ميراث فرهنگي هر كشورازاركان تحكيم هويت ،ايجاد خلاقيت و خودباوري ملي است. میراث دراصل از عوامل اصلي بازشناسي ملتها وكشورها از يكديگرهستند.از این سبب تشکیلات میراث فرهنگی در هر کشوری، از مهم‌ترین ارکان پشتیبان و قوام‌دهنده هویت آن کشور و ملت بشمارمیرود.خصوصادرشرایط کنون که نسل هایی ظهور کرده اند که با تاریخ خود فاصله ها گرفته و رشته اتصال به گذشته را پاره نموده اندو شرایط حضور در کوره‌های آتشناک آزمون‌ها و چالش‌های سخت و سنگین تاریخ وگام نهادن در مسیر آگاهی های تاریخی را نیاموخته اند.نسلی که امروز هم اندیشه و آگاهی تاریخی را در تصمیم‌گیری‌ها و معادلات و ملاحظات سیاسی‌اش کوچک شمرده و بی‌توجه از کنارش می گذرد وسرانجام مجبور خواهد شد بی‌بهره از اندیشه و شناخت تاریخی، گام در میدان رویارویی با حوادثی بگذارد،که فرجام خوشی برای او نخواهد داشت.زیرا نتیجه نهایی این رویارویی عرصه را به حریف وانهادن و به شکست و تسلیم تن دادن خواهد بود.هرچندشمار سرزمین‌های تاریخی و قاره‌های فرهنگی که به لحاظ حجم، گستردگی، تراکم، توالی و غنای مواریث مدنی و معنوی، باموقعیت ممتاز ایران در تاریخ و فرهنگ جهانی  اندک است لیکن از همین موقعیت ممتاز و غنای مواریث فرهنگی،هیچ سودی نبرده ایم. مسئولیت سنگینی که هم بردوش کوچک مسولین سنگینی می کندوناتوان از اداره این میراث عظیم و فرهنگی کشور مانده اند و هم به دلیل شانه خالی کردن مردم فرهنگ دوست از زیربار مسولیت های فرهنگی که ساده ترین این مسولیت،همان حفظ و صیانت از آثارباستانی است.نادیده انگاشتن مسئولیت سنگین و خطیری که به‌نظر می‌آید خود چونان یک مانع بزرگ بر سر راه سنگربانان و سربازان صیانت و دفاع از مرزهای تاریخ و فرهنگ میهن ماقرار بگیرد.درصورتی که با توجه به موقعیت فوق‌العاده حساس و حضور تعیین‌کننده و تأثیرگذار ایران با این میزان میراث غنی و ممتاز،انتظار می رفت تا جامعه درمسیر پرشتاب فرهنگی به نگهبانی از این گنجینه ها مبادرت نموده ومسولان هم اندکی با بهره مندی از هوشمندی و خرد و دانش و دانایی صاحب‌نظر ان و باستان شناسان  این نهاد رو به اضمحلال را ارتقاءمی‌دادند و دست باستان‌شناسان و سایر متخصصان حوزه میراث -این سربازان و سنگربانان تاریخ و فرهنگ ایران فرهنگی- را در صیانت و حفاظت و پاسداری و دفاع از مواریث مدنی و معنوی کشور به گرمی می‌فشرد ندزیرا در این صورت  فرصت‌ها از کف نمی‌ رفت  و سنگرها ی فرهنگی میراث عظیم کشور پهناور  یکی پس از دیگری تخریب نمی‌شدند.

+ نوشته شده در  شنبه 10 آبان1393ساعت 8:52  توسط وارنا  | 

یکی از زییاترین حمام های تاریخ کاشان حمام سلطان است. که با نام حمام تاریخی سلطان امیراحمد، مشهور می باشد ونمونه ای از منحصر بفردترین حمام های ایران از نظر معماری و تزئینات با وسعت 1102 متر مربع در شهر باستانی کاشان واقع شده است. قدمت اولیه این حمام را به دوران سلجوقیان ومرمت های بعدی مربوط به دوره قاجار باز می گردد. یکی از موارد مهم این بنا، آهک و گچ بری هایی است که تعداد 17 لایه مرمتی آن، بیانگر قدمتش میباشد از دیگر شاهکارهای بنا، بام زیبای آن می باشد.این حمام  در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۵۵ با شمارهٔ ثبت ۱۳۵۱ به‌عنوان یکی ازآثارارزشمند دوره قاجارثبت شده است.

+ نوشته شده در  شنبه 10 آبان1393ساعت 7:50  توسط وارنا  | 

گفته می شود باستان شناسان درباره اتفاقات و واقعیت های مدفون و مفقود وفرآیندها و متغیرهای منجمد گذشته بر مبنای شواهد مادی گذشته که با کلنگ و دلو باستان شناسان و ابزارهای دیگر مشاهده که در میدان عمل از لایه های فرهنگی کاویده و کشف و گردآوری می شوند دست به داوری می زنند.حاصل همین کلنگ و دلوها ،تاریخ به حرف می آید.پادشاهان به سخن زبان باز می کنند.جامعه از فاصله طبقاتی و ظلم و ستم هایی که بر خود داشته گله دارد.هنرمند از مشقت ها و رنج هایی که بی مزد برخود هموار کرده می نالد.طبقات فرودست از فرادستها شکایت ها دارند.از میدان عمل از درون لایه های خاک سیاه،باستان شناسان خاکسترهای قرون سیاه هردوره سیاهی را به باد می دهند تا سراغ یکایک افراد و طبقات جامعه را بگیرند.جنگ ها را که هزاران کشته با خود آورده است و از ستم بارگی دشمنان ناله ها دارد.مدارک باستان شناسی غیر قابل انکار و سند بروز حوادث و واقعیت دوران های گذشته بشمار می روند.باستان شناسان به هنگام داوری مرزها را می شناسند.وقتی روی یک کوزه نام کوزه گر همراه شود و روی یک مجسمه نام ایزد بانو یا عابد و موبد،حاکم و شاه ،حکاکی شود داوری سختی در پیش روی کسی نیست اما داده های باستان شناختی نه نام کوزه گر را دارد و ن بر مجسمه نام ایزد بانو و....باستان شنا س با ذهن  و فکرش در پرتو اطلاعات موثق تر و آگاهی مطمئن تر زمینه ورود به عرصه تحلیل ها را دارد.واگر گفته می شود سهم کم نظیری در کشف و دستیابی به صور ابتدایی تر اسناد و منابع مکتوب داشته اند به گزاف سخن به میان نیاورده اند.باستان شناسان اگر به هنگام داوری حدود و مرز های تاریخ را ندانند تاریخ ملتها و ملیتها دچارچندپارگی می گردد.

+ نوشته شده در  جمعه 9 آبان1393ساعت 21:48  توسط وارنا  | 

حمام در بین اقوام مختلف از کهن ترین ایام با آئین های شستشو وطهارت ،غسل و نظافت همراه بوده است که این موضوع درایران سابقه طولانی تر و نیز به دلیل طهارت جسم و پاکی روان بطور ویژه مورد توجه بود.طبق مدارک از زمان زرتشت فراتر می رود ومهرپرستان برای انجام آئین های مذهبی خود درفاصله سه روز و سه شب مراسم غسل را به جا می آوردند تا مهمترین شرط حضور در مراسم مذهبی  برای آنها فراهم گردد.در آئین مزدیسنا پاکی جسم و روان اهمیت زیادی داشت که به نام"اشویی"نام برده شده است.وبرای دورکردن هرگونه آلودگی وگناه از خود بایدشستشو می نمودند.در آئین زرتشت هم مومنان بعداز خواب برخاستن می بایست سه مرتبه از آرنج تا سردست وسپس از گوش تا زنخ و از میان سر و نیز پاها بشویند تا آنگاه مراسم مذهبی خود به جای آورند.اطلاعات باستان شناختی هرچند از وجود حمام در دوران پیش از اسلام کم است اما مسعودی در مروج المذهب خود در برسی انگشترهای پرویز شاه ساسانی از انگشتری یاد کرده که بر روی آننقش آبزن داشته است که آن را به هنگام ورود به حمام در انگشت خود می کرده است هرچند در منابع تاریخی از ایجاد حمام ومخالفت سران دینی خصوصا در زمان بلاش ساسانی(484-488م) مواجه هستیم اما باز این دلیل بر عدم آشنایی ایرانیان دردوران ماقبل از آن با معماری وعملکرد شستشوی آن نیست.بارها گفته ایم که هیچ تمدنی به یک باره مراحل رشد را طی نکرده و با بهره گیری از سنتها و هنرها و ....تمدن های پیشین ،نردبان ترقی را طی نموده است لذا ساسانیان نیز قطعا آن را از هخامنشیان آموخته و در تکمیل آن نقش آفرینی کرده اند.هزاران سال از شکل گیری معماری حمام ها می گذرد و اطلاعات ما از دانش این معماری بسیار اندک است و دلیل آن هم رو به ویرانی نهادن این گونه سازه ها بوده است. با این حال با گذشت سال های طولانی هنوز این تخریب ها دست از دامان معماری حمام ها بر نمی دارندحمام  قجَر یکی از کهن‌ترین و بزرگ‌ترین گرمابه‌های شهر قزوین است که در خیابان عبید زاکانی این شهر واقع شده است.محله عبیدزاکانی، یکی از محلات قدیمی قزوین با کوچه هایی پر پیچ و خم، خانه هایی قدیمی و بازارچه ای خاطره برانگیز است و “گرمابه قجر” به عنوان نگین درخشان آن محسوب می شود.این اثر تاریخی به دلیل قرار گرفتن در بافت قدیمی شهر با مشکلاتی دست به گریبان است.این بنا به دستور امیر گونه خان قاجار قزوینی از سرداران شاه عباس صفوی در سال ۱۰۵۷ هجری قمری ساخته شد و به همین دلیل در ابتدا با نام «حمام شاهی» خوانده می‌شد.وی می افزاید: مساحت این حمام در حدود هزار و ۴۵ مترمربع است و از دو قسمت جداگانه زنانه و مردانه و سه بخش اصلی سربینه، میاندر و گرمخانه تشکیل شده است. ورودیِ حمام رو به جنوب باز شده و پس از طی راه‌پله‌های مارپیچ، به سربینه منتهی می‌گردد.

774029

+ نوشته شده در  جمعه 9 آبان1393ساعت 21:25  توسط وارنا  | 

بقعه شیخ  فخرالدین حَمزه (فرزند علی ملک) طوسی اسفراینی بیهقی متخلّص به ”آذری“ از مشایخ و شعرای مشهور قرن هشتم هجری ازآثارارزشمند اسفراین است. وفاتش در هشتاد و دو سالگی به سال ۸۶۶ در اسفراین اتفاق افتاد و در همانجا به خاک سپرده شد و آرامگاهش هنوز زیارتگاه مردم است.این بقعه از بناهایی است که در محدوده شهر تاریخی بلقیس اسفراین قرار گرفته و با شماره ۴۴۹۷ به عنوان بخشی از مجموعه بنای زیبای بلقیس تاریخی در این منطقه از اسفراین در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این بنا از دو فضای معماری در ابعاد متفاوت تشکیل شده که بخش جنوبی بنا به عنوان نمازخانه مطرح است و بخش شمالی آن مدفن و آرامگاه شیخ شناخته می‌شود.

آرامگاه شیخ آذری

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 16:43  توسط وارنا  | 

عباس(ع)صدای قدمت  می آید

عباس(ع)صدای علمت  می آید

عباس(ع)به قربان علم و قدمت

که ازوادی با "عظمت " می آید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 13:47  توسط وارنا  | 

رسالت هرفرد و گروه ،نهاد وسازمان، مقصد غایی و منحصربفردی است که نوع قلمرو عملیات ،اهداف و راهکار ها را مشخص می کند.هررسالتی با انجام ماموریت های ویژه انجام می شود. مأموريت يا رسالت هر فرد وگروه در واقع علت اصلي تشكيل و دليل تأسيس آن­است.رسالت ، مقصد اصلي و منحصر به فردي است كه نوع، قلمرو عمليات را از ديگر اهداف متمايز مي­كند. رسالت به نوعی بيان‌كننده ارزش‌ها، آرزوها و فلسفه وجودي آن است.هدف از رسالت پیامبران گرامی ،دعوت انسان ها به پرستش خدای یگانه و دوری از طاغوت ها، شکوفایی و پرورش عقل و خرد آدمی، برقراری قسط و عدالت، مبارزه با ظلم و فساد، آزادی انسان و ترویج و گسترش فضایل اخلاقی است بهترین دلیل ناکامی امتها، عدم پیروی ازرسالت انبیاء،، ودر نهایت عدم ملاحظه سرگذشت ملتهایی است که ازآن مجموعه تعالیم درقالب یک رسالت الهی دوری جسته و به ورطه هلاکت و فلاکت غوطه ور شدند.رسالت انسان هم بسوی عالم وحدت است.رسالت خبرنگار ،قداست قلم است.رسالت یک باستان شناس چیست؟آیا رسالت آنها در تعریف مفهوم کاربردی علم باستان شناسی (علم پی بردن به گذشته بشر با مطالعه آثار به جای مانده آنها) –کشف - کاوش–حفاری و نتیجه گیری از داده ها،نهفته است؟ رسالت موردنظرما فراتراز مسولیت است.رسالت هدف و غایت است.رسالت یک باستان شناس کمال بخش آگاهی های او ومردم است.بایدسازمانده و سازنده و نظم دهنده باشد.رسالت یک باستان شناس ایرانی،بومی کردن باستان شناسی،اتکال به دانش باستان شناسان ایرانی،خود اتکایی به دانش بومی در کاوش ها و حفاری ها رسیدن به مرز خودباوری هااست.وقتی “ علم فرآيندي پيش رونده به سوي دانستن و شناختن از راه تجربه با واقعيت عيني  است دانش باستان شناسی چه میزان گام به سوی دانستن و شناختن این واقعیت ها در حوزه تاریخ و وقایع رفته بر میراث و باستان شناسی ایران برداشته است؟باستان شناسان مانند سایر علمای علوم گوناگون نسبت به مردم خود و جامعه بشریت متعهد هستندخصوصا که آنهاادعا می کنند برای بشریت و روشن شدن مراحل رشد عقلی و تکاملی ،جامعه و مدنیت،باور ها و آئین و عقاید،صنایع و هنرها و...می جنگند و در این راستا پژوهش می کنندبه نوعی یک باستان شناس خود راقابله فکر مردم وتلاشش رادر راستای بارور کردن اندیشه های مردم می داند .پس حلقه مفقوده ی این تلاش ها کجاست؟چرا با اینکه بیش از 2337 سال از مرگ اسکندرمی گذرد در حالی که ازخیانت ها و جنایت های او بیش از عامه مردم وقوف دارند هنوز باستان شناسان ما از او به نام اسکندرکبیر یاد می کنند؟در حالیکه کمتر ازاین واژه برای کورش کبیر استفاده می کنند؟.هردوت دروغ نویس بزرگ تاریخ را پدر جعلی تاریخ خواندند و یا لااقل پذیرفتند و تلاش های فراوان شده است تا سرپوشی بر دروغ های بیکران اونهند چرا تلاش مفیدی برای نقد نوشتارهای مغرضانه وی و افراد مشابه نشده است؟تا کنون بیش از 1250اسکندرنامه از سوی بیگانگان برای بزرگ جلوه دادن اسکندرشرابخوار و تحریف واقعیات تاریخ ایران تالیف گردیده است حال آنکه کورش نامه ها به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسند.کوروشی که به تعبیر قرآن و تفسیر علامه طباطبایی ،ذوالقرنین تاریخ است بایددر محاق فراموشی باشدوازاسکندر مجوس(جانی و خیانتکار-مفسد به اخلاق و اشتهار به فحشاو...) به عنوان"کبیر"یاد شود.مورخان این سرزمین فردا در محکمه قضاوت نسل هایی قرار می گیرند که پاسخی برای آنها ندارند با این حال:آیا هنوز باستان شناسان ما به رسالت(واقعی) خود عمل کرده اند؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 11:25  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آبان1393ساعت 9:4  توسط وارنا  | 
کاروانسرای شلیل در روستایی از توابع بخش میانکوه شهرستان اردل در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
این کاروانسرا که ابتدا در مسیر جاده خوزستان و در نزدیکی پل شلیل و پل مروارید ساخته شده در دوره پهلوی اول مورد بازسازی قرار گرفته ، مصالح بکار رفته در آن سنگ لاشه -سنگ تراش و سقف آن مسطح است. دردوره پهلوی اول و پس از کشتار سربازان دولتی اعزامی به خوزستان بدست سرداران بختیاری از این بنا بعنوان پاسگاه انتظامی عشایری نیز استفاده می شده است متاسفانه امروزه این اثرتاریخی به مخروبه ای می ماند که نشانی از روزهای با شکوه آن ندارد.

کاروانسرای شلیل

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 آبان1393ساعت 9:33  توسط وارنا  | 

http://parsmiras.persiangig.com/Web/Carvansary/Asgarabad%2002_001.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 آبان1393ساعت 8:36  توسط وارنا  | 

خالقان آثارباستانی شایان تقدیروستایش هستند زیرا آثارمصنوع و دست ساخته هایشان، چنان خوشآیند وجذاب و مقبول هستند که نظرهرفرهیخته و نافرهیخته ای را که به آن بنگرد به سوی خود سوق می دهد.روح هربیننده با آن ها رنگ تعالی بخود می گیرد.جذاب آفرین وبرانگیزاننده روح بشمار می روند.عوامل مجذوبیت ناظر به این آثارتاریخی ،عواطف انسانی و اشتیاق روحانی است.از این سبب میراث به ما اندرز می دهند.رویداد های ایام کهن را برای ما شرح و تفسیر می نمایند.هرزمان که چشممان به زیبایی آثار وشکنندگی قامت آن ها نظر می کند به تخریبگران آثار باستانی با چهره خشم آلود وچشمان غضبناک نهیب می زند.مجموعه نقش و نگارهایی که به دست جماعتی که عقلشان ازجهالت به زنجیر کشیده شده است اگرچه از درون می بالد. لیکن (نقش)برون درخواری همچنان از دست این همه تخریب ها دامن دربر می کشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 آبان1393ساعت 7:50  توسط وارنا  | 

از خیانت ها و عمق فجایع رفته بر باستان شناسی و میراث فرهنگی ایران کم گفته نشده است اما واقعیت این است که اگر به عمق عمیق و زوایای عجیب و عظیم این مصیبتها بنگریم باز درمی یابیم که هیچ نگفته ایم.شرح وقایع طولانی هم مخاطبان را ناگزیر گریز از مطالعه می کند دراین مقال کوتاه از عمق خیانت تنها 16سال پرده بر می داریم تا نسل ها بدانند که چه بر سر میراث آنها آمده است.آنچه درهای کشوررابرروی باستان شناسان ،مورخان ، پژوهشگران  وحتی غارتگران گنجینه های تاریخی و باستانی با کسوت مبلغان و مروجان گشود برخورداری از ثروتهای تاریخی ، طبیعی و ارزش راهبردی آن ها،بود که از دیر باز طرف توجه قدرتهای استعمارگر شد متاسفانه به واسطه وجود آثار باستانی و مصنوعات و عتیقه جات بهانه ای برای تردد و تجمع غربیان فراهم گردید.با اعمال فشارکشورهای فرانسه و امریکا  ،تسلیم دولتها آغاز و فروپاشی میراث فرهنگی شروع شد.هیات های خارجی برای ضربه زدن به تارک باستان شناسی  ملخ وار به نقاط مختلف گسیل شدند.امتیاز های خفت بار بسود آنها به بارنشست.کشیش ها هم دست از خیانت برنداشتند فرانسوی ها،پای Scheil را به ایران باز کردند.دومورگان در ماموریت خود وی را  به ایران کشاند، این کشیش خبره تا از او که روایات و افسانه های ایران باستان را خوانده و به زبان عیلامی آشنا بود نهایت بهره را ببرد.ازسال ۱۸۹۸ وارد شوش شدند با اجیر کردن ۱۲۰۰ کارگر، چهار سال به کند و کاو پرداختند. مکشوفات آنها به پنج هزار قطعه می رسید در ۱۸۳ صندوق به پاریس حمل شد تانشان خیانت بر سینه آنها نقش بگیرد.برناردسون چپاول آثار منطقه ایران و بین النهرین به دست فرانسوی ها انگلیسی و آلمانی ها و درنهایت امریکایی ها را تقلای نفرت انگیز در رقابتی زشت توصیف کرده است.زیرا مورگان و گیرشمن ها و یا هنری لایاردها و...درانتقال آثار مکشوف در ایران هیچ درنگ نکردند.غافله غارتگران روز به روز تکمیل تر می گردید .انگلیسیها خود را مالک بین النهرین ،امریکایی ها و فرانسوی ها نیز ایران را به اشغال فرهنگی و اشتغال غارت آثار باستانی در آورده بودند.مردم از نتایج و لذت حاصل از کاوش ها خبری نداشتند.بیگانگان باصفت های پست و رذیلانه ،پیکره میراث را از هم دریدند. درسکوت حکامان زشت صفت،ایران به بهشت بکر باستان شناسان (به قول اریخ .اف.اشمیت )تبدیل شد.به گونه ای که درسایه این تقلاهای حیرت انگیز که بوی نفرت می داد در این بهشت باستان شناسان ،تنها در فاصله زمانی بین سال های 1925 تا 1941 یعنی طول زمانی 16سال، با کمال حیرت تمامی آثارباستانی و مصنوعات ایران را تصاحب نمودند.(تورج رهبر گنجه -باستان شناس)

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آبان1393ساعت 11:18  توسط وارنا  | 

http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/4-8-1393/IMAGE635499244229252126.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آبان1393ساعت 8:12  توسط وارنا  | 

برج آجری منشوری شکل بلند همان خلعت پوشان نام بنایی سترگ در ده کیلومتری شرق تبریز در روستای کرگج از دهستان باسْمَنج واز آثار دوران صفوی می باشد که در دوره قاجار در این بنا خلعت اعطائی پادشاهان ایران بر دوش فرمانداران و خدمتگزاران محل انداخته می شد.برای طراحی ز طرح “هشت بهشت” استفاده شده است. سازماندهی این طرح را می توان سازماندهی متمرکز برونگرا نامید، زیرا فضاهای ساخته شده به گونه ای سازماندهی شده اند که یک فضای مرکزی بسیار مهم و شاخص پدید آمده. این هندسه پلان به نام پلان نه بخشی خوانده میشود این فرم از فرم های اصیل هندسه ایرانی است .این پلان دارای پنج بخش اصلی(چهار فضا در اتصال حجم با آکس های اصلی باغ ،منظر جهات باغ را برای بیننده به ارمغان می آورد.برج دارای شانزده پهلو و سه طبقه است.برج خلعت پوشان برج آجری منشورشكل بلندی است كه دارای یك قاعده كثیرالاضلاع 16 ضلعی می باشد كه قطر قاعده آن 59 متر می باشدبرج دارای دو طبقه است ، سقف طبقه اول گنبدی و سقف طبقه دوم ریخته و بعدا با تیرآهن پوشش شده است طاق نماهای جهات اصلیبه شكل طاق جناغی هستند اماجوانب دوازده گانه دیگر به شكل اسپر و دارای طاق نما و تزئیناتی از آجر و كاشی به رنگهای سیاه و آبی استراه پله طبقه همكف به طبقه اول و پشت بام در گوشه شمال شرقی بنا قرار گرفته است مالكیت بنا متعلق به دانشگاه تبریز بوده و از نظر تاریخی و معماری بنایی است منحصر به فرد كه تا كنون باقیمانده است.طبقه سوم برج فاقد سقف بوده و بالای دیوار آن کنگره دندانه ای ساخته شده است که در آیینهای ویژه از آنها استفاده میشده است برج خلعت پوشان  چهار میل از شهر بیرون است» کرگج نام روستایی از دهستان باسْمَنج در ده کیلومتری شرق تبریز است.بنای خلعت پوشان در تاریخ 12/2 /77 به شماره ۲۰۱۰ به ثبت رسید

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 آبان1393ساعت 7:51  توسط وارنا  | 

مسجدفال فارس بر پاشنه تخریب می چرخداثری که قریب 1300 سال از عمر آن می‌گذرد. وبارها و بارها بازسازی شده است اما هنوز شکوه و زیبایی خود را دارد.وضعیت امروز این بنای مذهبی رضایت بخش نیست وبخشی از مسجد به بهانه ساخت مسجدی جدید از بین‌رفته‌است؛ شواهد باستان شناختی نشان می دهند مسجد اولیه فال در قرن هفتم ه.ق بنیان نهاده شد که بعدها در همین شهر مسجدی در دوره صفویه در قرن دهم ه.ق مورد بازسازی قرار گرفت و سرانجام در دوره پهلوی مسجدی دیگری برای این شهر احداث شد که معماری آن در تداوم همان مسجد اولیه سده ه.ق است. مسجدی که هم‌اکنون در حال تخریب است زیر آن محوطه باستانی است و مسجد دیگری زیر این بنا وجود دارد که هر دو باستانی هستند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آبان1393ساعت 10:14  توسط وارنا  | 

آب انبار اکبرآباد

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آبان1393ساعت 9:4  توسط وارنا  | 

حوادث رفته بر میراث فرهنگی و اتفاقات ناگوار آن  باستان شناختی ما را با چالشی جدی مواجه کرده است حوادث تلخی که  بیرحمانه همه آثار باستانی را در هم می نوردد وبا خود همه رار های ناگفته تمدنها را برای همیشه به گور می برند.آثاری که از گذشتگان باقی مانده و امروز  این حوادث تلخ و ناگوار در دنیای باستان شناسی رخ می‌دهد و  صبر و حوصله را ازهمه  گرفته است .میراث بزرگی که با مسئله تخریب و تعدی به محوطه های تاریخی-فرهنگی روبرو است  بافت های اصلی خود را از دست می دهد واز چهره فرهنگی روی برگردانده ، بی پناه و بی امان رها شده است. هرسازمان و نهادی به بهانه ای اسباب تخریب و ویرانی آن می شود و با ادامه این ویرانی ها معلوم نیست آینده میراث چگونه رقم خواهد خورد این تخریب ها  از چنان شتاب عظیمی برخوردار هستند که  محوطه ها ی تاریخی و اتلال باستانی . وخانه های تاریخی با هزاران خاطرات تلخ و شیرین  بین می روند. بناها قد می شکنند. وسرقت ها در حاشیه  و حوزه آن از رشد دهشتناکی برخوردار شده است/ این گنجینه ها محصول عمر گران نسل ما است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 آبان1393ساعت 18:25  توسط وارنا  | 

مستشرقان و مورخان و در نهایت باستان شناسان پژوهشگر جهان،هنوز هم ایران را سرزمین و بهشت باستان شناسان و فعالیت های تحقیقاتی می دانند دلیل پرواضح این ادعا وفور منابع تاریخی اتلال و گنجینه های ارزشمند باستانی است.پیشتر اشاره نمودم یکی ازدلایلی که هنوز ما به مفهوم روشن و معنای دقیقی از باستان شناسی بومی- ایرانی دست نیافته ایم این است که متاسفانه بیشترین گمانه ها و معرفی تاریخ و هویت كهن ما توسط خارجی ها صورت گرفته و گذشته ی ما را آن طور معرفی كرده اند كه همسو با منافع كشورهای خود بوده و از طرف دیگر حاصل آن مطالعات، منتج به تاثیرگذاری برتربیت و رویش فكری در جامعه ایران در راستای اهداف دراز مدت آنها شده است هرچند كه دفینه های كهن و بی بدیل مكشوفه را نیز نه اغلب که غالب آنها را با خود، به موزه های بیرون از ایران بردند. ادامه مسیر امروز باستان شناسی متاسفانه پیروی کورکورانه از همان سیاست های باستان ستیزانه غرب است که قطعا همانگونه که تا کنون آثار منفی بهمراه داشته در ادامه نیز مسیر امیدوار کننده ای برای باستان شناسی ما هم نخواهد بود.چرا که الفبای باستان شناسی ایران با اهداف مغرضانه غرب برای تصاحب اموال و گنجینه های تاریخی وهمسو با نیات شوم آنها نبشته شده است و باستان شناسان ایرانی ناگزیر و ناگریز دنباله رو مسیری شده اند که درنهایت منافع آنها را تامین می کند.با این همه باستان شناسی ایرانی به مفهوم اخص به همت تعدادی باستان شناس جوان و محقق وجویای نام از دهه هفتاد ظهورکردکه در فضای موجود بر باستان شناسی کشور، میدان فعالیت جدی و اثر گذاربرای آنها فراهم نشد درنتیجه رشته پیوند آنها با باستان شناسی دنیا قطع گردید.همایش های بین المللی بی حضور این دانشمندان جوان برگزار گردید به گونه ای باستان شناسان ایرانی و باستان شناسی ایرانی به محاق کشیده شد.فراموش نکرده ایم فاجعه ی انتقال میراث به مرودشت بارقه های امید باستان شناسان را به یاس مبدل کرد.هزاران مدرک و سند در بازار زر و زور و سود و سودا خرید و فروش گردیدو اموال فراوان تاریخی مفقود شدند.چرخه پژوهشگاه ازپژوهش باز ماند.با این حال باستان شناس جوان ایرانی می خواست کاوش کند اما ابزار تحقیق و بودجه را از او گرفتند.با اینکه تنها ابزار او دانش  ایرانی - و چند بیل و کلنگ و کمچه و جارو بود از بهره گیری ابزار حفاری های باستان شناسی در سطح باستان شناسان عراق و افغانستان هم محروم بودند.تشکل های آنها ضعبفترین،نا منسجم ترین، ناکارآمدترین ، و غیر متحد ترین تشکل های صنفی در کشور بشمار می رفتند عملا هم هیچ کاری نتوانست بکند.باستان شناس ایرانی از تب و تاب نماند و تلاش داشت با نگاهی ژرف به ماهیت دانش باستان‌شناسی و گستردگی وضوعی آن در ایران به نگارش الفبای باستان شناسی در ایران اقدام ورزد.انتظار می رفت با گذشت 87سال که باستان‌شناسی در ایران رویکرد ملی به‌خود گرفته بود ( ۲۵ مهرماه۱۳۰۶ خورشیدی) رخدادی که بی‌گمان دست‌کمی از ملی شدن صنعت نفت نداشت باز باستان شناسی ایران میدان تاخت و تاز های سیاسی شد زمینه های تلاش باستان شناسان جوان ایرانی برای  تبدیل دانش باستان شناسی وارداتی به باستان شناسی بومی بی حاصل ماند این بارباستان شناسی به کنج  تاریک رانده شد،باستان شناسان آماج بی مهری قرار گرفتند. رخداد های تلخ و سیاه ،فقر و ضعف مدیریتی،بازی های سیاسی سیاستمداران موجب زوال میراث و باستان شناسی ایران خصوصا در مجامع باستان شناسی جهانی شد.در شرایط بد و بدتر موجود زمینه های جدی مقوله باستان‌شناسی توسط خود باستان‌شناسان هم فراهم نشد .باستان‌شناسی و باستان شناسان با ساختار اجتماعی کنونی و مردم  ارتباط مستقیم برقرارنکردندلذا بدنه باستان شناسی رو به تحلیل گام برداشت در مقابل باند هاي مخوف بين المللي و قاچاقچيان بي رحمانه  اشيا باستاني را غارت کردند قوانین پوسیده ودرکنار قهرمردم با تاریخ گذشتگانشان و نیز بی پناهی باستان شناسان موجب گردید سقف میراث فرهنگی همچون آواری برسرشان فرو ریخته شود. میراثی که هزاران سال مانندالماسی درخشان بر شانه های تاریخ بشر می درخشید از درخشش باز ماند(که هنوزباز مانده است) باستان شناس ایرانی رنج های بیشمار برخود دارد اما صبور و استوار افق روشن باستان شناسی آینده این سرزمین را طراحی می کند.وتنها راه نجات از این واماندگی و عقب ماندگی ،بومی سازی باستان شناسی ایرانی،تغییرنگاه مدیریتی، و شتاب علمی بخشیدن به تحقیقات و کاوش های میدانی درحوزه باستان شناسی و تقویت باستان شناسان ایرانی است.

=(تورج رهبر گنجه.archaeologist)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 10:49  توسط وارنا  | 

اغلب مردم ایران کم و بیش با میراث فرهنگی و اهمیت آنها آگاهی دارند.با این حال تعدادی  ازمردم ، هنوز به درک درست و معناداری از باستان شناسی ،تاریخ و میراث فرهنگی وقابلیت های آنها در کشور نائل نیامده اند.شعار افتخار به گذشته و گذشتگان و میراث ارزشمند بیادگار مانده هم نتوانسته است درمیان بی تفاوتی های این جماعت ،رشته از هم گسسته آنها با تاریخ گذشته پیوند بزند لذا امتداد رشته از هم گسیخته  آنها  با نسل قرون گذشته مانع از درک صحیح از آنچه به عنوام میراث فرهنگی مانده، شده است این جماعت به تدبیری همواره در زندگی جهالت آمیز گرفتار هستند.وقتی برایشان صحبت از میراث و فرهنگ و تاریخ و تمدن می شود حالشان دگرگون شده و به دلیل ضعف فهم موضوع،گذشته ها را مربوط به افراد گذشته می دانند و برایشان آینده مورد نظر است اما اگر کسی گذشته خود را نشناسد که گذشته چراغ راه آینده و آیندگان است چه تضمینی وجود دارد که در انتخاب راه آینده با خطراتی مواجه نگردد؟از سوی دیگر کم توجهی به مواریث تاریخی نسل های آتی را با مصیبت بزرگ مستندنگاری روبرو می کند.حاصل بیان اینکه همین بی تفاوتی ها خود کمتر از یک خیانت نیست.خیانتی که یک عده از افراد طمع ورز سفیه  در انهدام آثار بی نظیرتاریخی و سرقت گنجینه های ملی مردم مرتکب می شوند از حد شرح و وصف بیرون است. خصوصا وقتی بقعه متبرکه و امامزاده ای مورد دستبرد قرار می گیرد عمق فاجعه بیشتر مشهود می گردد.این ستم و خذلان یک مشت آدم نماهای بی عاطفه واز خدا بی خبر نه تنها نسبت به ابنیه و آثار معمولی روا داشته بلکه امامزاده ها و مساجد را که به عقیده خود مقدس و خانه اولیاءالله و خدا می دانند، از تطاول و تعدی بی نصیب نگذاشته و در خوردن موقوفات، دزدیدن نفایس و مخروبه و کثیف نگه داشتن آنها نیز از هیچ اقدامی دریغ نکرده اند غیر قابل توجیه و باور است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 8:15  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مهر1393ساعت 7:45  توسط وارنا  | 

بقعه خواجه تاج الدین در نزديكي مسجد آقابزرگ كاشان واقع شده و در اصل مجموعه‌اي از مسجد، مدرسه، مناره، آب‌انبار، خانقاه و بقعه است كه امروزه تنها دوگنبدي آجري قرينه ي بقعه و خانقاه آن بقاي مانده است. خواجه تاج‌الدين شيرواني و دو برادر ديگرش خواجه عمادالدين محمود و خواجه زين‌الدين - از چهره‌هاي معتبر دوران آق‌قويونلو در قرن نهم در كاشان - آثار و بناهاي مهمي ساختند كه بقعه و خانقاه فوق از آن جمله‌‌اند. بقعه ي مزبور، مدفن دو تن از امام‌زادگان به نام شاهزاده اسحاق و شاهزاده ابي‌طالب فرزندان شاهزاده حمزه ابن موسي ابن جعفر (عليه السلام) است و مانند بناي خانقاه، براساس طرح چهارگوش و پوشش گنبدي كم‌خيز، بنا شده است. اين دو بنا، توسط رواق بزرگ صفه‌داري به همديگر مربوط مي‌شوند. قبور امام‌زادگان با كاشي‌هاي معرق زيبايي پوشيده شده و داخل صندوق چوبي مشبكي قرار داده شده‌اند. در ميان سقف آجرچيني اين بقعه، ترنج گردي با كاشي‌هاي معرق عهد مغول نظير كاشي‌هاي روي قبر امام‌زادگان ساخته شده است. پيرامون ترنج، آجر‌كاري‌هايي به شيوه ي رسمي‌بندي و سپس تزئينات مقرنس انجام گرفته است. گنبد شرقي كه همان خانقاه كهن است، پس از درگذشت حاج ملامحمد حسن قطب نطنزي - از عارفان و قطب‌هاي سلسله ي نعمت‌اللهي - بر روي آرامگاه او ساخته شده است و تزئيناتي در داخل آن به اجرا درآمده است. در زير سقف اين بقعه نيز ترنجي از كاشي معرق به گونه ي ترنج موجود، در سقف بقعه قرار داشته است و در مرمت‌هاي انجام شده، در سه رديف پيرامون آن، كتيبه‌هاي گچ‌بري و آيينه‌‌كاري مشتمل بر يك غزل عرفاني و سروده‌‌هاي ملامحمدحسن قطب، با خط نسخ و نستعليق برجسته افزوده شده است. مطلع غزل چنين است: «مژده اي همنفسان كوي مغانست اينجا رخ متابيد كه خلوتگه جانست اينجا» تاريخ اجراي اين تزئينات، سال 302 هـ.ق است. ايشان اهل شيروان خراسان و وزير جهانشاه قراقويونلو بوده است. وي در سفر حج با امام جمعه وقت كاشان آشنايي پيدا كرده و همراه او به كاشان مي آيد و با پيدا كردن گنجي در كاروانسرايي اين بنا را كه مشتمل بر 5 قسمت بوده تكميل مي كند. پنج قسمت عبارتند از: خانگاه - زيارتگاه- مسجد- مدرسه و آب انبار در اين بنا وجود آرامگاه و مزار خواجه تاج الدين مشخص نيست. اين بنا در حال حاضر شامل دو گنبد شرقي و غربي است كه ارتفاع هر كدام از كف حدود 17 متر مي باشد. گنبد غربي مدفن نوادگان امام هفتم به نام حضرت اسحاق و ابيطالب عليه السلام مي باشد. ضريحي فلزي از جنس آهن و آلومينيوم به ابعاد 3×2 روي سنگ مزار امام زادگان شريف قرار دارد. در كنار اين ضريح، ضريحي كوچك و چوبين و نمادين از حرم مطهر شش گوش حضرت امام حسين عليه السلام در حرم قرار گرفته است. و در گنبد و حرم شرقي بنا، آرامگاه مرحوم قطب كاشاني نوه ملا احمد نراقي است كه در دوره قاجاريه و حدوداً 128 سال پيش در اين مكان به خاك سپرده شده است. تزيينات داخلي بقعه و مقرنس هاي آن مربوط به دوره ايلخانيان و سه دوره گچ بري انتهايي سقف كه خطاطي و نقاشي آن مربوط به دوره قاجاريه مي باشد.شماره ثبت 400 / تاریخ ثبت 1334 هجری شمسی

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 15:11  توسط وارنا  | 

جسارت برخی مسولان در تخریب آثار ملی خصوصا بناهایی که در فهرست میراث ملی قرار گرفته اند بالا گرفته است.شایعه تخریب کارخانه عصارخانه چهارمحال بختیاری  ثبت شده در فهرست میراث ملی  تنها نمونه کوچکی از دهها تخریب بی سر و صدای مدیران فرهنگی در  بی توجهی  مسولان میراث  می باشد.این ویرانگری ها در حالی است که به دلیل حجم گسترده ی آثار تاریخی و وسعت عظیم پراکنده گی آنها در نواحی مختلف کشور ایران، دامنه تخریب ها از شدت زیادی برخوردار است  این تخریب ها هم شامل آثاری است که ثبت ملی و جهانی شده اند و بسیاری هم با گذشت صدها سال هنوز در صف ثبت آثار ملی هستند.  و بسیاری از آنها در فهرست میراث ملی هم ثبت نشده اند.به عبارتی صدها اثر باستانی به جای اینکه در صف ثبت آثار ملی و جهانی قرار بگیرند در صف مرگ قرار دارند.لیست سیاه تخریب ها از این همه ویرانی بناها  هنوز هم تکمیل نشده است. بی­ شک با نادیده انگاشتن  و چشم بستن به این همه تخریب ها درآینده نسل فراروی با مشکلات بسیار مواجه خواهد شد  ثبت آثارباستانی قاعدتا باید آنها را تحت حمایت قانون قرار بدهد و در مقابل آثاری که شناسایی و ثبت نشده ­اند نیز از حمایت­ های قانونی برخوردار ‌شوند. از بین رفتن آثار در نتیجه فعالیت‌ ها و عملکرد های ناصواب ما و مسولین فرهنگی زیانی جبران­ ناپذیر به همراه خواهد داشت  

http://www.chn.ir/Images/News/Larg_Pic/25-7-1393/IMAGE635492407315484293.jpg

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مهر1393ساعت 7:56  توسط وارنا  | 

    شهرستان دنا جنوب پاتاوه.اثر دوره هخامنشی.شماره ثبت 1571  تاریخ ثبت اثرملی 19دی ماه 1356 پل تخت شاه نشینی که به گل نشست

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مهر1393ساعت 15:15  توسط وارنا  | 

آثارتاریخی مانند نت هایی هستند که از ترکیب آنها آهنگ موسیقی اصیل وگوشنواز ملیتها به گوش و هوش می رسد.مانند حروفی  درکام زبان)اند كه در ساختن (كلمه و) گفتار بويژه گفتار موزون بكار ميروند. تعدد آثارباستانی هرکشور، شمار نت هاي یک موسیقی هستند که هرکدام نقشی در نواختن این  آهنگها ی دلنواز دارندهمانگونه که در همه زبانها حروف با وضع و رديف خاصي مرتب شده اند و هر گاه بخواهند جمله اي بسازند از بين آنها حرف هاي مورد لزوم را براي تشكيل كلمات انتخاب مي كنند. آثار باستانی دقیقا همین نقش را دارند.وقتی یک اثر باستانی از بین می رود یک نت این موسیقی زیبا گم شده و آهنگ ریتم و زیبایی خود را از دست می دهد.فراوانی گنجینه های باستانی کشور به مثابه  شمار نغمه ها در دامان  طبيعت هستند.وقتی گنجینه ای به سرقت برده می شود دراین حراج هویت انسانی ،طول مشخص هر نت این موسیقی وحالت ارتعاش آن توازن خود را از دست می دهد.یک موسیقی زمانی به دل مخاطب می نشیند که نت گم شده ای نداشته باشد آثار باستانی هم حلقه های یک نت بشمار می روند.آثار باستانی و موسیقی دو وجه اشتراک زیباتر هم دارند که هردو مشخص کردن سبکها و نیز تعیین کردن دوره های به خصوصی را دنبال می کنند.هراثرتاریخی متعلق به دوره ای و با سبک خاص آن دوره ساخته شده است.با توجه به شواهد و نمونه‌های مکشوفه از کاوش‌های باستان‌شناسی، مباحث نظری و استدلال‌های علمی و پژوهش های باستانسنجی و سالیابی، نقشی تعیین‌کننده در بررسی سیر تاریخی و پیشینه همزیستی و همبودی انسان با طبیعت دیده می شود بر  هم زدن این توزارن طبیعی به دست انسان امروزی عملی است نسنجیده که آیندگان ما تاوان آن را خواهند دادآثارتاریخی امانتی است در دست ما که می‌بایست دست نخورده به نسل‌های آینده و میراث دارانمان منتقل کنیم

http://www.chn.ir/Images/News/53886-11320.JPG

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مهر1393ساعت 9:30  توسط وارنا  | 

کاروانسرای حوض سلطان ناصری میراث قاجار ودر کنار یک کاروانسرای دوره صفویه در دشت‌های جنوبی کوهمره قرا ر دارد. این کاروانسرا در دوره ناصرالدین شاه قاجار احداث شد.طرفین دروازه این کاروانسرا اتاق‌هایی برای نگهبانان و دو قهوه‌خانه وجود دارد. حیاط اصلی با قرینه سازی کامل، شامل ایوان‌هایی است که در دیگر کاروانسراها مشاهده می‌شود.ر کنار ایوان‌ها، راهروهایی وجود دارد که به اصطبل ها راه دارد. در کنار یکی از ایوان‌ها پلکانی به طرف بالاخانه می‌رود.پشت سر این ایوان‌ها تالاری وجود دارد که هوایش به وسیله چهارتنوره، مطبوع و خنک می‌شود.این کاروانسرا آب انباری دارد که محل ذخیره آب مورد استفاده روزانه بوده است .جلوی کاروانسرا حیاط دیگری با طاق‌نما دیده می‌شود . پیش از حیاط اصلی مکانی است که هنگام وزش غبار و بادهای سوزان، کاروانیان با اقامت درآن محفوظ می‌ماندند.اطراف کاروانسرا طاق نماهایی وجود دارد که اسب سواران از آن استفاده می‌کردند. در سمت جنوب نیز چند اتاق ساخته شده که دیوارشان به دیوار کاروانسرای قدیمی صفویه چسبیده است. در گوشه جنوب غربی پیشخوان، یک حمام مرکب از یک اتاق بزرگ و دو اتاق کوچک قرار دارد. اتاق بزرگ‌تر به عنوان رخت‌کن و سربینه به کار می‌رفته است.یکی از دو اتاق کوچک برای شستشو بوده و اتاق دوم حوضچه‌ای برای آ ب تنی داشته است.کوره حمام در زیر این مجموعه قرار دارد. این کاروانسرا مدت زیادی دایر نبود و به سبب ایجاد دریاچه حوض سلطان راه عبور از آن مسیر مسدود شد کاروانسرای حوض سلطان با شماره ۷۶۹۵ در فهرست آثار ملی ثبت شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مهر1393ساعت 7:52  توسط وارنا  | 

خیلی دیر شده است اما باز هم هنوز دیرنشده است برای شناختن میراث و عظمت با شکوه آن خیلی کوتاهی کرده ایم اما ، مسیر بلند و طولانی این غفلت را کوتاه و کوتاهتر کنیم چرا که خیلی دیر شده است و ما هنوز چیزی درباره میراث فرهنگی خود نمی دانیم.درخواب طولانی و غفلت های مسولان و مردم لطمات وحشتناکی بر پیکر و پیکره میراث فرهنگی وارد شده است اما هنوز برای نجات آن دیر نشده است.چرا که شناختن تاريخ تمدن ايران در ادوار پيش از تاريخ و ترقيات صنعتي آن در قرون گذشته بر تمام علاقمندان به ميهن و هيأت اجتماع كنوني ايران لازم و واجب است .آثار و اماكنی که  تاريخي ناميده ميشوند هر كدام سهم بزرگي را در مقام صنعتي و تاريخي ايران دارا هستند و از اهميت آنها گفته شده است، صد هاآثار و ابنيه تاريخي و قديمي در تمام اطراف و اكناف كشور در قراء و قصبات ، مرزها ، كوهها ، كنار رودخانه‌ها و در دل سنگها نقش بسته و به يادگار از قديميترين ادوار تاريخي باقيمانده‌اند كه هر كدام به زبان حال از یک سوی بر عظمت ايران و تاريخ پر افتخار صنعت آن گفتگو و شهادت ميدهند و از سوی دیگر نگران کم توجهی های ما هستند.آثار تاريخي در حكم دررگرانبها و شاهوار نفیسی هستند كه از مفاخر ملي و سرمايه‌هاي جاوداني ايران بشمار رفته ، بايد در حفظ اين مآثر كه اسناد موثق تاريخ تمدن و صنعت و نماينده ترقي و افكار مردمان گذشته اين اب و خاك است از صميم قلب كوشيد ، ميراثي است كه از نياكان و اجدادمان به ما رسيده و لازم است آنطور كه بايد و شايد در حفاظت و صيانتاين مواريث گرانبها همت گمارده شود .از اين رو است كه عشاق صنعت و ايرانشناسان بيگانه عاشق اين آب و خاك و صنايع آن بوده و هستند ، و پيوسته در ابراز حس میراثدوستی بر يكديگر غلبه جسته و با ديده احترام به اين كشور جاويدان نگريسته شود زیرا چراغي است كه هرگز نمي‌ميرد پرتو نورانی اش روشن و در تكريم ميهن و اهل آن فروگذار نمي‌نمايند . سرزمين ايران از قديم الايام به دارا بودن آثار زيبا شهرت داشته بطوري كه ايران و آثار ايران با معني زيبايي مطلق مرادف شده است از اين رو است كه بايد به هر وسيله و زبان و بيان شده منزلت و مقام آثار تاريخي و عظمت ايران باستاني و مجد و جلال ديرين آن را گوشزد نمايیم  تا از اين راه حس احترام به آثار گذشته در نهادها جاي گرفته و در حفاظت آنان قدم موثري برداشته شود . صيانت و حراست از ابنيه تاريخي كشور كه يادگار نياكان و سرمايه فخر و مباهات و غرور ملي است به بهترين صورتي بایدانجام پذيرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مهر1393ساعت 9:22  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مهر1393ساعت 7:46  توسط وارنا  | 

از آثار شوم زخم‌ها و زیان‌ها، آفت‌ها و آسیب‌ها، تحقیرها و تخریب‌ها، بداخلاقی‌ها و بی‌حرمتی‌ها و جفاکاری‌های بی‌سابقه‌ای  که  تا کنون در طی این سال‌ها بر مآثورات تاریخی ،تاریخ و فرهنگ و پیکر گنجینه ها  و میراث میهن ما وارد شده کم سخن به میان نیامده است. اصحاب فکردربیان اهمیت آن هم نگارش های بیشمار کردند.شیوع افکار بیرحمانه، شلاقی بر تن میراث و گنجینه های آن شد ومیراث فرهنگی  را تا مرز سقوط و انحطاط  کشاند.از سوی دیگردر ادامه ،این بی توجهی و کم رغبتی ها به آثارتاریخی و گنجینه های آن تا آنجا پیش رفت که برخی صاحبنظران درمقابل غارت آثار باستانی ایران  و انتقال اشیای باستانی به موزه های کشورهای بیگانه "از کاربرد کلمه غارت "امتناع نموده و آن را نوعی حفاظت از میراث ایران در موزه های بیگانگان تلقی نمودند."این ضد اخلاقی ها آتش ویرانگری دردامان میراث برفروخت.شاید بتوان باستان شناسی ایران را درجهان باستان شناسی ،کم اثرگذارترین باستان شناسی خواند.تشکلهای آن به شکلی،او به اشکال مختلف ز هم پاشید نقل و انتقالات خصمانه ،مدیریت های جاهلانه ،.از میزان مشارکت باستان شناسان ایرانی در میدان های تحقیقاتی کم کرد.همایش های بین المللی بدون حضورباستان شناسان کشورما برگزار گردید وطی این سال ها هیچ گام موفقیت آمیزی برداشته نشد.به دلیل مدیریت های ناکارآمد باستان شناسی ایران متاسفانه نتوانست با اقتضائات زمینه ای جامعه ایران ارتباط برقرار کند و متناسب با آن رویکردی در راستای سیاستگذاریهای توسعه قدم در پیش گیرد.در نتیجه تلاش باستان شناسان ایرانی فراتراز مرزهای جغرافیایی پیش نرفت.وکسی صدای کلنگ باستان شناسان ایرانی  در حفاری ها را  نشنید.

باستان شناس مسیر ایرانی

+ نوشته شده در  شنبه 26 مهر1393ساعت 12:51  توسط وارنا  | 

درباره تخریب آثار و از بین بردن آنها سخن گفته شده است میراث فرهنگی زبان مشترک دولتها و ملتها بشمار می روند و عامل انسجام ملتها و فاکتور قابل اعتمادی برای گفتگوی بین تمدن ها است.دهه‌هاست در پشت صحنه شعارهای عوامفریبانه، میراث فرهنگی را تخریب می‌کنند و آثار باستانی و گنجینه ها و دفینه های ما را به غارت می‌برند و به بیگانگان می‌فروشند،با تخریب هایی که تا کنون در بدنه میراث و فرهنگ کشورصورت گرفته است شکاف‌ها ی عمیقی  بین مردم و میراث فرهنگی حاصل شده است.که میدان را برای تجزیه‌ی سازمان میراث فرهنگی بازتر کرده است.درصورتی که سازمان میراث فرهنگی تنها سازمانی است که در حفاظت، صیانت، حراست، مرمت و معرفی تاریخ و فرهنگ و مواریث کشور در سطح ملی و بین‌المللی فعالیت می‌کند. بنابراین تجزیه‌ی آن موجب از بین رفتن وحدت ملی می گردد.

+ نوشته شده در  شنبه 26 مهر1393ساعت 7:57  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 مهر1393ساعت 21:52  توسط وارنا  |