ميراث همه آداب و عادات و عقايد و رسوم و انديشه‌ها و افكار و زبان و لهجه‌ها وادبيات وآثار ادبي ، و علوم و آثار علمي ، و انواع اثرهاي هنري ، وادبيات عاميانه ،مکتوب و غيرمكتوب هاست که از گيرودار حوادث هزاران ساله گذشته و تا عهد ما به همان صورت اصلي و يا به صورتهاي تغيير يافته‌اي‌ باقي مانده‌اند ، وآنها كه فقط در صحايف كتابها و دفترها و ديوانها حفظ شده و از اين راهها به ما رسيده‌اند. همة اينها مخلوقات ذوق و انديشه و احتياج و نحوة زندگاني ملت ما در طول زمان و دوره‌هاي گوناگون شدت و رخاء و شكست و پيروزيست كه خواه و ناخواه سرنوشت هر ملت زنده‌اي با آنها همراه است. ملت ايران هيچگاه و در هيچ‌حال از اداء رسالت هاي هنری –علمی كه در دنياي متمدن بر عهده داشت غافل ننشست و هر دوره‌اي را به تناسب عهد و فراخور زمان به شكلي براي ابراز استعداد خداداد و انديشة جوّال و ذوق لطيف خود مورد استفاده قرار داد ، و در هيچيك از اين ادوار روشن و تاريك از توجه به ترويج هنر و توسعه تمدن وتحکیم مباني دانش و ابراز استعدادهاي هنري خود غافل نبود.اینک  محصول چنين كوشش پي‌گير مداوم در طول تاريخي كه از چند هزار سال تجاوز مي‌كند همان ميراث فرهنگي است كه اكنون براي ما بازمانده و نگاهداشت آن براي رسانيدن به آيندگان بر عهدة ما نهاده شده‌است. نخستين موضوعي كه در باره ميراث بايد مورد توجه قرار گيرد آن است كه درکنارشناخت مباني آنها ،از حفظ و صیانت باز نمانیم.این همة آثار ذوق برانگیز و تحسین آفرین  تنها زادة انديشه و ذوق و هنرمردمی است که هیچگاه از تلاش سازندگی باز نمانده است.هنرايراني هنر اقتباسی و احساسی نیست بلکه فراتر از بیان همه گفته هاست.هرچند اطلاع بر همة امور مادي و معنوي محصول كوشش همة افراد بشر با هم و فراخور هر يك از اقوام و افراد بنابر اسباب معداتست ، و اين چنين موهبتي هيچگاه به يك فرد و يا يك قوم به تنهائي داده نشده‌است.لیکن با نیم نگاهی بر تمدن های جهان باستان  بر این موضوع آگاهی می یابلیم که برخی ملتها پیشتاز هنر و معماری و خالق اندیشه های نوینی بوده اند که تمدن های کوچک و بزرگ دیگر هیچگاه چنین توانی در آنها دیده نشده است.ما هم با این نبشتار تصمیم نداریم همة نژادها و تمدن های  عالم را کوچک بشماریم که این عین بی انصافی است.مگر می توان چشم بر تمدن های بزرگی چون مصر و یونان ، بین النهرین و آسیای صغیر،حتی تمدن مایاها و اینکاها و آزتک و بوشمن ها بست؟اما حقیقت بزرگ ،بزرگی تمدن و هنر ایرانی با تنوع آثار و اشیاء بسیار ممتاز و بی همتا می نمایاند .ظهورهنر و تمدن در ایران از سپیثده دمان تاریخ  و انعكاسات آن در طی قرون متمادی نشان ازبرجستگی هنرمردم این سرزمین است. ايران چنين سرزميني است ، سرزميني كه هم  معبر طبيعي دنياي قديم از شرق به غرب واز باختر به خاوربوده‌است که دردرونش قافله‌هاي بزرگ ابريشم و مصنوعات بشري در آمد‌و‌شد بوده اند ،برافكار و عقايد و انديشه‌ها و رسوم و آداب همراه قبائل وقوافل از رفت‌وآمد هایی که صورت گرفت باز نايستاد ، بر اثر همين خاصيت در شناخت زيباها و حسن انتخاب بهترین ها از آنچه مي‌گذشت چيره‌دست و توانا تراز كار درآمد،آنچه به عنوان میراث فرهنگی مشهود و درحال نابود است مجموعه ی گام های کامروایان تاریخ گذشته ما می باشد. آنها که تلاش دارند تا همه این گام های کامروا که بیان ترقي فكري ملت بشمار می رود از بین برود همان می کنند که سرزمین بلندي ها به پستي‌گرايد .گويا زمان آن فرا رسیده است که هم عصران ما به جديت در حفظ میراث و فرهنگ  گام بردارد. زیرا در غیر اینصورت فريادها از نهادها برميخيزد و پيكانهاي تهمت آیندگان برپیکر و جان ما خواهند نشست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 شهریور1393ساعت 9:18  توسط وارنا  | 

منارو آرامگاه ارسلان جاذب (ایاز) ،  مشهد | Arsalan Jazeb (Aiyaz) Tomb and Minaret, Mashad

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 شهریور1393ساعت 8:30  توسط وارنا  | 

همانگونه که از عمر دقیق زمین اطلاع دقیقی نداریم.وتاریخ دقیق روز-ماه-سال کشف آتش توسط انسان ماقبل تاریخ (به روز- ماه و سال)  را نمی توانیم دسترسی یابیم.یا اینکه ظهور زرتشت و.اولین  آئین ابتدایی بشر و.ووو.....را نمی توانیم به درستی و دقت تمام کشف کرده و دسترسی یابیم .دسترسی به تعداد دقیق آثار-محوطه ها و تعداد اشیای تاریخی و مکان های باستانی ایرانزمین خود به مراتب دشوارتر از مواردی است که ذکر کردیم.قطعا میراث و فرهنگی که پایه ریزی آن به دست بیگانگان ریخته شد و قریب 50 سال مدیریت آنها این اجازه و امکان را برای کسی  فراهم نساخت.تا از ته و توی قضیه میراث-تعداد  و تنوع بالای آنها سردرآوریم.میراث بیمار مانده از صفوی و رسیده به قاجار بی نام و نشان و تحویل لاشه میراث به پهلوی ،حاکمی که حکم محکومیت-غارت-چپاول- ابدی میراث وطن را صادر نمود  هم انتظاری نمی رفت. با طلوع انقلاب اسلامی آثار و برکات الهی آن در همه شئون زندگی دینی-اجتماعی و فرهنگی  و....مردم جامعه خود را نشان داد عجیب اینکه در عرصه میراث داری و میراثبانی این جدیت و تلاش ها برای حفظ هویت تاریخی، به دلیل ضعف سکانبانان و بدنه علمی فقیر آن و جامه سیاسی بر تن آن نهادن و سنگینی پیکر های زشت گردشگری و صنایع دستی بر تن  میراث خود اضمحلال آن را تسریع نمود.اگر بر ما خرده نگیرید میراث فرهنگی که می بایست یک سازمان و یک رئیس می داشت به سه سازمان و ده رئیس مبدل گردید.چون اهل تلاشی در میراث نبودلذا هیچ تلاشی هم برای نجات میراث فرهنگی نشد  ودرعمل ،نتیجه ی جز استمرار تخریب ها ، سرقت و ویرانی اتلال ، فرو ریختن بناهای ارزشمند و از بین رفتن بافت های تاریخی  و....حاصل نگردید. کشوری که با داشتن میلیون ها اثر و آثار در حالی که داراي موقعيت ممتازي می توانست باشد اما ازاين موقعيت هیچ گونه بهره برداری مفیدی به عمل نیامد.غالب مطالعات پژوهشگران باستان شناس کشور به دلایل مختلف ناقص باقی ماند.سایت های باستان شناختی از کار افتادند باستان شناسان برخی خانه نشین ابدی شدند.وبرخی از غصه به خواب ابدی رفتند.تپه ها از وجود کاوشگران باستان شناس خالی ماند و درمقابل با خالی شدن جایگاه باستان شناسان، غارتگران آثار تاریخی سریع خود را به تپه ها رساندند و از آنچه بود برداشتند و هیچ نماند.محوطه ها و بناهای تاریخی چه بامالکیت خصوصی  ویا تحت مالکیت  سازمان ها و نهاد های دولتی تخریب شدند. بافت تاریخی شهرها بهم ریخت محوطه های باستانی به آتش کشیده شدند و یا در زیر میلیون ها لجن و رسوب ناشی از ایجاد سد  دفن شدند.خزه ها و عرف ها و درختچه ها بلای جان پل ها و آثار ارزشمند خصوصا تخت جمشید و پاسارگاد گردیدند.سرقت آثار تاریخی از تپه های باستانی که صدها کیلومتر با شهر و موزه های شهر فاصله داشتند به درون شهرها و قلب موزه ها کشیده شدند.از موزه ملی تا رضا عباسی از تهران تا سیستان.و... ...نشان داد که این میراث با این مدیریت های ناتوان راه به خیر و سلامتی نمی برد.ارتباط باستان شناسان ایران و باستان شناسی ما با دنیا قطع و نا امید کننده نشان داده شد.سمپوزیوم ها و کنفرانس های باستان شناسی دنیا بی حضور محققان و باستان شناسان ایرانی برگزار گردیددرحالی که ایران بهشت باستان شناسان دنیا بشمار می رود. در اتریش باستان شناسی جنگ بدون حضور کشور وسیع و پهناور ایرانزمینی که هشت سال مورد هجوم وحشیانه بعثی ها با همکاری بیش از هشتاد کشور دنیا قرار گرفت برگزار شد و این موضوع کسی را آزار نداد.اتریش در این کنفرانس از کدام جنگ و میراث فرهنگی خود مطلبی ارائه داد؟پژوهشگاه و پژوهشکده های باستان شناسی اگر نگوییم به استراحتگاه ،به مکانی غیر فعال و بی جنب و جوش برای تعدادی اندیشمند و باستان شناس فکور و محققان  آینده دارمبدل شده است.وضعیت میراث و باستان شناسی تخریب ها و سرقت ها-از بین رفت بافت تاریخی شهرهای کرمان و تبریز.شیراز و اصفهان- ابیانه و ماسوله و.... همه نشان می دهند که تخریب آثار تاریخی وبناهای ارزشمند نهادینه شده است.در صورتی که اگر واقعاً خواستارحل مسائل میراث فرهنگی وفرهنگ و تمدن اين سرزمين بر مبناي علمي و نگاه عالمانه هستیم باید باور داشته باشیم بالندگی سازمان میراث فرهنگی ما مانند میراث تاریخی و جهانی ما  خیلی زود به خود خواهد بالید و این یعنی بالندگی تاریخی دوباره ملتی  ریشه دار در تاریخ(touraj  rahbar ganjeh- archaeologist.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 شهریور1393ساعت 10:10  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 شهریور1393ساعت 8:14  توسط وارنا  | 

آگاهی های بشر می تواند بر ظرفیت  فهم و درایت و آگاهی او بیفزاید.ودر سایه ی همین آگاهی است که دنیای امروز قدر هر اثر تاریخی را می داند.نقش ونقوش هراثر تاریخی جایگاه ارزنده ای در جوامع برخوردار از میراث ، فرهنگ و تمدن دارد، به عبارتی این نقش بدیع، ماندگار در هر اثر و آثاری ، مروج ناب ترین پدیده های فرهنگی می باشند. آثار باستانی از معدود مواریث بیادگار مانده ی نسل های گذشته و فرزندان هنر و تاریخ یک سرزمین هستند . شاید به ظاهر سکوت اختیار کرده باشند اما هر یک از این اشیاء ،آثار و بناها و حتی اتلال کهن زیست،در عین بی زبانی به هزاران زبان با هریک از ماسخن می گویند. چون اسناد معتبری از هنر، تاریخ و فرهنگ هستند .شناسنامه و هویت ،سند اعتباری بر گذشته یک ملت هستندکه اطلاعات تاریخی ذیقیمتی ارائه می دهند. امروزه جای جای این سرزمین خصوصا وادی تاریخی رودبار ما،مخزن آثار قدیمه و اشیای بدیعه و نفایس و مستظرفات زیباست از هر تحفه و یادگاری واز هر عصر و دوره ای خصوصا تاریخی و اسلامی در این مخزن به وفور یافت می گردد.باستان شناسان و اهالی علم ، اطلاع کسب فایدتی و کشف بسیارمی نمایند جامعه انسانی به دارایی های نفیس آن منجمله گنجینه های مارلیک ،مباهات بی کران نموده است. ما را از احوال و اوضاع هر زمان و صنایع و حرف آن و رسوم و آداب معموله ی آن ایام و عواطف با خبر کرده اند.باید باور کرد آثار تاریخی هرکشور ،منطقه ،حوزه و بخشی از نحوه نگاهداشت هریک از آنها ،مقیاس شعور و میزان عقول و درجه ی افهام است. زیرا بر معلومات تاریخی شهود اقامه می نمایند.اماکن تاریخی -بقاع مذهبی – اتلال کهن-هنرها و صنایع مستطرفه و ظریفه معیار شعور و فراست و نفاست هنر مردمان یک سرزمین را نشان می دهند.سکانبانان میراث فرهنگی ملتها تلاش دارند تا ضمن صیانت و حفاظت از گنجینه های تاریخی خود،با جهان پیرامون خود تعامل و تعادل ارزشمندی برقرار نمایند.هر بازدید کننده از این آثار تاریخی ،خودابزار و وسیله و معیاری برای سنجش افکار صاحبان مآثورات تاریخی و فرهنگی هستند.همانگونه که آثار باستانی یک وابستگی و دلدادگی فرهنگی بشمار می روند خود نیز می توانند عامل ایجاد دلبستگی و وابستگی بازدید کننده ها شوند. در سایه ی همین آگاهی و ارتباط است که دنیای امروز قدر هر اثر و یک اثر هرچند کوچک و در حال ویران را می داند.بیاییم قدر میراث فرهنگی خود را بدانیم.(تورج رهبر گنجه-باستان شناس)

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 شهریور1393ساعت 20:43  توسط وارنا  | 

خانه های تاریخی عمده آثار تاریخی برجای مانده ای هستند که هنوز بوی تاریخ و هنر می دهند میراثی که از دوره های پیشین  باقی مانده و لی آخرین نفس های را می کشند. در این میان بناهای تاریخی  کاشان  که یکی از مراکز غنی هنر معماری –تاریخ و باستان شناسی بشمار می رود حال و روز خاصی به خود گرفته است که خوشآیند کسی نیست.به عنوان نمونه خانه شعاعی که دارای ارزش و میراثی گرانبها برای مابود اما تخریب امانش را برید “تخریب خانه تاریخی شعاعی کاشان” با نابودی بخشی از مطبخ این خانه تاریخی شروع گردید این خانه تاریخی  یکی از آثار برجای مانده از دوره افشاری بود در کتیبه ای که در ایوانچه بدنه شرقی حیاط قرار گرفته مرمت بنا را به سال 1160 (دوره افشاریه ) باز می گرداند،همچنین کتیبه ای که در طاق نمای حیاط در داخل کادر ستاره مانند گچ بری شده است، تاریخ احداث بنا را مصادف با حکومت نادرشاه افشار بر ایران بیان می کند.این بنا دو سال قبل توسط اسداله شعاعی به شهرداری کاشان واگذار شده که غیرقابل سکونت و فاقد سکنه بوده است. این اثر در سال 1388 به فهرست میراث ملی کشور پیوسته است

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 شهریور1393ساعت 18:7  توسط وارنا  | 

بازار قلعه کهنه کرمان که مورد غضب آتش کینه ورزی های ما شد واین بهانه ای شد تا باز از درد بی درمان میراث بگویم.همه می دانند تمامی ابنیه تاریخی به ویژه مناطق دوردست، فاقد وسایل و تجهیزات ایمنی و مراقبت های فنی و حفاظتی و به زبان ساده تر به امان خدا رها شده اند. و همین کمبودها و نارسایی ها، لطمات جبران ناپذیر زیادی به آثار مزبور می زند، ولی در اصلاح و بهبود این نابسامانی ها و سروسامان دادن به این اوضاع آشفته، معمولاً کار اساسی و بنیانی صورت نمی گیرد یا اگر اقدامی شده باشد، بسیار کم اثر و ناچیز بوده است.  بعضاً به بهانه های گونه گون در حال تخریب و از بین رفتن بوده یا به وسیله دزدان غارتگر و حفاران و قاچاقچیان سوداگر غارت و چپاول می شوند .آثار و ابنیه های باشکوه که در سالیان دراز وجود داشته و سیاحان فرهنگی در طول سیصد سال قبل اوصاف و تصاویر آنها را برای ما به یادگار گذاشته اند امروز کوچک ترین اثری بر جا نیست و از ابنیه داخل شهرها هم هر چه برپاست به شکل عجیبی صدمه عمدی خورده و غالباً یا نقوش آنها را سترده یا در و پنجره و سقف آنها را چنان درهم شکسته اند که هیچ زلزله یی نیز چنین نمی کردعجب تر اینکه این ستم و خذلان معمولا از سوی عده ای بی عاطفه , وبی مسول که ستم های بی شمار به ابنیه و آثار معمولی روا داشته و امامزاده ها و مساجد وتکایا ،حسینیه ها ،و.... را که به عقیده خود گرامی ومقدس  می دانند، از تطاول و تعدی بی نصیب نگذاشته و در خوردن موقوفات، دزدیدن نفایس و مخروبه و کثیف نگه داشتن آنها نیز از هیچ اقدامی دریغ نکرده اند.البته عفونت و تعفن امروز بدنه میراث از دمل ها و زخم های چرکین گذشته ی تلخ رفته بر میراث است هیچ سلسله و حکومتی بطور جدی آن طور که لازم بود اهتمامی در حفظ و حراست آثار فرهنگی تا کنون نداشته است و در بیشتر موارد با برخورد های خصمانه زمینه تخریب و انهدام آن ها را فراهم کرده اند لیکن امروز هیچ توجیه منطقی برای انهدام این آثار و بناها نداریم و همین کم توجهی ها سبب شده است دربناهایی که تا دیروز ملتها و ملیت های مختلف در برابر عظمت با شکوه آن سر تعظیم  فرود می آوردند امروز آشیانه جغد شده است و گاه صدای سگی غریبه از آن به گوش می رسد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 شهریور1393ساعت 11:54  توسط وارنا  | 

 ایران مهد تمدن و نگین تاریخ بشر از حیث اعتبار تاریخی و تعدد مواریث در میان ملل جهان بی همتا است.هرگوشه از آن  اثری باشکوه ، تلی تاریخی و... نشان از حضور تمدنی بزرگ است.حضوربانشان  قریب هشت هزاربقعه و اماکن شریف و متبرکه ازآن بهشت بی مانندی ساخته وهراثر باستانی اش اعم از مذهبی –تاریخی و عام المنفعه ، شناسنامه ای ،هویتی ، ماهیتی  رنجنامه و  گنجنامه ،پوند و رد و نام و نشانی از  صفحه ی بزرگ تاریخی است ا که ما براین همه گنجنامه ها مهرنیستی ومرگ زده ایم. امروزه  تخریب ها ی به  به نقطه جوش رسیده ،خواب از چشمان مضطرب نیاکان ربوده است.ویرانی و تخریب ها ارابه مرگ آثار باستانی شده اند و هرویرانی مهرمهلکی بر هلاکت آنها وارد می سازد.درصورتی که وقتی نیست می شوند جایشان خالی احساس می گردد. آثار تاریخی این نثار و ایثار عاشقانه نیاکانمان بد جوری در گرداب فلاکت و ویرانی فرو می غلتند  در این بین از بد عهدی و شوربختی روزگار همه ناظر و حاظر بر این ویرانی ها هستیم. گوشی از این سکوت وحشتزای ،غارتگران آثار باستانی چون گراز در باتلاق و بیشه میراث لانه کرده وبه غارت وچپاول آثار تاریخی می روند. ایرانزمین  بزرگترین مرکز حیات صنعتی و هنری دنیا و تحسین آفرین ترین هنر جهان  در شگفت این تخریب ها فرو رفته است.هراثر و آثار تاریخی -و- اتلال کهن تا دیروز شانه مهر،به شانه مهربان کشور ائیریان سائیده بودند امروزه بی پناه و متروک ،سوار بر ارابه مرگ پیش می روند این تخریب و ویرانی ها بلاهای آسمانی نیستند که چون بارش مرگ بر سر میراث فرهنگی می بارند بلکه این تخریب و ویرانگری ها حاصل جهل ما از مواریث فرهنگی و اهمیت آنها/ فقر و ضعف مدیریتی/ بی قانونی و در نهایت بی پناهی آثار تاریخی است  این بلاها بلاهای زمینی هستند که بر جان میراث سنگینی می کنند.شاید بعد از هزاران سال فهم ما از میراث فرهنگی دگرگون شده است کسی چه می داند؟چگونه است که ظرف شکسته بابلی غروربلند مردمان مزوپوتامیا را فریاد می کشد. سکونتگاه های چاتال هیوک در آسیای صغیر بعد از هشت هزارسال باید نفس بکشد اما آثار و میراث باستانی ما حق نفس کشیدن را ندارد؟اگرخواستارتداوم افتخارات  گذشته وگذشتگان نیستیم لااقل میراث فرهنگی این چراغ راه آینده و پل ارتباط  با گذشته و گذشتگان را نابود نسازیم.

+ نوشته شده در  شنبه 8 شهریور1393ساعت 17:37  توسط وارنا  | 

شهرستان تيران به دليل آب و هواي مناسب و قرار گرفتن در جاده ترانزيتي، مكان مناسبی براي گردشگري می باشد که چندان مورد توجه قرارنگرفته است. تیران و کرون از کهن‌ترین شهرستان‌های استان محسوب می‌شوند که قدمت 6 هزار ساله دارند. که وجودسنگ نگاره‌های فراوان  آن درطراف تیران و کرون این امر را ثابت می‌کند يكي از مهم‌ترين مكان گردشگري استان اصفهان، قلعه تاريخي قمشلو تيران است. اين مكان براي جذب گردشگر داخلي و خارجي مكان مناسبي است،این قلعه در شمال شهر تيران واقع شده است متاسفانه بخش وسیعی از این قلعه  ونیزقسمت های سقف قمشلو در حال تخریب است  . قلعه قمشلو مربوط به  حاکمان قاجار می باشددردوران گذشته خصوصا قاجار تیران به عنوان منطقه ییلاقی مورد توجه رجال و دولت مردان بوده است که می‌توان به مسعود میرزا ظل السلطان پسر بزرگ ناصرالدین شاه حاکم اصفهان اشاره کرد که در 6 کیلومتری شمال تیران در منطقه قمشلو، ارگی و باغی با شکوه به مساحت تقریبی 12 هزار مترمربع جهت تفریح و شکار احداث کرد و ارگ را قمشلو نامید.هر چنداین اثر در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۰ با  ۵۴۳۷ به‌عنوان یکی از به ثبت رسیده است در صورت کم توجهی به زودی این اثرشگرف از بین خواهد رفت 

+ نوشته شده در  شنبه 8 شهریور1393ساعت 12:20  توسط وارنا  | 

نقش برجسته بهرام دوم

+ نوشته شده در  شنبه 8 شهریور1393ساعت 10:31  توسط وارنا  | 

از اهمیت و نقش تاریخی نقش برجسته ها در روشن ساختن زوایای تاریک تاریخ بسیار گفته شده است وبه همین دلیل ذکر آن روا نمی داریم.اما از بیشاپوری که دیروز محوطه هایش را به آتش کشیدند و امروز که علف های هرز آن را به کام مرگ کشانده اندمی گوییم.بوته ها به جان کتیبه های بیشاپور افتادندوخطرتخریب آنها را شدت بخشیدند.ده ها بوته ها و گیاهان از میان سنگها و کتیبه های شهر تاریخی بیشاپور در حال روییدن هستند و زمینه تخریب و نابودی سنگهای تاریخی را فراهم کرده اند.  بیشاپوری که یکی از شهرهای باستانی ایران در 25 کیلومتری غرب کازرون فارس است و در زمان ساسانیان ساخته شده، با 200 هکتار وسعت از شهرهای مهم آن زمان بوده و اهمیت ارتباطی داشته، این شهر از قدیمی ترین شهرهایی بوده که تاریخچه ساخت آن به صورت مکتوب در سنگ نوشته ای موجود است. این شهر دارای طراحی و مهندسی ویژه آن روزگار بوده و در کتابهای تاریخی، نام این شهر با عنوانهای بیشاپور، بیشابور، به شاپور، بیشاور و "به اندیوشاپور" ضبط شده است.شهر بیشاپور مرکز ایالت و کوره اردشیر خوره بوده و تا قرن هفتم هجری آباد و مسکونی محسوب می شده اما پس از آن ویران شده که البته گنجینه ای از آثار ارزشمند ساسانی مانند معبد آناهیتا به شمار می رود.متاسفانه طی چند سال گذشته این آثار تاریخی دچار آسیبهای زیادی شده به گونه ای که بسیاری از آثار تاریخی شهر بیشاپور مورد تهدید قرار گرفته است.برخی آثار تاریخی با ارزش به محلی برای چرای دام تبدیل شده و روستائیان اطراف بدون هیچگونه ترسی به راحتی گوسفندان خود را به داخل شهر تاریخی بیشاپور آورده که این امر خطراتی را به دنبال دارد.همگی این تخریب ها باعث تهدید این آثار تاریخی شده ومسولان برای حفظ این اثر هیچ گامی بر نمی دارند.بارها تذکر داده شده است که آثار با ارزش در آستانه نابودی قرار دارد و هجوم گل سنگها و بوته های هرز وخودرو از درون نقش برجسته های این شهر تاریخی سر درآورده است و.شش نقش برجسته در این اثر تاریخی وجود دارد که در هر شش مورد آن شاهد رویش گیاهان هستیم این خود باعث شده است تا به دنبال آن شکافهایی در نقش برجسته ها به وجود آمده ودر هشت بخش آن بوته رویئده است.

رویش علف درنقوش اشکفت ایذه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مرداد1393ساعت 9:4  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 مرداد1393ساعت 8:16  توسط وارنا  | 

علی رغم اینکه نخستین قانون ناظر بر عرصه میراث فرهنگی همان قانون عتیقات در 52 ماده و در 28 آبان 1311 تصویب شد. پس از گذشت 82سال از  هنوز به این نتیجه نرسیده ایم که قوانین میراث فرهنگی را بازنگری و به روز سازیم .در حالی که همین قانون مندرس  که خود عتیقه شده است لطمات جبران ناپذیری به میراث وارد ساخته است.وموجب شده اتفاقات بسیار ناخوشآیندی برای آثار ،گنجینه ها،بناها و اشیای درون موزه ای این سرزمین روی دهد.اتفاقاتی که هنوزعلاقه مندان و شیفتگان میراث فرهنگی را می آزارد. حوادثی که در این حوزه رخ می‌دهد تخریب های برنامه ریزی شده و هدفداری است که تا امروز توجه جدی به آن نشده است.به نوعی این حوادث تلخ و ناگوار ،صبر و حوصله را ازهمه گرفته است .هزاران سند و مدرک از دوران فطرت و تاریکی میراث فرهنگی و اوج حقارت آن در دوران های صفوی و قاجار و پهلوی دردست است که بررسی هریک عمق نفرت و کینه ما را نسبت به این حکومت ها افزوده است.صفویان کینه ورزانه آثار قاجار را منهدم و قجر های بی نام و نشان آثار پهلوی را از بین بردند در حالیکه هریک از این آثار بر گرفته از ذوق و هنر و معماری و برگرفته از روح لطیف و بلند ایرانی حکایت داشتند صد ها اثر که می توانستند زیور هنر و معماری ونگین فهرست جهانی باشند ناجوانمردانه از بین رفتند.مرحوم اقبا ل آشتیانی می گوید؛ «جنایتی که یک عده از حکام طمع ورز سفیه دوره قاجاریه و... در انهدام آثار بی نظیر اصفهان مرتکب شده اند از حد شرح و وصف بیرون است. از تمام آثار و ابنیه باشکوهی که در ساحل راست زاینده رود وجود داشته و سیاحان فرهنگی در صد سال قبل اوصاف و تصاویر آنها را برای ما به یادگار گذاشته اند امروز کوچک ترین اثری بر جا نیست و از ابنیه داخل شهر هم هر چه برپاست به شکل عجیبی صدمه عمدی خورده و غالباً یا نقوش آنها را سترده یا در و پنجره و سقف آنها را چنان درهم شکسته اند که هیچ زلزله یی نیز چنین نمی کرده است. صدها خانه تاریخی در تصرف مالکانی است که با استفاده از فقر قانون ،آنها را تخریب و برج های بی هویت و بی هیبت را جایگزین آنها کرده اند.سخن به گزاف نیست اگر بگوییم در سایه قوانین ضعیف و بی (بازدارنده) مهار تخریب آثار و سرقت گنجینه های تاریخی از دست مسولان خارج شده است در این بین گروهی  بی عاطفه از خدا بی خبر از همه کس و همه جا نسبت به ابنیه و آثار تاریخی وامامزاده ها و مساجد ،کبوترخانه و قلاع و پل و خانه ها و حتی آرامگورها،مورد  تطاول و تعدی قرار می دهند  در مواردفراوانی خاندان منفور پهلوی با عمال صهیونیست دست به تخریب و انهدام آثار فرهنگی وسرقت و تاراج گنجینه های تاریخی زدندبازار منوچهری در داخل و بازارهای دوبی و لندن برای فروش آثار تاریخی از هم سبقت گرفتند..میراث باستانی این سرزمین از گذشته های خیلی دور هم حال و روز خوشی نداشته اما  امروز چرا و چگونه غارتگران آثار تاریخی و سارقان آثار عتیقه توانسته اندمجال نفس کشیدن را ازآن سلب کنند؟روزانه ده هامحوطه ها ی تاریخی و اتلال باستانی از بین می روند. هزاران بنا قد می شکنند. وهزاران فقره سرقت ،نشان از ضعف قوانین بازدارنده در حوزه میراث دارد.که باید تدبیری کرد.نمایندگان مردم  باید باور کنند که هر اثر تاریخی به دلیل جایگاه ممتاز خویش ،مانند شخصیتی می مانند که شناسنامه، تاریخ ، هویت و ماهیت دارند یکتا. بی جانشین و بی بدیل و بی همتا بوده و سند هویت بخش ما بشمار می روند. باا این روند تخریب ها ، سرقت ها و ویرانی هاخیلی زود آتش این تخریب دامان  تخت جمشید،بیشاپور،طاق بستان،پاسارگاد.مسجد شیخ لطف الله و امام و کبیر و کبود،بقعه شیخ صفی الدین،نائین.سازه های شوشتر.شوش و.... را می گیرد که در آن حالت  باستان شناسی ایران برای همیشه از بین خواهد رفت .(تورج رهبرگنجه-باستان شناس)

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مرداد1393ساعت 11:1  توسط وارنا  | 

حمام های تاریخی ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مرداد1393ساعت 8:34  توسط وارنا  | 

 مسجد ریجاب کرمانشاه در روستایی به این نام مستطيل شكل و از قلوه سنگ و ملاط ساخته شده است. اين بنا ظاهراً ادرمکانی ساخته شده که بنایی قدیمی تر وجود داشته است و با این حال که برخی  معماری آن را قبل از اسلام میدانند صحیح نمی باشد  برخی باستان شناسان حتی دوره صفوی را ذکر کرده اند که با معماری آن همخوانی ندارد به هر روی ،هالي محل بناي اين مسجد را به (عبدالله بن عمر) فرزند خليفه دوم نسبت مي دهند . اين محل در صدر اسلام به مسجد تبديل شده است .محراب مسجد بر خلاف تمام مساجد اسلامي از ديوار جنوبي بيرون نيامده بلكه بوسيله گچبري به ديوار مسجد اضافه شده و كاملاً از ديوار متمايز است . مناره مسجد مدتها بعد از بناي مسجد ساخته شده و آنرا برروي بام مسجد در زاويه جنوب غربي ساخته اند و راه ورودي به مناره هم از پشت بام مسجد است . سبك معماري مناره شباهتي به برجهاي خاموشي بخصوص به برج خاموشي ريجاب دارد با اين تفاوت كه بجاي سنگ از آجر براي نماي خارجي مناره استفاده شده است . مناره مسجد دراراي 21 پله مثلثي شكل است . بالاي مناره به دريچه اي رو به جنوب منتهي مي گردد. كه كاملا از اين جهت هم از برج خاموشي ريجاب تقليد كرده‌اند . سكويي نيز در داخل مناره ديده مي ‌شود و بالاي آن گنبدي قرار دارد مدخل مناره داراي تاق گهواري شكل بوده و نماي خارجي آن در قسمت فوقاني با چوب و گچ تزيين يافته و شباهت زيادي به مناره ساريان در اصفهان دارد . در داخل مسجد هشت ستون در دو رديف به موازات هم قرار دارند كه از دو شكل مختلف مي باشند . 4 عدد از ستونها چهارضلعي با ابعاد 75 در 75 سانتي متر كه تا سقف به يك اندازه هستند چهار ستون ديگر در يك امتداد قرار دارند هر كدام از سه قسمت مشخص تشكيل شده اند : قسمت نخست كه از كف مسجد تا ارتفاع 30 سانتي متر شروع مي شود . چون چهر ستون قبلي چهار گوش با ابعاد 83 در 83 سانتي متر هستند از ابنحا تا ارتفاع 2/2 متر ستون به شكل استوانه در آمده به محيط 190 سانتي متر و در قسمت سوم ستون باز به شكل چهار ضلعي در آمده و تا سقف رفته است . در بالاي اين دو رديف ستون دو الوار تراشيده شده ضخيم انداخته‌اند سپس تيرهاي افقي مسجد را روي آن دو قرار داده‌اند . منبر مسجد پشت به محراب ساخته شده و از سنگ و گچ بنا گرديده و داراي 5 پله است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مرداد1393ساعت 8:14  توسط وارنا  | 
کاروانسرای زعفرانیه را باید زعفران کاروانسراهای ایران خواند این اثر قاجاری که در هفدهم آذر سال 1364 با شماره 1696 در فهرست میراث ملی قرار گرفته است در شهرستان سبزوار مانند جواهری می درخشد .این کاروانسرا در روستای زعفرانیه کیلومتر 40 جاده سبزوار واقع شده است .اصل بنا، معماری و نوع قوس هایی که در ساختمان کاروانسرا مشاهده می شوند، همگی از دوره قاجارند؛ ولی این بنا در دوره صفوی ساخته شده و شاید در دوره ای به طور کامل تخریب شده و در دوره قاجار به صورت کامل بازسازی شده است

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مرداد1393ساعت 10:41  توسط وارنا  | 

 مسجد  ابومحمد شهر کرد یکی از جاذبه های تاریخی و از مواریث ارزشمندایران است که هفتم خرداد سال 1387 با شماره 22951 در فهرست میراث ملی ثبت شده است.این بنا از مساجد تك شبستانه چهار ايواني با طاق نماهايي بوده كه در دوره هاي قبل، طاق نماهاي آن تخريب شده است. معماري مسجد ابومحمد شهركرد متعلق به دوره قاجاريه است: پوشش این بنا به صورت طاق و گنبد است که بر روي ستون هاي سنگي بنا شده است. مصالح بكار رفته در این بنا از مصالحی همچون چوب، سنگ، آجر و خشت است. پوشش بنا به صورت طاق و گنبد ،بر روی ستون‌های سنگی بنا شده است. برخی این مسجد را متعلق به دوره قبل از  صفوي  دانسته و درکتاب معماری  ایران دروه اسلامی آقای کیانی تاریخ ساخت اثر ،قرن هشتم ه ق ذکر شده است اما آنچه مشخص است این اثر پس از ويراني ، در سال 1338 از نو ساخته شده است


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مرداد1393ساعت 10:32  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مرداد1393ساعت 8:17  توسط وارنا  | 

نسل هایی پی در پی آمدند و رفتند و از تاریخ با شکوه و عظمت ایرانزمین بسیار آموختند وبر آموخته های خود آمیختند از دیدار گنجینه های تاریخی درس ها و عبرت و پندها گرفتند اگرچه نه کوزه گری_کوزه خری_ کوزه فروشی- بود اما از درون  کوزه های تاریخی صدای تپش ضربان قلب و نفس هایی را می توان حس کرد و شنید که ما را می خوانند انگار صحبتی با ما دارند و مارا بد جوری مورد خطاب و عتاب قرار می دهند که  چرا از میراث و فرهنگ حفاظت نمی شوداین گنجینه ها سهم الارث نپستندبلکه به عنوان میراثی گرانسنگ به امانت سپرده شده است دراین خاک پهناور ایران که هزاران سال اندیشه های نیک  و روانهای پاک جاری بود اینک چه شده است که اندیشه ها به کژی گرویده و روانها جامه چرکین بتن کرده است؟کینه و عداوت و شقاوت و بیرحمی به گنجینه های تاریخی بالا گرفته وتمامی آنچه به ما رسیده است در حال ویرانی و تخریب است؟هر اثر تاریخی نشانه ی هویت فرهنگی و ماهیت تاریخی ماست و باید از گزند روزگار و دستان اهریمنی در امان بماند.آثار باستانی نباید مغضوب ما شوند چرامیراث باستانی و تاریخی اینچنین گسترده و جهانی پر نفوذ و فعال(تا دیروز)بر صحنه دوران  وضعیت نامطلوبی بخود گرفته است نباید فراموش کنیمادامه روند این همه ویرانی نتایج زیانباری برای ما و نسل های آینده خواهد داشت. این آثارنشان دهنده  حركت نسلل های توالی در طول تاریخ است.با شناسایی آن زمینه شناخت هویت و خط حركت فرهنگی خود و آیندگان رامیسر می شود آثار تاریخی باقیمانده از گذشتگان حاصل هزاران سال تجربه بوده، و از این نظر برای همه دوران ارزشمند است،از این طریق زمینه‌های عبرت برای شما و فرزندان این سرزمین  فراهم میآورد.این واقعیت دارد که توجه به اشیاء گذشتگان در ذات همه ما وجود دارد ولی اینکه چرا تلاش نشده است تا از این آثار به نحوی نگهداری و مراقبت كنیم و میراث فرهنگی را که فی الواقع  هویت و اندیشه و معنویت ماست اینگونه در معرض بی توجهی و نابودی قرار دارند. شاید قصور درآگاه‌سازی مردم به این میراث‌های ارزشمند و برنامه‌ریزی‌های دقیق فرهنگی، عمرانی در جهت نگهداری از آنها گناه نابخشودنی همه ما باشد با این حال امروزه که پاسداری از میراث فرهنگی وجهه‌ای جهانی یافته -ملی و همگانی  یافته ، برای بازیابی و نگهداری ازآنها باید کوشش مضاعفی کرد. خصوصا در شرایط فعلی جهان که ملتها و اقوام برای گفتگو و هم‌اندیشی بیشتر نیازمند شناخت ازیكدیگر هستند از این رو میراث فرهنگی و یادمانهای تاریخی از مهمترین ابزارهای این گفتگو باشد. میراث فرهنگی درحكم دریچه‌های است، كه به سوی روحیات و خلق خوی و آداب و رسوم ساكنین آن دیار باز می‌شود. شناختن و شناساندن آثار تمدن چهرهای تابناك هر نقطه به حكم وظیفه لازم است از هر دریچه كه به فرهنگ مردم در هر كجای دنیا باشد، بنگریم، یك پیام كاملا شفاف را از دل تاریخ بر كتیبه زمانه حك شده می‌بینیم: آینده از آن ملتی است كه گذشته خود را می‌شناسد. رمز این پیام در شناخت و یادآوری خاطره تاریخی یك ملت نهفته است،در طول دوران تاریخ نشان داده شده است و نشان داده خواهد شد هر ملتی همان قدر دارای شخصیت هویت و اصالت ریشه و ارزش تاریخی است، كه مستنداتی به عنوان میراث فرهنگی از خود ارایه نماید، و اولین اقدامی كه در مورد نگهداری آثار و اشیاء تاریخی لازم است،از توجه و هوشیاری مردم و تفهیم و درک اهمیت این غافل نگردیم میراث فرهنگی این سرزمین پهناور و تاریخی ،اسناد و مدارک متیقن و قابل اعتمادی هستند که طی قرون و اعصار به جا مانده‌اند لذا بایدازگزند زمانه حفظ و امكان دیدارشان را برای مردم و نسل های آینده فراهم ساخت باید بیاموزیم  هویت تاریخی را جایگزین ضد ارزشها کنیم تا مردم با دیدن و شناختن میراث تاریخی و فرهنگی احساس تحسین و هویتی اصیل و استوار ‌نمایند، و از فراز نشیبها و تجربیات تلخ و شیرین گذشتكان درس عبرت بگیرند. ایران سرزمینی با پیشینه دیرین و یكی از پنچ كشور ممتاز و دارای تمدن كهن است، و در جای خود میراث‌های كهن و با ارزشمندی را جای داده است، كه معرفی، بازسازی، حفاظت و كاربری‌های گوناگون آنها متناسب با زمان می‌تواند در دورهایی كه بحران هویت یك معضل است و تهاجم فرهنگی سرزمینهای کهن را آماج خود قرار داده است می تواند مفید حال ملت باشد

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مرداد1393ساعت 22:53  توسط وارنا  | 

کاروان سرای سرایان

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مرداد1393ساعت 15:32  توسط وارنا  | 
 

 

 در اساسنامه میراث فرهنگی كشور، آثارتاریخی جان مایه نسلهای گذشته بشمار آمده اند.که شامل آثار باقی مانده از گذشتگان ونشانگر حركت انسان در طول تاریخ بوده با شناسایی آن زمینه شناخت هویت و خط حركت فرهنگی او میسر می گردد.متاسفانه امروزه انواع آسیب ها آثار تاریخی را آسیب پذیر کرده اند.از آسیب های فیزیکی مانند شکستگی  سائیدگی و ترک خوردگی .له شدگی  و پوسته پوسته شدن یا آسیب های شیمیایی از جمله پدیده شوره زنی  پدیده نهان شکفتگتی ،و آسیب های بیولويیکی مانند خزه و ریشه گیاهان و رویش علف های هرز-خزندگان و جوندگان، درکنار عوامل انسانی که کمر همت بر انهدام و تخریب بناها و مکان های تاریخی بسته اند گواهی می دهند که شاید دو دهه دیگر باید با همه آثار باستانی این سرزمین واع تلخی کرد البته صندوق میراث جهانی با توجه به ویرانی آثار تاریخی منطقه آسیا به دلیل بروز جنگ هارا مطرح کرده بود این تخریب ها به نوعی  زیان تدریجی است و این وضع در مورد وضعیت آثار مهم تاریخی ایران بسیار جدی است که روز به روز بر شدت تخریب در برخی سایت‌های مهم آن افزوده می‌شود. ده سلم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مرداد1393ساعت 8:57  توسط وارنا  | 

خانهٔ ستوده ،  چالُشتُر ،  شهرکرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 مرداد1393ساعت 8:7  توسط وارنا  | 

بار سنگین تحلیل ها و بحث ها برشانه آثار تاریخی و اشیای باستانی سنگینی می کند سهم چراغ نظر و شناخت پیشین در رویکردهای باستان شناختی درهر شئی و بنای تاریخی محسوس وملموس استآثار تاریخی و باستانی که برای این منظور از طرف باستان شناسان به خدمت و گواهی فراخوانده می شوند نقش غیر قابل انکاری در شناخت تمدن های پیشین و کهن دارند باستان شناسان به دلیل جنس منابع مورد مطالعه که ماده ای الکن هستند ودر یک فرآیند زمانی درازآهنگ به تدریج هم دستخوش تغیر سیرت و صورت قرار می گیرند با از بین رفتن جنس این منابع ،چیزی از هستی و چگونگی ماهیت زیستی آثار به ما نخواهند داد.اثر و آثارتاریخی هر یک ، منابع تحلیلی و بیان گفتار ها و نبشتارها هستند دستخوش آنها باستان شناسان را از دسترسی به نتایج واقعی دور خواهد کرد.برای هر رخداد تاریخی و یا هر واقعیت فرهنگی در فرآیند حیات و حضور، تجربه و تقدیر تاریخی ،جستجوی منشا و خاستگاه های هر تمدن و دوره ای منوط به آثار این اثرهاست.با تخریب و نابودی هر شئی و سرقت هر اثر و یا فرو ریختن دیوار خانه تاریخی پرده ای کدر بر واقعیات تاریخی پرتو افکنده و کار تحقیقات یک باستان شناس را با چالش جدی موجه می کند.باستان شناسان درباره اتفاقات و واقعیات های مدفون و مفقود و فرآیند ها و متغیرهای منجمد گذشته بر مبنای شواهد مادی گذشته کاویده و گردآوری می کنند دست به داوری زده ومفروضات آئینی را تشریح می سازند.آیا بدون یافته شدن چنین مواد و مدارکی می توان مدعی شد که به خاستگاه دین و آئین و باورها و سنن و ادب و آداب ،هنر و...گذشتگان دست یابیم؟

+ نوشته شده در  شنبه 25 مرداد1393ساعت 23:50  توسط وارنا  | 

قرآن مي‏فرمايد: «و اگر خدا بعضي از مردم را با بعضي ديگر دفع نمي‏كرد، صومعه‏ها، كليساها، كنيسه‏ها و مساجدي كه نام خدا در آنها بسيار برده مي‏شود، سخت ويران مي‏شدند.با اینکه  توجه به اشیاء گذشتگان در ذات انسان‌ها وجود دارد و همواره تلاش شده از این آثار به نحوی نگهداری و مراقبت کنند. میراث فرهنگی  آیینه جان، اندیشه و معنویت  و نشان امنیت  است که متاسفانه  در معرض بی توجهی و نابودی عده ای کژ فهم قرار گرفته است.تخریب وژه ای  آشنا واصطلاحی ویرانگر و پراستعمال،نفرت انگیز وملات آور،چالش برانگیز وضدفرهنگ،لااقل درحوزه میراث فرهنگی است.باستان شناسی کشورها امروزه تولید خدمت (ونه خیانت)میکند.حیات باستان شناسی و خیزش باستان شناسان به معنی امنیت در یک جامعه می باشد.وقتی یک تخریب و سرقتی در میدان فرهنگی و میراث کشوری صورت بگیرد  امنیت و آرامش درآن  جامعه رنگ می بازد.از این روی حفظ اماکن تاريخي هم از لحاظ هويتي و هم منابع عظيم درآمد براي کشورها بسيار مهم است. ميراث فرهنگي، همه آن چيزهایی است كه از گذشته به يادگار باقي مانده، بيان‏گر فرهنگ و تمدن،هنروباورها،سنن ادب و آداب، و.....گذشتگان مي‏باشد. یعنی مكان‏هاي تاريخي و مذهبي، نظير مساجد، حسينه‏ها، زيارتگاه‏ها، كليساها، كنيسه‏ها، اشياء و صنايع تاريخي، آثار علمي، هنري و هر چيزي حتی تکه سفال تاریخی و دیوار شکسته و فرو ریخته ای از دوران های کهن است .رونق فعالیت های باستان شناسی در هرکشوری ،آرامش یک جامعه را به همراه دارد.آگاه‌سازی مردمان به این میراث‌های ارزشمند و برنامه‌ریزی‌های دقیق فرهنگی، عمرانی در جهت نگهداری از آنهاست، اگرچه پاسداری از میراث فرهنگی وجهه‌ای جهانی یافته و نهادهای وابسته با تشکل ستادهایی برای بازیابی و نگهداری ازآنها می‌کوشند ولی شکی نست که امروزه ملتها و اقوام برای گفتگو و هم‌اندیشی بیشتر نیازمند شناخت یکدیگر و از این رو میراث فرهنگی و یادمانهای تاریخی از مهمترین ابزارهای این گفتگو است. میراث تمدن هر دیار، درحکم دریچه‌های است، که به سوی روحیات و خلق خوی و آداب و رسوم ساکنین آن دیار باز می‌شود. شناختن و شناساندن آثار تمدن چهرهای تابناک هر نقطه به حکم وظیفه بر همگان واجب است. از هر دریچه که به فرهنگ مردم در هر کجای دنیا باشد، بنگریم، یک پیام کاملا شفاف را از دل تاریخ بر کتیبه زمانه حک شده می‌بینیم. عدم تخاصم با میراث فرهنگی ،ضامن هویت تاریخ ملت است

+ نوشته شده در  شنبه 25 مرداد1393ساعت 10:27  توسط وارنا  | 

علی رغم تشدید تخریب هایی که در حوزه میراث و فرهنگ ، تاریخ و معماری و هنر این سرزمین صورت می گیرد با این حال  هنور این سرزمین  از نظر انجام پژوهشهاي باستاني شناسي و تعدد جاذبه ها و اماکن تاریخی معتبر و...داراي موقعيت ممتازي است که بی گمان همتا و مانندی برای آن نمی توان یافت.اين موقعيت بخاطر عوامل متعددي است كه استقلال ، تداوم و استمرار تاريخي و فرهنگي ،تمدن باستاني، شگفتي هاي كتابت و ويژگي توسعه ملي و شکل گیری هزاران بنای تاریخی و مذهبی و یا عام المنفعه از آن جمله است . با وجود مطالعات بسياري كه به ياري پژوهشگران ايراني و خارجي صورت گرفته است ، هنوز دانش ما از دانستنی های تاریخی و میراث هنری آن اندک و کم شمار است.در زمينه شناسایی . درک حقایق پیرامون تاریخ و پدیده های متنوع هنری اعم از مذهبی و غیر مذهبی، به حكم ضرورت بايد مختصات و ابعاد جغرافيائي ايران را در نظر گرفت و بويژه ، پراكندگي و توزيع جغرافيائي آثار باستاني را با توجه به مختصات جغرافيائي مورد ملاحظه قرار داد .برای پی بردن به میزان عظمت میراث فرهنگی این سرزمین لاجرم باید ، با توجه به كار و تحقيق سنگين وتلاش مضاعف در شناسایی آنها مبادرت کرد این هم به نوعی مستلزم  برنامه ريزي دقيق و علمي براي ادامه کارمنطقي وپژوهشی در مطالعات آينده است .نكته ايكه بايد به آن توجه داشت اينست كه برنامه فعاليت هاي ما شناسایی و معرفی و سپس حفظ و صیانت از آنها باشد. كشورهاي ديگري كه در زمينه حل مسائل فرهنگي و تاریخی خود از طرح هاي جامع پژوهشي و برنامه ريزي شده استفاده كرده اند تاكنون به نتايج مطلوب و رضايت بخشي رسيده اند .اطلاعات مردم آنها موجب حفظ تاریخ و میراث تاریخی شده است. در حال حاضر،‌آگاهي و برداشت ما از فرهنگ هاي مهم و مآثورات تاریخی و فرهنگی بسیار اندک و نگران کننده می باشد.

                                                            مقبره منسوب به پسر چنگیز درگناباد

آرامگاهي در آخر دنيا

+ نوشته شده در  شنبه 25 مرداد1393ساعت 8:42  توسط وارنا  | 

بنای مسجد چهل محراب اگرچه درحال حاضر چهل محراب ندارد اما هنوز با این نام در تاریخ می درخشد.در یزد  مسجدی وجود دارد  كه به مسجد چهل‌محراب معروف است. این بنا در گذشته چهل‌محراب داشته كه امروزه اثری از آنها باقی نمانده  است. در كل مسجد هیچ گونه تزئینات خاصی نداشته و محراب فعلی آن نیز كاملا  ساده است. مسجد چهل محراب سر دری دارد که ماذنه ای کوتاه بر بالای آن قرار  گرفته است. این مسجد دارای صحن، شبستان زمستانی، سردر و غرفه‌ها و یک اتاق  مشهور به مزار آقا در ضلع جنوبی است. در ضلع جنوبی صحن، مقبره‌ای كه مزار  آقا نامیده می‌شود وجود دارد. در ضلع شرقی صحن سه غرفه دیده می‌شود که در  یكی از آنها کاشی محرابی فیروزه ای رنگی به چشم می خورد. شبستان بنا در ضلع غربی صحن قرار دارد كه غرفه‌های آن به‌صورت دو طبقه دیده می‌شود. در یكی  از این غرفه‌ها هم کاشی محراب فیروزه ای رنگ نصب شده است.سومین کاشی محراب در اتاقی مشهور به مزار آقا نصب است كه جمله «بحسن  توفیقه» به خط نستعلیق و برجسته برآن نقش بسته است. به گفته ایرج افشار در  کتاب یادگارهای یزد کاشی های محراب این مسجد قابل مقایسه با کاشی محراب های ابوالمعالی و باغ صندل است که امروزه نیز اثری از کاشی محراب های این دو  مسجد نیست .ماذنه مسجد در بالای سردر ورودی فعلی قرار دارد و از آجر است. در داخل بنا و زیر طاق‌ها نورگیر‌های مشبكی تعبیه شده است  كه نور فضای شبستان را تامین می‌كند و در سه طرف شمال، غرب و شرق شبستان  دارای غلام گردش می‌باشد.این بنای سده هفتم هجری در تاریخ  18 آبان سال 1378 درفهرست میراث ثبت شده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 مرداد1393ساعت 8:14  توسط وارنا  | 

میراث، باستانشناسی  و مجموعه باستان شناسان کشور را ازمنظر تخریب هایی که بر شاکله خود دارد می توان زمینگیر ترین فرهنگ و میراث خواند.حوزه ای پرتنش  و سوال برانگیز،پرمناقشه با مدیریت های چالش برانگیز با بدنه و ترکیب اسرار آمیز و پیچیده سوگناکتر از هر زمان دیگر در حال فروپاشی و اضمحلال است.برخوان ضیافت آن نه اهل فن و تدبیر نشسته و نه سکانبان ماهر و قهاری دارد. با ادامه وضعیتی که در یک دهه اخیر بر آن مستولی شده پرچین و شکن و لایه به لایه پایه های آن حادثه خیزتر و زلالی و پیراستگی چند ده هزارساله آن کم فروغتر و گل آلود تر شده است.در زیر این لایه های تاریخی ،ذوق هنری و ریشه های معماری با همه باورها و اعتقادات دوران های کهن رنگ باخته وحد اصالت و عمق عنیت تجربه های معماری و هنری هویت خود را از دست داده است.تا آنجا که آموزه های دینی مانع محو ابزار هویتی نشده است.در حالیکه باستان شناسی در مطالعات خود به کاربست های گسترده و اجتناب ناپذیر نیازمند است از وصف و معرفی و نقد و تحلیل ها به دلیل کمبود اسناد و داده ها عاجز مانده است.همه آن محفوظات و مفروضات تاریخی به چالش کشیده شده است با اینکه باستان شناسی دانش پیچیده و دشواری است ادیان و نظام های عقیدتی و ارزشی مرده مدفون،متروک و مفقود از ذهن تاریخ ،را کند و کاو و بررسی می کند امروز در دایره وسیع این کند و کاو های بی حساب و کتاب مانده است.بازارهای سوداگران مرگ با داد و ستد آثار  باستانی رونق گرفته وگنجینه ها و دفینه ها بدون بیان رازهای ناگفته تاریخ از سینه اتلال باستانی ،شکافته شده و به چپاول برده می شوند.مدال های افتخار برگردن متولیان نقش بسته و جماعتی بی تفاوت بر گرد این خوان(میراث فرهنگی) به انتظار انهدام نشسته اند.گروهی بانگ بر آورند که حق کشف آثار دهید تا شاید میراث وطن از این دام برهد.ما که از رزمز گشایی و خوانش و معناکاوی ، تبیین و تفسیر و تحلیل این بدگفتاری ها مانده ایم. از بادگیر ها که درگیردار زندگی و مرگ هستند و از بناها و خانه های تاریخی که نه بن و نه بانی آنها چیزی باقی مانده است.فقط مانده ایم که چرا آسمانی ترین تمدن بشر ،سر سلسله با شکوه ترین و فره  ترین میراث جهانی اینگونه زمینگیر شده است. با اینکه هر شناختی از گذشته با حرکت و عزیمت از پایگاه های فرهنگی و فکری و معرفتی آغاز می شود آیا پایگاه فکری با ذهن تهی از میراث و اهمیت آن بنیاد کزده ایم؟چشم گریزی ما از میراث و فرهنگ چه مفهومی دارد؟

+ نوشته شده در  جمعه 24 مرداد1393ساعت 18:7  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 14:21  توسط وارنا  | 

از سنگنگاره های ایران و سنگنگاره های کوه ارنان یزد چه می دانیم. سنگنگاره هایی که نخستین صفحات روشن تاریخ نگارش را رقم زده وملتها و ملیتها از خدمات حکومت ها و دولتهای نخستین به زیباترین شیوه ممکن آگاهی یافتند.صفحات تاریخی اگرچه روبه زوال می روند اما تاریخ عظمت این نبشته ها و نگارش ها را فراموش نمی کند.ارنان از لحاظ اکوتوریسم بی همتا و جذاب می نمایاند.این کوه در فاصله یکصد کیلومتری جنوب شرقی یزد و درمحدوده شهرمهریز به صورت کوهی منفرد قرار دارد .ارتفاع این کوه 840 متر، محیط آن در حدود 25 کیلومتر و سنگهای کوه از جنس سنگ های رسوبی آهکی دوره نئوژن از دوران سوم زمین شناسی است.کوه ارنان یزد در فاصله 100 کیلومتری جنوب شرقی شهر تاریخی یزد ودر حوزه دشت گسترده  بهادران سر برافراشته و با این داشته ی تاریخی خود شکوه بی مانندی یافته است.این کوه به سه روستای این منطقه اشراف دارد  در دامنه شرقی کوه تعدادی از تخته سنگها نقوش زیبای حیوانات و انسان را به اشکال گوناگون زینت بخش خود کرده اند نقوشی مانند بز کوهی شاخ بلند که حیوان کلی را نشان می دهد(بز نر)انسانی که سوار بر حیوانی با تیرکمان به دست مردی برهنه و نیزه به دست که در جستجوی شکار است در حال نبرد با حیوان نمایش داده شده است. مردی برهنه با گرزی که سگ شکاری دارد و آهویی زیبا و پرنده ای نمادین به گونه  جالبی بر روی سنگنگاره ها تاریخ و هنر این سرزمین را نشان می دهندبیش از نود در صد نقوش تصاویر بز کوهی می باشد.برخی از محققان و باستان شناسان در مورد کشف این آثار اظهاراتی کرده اند از قبیل این که آثار متعلق به زندگی انسان های عصر حجر و دوره نوسنگی است و تاریخی بین 10 تا 12 هزار سال را بر این آثار گذاشته بودند نمونه هایی مشابه از این نقوش در سنگ نگاره های موجود در نقاط دیگر کشور بویژه غار دوشه، دره میرملاس و هومیان و برد سفید در کوهدشت و یا نگاره های بر روی سنگ در دره خره هنجیر شهرستان مهاباد و یا نقوش حکاکی شده در دیوین الوند همدان، همچنین مشابه این گونه آثار در خارج از کشور به عنوان مثال سنگ نگاره هایی در کوه های هندوستان و ...می توان دید.با زوال هریک از این کتیبه ها تاریخ کتابت ما با چالش موجهه خواهد شد.سنگ نگاره هاي ارنان در تاریخ 17/ 2/ 1378 و به شماره ثبتی 2361 در فهرست آثار ملی و نه طبیعی كشور به ثبت رسیده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 مرداد1393ساعت 14:16  توسط وارنا  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 مرداد1393ساعت 18:18  توسط وارنا  |