام-روزهای بروجرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۷ مرداد۱۳۹۴ساعت 8:5  توسط وارنا  | 

حمام تاریخی میرزا کریم قزوین از آثاردوره قاجار در تاریخ 16 فروردین سال 1377 با شماره 1996 درفهرست میراث ملی ثبت گردید.این حمام تاریخی که  از جمله آثار ارزشمند تاریخی مربوط به دوره قاجار در شهر قزوین است در دو سال گذشته  بر اثر ترکیدگی انشعاب اصلی آب در محله ساختمان قدیمی حمام افکن و به دلیل شکاف ایجاد شده در بخش شرقی این اثر تاریخی گل و لای ناشی از ترکیدگی لوله، کف حمام را فرا گرفت.متاسفانه  پیدایش لایه های تزیینات نقاشی و نگارگری در سطوح دیواره ها و سقف این اثر تاریخی که در حین انجام عملیات مرمتی  کشف گردید هم نتوانست مانع از تخریب شود عمده این تزیینات در ضلع جنوب شرقی سر بینه این حمام تاریخی شامل سه لایه تزیینات نقاشی و نگارگری عمدتا با تصاویر انسانی و نقوش اسلیمی مربوط به دوره قاجار است.admin-ajax (2)

+ نوشته شده در  سه شنبه ۶ مرداد۱۳۹۴ساعت 8:9  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۵ مرداد۱۳۹۴ساعت 17:6  توسط وارنا  | 

چرادیواربزرگ میراث فرهنگی سترگ و بی مانند ایرانزمین درموجی از طلاطم و بی نشاطی فرورفته است؟

درود گیهای آفرین برهنرآفرینان ایران باستان  که به  دانش و هنر و میراثی که برای آیندگان بجا نهادند معنایی سترگ و جهانی دادند.اعتبارزایدالوصف امروز میراث بشر حاص اندیشه های خلاقانه نسلی است که باید دردوگیهای  آفرین فراوانی  نثارشان کرد.آنها که توجه و عنایت ویژه ای به آنچه بنا کردند و پی نهادند داشته وبه گونه موثردربرانگیختن روح جمعی و ایجاد انگیزه سفر به مکان های تاریخی تاثیرگذارونقشآفرین بودند.میراث  وجوهر تمدن را به بستر و نقطه ظریف اتصال وحلقه وابستگی و پیوستگی وزبان گفتمام و گفتمان جهانی تبدیل نمودند.میراث انسانی رامعیار و سنگ محک شخصیت ملیتها،اقوام و تبارو دروازه ورود به فضای فکری و وسعت و رفعت دانش و دانایی کردند.با آنچه از خود باقی و پی نهادند امروز به عنوان ابزار رویارویی دربرابر چالش های پیش رو یاد می شود. قرن ها ست که ازقابلیت های میراث فرهنگی وداشته های جهت توسعه وضعیت اقتصادی ،رشد و بسط و توسعه و عمران وآبادی  شهر و روستاها  بهره کافی برده شده است. اینگونه شد که میراث ملتها محبوب  گردید ودرنزد همه ملتها شایسته دوست داشتن  شدند.شایسته بود ما هم مانند گذشتگان  درک و فهم عمیق و توجه شایسته وروشنی از میراث فرهنگی می داشتیم وآنچه که از نیاکان هنرآفرین بودیعه رسیده است پاس می داشتیم.آنگاه مفهوم میراث ایرانی چهره جهانی تری به خود می گرفت. اما می بینیم که برخی باهجوم ناجوانمردانه  به ارزش ها وریشه و پی‌ها، پایه‌ها و بنیان‌ها ،هویت ها و سند بودن ها،به مفهوم دقیق‌تر،شکستن و خرد کردن سنت‌های اعتقادی و اعمال و افعال آیینی فرهنگ‌ها، مدرک شناختی جامعه‌ها و جمعیت‌های مرده، با همه ویرانگری های حوزه تاریخی فرهنگی اتفاقات خوشآیندی درحوزه میراث فرهنگی را رقم می زنند.میراثی که از لایه های هزاره های کهن سرافرازانه ازخاک برآورد درمیان طوفان تحولات سرازمیان ویرانی بلند نموده است باهمه کثرت و تنوع عظمت و شکوه در همه این مرزهای جغرافیای پهناور روبه ویرانی می نهد.درحالی که آنچه بود و اندک باقی مانده ازمیراث فرهنگی ،شناسنامه و هویت و سند افتخار ونشانه حرکت رو به رشد نسل های مادرطول تاریخ هستند. میراثی که به دلیل استفاده از تجربه های ذوقی و زیباشناختی ،هنروخلاقیت های هنری هزاران ساله ازنوعی وحدت و همبودی،تلاقی بی بدیل و وحدت بینظیراجسام و مواد جامد برخورداربوده و به صورت یک مجموعه درمیدان عمل  با همه آزموده هایش به زیباترین وجه ممکن به خدمت فراخوانده شده اند در صف تخریب به ردیف نشسته اند.امروزه اگرچه از این همدلی و همبودی و وحدت و انسجام و زیبایی ،اثری ،ردی ،نامی ،نشانی ،جامی ،کامی ،گامی ،وخبری نیست همین کم داشته ها و آنچه اندک مانده از آثارتاریخی می تواند همه عظمت هنرومعماری و میراث مارا به زیباترین وجه ممکن درجهان امروزنمایان نماید. ورود هر لطمه و صدماتی بر آثارتاریخی می تواند به گونه موثردر می تواند در ایجاد انگیزه سفر به مکان های تاریخی به گونه ی منفی تاثیرگذارباشد درصورتی که باید همه تلاش ما برای حفظ آثارومواریث کهن و باستانی برای شناخت گذشته  ،برای آینده ای انجام گیرد.پویایی ، بقا و بقایای فرهنگی در آینده  نیازبه اتصال و پیوستگی میان امروز و گذشته رابیش از پیش ضروری ساخته است.میراث فرهنگی بستر و نقطه ظریف اتصال وحلقه وابستگی و پیوستگی وزبان گفتمام ملتهاست.میراث فرهنگی ملتها محصول تلاش فکری جوامع برخاسته از بطن هنری و برخوردار از آموزه های فراوان به گونه متفاوت ومنحصربفرداست.که اینچنین بی نظیر وممتازدر جهان اطراف ما افق گشوده اند.علی رغم تاکید برحفظ واهمیت آثارتاریخی ومذهبی و جایگاه رفیع میراث ماندگار،سالیان سال است که ازنقش حمایت توده مردم  وتاثیر آگاهی آنها از ارزش های میراث فرهنگی در حفاظت وصیانت از آنهاغفلت بی شمارورزیده ایم. ضرورت توجه و اهمیت دادن به آثارتاریخی و میراث فرهنگی بصورت شایسته مدنظرقرارنگرفته  است . آثارتاریخی پیشینه ی و هویت و شناسنامه،پیشینه و ریشه ی دیرینه است. هرگونه قصور و غفلت مردم ویا عدم توجه به آن ،ضایعات جبران ناپذیری برپیکرمیراث فرهنگی واردمی سازد. ميراثي است كه از نياكان هنرآفرین به ما امانت رسيده لازم است آنطور كه بايد و شايد در حفاظت و صيانت اين مواريث گرانبها همت گمارده شود.متاسفانه وضعیت حال میراث  کار اندیشیدن و نگارش کردن،قلم زدن و دردبیان کردن گفتن و نوشتن رادشوار کرده است دیواربزرگ میراث فرهنگی سترگ و بی مانند ایرانزمین درموجی از طلاطم و بی نشاطی فرورفته است ودراین ایام میراث عظیم درپس تلاش های فقیرانه ما و مدیران فرهنگی سیرقهقرایی می پیماید.در این برافتادگی و لنگ لنگان بودن میراث فرهنگی ،همه سهیم هستسم.چرا که اگر اس ین آسمان ستیزترین وزمین گریز ترین شاخه حیات مورد حمایت  قرارمی گرفت جامعه به استقبال فاجعه سوگناک هویت سوزی،گام بر نمی داشت.امروزتلاش برای ساختن آینده ای روشن بر اساس هویت فرهنگی و ریشه دار نیازمند اتصال و پیوستگی میان اکنون و گذشته است.شجره میراث فرهنگی مهمترین بستر و نقطه ظریف این اتصال وحلقه است .میراث زنجیره رخداد ها و حوادث تلخ و شیرین ایام هایی است که بر نسل های هنرآفرین ما درتوالی تاریخ رخ داده است.سزاوارتاکید وشایسته تذکرفراوان است که پاسداشت میراث فرهنگی، صیانت از انسان‌بودن و تخریب میراث فرهنگی، تخریب عقبه، پیشینه و ریشه‌های ماست.

                                               (تورج رهبرگنجه-باستان شناس)

+ نوشته شده در  دوشنبه ۵ مرداد۱۳۹۴ساعت 10:40  توسط وارنا  | 

بهترین منبع برای احیاء هویت جامعه و تبلور ارزش های ملی توجه به میراث فرهنگی و گنجینه های تاریخی است.امروزه اگرچه این جایگاه اندکی متزلزل گردیده است لیکن اقبال عمومی جامعه به حفظ این آثار و اثرها می تواند این صنعت هنری و گردشگری را از رکود و سقوط رهایی بخشد.ایجاد رابطه معقول و معمول و مرسوم بین جامعه و آثار تاریخی و فرهنگی برمسولیت های تک تک ما خواهد افزود.علی رغم تحمیل فرهنگ های بیگانه و کم رنگ شدن سنت ها و آداب و رسوم اجتماعی، به دلیل نیاز جامعه به ارزش های فرهنگی و سنتی گذشته  باید برای نجات میراث فرهنگی کوشید.احساس تعلق نسبت به این مواریث ارزشمند امروزه اگرچه اندکی رنگ باخته و تضعیف شده است باید انگیزه لازم برای نجات آن در جامعه فراهم شود.این احساس باید براساس کمیت و کیفیت آثار و مواریث فرهنگی براساس نیازها و ارزش های اجتماعی پایدار انجام گیرد.برای ارتباط بین ارزش ها و سیاست ها و قوانین مربوط به آثار تاریخی که تاحدودی وظیفه حفاظت از این بناها را از محدوده تکالیف ما خارج کرده اند گام های مثبت برداریم

+ نوشته شده در  دوشنبه ۵ مرداد۱۳۹۴ساعت 8:24  توسط وارنا  | 

معماری هیچ سرزمینی مانند ایرانزمین چنین بناهایی به این عظمت خلق ننموده وبدون تردید درهیچ دوره ای ازتاریخ این سرزمین میراث فرهنگی در این حد و به این میزان و شدت مورد کم توجهی و بی مهری قرارنگرفته است.آثار و بناهایی که چه از لحاظ عملکرد و چه از نگاه سبک هنری شایسته توجه بودند امروزه در حال از بین رفتن هستند.آثار باشکوهی که از مطالعه آنها می توان به شکوه و عظمت تاریخ سترگ این سرزمین پی برد و می توانستیم دریابیم که هرکدام از آنها به جای خود روشنگر وجهی از مسائل تاریخ و رویداد های هنری و...این سرزمین هستند.افزایش آشنایی جامعه با ارزش های فرهنگی و تاریخی را می توان به عنوان کلید حل مشکلات میراث فرهنگی دانست.هرچه ابعاد این آشنایی بیشتر باشد میزان توجه و حمایت های آنها نیز افزون می گردد

 

بنای چارتاقی استان مرکزی روستای کبوران در هفت کیلومتری تفرش

+ نوشته شده در  یکشنبه ۴ مرداد۱۳۹۴ساعت 8:28  توسط وارنا  | 

 حمام قدیمی روستای ايمن آباد و كروكلا باحمایت فردی بنام میر صفی لاله آبادي در سال 1200 هجري شمسي در زمینی به مساحت تقریبی 3000متر مربع و با زيربناي 280متر مربع در روستایی با همین نام احداث شد. این حمام با الگوی طراحي حمامِ میرزا یوسف دربابل ساخته شده است. میرصفی که خود مباشر منطقه لاله آباد بوده است و با بزرگان مازندران از جمله عبدالله خان یوشی معروف به سردار امجد- حاکم وقت مازندران- حشر و نشر داشت، تصمیم به ساخت این بنا گرفت.حمام از مصالحی همچــون آجر و خشــت،  آهک و ساروج  ساخته شده است. ابتدا یک کوره آجرپزی در محوطه زمین حمام آماده شد تا آجرهای مورد نیاز در آن تهیه شود. این حمام دو ورودی دارد که هر دوی آن رو به خیابان و سمت شمال می باشد. سمت جنوبي آن روبروی کوره آجرپزی بود كه پس از ساخت حمام پاكسازي شد. در ضمن ورودی آتشخانه حمام نیز در همین سمت می باشد. در طرف غرب آن زمین های کشاورزی و شرق آن خیابان اصلی می باشد.ورودی حمام به صورت هلالی است و پس از ورود با سه ایوان روبرو می شویم که به عنوان رختکن استفاده می شد.در دالان ورودی اول حمام یک گنبد بزرگی است که یک نورگیر زیبا و چهار نشیمنگاه دور دالان بزرگ تعبیه شده و زیر هر یک از آن نشیمنگاه تعدادی جاکفشی نیز ساخته شده است و کف آن با آجرهای چهار گوش پانزده در  پانزده سانتي متر  و با چه زیبایی خاصی کفپوش شده است و  آبراه  نيز برايش در نظر گرفته شده است تا فاضلاب ناشي از نظافت به سمت بيرون هدايت شود.ورودي حمام و در دالان اول رختکن بود. در  اين رختكن حوضچه ای داشت، دور تا دور این حوضچه، حفره هایی برای قرار دادن لباس وجود داشت، و کوپ های حصیری روي آن برای جلوگیری از کثیف شدن لباس ها.همچنین در این محوطه یک درب خروجی کوچک وجود داشت که به طرف اسطبل اسب ها باز می شد. این اسطبل برای افرادی که با اسب از روستاهای اطراف به کهنه حمام کروکلا می آمدند طراحی شده بود.

http://www.imanabadkarokela.com/images/1rosta/hamam2.jpg

+ نوشته شده در  شنبه ۳ مرداد۱۳۹۴ساعت 14:59  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  شنبه ۳ مرداد۱۳۹۴ساعت 13:55  توسط وارنا  | 

قنات ها رگ حیات تاریخ و تمدن بشمار می روند خصوصا در نواحی بیابانی ایران که تمدن ها حضوردرخشان خود را تجلی ساخته اند اهمیت جهانی آنها بیشتر مشهود است.فلات ايران که بصورت بياباني وسيع است و بارش سالانه در بيشتر مناطق ايران (به جز بخشهاي شمال غربي و حاشيه جنوبي درياي خزر) در حدود 15 تا 25 سانتيمتر مي باشد در مقايسه با ساير مناطق جهان از نظر فعاليتهاي كشاورزي عملا لم يزرع محسوب مي شوند. ايرانيان براي رفع مشكل كم آبي تكنيك جالبي را ابداع كردند كه قادر است آب را از سفره هاي آب زير زميني از زير ارتفاعات و كوهها به مناطق با ارتفاع كمتر و به سوي دشتها گسيل دارد. شواهد و قراين بسيار حاكي از آن است كه ايرانيان مخترع فن قنات بوده اند و به احتمال قريب به يقين براي اولين بار معدنكاران سرب شمال غرب ايران از اين سيستم استفاده نموده اند. ساختار قنات در همه جا مشخص و يكسان است اهميت قنالت تنها در تامين آب آشاميدني وكشاورزي نيست بلكه يكي از فوائد مهم قنات فراهم كردن زمينه مناسب براي همبستگي و مشاركت اجتماعي در امور و ترفيع و ترويج فرهنگ زيست گروهي و در نتيجه استوار كردن جامعه است. مقايسه منابع آبي مناطق شرقي و غربي كشور نشان مي دهد كه مناطق شرقي كشور از داشتن رودهاي بزرگ و پر آب محروم بوده حال آنكه اكثر رودخانه هاي معروف ايران در غرب كشور جريان دارند و حدود دو پنچم آبهاي مصرفي شرق كشور توسط قنوات واقع در اين مناطق تامين مي گردد. كمبود آب در مناطق شرقي كشور و استفاده از قنات موجب حداكثر بهره برداري از آب و نظام توليد زراعي سنتي جمعي (بنه) شده است. همين عامل باعث گرديده كه فرهنگ آبياري در مناطق شرقي غني تر از مناطق غرب بوده و بازده محصولات سنتي در منطاق شرقي به خحاطر تكنيكي كه ساكنين اين نواخي در كشت جمعي بكار مي بنرد به مراتب از مناطق غربي بيشتر شود.یکی ازارزنده ترین و طولانی ترین و کهن ترین آن زاچ است.طولانی ترین قنات های سه هزارساله جهان به نام “قنات زارچ” در استان یزد واقع شده و طول 100كيلومتربا تعداد چاه‌هاي 2115 حلقه ، سابقه ای دیرینه درمعماری ایران دارد و بیش از 3000 سال درتارک تاریخ این سرزمین می باشد.یکی از ویژگی های قنات زارچ مقطع مربعی آنها ونیز هفتاد پله بودن آن است و این ویژگی به اضافه طولانی بودن قنات همچنین قدمت آن، این قنات را به یکی از قنوات ارزنده دنیا تبدیل کرده است.است که قدمت حفر آن به زمان زرتشتیان بر می گردد.تا نیم قرن پیش هم آبدهی قنات زارچ بيش از 150 ليتر در ثانيه بود اما به دليل حفر بي‌رويه چاه‌هاي عميق و نيمه عميق در حريم آبي قنات، آبدهي آن به شدت كاهش يافته است. امروزه به هزاردلیل مرگ خاموش آن را فراگرفته است به هرحال به نظر می رسد با توجه به در خطر بودن حيات قنات زارچ به عنوان يکي از سازه های آبی کهن که از قدمتي ديرينه درکشوربرخورداراست ، ضرزورت توجه اساسی به این اثر ملی و تاریخی باید دردستور کار مسولان میراث فرهنگی قرارگیرد  .روستای فهرج در شصت کیلومتری شهر یزد سرچشمه می‌گیرد و حدود سی کیلومتر آن نیز از اکرمیه تا دروازه قرآن از زیر شهر یزد می‌گذرد و پس از خروج از شهر یزد و طی چند کیلومتر دیگر به بخش زارچ می‌رسد این اثرملی با شماره 14830 درسال 1384 به ثبت ملی رسیده و گام های مستحکمی برای ثبت جهانی برمیدارد

قنات زارچ

+ نوشته شده در  شنبه ۳ مرداد۱۳۹۴ساعت 11:48  توسط وارنا  | 

آثار باستانی ومیراثداری برای اهل میراث و فرهنگ و دلسوز و آشنا به اهمیت جهانی و تاریخی آن امروزه کلمه ی ست که بیشتربه طنزبیشتر می ماند تا واقعیت/چرا که از آن نام و نشان رد و جام بام و گامی باقی نمانده و است از یک سوی میراثمان را تخریب می‌کنند ودرکنار آن شعار حمایت سرمی دهند.بناها، آرامگاه‌ها، امامزاده‌ها، تپه‌ها و محوطه‌های باستانی‌اش را جلوی چشمانشان به غارت می‌برند  باز اقدامی نمی کنند.واسفا-انهایی که سوگنامه ای بر آن می سرایند ازسرقت دها اثر و تخریب هزاران اثر باستانی هم می نویسند مورد عتاب مسولین میراث قرار می گیرند .یک باستان شناس و دوستدار میراث فرهنگی می داند یک بنای تاریخی یا یک اثر فرهنگی وقتی تخریب می‌شود و از میان می‌رود، دیگر با هیچ‌چیز آنچه را که از کف رفته نمی‌توان جایگزین کرد.تاریخی که متعلق به خود ما و تأثیرگذار بر موقعیت و مقتضیات و شرایط اکنون ماست. چرا باید اینگونه درورطه نابودی قرار گیرد؟چرا ملتی که خود می تواند تمام توریسم های جهان را بسوی خود سوق دهد امروزه ستون فقرات توریسم بیگانه شده است؟نیاکان مااز خود «میراث» به‌جای نهاده اند تا ماندگارشود زیرا ما نیزمانند آنهاسازنده و دارنده‌ی تاریخ و بهره‌مند از اندیشه‌ی آگاهی تاریخی هستیم . میراث فرهنگی برای ما مانندافقی است که تاریخ ما را درخشان کرده است.چرا هنوز فکر می کنیم حفاظت از آثار تاریخی بسیار دشوار و یا ارزشی ندارد که هزینه ها برای آن صرف کنیم؟اینگونه تفکرات با  اصول و ارزش های اخلاقی مردم در تناقض است. جامعه ما مستلزم اجرای قوانینی است که بتواند از شدت نابودی آثار و سرقت آنها جلوگیری کند. در کشورهایی با قدمت تاریخی و غنای فرهنگی بسیار  سازمان و یا مراکزی وجود دارد که کار کنترل آثار و نظارت بر میراث فرهنگی را بر عهده دارند.  برخی کشورها شاید مکزیک بهترین گزینه باشد توان نظارت و کنترل بر مواریث خود را ندارند غالب افکار عمومی اعتقاد دارند کشورهایی چون مصر/ ترکیه/ چین/ با غرور و افتخار به دارایی های باستانی خود می اندیشند.فشار و توان افکار عمومی با تمام عطش ها و حرص سیری ناپذیری مجموعه داران و موزه داران  و عتیقه خرها  شاید قادر به خنثی نمودن بسیاری از طرح های مربوط به تاراج آثار و دفینه ها نباشد اما باید باور داشت تا حدودی زیاد از آن عطش ها را می کاهد.اما در کشور باستانی ایران که مهد و گهواره تمدن جهان باستان است عطش تخریب بناها و غارت آثار باستانی /هجوم ملخوار به اتلال تاریخی/شکافتن بناهای تاریخی اعم از مذهبی و غیر آن/سرقت درب ها و کتیبه ها و دستبرد به موزه رویکردی دیگر را به ما نشان می دهد.رویکرد منفی که اگر با رویکرد مثبتی خنثی نشود میراث و تاریخ ما را با چالش مواجهه خواهد ساخت

خوره‌ای که به جان  - خان خوره -  افتاد - تصویر 2

+ نوشته شده در  جمعه ۲ مرداد۱۳۹۴ساعت 22:11  توسط وارنا  | 
اردشیر اول

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۴ تیر۱۳۹۴ساعت 9:51  توسط وارنا  | 

عجب حکایتی است :با پول خود میراث فرهنگی ترکیه را زندگی می بخشیم

با کلنگ و تیشه میراث فرهنگی خود را نابود می کنیم

این كه انسان به مطالعه تمدن ها می پردازد،به کشورهای و سرزمین های دوردست سیر می نماید به معنی اصلی  به خاطر آشنایی با شخصیت ها و سرگذشت زندگی آن ها نیست، بلكه چون تمدن ها و فرهنگ ها با كار و تلاش انسان ها به وجود می آیند، تحقیق پیرامون آن ها می تواند نیازهای اصلی و فرعی انسان و كمیت و كیفیت قدرت و آرمان های مادی و معنوی وی را نشان دهند. البته امروزه در جهان عكس این مطلب صادق است. یعنی توریست ها بارمعنایی خود را فراموش کرده اند وفرهنگ ها از کیفیت افتاده اند.معمولا فرهنگ، نشانگر معلومات و خواسته ها و آرمان های خاص آن جامعه است، وبا روح و روان ملتهای دیگر سازگاری چندانی ندارد.لذا در این بین اگر رفت و آمدی(سفر)صورت می گیرد باید مسافر دنبال چیز دیگری باشد..متاسفانه سه دهه است که ایرانیان سرسلسله تمدن های جهان،با رویگردان شدن از میراث فرهنگی خود،به بهانه های واهی سفر به کشورهایی را آغاز کرده اند که درمقایسه با تمدن و میراث فرهنگی ما بسیار ناچیز و بی مقدار نشان می دهند. تایلند و مالزی،ترکیه و امارات،کشورهای آسیای میانه با سرمایه های توریست های ایرانی حیات دوباره ای به خود دارند اما با تعاریف گفته شده آیا این ها را می توان توریست خواند؟قطعا این گروه را توریست نمی توان خواند پس چاره درد کجاست؟ چراایرانی‌ها با سفرهای متعدد سبب رشد اقتصاد ترکیه و تایلند،مالزی و امارات شده و جالب تر اینکه عمران وآبادانی برخی از شهرهای ترکیه بویژه در جنوب این کشور با سرمایه مسافران ایرانی صورت می گیرد؟با سرمایه ایرانی ها  درترکیه هر روز مقاصد نوظهور دیگری آماده آمدن گردشگران ایرانی می شوند اما تخت جمشید و پاسارگاد هزارنفر را به شیراز سوق نمی دهد؟میدان نقش جهان و سی و سه پل و خواجو و منارجنبان و مسجد شیخ لطف الله و....100 نفر از این ها را به اصفهان نمی کشاند.بازار کرمان  تکیه مدیرالملک حمام کابلی ها گنبد جبلیه  مجموعه وکیل و گنجعلیخان. مسجد مظفری و ملک و زوزن. ارگ بم  انار و ارگ راین  بادگیر چپقی بی نظیر و.....هزاران اثر دیگر 1000 نفر را هم از این جماعت به کرمان نمی رساند  اما چرا ایرانی ها مدت‌هاست باپیدا کردن مقاصد ارزان به سوی کشورهای  همسایه و منطقه، گام می نهند  به عبارت بهتر سفر خارجی را به داخلی ترجیح می‌دهند ؟همین ایرانی ها شهر «ایغدیر» ترکیه در 50 کیلومتری مرز بازرگان را آباد و به منطقه گردشگری نمونه تبدیل نموده و باعث شدند این شهر کوچک حاشیه‌ایی و مرزی به فهرست مقاصد گردشگری ایرانی‌ها تبدیل شود.آیا علت آن ضعف مدیران فرهنگی فقر میراثداری و درنهایت هزینه سنگین و کمرشکن سفر در ایران نیست؟وقتی ایغدیر برای ایرانی‌ها مقصدی نزدیک و ارزان است وکمتر از 600 هزار تومان هزینه دارد آیا او باید ترجیح دهد تا برای رفتن  سه روز با خانواده به کرمان و اصفهان و شیراز در هتل های درجه سه و چهار یک میلیون تومان هزینه کند؟ به خاطر همین جاذبه‌ها و البته نرخ پایین تور که کمتر از هزینه‌ی سفر به اصفهان، شیراز و مشهد و....است که درآغازین روز تعطیلات حاضرند راه 13 ساعته با اتوبوس را تحمل کنند تا یک سفر فرنگ رفته باشند و با ارزی که به این منطقه کوچک و مرزی وارد می‌کنند آبادانی آن را سبب شوند.

دروازه ملل

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۴ تیر۱۳۹۴ساعت 9:48  توسط وارنا  | 

دشت حلقه» در5 کیلو متری شمال  آزادشهر – مینودشت و12 کیلو متری غرب شهر مینودشت و 15 کیلو متری جنوب شرقی گنبد کاووس واقع شده است . دشت حلقه هلاکو » از توابع دهستان چهل چای ، بخش مرکزی مینودشت ودر تاریخ 29/10/53 به شماره 1017 با قدمت دوره اشکانی و ساسانی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. پیشینه ی بررسی ها و پژوهش های باستان شناسی : شهر تاریخی دشت حلقه در سال 1353 ، هم زمان با سومین فصل کاوش های باستان شناسی شهر تاریخی جرجان ، شناسایی و مورد بررسی و کاوش قرار گرفت. پس از کاوش در سال 1353 در این محوطه تاریخی تا سال 1379 هیچ گونه بررسی و پژوهشی به انجام نرسید.تنها در سال 1372 سازمان میراث فرهنگی کشور از دفن اموات در این محل ممانعت به عمل آورده بود. در سال 1379 ، پس از دو دهه وقفه در روند مطالعات باستان شناسی دشت حلقه ، بنا به ضرورت و اهمیت دشت حلقه در بین محوطه های تاریخی منطقه ، برنامه ی ساماندهی و حفاظت کارگاه های کاوش در دستور کار قرار گرفت. شهر تاریخی دشت حلقه به صورت 8 ضلعی نامنظم بنا گردیده و اندازه ی 7 ضلع آن به ترتیب : 1677 متر ، 1425 متر ، 994 متر ، 707 متر ، 498 متر ، 346 متر و 238 متر می باشد. دو حصار عظیم داخلی و خارجی که به ترتیب 4 متر و 75/6 متر ارتفاع دارد ، شهر را محصور می کند. در فاصله دو دیوار ، خندقی به عرض 53 متر که در بعضی از قسمت ها به 60 متر نیز می رسد ، حفر گردیده که در قسمتی از آنها هنوز آب جریان دارد. پیرامون ( محیط ) این شهر باستانی 7 کیلومتر و مساحت آن 338 هکتار می باشد. در قسمت جنوب شرقی شهر ، تپه ی مرتفعی به ارتفاع 20 متر ، مساحت 3 هکتار و پیرامون ( محیط) 824 متر وجود دارد ،که به احتمال زیاد ، دژ یا آکروپل شهر بر روی این تپه بنا گردیده است. محوطه باستانی دشت حلقه در اصل یک تپه ی پیش از تاریخ بوده که در دوره تاریخی ، قلعه یا شهری بر روی آن بنا شده است.) پس از بررسی و نقشه برداری در سال 1353 کاوش های باستان شناسی در دو نقطه ی شهر ، یکی در حصار ( با هدف پی بردن به چگونگی ساختار حصار ) و دیگری در آکروپل شهر صورت گرفت. کاوش های باستان شناسی در حصار دشت حلقه : برای پی بردن به چگونگی حصار شهر ، ترانشه ای در ضلع جنوبی آن به طول 3 و عرض 5 متر حفر گردیده و پس از خاکبرداری در سطح حصار در عمق 1 متری ، دیوار قطوری به عرض 20/2 متر از زیر خاک نمایان گردید ،که با آجر مربع شکل به ابعاد 8*38*38 سانتیمتر ساخته شده بود. عملیات خاکبرداری تا عمق 2 متری حصار ادامه یافت ، ولی به علت اتمام فصل کاوش ، هیئت موفق به پیدا کردن بلندی کامل حصار نگردید. به نظر می رسد که دیوار آجری مزبور ، قسمت اصلی حصار را تشکیل داده و در قسمت داخل ، برای احداث بناهای منظم به دیوار از خشت استفاده شده است. آکروپل ( ارگ حکومتی ) که مرتفع ترین قسمت شهر باستانی را تشکیل می دهد، و مشخصات آن قبلا ذکر گردید ، در قسمت شمال شرقی شهر واقع شده است. با مطالعه سفال های به دست آمده از تپه ، مشخص می شود که این تپه در اصل یک تپه ی پیش از تاریخی بوده که در زمان احداث شهر ، آکروپل یا دژ شهر را بر روی آن بنا نهادند. تپه مزبور پس از جدول بندی با مربعاتی به ابعاد 10*10 متر با دو کارگاه شمالی و جنوبی شروع به کار شد . ضمن خاکبرداری در هر کارگاه ، جرزهایی پیدا شد، که با آجر و ملات گچ ساخته شده بود. در کارگاه جنوبی با ادامه ی خاکبرداری در عمق 30/1 متر ، کف اول به عنوان نشانه ی آخرین دوره سکونت کشف گردید. این کف با آجرهای شکسته و نامرتب مفروش شده بود. در این سطح ، مقداری سفال لعابدار مفروش شده بود. در این سطح ، مقداری سفال لعابدر رنگارنگ مربوط به قرن هفتم و هشتم هجری به دست آمد. با مطالعه ی سفال های مزبور ، آخرین دوره ی سکونت که هم زمان با دوران ایلخانیان بوده است ، مشخص گردید. با ادامه ی کاوش و گذشتن از کف اول ، در عمق 20/3 متر به کف دوم و با ادامه ی کار در عمق 94/3 به کف سوم یا کف اصلی رسیدند، که با مقایسه سفال های آن متعلق به دوره ساسانی و پارتی بوده است. ارتفاع پایه ها از کف اصلی 16/4 متر و ضخامت آن 50/3 متر می باشد قرینه جرزهای کارگاه جنوبی به فاصله 30/15 متر در کارگاه شمالی به دست آمد. احتمالا نظیر این پایه ها ضخیم آجری ، در نقاط دیگر تپه نیز وجود دارد که قسمت مرکزی بنا را تشکیل می دهد. ملاتی که در ساختمان این بنا به کار رفته ، مخلوطی از شن و گچ می باشد، که ماده ی بسیار محکمی را به وجود آورده است. آجرهایی که در ساختمان آکروپل یا در دژ شهر به کار رفته ، ابعاد مختلفی داردکه اندازه های آن عموما 10*40*40 ، 9*37*37 ، 8*32*32 ، 7*8*34 سانتیمتر می باشد. با کاوش مختصری که انجام پذیرفت ، مقداری سفال به دست آمد که معرف سکونت های مختلفی است ،که در شهر باستانی دشت حلقه رخ داده است . سفال های مزبور متعلق به 4 دوره به شرح زیر می باشد : 1- سفال خاکستری رنگ ، هزاره ی اول پیش از میلاد ( سه هزار سال پیش ). 2- سفال قرمز رنگ ، دوره اشکانی. 3- سفال قرمز رنگ و ساده ، دوره ساسانی. 4- سفال لعابدار رنگارنگ ، قرن 7 و 8 هجری نتیجه گیری: بر طبق منابع تاریخی و تحقیقات باستان شناسی ، ناحیه ی دشت گرگان از قدیم الایام یکی از حوزه های مهم تمدن پیش از تاریخ و تاریخی ایران بوده است. در دوران هخامنشی نیز گرگان از ایالات مهم به شمار می آمد، و همیشه یکی از افراد معروف خانواده ی سلطنتی به فرمانداری این ایالت برگزیده می شد. پس از استقرار اشکانیان در شمال خراسان کلیه مناطق شمال شرقی ایران از جمله گرگان جزء مراکز سکونت آنان محسوب گردید. اشکانیان در قرن سوم پیش از میلاد بر علیه جانشینان اسکندر برخواستند، و پس از تصرف کلیه نواحی ایران ، دولت مقتدری تشکیل دادند، که مدت پنج قرن در این سرزمین حکومت نمود. از آنجایی که مرکز اصلی اشکانیان مناطق شمال خراسان و گرگان بوده است، از این رو پادشاهان این سلسله همواره علاقه ی زیادی به سرزمین نیاکان خود داشتند. آنها در طول حکومت خویش ، شهرها و قلاع مختلفی در نقاط گرگان بنا نهادند. طبق نوشته های مورخان یونانی ، شهرهای معروف و آبادی چون نسا ( NISA ) ، دارا ( Dara ) تمبرکس ( Tam barax ) ، سیرینکس ( syrinx ) و از همه مهمتر ، شهر صد دروازه ( Hecatompylos ) در شرق ایران بنا گردید. بنابر مقتضیات سیاسی و نظامی ، هر یک از این شهرها در فصول مختلف به عنوان قرارگاه و پایتخت مورد استفاده قرار می گرفت. البته بعضی از این شهرها از دوره ی هخامنشی و سلوکی وجود داشت ،ولی در دوره ی هخامنشی و اشکانی بازسازی و مورد استفاده قرار گرفت. از شهرهای معروف اشکانیان که با کاوش های باستان شناسی شناخته گردید. باید شهرهای معروف نسا ( nisa ) و مرو ( Merv ) را نام برد کوشش صد ساله ی محققان در مورد شهرهای نامبرده ابراز گردیده است به عنوان مثال سایکس ( Sykes ) و شهر دارا ( Dara ) را در نزدیکی آزادشهر و شهر صد دروازه را باید در نزدیکی رود گرگان جستجو نمود ، زیرا عقاید ابراز شده توام با مدارک علمی و کاوش های باستان شناسی نبوده و از حدس و گمان خارج نگردیده است. همانطور که می دانیم گرگان در دوره تاریخی یعنی پارتی و ساسانی بیش از هر دوره ی دیگری اهمیت داشته است. در زمان پارتی ، به علت مرکزی بودن محل این منطقه به عنوان پایگاه اصلی و پایتخت آنان انتخاب گردید. در دوره ساسانی ، علت قلاع زیادی که برای جلوگیری از هجوم هیاطله بنا نهادند – با در نظر گرفتن موقعیت مکانی این دو شهر باستانی در دوره اشکانی در دشت گرگان – احتمال زیادی وجود دارد که این دو. شهر در زمان شاهان اولیه اشکانی احداث گردیده و در دوره های بعد به ویژه در زمان ساسانیان تغییرات عمده ای درآن به وجود آمده باشد. « دشت حلقه » و گبری قلعه » از بسیاری جهات ، از جمله قرار گرفتن آکروپل ، دیوارهای داخلی و خارجی و خندق شباهت زیادی به یکدیگر دارند، و احتمالا گبری قلعه قبل از دشت حلقه به عنوان شهرک و قلعه نظامی بنا نهاده شد. و پس از مدت زمانی کوتاه با روزافزون شدن قدرت اشکانیان و نیاز به احداث یک شهر بزرگ تر در دوره ی اولیه اشکانی ، شهر عظیم دشت حلقه ساخته شد. با توجه به شباهت زیاد دو شهر شناسایی شده در دوره ی اشکانی ، یعنی نسا ( Nisa ) و مرو ( Merv ) به نظر می رسد که شهر باستانی دشت حلقه در واقع مرکز گرگان یا هیرکانیای قدیم بوده است. اگر این گمان درست باشد در حقیقت همان شهری است ،که مورخان یونانی آن را « سیرینکس » ( Syrinx ) نام نهاده و طبق نوشته ی « پولی بیوس » ( polybious ) ، شاهد جنگ در دوران اول با آنیتوخوس سوم ، در سال 206 ق.م بوده است.

شهر دشت حلقه

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۴ تیر۱۳۹۴ساعت 7:58  توسط وارنا  | 

آب انبارها به دلیل بی توجهی ومتروک ماندن آسیب پذیرترین آثارتاریخی هستند واهمیت و اعتبارحیاتی آن در روزگاران گذشته مورد غفلت و فراموشی واقع گردیده است.آب انبارمریضان ندوشن یکی از مریضترین آب انبارها می باشداین اثر مورد نظر در تداول عامه به نام « انبار مریضو» (ANBAR – E – MAHRIZOO) گفته می شود ، اما باتوجه به گفته اهالی سن و سال دار این بنا در اصل به نام آب انبار محمدرضا نام بانی و واقف آب انبار و باغ  است که تحریف و تغییر صورت داده است.وآب انبار ررمیضون بوده که در نوشتارها و گفتارها بصورت مریضون نوشته شده است این اثر نشان می دهد دسترسی به پاشیر آب انبار از ده راه پله مسقف امکان پذیربوده است . در سر در ورودی راه پله سنگ کتیبه مربع شکلی نصب بوده که اکنون بر جای خود نیست . مخزن آب انبار مستطیل شکل است و دو بادگیر یک طرفه دارد . مصالح به کار رفته در بنا خشت و گل و آجر است . آب انبار مریضان ( یا محمدرضا ) دارای کتیبه ای نیز بوده است که در حال حاضر بر جای خود نصب نیست .
گفتنی است محله ای که آب انبار مذکور در آن واقع شده ، بر اساس نوشته زیلوی مسجد سودک که در نزدیکی آن واقع است در قرن سیزدهم به محله ملایان معروف بوده است .

آب انبار مریضان ندوشن

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۴ تیر۱۳۹۴ساعت 7:52  توسط وارنا  | 

بناهای تاریخی در ایام دیرین و دیرپا برداشته و سرافراشته گردیدند پرشتاب درمقایسه با بناهی دیگر روند تخریب را به خود گرفته اند. این قصر که در یک کیلومترى جنوب شرقى قصر شاه عباسى یا قصر بهرام قرار دارد، یکی از بناهای صفوی است که البته امروز بیشتر بخش های آن تخریب شده است. این بنا ی با شکوه در ایام خوددر هنگام مسافرت خاندان سلطنتى محل استقرار همسران شاه بود اما در سایر مواقع به عنوان محل سکونت شکارچیان سلطنتى استفاده می شد.در حرمسراها، حوضچه و استخر جزء جدا نشدنی معماری هستند و در این بنا، برای تامین آب مورد نیاز، از چشمه هایی که در دامنه سیاه کوه قرار داشتند استفاده می شد.ایوان ورودى از طرف شرق به اتاقى به طول چهار و نیم متر و عرض حدود سه متر راه داشت و از آن جا به تالارى بزرگ به طول 12و نیم متر و عرض چهار و نیم متر می رسید. این تالار با تاقچه و بخارى دیوارى دودکش دار تزئین شده و در طرف غرب ایوان ورودى یک تالار بسته به طول 15 متر و عرض بیش از 4متر ساخته شده که در آن سه در به ایوان و دو در به خارج باز مى شد.این اثر امروز راه به سوی تخریب گشوده است

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ساعت 23:24  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ساعت 22:55  توسط وارنا  | 

میراث فرهنگی، میراث ریشه‌های انسان‌بودن ویادمانی فرهنگی ، تاریخی ،بازتابگر هزاره‌های پرفرازونشیبی است که بر آن تکیه زده ایم؟از مانده دیرینه‌ای کهن و ساده‌ گرفته تا پیچیده‌ترین مجموعه‌های فرهنگی، ابنیه و آثار باستانی هرکدام از خرد تا کلان یک تکیه گاه مطمئن بشمار می روند. همین تکیه گاه ،بستر تداوم و استمرار تاریخی، مدنی و معنوی ،ریشه‌های ملی، و ایرانی‌بودن است.این حامل مضامین انسانی این ریشه‌ها، باید درنقشه جهانی استمرارو دوام یابند.این تکیه گاه های غرورآفرین نباید شکسته شوند.تکیه گاه تاریخی که میزان و معرّف،معیار و سنگ محک شخصیت ایل و تبارو دروازه ورود ما به فضای فکری و وسعت و رفعت دانش و دانایی محسوب می گردد.نیاز به مراقبت فراوان دارد. دراین جغراقیای گسترده با این همه تراکم وحجم سنگین وتنوع ساخت و ساختارهای تاریخی ،باکثرت اشکال وصورتها وسبک و سنتها به شماروسیع ،تصادفی نیست که مورخان به تمجید وتحسین میراث عظیم وسترگ آن زبان  می گشایند.این آثارهرکدام از لابلای هزاره های کهن سربرافراشته وزیورتاریخ و میراث شده اند.تجربه های هزاران سال نیاکان ما تکیه گاه هایی هستند که هرچند با سماجت و سفاحت برخی از بین می روند لیکن باید دانست که یک از این  مکان ها و محوطه ها ازغارهای ماقبل تاریخ تا پناهگاههای پیشین،قلعه ها و کاروانگاهها مدارس و مساجد حسینیه و تکایا پل و دژ ها همه حکایت ازتاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین حکایت داردکه نمونه های آن در هیچیک از قاره های پنج گانه  دیده نمی شوند. توسعه و بسط و متروک شدن این مکان ها و محوطه ها و آثار ومآثورات ساخته شده به دست نیاکان مادرموقعیت های طبیعی و مکانیت آنها با توجه به مصالح به کارگرفته شده با آرایش و ترکیب بندی فضاها درجه این اعتبار وپشتوانه و تکیه گاه قابل استناد را بیشترنشان می دهد.گورستانها وگورتپه ها،گورپشته وگوردخمه ها صخره ها وگورخمره ها گورخانها و گورابه ها آرامگورها و سایربناهای  ارزشمند باید برای همه نسلها بیادگارباقی بمانند.ضرورت نگاه مهربانانه به این تکیه گاه های تاریخی برای شناخت قابلیت های جامعه و بقاء و رقاء آن وجلوگیری از تسلط با هیاکل تخریبی درقالب فرهنگ تحمیلی احیاء هویت اصیل فرهنگ ملی ضرورت دارد.تا به وجود درکی همه جانبه وعمیق از میراث و داده های آن دربازشناسی این هویت اصیل ملی دست یابیم

بخشی از نقاشی‌های قاجاری بقعه آقا سیدعلی لاهیجان از بین رفت

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ساعت 12:11  توسط وارنا  | 

%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d8%b0%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8%db%8c-%d9%80-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%86%d9%88%d8%a8%db%8c

+ نوشته شده در  سه شنبه ۲۳ تیر۱۳۹۴ساعت 8:49  توسط وارنا  | 

مردم ما در خط مقدم نظام دانایی قرار دارند

با اینکه انسان از دریچه تاریخ به گذشته خود می نگرد وروز به روز از توانایی های میراث فرهنگی در ارائه دریافتی ویژه از گذشته و گذشتگان اطلاعات بیشتر و مفید تری کسب می نماید وبا اینکه به خوبی می داند ارائه اطلاعات صرف  تنها توانایی تاریخ ورخدادهایش نیست. با اینکه می داندتاریخ و میراث ملتها ،شناسنامه ،ارزش و اعتبار، ومدرکی برای احراز هویت ،ردپا،نام و نشان ملتها هستند.سندی دال برریشه دار بودن دربرابر ملتهای بیریشه است.اما تا امروز این حقیقت و واقعیت برای او به عنوان  ارزش و اعتبار مورد قبول و قابل ستایش واقع نشده است.نشانه های عدم موردستایش واقع نشدن  زخم‌ها و زیان‌ها، آفت‌ها و آسیب‌ها، تحقیرها و تخریب‌ها، بداخلاقی‌ها و بی‌حرمتی‌ها و جفاکاری‌ها،سرقت ها و چپاول وغارت ها،تپه کنی ها و خانه ویران کنی های تاریخی، بی‌سابقه‌ای  است که  تا کنون در طی این سال‌ها بر مآثورات تاریخی ،تاریخ و فرهنگ و پیکر گنجینه ها  و میراث میهن ما وارد شده است. اصحاب فکردربیان اهمیت آن هم نگارش های بیشمار کردند.شیوع افکار بیرحمانه یک شبه به گنج های بی رنج رسیدن ، شلاقی شد بر تن میراث و گنجینه های آن که درنهایت میراث فرهنگی  را تا مرز سقوط و انحطاط فروکشاند.از سوی دیگردر ادامه ،این بی توجهی و کم رغبتی ها به آثارتاریخی و گنجینه های آن تا آنجا پیش رفت که برخی صاحبنظران درمقابل غارت آثار باستانی ایران  و انتقال اشیای باستانی به موزه های کشورهای بیگانه "از کاربرد کلمه غارت "امتناع نموده و آن را نوعی حفاظت از میراث ایران در موزه های بیگانگان تلقی نمودند."این ضد اخلاقی ها آتش ویرانگری برمیراث برفروخت. در کشورهای امروز دنیا میراث فرهنگی ،میزان و معرّف،معیار و سنگ محک شخصیت ملتها ،ملیتها،اقوام و تبارو هم دروازه ورود به فضای فکری و وسعت و رفعت دانش و دانایی محسوب می شود. ازمیراث  با عنوان ابزار رویارویی ملتها دربرابر چالش های پیش رو یاد می کنند و برخلاف ما ازقابلیت های میراث فرهنگی وداشته های تاریخی خود درراستای حفاظت ازمواریث تاریخی  و اماکن عام المنفعه جهت توسعه وضعیت اقتصادی و بهبود معیشت مردم آگاهی کامل دارند. از این جهت میراث درنزد آنهادارای اهمیت و شایسته دوست داشتن است اگر ما نیزتا این اندازه درک و فهم عمیق و توجه شایسته وروشنی از میراث فرهنگی داشتیم وبرای حفظ و صیانت از آن فرهنگ سازی و بستر آفرینی درستی می کردیم چهره میراث فرهنگی امروز ما موجه تر جلوه می نمود.اما چه شد که نابودی ‌گسترده ی آثار و مواریث تاریخی و فرهنگی ،باهجوم ناجوانمردانه  به ارزش ها و پی‌ها، پایه‌ها و بنیان‌ها ،هویت ها و سند بودن ها،به مفهوم دقیق‌تر،شکستن و خرد کردن سنت‌های اعتقادی و اعمال و افعال آیینی فرهنگ‌ها، مدرک شناختی جامعه‌ها و جمعیت‌های مرده، مدفون، مفقود و متروک گذشته سالیان سال است که بدعتی ویرانگر ورشته ای نا منقطع بشمار می رود.وتلاش ما هم برای توقف آتش‌افروز ی های گسترده ای که به مقیاس وسیع ،برای درهم کوبیدن و روبیدن و از میان برداشتن و افکندنِ اصل‌ها و ریشه‌ها و زدودن هویت‌ها و نابودکردن میراث‌ها و غارتِ گسترده مواریث فرهنگی ملّت و تخریب وسیع محوطه‌های باستانی و فضاها و بافت‌های معماری سنّتی و موارد مشابه دامان میراث و فرهنگ ما رادربرگرفته است پاسخ نداد.دشمنان بی هویت و تاریخ با سند سازی جعلی و سرقت آثارتاریخی ملتها خودرا برصحنه تاریخ جهانی ظاهر می سازند.تاریخ جهان را چنان می‌کاوند تا آنگونه که دوست دارند در راستای تحقق اهداف زشت و پلید خویش بنگارند.در این کشورها برخلاف ما  که از ریشه در تاریخ نداشتن رنج می برند به هر بهانه ای خانه های باصطلاح  اندک قدیمی را هم حفظ می کنند.از پوتین به جای مانده از یک سرباز جنگ جهانی دوم موزه می سازند.جنایتکاران خود را قهرمان می دانند.برخلاف این کشورها،درسرزمین های صاحب تمدن همه ی میراث اعم از مادی و معنوی ملموس و غیر ملموس وضعیت دهشتبار بخود دارند.درحالی که به برکت میراث است که گفتگوی جهانی شکل می گیرد این نشان می دهد که انسان وجودی میراث‌مند است، میراث مهمترین عامل و زمینه تداوم و استمرار وجودی انسان به عنوان وجودی تاریخ‌مند است. امروزه اگرچالش و مشکلات فراوان پیش روی مان است به دلیل کم توجهی به مآثورات تاریخی و فرهنگی دوران های گذشته است.میراث فرهنگی فقط بناهای تاریخی نیستند چه بناهای با ارزش، چه فرهنگ ملی، زبان فارسی، ادب و آداب ،رسوم و رفتار ،پوشش و گفتار،آئین و باورها،همه و همه نشان از افول دارند.سرزمین پهناوروتاریخی بوسعت ایران زمین به لحاظ غنای تاریخی و گنجینه های باستانی بالقوه مانند گذشته باستان باید سهم و توان زیادی در میراث جهانی داشته باشد.لیکن آثارباستانی درمیان غفلت ما هویت اصلی و بافت تاریخی خود را از دست می دهد و به گونه رقت باری با تاریخ وداع تلخی دارد.نسلی که باید تلاش کندتا آن روح از کف رفته را در آینه جام‌های شکسته درقالب  میراث گذشته حفظ کرده وآن را برای نسل های فراروی به تماشا بگذارد،بی تفاوت مرگ آثارتاریخی را نظاره می کند.هنوز به نیکی نمی داند پاسداشت هراثروآثاری از مقتضیات شرایط جدید تاریخی و پرورده دامن اندیشه و آگاهی تاریخی و ارزش‌های دنیای پیش رو است. حفظ میراث گذشته و تذکر تاریخی را  امری اجتناب‌ناپذیر نمی داند وپاسداشت میراث فرهنگی را صیانت از انسان‌بودن ،و تخریب میراث فرهنگی، را نابودی عقبه، پیشینه و ریشه‌ها نمی داند.برای ملتی که ریشه در تاریخ  و میراث مدنی و معنوی دارد و نقش تعیین‌کننده و موثر و بی‌بدیل در شالوده‌ریزی و بنیاد نهادن و ساختن تمدن عظیم جهانی دارد  انتظار می رود خود در خط مقدم نظام دانایی قرار گرفته و بیش از هر ملت دیگری در خط نخست آگاهی تاریخی به خدمت  فراخوانده شود(تورج رهبرگنجه، باستان شناس)

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۲ تیر۱۳۹۴ساعت 8:1  توسط وارنا  | 

آثارتاریخی ما را به درک ارزش های واقعی  تاریخ این سرزمین نائل می گردانند.جامعه ما به دلیل محدودیت امکانات برای معرفی آثار متعدد و متنوع با یک نوع چالش جدی مواجه است.رسانه ها ی سمعی و بصری سمع و بصر خویش را بر روی آن مسدود کرده ومردم  از آگاهی های کافی در باره اهمیت هزارچندان آثارباستانی برخوردار نیستند.معرفی آثار می تواند جاذبه خیز و موجب جلب توجه و جذب سرمایه و درنهایت عمران و آبادانی کشور گردد اگر رسانه های ما ترجیح داده اند تا به تبلیغ چیپس و پفک بپردازند به این دلیل است که از تاریخ این سرزمین نمی دانند.تبلیغ بناهای تاریخی مگر سودی برایشان هم دارد؟ آنها با تبلیغ یک چیپس و پفک میلیاردها به جیب می زنند لذا برایشان تاریخ و میراث این سرزمین محل اعرابی نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۱ تیر۱۳۹۴ساعت 8:33  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۱ تیر۱۳۹۴ساعت 8:17  توسط وارنا  |